صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل شما برای اعتقاد به روح

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    257
    حضور
    7 روز 1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    520

    دلیل شما برای اعتقاد به روح




    دلیلی که شما برای اعتقاد به روح دارید چیست؟

    هم میخواهم نظرات دوستان را و هم ادله قرآنی و دینی را از کارشناس بشنوم.
    ویرایش توسط mir@ : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۵:۱۸

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله




    دلیل شما برای اعتقاد به روح








    کارشناس بحث: استاد طاها



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان مخصوصا دوست پرسشگر

    بررسی دیدگاههای دانشمندان در هر سه عرصه علوم عقلی و علوم تجربی و نیز متون دینی ما را با این مطلب روبرو میکند که انسان از یک نظر، موجودی با دو ُبعد از هستی است: بعدی مادی با ویژگیهایی همچون تحول و تغییر، که از آن به جسم و بدن تعبیر میشود و بعدی دیگر که فارغ از ماده و ویژگیهای آن است و از آن به روح تعبیر میشود. این بعد وجودی انسان ویژگیهای ماده و جسم را دارا نیست از این رو مجرد از ماده است.

    آنچه بیان شد توضیحی مختصر پیرامون حقیقتی به نام روح بود اما در اثبات وجود چنین بعد وجودی ای در انسان شواهدی هم از عقل (اعم از عقل فلسفی و عقل تجربی) و هم متون دینی ارائه شده است که به اختصار بیان میشود:

    مهمترین ادله عقلی
    1. ثبات شخصیت و منیت انسان با وجود تغییر و تحول در بدن و جسم او: انسان بعدی وجودی در خود احساس میکند که از آن به من تعبیر میکند و آنرا منشأ افعال و رفتارهای خارجی خویش میشمرد. این بعد وجودی از سن کودکی تا به مرگ دچار تغییر نمیشود و هیچگاه از کسی پذیرفته نمیشود که بگوید منیت من در کودکی غیر از منیت من در بزرگی است (البته ممکن است برخی از اوصاف و حالات این من عوض شود اما خود این من همان من کودکی است نه یک من دوم غیر از من کودکی و شاهدش اینست که میگوید منیت من در بزرگی و منیت من در کودکی پس در واقع از یک من سخن میگوید) در حالی که جسم و بدن او بارها و بارها دچار تغییر و تبدل شده است.

    2. آگاهی انسان از منیت خویش با اینکه از بدن و جسم خود غافل است: در برخی از مواقع انسان از جسم خود به کلی غافل است و به آن توجهی ندارد در حالی که از خود (یا روشنتر بگوییم از منیت خود) غافل نیست.

    3. راهیابی تقسیم به جسم و جسد در حالیکه منیت انسان تقسیم بردار نیست: هیچگاه نمیتوان منیت خود را به دو قسمت مجزا از هم تفکیک کرد در حالی که چنین تقسیمی در جسم و بدن راه می یابد.

    ادله دیگری نیز وجود دارد.

    ادله دینی
    1.گروهی ازآیات مانند آیه 42 سوره زمر: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏كند، و ارواحى را كه نمرده‏اند نيز به هنگام خواب مى‏گيرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى‏گرداند تا سرآمدى معيّن در اين امر نشانه‏هاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند!

    طبق این دسته آیات یکی از ابعاد وجودی انسان بعدی است که هنگام مرگ از بدن قبض میشود. این آيات از توفى انسان بهنگام موت سخن مى گويند. از اين آيات فهميده مى شود كه انسان داراى روحى است كه هرگز از بين نمى رود بهمين جهت آن روح هنگام مرگ توسط ماموران الهى گرفته و حفظ مى شود و تنها جسد در معرض متلاشى شدن قرار مى گيرد. این همان روح است.

    2. آیات 12 تا 14 سوره مومنون: و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفريديم. سپس او را نطفه‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار داديم. سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است!

    طبق این آیه ابتدا مراحل مادی بدن انسان آماده میشود و آنگاه خلقتی جدید و تازه رخ میدهد که به حقیقتی غیر از این بدن اشاره دارد. «خلقا اخر» بيانگر اين است كه اين مرحله از خلقت انسان با مراحل قبلى كه ناظر بر جسمانى و مادى بودن وى بود كاملا متفاوت است. در اين مرحله سخن از انشاء (ايجاد) جديدى است كه این همان روح است.

    آیات فراوان دیگری نیز وجود دارد.

    همچنین روایات فراوانی وجود دارد که حاکی از حقیقتی به نام روح در انسان است مانند این روایت از امیرالمومنین که فرمود: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ «یعنی خداوند روحها را دو هزار سال زودتر از بدنها خلق کرد»(الكافي ج : 1 ص : 438)

    و نیز در روایتی از امام صادق که در توصیف مرگ بیان شده است میخوانیم: أَنَّهُ يُفَرَّقُ بَيْنَ الْأَرْوَاحِ وَ الْجَسَدِ فَرُدَّتِ الرُّوحُ وَ النُّورُ إِلَى الْقُدْرَةِ [الْقُدُسِ‏] الْأُولَى وَ تُرِكَ الْجَسَدُ لِأَنَّهُ مِنْ شَأْنِ الدُّنْيَا «یعنی خداوند هنگام مرگ بین روح و بدن جدایی می افکند و روح که موجودی از نور است به سوی مرتبه قدرت قدسی خدا باز میگردد و جسم در همین دنیا گذاشته میشود زیرا جسم شأنی از همین دنیاست (بر خلاف روح که شأنی از قدرت قدسی الهی است.»(بحارالأنوار ج : 6 ص : 117)

    در پناه حق


  5. صلوات ها 2


  6. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    257
    حضور
    7 روز 1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    520



    دلیل شما برای اعتقاد به روح چیست؟

  7. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط mir@ نمایش پست ها
    دلیل شما برای اعتقاد به روح چیست؟
    سلام
    منظورتان از روح چیست ؟ تعریفی از آن ارائه بفرمایید
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  8. صلوات


  9. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    257
    حضور
    7 روز 1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    520



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام
    منظورتان از روح چیست ؟ تعریفی از آن ارائه بفرمایید
    یا علیم
    همان تعریف دینی آن یعنی بعد ماوراالطبیعی انسان که بعد از نابودی بدن پایدار میماند.

  10. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط mir@ نمایش پست ها
    همان تعریف دینی آن یعنی بعد ماوراالطبیعی انسان که بعد از نابودی بدن پایدار میماند.
    سلام
    آیاتی از قرآن کریم بر وجود روح دلالت دارند آیات مربوط به نفخ روح به کالبد جسمانی آیات فوت و قبض روح آیات مربوط به برزخ و امثال آن
    و اما ادله عقلی را فلاسفه به اشکال مختلفت مطرح کرده اند جمع این اقوال را در کتاب گنجینه گوهر روان تالیف استاد حسن زاده آملی می توانید ببینید
    و اما به لحاظ تجربی هم تحقیقات خوبی برخی دانشمندان آمریکایی انجام داده اند که بیشتر حول محور عنوان مرگ تقریبی بوده است
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  11. صلوات


  12. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علم و تحقيق درمورد انسان و سرنوشت انسان دردست کیست
    نوشته
    642
    حضور
    15 روز 14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1302



    باسلام..
    دلیل برای وجود روح به اندازه کافی موجود است اما اینکه این روح یا معنا و مفهوم این واژه چه باشد مهم خواهد بود ..

    مثلا برای تعدادی این روح یک موجود غیرمادی و از نزد خداست که احتمالا حرف و اعتقادی قدیمی و غیر واقعی خواهدبود یا با قبول آن نباید هیچ مجرمی را محاکمه نمود چرا که روح انسان صاحب اختیاز جسم است و هر انسانی که هرکاری انجام میدهد درواقع تسلیم روح خود آن کار را انجام داده و چون روح از طرف خالق یا خداست پسش نباید روح یا خدا را محاکمه نمود ..؟؟

    روح وجود دارد همچنانکه خداوند درقرآن بدان اشاره نموده اما مهم این است که منظور خداوند ازاین واژه یا اصطلاح چه بوده ..؟؟

    اگر روح از وجود خود خداوند در کالبد انسان دمیده میشود پس علت اینهمه نجسی یا گناهکارشدن این انسان یا روح چه خواهدبود ..؟؟
    آیا روح یا امانتی از جانب خدا نجس و گناهکار بوده ..؟؟
    آیا بعد از خلقت دنیوی و جسمی این روح گناهکار شده یا به گناه آلوده میگردد ..؟؟

    در هر صورت روح نمیتواند منشائی غیر مادی داشته باشد و از توضیحات جناب کارشناس و آیات قرآن هم چنین برداشتی را نمیشود استخراج نمود و اگر این موجود تا این اندازه مهم بود حداقل خود خداوند بیش از اینها در موردش توضیح میداد و شفاف هم توضیح میداد نه چنان سرپوشیده که بعد از گذشت هزاران سال از عمر انسان و 1400 سال از تولد قرآن هنوز یک رای متحد در مورد آن بوجود نیامده و شکل نگرفته و هنوز بسیاراند که درمورد این واژه یا موجود اختلاف نظر دارند بنابراین شاید روح نیست آنچه که تاکنون ما میپنداشتیم و یا همچنان میپنداریم بهتر است کمی تا حدودی بیشتر تحقیق شود تا اسرارش هویدا و آشکار گردد و البته دلایل بسیارزیادتری در رد این برداشتها وجود دارد که فقط گوشه هایی کوچک از دلایل بزرگ و مهم بیان گردید .. البته بازهم محققین مجرب و کارکشته علوم دینی و تجربی که دراین زمینه فعالیت و هزینه بسیار میکنند {که البته بنظرم هنوز تا حصول یک رای و نظر و اثبات آن وجود خارجی هم ندارند} صاحب نظر تراند ..



    {باسپاس}

    باعرض معذرت وبدلیل مشکلات فنی دربرقراری ارتباط سریع،ممکن است پاسخگویی به نقل قولهانیزباتاخیرهمراه شوند.


  13. صلوات


  14. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    حضور
    17 روز 1 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    868



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    . ثبات شخصیت و منیت انسان با وجود تغییر و تحول در بدن و جسم او: انسان بعدی وجودی در خود احساس میکند که از آن به من تعبیر میکند و آنرا منشأ افعال و رفتارهای خارجی خویش میشمرد. این بعد وجودی از سن کودکی تا به مرگ دچار تغییر نمیشود و هیچگاه از کسی پذیرفته نمیشود که بگوید منیت من در کودکی غیر از منیت من در بزرگی است (البته ممکن است برخی از اوصاف و حالات این من عوض شود اما خود این من همان من کودکی است نه یک من دوم غیر از من کودکی و شاهدش اینست که میگوید منیت من در بزرگی و منیت من در کودکی پس در واقع از یک من سخن میگوید) در حالی که جسم و بدن او بارها و بارها دچار تغییر و تبدل شده است.





    با سلام.
    اگر

    فرمایش شما دلیلی بر وجود روح باشد آنگاه افرادی که دارای احتلال "چند شخصیتی" هستند دارای چندین روح هستند. زیرا "من" های متفاوتی دارند.

    اما multiple personality disorder (MPD) چیست؟

    اختلال تجزیه هویت یا هُویت‌پَریشی، که اختلال چند شخصیتی یا شخصیت چند گانه هم نامیده می‌شود که یکی از اشکال اختلالات تجزیه ای و گسستگی می باشد
    عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می‌کنند. معمولاً این شخصیت‌ها نام و سن و مجموعه‌ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی شخص وجود دارد که منفعل، وابسته و افسرده‌است.
    هویتهای جانشین نوعا دارای ویژگی‌هایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند؛ مثلا خصمانه، کنترل کننده، و خود ویرانگرند. در بعضی موارد این شخصیتها ممکن است حتی در ویژگی‌هایی مثل دست خط، استعدادهای هنری و ورزشی و آشنایی به زبانهای خارجی با هم تفاوت داشته باشند. هویت اصلی معمولاً از تجربه‌های هویت‌های دیگر اطلاعی ندارد. دوره‌هایی از یاد زدودگی بدون علت، از قبیل زوال حافظه برای چند ساعت یا چند روز در هفته، می‌تواند نشانه‌هایی از وجود این اختلال در فرد باشد.



    =============
    تمام ویژگی هایی که شما به روح ارتباط میدهید ، زاده ی مغز است.
    قوّت و استحکامِ روحِ هر انسان احتمالاً بايد با اين اندازه گرفته شود که او قادر به تحمّلِ چقدر «حقيقت» است يا به‌بيانِ دقيق‌تر او تا چه حدنياز دارد حقيقت برايش رقيق شده، مبدّل، تلطيف‌شده، ملايم و دروغ‌آميز شود.
    قوت روح شما چقدر است؟؟

  15. صلوات ها 3


  16. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    257
    حضور
    7 روز 1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    520



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    فرمایش شما دلیلی بر وجود روح باشد آنگاه افرادی که دارای احتلال "چند شخصیتی" هستند دارای چندین روح هستند. زیرا "من" های متفاوتی دارند.
    چالش خوبی بود! اما ریشه اینکه افراد سالم "من" مشخصی دارند حتی اگر سکته مغزی کنند چیست؟

  17. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود