|
|
1
|
||||||||||||
![]() ![]() ![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت عزیزان موضوع این تاپیک همونطور که از عنوانش هم بر می یاد راجع به مشکلات فقه ما در دنیای امروز و شرایط کنونی و همینطور راه حل های اونه ، دوستانی که می خوان در این بحث شرکت کنن با یه روحیه ی سلیم ،صادقانه و بدون محافظه کاری و تکلف راجع به مسائلی از این دست در یه چارچوب دینی و نه چارچوبی سکولار ،تامل کنن : آیا اساسا این مطلب رو قبول دارن که فقه ما در روزگار کنونی با چالش ها یا بن بستایی روبرویه یا نه؟ اگه پاسخ مثبته این مشکلات مربوط به چه حوزه هاییه ؟ آیا قرائت فقهی رسمی و غالب ما و قبل از اون قرائت رسمی و غالب فلسفه ی فقه و اصول فقه ما در حال حاضر می تونه از پس همه ی این چالش ها یا بن بست ها بر بیاد یا نه؟ اگه پاسختون به سوال قبلی منفیه ، برای رفع مشکلاتی که با دیدگاه مشهور فعلی قابل حل نیست چه نوع بازنگری و اصلاحی باید در فقه یا فلسفه و اصول فقه کنونی ما انجام بشه ؟ |
||||||||||||
|
ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۰:۱۶ بعد از ظهر |
|||||||||||||
|
|
|
|
3
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
باسلام
![]() فقه واصول فقه و فلسفه ی فقه سه مقوله از علوم دینی هستند . در زمان غیبت امام معصوم توسط مجتهدین و فقهایی که در حوزه ی این علوم متخصص هستند برای چگونگی عمل مکلفین در احکام فرعی حکم ظاهری ان صادر میشود . حال اینکه فقه علم پویایی است یا خیر باید به عملکرد فقها در این زمینه باز گشت کنیم .البته با توجه به طرح مسئله ی تطبیق با زمان ومکان وعرف اجتماعی این علم باید پویا وتحول پذیر (در فروع) باشد. اما چرا این پویایی بسیار کمرنگ است؟ دوعلت میتوان برای ان در نظر گرفت : 1- با توجه به این که فقه و حکم فقهی مستقیما" با روش عملی فرد مکلف ارتباط دارد و این عمل ریشه در اعتقاد مکلف می دهدو فقیه مسئول اعمال اتی مکلف مقلدش است این وظیفه را بسیار سنگین تلقی میکند درحدی که ظن به خطا ؛ دین چندین هزار نفر را بر عهده ی فقیه میگذارد لذا اکثرا" همان روش پیشینیان، که به احتیاط نزدیک تر است را دنبال میکنند . که البته همین عقب ماندن مکلفین از اعمال دامنگیر عصر حاضر نیز خود دین مضاف به دنبال دارد . 2- نبودن حکم قطعی درقران کریم و تطابق نداشتن برخی اموربا سنت و روایات(به دلیل عدم وجود امریاعمل مشابه در ان زمان)در برخی موارد حکم با توجه به وضوح قضیه باز هم عده ای از علماء احتیاط میکنند و حکم واقعی را نمی دهند موارد ان هم مثل شرب توتون که بسیاری از علماء ان را مباح !!! میدانند در حالیکه با کمی جهد در احادیث به این حکم قطعی میرسند که خودکشی در قران تصریح به مجازات گناه کبیره را دارد حال این خودکشی اگر تدریجی بود (با توجه به علم مضرات مصرف ان) مباح میشود؟؟؟ البته اکنون برخی ازعلماء مثلا"ایت الله مکارم شیرازی شرب توتون وبه خصوص سیگار را حرام اعلام کرده اند . اما از طرفی میایند و مثلا" کراوات را که ضرری برای کسی ندارد الا اینکه مظهر مثلا" لباس غربی است استفاده اش را جایز نمیدانند !!! خوب سوال اینجاست چطور کراوات مظهر تفکر و تقلید از کفار است اما سیگار مظهر تقلید نیست !!! که خوب اینهامسایلی هستند که باید مورد باز نگری فقهی قرار گیرند البته مسایل به همین جا ختم نمی شود وموارد بسیاری دیگروجود دارد که فقه شیعی باید سریعتر به داد انها برسد مثل موارد مبتلا به نت و....... .................................................. ............ حق یارتان ............................................. ......................
|
||||||||||||
|
ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۷ در ساعت ۰۹:۴۱ قبل از ظهر |
|||||||||||||
|
|
|
|
4
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
باسلام بر دوستان گرامی ![]() البته برای رفع مشکلات و خروج از بن بست اولین راه حل گسترش حوزه ی تخصصی فقها در علوم مختلف است فقیهی که علم مختصر از مثلا" جامعه شناسی یا پزشکی دارد چگونه انتظار میرود که احکام عملی ان را با توجه به علم بسیار محدود صد سال قبل صادر کند ؟ مسایلی مانند تلقیح مصنوعی یاشرایط تلقیح بر مادر ثانی یا پیوند اعضاء یا اهدای عضو ........در پزشکی یا با توجه به لزوم گستردگی حضور بانوان در مراکز متعدد اجتماع در علوم اجتماعی و...... بهترین راه حل به نظر بنده تخصصی شدن فقه در شاخه های مختلف میباشد . زیرا اکنون زمان احاطه ی عمومی بر تمام علوم نیست و باید این واقعیت را پذیرفت یعنی اکنون زمان پذیرش تجزی و شورای این افراد برای رسیدنبه اجتهاد مطلق است واز این مورد گریزی نیست . با توجه به گسترش علوم . ..................................... حق یارتان ...................................
|
||||||||||||
|
ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۷ در ساعت ۱۱:۴۵ قبل از ظهر |
|||||||||||||
|
|
|
|
5
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]()
|
با سلام و تشکر از پاسخ های سرکار استاد گرامی
خود من در زمینه فقه و حقوق تخصصی ندارم و اگرچه قسمت عمده ی بحث این تاپیک مباحث فلسفه ی فقهه و با حوزه ی کلام و عقائد هماهنگتره ولی به هر ترتیب نظر خودم در این باره رو نظر یه شخص غیرمتخصص می دونم ، خیلی از ما با یه سری مسائل چالشی فقه در حوزه های غیر عبادی برخورد کردیم ، خود من در گذشته با محافظه کاری بیشتری به این مسائل نزدیک می شدم اما الان سعی می کنم با یه روحیه ی سلیم تر و صادقانه تر و با محافظه کاری کمتر راجع به این مساله تامل کنم ، البته راجع به این موضوع هنوز جمع بندی نکردم و به احتمال زیاد در تفصیل این مطلب در بحث با دوستان باز وجوه دیگه ای از این مطلب برا خودم هم روشنتر بشه ، کار ما در اینجا سبک و سنگین کردن نقاط قوت و ضعف مواضعه تا ببینیم در نهایت کدوم کم اشکالتر و معقولتره ،اگه در یه زمینه ی خاص نظر دوستان رو مقبولتر ببینم به دیده ی منت می پذیرم ، البته در اینجا نکته ای هرمنوتیکی و تفسیری وجود داره واون اینکه من در این مباحث انتظار دقت و شفافیت بحثی مثله بحث توحید رو ندارم ، این بحث بحثیه که خیلی تحت تاثیر زمینه ها و بستراییه که فرد در اون ها راجع به این مسائل تامل می کنه ، فقیهی که با فلسفه و عرفان اسلامی یا با غرب یا مسائل اجتماع و ... ارتباط بیشتری داره به احتمال زیاد در مواضعی فتواش با فقیهی که با مثلا این حوزه ها ارتباط ناچیزی داره فرق می کنه ، نمی دونم در کجا می خوندم ولی فعلا از حافظه نقل به مضمون می کنم ،شهید مطهری در جایی میگه که وقتی فقیهی می خواد فتوا بده ابتدا نگاهی به قبل از خودش و دور و برش میندازه و اگه دید که دیگرانی هم شبیه این فتوا رو دادن کمی قوت قلب می گیره و فتوا میده ، ما الان نیاز به فقهای متهورداریم (به معنای درست تهور و متناسب با این بحث) فعلا پاسخ خود من به سوال اول اینه که فقه ما در حوزه های غیر عبادی دچار بن بست ها و چالشاییه مثلا در حوزه های حقوق بشر ، قانون مجازات اسلامی ، حقوق زن ، بعضی مباحث اقتصادی و ... ، از این چالش ها مواردی که در اون فقه و حقوق ما با هم در تعارض هستن باز روشنتره ، از موضع حقوق و قانون فعلی این تعارض ها دارن داد می زنن که حکم فقه ما در اون حوزه ایراد داره و حکم حقوقی و قانونی برای شرایط فعلی مناسبتره ، مدتی قبل که بحث اصلاح قانون مجازات اسلامی بود در پیش نویس اون می خوندم که کسی که دیدبانی قتل رو انجام می ده باید به چشماش میل داغ کشیده بشه ، جالب اینکه امثال این قوانین به دلیل اضطرار و... اجرا هم نمیشن و فقط برای تبلیغات ضد دینی مورد سو استفاده قرار میگیره ، یا ازدواج مجدد رو در نظر بگیرید(قابل توجه خانم ها !) ، مشهور فقها اینه که مرد بدون نیاز به اذن همسر اول می تونه همسر دوم اختیار کنه و اگه فقیهی شرط اذن همسر اول رو مطرح کنه بعضی که مجتهد هم نیستن با برچسب بدعت بیچارش می کنن و آبرو براش نمی ذارن ، این در حالیه که در قانون به جز مواردی خاص مرد برای ازدواج مجدد نیاز به اذن همسر اول داره ، یا مثلا ماجرای قانون کار و اختلاف شورای نگهبان و مجلس رو در نظر بگیرید که علی رغم اینکه شورای نگهبان معتقد بود که این قانون خلاف شرعه بعد از کلی کشمکش با دخالت مجمع تشخیص این قانون تصویب شد و ... (این مثال ها از بین چالش هایی که خود من با اونا برخورد داشتم انتخاب شدن ، قطعا دوستان دیگه که در زمینه ی فقه و حقوق تخصص دارن باز به این نمونه ها اشراف بیشتری دارن ) |
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۱۱ در ساعت ۰۲:۴۷ قبل از ظهر |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
6
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]()
|
اما پاسخ اجمالی به دو سوال بعدی:
اگر چه میشه با کمی تکلف این راه حل رو در زمره ی تلقی مشهور فعلی قرار داد ولی همونطور که در ادامه هم می یاد رگه هایی در اون هست که بهتره اونو یه نوع بازنگری و اصلاح در فلسفه ی فقه فعلی دونست . البته عملا بخشی از این راه حل داره در مجامع حقوقی ما اجرا میشه ، حکایت ما در اینجا حکایت این مثله که "اسمشو نیار خودشو بیار!" . در این راه حل ابتدا باید بین نیت شارع مقدس و شکل خاص اجرای اون نیت در یه مقطع زمانی خاص تفکیک قائل شد. شرایط خاص یه مقطع زمانی خاص که دخیل در اون حکمند باعث میشه نیت شارع مقدس در اون مقطع زمانی خاص به یه شکل خاص متناسب با اون شرایط پیاده بشه . حالا نکته ی مهم اینجاست که وقتی اون شرایط خاص دخیل در حکم تغییر می کنه باید در اون شکل خاص اجرای حکم هم بازنگری کنیم و شکل خاص جدید اجرای نیت شارع رو متناسب با شرایط جدید طراحی کنیم . اما نکته ی مهم دیگه اینکه برای تشخیص اینکه شرایط دخیل در حکم تغییر کرده فقه ما باید عقل گراتر بشه(عقل در یه بستر دینی) که به نظرم در متون دینی شیعی هم پتانسیل چنین کاری وجود داره(و در حقیقت تا جایی که حقیر بررسی کردم بهتر از هر دین یا مذهب دیگه). نکته ی بعدی اینکه در این رویکرد ، ممکنه حکمی به نحو قطعی و به صراحت از کتاب و سنت بر بیاد ، ولی این حکم با اینکه قطعی و الهیه ، موقتی باشه ، که در اینجا بحث نسخ احکام مطرح میشه. تا قبل از عصر غیبت این نسخ توسط معصوم (ع) انجام میشد ، اما حالا که به یه معنا معصوم (عج) در میون ما نیست این نسخ توسط فقیه حقوقی انجام میشه وگرنه باید حکمی رو اجرا کنیم که شرایط دخیل در اون حکم تغییر کرده و این کار حاصلی جز وهن و طعن در دین مبین نداره...
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ در ساعت ۰۶:۱۳ بعد از ظهر |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| فقه, فقه و مقتضیات زمان, فقه و چالش های معاصر, فقه و حقوق, فقه و عقل, اصول فقه |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | نوشته |
| سطح آگاهی مردم کوفه معاصر قاضی شریح | نیایش سبز | علم تاریخ و نظریه ها | 1 | ۱۳۸۸/۰۹/۱۸ ۰۴:۱۹ بعد از ظهر |