صفحه 3 از 9 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: * * * فقه و چالش های معاصر * * *

  1. #21

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,631
    حضور
    157 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31878




    از اين دو نكته كه بگذريم مباحث ديگري نيز قابل طرح است:

    1- نوع انساني از دو صنف مرد و زن تشكيل يافته است كه براي تأمين نيازهاي هر دو گروه لازم است براي يكي از گروه ها (زنان يا مردان) در مواضع ما به الاشتراك ، امتيازاتي فراتر از گروه مقابل در نظر گرفت و گرنه هر عقل سليمي مي داند كه اگر چنين نكنيم هيچگاه اين دو گروه در كنار هم نمي توانند به آرامش برسند بگذاريد براي ساده و روشن شدن مبحث ، مطلب را با بيان ديگري عرض كنم .
    فرض كنيد براي رعايت تساوي
    و عدالت بين زن و مرد از اين به بعد لازم بدانيم هر يك از مردان و زنان ، تمام نيازهاي زندگي خود را خود تأمين كنند و هيچ گروهي حق تأمين نياز هاي گروه ديگر را نداشته باشد .
    روشن است كه اين رويه به ظاهر عادلانه، عين ظلم است و ما بدون كوتاه آمدن يك گروه (زنان يا مردان) و بر طرف كردن ايثار گرايانه نيازهاي گروه مقابل ، نمي توانيم با هم زندگي كرده و به آرامش برسيم.


    2- مسئله ديگري كه رخ مي نماياند مشكل مديريت است آيا يك جامعه (كوچك يا بزرگ) مدير مي خواهد ؟ اگر بله مدير يك جمع مانند خانواده زن بايد باشد يا مرد يا هر دو ؟!

    در اينجا در صدد اثبات مديريت مردان يا زنان نيستم بلكه مي خواهم بگويم هر كدام را كه به عنوان مدير انتخاب كرديم آيا مديريت بدون اختيارات قانوني بالاتر ، معنا دارد ؟

    بديهي است كه يك مدير براي مديريت درست نياز به اعمال قدرت دارد و اعمال قدرت لوازمي دارد كه در جاي خود مورد بحث قرار گرفته است .

    ادامه دارد ....


  2. صلوات ها 8


  3. #22

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    با سلام
    این مطالب برگرفته ای از صفحات 45-43 کتاب «عقل فقهی»(تالیف حجت الاسلام عباس یزدانی) و صرفا نمونه هایی برای پیش بردن بحثه:

    مرد می تونه بدون عذر موجه زنش رو طلاق بده، مرد می تونه بدلیل خوره، کوری، برص، شلی و... عقد رو فسخ کنه، در صورتی که اگر خود مرد چنین باشه زن چنین حقی نداره، مرد می تونه درخواست آمیزش زنش رو اجابت نکنه، در حالیکه خودش حق داره هر وقت که اراده کنه، حتی وقتی زنش وسط نمازه، اون رو وادار به آمیزش کنه، و زن فقط سالی سه بار، اون هم به مدتی خیلی کوتاه، چنین حقی داره، مرد حق داره به زنش دروغ بگه، مرد می تونه مانع شرکت زنش در مراسم تشییع جنازه و دفن و ترحیم پدرش بشه و...

    حالا سوال اینه که آیا از منظر شیعه که داعیه ی عقلگرایی و بحث حسن و قبح عقلی رو داره، اینها بی عدالتی آشکار نیست؟(بنا به ایده ی حسن و قبح عقلی، عقل تا حد خوبی قادر بر تشخیص زشتی و زیبایی های اخلاقیه)، آیا پذیرفتن اشعری گونه ی این بی عدالتی آشکار به عنوان فقه اهل بیت(ع)، با تکیه بر خبر واحد مقبوله؟(اشعری گری از جمله از نظر همین بحث حسن و قبح عقلی در برابر دیدگاه عقلگرای شیعه است)، آیا اینها نشانه ای بر اشتباه در پروسه ی استنباط نیست؟...


    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ادامه ....


    بحمد الله سابقه جناب سيد ضياء در سايت بسيار روشن و گوياي عالمانه بودن نوشته هاي ايشان است بخاطر همين هم ايشان را به تأمل بيشتر در چند نكته ذيل ، فرا مي خوانم :

    1- بررسي عاقلانه يا غير عاقلانه بودن گزاره هاي يك علم اگر در علم ديگر و با معيارهاي آن صورت گيرد ، قضاوتي ناعادلانه را در پي خواهد داشت همانطور كه در طول تاريخ متأسفانه چنين اتفاقي افتاده است برخي از فقها با ملاك هاي فقهي ، اهل فلسفه را نجس و كارشان را عبث خواندند و برخي از فلاسفه نيز با ملاك هاي فلسفي ، اهل فقه را سطحي و ظاهر بين و با عرض معذرت كالحمار في الطين ناميدند.
    مطمئنا اين روند غير منصفانه ، هيچ وقت علمي را بزرگ نمي كند و علم مقابل را به زمين نمي زند و جز صرف بيهوده عمر ارزشمند آدمي در بحث هاي بي فائده نتيجه اي ندارد و هيچ گاه نخواهد توانست قدمي در جهت رشد و كمال نهايي بشر كه هدف والاي همه علوم انساني است بردارد .

    2- همانطور كه تعريف كرده اند عدالت يعني وضع الشي ء في موضعه اگر چيزي در مقام شايسته خود باشد عين عدالت است و خلاف آن عين ظلم .
    حال اگر بخواهيم غير عادلانه بودن يك حكم فقهي را اثبات كنيم ، لازم است در ابتداي امر ثابت كنيم كه حكمي كه فقيه محترم استنباط كرده است بر اساس موازين شايسته آن نبوده است و از منظر عقلي درست نيست و اثبات چنين ادعايي نيز منوط به استفاده از ابزار فقهي و يا حداقل شناخت آن است و گرنه نمي تواند ادعاي صحيح و قابل ارائه اي در مجامع علمي باشد.


    با عرض سلام و تشکر از مشارکت در این تاپیک، که علی رغم اهمیت کلیدی اون نسبتا مهجور مونده بود

    اما جناب سجاد در این بحثی که مطرح شد به هیچ وجه خلطی صورت نگرفته و به نظرم این پاسخ چندان متناسب با اون مطلب نبود، گذشته از اینکه به فرض هم که چنین می بود در بحث از تعارض این دو منظر در مساله ای خاص باید در باب معقول بودن یکی یا برآیند معقول تری از اونها (از جهت این مساله ی خاص) تامل کنیم، به هر ترتیب به نظر می یاد در این وادی باید و نباید ها، در برخی موارد می تونیم حرف از عقل ها بزنیم، یعنی در موارد خاصی از این حوزه، به نظر می یاد که عقل سکولار و نگاه سکولار(اگه بشه اسمش رو عقل گذاشت) قضاوتی متفاوت از قضاوت عقل دینی و نگاه دینی خواهد داشت، اما این عقلی که حقیر به داوری فراخوندم، نه یه عقل سکولار که عقل عقلائیه که در همین بستر شیعی تنفس می کنن، اما نه عقلی که با بعضی تعالیمی که به غلط در فقه ما رسوخ کرده دچار اعوجاج شده باشه، من حدس قوی می زنم اکثر قریب به اتفاق افراد سلیم النفسی، که در نتیجه ی همنشینی طولانی با این اعوجاجات دچار اعوجاج نشده باشن، مواردی که حقیر از باب نمونه بر شمردم رو به زبان قال و یا حداقل زبان حال نامعقول خواهند شمرد، مرادم از زبان حال همون احساس صادقانه ایه که در برخورد اول با این مطالب به شخص دست می ده، خوب این برای شیعه ای که داعیه ی حسن و قبح عقلی داره و برای دینی که گفته میشه دین فطرته نشونه ای روشن بر بطلان اون مطالب و (با فرض درستی در سیر بکارگیری این مبانی) اشتباه در برخی از مبانی استنباط اونها خواهد بود، زمانی بعضی طلبه های اخباری کتاب های اصولی رو با انبر بلند می کردن! حالا اصول چنین جایگاهی پیدا کرده، انشاالله این مسائل هم در گذر زمان حل میشه، فقط امیدوارم هر چه زودتر چنین بشه تا این قبیل مطالب (که پیامد مستقیم قشری گریه و متاسفانه کم هم نیست) بیشتر از این باعث وهن دین نشه...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۲:۴۷

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  4. صلوات ها 6


  5. #23

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها

    از اين دو نكته كه بگذريم مباحث ديگري نيز قابل طرح است:

    1- نوع انساني از دو صنف مرد و زن تشكيل يافته است كه براي تأمين نيازهاي هر دو گروه لازم است براي يكي از گروه ها (زنان يا مردان) در مواضع ما به الاشتراك ، امتيازاتي فراتر از گروه مقابل در نظر گرفت و گرنه هر عقل سليمي مي داند كه اگر چنين نكنيم هيچگاه اين دو گروه در كنار هم نمي توانند به آرامش برسند بگذاريد براي ساده و روشن شدن مبحث ، مطلب را با بيان ديگري عرض كنم .
    فرض كنيد براي رعايت تساوي
    و عدالت بين زن و مرد از اين به بعد لازم بدانيم هر يك از مردان و زنان ، تمام نيازهاي زندگي خود را خود تأمين كنند و هيچ گروهي حق تأمين نياز هاي گروه ديگر را نداشته باشد .
    روشن است كه اين رويه به ظاهر عادلانه، عين ظلم است و ما بدون كوتاه آمدن يك گروه (زنان يا مردان) و بر طرف كردن ايثار گرايانه نيازهاي گروه مقابل ، نمي توانيم با هم زندگي كرده و به آرامش برسيم.


    2- مسئله ديگري كه رخ مي نماياند مشكل مديريت است آيا يك جامعه (كوچك يا بزرگ) مدير مي خواهد ؟ اگر بله مدير يك جمع مانند خانواده زن بايد باشد يا مرد يا هر دو ؟!

    در اينجا در صدد اثبات مديريت مردان يا زنان نيستم بلكه مي خواهم بگويم هر كدام را كه به عنوان مدير انتخاب كرديم آيا مديريت بدون اختيارات قانوني بالاتر ، معنا دارد ؟

    بديهي است كه يك مدير براي مديريت درست نياز به اعمال قدرت دارد و اعمال قدرت لوازمي دارد كه در جاي خود مورد بحث قرار گرفته است .

    ادامه دارد ....
    جناب سجاد یکی از مشکلات فقه ما اینه که غالب فقهای ما نگاه هرمنوتیکی و تاریخی ندارن، دیروز با یکی از ائمه ی جماعت که آدم اهل فضلی هم بود و برای بنده محترم، صحبت می کردم، بنده خدا فکر می کرد هرمنوتیک یعنی تفسیر به رای!، یعنی حتی نمی دونست علم هرمنوتیک از چی بحث می کنه، این عدم آشنایی کافی با مباحث هرمنوتیک مشکل خیلی از فقهای تراز اول ماست، به اون مطلب حاج آقا غرویان دقت بفرمایید، اولین پیشنهاد ایشون که بجای مقدمه اینطور مصرانه اول کتابی مثل اصول فقه مرحوم مظفر آوردن، جدی گرفتن مباحث هرمنوتیکه، که بنا به گزارش ایشون غالب متولیان حوزه بحث اصلاحات دروس حوزه رو چندان جدی نمی گیرن و همین هم باعث سرخوردگی طلاب اهل فضل شده، اگه فقیه ما نگاه تاریخی داشت هم می تونست خیلی بهتر از این وضع تاسف آوری که گرفتارشیم، بین نیت شارع و صورت خاص پیاده کردن اون در اون بستر خاص عربستان جاهلی تفکیک کنه، و هم در تشخیص نیت شارع درک عمیقتری داشت، برای اینکه این بحث روشنتر بشه اجازه بدین مثالی از خود فقه و قانون دادگاه های خودمون بزنم، مساله ی افزایش دیه در ماههای حرام رو در نظر بگیرین، اگه شما الان در ماه حرام تصادف کردین مثلا و کسی کشته شد باید دیه ای بیشتر از ماههای غیرحرام بپردازین، تا جایی که حقیر اطلاع دارم در حال حاضر بجز در بحث هایی مثل ماه رمضان و حج و... تاریخ نگاری قمری به علت پایین بودن دقت علمیش در بین خود عربها هم مهجوره، چه برسه به من غیر عرب که اصلا نمی دونم ماه حرام چی چی هست تا بخوام بدونم فلسفه اش چیه(بگذریم که در حال حاضر در راستای فلسفه ی اون، بدیل های بسیار کاملتری جایگزین اون شدن)، خوب این داره داد می زنه که فقیه ما آنچنان نگاهش غیرتاریخیه که راجع به مساله ای به این روشنی در روزگار ما چنین حکم می کنه، حالا چطور انتظار دارین فقیه ما زیر بار این مطلب بره که انسان امروز و از جمله زن امروز چه به لحاظ روانشناختی و چه به لحاظ جامعه شناختی با انسان هزار و چهار صد سال پیش و از جمله زن هزار و چهار صد سال پیش، و همینطور این محیط با اون محیط از وجوه دیگه، تفاوت هایی داره که این تفاوت ها مستقیم یا غیر مستقیم در مضمون بسیاری از احکام فقهی دخیلند، بگذریم که برخی از این مسائل نه بخاطر تغییر شرایط دخیل در حکم در روزگار ما، نامعقولند، بلکه در بستر یا بسترهایی قدیمی تر هم از منظری عقل گرایانه نامقبولند، که خود این (با فرض درستی در سیر بکارگیری این مبانی) نشونه ای بر نامعقول بودن برخی از مبانی استنباط در حتی همون بستر یا بسترهای قدیمی تره...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۲:۵۳

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  6. صلوات ها 6


  7. #24

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,631
    حضور
    157 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31878



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    یکی از ائمه ی جماعت که آدم اهل فضلی هم بود و برای بنده محترم، صحبت می کردم، بنده خدا فکر می کرد هرمنوتیک یعنی تفسیر به رای!، یعنی حتی نمی دونست علم هرمنوتیک از چی بحث می کنه، این عدم آشنایی کافی با مباحث هرمنوتیک مشکل خیلی از فقهای تراز اول ماست، به اون مطلب حاج آقا غرویان دقت بفرمایید، اولین پیشنهاد ایشون که بجای مقدمه اینطور مصرانه اول کتابی مثل اصول فقه مرحوم مظفر آوردن، جدی گرفتن مباحث هرمنوتیکه، که بنا به گزارش ایشون غالب متولیان حوزه بحث اصلاحات دروس حوزه رو چندان جدی نمی گیرن و همین هم باعث سرخوردگی طلاب اهل فضل شده، اگه فقیه ما نگاه تاریخی داشت هم می تونست خیلی بهتر از این وضع تاسف آوری که گرفتارشیم، بین نیت شارع و صورت خاص پیاده کردن اون در اون بستر خاص عربستان جاهلی تفکیک کنه، و هم در تشخیص نیت شارع درک عمیقتری داشت، برای اینکه این بحث روشنتر بشه اجازه بدین مثالی از خود فقه و قانون دادگاه های خودمون بزنم، مساله ی افزایش دیه در ماههای حرام رو در نظر بگیرین، اگه شما الان در ماه حرام تصادف کردین مثلا و کسی کشته شد باید دیه ای بیشتر از ماههای غیرحرام بپردازین، تا جایی که حقیر اطلاع دارم در حال حاضر بجز در بحث هایی مثل ماه رمضان و حج و... تاریخ نگاری قمری به علت پایین بودن دقت علمیش در بین خود عربها هم مهجوره، چه برسه به من غیر عرب که اصلا نمی دونم ماه حرام چی چی هست تا بخوام بدونم فلسفه اش چیه(بگذریم که در حال حاضر در راستای فلسفه ی اون، بدیل های بسیار کاملتری جایگزین اون شدن)، خوب این داره داد می زنه که فقیه ما آنچنان نگاهش غیرتاریخیه که راجع به مساله ای به این روشنی در روزگار ما چنین حکم می کنه، حالا چطور انتظار دارین فقیه ما زیر بار این مطلب بره که انسان امروز و از جمله زن امروز چه به لحاظ روانشناختی و چه به لحاظ جامعه شناختی با انسان هزار و چهار صد سال پیش و از جمله زن هزار و چهار صد سال پیش، و همینطور این محیط با اون محیط از وجوه دیگه، تفاوت هایی داره که این تفاوت ها مستقیم یا غیر مستقیم در مضمون بسیاری از احکام فقهی دخیلند، بگذریم که برخی از این مسائل نه بخاطر تغییر شرایط دخیل در حکم در روزگار ما، نامعقولند، بلکه در بستر یا بسترهایی قدیمی تر هم از منظری عقل گرایانه نامقبولند، که خود این (با فرض درستی در سیر بکارگیری این مبانی) نشونه ای بر نامعقول بودن برخی از مبانی استنباط در حتی همون بستر یا بسترهای قدیمی تره...
    جناب سيد ضياء عزيز

    استدلال شما مرا به تعجب واداشت چه ارتباطي بين هرمنوتيك ندانستن يك امام جماعت با عدم اطلاع فقهاء‌ طراز اول از آن است امروزه بحث هرمنوتيك يك بحث جدي است و در حوزه افراد زيادي به زواياي آن پرداخته اند كه برخي از آنان از مراجع عظام تقليد يعني از فقهاء‌ طراز اول ما هستند .
    اما سئوال اساسي اينجاست:
    چگونه بايد ثابت كرد كه ندانستن هرمنوتيك براي يك فقيه ، مي تواند منجر به اشتباهات فاحش او شود ؟ آيا با براهين برون علمي (علم فقه) مي توان ثابت كرد كه شما نياز به چنين دانايي براي استنباط داريد و اگر اينها را ندانيد دچار اشتباهات بزرگي خواهيد شد .
    خيلي جالب است به فقيهي بگوييم كه اشتباه شما بخاطر اينست كه شما نگاه تاريخي نداريد و نمي توانيد نگاه عميق تري به نيت شارع داشته باشيد !! در حالي كه در علم فقه اصلا بحثي از نيت شارع نداريم .
    و يا اينكه به او بگوييم شما چرا از تقويم قمري استفاده مي كنيد تا منجر به تضاعف ديه در ماه هاي حرام شود !! در حالي كه بحث ديه ماه هاي حرام در فقه ، هيچ ارتباطي با استفاده امروزي از تقويم قمري ندارد .
    مطمئنا چنين استدلال هايي كه نشانه كمال نا آشنايي مستدل نسبت به فقه و فقاهت است ، نمي تواند براي يك فقيه ارزشمند بوده و او را متوجه اشتباه خود نمايد.
    دوست عزيز باز هم تأكيد مي كنم تعيين عاقلانه يا غير عاقلانه بودن يك گزاره علمي با موازينِ علمي ديگر ، غير ممكن است و استدلال هاي اينچنيني به اين مي ماند كه مني كه در زمينه پزشكي اطلاعات اندكي دارم با معيار ها و ملاك هاي فقهي يا فلسفي ، جراح محترمي را به اشتباه در كار و تشخيص خود متهم كنم .
    اميدوارم اهل علم با دور انديشي و هوشياري كه دارند ، مانع از تداوم اشتباه تاريخي اسلاف خود شوند و با درايت بيشتر به هم انديشي علوم بشري در بستر مناسب كمك نمايند تا مسير بشر به سوي تعالي و رشد هموارتر گردد .
    موفق و پيروز باشيد

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۸۹/۰۸/۰۵ در ساعت ۲۱:۳۶

  8. صلوات ها 7


  9. #25

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3922



    سلام

    یک عرض کوچک هم می خواستم بنده داشته باشم. اینکه راه هر گونه اظهار رای نظر در حیطه فقه با استدلال عدم علم در این زمینه و تخصصی بودن عملا بسته می شود و این مثال رایج دخالت غیر متخصص در کار مثلا پزشک همواره برایم آشناست اما چرا چنان که هر زمینه علمی در بستر زمان دچار تغییر میشود و گاه روش ها قبل خود را رد می کند و همواره در حال تغییر است و بر اشتباهات گذشته واقف می شود اما در حوزه فقه بر درستی آن همواره اصرار می شود و حتی بحث در این زمینه هم به بن بست می رسد؟ بنده واقعا علمی در زمینه فقه ندارم اما با مطالعات پراکنده ای که داشته ام و وضعیت کنونی جامعه برخی از گزاره های رایج در حیطه خانواده و احکام خشک آن را حتی مطابق رویه و رفتار عالمان بزرگ دینی عصرکنون ( بعنوان مثال امام خمینی ق)جامعه هم نمی بینم و اصلا جوابگوی جامعه امروز نیست نمونه آن توسط جناب سید ضیا ذکر شد اما طبق معمول علت همه اینها تنها لزوم مدیریت بیان شده و کنترل خانواده . فکر نمی کنم جوابهایی که در این زمینه بنده شنیده ام از دوران نوجوانی تا کنونم دچار تغییر شده باشد همیشه تکرار !و هیچ نوع نگاه تازه و توجه به جنبه های جدید و تفاوت بشر کنونی و شرایطش با گذشته ایجاد نشده و اگر هم بحثی و حرفی باشد تنها نقش تشریفاتی دارد نه اینکه ایجاد حقی یا اصلاحی در حقوق تعریف شده کند حتی در حد تبصره!! باز همانطور که در ابتدای تاپیک آورده شده نوشته های اینجانب را از دید یک فرد در چهارچوب دینی مورد توجه قرار دهید
    تشکر
    ویرایش توسط بی دل : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۲:۰۴
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  10. صلوات ها 4


  11. #26

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    جناب سيد ضياء عزيز

    استدلال شما مرا به تعجب واداشت چه ارتباطي بين هرمنوتيك ندانستن يك امام جماعت با عدم اطلاع فقهاء‌ طراز اول از آن است امروزه بحث هرمنوتيك يك بحث جدي است و در حوزه افراد زيادي به زواياي آن پرداخته اند كه برخي از آنان از مراجع عظام تقليد يعني از فقهاء‌ طراز اول ما هستند .
    اما سئوال اساسي اينجاست:
    چگونه بايد ثابت كرد كه ندانستن هرمنوتيك براي يك فقيه ، مي تواند منجر به اشتباهات فاحش او شود ؟ آيا با براهين برون علمي (علم فقه) مي توان ثابت كرد كه شما نياز به چنين دانايي براي استنباط داريد و اگر اينها را ندانيد دچار اشتباهات بزرگي خواهيد شد .
    خيلي جالب است به فقيهي بگوييم كه اشتباه شما بخاطر اينست كه شما نگاه تاريخي نداريد و نمي توانيد نگاه عميق تري به نيت شارع داشته باشيد !! در حالي كه در علم فقه اصلا بحثي از نيت شارع نداريم .
    و يا اينكه به او بگوييم شما چرا از تقويم قمري استفاده مي كنيد تا منجر به تضاعف ديه در ماه هاي حرام شود !! در حالي كه بحث ديه ماه هاي حرام در فقه ، هيچ ارتباطي با استفاده امروزي از تقويم قمري ندارد .
    مطمئنا چنين استدلال هايي كه نشانه كمال نا آشنايي مستدل نسبت به فقه و فقاهت است ، نمي تواند براي يك فقيه ارزشمند بوده و او را متوجه اشتباه خود نمايد.
    دوست عزيز باز هم تأكيد مي كنم تعيين عاقلانه يا غير عاقلانه بودن يك گزاره علمي با موازينِ علمي ديگر ، غير ممكن است و استدلال هاي اينچنيني به اين مي ماند كه مني كه در زمينه پزشكي اطلاعات اندكي دارم با معيار ها و ملاك هاي فقهي يا فلسفي ، جراح محترمي را به اشتباه در كار و تشخيص خود متهم كنم .
    اميدوارم اهل علم با دور انديشي و هوشياري كه دارند ، مانع از تداوم اشتباه تاريخي اسلاف خود شوند و با درايت بيشتر به هم انديشي علوم بشري در بستر مناسب كمك نمايند تا مسير بشر به سوي تعالي و رشد هموارتر گردد .
    موفق و پيروز باشيد
    با سلام
    جناب سجاد روشنه که حقیر به هیچ وجه قصد نداشتم چنین استدلال مسخره ای کنم و از بی اطلاعی یه روحانی نتیجه بگیرم که فقهای تراز اول اونطور که باید با مباحث هرمنوتیک آشنا نیستن، شما می بینید که حقیر سعی می کنم در حد بضاعت دقیق بنویسم، نسبت چنین استدلال مسخره ای به حقیر واقعا به دور از انصافه و یه جور شیطنته، در آنچه حقیر راجع به موقعیت هرمنوتیک گفتم مراد جریان کلی حوزه بود، شما دوباره به همون مطلب حاج آقا غرویان مراجعه بفرمایید، ایشون می گن من سالهاست دارم از سر دلسوزی این حرفا رو می زنم و می نویسم اما مدیریت حوزه جدی نمی گیره، حقیر در تاپیک دیگه ای اظهارات تاسف آور جمعی از علما و از جمله تعدادی از مراجع فعلی حوزه مثل آیات وحید و مکارم و صافی و... رو راجع به فلسفه و عرفان اسلامی آوردم، خوب چنین طیفی که این سنت غنی و الهی فلسفه و عرفان اسلامی رو یه سری کفریات و مزخرفات می دونه چطور انتظار دارین نسبت به هرمنوتیک اونطور که باید و شاید عنایت داشته باشه؟ ...

    قبلا هم گفتم در بحث از تعارض دو یا چند منظر در باب مساله ای خاص باید راجع به معقولیت یکی یا برآیند معقول تری از اونا تامل کنیم، عقل یه امر واحده و حاکمیه که هرگز معزول نمیشه، حجیت عقل هرگز تخصیص نمی خوره، یعنی نمیشه گفت حکم عقل در فلان حوزه مقبوله و در فلان حوزه نه، اگر چنین تخصیصی زدیم عقل رو به کل بی اعتبار کردیم و وقتی هم عقل بی اعتبار شد دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه، (به ضمیمه ی ملاحظاتی که در باب عقل سکولار و دینی گذشت، و همینطور برخی دقت های دیگه)، این عقل در مقامی در پی اثبات خدا و نبوت و امامت و... است، در جایی قضاوت اخلاقی می کنه، و در جایی در پی اثبات لزوم فقهه و بعد از اون به استنباط فقهی می پردازه، و در جای دیگه...، خوب حالا نکته ی مهم که شما ازش غفلت می کنین اینجاست که شئونات مختلف این عقل واحد باید با هم هماهنگ و منسجم باشند، و بر این مبنا حکم عقل راجع به چیزی نباید با حکم فقه در تعارض باشه، که اگر چنین باشه بنا به مقدماتی که گذشت فقه باید خودش رو با عقل وفق بده، و این روشنه، حالا شما بر این مبنا برین سراغ چنین مطلبی:

    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    با سلام
    این مطالب برگرفته ای از صفحات 45-43 کتاب «عقل فقهی»(تالیف حجت الاسلام عباس یزدانی) و صرفا نمونه هایی برای پیش بردن بحثه:

    مرد می تونه بدون عذر موجه زنش رو طلاق بده، مرد می تونه بدلیل خوره، کوری، برص، شلی و... عقد رو فسخ کنه، در صورتی که اگر خود مرد چنین باشه زن چنین حقی نداره، مرد می تونه درخواست آمیزش زنش رو اجابت نکنه، در حالیکه خودش حق داره هر وقت که اراده کنه، حتی وقتی زنش وسط نمازه، اون رو وادار به آمیزش کنه، و زن فقط سالی سه بار، اون هم به مدتی خیلی کوتاه، چنین حقی داره، مرد حق داره به زنش دروغ بگه، مرد می تونه مانع شرکت زنش در مراسم تشییع جنازه و دفن و ترحیم پدرش بشه و...

    حالا سوال اینه که آیا از منظر شیعه که داعیه ی عقلگرایی و بحث حسن و قبح عقلی رو داره، اینها بی عدالتی آشکار نیست؟(بنا به ایده ی حسن و قبح عقلی، عقل تا حد خوبی قادر بر تشخیص زشتی و زیبایی های اخلاقیه)، آیا پذیرفتن اشعری گونه ی این بی عدالتی آشکار به عنوان فقه اهل بیت(ع)، با تکیه بر خبر واحد مقبوله؟(اشعری گری از جمله از نظر همین بحث حسن و قبح عقلی در برابر دیدگاه عقلگرای شیعه است)، آیا اینها نشانه ای بر اشتباه در پروسه ی استنباط نیست؟...


    راجع به بحث نگاه تاریخی و هرمنوتیکی و مثال تغلیظ دیه در ماههای حرام هم مطلب کاملا شفافه...

    اما راجع به تعبیر «نیت شارع» یا «علت حکم» یا «علت غایی حکم» یا «حکمت حکم» یا ...، ما که نباید بر ظاهر تعابیر چنین جمودی داشته باشیم...

    حقیر بنا به تجربه و همینطور مقدار شناختی که از وضعیت حوزه ها داشتم کاملا انتظار امثال این واکنش ها رو داشتم، برای همین در ابتدای تاپیک نوشتم دوستانی که می خوان در این تاپیک مشارکت داشته باشن صادقانه و بدور از تکلف و محافظه کاری از جمله راجع به مطالب ابتدای تاپیک تامل کنن، این پاسخ های بی رمق و تکلف آمیز یقینا پاسخ این چالش های آشکار نیست...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۴:۳۶

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  12. صلوات ها 6


  13. #27

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها

    یک عرض کوچک هم می خواستم بنده داشته باشم. اینکه راه هر گونه اظهار رای نظر در حیطه فقه با استدلال عدم علم در این زمینه و تخصصی بودن عملا بسته می شود و این مثال رایج دخالت غیر متخصص در کار مثلا پزشک همواره برایم آشناست اما چرا چنان که هر زمینه علمی در بستر زمان دچار تغییر میشود و گاه روش ها قبل خود را رد می کند و همواره در حال تغییر است و بر اشتباهات گذشته واقف می شود اما در حوزه فقه بر درستی آن همواره اصرار می شود و حتی بحث در این زمینه هم به بن بست می رسد؟ بنده واقعا علمی در زمینه فقه ندارم اما با مطالعات پراکنده ای که داشته ام و وضعیت کنونی جامعه برخی از گزاره های رایج در حیطه خانواده و احکام خشک آن را حتی مطابق رویه و رفتار عالمان بزرگ دینی عصرکنون ( بعنوان مثال امام خمینی ق)جامعه هم نمی بینم و اصلا جوابگوی جامعه امروز نیست نمونه آن توسط جناب سید ضیا ذکر شد اما طبق معمول علت همه اینها تنها لزوم مدیریت بیان شده و کنترل خانواده . فکر نمی کنم جوابهایی که در این زمینه بنده شنیده ام از دوران نوجوانی تا کنونم دچار تغییر شده باشد همیشه تکرار !و هیچ نوع نگاه تازه و توجه به جنبه های جدید و تفاوت بشر کنونی و شرایطش با گذشته ایجاد نشده و اگر هم بحثی و حرفی باشد تنها نقش تشریفاتی دارد نه اینکه ایجاد حقی یا اصلاحی در حقوق تعریف شده کند حتی در حد تبصره!! باز همانطور که در ابتدای تاپیک آورده شده نوشته های اینجانب را از دید یک فرد در چهارچوب دینی مورد توجه قرار دهید
    تشکر
    سرکار بی دل یکی از نکات جالب و پارادوکسیکال که گاهی در این قبیل پاسخ های تکلف آمیز به این اشکالات دیده میشه اینه که از یه طرف مساله ای که چنین در تعارض با فهم فطریه رو چنان رازآمیز می کنن و یا چنان دست و پای عقل رو می بندند که به کلی مساله رو از حوزه ی قضاوت عقل خارج کنن و از طرف دیگه با آب و تاب شروع به تبیین های مثلا عقلانی می کنن!...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۳:۴۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  14. صلوات ها 6


  15. #28

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,631
    حضور
    157 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31878



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    شما می بینید که حقیر سعی می کنم در حد بضاعت دقیق بنویسم، نسبت چنین استدلال مسخره ای به حقیر واقعا به دور از انصافه و یه جور شیطنته،

    با تشكر از جناب سيد ضياء كه بحث را دنبال مي كنند

    دوست گرانقدر اين استدلال از نوشته شما ، آشكار شده است و هر كسي كه كلمات شما را مطالعه كند چنين برداشتي خواهد نمود شما مي توانيد آنرا انكار كنيد و ما هم حق را به شما و نيت پاك شما خواهيم داد اما چنين برداشتي از كلمات شما نه بي انصافي است و نه شيطنت و اين نسبتي ناروا به نويسنده است .
    نمي توان با تكلف آميز خواندن يك استدلال از پاسخ به آن طفره رفت پاسخ صحيح يك برهان ، برهاني ديگر است نه جدل !
    اگر بحث را تبديل به يك بحث جدلي نماييد آشكارا مخالف همدلي علوم عمل نموده ايد .
    مطمئنا حقير اگر كسي به قوانين متقن فلسفي اشكال كند نمي توانم پاسخ او را با قوانين فقهي بدهم چنين استدلالي سر انجامي ندارد .

    قاعده حسن و قبح عقلي كه به آن اشاره نموده ايد يك قاعده متقن و پايه و ركن تمام اعتقادات اسلامي است اما صرفا حجيت كلي عقل را ثابت مي كند و نمي تواند در جهت رد سخنان هيچ عالمي از جمله فقهاء بكار آيد
    اين طبيعي است كه هر علمي در بستر خود از اين عقل واحدي كه به آن اشاره كرده ايد ، استفاده نمايد و مباني مناسب خود را با آن بدست آورد لذا يك فقيه نمي تواند با استدلالات فقهي به مباني حسن و قبح عقلي بتازد و آنرا مطلبي بيهوده بداند همينطور كسي كه در علوم عقلي مهارتي كسب نموده است .


    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    خوب حالا نکته ی مهم که شما ازش غفلت می کنین اینجاست که شئونات مختلف این عقل واحد باید با هم هماهنگ و منسجم باشند، و بر این مبنا حکم عقل راجع به چیزی نباید با حکم فقه در تعارض باشه، که اگر چنین باشه بنا به مقدماتی که گذشت فقه باید خودش رو با عقل وفق بده، و این روشنه،
    حقير با حجيت عقل مخالفتي نداشتم و اينكه شئونات مختلف عقل واحد بايد با هم هماهنگ باشد اتفاقا بر آن پايفشاري هم مي كنم و همينطور معتقدم اگر حكم فقه مخالف عقل باشد بايد خود را با عقل تطبيق دهد اما سئوال بنده اينجاست چگونه روشن مي شود كه حكم فقه ، مخالف عقل است ؟ آيا معيار اشتباه يا عدم اشتباه يك فيلسوف در مباني خود ، استدلالات فقهي است و يا اينكه يك فقيه موظف است خود را با عقل فلسفي هماهنگ كند؟!
    برخي از فقهاء بخاطر همين اشتباه ، فلاسفه بزرگوار را متهم به كفر كرده اند !. من فقيه نبايد بدون فهميدن درست معناي قدم و حدوث و اقسام ذاتي و زماني آن ،‌ فيلسوفي را كه معتقد به قدم عالم است ، كافر بدانم اين مسئله به اين مي ماند كه بدون اثبات چيزي حكم به ثبوت آن كنم .
    روشن است كه اينگونه استدلال نمي تواند راهگشا باشد .

    فقه بر اساس مباني كاملا عقلي و استدلالي به نتايج خود مي رسد و عقل خود يكي از منابع استباط در فقه است .
    يك فقيه متقي تا تمام مواد استدلال خود را مورد تأييد شارع مقدس نبيند ، توان صدور فتوا را ندارد اينكه مي بينيد خيلي از فقها در بيان فتواي خود احتياط مي كنند از اين جهت است كه به استحكام مباني آن و تأييد شارع ، هنوز مطمئن نشده اند .
    لذا شايد بي انصافي باشد كه چالش هاي فقه را در فلسفه و كلام جستجو كنيم و با استدلالات برون علمي(علم فقه) نسبت خلاف عقل بودن فتوايي را به فقهاي معظم بدهيم .

    ناگفته نماند نبايد از بيان اين مطالب نتيجه گرفت كه راقم اين سطور معتقد به جدايي مطلق علوم از يكديگر است خير ! حقير معتقدم علوم مختلف بدون دخالت نامناسب در مباني يكديگر مي توانند انسان را در جهت تعالي رهنمون باشند همانطور كه در طول تاريخ ، بسياري از فقهاي گرانقدر خود فيلسوفي متبحر و بسياري از فلاسفه فقهايي طراز اول بودند و هستند.
    مناسب مي بينم كه بحث از چالش هاي فقه كه به حق بحث بسيار خوبي است كه برادر بزرگوار جناب سيد ضياء آغاز نموده اند در بستر مناسب خود ادامه يابد .

    اما يك چالش جدي از يك سئوال جدي آغاز مي شود بهتر است ابتدا مسئله اي مطرح شود و پس بحث و بررسي موشكافانه عقلي و از نگاه علوم مختلف ، تبديل به يك چالش گردد .
    در پناه حق باشيد
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۳:۱۰

  16. صلوات ها 6


  17. #29

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها

    با تشكر از جناب سيد ضياء كه بحث را دنبال مي كنند

    دوست گرانقدر اين استدلال از نوشته شما ، آشكار شده است و هر كسي كه كلمات شما را مطالعه كند چنين برداشتي خواهد نمود شما مي توانيد آنرا انكار كنيد و ما هم حق را به شما و نيت پاك شما خواهيم داد اما چنين برداشتي از كلمات شما نه بي انصافي است و نه شيطنت و اين نسبتي ناروا به نويسنده است .
    نمي توان با تكلف آميز خواندن يك استدلال از پاسخ به آن طفره رفت پاسخ صحيح يك برهان ، برهاني ديگر است نه جدل !
    اگر بحث را تبديل به يك بحث جدلي نماييد آشكارا مخالف همدلي علوم عمل نموده ايد .
    مطمئنا حقير اگر كسي به قوانين متقن فلسفي اشكال كند نمي توانم پاسخ او را با قوانين فقهي بدهم چنين استدلالي سر انجامي ندارد .

    قاعده حسن و قبح عقلي كه به آن اشاره نموده ايد يك قاعده متقن و پايه و ركن تمام اعتقادات اسلامي است اما صرفا حجيت كلي عقل را ثابت مي كند و نمي تواند در جهت رد سخنان هيچ عالمي از جمله فقهاء بكار آيد
    اين طبيعي است كه هر علمي در بستر خود از اين عقل واحدي كه به آن اشاره كرده ايد ، استفاده نمايد و مباني مناسب خود را با آن بدست آورد لذا يك فقيه نمي تواند با استدلالات فقهي به مباني حسن و قبح عقلي بتازد و آنرا مطلبي بيهوده بداند همينطور كسي كه در علوم عقلي مهارتي كسب نموده است .



    حقير با حجيت عقل مخالفتي نداشتم و اينكه شئونات مختلف عقل واحد بايد با هم هماهنگ باشد اتفاقا بر آن پايفشاري هم مي كنم و همينطور معتقدم اگر حكم فقه مخالف عقل باشد بايد خود را با عقل تطبيق دهد اما سئوال بنده اينجاست چگونه روشن مي شود كه حكم فقه ، مخالف عقل است ؟ آيا معيار اشتباه يا عدم اشتباه يك فيلسوف در مباني خود ، استدلالات فقهي است و يا اينكه يك فقيه موظف است خود را با عقل فلسفي هماهنگ كند؟!
    برخي از فقهاء بخاطر همين اشتباه ، فلاسفه بزرگوار را متهم به كفر كرده اند !. من فقيه نبايد بدون فهميدن درست معناي قدم و حدوث و اقسام ذاتي و زماني آن ،‌ فيلسوفي را كه معتقد به قدم عالم است ، كافر بدانم اين مسئله به اين مي ماند كه بدون اثبات چيزي حكم به ثبوت آن كنم .
    روشن است كه اينگونه استدلال نمي تواند راهگشا باشد .

    فقه بر اساس مباني كاملا عقلي و استدلالي به نتايج خود مي رسد و عقل خود يكي از منابع استباط در فقه است .
    يك فقيه متقي تا تمام مواد استدلال خود را مورد تأييد شارع مقدس نبيند ، توان صدور فتوا را ندارد اينكه مي بينيد خيلي از فقها در بيان فتواي خود احتياط مي كنند از اين جهت است كه به استحكام مباني آن و تأييد شارع ، هنوز مطمئن نشده اند .
    لذا شايد بي انصافي باشد كه چالش هاي فقه را در فلسفه و كلام جستجو كنيم و با استدلالات برون علمي(علم فقه) نسبت خلاف عقل بودن فتوايي را به فقهاي معظم بدهيم .

    ناگفته نماند نبايد از بيان اين مطالب نتيجه گرفت كه راقم اين سطور معتقد به جدايي مطلق علوم از يكديگر است خير ! حقير معتقدم علوم مختلف بدون دخالت نامناسب در مباني يكديگر مي توانند انسان را در جهت تعالي رهنمون باشند همانطور كه در طول تاريخ ، بسياري از فقهاي گرانقدر خود فيلسوفي متبحر و بسياري از فلاسفه فقهايي طراز اول بودند و هستند.
    مناسب مي بينم كه بحث از چالش هاي فقه كه به حق بحث بسيار خوبي است كه برادر بزرگوار جناب سيد ضياء آغاز نموده اند در بستر مناسب خود ادامه يابد .

    اما يك چالش جدي از يك سئوال جدي آغاز مي شود بهتر است ابتدا مسئله اي مطرح شود و پس بحث و بررسي موشكافانه عقلي و از نگاه علوم مختلف ، تبديل به يك چالش گردد .
    در پناه حق باشيد
    با سلام

    جناب سجاد من این اصرار شما به دخالت فلسفه ی مصطلح به این وادی رو نمی فهمم، در ایده ی حسن و قبح عقلی عقل تا حد خوبی می تونه زشتی و زیبایی اخلاقی رو تشخیص بده و حکم فطری و قضاوت اخلاقی عقل معتبر و مقدمه(اخلاق به معنای عام کلمه، بعد از این هم از تعبیر «اخلاق» معنای عام اون مراد میشه، مگر اینکه به معنای خاص تصریح بشه)، حوزه ی حسن و قبح عقلی باید و نباید هاست، گذشته از این ایده ی حسن و قبح عقلی و اعتبار حکم فطری عقل در حوزه ی احکام اخلاقی صوری و همینطور تعیین محتوای این احکام صوری و همینطور تعیین مصادیق این احکام، باز این عقله که مصادیق احکام اخلاقی خاص شرع رو هم تعیین می کنه، و به ویژه این عقله که در قضاوتی اخلاقی، جایگاه هر کدوم از باید و نباید های اخلاقی(اعم از عقلی و شرعی) رو تعیین می کنه...

    فلسفه مصطلحی که در جهان اسلام پرورونده شده عمدتا به مباحث هستی شناسی می پردازه که مباحثی نظری هستند و بحثش از بحث باید و نبایدها جداست، ما چه کار به فلسفه داریم، اصلا فیلسوف این نحوه استدلال، یعنی استدلالی که در مقدمه ی اون از حسن و قبح عقلی استفاده شده باشه رو بطور معمول برهانی نمی دونه، این متکلم امامی و معتزلیه که تا حد زیادی به خاطر سنخ مطالب خاص اون علم، دائم حرف از حسن و قبح عقلی می زنه، و جابجا از این مطلب در استدلالش استفاده می کنه و باید هم چنین کنه، شما این قبیل تعابیر رو در یه کتاب کلامی زیاد می بینین، فلان فعل (جزئی و خاص) قبیحه و قبیح از مولای حکیم سر نمی زنه و مقدماتی از این دست که مبتنی بر ایده ی حسن و قبح عقلیه، یعنی چی که حسن و قبح عقلی فقط حجیت کلی عقل رو ثابت می کنه، سری به کتاب های کلامی بزنین، با این چیزی که من از تعبیر شما می فهمم باید فاتحه ی کلام رو به کل بخونیم، می خواین درست کنین می زنین از بنیاد خراب می کنین...

    تازه اگر قرار به این باشه که ما مثلا در همین مباحثی که راجع به برخی احکام فقهی زنان گذشت نگاه برخی حکمای جهان اسلام راجع به زنان (که بحثی خارج از حوزه ی کار فلسفه ی مصطلحه) رو دخالت بدیم که وضع بدتره، باز حداقل فقیه بنده خدا زن رو آدم حساب می کنه، برخی از این حکمای تراز اول ما زن رو آدم هم حساب نمی کنن، زن صرفا یه حیوانه که برای آرامش مرد و برای اینکه مرد بهش رغبت کنه به شکل انسانی زیبا آفریده شده!...


    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۳:۲۸

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  18. صلوات ها 4


  19. #30

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,576
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9192



    خوب حالا شما به عنوان یه شیعه در مقام بحث کلامی، دائما از حسن و قبح عقلی بطور گسترده مایه می ذارین و بر اون مبنا استدلال می کنین، اما وقتی ردای فقاهت می پوشین به همین حکم اخلاقی صریح عقل در باب مساله ای فقهی بها نمی دین!، خوب این یعنی عدم انسجام، یک بام و دو هوا که نمیشه، بنده در قبل هم گفتم حکم عقل تخصیص بردار نیست، نمیشه در جایی قضاوت فطری عقل رو بهش بها بدیم و کلی هم ازش استفاده کنیم و در جای دیگه نه، باز هم تکرار می کنم بحث در باب خود مبانی فقهه که طبیعتا بحثی بیرون فقهی و مربوط به حوزه ی فلسفه و اصول فقهه، شما طوری صحبت می کنین که گویی مبانی فلسفه و اصول فعلی ما وحی منزله که نمیشه راجع بهش حرف زد، به فرض هم بحث تعارض دو یا چند منظر در مساله ای واحد مطرح باشه باید در باب معقولیت یکی یا برآیند معقولتری از اونا تامل کنیم، نمیشه که در این تعارض به اسم جدایی حوزه های علوم و مطالبی از این دست این تعارض رو مسکوت بذاریم و از طرف دیگه هر دو یا چند منظر رو هم معتبر بدونیم، مثلا در این مقام ما به عنوان یه شیعه هم به عنوان متکلم باید به مباحث اعتقادی بپردازیم و هم به عنوان فقیه به استنباط، حالا بحث تعارض موضع این دو علم راجع به این مساله ی واحد مطرح میشه، یعنی همین بحث جایگاه عقل و حکم فطری عقل در قضاوت های اخلاقی خودش و مسائلی از این دست، نمیشه که این مساله رو مسکوت بذاریم و در عین تعارض موضع این دو علم در این مساله ی واحد هر دو رو هم همزمان معتبر بدونیم، دقت کنین به هیچ وجه تعدد حیثیاتی در کار نیست بحث دقیقا تعارض در محل واحده...

    در فقه ما اگر چه گفته میشه که عقل یکی از منابع فقهه، اما عملا و عمدتا عقل صرفا یه ابزار برای استنباط احکامه نه منبعی برای حکم فقهی، در موضع فقهی فعلی شما زیاد از این قبیل تعابیر می شنوید که ان دین الله لایصاب بالعقول(دین خدا از دسترس عقول خارجه)، اما تو کلام همین عقل چنان عزیز میشه که میشه حجت و نبی باطنی!، بر مبنای همین نقل گرائیه(در معنایی خاص از نقل گرایی متناسب با این بحث، معنایی هم افق با اشعری گری) که فقیه ما با وجود این آشفته بازاری که در بحث احادیث مطرحه و هزاران دست ناپاکی که در کار جعل احادیث بوده، با جمود بر خبر واحدی که در تعارض با فهم فطری همه ی آدماست چنین احکام ناعادلانه ای، که نمونه اش در مطالب قبلی در باب برخی احکام فقهی زنان گذشت، صادر می کنه...

    بنا به مبنای اشعری ما به زشتی و زیبایی افعال راهی نداریم و این اراده ی خداست که خوبی رو خوبی و بدی رو بدی می کنه، حالا خدا می تونه مومن رو ببره جهنم و کافر رو بیاره بهشت، و این ظلم نیست و عین عدله، اگه خدا مثلا بگه پدرت رو بی دلیل بکش باید بکشی!، معاذالله اگه خدا هر رطب و یابسی گفت باید بکنی چون اراده خدا و امر و نهی اوست که خوبی رو خوبی و بدی رو بدی می کنه، در حالی که در مبنای شیعی عقل تا حد خوبی زشتی و زیبایی افعال رو درک می کنه و خداوند حکیم هم متناسب با این فهم فطری حکم می کنه، حالا بدبختی ما اینه که ما در مقام متکلم، امامی هستیم و عقل گرا، و در مقام فقیه اشعری هستیم و نقل گرا، اینه که فقیه ما روی چنین احکام نامعقولی که در تعارض با فهم فطری همه ی آدماست چنین لجاجت می کنه...

    طرفه اینکه شما همونطور که به سرکار بی دل هم گفتم به نحو پارادوکسیکال از یه طرف مساله ای که چنین در تعارض با فهم فطریه رو چنان رازآمیز می کنین و یا چنان دست و پای عقل رو می بندین که به کلی مساله رو از حوزه ی قضاوت عقل خارج کنین و از طرف دیگه با آب و تاب شروع به تبیین های مثلا عقلانی می کنین!، یه بام و دو هوا که نمیشه برادر، من دیگه نمی دونم چطوری و با چه زبونی تعارض این قبیل احکام رو با عقل و لزوم عقل گراتر شدن فقه رو نشون بدم، من هر چی می گم شما با طرح یه سری مباحث عجیب و غریب هی می خواین شب رو روز کنین...

    به نظرم بحث به نقطه ای رسیده که ادامه ی اون کم فایده و عقیمه، فک کنم بهتره قضاوت رو به دوستان بسپاریم...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۴:۵۶

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  20. صلوات ها 5


صفحه 3 از 9 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود