جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کدامیک از ائمه علیهم السلام از علم غیب برای قضاوت استفاده می کردند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432

    کدامیک از ائمه علیهم السلام از علم غیب برای قضاوت استفاده می کردند؟




    با سلام وصلوات

    در اخبار آمده که حضرات ائمه (ع) با علم ظاهر قضاوت میکردند که این امر حتی در مواردی سبب بروز حکم اشتباه میشد .

    اما :

    حدثنا إبراهيم بن هاشم، عن محمد بن خالد البرقي، عن ابن سنان أو غيره، عن بشير، عن حمران، عن جعيد الهمداني ممن خرج مع الحسين عليه السلام بكربلا، قال: فقلت للحسين عليه السلام جعلت فداك بأي شئ تحكمون. قال [عليه السلام]: يا جعيد نحكم بحكم آل داود، فإذا عيينا عن شئ تلقانا به روح القدس.کافی و اختصاص و بصائر


    خرايج: سعد، عن اليقطيني، عن صفوان، عن أبي علي الخراساني عن أبان بن تغلب، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كأني بطائر أبيض فوق الحجر فيخرج من تحته رجل يحكم بين الناس بحكم آل داود وسليمان لا يبتغي بينة

    آیا فقط حضرت مهدی(ع) بحکم آل داود قضاوت میکنند چرا؟

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    کدامیک از ائمه علیهم السلام از علم غیب برای قضاوت استفاده می کردند؟








    کارشناس بحث: استاد صادق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784

    جمع بندی




    سوال:
    در اخبار آمده که حضرات ائمه (ع) با علم ظاهر قضاوت میکردند که این امر حتی در مواردی سبب بروز حکم اشتباه میشد .
    آیا فقط حضرت مهدی(ع) بحکم آل داود قضاوت میکنند چرا؟




    پاسخ :
    باسلام وتقدیر از سوال شما .جواب در دو محور بیان می شود :

    الف _ در فراز اول باید گفت بر خلاف آنچه که در پرسش آمده امامان(علیهم السلام) از اشتباه و مانند آن کاملا معصوم اند وهر گز در حکمی دچار اشتباه نمی شوند . زیرا ماهیت عصمت ائمه (علیهم السلام) تفاوتی با عصمت سایر معصومان از پیامبران ندارد به غیر از آنکه عصمت پیامبر اسلام و ائمه (علیهم السلام)مطلق و کامل و به دور از هر گونه خطا و سهو و ترک اولی است ؛
    در خصوص تبیین چگونگی اصل عصمت به طور مختصر باید گفت :
    گوهر اصلی انسان که نفس ناطقه‌ او است، به گونه ای آفریده شده که اگر بخواهد، با تأمین برخی شرایط به آسانی می تواند به قله بلند عصمت برسد؛ زیرا نفس انسان با حرکت جوهری و تکامل معنوی از قوه به فعلیت رسیده و می تواند از آفت‌های: سهو، نیسان، غفلت، جهالت و هر گونه ناپاکی مصون باشد؛ چون محدوده ای نفوذ شیطان، تنها محصور به مراحل وهم و خیال است که وابسته به نشئه طبیعت انسان است؛ اما مراتب عقل و قلب کاملاً از قلمرو و نفوذ شیطان مصون است.
    سهو، نسیان، غفلت و جهل و هر ناپاکی دیگر در آن ساحت قدسی راه نمی‌یابد. بنابراین، چون شئون هستی انسان محدود به مراتب طبیعی، خیالی و وهمی نیست، اگر کسی به مرتبه عقل خالص و قلب سلیم راه یافت، می تواند همچون فرشتگان از گزند لغزش های علمی و عملی مصون بماند. (1)
    عصمت معصومان، ناشی از علم آنان و معرفت و محبت تام و کامل به خداوند است. بنابراین، اگر به فرض آنها دارای عصمت نمی بودند، طبیعی بود که مثل سایر افراد بشر عمل می نمودند . (2)
    گفتنی است که عصمت امامان
    (علیهم السلام) را از جهت کمال مرتبه عصمت شامل خطا و اشتباه و سهو و فراموشی هم می دانیم و آن امور نیز در این بزرگواران راه ندارند زیرا همان علم و معرفت بالا مانع بروز و ظهور این اشتباهات در ایشان خواهد بود هرچند دلایل دیگر مانند تاثیرات مخرب و منفی رخداد این گونه امور در نوع نگاه و توجه مردم به این بزرگواران نیز دلیل عقلی فقدان این امور در ایشان است که به همین جهت خداوند ایشان را از دچارشدن در این مسائل نیز مصون می دارد .
    اما در مورد منشا عصمت امامان و پیامبران باید گفت این نوع عصمت گرچه یک موهبت الهی است امّا بدون دلیل و حکمت الهی تحقق نیافته است .لیاقت فردی این بزرگواران برای احراز مقام رسالت و امامت ، می طلبید که خداوند مقام عصمت از هر نوع خطا و گناه را به ایشان اعطا فرماید . البته از آنجا که علم و محبت والای این بزرگواران، حقیقتی است که توسط خداوند به ایشان اعطا شده ، یعنی منشا عصمت عطیه ای خداوندی است ، اما چرا خداوند حکیم و عادل در بین همه موجودات این افراد خاص را برای اعطای این درجات برگزیده است؟
    پاسخ در درک دقیق حقیقتی است که ما را به تفاوت رفتار شخصی این بزرگواران با دیگر انسان ها در شرایط کاملا مساوی رهنمون می سازد ؛ در حقیقت با اثبات عدل و حکمت خداوند در می یابیم که این تمایز و انتخاب خاص نمی توانسته بی دلیل و بدون حکمت باشد . اعطای این مقام به ائمه دلیل بر غیر اختیاری و نوعی پارتی بازی بودن آن نیست، زیرا برای خداوند تحقق زمان برای درک لیاقت بندگان نسبت به نعمات ضرورت ندارد . خداوند از علم ذاتی خود می داند که هر بنده ای در شرایط عادی زندگی ،چه مقام و مرتبتی را در مسیر بندگی احراز می نماید .
    خداوند می‏دانسته که آنان منهای عصمت هم با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری فرق داشته، توانایی بر عهده گرفتن مقام خطیر نبوت و امامت را دارند . از آن جا که مقام عصمت به عنوان یکی از مهم ترین لوازم نبوت و امامت محسوب می گردد ،مقدمات آن از جانب خداوند به ایشان اعطا شد .
    در عین حال نباید فراموش کرد که هر مقام و منزلت و نعمت خداوندی مسئولیت و تکالیفی مطابق با همان نعمت را به دنبال خواهد داشت . برخورداری از مقام عصمت برای امامان و دیگر مقامات و درجات معرفتی که به ایشان اعطا شده است ، ضرورت قرار گرفتن در برابر سخت ترین آزمایش الهی را در پی داشت . دشوارترین مسئولیت ها و تکالیف را برای ایشان رقم زد. نباید از این نکته مهم غفلت نمود و عصمت را ابزاری برای راحتی و بی دغدغه بودن این بزرگواران تلقی نمود .

    ب_اما در باره قضاوت های ائمه ع باید گفت : ائمه ع هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم مى نشستند، مطابق قوانین قضایى اسلام حکم مى کردند و از علم خدا دادى خود استفاده نمى کردند. در موردى که دلیل شرعى مثلاً بر قاتل بودن متهمى وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمى کرد. پیامبر به صراحت می فرمود :
    « إنّما أقضى بينكم بالبيّنات و الأيمان‏ (3) جز اين نيست كه من ميان شما بر اساس دلايل و سوگندها قضاوت مى‏كنم‏ » روشن است که در چنین ساختاری چه بسا فردی با قسم دروغ حق دیگری را ضایع می کند و احیانا پیامبر از این امر هم آگاه است، اما در حکومت و قضاوت روال عادی و طبیعی را در پیش می گرفت و در این گونه امور تفاوتی بین حکم حکومتی و فقاهتی و قضاوت نیست. زیرا افتاء و قضاوت خود از شئون حاکم مسلمین است و این امور از هم جدا نیستند. روشن است اگر ائمه
    (علیهم السلام) در جامعه بر اساس علم غیب قضاوت کند شرایطی بوجود خواهد آمدکه بسیار از مردم دچار مشکل می گردد ونظم جامعه با چالش مواجه می شود .ولی در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)طبق روایات یاد شده ممکن است در برخی موارد در صورت لزوم امام از علم غیب استفاده نماید .




    پی‌نوشت‌ها:
    1. جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ص 201، نشر مرکز اسرا، قم، 1381 ش.
    2. محمد امین صادقی، پرسش هايی در باره عصمت، ص 99، نشر مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی، قم، 1388 ش.
    3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج 7، ص 414.
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ در ساعت ۰۲:۲۸

  5. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود