صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: الرجال قوامین علی النساء ونفوذ حکمی آن در فقه شیعی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    الرجال قوامین علی النساء ونفوذ حکمی آن در فقه شیعی




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    بخشی از شبهاتی که در این متن گفت و گو گونه، مطرح میگردداین است که: «احکام قرآنی نسبت به زن قیمومیتی و سرپرست واره نگریسته شده است. گویی مردان مسئول احقاق حقوق زن هستند چه در مقام همسر و چه در مقام پدر». هم چنین آمده است: «هر جا در قرآن سخن از برتری و فضیلت کسی بر دیگری است، دلیلش غالباً همان برتری ها در امکانات و توانایی های دنیایی بوده است. هر جا در قرآن از فضیلت صحبت شده است، مراد روزی، قدرت، علم، دانش و مهارت است... بنابراین اگر در آن روزگاری مرد خطاب آیات قرآن است به این دلیل بوده که در آن دوره امکانات بیشتر از زن داشته است. اما این روزها دیگر فضیلت به معنایی که در قرآن آمده است صرفاً به مرد محدود نمی شود و زنان نیز در جامعه از سطوح مختلف فضیلت برخوردار شده اند».
    همچنین آمده است: «قوّام بودن مرد بر زن و این که رجال قوّامون علی النساء معرفی شده اند از جمله خطاب های توصیفی است و نه دستوری...».


  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش


    جوابی روشمندانه و واقع بینانه با نگاه جوان مردانه
    قبل از آنکه نگاه به قرآن، زنانه و یا مردانه باشد، باید نگاه جوان مردانه و همه جانبه باشد تا با جهانی بودن قرآن و جاودانگی آن تنافی پیدا نکند. از این روی هرگاه بحث قیمومیّت مرد بر زن مطرح می شود باید دقیق و عمیق مطرح شود تا حق قرآن درست ادا شود. طرح این بحث به صورت فصلی و موسمی که مرد زمانی به علت مشکلات اقتصادی زن، به او قیمومیّت و سرپرست وارگی می داشته هم اکنون که زن از نظر اقتصادی به استقلال دست یافته است، دیگر به قیمومیت و سرپرست وارگی مرد نیاز ندارد و به آن رضایت هم نمی دهد، بحث درستی به نظر نمی رسد و با جهانی بودن قرآن و جاودانگی آن همخوانی ندارد. چون قرآن، این کتاب آسمانی درباره زن و مرد بی هیچ اغراق و سیاست بازی، اندیشه به حق خود را باز گفته و موقعیت حقیقی هر یک را به طور روشن بیان کرده است و تمامیت در خلقت و هدایت را به طور مشترک به زن و مرد عطا فرموده است.
    اگر خداوند در آفرینش انسان از زیبایی و حسن و کمال، سخن رانده و به خود مباهات کرده، هم نسبت به زن و هم نسبت به مرد فرموده است: «و تبارک الله احسن الخالقین؛ آفرین بر خدا که بهترین خلق کنندگان است».[1]
    اسلام برای هر یک از زن و مرد وظایف روشن و مشخصی قرار داده است تا در مقابل یک دیگر مسئول باشند. شریعت همنوا با عقل، حاکمیت محدود را در جهات مدیریت برای مرد قرار داده و زن را به منظور ایجاد و حرکت حقیقی، در این جهات، تابع مرد شمرده است، ولی زور، ظلم، ستم و مردسالاری استبدادی و فرعون مآبانه را در امور زندگی نفی و ردّ کرده و موقعیت های برجسته و زمینه های خاصّ ارزشی زن را به طور شفّاف بیان نموده است.
    تنها چیزی که باید در رفتارهای اجتماعی و تمام شئوون زندگی زناشویی حاکم باشد، عقل و شریعت است، در واقع زن و مرد باید در رفتارشان تابع حق و عقل باشند. حق تعالی زن را در جهات خاص و معدودی تابع مرد قرار داده است؛ همان طوری که در دسته ای از امور زن را موقعیت ممتاز بخشیده است، بنابراین، مرد نمی تواند ظالمانه حکم کند و زن نیز نباید از شوهر خود در معصیت الهی تبعیت کند.[2]
    در واقع یک تقسیم های زیبایی برای زن و مرد ترسیم شده است و از حدود آن نباید تجاوز کرد. این غیر از این است که ما احکام قرآنی و دین را فصلی و موسمی و برای یک زمان و مکان خاص بدانیم.


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    وقتی از قیمومیت مرد سخن به میان می آید یک سلسله مزایایی اجرایی و مدیریتی برای مرد مطرح است و آن هم مدیریت شرعی یعنی تا زمانی که به دستور شرع مقدس اسلام عمل کند و از حد و مرز آن خارج نشود، مدیریت دارد و کارهای اجرایی خانه و خانواده را بر دوش دارد. هرگاه از حدود شرع تجاوز کند و نتواند درست انجام وظیفه کند، این حق از او سلب می شود و به دیگری واگذار می شود. در مورد زن نیز مساله این گونه است... ولی در اصول بنیادی تقرّب و تکامل، بین زن و مرد فرقی نیست، به عنوان نمونه وقتی زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است هرگز مرد قوّام و قیّم زن نیست و زن هم در تحت قیمومیت مرد نیست. «الرجال قوامون علی النساء»[3] مربوط به آنجایی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد که در آن صورت سخن از قوّام بودن به میان می آید، به اضافه آن که قوام بودن نشانه کمال و تقرب به سوی حق تعالی نیست، هم چنان که در تمامی وزارت خانه ها، و جامعه های بشری و مراکز گوناگون افرادی هستند که قوّام دیگری هستند و این مدیریت فخر معنویت نیست بلکه یک کار اجرایی است و فقط یک مسئولیت اجرایی و مدیریتی.
    مسایل اجتماعی و شمّ اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تأمین نیازمندی های منزل و اداره زندگی را مرد بهتر به عهده می گیرد و چون مسئول تأمین هزینه، مرد است و مرد هفتاد سال، صد سال، بلکه مادام العمر واجب النفقه است و این خود بار مسئولیتی بسیار سنگینی را بر دوش مرد می گذارد و در صورت تعدّی و تخطّی از دستور شرع مقدس، مرد را محکوم و مجازات می نماید... از این روی سرپرستی و حفاظت داخلی منزل هم با مرد است و این یک وظیفه است نه فضیلت، دوم قوّام بودن که قرآن شریف بدان پرداخته است، وظیفه و انجام وظیفه است.[4]
    گرچه «الرجال قوّامون علی النساء» جمله خبریّه است ولی روحش انشاء است یعنی ای مردها شما قوّام منزل باشید، سرپرست منزل باشید، کارهای بیرون منزل را انجام دهید، اداره زندگی را در منزل به عهده بگیرید و آسایش و آرامش خود و خانواده را در منزل تأمین و فراهم سازید، چه زن صاحب ثروت کلان باشد و چه فقیر.


  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    برخی قیمومیت را به معنای اسیر بودن زن معنا می کنند که بسیار ناصواب است و معنایی است که روح قرآنی ندارد. چون قیمومیت از منظر قرآن انجام وظیفه است نه حاکمیت شاهانه، قیّم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است، گاهی زن قیّم مرد می شود و گاهی مرد قیّم زن. در اصول خانوادگی بسیاری از مسایل عوض می شود. اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است. اگر مادر فرزند را از کاری نهی کرد، اطاعت از مادر واجب است پس نمی تواند بگوید: چون من به درجه اجتهاد رسیده ام و یا مهندس و طبیب شده ام دیگر تحت فرمان مادر نیستم. در حقیقت در چنین مواردی مادر قیّم پسر است و لو آن که پسر مجتهد و متخصص طراز اول باشد. در امور داخلی خانه و خانواده زن و شوهر، مادر و فرزند و پدر و فرزند یک سلسله حقوق متقابلی و رفت و برگشتی نسبت به هم دارند.[5]
    افرادی که از قیمومیت برداشت آزاد دارند و پیش فرض های ذهنی خویش را بر آن تحمیل می کنند به نوعی مرتکب تحریف معنوی می شوند از این روی می گویند: دیگر زن اسیر و برده دست مرد نیست و دوران برده داری و اسارت به پایان رسیده است و زن هم می تواند صاحب فضیلت باشد. حال آن که این برداشت، نوعی پیش داوری در مورد نظرات قرآن و تحمیل پیش فرض ها به قرآن است. وگرنه قیمومیت از منظر قرآن هیچ بار منفی ای ندارد تا گفته شود اِمد آن به سر آمده است.


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    قرآن شریف از اول فضیلت را نه اختصاصی برای مرد دانسته است و نه اختصاصی برای زن. مرد و زن هر دو صاحب فضیلت هستند و در عرصه های گوناگون زندگی بر اساس توانمندی های جسمی و روحی از آن بهره می جویند.
    قرآن عزیز مرد و زن را سه گونه مورد خطاب قرار می دهد. بخشی از خطابات مخصوص مردان است و بخشی از خطابات ویژه زنان و بخش دیگر از خطابات مشترک برای زنان و مردان. اگر در قرآن شریف سوره یونس، سوره یوسف و... آمده است، سوره مریم و سوره کوثر و سوره نساء نیز آمده است و در سوره نساء تمام حقوق بنیادین زن را برشمرده است و از حقوق همه جانبه زن دفاع کرده است و زن را هم چون مرد صاحب فضیلت و شرافت و عفت دانسته است. اگر قرآن عزیز برخی از مردان را الگوی مردان و زنان جهان قرار داده است برخی از زنان را الگوی زنان و مردان جهان قرار داده است. مگر حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و حضرت مریم الگوی تمام مردان و زنان جهان نیستند؟ مگر حضرت خدیجه به عنوان یک زن ثروتمند صاحب فضیلت نبود و بر بسیاری از بزرگان قریش فضیلت و برتری نداشت؟ مگر مردان نسبت به هم فضیلت و برتری ندارند؟ مگر زنان برخی نسبت به برخی دیگر برتری و فضیلت بیشتری ندارند؟ مگر قرآن شریف نمی گوید: برخی از پیامبران بر برخی دیگر از فضیلت بیشتری برخوردارند؟[6]... وقتی پای مراتب مرد و زن و فضیلت معنوی مرد و زن به میان آید، بحث بسیار ظریف و ارزشمند نیز می شود و فکر همگان بدان قله قد نمی دهد.
    در برد متوسط و برد بلند خطابات قرآن نسبت به زنان و مردان به صورت «هُنّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لهنّ»[7] و «ان اکرمکم عند الله اتقیکم»[8] است. یعنی زنان مایه آرامش مردان هستند و مردان مایه راحتی زنان و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.
    زن سکینت آفرین است و مرد آسایش آفرین


  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    سلام وعرض شب بخیر خدمت استاد محترم و کاربران بزرگوار

    سوالی داشتم ازخدمتتون.
    بنده دانشجوی رشته زبان وادبیات عرب هستم.
    زمانی که ادبیات جاهلیت درزمان عرب رو میخوندیم,استادمون واژه قوامین رواین طور برای ماترجمه کردند:

    اینکه درزمان جاهلیت عرب ها دربیابان ودر خیمه زندگی میکرده اند.برای برپایی خیمه وسط خیمه چوب میذاشتند وخیمه را برپا میکردند.
    اصل معنای قوامین برپا کنندس وبرمیگرده به همون برپایی خیمه,وبر میگرده به برتری جسمی وفیزیکی مردان برزنان.

    میخواستم ببینم درسته؟


    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    با این بیان، قیمومیت را نمی توان از مرد سلب کرد، همان طوری که مادری کردن را نمی توان از زن سلب کرد. واجب النفقه بودن را نمی توان از دوش مرد برداشت، همان طوری که زن را نمی توان واجب النفقه شوهر دانست و مهریه را نمی توان از دوش مرد برداشت همان طوری که مهر و محبت را نمی توان از دوش زن برداشت. مرد را نمی توان به زیور آلات و زینت آلات آرایش کرد، همان طوری که زیور آلات و زینت آلات را نمی توان از زن سلب کرد... پس هر سخن جایی و هر نقطه مکانی دارد.
    تفاوت های بین مرد و زن طبیعی است همان طوری که تفاوت های بین مردان و تفاوت های بین زنان نیز طبیعی است. هیچ دو شیءای در جهان هستی عین همدیگر نیستند. قطرات باران و برف یکی نسبت به دیگری متفاوت است. پس این ها هیچ منافاتی به فضیلت ها و تکامل و تعامل ندارد. معیار واقعی در برد بلند فضیلت شناسی، تقوا و پرهیزگاری است، نه زن بودن و یا مرد بودن و... .
    بنابراین وقتی مسایل درست از هم تفکیک شوند، هیچ منافاتی نسبت به هم پیدا نمی کنند و هیچ شبهه ای را به ذهن نمی آورد. وقتی نقش زن با نقش مرد به هم آمیخته شود و خلط مبحث صورت گیرد، این همه شبهات و سئوالات به انسان رو می کند و گاهی برخی ها در باتلاق های عمیق شبهات فرو می روند که اگر به جواب درست دست نیابند، هلاک می شوند.


  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    امام راحل و شهداء،رهبر عزیزم،حزب الله لبنان
    نوشته
    453
    حضور
    30 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    72
    صلوات
    2484

    تعجب دیدگاه مقام معظم رهبری "حفظه الله"




    و سلام نام خداست!

    ​قرآن می فرماید آیه «الرجال قوامون علی النساء»

    این آیه بدین معناست که سرپرستی امور خانه به دوش مرد است. مرد باید برود کار کند.معیشت خانواده به عهده اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است اما معیشت خانواده به دوش او نیست.

    این طور هم نیست که بگوییم همه جا باید خانم از آقا تبعیت کند،نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع.

    آیه «الرجال قوامون علی النساء» معنایش این نیست که زن باید در تمام امور تابع شوهر باشد.نه!
    یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلد اروپا ،بگوییم که زن بایستی همه کاره باشدو مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است.

    بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستند. یک جا مرد کوتاه بیاید و یک جا زن کوتاه بیاید. یکی اینجا از سلیقه و خواست خود بگذرد و دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با هم زندگی کنید.

    اما خداوند متعال تفاوت طبیعی را در زن و مرد قرار داده است.

    خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی مناسب است، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند معلوم نیست بتوانند بردارند.

    اما بعضی از انگشتها ظریف و باریکند. آن سنگ را نمی توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسئولیتی دارند. نمی شود هم گفت که مسئولیت کدامیک سنگین تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. خدا اینها را اینطور کنار هم قرار داده است.


  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    امام راحل و شهداء،رهبر عزیزم،حزب الله لبنان
    نوشته
    453
    حضور
    30 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    72
    صلوات
    2484

    تعجب پاسخ "پرسمان دانشجویی"




    آيه شريفه «الرجال قوامون علي النساء» بايد معناي آن را به درستي فهم نمود.
    ابتدا باید درك درستي از (قوام ) بودن مرد و دايره شمول آن داشت , تا بتوان به دليل و فلسفه آن راه يافت .
    بنابراين در اينجا سه نكته بايد روشن شود: معنا,گسترهو حكمت .

    الف ) در رابطه با معناي كلمه (قوام) آمده است :
    «القوام من القيام و هو اداره المعاش; يعني , (قوام) مشتق شده از (قيام) و آن به معناي اداره امور زندگي است».

    (تفسير الميزان , ج 4, ص 215)

    ب ) گستره اين حكم محدود به روابط خانوادگي است .
    به عبارت ديگر اين آيه , بيانگر برتري مطلق مرد نسبت به زن نيست و تنها مسؤوليت مرد در سرپرستي كانون خانواده را بيان نموده و به دنبال آن , به برخي از توابع اين مسؤوليت (مانند لزوم تأمين نيازهاي اقتصادي خانواده ) اشاره مي كند.

    ج ) فلسفه اين حكم آن است كه به طور طبيعي مرد, توانايي بهتري براي اداره خانواده و تأمين نيازمندي هاي آن دارد.
    از طرف ديگر زن نيازمند محيطي امن همراه با آسايش كافي است تا در پرتو آن , بتواند به انجام وظايف ديگري كه در نظام آفرينش بر عهده او قرار داده شده است (مانند حمل , رشد و تربيت فرزند و...) بپردازد.

    بنابراين رياست و مسؤوليت مردو در راستاي آن تلاش براي اداره و تأمين نيازهاي خانواده , نه تنها امري شرعي ; بلكه حقيقتي تكويني و متناسب با نظام خلقت زن و مرد است .

    آيه فوق پس از آنكه اعلام مي دارد قوام زندگي زن يعني مسؤوليت اداره و تأمين نيازهاي او بر عهده مرد است,دستوراتي را در رابطه با چگونگي برخورد با برخي از مشكلات احتمالي در روابط زوجين بيان مي دارد.

       
    در پست بعدی دغدغه ها بررسی میشود!


  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    امام راحل و شهداء،رهبر عزیزم،حزب الله لبنان
    نوشته
    453
    حضور
    30 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    72
    صلوات
    2484



    دستورات صادره در اين آيه در مورد "نشوز" است!
    و "نشوز" آن است كه زن در مقابل تكاليف اختصاصي اش يعني تمكين صرفا در " مساله زناشویی" بدون هيچ عذر موجهي سرپيچي نمايد.

    جالب اين است كه اگر زني از انجام كارهاي خانه , بچه داري و ... سر باز زند شارع مقدس هيچ حقي براي مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مرد نمي تواند در اين موارد واكنش نشان دهد.

    بنابراين آيه فوق در رابطه با بسياري از مسائل اختلافي زوجين ساكت است جز مورد فوق كه زن با پيمان ازدواج تعهد به آن را ملتزم شده؛ صادر نكرده است.

    «نشوز» مسلما امري برخلاف حقوق مرد است و براي مقابله با آن بهترين راه اين است كه قبل از مراجعه به ديگران مشكل را در داخل خانه حل نمود, ولي اگر چنين چيزي ميسر نبود آنگاه نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن ديگران مي رسد كه در آيه بعد سالمترين راه آن عنوان شده است.

    حل مسأله نشوز در داخل خانه نيز به اشكال مختلفي انجام پذير است و جالب اين است كه خداوند از ملايمترين راه ها شروع نموده و در صورت تأثير گذاري آن مراتب بالاتر را اجازه نداده است!

    ویرایش توسط Ghamari : ۱۳۹۲/۱۱/۰۶ در ساعت ۲۲:۵۲

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود