صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حکم دخالت وشبهه افکنی غیر متخصص در احکام دین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    حکم دخالت وشبهه افکنی غیر متخصص در احکام دین




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    مدتی قبل درضمن مطالبی که مینوشتم متوجه تذکر مدیر ارجمند وبرخی کارشناسان گرامی شدم با این مضمون که این سایت یک سایت گفتگوی عامیانه ودوستانه میان مسلمانان است که نباید مسایل تخصصی درآن مطرح شود .زیرا ممکن است افراد بدون تخصص از احکام وتفسیر ایات برداشت غیر متخصصانه داشته باشندکه مضر دیانت بشود . درآن زمان کمی از دست دوستان بزرگوار دلگیر شدم . اما امروز با طرح برخی مسایل با مضامین مختلف که رنگ وبوی خاص دارند متو.جه منظور این بزرگواران شدم .

    از طرفی با ارجاع همین مطلب به برخی از دوستان متوجه شدم حکم ارتداد صادر میکنند لذا از مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی این مطلب را برای دوستان قرار میدهم . برخی از تاپیک ها واقعا" برای بحث عوام مضر میباشند واین بامطالب برخی عزیزان مغایرت دارد که اصرار دارند با وصله کردن برخی روایات میتوانند احکام قرآن را مهر تایید تفسیری بزنند بدون تخصص دراموردیگر ! حال آن که این مطالب در میان خود متخصصان هم مجالس بحث مفصل میطلبد .

    آیا قرآن را میتوان بدون شان نزول آیه تفسیر کرد؟ | مركز ملي پاسخگويي ...


    با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
    هر گاه به مناسبت جرياني درباره شخص و يا حادثه اي، خواه در گذشته يا حال يا آينده و يا درباره فرض احكام، آيه يا آياتي نازل شود، همه اين موارد را شان نزول آن آيات مي گويند، مثلا مي گويند كه فلان آيه تبت يدا ابي لهب و تب در سوره مسد راجع به ابولهب نازل شده است.
    اصطلاح ديگري در علوم قرآن وجود دارد، به نام سبب نزول كه بيش تر مفسران ميان اين دو ( شان نزول و سبب نزول ) فرقي قائل نيستند. اما شان نزول اعم و سبب نزول اخصّ است .
    تعريف سبب نزول به حادثه يا پيش آمدي مي گويند كه متعاقب آن، آيه يا آياتي نازل شده باشد
    . آن پيش آمد، موجب نزول گرديده است.(1)
    اما به اين نكته توجه داشته باشيد كه غالب سوره هاي قرآن بدون شأن نزول خاص از جانب خدا بر قلب پيامبر نازل شده اند تا بر مردم تلاوت كند و آنان را به بينش و اخلاق و رفتار مورد نظر خدا تربيت نمايد. بلكه تعداد محدود و كمي از آيات نسبت به كل قرآن شان نزول يا سبب نزول دارد. بيش تر آيات بدون اين كه واقعه خاصي پيش آمده باشد، بر پيامبر اسلام (ص) نازل شده اند.
    داستان هاي پيامبران هم هر مقطعش در يك زمان براي آثار تربيتي رفتاري اخلاقي كه داشته، بر پيامبر نازل شده، چون قرآن كتاب تاريخ محض نبوده، همه آن را در يك جا و به ترتيب از اول تا آخر شرح نداده، بلكه در هر مقطعي بدان اشاره كرده است.
    اگر بگوئيم تفسير قرآن فقط به وسيله شان نزول صورت مي گيرد به يقين با نبود شان نزول خيلي از قرآن از تفسير و تبيين خالي خواهد بود پس چاره كار چيست و قرآن چگونه براي مردم تفهيم و تبيين و تفسير گردد؟
    در اين كه قرآن كتابي قابل فهم است و به زبان عربي روشن بيان شده و يادآور فطريات و عقليات است و با بيان موعظه گونه و نصيحت وار و با وعده و وعيد به هدايت آدميان همت گمارده، هيچ شكي نيست.
    قرآن كتاب معما نيست كه فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و كتاب تخصصي علمي هم نيست كه عموم مردم و غير متخصصان با مراجعه مستقيم به او هيچ بهره اي نگيرند و جز مراجعه به اهل تخصص براي فهم آن راهي نداشته باشند.
    قرآن براي هدايت عموم مردم نازل شده و عموم مردم مي توانند با مراجعه مستقيم به آن، از سفره گسترده معارفش بهره گيرند و به بسياري از پيام هاي هدايتي اش آگاه شوند و اين گونه نيست كه بهره عموم فقط تلاوت آيات و ثواب بردن باشد بدون اين كه با آياتش ارتباط برقرار كرده و چيزي بفهمند.
    اما اين به اين معنا نيست كه همه انسانها همه مطالب قران را بفهمند ،قرآن كتاب معارف است و داراي معارفي بالا ست كه فهم آن معارف بالا كار همگان نيست و فهم آن براي عده خاصي است كه ديگران از روزنه وجودي آنها به معارف قرآن دسترسي مي يابند چه اين كه خود نيز مي توانند با تلاش و كوشش و بالا بردن سطح علم و معنوي خود جزء خواص گشته و از اين كتاب آسماني بهره بيشتري ببرند.
    مگر خدا نفرموده آيات قرآن دو دسته اند: آيات محكم و متشابه، آيا همه افراد توان ارجاع محكمات به متشابهات و درك معناي صحيح متشابهات را دارند؟
    مگر قرآن داراي آيات ناسخ و منسوخ نيست؟ آيا همه افراد توان درك و شناخت آيات ناسخ و منسوخ را دارند؟
    آيا قرآن داراي مطلق و مقيد نيست و همه افراد توان شناخت اين ها را دارند؟

    خداوند مي فرمايد:"«كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ؛ (2) چگونه كفر مى‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول خدا در بين شماست؟».
    به همين خاطر است كه خداوند در كنار نزول قرآن پيامبر(ص) را براي تفسير و تبيين قرآن مبعوث كرده است تا علاوه بر ارسال قرآن براي مردم وظيفه تبين و تفسير آن را هم به دوش بگيرد و از اين محضر استفاده مردم از قرآن كامل گردد.
    در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است: يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود و دوم رسول خدا كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏كند. از ظهور كلام فهميده مى‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر و به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست؛ زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.
    «اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ؛ (3) اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند».
    در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است اين ربطي به شان نزول ندارد و چه بسا برخي شان نزولها اعتبار و سند معتبري هم ندارند .
    در آيات متعددى رسول خدا، معلم كتاب معرفى شده است:
    «اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ؛ (4) در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى‏خواند و شما را پاك مى‏گرداند».
    «رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ؛ (5) پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند وكتاب و حكمت بدانان بياموزد و پاكشان گرداند».
    معلوم است كه منظور از تعليم كتاب، آموزش خواندن آن نبوده است؛ زيرا آنان عرب بودند و هم معانى ظاهرى الفاظ قرآن را مى‏فهميدند و هم باسوادهاى آنان مى‏توانستند نوشته‏هاى قرآن را تلاوت كنند و تعليم خواندن و نوشتن به بى سوادهاى آنان هم، تعليم قرآن نبود؛ بلكه تعليم خواندن و نوشتن بود. پس منظور از تعليم كتاب، يعنى تبيين مضامين و پيام‏هاى قرآن و تفسير آيات آن.
    و مگر رسول خدا هنگام وفات نفرمود:
    من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مى‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو عبارتند از: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم.(6)
    اين بيان مشابه همان آيه 101 آل عمران است كه سبب صيانت از گمراهى را كتاب خدا و رسول خدا معرفى كرده بود. علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى دلالت دارد.
    بنا بر اين قرآن به زبان عربي مبين و براي هدايت عموم نازل شده و فهم آن در هيچ دسته و گروهي منحصر نشده و همه مي توانند با كسب مقدمات لازم از سفره مواهب بيكران قرآن طعام هاي معرفتي و هدايتي بگيرند. ولي چون افراد در معرض بدفهمي و غلط فهمي هستند و چون درك همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پيامبر و اهل بيتش را به بيان و تفسير قرآن گمارده و ما بايد فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تاييد آن ها، به فهممان عمل كنيم و براي فهم معاني متعالي قرآن بايد از پيامبر و اهل بيت و شاگردان مكتب آن ها كمك بگيريم.
    شما مي توانيد در اين زمينه از كتاب تفسيري براي آگاهي شان نزول آيات استفاده كنید. كتاب هاي غير تفسيري هم در اين زمينه قابل استفاده وجود دارد:
    1- اسباب النزول ،نوشته دكترسيد محمد باقر حجتي. 2- اسباب النزول واحدي ،ترجمه اسلامي.

    پي نوشت ها:
    1. علوم قرآني، محمد هادي معرفت، ص87.
    2. آل عمران (3) آيه 101.
    3. نحل(16)آيه 44.
    4. بقره(2)آيه 151.
    5. همان، آيه 129.
    6. محمد قمى، حديث ثقلين، مصر دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,415
    حضور
    42 روز 17 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6338



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    ولي چون افراد در معرض بدفهمي و غلط فهمي هستند و چون درك همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پيامبر و اهل بيتش را به بيان و تفسير قرآن گمارده و ما بايد فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تاييد آن ها، به فهممان عمل كنيم و براي فهم معاني متعالي قرآن بايد از پيامبر و اهل بيت و شاگردان مكتب آن ها كمك بگيريم.
    من قبلا که چیزی نمیدونستم ایمانم محکمتر بود الان احساس میکنم یه کافرم. شاید من دلیلش رو نمیدونم و کج فهمم ولی ندونستن بهتر از دونستنش بود این اعتراف میکنم .
    حق باشماست هر چیزی نباید بیان شه و هر کسی نباید به خودش اجازه بده احکامی که دونستنش هیچ سودی نداره بیان کنه

    ویرایش توسط شبـنم : ۱۳۹۲/۱۱/۰۶ در ساعت ۱۶:۲۲


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    برای حداقل رسیدن به تفسیر درست وصحیح تر آیات قرآن کریم این مطلب ومتن نیز از درگاه پاسخ گویی به سؤالات دینی مفید میباشد
    روش برداشت از قرآن یا منطق تفسیر قرآن چیست؟
    پاسخ:
    فهم و برداشت هر متن مقدمات و مبانى و روش و شرایطى دارد كه اگر رعایت شود، فهم صحیح و معتبر از متن حاصل مى‏شود و اگر رعایت نشود، فهمنده را به بیراهه مى‏بردو برداشت و تفسیرى غیر حقیقى از متن و مقصود نویسنده ارائه مى‏كند.
    برداشت از قرآن كریم یا به عبارت دیگر فهم و تفسیر متن مقدس مسلمانان نیز از این قاعده مستثنى نیست. بنابراین لازم است كه در پى‏ریزى نظام‏واره‏اى براى منطق فهم و تفسیر قرآن باشیم.
    البته فقدان فهم و تفسیر قرآن یا عدم رعایت آن موجب لغزش‏ها و آسیب‏هایى مى‏شود، كه در برخى از تفسیرها شاهد آن بوده‏ایم، بنابراین لازم است كه سنجش‏هاى فهم و تفسیر روشن شود و آسیب‏ها و موانع فهم مشخص گردد تا مفّسر قرآن گرفتار آن دام‏ها نگردد.
    منطق تفسیر قرآن، موضوعى نو پدید است كه در حوزه تفسیر مطرح شده است هر چند كه در مورد زیر مجموعه‏هاى آن در برخى كتاب‏ها مطالبى بیان شده و ریشه‏هاى اصلى بحث را در برخى آیات و احادیث و برخى مقدمه‏هاى تفسیرها و مقالات مى‏توانیم پیدا كنیم. كه در ادامه به مناسبت به آنها اشاره مى‏كنیم:
    منطق فهم و تفسیر قرآن یا شیوه صحیح برداشت از قرآن:
    براى آنكه برداشت صحیحى از قرآن داشته باشیم، ناچاریم كه حداقل مراحل زیر را طى كنیم:
    اول: آماده سازى زیر ساخت‏هاى تفسیر و كسب آمادگى‏ها و مقدمات:
    1. بدست آوردن شرایط مفسر قرآن:
    از جمله: تسلّط بر ادبیات عرب (صرف، نحو، لغت،...)، آگاهى از شأن نزول آیات، اطلاع از علوم قرآن، علم فقه، علم اصول فقه، آگاهى از احادیث و مراجعه به آنها، علم به قرائات قرآن، آگاهى از بینش‏هاى فلسفى، علمى، اجتماعى و اخلاقى، آشنایى با تفاسیر.
    البته روشن است كه تفسیر قرآن همچون هر علم دیگر نیازمند تخصص است و كسى كه بدون شرایط لازم به سراغ تفسیر قرآن برود همچون كسى است كه بدون تخصص به جراحّى قلب بپردازد كه البته كارى ناپسند در نظر عقلاء است و در نتیجه قرآن چنین كارى موجب تفسیر به رأى مى‏گردد كه ممنوع است. براى اطلاع از كمیت و كیفیت این شرایط و دیدگاههاى دیگر در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: الاتقان فى علوم القرآن، سیوطى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، شروط و آداب تفسیر و مفسر، كامران ایزدى.
    2. تفكر و تعقّل و تدّبر در آیات قرآن:
    قرآن كریم در موارد متعدد افراد را به تفكر در آیات1 یعنى اندیشه‏ورزى در جزئیات و مقدمات و علل و زمینه‏ها فرا مى‏خواند.
    و در برخى از آیات، افراد را به تعقّل در آیات2 یعنى اندیشه‏ورزى در امور كلّى فرا مى‏خواند.
    و گاهى افراد را به تدّبر یعنى پیامدهاى امور فرا مى‏خواند.3 - 4
    البته هر سه مورد فوق براى فهم آیات و برداشت از آنها لازم است.
    براى مثال اگر قرآن به سرگذشت عذاب آلود قوم عاد اشاره مى‏كند ما باید در مورد زمینه‏ها و علل جزئى این حادثه تفكر كنیم. و نیز در مورد سنت و قانون كلى الهى در مورد اقوام سركش در طول تاریخ تعقّل نماییم و نیز در مورد پیامدهاى این حادثه تاریخى و تأثیر آن در سرنوشت افراد و ملت‏ها تدّبر كنیم و در مجموع عبرت‏هاى این حادثه را بدست آوریم و بیان كنیم. این نوع برخورد با آیات منتهى به برداشت‏هاى جالب مى‏شود كه اگر با رعایت ضوابط صورت گیرد قابل انطباق با هر زمان و مكان مشابه است.


  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش


    دنباله ی مطلب
    دوم: انتخاب مبانى در تفسیر:
    در این مورد لازم است به این پرسش‏هاى اساسى پاسخ داده شود:
    1. آیا تفسیر قرآن جایز است؟ (جواز بمعنى امكان یا جواز بمعناى جواز شرعى).
    2. آیا ظواهر قرآن حجّت است؟

    3. آیا قرآن علاوه بر ظاهر، باطن یا باطن‏هایى دارد، یعنى آیا قرآن داراى ساخت‏هاى معرفتى و چند لایه است یا یك ساخت دارد؟
    4. آیا قرآن تحریف شده است یا از تحریف مصون مانده است؟
    5. آیا استعمال لفظ در بیشتر از یك معنا جایز است؟
    6. كدام منابع در تفسیر قرآن معتبر است؟
    مثل قرآن، سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، عقل، شهود و اجماع و اقوال صحابه و تابعین و...
    7. آیا خبر واحد در ضوابط تفسیر قرآن (همچون فقه) حجّت است یا نه؟
    8. آیا قرآن كلامى منسجم و حكیمانه است و در هر سوره اهداف مشخصى را دنبال مى‏كنند؟

    انتخاب یك نظر و مبنا در مورد هریك از موارد بالا، براى مفسّر لازم است، چرا كه خط اساسى او را در تفسیر و برداشت‏هاى قرآنى مشخص مى‏سازد. و این مبنا همچون پیش فرض در تمام مراحل یك مفسّر یارى مى‏رساند.
    براى مثال: اگر كسى ظاهر قرآن را حجّت نداند و فقط تفسیر را منحصر به معصوم بداند در نتیجه هر كجا كه قرائن روائى وجود ندارد، نمى‏تواند با استفاده از قرائن عقلى تفسیر كند و از آیات برداشت نماید.
    مثال دیگر: اگر كسى شهود عرفانى و اجماع و اقوال صحابه و تابعین را در تفسیر معتبر و حجّت بداند، تفسیر او رنگ خاصى به خود مى‏گیرد اما اگر اینها را معتبر نداند و در پى قرائن عقلى و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ص) باشد تفسیر و برداشت او جهت و رنگ دیگرى مى‏گیرد.

    یادآورى: براى اطلاع از مبانى تفسیر و دیدگاهها در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه شود: روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبدالرحمن العك و مبانى و روشهاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر.


  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    سوم: قواعد فهم و ضوابط تفسیر قرآن:

    قبل از برداشت و تفسیر قرآن لازم است قواعد تفسیرى یا مؤثر در تفسیر قرآن را بشناسیم تا بتوانیم فهم معتبرى از قرآن داشته باشیم؛ از جمله:
    1. قاعده سیاق یعنى فضاى حاكم بر آیه با توجه به آیات مرتبط قبل و بعد كه در فهم آیه و تفسیر آن مؤثر است.
    2. قواعد ادبى كه معمولاً در علوم صرف ونحو ومعانى و بیان، تبین مى‏شود.
    3. قواعد اصول الفقه مثل عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید و... كه معمولاً در علم اصول الفقه توضیح داده مى‏شود.
    4. قواعد فقهى و معلومات فقهى براى فهم آیات الاحكام.
    5. قاعده ممنوعیت كاربرد اسرائیلیات در تفسیر، یعنى مفسر حق ندارد از مطالب یهود و مسیحیت براى تفسیر آیات كمك بگیرد. همانطور كه كعب الاحبارها در طول تاریخ این كار را كرده‏اند و در برخى تفاسیر مثل تفسیر طبرى وارد شده است.5
    6. قاعده عدم جواز كاربرد غیر علم (عادى) در تفسیر: چرا كه تفسیر بیان كلام خداست امور غیر علمى به خدا جایز نیست. از این رو برخى مفسران تفسیر قرآن با خبر واحد ظنى را معتبر ندانسته‏اند.6
    7. ضوابط فهم تفسیر معتبر قران مثل اینكه:
    الف: تفسیر قرآن مخالف آیات دیگر قرآن نباشد.
    ب: تفسیر قرآن مخالف سنت قطعى نباشد.
    ج: تفسیر قرآن مخالف عقل نباشد.
    د: تفسیر قرآن مخالف علم تجربى قطعى نباشد.
    اگر مفسر قرآن این قواعد و ضوابط را نشناسد، نمى‏تواند برداشت صحیح و معتبرى از قرآن داشته باشد.
    براى مثال اگر مفسر قرآن، قاعده پنجم را نداند یا رعایت نكند. ممكن است در داستان آدم و حوا روایتى را بپذیرد كه مى‏گوید: زن از دنده چپ آدم پیدا شد، در حالى كه این روایت اسرائیلى است و اصل آن در تورات است.7
    مثال دیگر: اگر مفسر قرآن قواعد ادبى یا اصول یا فقهى را نداند در تفسیر آیات با مشكل جدّى روبرو مى‏شود.و حتّى در ترجمه قرآن نیز با مشكل روبرو مى‏شود.8 (البته ترجمه قرآن نوعى خلاصه تفسیر است.)
    یادآورى: براى اطلاع بیشتر از قواعد و ضوابط تفسیر به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: مبانى و روش‏هاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، قواعد التفسیر، خالد بن عثمان السبت، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبد الرحمن العك.
    چهارم: شناخت روش‏هاى تفسیرى معتبر و بهره‏گیرى از آنها:
    مفسران قرآن بر اساس منبع خاصى كه در تفسیر قرآن استفاده مى‏كنند، روش خاصى را در تفسیر مى‏پویند، این روشها متفاوت است پس براى فهم قرآن و تفسیر آن لازم است كه روش‏هاى صحیح و معتبر شناخته شود و نیز روش‏هاى غیر صحیح و غیر معتبر مشخص گردد، تا برداشت و تفسیر ما به بیراهه نرود و گرفتار خطاى روشى نشویم.
    چرا كه انتخاب روش صحیح در تفسیر موضوعیت دارد همانطور كه علامه طباطبائى(ره) ذیل آیه 7 / آل عمران از این حدیث:
    «من قال فى القرآن برأیه فاصاب فقد اخطاء»9
    (هركس در مورد قرآن بر اساس برداشت شخصى سخنى بگوید و به واقع برسد [و مطلب صحیح باشد] باز هم خطا كرده است.) استفاده كرده‏اند.10

    یعنى اگر كسى با روش غلط، اقدام به جراحى قلب بیمار كند و اتفاقاً نتیجه خوب باشد، باز هم مورد سرزنش عقلاء قرار مى‏گیرد و از ادامه كار او جلوگیرى مى‏شود، چرا كه نزد عقلاء وجود پزشك متخصص و ابزار و اتاق عمل و شیوه صحیح عمل براى هر جراحى لازم است؛ و روش تفسیر نیز همینگونه است.


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    از جمله افات برخی مدعیان تفسیر به رای در مورد آیات قرآن کریم است که دارای این ویژگیها میباشد

    . تفسیر به رأی:


    تفسیر به رأی به این معنا است که انسان آرا و نظریاتی را به عنوان پیش فرض های تردیدناپذیر مورد قبول قرار داده، سپس به قرآن کریم مراجعه نماید تا براساس مفهوم آیات الاهی بر نظریات خود مهر تأیید بزند. به بیان دیگر؛ انسان قبل از مراجعه به قرآن به عنوان منبع و کلام الاهی فرضیه ها و برداشت هایی را در موضوعات مختلف تصور می کند و به نتایج مورد نظرش می رسد، آن گاه برای این که نظریات خود را مستند به قرآن و کلام وحی کند به سراغ قرآن می رود و از ظاهر آیات برای دیدگاهای خود استفاده کرده و این نظر را به وحی و قرآن نسبت می دهد، که چنین چیزی در اصطلاح علوم قرآنی تفسیر به رأی نامیده می شود.

    خطرات تفسیر به رأی:
    یکی از کلیدهای فهم صحیح قرآن و درک درست مقاصد آن، پرهیز از پیش‌داوری است که حاصلی جز تفسیر به رأی نخواهد داشت. در واقع پیش داوری در مورد آیات‌ قرآن، انسان را تا سر حد سقوط به دره هولناک تفسیر به رأی پیش می‌برد. تفسیر به رأی یکی از خطرناک ترین برنامه ها در مورد قرآن مجید است که در روایات از آن منع شده است، و این خطری است که از همان آغاز مسلمانان را تهدید می نمود. معصومان (ع) بارها خطر این مسئله را یادآوری کرده‌اند. پیامبر اکرم (ص) درباره آن فرمود آنچه را پس از خود بیش از هر چیز نسبت به آن بر امت خود بیمناکم، تفسیر به رأی است. [1]
    رسول اکرم (ص) همچنین می‌فرمایند: "مَنْ فَسَّرَ القرآن بِرَأیه فَلْیتَبوَّأ مقعَده مِنَ النار"؛ [2] کسی که قرآن را به رأی و نظر خود تفسیر کند، گناهش آتش دوزخ است.
    بنابراین تفسیر به رأی، یعنی تفسیر قرآن بر خلاف موازین علم لغت، ادبیات عرب و فهم اهل زبان و تطبیق دادن آن بر پندارها و خیالات باطل و تمایلات شخصی و گروهی.

    تفسیر به رای شاخه های متعددی
    دارد، که از جمله

    برخورد گزینشی با آیات قرآن است؛ به این معنا که انسان در بحثی؛ نظیر شفاعت، توحید، امامت و... تنها به سراغ آیاتی برود که در مسیر پیش داوری های او است و آیات دیگری را که با افکار او هماهنگ نیست، و می تواند مفسر آیات اولیه باشد را نادیده بگیرد، و یا بی اعتنا از کنار آنها به سادگی بگذرد.

    نتیجه
    : همان گونه که جمود بر الفاظ قرآن مجید و عدم توجه به قراین عقلی و نقلی معتبر، نوعی انحراف است، تفسیر به رأی نیز انحراف دیگری است و هر دو باعث دور افتادن از تعلیمات والای قرآن و ارزش های آن است.


  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    حضور
    11 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    نقل قول نوشته اصلی توسط شبـنم نمایش پست ها
    من قبلا که چیزی نمیدونستم ایمانم محکمتر بود الان احساس میکنم یه کافرم. شاید من دلیلش رو نمیدونم و کج فهمم ولی ندونستن بهتر از دونستنش بود این اعتراف میکنم .
    حق باشماست هر چیزی نباید بیان شه و هر کسی نباید به خودش اجازه بده احکامی که دونستنش هیچ سودی نداره بیان کنه
    و یا شاید برخی با تعبیر به مطلوب های بیهوده نمیگذارند حقیقت مشخص شود .آنهم حقیقتی که رسیدن به آن همین اکنون نیز بسیار سخت است و زمان بسیار میطلبد ، دیگر یکی بیاید مانع تراشی هم بکند .

    به قول استاد بزرگوار و عزیز:



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    «من قال فى القرآن برأیه فاصاب فقد اخطاء»9
    (هركس در مورد قرآن بر اساس برداشت شخصى سخنى بگوید و به واقع برسد [و مطلب صحیح باشد] باز هم خطا كرده است.) استفاده كرده‏اند.10
    یعنى اگر كسى با روش غلط، اقدام به جراحى قلب بیمار كند و اتفاقاً نتیجه خوب باشد، باز هم مورد سرزنش عقلاء قرار مى‏گیرد و از ادامه كار او جلوگیرى مى‏شود، چرا كه نزد عقلاء وجود پزشك متخصص و ابزار و اتاق عمل و شیوه صحیح عمل براى هر جراحى لازم است؛ و روش تفسیر نیز همینگونه است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    از جمله افات برخی مدعیان تفسیر به رای در مورد آیات قرآن کریم است که دارای این ویژگیها میباشد

    . تفسیر به رأی:

    تفسیر به رأی به این معنا است که انسان آرا و نظریاتی را به عنوان پیش فرض های تردیدناپذیر مورد قبول قرار داده، سپس به قرآن کریم مراجعه نماید تا براساس مفهوم آیات الاهی بر نظریات خود مهر تأیید بزند. به بیان دیگر؛ انسان قبل از مراجعه به قرآن به عنوان منبع و کلام الاهی فرضیه ها و برداشت هایی را در موضوعات مختلف تصور می کند و به نتایج مورد نظرش می رسد، آن گاه برای این که نظریات خود را مستند به قرآن و کلام وحی کند به سراغ قرآن می رود و از ظاهر آیات برای دیدگاهای خود استفاده کرده و این نظر را به وحی و قرآن نسبت می دهد، که چنین چیزی در اصطلاح علوم قرآنی تفسیر به رأی نامیده می شود.
    خطرات تفسیر به رأی:
    یکی از کلیدهای فهم صحیح قرآن و درک درست مقاصد آن، پرهیز از پیش‌داوری است که حاصلی جز تفسیر به رأی نخواهد داشت. در واقع پیش داوری در مورد آیات‌ قرآن، انسان را تا سر حد سقوط به دره هولناک تفسیر به رأی پیش می‌برد. تفسیر به رأی یکی از خطرناک ترین برنامه ها در مورد قرآن مجید است که در روایات از آن منع شده است، و این خطری است که از همان آغاز مسلمانان را تهدید می نمود. معصومان (ع) بارها خطر این مسئله را یادآوری کرده‌اند. پیامبر اکرم (ص) درباره آن فرمود آنچه را پس از خود بیش از هر چیز نسبت به آن بر امت خود بیمناکم، تفسیر به رأی است. [1]
    رسول اکرم (ص) همچنین می‌فرمایند: "مَنْ فَسَّرَ القرآن بِرَأیه فَلْیتَبوَّأ مقعَده مِنَ النار"؛ [2] کسی که قرآن را به رأی و نظر خود تفسیر کند، گناهش آتش دوزخ است.
    بنابراین تفسیر به رأی، یعنی تفسیر قرآن بر خلاف موازین علم لغت، ادبیات عرب و فهم اهل زبان و تطبیق دادن آن بر پندارها و خیالات باطل و تمایلات شخصی و گروهی.

    تفسیر به رای شاخه های متعددی دارد، که از جمله

    برخورد گزینشی با آیات قرآن است؛ به این معنا که انسان در بحثی؛ نظیر شفاعت، توحید، امامت و... تنها به سراغ آیاتی برود که در مسیر پیش داوری های او است و آیات دیگری را که با افکار او هماهنگ نیست، و می تواند مفسر آیات اولیه باشد را نادیده بگیرد، و یا بی اعتنا از کنار آنها به سادگی بگذرد.
    نتیجه: همان گونه که جمود بر الفاظ قرآن مجید و عدم توجه به قراین عقلی و نقلی معتبر، نوعی انحراف است، تفسیر به رأی نیز انحراف دیگری است و هر دو باعث دور افتادن از تعلیمات والای قرآن و ارزش های آن است.


    چيزي که مرا نگران مي‌کند اين است که به مردم ياد مي‌‌دهند، به نفهميدن رضايت دهند


    آزار دهنده‎ترین چیز در جهان این است که احمق‎ها کاملاً مطمئنند و هوشمندان پر از شک و تردید


    حتی اگر همه دارای یک عقیده باشند، باز هم می‎تواند آن فکر اشتباه باشد


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    حضور
    11 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ الرّحْمَنِ بْنِ الْحَجّاجِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع إِيّاكَ وَ خَصْلَتَيْنِ فَفِيهِمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ إِيّاكَ أَنْ تُفْتِيَ النّاسَ بِرَأْيِكَ أَوْ تَدِينَ بِمَا لَا تَعْلَمُ
    اصول كافى جلد 1 صفحه: 52 رواية: 2


    ابن حجاج گويد حضرت صادق بمن فرمود: از دو صفت بپرهيز كه هر كس هلاك شد از آن جهت بود:
    بپرهيز از اينكه طبق رأى و نظر خويش بمردم فتوى دهى يا به آنچه نمى‏دانى عقيده دينى پيدا كنى.


    *****************************************


    مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ مَنْ أَفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ‏
    اصول كافى جلد 1 ص :52 رواية: 3

    امام باقر عليه السلام فرمود: هر كه ندانسته و رهبرى نشده بمردم فتوى دهد فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت كنند
    و گناه آنكه بفتوايش عمل كند دامنگيرش شود.

    ******************************************


    عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ‏ٍ الْوَشّاءِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي رَجَاءٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اللّهُ أَعْلَمُ إِنّ الرّجُلَ لَيَنْتَزِعُ الْ‏آيَةَ مِنَ الْقُرْآنِ يَخِرّ فِيهَا أَبْعَدَ مَا بَيْنَ السّمَاءِ وَ الْأَرْضِ
    اصول كافى جلد 1 ص :52 رواية: 4

    امام باقر عليه السلام فرمود: آنچه مى‏دانيد بگوئيد و آنچه نمى‏دانيد بگوئيد خدا داناتر است.
    همانا مرد آيه‏اى از قرآن بيرون مى‏كشد (تا بدلخواه خويش تفسير كند و دليل مدعاى باطل خويش سازد) از اين رو بفاصله‏اى دورتر از ميان آسمان و زمين سرنگون گردد.






    چيزي که مرا نگران مي‌کند اين است که به مردم ياد مي‌‌دهند، به نفهميدن رضايت دهند


    آزار دهنده‎ترین چیز در جهان این است که احمق‎ها کاملاً مطمئنند و هوشمندان پر از شک و تردید


    حتی اگر همه دارای یک عقیده باشند، باز هم می‎تواند آن فکر اشتباه باشد


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    حالا که بحثش شد
    وقتی ما تو اسک دین سوال میپرسیم برای بقیه شبهه درست میشه گناهی گردن ماست؟

    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    اگر مثلا کارشناسم نتونه جواب بده و شبهه برای بقیه بمونه؟؟تقصیر ماست؟

    یا تو جاهای دیگه که مکان عمومی است این سوالارو مطرح کنیم و ایمان دیگران مشکل دار بشه....؟
    مسئولش ماییم؟

    ویرایش توسط mona690 : ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۱:۳۱
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود