صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    اشاره استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت




    سلام. پرسش من در مورد قابل اعتماد بودن استنباطات فقهی و تفاسیر علمای اسلام در زمان غیبت است. می دانیم که غیرمعصوم به اشتباه می افتد و ممکن است استنباط یا تفسیرش غلط باشد. به خصوص وقتی نقل صراحت کافی یا سندیت کافی در مسئله ندارد، مانند مسئله حرام بودن دوستی دختر و پسر، که نقل هرگز صراحتاً نمی گوید که دوستی حرام است، ولی دست دادن(مصافحه)، سخنان شیرین(یا شوخی) رد و بدل کردن و زنا در نقل ممنوع است و از ازدواج با زنان اهل دوستی نهی می شود. ما چگونه می توانیم بر چنین استنباطاتی که گاهی به طور اساسی چیزی در نقل در موردشان نیست، اعتماد کنیم؟

    به طور مشابه در اصول عقاید هم تفسیرهایی بر نقلیات وجود دارد و برخی هم بر پایه عقل هستند. ولی همین عقل تفسیرگر، معصوم نیست و به اشتباه می افتد.

    چگونه می توانیم به یقین برسیم؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۷:۴۳

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت








    کارشناس بحث: استاد کریم



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام. پرسش من در مورد قابل اعتماد بودن استنباطات فقهی و تفاسیر علمای اسلام در زمان غیبت است. می دانیم که غیرمعصوم به اشتباه می افتد و ممکن است استنباط یا تفسیرش غلط باشد. به خصوص وقتی نقل صراحت کافی یا سندیت کافی در مسئله ندارد، مانند مسئله حرام بودن دوستی دختر و پسر، که نقل هرگز صراحتاً نمی گوید که دوستی حرام است، ولی دست دادن(مصافحه)، سخنان شیرین(یا شوخی) رد و بدل کردن و زنا در نقل ممنوع است و از ازدواج با زنان اهل دوستی نهی می شود. ما چگونه می توانیم بر چنین استنباطاتی که گاهی به طور اساسی چیزی در نقل در موردشان نیست، اعتماد کنیم؟
    با سلام
    ما به حكم حدیث ثقلین موظف هستیم بعد از رسول خدا(ص) به دو چیز تمسک جوییم: 1- قرآن. 2- اهل بیت. به دلایلی مثل حفظ جان امام زمان علیه السلام از دیده ها غایب شدند. که تعبیر شیخ طوسی در این زمینه خیلی خوب است که در کشف المراد می فرماید: وجوده لطف وتصرفه لطف آخر وعدمه منا، وجود آن حضرت لطفی است وتصرف او در امور لطفی دیگر وعلت عدم این تصرف ما هستیم.
    در واقع این قدر نشناسی مردم بود که حجت الهی از دیده ها غایب شد. ولی برای اینکه در عصر غیبت مردم بلا تکلیف نمانند ومرجعی برای حل مشکلات ومسائل دینی خود داشته باشند ما را به روات دین وعلمای ربانی ارجاع داده اند. که در این زمینه شیخ صدوق در کمال الدین از حضرت بقیة الله نقل می کند که فرمود: واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فذنهم حجتی علیکم وأنا حجة الله علیهم(کمال الدین، ج2، ص484) در حوادث پیش آمده به روات احادیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنها هستم.
    وقتی خود آن بزرگواران مراجع دین را حجت خود بر ما معرفی کرده اند پس سخن آنها بر ما حجت است وعمل به آنها تکلیف را از گردن ما ساقط می کند. راه برای خود ما هم باز است که اگر مجتهد بودیم می توانیم وباید طبق نظر خود عمل کنیم واگر نبودیم باید از مجتهدی جامع الشرایط تقلید کنیم.
    فتوایی که مراجع می دهند در وهله اول طبق قرآن واحادیث صحیح صادر شده از اهل بیت می باشد. وحتما استحضار دارید که حدیث وقرآن برای خود علومی دارند ومجتهد هم مجاز نیست بدون دلیل ومدرک فتوایی بیان کند وهمه فتاوایی که بیان می کنند طبق دلیل ومنبع است. مثلا در مورد همین دوستی دختر وپسر اگر شما به آیه 30به بعد سوره مبارکه نور مراجعه کنید خداوند خطاب به زنان ومردان مومن می فرماید: چشمان خود را از نگاه گناه بپوشانید، وبه زنان دستور می دهد زینت خود را بجز حد ظاهری وصورت، دستها وروی پاها را برای نامحرمان آشکار نکنند که احادیث اینها نیز در ذیل آیه در جلد 3تفسیر صافی بیان شده است. ویا اینکه خداوند در سوره احزاب به زنان دستور می دهد هنگاه صحبت صدای خود را در برابر مردان نازک نکنند. چون مردان قلبشان مریض است ودر شما طمع می کنند.(احزاب، آیه 32)
    حال شما بفرمایید که اولا تعریف شما از دوستی چیست؟ این دو نفر دختر وپسری که به قول شما دوست شده اند اصولا باید باهم حرف بزنند، شما می توانید تضمین کنید که این پسر این دوستی که لازمه اش ارتباط مستمر با همدیگر است هیچ حس لذتی از این دوستی ها نداشته باشد. مگر ما انسانها احساسات نداریم. وخود این دوستی ها موجب ایجاد صمیمیت وعلاقه ومحبت نسبت به نامحرم نمی شود.
    از نظر دینی مطلق حرف زدن با نامحرم حرام نیست. ویا اگر نگاه به موارد گفته شده بدون حس لذت وگناه باشد ایرادی ندارد. اما اگر حضرتعالی این دوستی که می فرماید بین یک دختر وپسر را تشریح کنید مشخص می شود که از نوع حرام است یا ایرادی ندارد. ول یآنچه بعنوان دوستی در بین ماها رایج است خالی از گناه وشهوت نیست.
    استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  6. صلوات ها 2


  7. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    با سلام
    ما به حكم حدیث ثقلین موظف هستیم بعد از رسول خدا(ص) به دو چیز تمسک جوییم: 1- قرآن. 2- اهل بیت. به دلایلی مثل حفظ جان امام زمان علیه السلام از دیده ها غایب شدند. که تعبیر شیخ طوسی در این زمینه خیلی خوب است که در کشف المراد می فرماید: وجوده لطف وتصرفه لطف آخر وعدمه منا، وجود آن حضرت لطفی است وتصرف او در امور لطفی دیگر وعلت عدم این تصرف ما هستیم.
    در واقع این قدر نشناسی مردم بود که حجت الهی از دیده ها غایب شد. ولی برای اینکه در عصر غیبت مردم بلا تکلیف نمانند ومرجعی برای حل مشکلات ومسائل دینی خود داشته باشند ما را به روات دین وعلمای ربانی ارجاع داده اند. که در این زمینه شیخ صدوق در کمال الدین از حضرت بقیة الله نقل می کند که فرمود: واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فذنهم حجتی علیکم وأنا حجة الله علیهم(کمال الدین، ج2، ص484) در حوادث پیش آمده به روات احادیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنها هستم.
    وقتی خود آن بزرگواران مراجع دین را حجت خود بر ما معرفی کرده اند پس سخن آنها بر ما حجت است وعمل به آنها تکلیف را از گردن ما ساقط می کند. راه برای خود ما هم باز است که اگر مجتهد بودیم می توانیم وباید طبق نظر خود عمل کنیم واگر نبودیم باید از مجتهدی جامع الشرایط تقلید کنیم.
    فتوایی که مراجع می دهند در وهله اول طبق قرآن واحادیث صحیح صادر شده از اهل بیت می باشد. وحتما استحضار دارید که حدیث وقرآن برای خود علومی دارند ومجتهد هم مجاز نیست بدون دلیل ومدرک فتوایی بیان کند وهمه فتاوایی که بیان می کنند طبق دلیل ومنبع است. مثلا در مورد همین دوستی دختر وپسر اگر شما به آیه 30به بعد سوره مبارکه نور مراجعه کنید خداوند خطاب به زنان ومردان مومن می فرماید: چشمان خود را از نگاه گناه بپوشانید، وبه زنان دستور می دهد زینت خود را بجز حد ظاهری وصورت، دستها وروی پاها را برای نامحرمان آشکار نکنند که احادیث اینها نیز در ذیل آیه در جلد 3تفسیر صافی بیان شده است. ویا اینکه خداوند در سوره احزاب به زنان دستور می دهد هنگاه صحبت صدای خود را در برابر مردان نازک نکنند. چون مردان قلبشان مریض است ودر شما طمع می کنند.(احزاب، آیه 32)
    حال شما بفرمایید که اولا تعریف شما از دوستی چیست؟ این دو نفر دختر وپسری که به قول شما دوست شده اند اصولا باید باهم حرف بزنند، شما می توانید تضمین کنید که این پسر این دوستی که لازمه اش ارتباط مستمر با همدیگر است هیچ حس لذتی از این دوستی ها نداشته باشد. مگر ما انسانها احساسات نداریم. وخود این دوستی ها موجب ایجاد صمیمیت وعلاقه ومحبت نسبت به نامحرم نمی شود.
    از نظر دینی مطلق حرف زدن با نامحرم حرام نیست. ویا اگر نگاه به موارد گفته شده بدون حس لذت وگناه باشد ایرادی ندارد. اما اگر حضرتعالی این دوستی که می فرماید بین یک دختر وپسر را تشریح کنید مشخص می شود که از نوع حرام است یا ایرادی ندارد. ول یآنچه بعنوان دوستی در بین ماها رایج است خالی از گناه وشهوت نیست.
    سلام.

    اینکه طبق حدیثی روات حدیث، حجت خدا شناخته می شوند، اصل مسئله ی من را حل نمی کند. مسئله من بر سر این است که مجتهد در استنباطش معصوم نیست، و اگر می فرمایید که امام زمان مجتهد را راهنمایی خواهد کرد، پس اختلافات احکام و عقاید که بین علما هست از کجا می آید؟

    در مورد بحث دوستی هم، خود شما فرمودید که فتوا باید با دلیل و مدرک باشد، مدرک ما به اصل دوستی اشاره ندارد، و فقط برخی از مسائلی که ممکن است در آن رخ بدهد را حرام می داند.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,573
    حضور
    38 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4385



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام.

    اینکه طبق حدیثی روات حدیث، حجت خدا شناخته می شوند، اصل مسئله ی من را حل نمی کند. مسئله من بر سر این است که مجتهد در استنباطش معصوم نیست، و اگر می فرمایید که امام زمان مجتهد را راهنمایی خواهد کرد، پس اختلافات احکام و عقاید که بین علما هست از کجا می آید؟

    در مورد بحث دوستی هم، خود شما فرمودید که فتوا باید با دلیل و مدرک باشد، مدرک ما به اصل دوستی اشاره ندارد، و فقط برخی از مسائلی که ممکن است در آن رخ بدهد را حرام می داند.
    سلام
    ما فی الجمله می دانیم که در دین در هر مورد، حکمی یا ارشادی وجود دارد
    اما با این علم اجمالی به دو نحو برخورد می توان کرد یا آنرا رها کنیم یا بدان توجه نماییم
    رها کردن آن خلاف عقل است چون با عدم توجه اطمینانی در مورد عدم عقاب نیست
    پس باید توجه کرد و اجتهاد ( چه اجتهاد شخصی و چه تقلید از مجتهد ) طریقه وصول به حکم یا اعتذار است
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  10. صلوات ها 2


  11. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    اینکه طبق حدیثی روات حدیث، حجت خدا شناخته می شوند، اصل مسئله ی من را حل نمی کند. مسئله من بر سر این است که مجتهد در استنباطش معصوم نیست، و اگر می فرمایید که امام زمان مجتهد را راهنمایی خواهد کرد، پس اختلافات احکام و عقاید که بین علما هست از کجا می آید؟
    با وجود آب نمی توان تیمم کرد واگر اینکار ار بکنیم نمازمان باطل است. ولی وقتی آب نیست نماز با تیمم ایرادی ندارد. یا اینکه خوردن مردار حرام است ولی زمانی که انسان دارد از گشنگی تلف می شود وامکان دسترسی به غذای حلال را ندارد خوردن مردار هیچ ایرادی ندارد. حال بنده عرض می کنم شخص معصومی که شما روی آن تکیه می فرمایید به دلیل بی اعتنایی وخیانت مردم وامت اسلام بالاجبار از دیده ها غایب شده است، وخود به ما دستور داده است که در زمان غیبت به روات احادیث مراجعه کنیم. وتی شخص معصوم خود این دستور را به ما داده است. آیا نظر او درست ودقی است یا نه؟ اگر بفرمایید درست نیست که خلاف سخنان شماست. واگر می فرمایید معصوم است. پس اصل مراجعه به این مراجع تقلید ایرادی ندارد. چون نمی توان به خاطر غیبت معصوم بیش از هزار سال که مشخص نیست تا کی ادامه پیدا کند بلاتکلیف گذاشت. در احکام شرع یا باید مجتهد بود ویا به نظر مجتهد در غیبت امام عمل کرد. ووظیفه مجتهد این است که تمام تلاش خود را برای بدست آوردن حکم واقعی به کار برد ولی اگر اشتباه کند باز معذور است همچنین کسانی که به نظر او عمل کرده اند. واین فرمایش امام معصوم وخواست الهی است ومن وشما نیز که نمی توانیم از امام معصوم که حافظ اصلی دین ومبین احکام است جلو بیفتیم. زمانی که خوردن مردار در حال اضطرار وعدم توان تهیه غذا حلال است اکتفاء به مجتهد جامع الشرایط در زمان غیبت نیز ایرادی ندارد. واین قبیل احکام در شرع مدس زیاد است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    در مورد بحث دوستی هم، خود شما فرمودید که فتوا باید با دلیل و مدرک باشد، مدرک ما به اصل دوستی اشاره ندارد، و فقط برخی از مسائلی که ممکن است در آن رخ بدهد را حرام می داند.
    بنده دلایلش را هم خدمتتان عرض کردم، واز شما پرسیدم که این دوستی که می فرمایید به چه شکل یاست که دختر وپسر با هم دوست باشند ولی هیچگونه احساس محبت وعلاقه وشهوت به همدیگر نداشته باشند؟ شما اگز لطف کنید این دوستی که مد نظر تان است را روشن کنید می توانیم ببینم اصلا این دوستی مد نظر شما حرام است یا حلال، چون همانطور که عرض شد نگاه کردن به مواری که گفته شد بدون قصد گناه یا صحبت بدون قصد گناه در موارد لازم ایرادی ندارد.
    استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  12. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    گرامی آیا علم اصول منشائش از ائمه علیهم السلام هست؟ این اثبات شده توسط روایات و بزرگان اصولی؟

  13. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    با سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    با وجود آب نمی توان تیمم کرد واگر اینکار ار بکنیم نمازمان باطل است. ولی وقتی آب نیست نماز با تیمم ایرادی ندارد. یا اینکه خوردن مردار حرام است ولی زمانی که انسان دارد از گشنگی تلف می شود وامکان دسترسی به غذای حلال را ندارد خوردن مردار هیچ ایرادی ندارد. حال بنده عرض می کنم شخص معصومی که شما روی آن تکیه می فرمایید به دلیل بی اعتنایی وخیانت مردم وامت اسلام بالاجبار از دیده ها غایب شده است، وخود به ما دستور داده است که در زمان غیبت به روات احادیث مراجعه کنیم. وتی شخص معصوم خود این دستور را به ما داده است. آیا نظر او درست ودقی است یا نه؟ اگر بفرمایید درست نیست که خلاف سخنان شماست. واگر می فرمایید معصوم است. پس اصل مراجعه به این مراجع تقلید ایرادی ندارد. چون نمی توان به خاطر غیبت معصوم بیش از هزار سال که مشخص نیست تا کی ادامه پیدا کند بلاتکلیف گذاشت. در احکام شرع یا باید مجتهد بود ویا به نظر مجتهد در غیبت امام عمل کرد. ووظیفه مجتهد این است که تمام تلاش خود را برای بدست آوردن حکم واقعی به کار برد ولی اگر اشتباه کند باز معذور است همچنین کسانی که به نظر او عمل کرده اند. واین فرمایش امام معصوم وخواست الهی است ومن وشما نیز که نمی توانیم از امام معصوم که حافظ اصلی دین ومبین احکام است جلو بیفتیم. زمانی که خوردن مردار در حال اضطرار وعدم توان تهیه غذا حلال است اکتفاء به مجتهد جامع الشرایط در زمان غیبت نیز ایرادی ندارد. واین قبیل احکام در شرع مدس زیاد است.
    بنده نگفتم که در عصر غیبت عمل نکنیم، بحث من این است که از کجا بدانیم عملمان عیناً خواست خداست؟بله معصوم چنین می فرماید، ولی از همین روات حدیث تا مجتهد جامع الشرایط، به میزان زیادی تفسیر راه است، ضمن اینکه عقل با این سخن آرام نمی شود و می خواهد بداند که آیا مجتهد جامع الشرایط هرگز اشتباه نمی کند؟ اگر آری، پس چگونه حجیت دارد؟ و اگر خیر، پس فرق او با معصوم چیست؟ ما که دسترسی به خدا و معصوم نداریم که از ایشان بپرسیم، که وقتی یک مجتهد می گوید فلان و یک مجتهد می گوید بهمان، کدامیک درست گفته است. آیا شرط اعلمیت باعث عدم وقوع خطاست؟ خب بفرمایید که چگونه گاهی مجتهدین بزرگی که حتی خودشان نیز یکدیگر را به بزرگی یاد می کنند، بر سر حرام یا مباح بودن امری اختلاف دارند؟

    ضمن این بر سر مسائل الهیاتی هم همین مشکل وجود دارد و عقل که به عدم عصمت خودش و عقل فلاسفه آگاه است، هرگز نمی تواند به آرامش کلی برسد و بگوید که الان به الهیاتی صحیح رسیدم. در متواترات نقلی هم که نه تمام مسائل الهیاتی وجود دارد و نه راه تفسیر بسته است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    بنده دلایلش را هم خدمتتان عرض کردم، واز شما پرسیدم که این دوستی که می فرمایید به چه شکل یاست که دختر وپسر با هم دوست باشند ولی هیچگونه احساس محبت وعلاقه وشهوت به همدیگر نداشته باشند؟ شما اگز لطف کنید این دوستی که مد نظر تان است را روشن کنید می توانیم ببینم اصلا این دوستی مد نظر شما حرام است یا حلال، چون همانطور که عرض شد نگاه کردن به مواری که گفته شد بدون قصد گناه یا صحبت بدون قصد گناه در موارد لازم ایرادی ندارد.
    گرامی بنده، معتقد به مباح بودن دوستی دختر و پسر نیستم که حال بخواهم چنین امری را پاسخگو باشم. ولی آیا اینکه کسی مشروب را به دهان ببرد و تف کند، گناه است؟ آیا اینکه کسی به شوخی(و نه به تهدید و محاربه) تیغی را به گلوی دوستش نزدیک کند ولی زخمی نزند، گناه است؟ چطور در اینگونه موارد، تا یک قدمی گناه رفتن ایراد ندارد، ولی در این مورد دارد؟ مگر در مورد مشروب هم میل به سرمستی وجود ندارد؟ خب شما در یک مورد خاص، مرز یک گناه را نیز به یک گناه می دانید که هیچ دلیل نقلی برایش نیست. یعنی اگر یک دختر و پسر با هم دوست باشند، در حالی که نه نگاه شهوانی به هم دارند و نه یکدیگر را لمس می کنند و نه سخنان شیرین به هم می زنند و نه بی حجابی در بینشان باشد، هیچ نقلی که بگوید ایندو گناهکارند نداریم، ولی اجماع علما بر حرام بودن عمل ایشان است! حال آیا اجماع غیرمعصوم، در امری که معصوم سکوت کرده است، در حالی که مسئله در زمان معصوم هم ممکن بوده است که رخ بدهد، ایجاد یقین می کند؟ بنده فکر نمی کنم به صرف اکثریت بودن مجتهدانی که چنین ادعایی می کنند، یقین قلبی پیش بیاید و خود از سر احتیاط این امر را رعایت می کنم.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  14. صلوات


  15. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    بنده نگفتم که در عصر غیبت عمل نکنیم، بحث من این است که از کجا بدانیم عملمان عیناً خواست خداست؟بله معصوم چنین می فرماید، ولی از همین روات حدیث تا مجتهد جامع الشرایط، به میزان زیادی تفسیر راه است، ضمن اینکه عقل با این سخن آرام نمی شود و می خواهد بداند که آیا مجتهد جامع الشرایط هرگز اشتباه نمی کند؟ اگر آری، پس چگونه حجیت دارد؟ و اگر خیر، پس فرق او با معصوم چیست؟ ما که دسترسی به خدا و معصوم نداریم که از ایشان بپرسیم، که وقتی یک مجتهد می گوید فلان و یک مجتهد می گوید بهمان، کدامیک درست گفته است. آیا شرط اعلمیت باعث عدم وقوع خطاست؟ خب بفرمایید که چگونه گاهی مجتهدین بزرگی که حتی خودشان نیز یکدیگر را به بزرگی یاد می کنند، بر سر حرام یا مباح بودن امری اختلاف دارند؟
    مجتهدین بر اساس ادله ای که وجود دارد ودر راس آنها قرآن وروایات هستند حکم صادر می کنند. در این بین حکم بعضی از گناهان صریح وواضح است، مثل خوردن شراب وقمارکه در سوره بقره آیه 219 می فرماید: از تو در باره شراب وقمار می پرسند بگو آنها گناه بزرگی هستند ومنافعی هم برای مردم دارند ولی ضررشان بیشتر از نفع شان است.
    ولی بعضی از امور در زمان ائمه اتفا نیفتاده واموری است که در زمان ما پیش می آید، که در این مواقع مجتهد با اصول کلی که در دست دارد ومبانی که بر گرفته از احادیث هستند حکم این مسائل را مشخص می کند. امام رضا علیه السلام می فرماید: علینا القاء الاصول الیکم وعلیکم التفریع (کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج1، ص209) بر ماست که اصول را بیان کنیم وشما جزئیات را با آن بسنجید. ائمه اصول کلی استنباط احکام را بیان می کنند وشاگردان آنها ودر عصر ما مراجع با تسلط بر این اصول احکام شرع را مطرح می کنند.
    پس نسبت به اموری مانند: وضو، غذاهای حلال وحرام، احکام نماز، محرم ونامحرم و...حکم صریح ودقیق در قرآن واحادیث وجود دارد، ولی بعضی از امور جدید چه بسا حکمش صریح نیست ومجتهد با توجه به اصولی که از احادیث دریافت کرده است حکم آن را بیان می کند، که ممکن است مطابق واقع باشد واین احتمال هم وجود دارد که مطابق واقع نباشد ولی تکلیف از گردن ما ساقط می شود چون خود امام معصوم که حجت الهی بر ماست این مجتهدان را بر ما حجت قرار داده ومکلف مان کرده اند از آنها پیروی کنیم ویا خود مجتهد باشیم وهمین قدر تکلیف را از گردن ما ساقط می کند.
    از شرایط مجتهد که در احادیث آمده است باید از پیروی هوای نفس، دنیا طلبی به دور بوده واهل تقوا باشد وهمین شرایط موجب می شود مجتهد تمام تلاش خود را در بدست آوردن حکم واقعی انجام دهد واگر احیانا اشتباه کرده باشد وبه واقع نرسیده باشد معذور است ومقلدان او نیز معذور بوده وثواب خود را می برند. در اینجا غیر معصوم بودن مجتهد موجب نمی شود که طبق هوای نفس رای دهد چون ما باید در انتخاب او دقت کنیم که حریص به دنیا نباشد. ولی چون مثل امام معصوم عالم به تمام واقعیات نیست ممکن است فتوایش مطابق واقع نباشد.
    اختلاف مجتهدان نیز به اختلاف آنها در مبانی علمی اعم از رجال، لغت، حدیث شناسی، اعتبار احادیث وروات آنها ودیگر مسائل علمی بر می گردد که این اختلافات موجب اختلاف در فتوا نیز می شود ولی هر مکلفی باید از مرجع خود تقلید کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    ضمن این بر سر مسائل الهیاتی هم همین مشکل وجود دارد و عقل که به عدم عصمت خودش و عقل فلاسفه آگاه است، هرگز نمی تواند به آرامش کلی برسد و بگوید که الان به الهیاتی صحیح رسیدم. در متواترات نقلی هم که نه تمام مسائل الهیاتی وجود دارد و نه راه تفسیر بسته است.
    اگر به علم منطق مراجعه کنید در بین عقلیات اعتبار برهان از همه قوی تر است ویقین آور وکاشف از واقع است وبرهانی ارزش دارد که یا بدیهی باشد مثل اینکه دو دو تا می شود چهار تا، وبرای اینکه یقین پیدا کنیم که این استدلال عقلی وقیاسی که تشکیل داده است درست است یا نه؟ شرایطی دارد از قبیل اینکه باید مواد وشکل قیاس آن درست باشد وایراد در هر کدام اعتبار آن یاس وبرهان را از بین می برد.
    بنابر این مسائل عقلی متد واصولی دارد که در بعضی موارد یقین آور است ودر بعضی موارد ظن آور که قواعد آن در علم منطق روشن شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    گرامی بنده، معتقد به مباح بودن دوستی دختر و پسر نیستم که حال بخواهم چنین امری را پاسخگو باشم. ولی آیا اینکه کسی مشروب را به دهان ببرد و تف کند، گناه است؟ آیا اینکه کسی به شوخی(و نه به تهدید و محاربه) تیغی را به گلوی دوستش نزدیک کند ولی زخمی نزند، گناه است؟ چطور در اینگونه موارد، تا یک قدمی گناه رفتن ایراد ندارد، ولی در این مورد دارد؟ مگر در مورد مشروب هم میل به سرمستی وجود ندارد؟ خب شما در یک مورد خاص، مرز یک گناه را نیز به یک گناه می دانید که هیچ دلیل نقلی برایش نیست. یعنی اگر یک دختر و پسر با هم دوست باشند، در حالی که نه نگاه شهوانی به هم دارند و نه یکدیگر را لمس می کنند و نه سخنان شیرین به هم می زنند و نه بی حجابی در بینشان باشد، هیچ نقلی که بگوید ایندو گناهکارند نداریم، ولی اجماع علما بر حرام بودن عمل ایشان است! حال آیا اجماع غیرمعصوم، در امری که معصوم سکوت کرده است، در حالی که مسئله در زمان معصوم هم ممکن بوده است که رخ بدهد، ایجاد یقین می کند؟ بنده فکر نمی کنم به صرف اکثریت بودن مجتهدانی که چنین ادعایی می کنند، یقین قلبی پیش بیاید و خود از سر احتیاط این امر را رعایت می کنم
    طبق حدیث صریح امام صاد ق و نظر فقهاء بر سر سفره ا ی که شرا ب در آن است نشستن حرام است، حرمت دهان بردن آن که واضح وروشن است. در مورد چاقو اگر همین آدمی که شوخی می کند، احتمال داشته باشد در حین شوخی به هر دلیلی دست این آدم بلغزد وچاقو گردن طرف دیگر را ببرد آیا مسئول هست یا نه؟ طبق شرع این آدم باید دیه کامل بپردازد اگر تازه بتواند اثبات کند که کشتن غیر عمدی بوده است که در غیر اینصورت باید قصاص شود. سوای این سخنان قیاس در احکام شرع راه ندارد که چون فلان جا اینطوری بوده پس در اینجا هم به همین شکل است. به دهان بردن شراب حتی به شوخی هم حرام است ولی گذاشتن چاقو بر گردن دیگری به شوخی حرام نیست، پس نمی توان یاس کرد.
    در مورد دختر وپسر هم اگر قرار بوده همه جزئیات یک به یک مشخص شود که در چه حالتهایی دوستی دختر وپسر ایراد ندارد ودر چه حالتی دارد، ودر دیگر موارد باید این قرآن صدها جلد بود تا حکم جزء به جزء مشخص شود. طبق همان اصول کلی که عرض شد مراجع احکام را استنباط می کنند که رشه های روایی وقرآنی دارند. مثلا از باب نمونه همانطور که گفته شد خداوند می فرماید: ای مومنان مرد وزن به یکدیگر نگاه شهوت آلود نکنید. از طرف دیگر یکی از مبانی در اصول فقه این است که مقدمه حرام حرام است، وقتی دختر وپسری با هم دوستی دارند مسلم کم کم بین آنها عاطفه هم برقرار خواهد شد وهمین ارتباطها به نگاههای شهوت آلود خواهد کشید. در حدیث داریم که شیطان می گوید: مرد وزن نامحرمی باهم خلوت نمی کنند مگر اینکه من نفر سوم در نزد آنها هستم. آیا شما می توانید تضمین کنید که دختر وپری با هم دوستس داشته باشند وبه هیچ وجه حتی یک نگاه شهوت آلود هم به یکدیگر نداشته باشند. با توجه به اینکه از نظر روانشناسی انسان به جنس مخالف علاقه دارد که البته همین دوستی هم که شما می فرمایید اگر علاقه به طرف مقابل نباشد دوستی معنی ندارد.
    اگر خداوند می فرماید: به یکدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشید، لازمه ومقدمه آن عدم ارتباط با یکدیگر است. اگر این دوستی که نوعا هم در اول ارتباطها کم وبدون لمس وغیره است در آخر به جاهایی کشیده می شود که انسان از بیان آنها شرم می کند. اگر قرار باشد شرع این دوستی را اجازه دهد بعدا که به گناه کشیده شد دیگر نمی توان جلوی آن را گرفت.

    استنباط فقهی و تفسیر در زمان غیبت
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  16. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    با عرض سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها

    مجتهدین بر اساس ادله ای که وجود دارد ودر راس آنها قرآن وروایات هستند حکم صادر می کنند. در این بین حکم بعضی از گناهان صریح وواضح است، مثل خوردن شراب وقمارکه در سوره بقره آیه 219 می فرماید: از تو در باره شراب وقمار می پرسند بگو آنها گناه بزرگی هستند ومنافعی هم برای مردم دارند ولی ضررشان بیشتر از نفع شان است.
    ولی بعضی از امور در زمان ائمه اتفا نیفتاده واموری است که در زمان ما پیش می آید، که در این مواقع مجتهد با اصول کلی که در دست دارد ومبانی که بر گرفته از احادیث هستند حکم این مسائل را مشخص می کند. امام رضا علیه السلام می فرماید: علینا القاء الاصول الیکم وعلیکم التفریع (کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، ج1، ص209) بر ماست که اصول را بیان کنیم وشما جزئیات را با آن بسنجید. ائمه اصول کلی استنباط احکام را بیان می کنند وشاگردان آنها ودر عصر ما مراجع با تسلط بر این اصول احکام شرع را مطرح می کنند.
    پس نسبت به اموری مانند: وضو، غذاهای حلال وحرام، احکام نماز، محرم ونامحرم و...حکم صریح ودقیق در قرآن واحادیث وجود دارد، ولی بعضی از امور جدید چه بسا حکمش صریح نیست ومجتهد با توجه به اصولی که از احادیث دریافت کرده است حکم آن را بیان می کند، که ممکن است مطابق واقع باشد واین احتمال هم وجود دارد که مطابق واقع نباشد ولی تکلیف از گردن ما ساقط می شود چون خود امام معصوم که حجت الهی بر ماست این مجتهدان را بر ما حجت قرار داده ومکلف مان کرده اند از آنها پیروی کنیم ویا خود مجتهد باشیم وهمین قدر تکلیف را از گردن ما ساقط می کند.
    از شرایط مجتهد که در احادیث آمده است باید از پیروی هوای نفس، دنیا طلبی به دور بوده واهل تقوا باشد وهمین شرایط موجب می شود مجتهد تمام تلاش خود را در بدست آوردن حکم واقعی انجام دهد واگر احیانا اشتباه کرده باشد وبه واقع نرسیده باشد معذور است ومقلدان او نیز معذور بوده وثواب خود را می برند. در اینجا غیر معصوم بودن مجتهد موجب نمی شود که طبق هوای نفس رای دهد چون ما باید در انتخاب او دقت کنیم که حریص به دنیا نباشد. ولی چون مثل امام معصوم عالم به تمام واقعیات نیست ممکن است فتوایش مطابق واقع نباشد.
    اختلاف مجتهدان نیز به اختلاف آنها در مبانی علمی اعم از رجال، لغت، حدیث شناسی، اعتبار احادیث وروات آنها ودیگر مسائل علمی بر می گردد که این اختلافات موجب اختلاف در فتوا نیز می شود ولی هر مکلفی باید از مرجع خود تقلید کند.



    مشکل بر سر سقوط وظیفه نیست، مشکل بر سر اطمینان از حسن عمل هست.


    اولاً همین احکام موجود در روایات هم، در موارد بسیار معدود بر اساس متواترات هستند، و عموماً در بهترین حالت صحیح هستند، و می دانیم که حدیث صحیح قطعیت ایجاد نمی کند، که اگر می کرد در صورت ناسازگاری با متواتر، کنار گذاشته نمی شد.

    ثانیاً در بیشتر موارد وقتی به مرحله ای می رسیم، به استنباط ختم می شود. مثلاً زمان معصومین سیگار نبوده است که بخواهند بگویند کشیدن آن مصداق رساندن غبار غلیظ به گلو هست یا خیر. خب اینجا بحث بر سر مبطلات یک عمل واجب پیش می آید که استنباط غیر معصوم بر آن رخ می دهد. دسترسی هم که به معصوم و خدا نداریم که بپرسیم و پاسخ بگیریم.

    ثالثاً اختلافات گاهی هم خیلی بزرگتر از این مسائل است، مثل سن تکلیف دختر، که کسی که از همین حوزه مرجعیت گرفته است، چهار سال دیرتر از سایرین این سن دختر را مکلف می داند. حال آیا می توان با یقین پیرامون این چهار سال نظر داد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها

    اگر به علم منطق مراجعه کنید در بین عقلیات اعتبار برهان از همه قوی تر است ویقین آور وکاشف از واقع است وبرهانی ارزش دارد که یا بدیهی باشد مثل اینکه دو دو تا می شود چهار تا، وبرای اینکه یقین پیدا کنیم که این استدلال عقلی وقیاسی که تشکیل داده است درست است یا نه؟ شرایطی دارد از قبیل اینکه باید مواد وشکل قیاس آن درست باشد وایراد در هر کدام اعتبار آن یاس وبرهان را از بین می برد.
    بنابر این مسائل عقلی متد واصولی دارد که در بعضی موارد یقین آور است ودر بعضی موارد ظن آور که قواعد آن در علم منطق روشن شده است.
    بله، ولی همین منطق و برهان، یقین آور است؟ صدها و هزاران تن از منطقیون و فلاسفه در طول تاریخ، پذیرفته اند که خدا در ذات واحد خود سه شخصیت دارد. صدها و هزاران تن از آنان نیز این را انکار می کنند! گروهی از آیه ای نتیجه ای می گیرند و گروهی نتیجه ای وارونه، و همیشه جا برای اما و اگر باقی می ماند. پس علم منطق و فلسفه نیستند که مسائل عقلی را حل می کنند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها

    طبق حدیث صریح امام صاد ق و نظر فقهاء بر سر سفره ا ی که شرا ب در آن است نشستن حرام است، حرمت دهان بردن آن که واضح وروشن است. در مورد چاقو اگر همین آدمی که شوخی می کند، احتمال داشته باشد در حین شوخی به هر دلیلی دست این آدم بلغزد وچاقو گردن طرف دیگر را ببرد آیا مسئول هست یا نه؟ طبق شرع این آدم باید دیه کامل بپردازد اگر تازه بتواند اثبات کند که کشتن غیر عمدی بوده است که در غیر اینصورت باید قصاص شود. سوای این سخنان قیاس در احکام شرع راه ندارد که چون فلان جا اینطوری بوده پس در اینجا هم به همین شکل است. به دهان بردن شراب حتی به شوخی هم حرام است ولی گذاشتن چاقو بر گردن دیگری به شوخی حرام نیست، پس نمی توان یاس کرد.
    در مورد دختر وپسر هم اگر قرار بوده همه جزئیات یک به یک مشخص شود که در چه حالتهایی دوستی دختر وپسر ایراد ندارد ودر چه حالتی دارد، ودر دیگر موارد باید این قرآن صدها جلد بود تا حکم جزء به جزء مشخص شود. طبق همان اصول کلی که عرض شد مراجع احکام را استنباط می کنند که رشه های روایی وقرآنی دارند. مثلا از باب نمونه همانطور که گفته شد خداوند می فرماید: ای مومنان مرد وزن به یکدیگر نگاه شهوت آلود نکنید. از طرف دیگر یکی از مبانی در اصول فقه این است که مقدمه حرام حرام است، وقتی دختر وپسری با هم دوستی دارند مسلم کم کم بین آنها عاطفه هم برقرار خواهد شد وهمین ارتباطها به نگاههای شهوت آلود خواهد کشید. در حدیث داریم که شیطان می گوید: مرد وزن نامحرمی باهم خلوت نمی کنند مگر اینکه من نفر سوم در نزد آنها هستم. آیا شما می توانید تضمین کنید که دختر وپری با هم دوستس داشته باشند وبه هیچ وجه حتی یک نگاه شهوت آلود هم به یکدیگر نداشته باشند. با توجه به اینکه از نظر روانشناسی انسان به جنس مخالف علاقه دارد که البته همین دوستی هم که شما می فرمایید اگر علاقه به طرف مقابل نباشد دوستی معنی ندارد.
    اگر خداوند می فرماید: به یکدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشید، لازمه ومقدمه آن عدم ارتباط با یکدیگر است. اگر این دوستی که نوعا هم در اول ارتباطها کم وبدون لمس وغیره است در آخر به جاهایی کشیده می شود که انسان از بیان آنها شرم می کند. اگر قرار باشد شرع این دوستی را اجازه دهد بعدا که به گناه کشیده شد دیگر نمی توان جلوی آن را گرفت.
    اولاً شما بفرمایید که بر اساس کدام قاعده ی فقهی مرز گناه، گناه است؟ چگونه ثابت می کنید بردن شراب به دهان و تف کردن آن، حرام است؟

    ثانیاً بنده در مورد عدم توضیح کامل در قرآن، سخن نگفتم، بیشتر موارد از حدیث هستند: دست دادن، سخن شیرین گفتن و نگاه شهوانی کردن. حال به نظر شما آیا همین حدیث نمی توانست خیلی واضح و روشن بگوید که هیچ دو نامحرمی نمی توانند با هم دوستی کنند؟ مگر طبق روایت متواتر در صورت تمسک به ثقلین، از گمراهی نجات پیدا نمی کنیم؟ خب کدامیک از ثقلین گفته اند که صرف دوستی بین دو نامحرم حرام است؟ این مسائل هم که از مسائل جدید نیستند، پس چرا معصوم به آنها اشاره نکرده است؟

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  17. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود