صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا اخلاق از منظر امام علی(ع) نسبی است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955

    آیا اخلاق از منظر امام علی(ع) نسبی است؟




    سلام
    در تاپیکهای مختلف احادیثی از امام علی(ع) ذکر می شود که نسبی بودن اخلاق را در نزد ایشان بیان می کند،مثلا می گویند سه صفت برای مردخوب ولی برای زن مذموم است

    شجاعت و بخشندگی و غیرت

    و موارد دیگر که الان یادم نیست

    ایا واقعا امام علی (ع) به نسبی بودن اخلاق معتقد بودند ؟


    با تشکر

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۰:۵۹ دلیل: فونت



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    آیا اخلاق از منظر امام علی(ع) نسبی است؟








    کارشناس بحث: استاد صادق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    در تاپیکهای مختلف احادیثی از امام علی ع ذکر می شود که
    نسبی بودن اخلاق را در نزد ایشان بیان می کند
    مثلا می گویند سه صفت برای مردخوب ولی برای زن مذموم است

    شجاعت و بخشندگی و غیرت

    و موارد دیگر که الان یادم نیست

    ایا واقعا امام علی ع به نسبی بودن اخلاق معتقد بودند ؟


    با تشکر
    پاسخ :
    با سلام و تقدیر از سوال خوب شما
    .
    در ابتدا باید دید نسبیت در اخلاق به چه معنا است.
    نسبی در برابر مطلق است. برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی مانند: «عدل خوب است»، «احسان به پدر و مادر خوب است»، «ظلم و ستم به دیگران بد است»، اصولی ثابت، عام و همگانی می‌باشند که از عوامل اجتماعی و روان شناختی به دست نمی‌آید و دگرگون نمی‌شود و از هر جهت اطلاق دارد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای مطلق است.
    برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و ریشة ثابتی ندارد. اعتبار همة اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و ... برمی‌گردد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای نسبی است.
    از آیات و روایات به خوبی به دست می‌آید که اخلاق از اصول ثابت، عام و فراگیر و همگانی بهره‌مند است. قران کریم می‌گوید:
    «ولکنّ الله حبّب اِلیکم الایمان و زیّنه فی قلوبکم و کرّه إلیکم الکفر و الفسوق والعصیان؛(1) خداوند ایمان را محبوب قلب‌های شما قرار داد و کفر و فسق و گناه را مورد کراهت و نفرت طبیعت شما ساخت».
    از تعبیر «فی قلوبکم» به خوبی فهمیده می‌شود که اخلاق و ارزش‌های اخلاقی به صورت ثابت و همگانی در عمق جان آدمیان ریشه دارد. فطری بودن دین که در بعضی آیات آمده، بیانگر اصول ثابت در جان انسان‌ها است.
    نیز فرمود: «خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان می‌دهد و از کارهای ناپسند و سرکشی باز می‌دارد».(2)
    در این آیه از «عدل»، «احسان» و «ادای حق خویشاوندان» به عنوان امور ارزشی و اخلاقی و از «فحشا»، «منکر» و «بغی» به عنوان امور ضد ارزشی و زشت یاد شده است.
    در جای دیگر فرمود: «قل لا یستوی الخبیث والطیب؛(3) ناپاک و پاک مساوی نیستند».
    نیز فرمود: «و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث؛(4) طیبات را برای آنان حلال و خبائث را حرام می‌کند».
    آدمی امور طیب و پاکیزه را می‌پسندد و این‌ها را خوب و ارزش می‌داند و اسلام این‌ها را حلال و یا واجب نموده است. در برابر آن امور ناپاک و خبیث را زشت می‌شمارد و اسلام آن‌ها را حرام نموده است.
    امام صادق(ع) فرمود: «فبالعقل عرف العبادُ خالقهم ... و عرفو به الحسن من القبیح؛(5) بندگان در پرتو عقل، آفریدگار خویش را می‌شناسند ... و توسط عقل، نیک را از زشت باز می‌شناسند». پس عقل خوبی‌ها و بدی‌ها را خوب درک می‌کند، مانند عدل خوب است و ظلم و ستم بد است. اینها اصولی ثابت، عام و همگانی هستند.
    سؤال: اگر احکام اخلاقی مطلق است، چرا در برخی موارد استثنا وجود دارد، همانند دروغ مصلحت‌آمیز؟ استثنا دلیل آن است که اخلاق مطلق نیست، بلکه با توجه به شرایط و موقعیت دگرگون می‌شود، و این یعنی نسبی بودن اخلاق؟
    پاسخ: اگر موضوع اخلاق را رفتار بدانیم، در این صورت می‌گوییم: اخلاق نسبی است و چهره‌های کارهای اخلاقی با موقعیت‌ها دگرگون می‌شود (لیکن این نسبیت غیر از نسبیتی است که معنایش بیان شد). اما اگر موضوع اخلاق را رفتار آدمی ندانیم، بلکه ملکات نفسانی انسان در درون یا یک یا چند عنوان انتزاعی و کلی مانند عدل،‌احسان و ظلم را موضوع اخلاق دانستیم، در این صورت اخلاق مطلق است و عنوان‌های اخلاقی همیشه بار اخلاقی مثبت یا منفی خویش را حفظ می‌کنند و دگرگون نمی‌گردند.
    توضیح: در مورد نسبی بودن اخلاق دو معنا وجود دارد:
    1- اصل ارزشی و ضد ارزشی ثابتی وجود ندارد؛ خوبی و بدی به پسند و عدم پسند فرد یا جامعه وابسته است.
    2- رفتارها و کارهای اخلاقی با توجه به موقعیت‌ها و تغییر عناوین دگرگون می‌‌شود.
    نسبیت به معنای اوّل نادرست است؛ یعنی نمی‌توان پذیرفت که ارزش‌های اخلاقی از اصولی ثابت و کلی محروم است.
    اما نسبیت به معنای دوم درست و قابل قبول است. چون کارهای اخلاقی همیشه به یک منوال نیست. گاهی راست گفتن ارزش اخلاقی دارد و گاهی دروغ (دروغ مصلحت‌آمیز). با توجه به این بیان آن چه در کلام حضرت در باب صفات یاد شده آمده از باب نسبیت به معنای صحیح آن است و نه نسبیت در برابر مطلق که در اخلاق دینی وغیر دینی مطرح است .

    پی‌نوشت‌ها:
    1. حجرات (49) آیه ‌.
    2. نحل (16) آیه 90.
    3. مائده (5) آیه 100.
    4. اعراف (7) آیه ‌.
    5. کلینی، کافی، ج 1، ص 29.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    سلام و تشکر از پاسخ شما

    در تاپیکی مطرح شد

    امام علی در حکمت 234 یکی از خصلتهای زنان را ترس میداند.

    به نظر حقیر ترس یک مورد و صفت اخلاقی خوب برای زن نیست

    مثال می زنم

    فرض کنید زنی مجبور است تنها زندگی کند
    این زن اگر صفت ترس را داشته باشد
    مشکلات بزرگی روبرو می شود
    مثلا شب برای خوابیدن باید مزاحم خانواده شود

    یا مثلا از اینکه بچه مریضش را نیم ه شب به دکتر ببرد ترس دارد
    و بچه ممکن است جانش را از دست بدهد

    از این قبیل مثالها زیاد است

    حال چطور امکان داره ترس برای یک زن صفت خوبی باشه ؟

    با تشکر





    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    دلیلی دیگر بر رد این حدیث

    می دانیم صفات و خصلتها از پدر و مادر به فرزند منتقل می شود

    مثلا شجاعت و ترسو بودن می تواند از مادر به فرزند منتقل شود

    پس چطور امکان دارد ترس یک صفت پسندیده برای زن باشد

    چون امکان دارد از یک زن ترسو پسران ترسو متولد شوند
    که باز این یک خصلت بد برای مردان می باشد

    چطور امکان داره حضرت علی توصیه به صفتی بکند در زنان

    که نتیجه ان چیز مثبتی نباشد ؟




    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پاسخ :
    با سلام و تقدیر از سوال خوب شما .
    در ابتدا باید دید نسبیت در اخلاق به چه معنا است.
    نسبی در برابر مطلق است. برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی مانند: «عدل خوب است»، «احسان به پدر و مادر خوب است»، «ظلم و ستم به دیگران بد است»، اصولی ثابت، عام و همگانی می‌باشند که از عوامل اجتماعی و روان شناختی به دست نمی‌آید و دگرگون نمی‌شود و از هر جهت اطلاق دارد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای مطلق است.
    برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و ریشة ثابتی ندارد. اعتبار همة اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و ... برمی‌گردد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای نسبی است.
    از آیات و روایات به خوبی به دست می‌آید که اخلاق از اصول ثابت، عام و فراگیر و همگانی بهره‌مند است. قران کریم می‌گوید:
    «ولکنّ الله حبّب اِلیکم الایمان و زیّنه فی قلوبکم و کرّه إلیکم الکفر و الفسوق والعصیان؛(1) خداوند ایمان را محبوب قلب‌های شما قرار داد و کفر و فسق و گناه را مورد کراهت و نفرت طبیعت شما ساخت».
    از تعبیر «فی قلوبکم» به خوبی فهمیده می‌شود که اخلاق و ارزش‌های اخلاقی به صورت ثابت و همگانی در عمق جان آدمیان ریشه دارد. فطری بودن دین که در بعضی آیات آمده، بیانگر اصول ثابت در جان انسان‌ها است.
    نیز فرمود: «خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان می‌دهد و از کارهای ناپسند و سرکشی باز می‌دارد».(2)
    در این آیه از «عدل»، «احسان» و «ادای حق خویشاوندان» به عنوان امور ارزشی و اخلاقی و از «فحشا»، «منکر» و «بغی» به عنوان امور ضد ارزشی و زشت یاد شده است.
    در جای دیگر فرمود: «قل لا یستوی الخبیث والطیب؛(3) ناپاک و پاک مساوی نیستند».
    نیز فرمود: «و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث؛(4) طیبات را برای آنان حلال و خبائث را حرام می‌کند».
    آدمی امور طیب و پاکیزه را می‌پسندد و این‌ها را خوب و ارزش می‌داند و اسلام این‌ها را حلال و یا واجب نموده است. در برابر آن امور ناپاک و خبیث را زشت می‌شمارد و اسلام آن‌ها را حرام نموده است.
    امام صادق(ع) فرمود: «فبالعقل عرف العبادُ خالقهم ... و عرفو به الحسن من القبیح؛(5) بندگان در پرتو عقل، آفریدگار خویش را می‌شناسند ... و توسط عقل، نیک را از زشت باز می‌شناسند». پس عقل خوبی‌ها و بدی‌ها را خوب درک می‌کند، مانند عدل خوب است و ظلم و ستم بد است. اینها اصولی ثابت، عام و همگانی هستند.
    سؤال: اگر احکام اخلاقی مطلق است، چرا در برخی موارد استثنا وجود دارد، همانند دروغ مصلحت‌آمیز؟ استثنا دلیل آن است که اخلاق مطلق نیست، بلکه با توجه به شرایط و موقعیت دگرگون می‌شود، و این یعنی نسبی بودن اخلاق؟
    پاسخ: اگر موضوع اخلاق را رفتار بدانیم، در این صورت می‌گوییم: اخلاق نسبی است و چهره‌های کارهای اخلاقی با موقعیت‌ها دگرگون می‌شود (لیکن این نسبیت غیر از نسبیتی است که معنایش بیان شد). اما اگر موضوع اخلاق را رفتار آدمی ندانیم، بلکه ملکات نفسانی انسان در درون یا یک یا چند عنوان انتزاعی و کلی مانند عدل،‌احسان و ظلم را موضوع اخلاق دانستیم، در این صورت اخلاق مطلق است و عنوان‌های اخلاقی همیشه بار اخلاقی مثبت یا منفی خویش را حفظ می‌کنند و دگرگون نمی‌گردند.
    توضیح: در مورد نسبی بودن اخلاق دو معنا وجود دارد:
    1- اصل ارزشی و ضد ارزشی ثابتی وجود ندارد؛ خوبی و بدی به پسند و عدم پسند فرد یا جامعه وابسته است.
    2- رفتارها و کارهای اخلاقی با توجه به موقعیت‌ها و تغییر عناوین دگرگون می‌‌شود.
    نسبیت به معنای اوّل نادرست است؛ یعنی نمی‌توان پذیرفت که ارزش‌های اخلاقی از اصولی ثابت و کلی محروم است.
    اما نسبیت به معنای دوم درست و قابل قبول است. چون کارهای اخلاقی همیشه به یک منوال نیست. گاهی راست گفتن ارزش اخلاقی دارد و گاهی دروغ (دروغ مصلحت‌آمیز). با توجه به این بیان آن چه در کلام حضرت در باب صفات یاد شده آمده از باب نسبیت به معنای صحیح آن است و نه نسبیت در برابر مطلق که در اخلاق دینی وغیر دینی مطرح است .
    پی‌نوشت‌ها:
    1. حجرات (49) آیه ‌.
    2. نحل (16) آیه 90.
    3. مائده (5) آیه 100.
    4. اعراف (7) آیه ‌.
    5. کلینی، کافی، ج 1، ص 29.
    سلام

    بزرگوار سخنان شما قابل قبول

    ولی چطور با این سخنان می خواهید ثابت کنید صفت ترس و خساست و غیرت نسبی هست ؟

    و طبق فرمایش علی ع برای زنان خوب است ؟

    ویرایش توسط بی نظیر : ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۹:۵۹



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها


    سلام

    بزرگوار سخنان شما قابل قبول

    ولی چطور با این سخنان می خواهید ثابت کنید صفت ترس و خساست و غیرت نسبی هست ؟

    و طبق فرمایش علی ع برای زنان بد است ؟
    پاسخ مجدد :
    باسلام وتقدیر از شما .
    در ابتدا باید اشاره شود دیر قانع شدن در بحث علمی خوب است ولی نه همیشه . با توجه به معنای دقیق که باره نسبیت ارایه شد دیگر جای برای این مطلب باقی نخواهد بود زیرا با توجه به شرایط ساختار وجودی زن برخی صفات برای او یک نوع مصونیت است ونه محدودیت ونقص وزن می تواند در سایه آن اوصاف خود ویا زندگی مشترک خود را حفظ نماید . البته این گونه امور کلیت ندارد یعنی این طور نیست که هموار ه ودر همه شرایط آن صفات برای زن خوب ویا بد باشد وبرای مرد بالعکس . این گونه احادیث ناظر به وضع کلی وعمومی است ولی ممکن است نسبت به همه چنین نباشد .مثلا ترس برای زن موجب می شود که بی جا وهمه جا تردد نکند تا دچار آسیب ها وامور نا خواسته شود .در هر صورت این روایات در پی بیان یک اصل فراگیر وغیر قابل تخصیص نیست بلکه در صدد بیان یک اصل کلی است که نوعا چنین است نه این که همیشه ودر جا چنین باشد .


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پاسخ مجدد :
    سلام

    بزرگوار پاسخ شما مجدد نیست
    اصل سوال من برای این است که صحت و سقم این حدیث که به امام علی ع نسبت داده می شود
    و بعضا در تاپیکها از ان بر علیه زنها استفاده می شود مشخص شود



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    با توجه به معنای دقیق که باره نسبیت ارایه شد دیگر جای برای این مطلب باقی نخواهد بود زیرا با توجه به شرایط ساختار وجودی زن برخی صفات برای او یک نوع مصونیت است ونه محدودیت ونقص وزن می تواند در سایه آن اوصاف خود ویا زندگی مشترک خود را حفظ نماید
    بزرگوار اگر صفتی برای زن خوب است باید در تمام جهات یا حداقل بطور علمی و عقلی ثابت شود که این صفت بنا به این دلایل برای
    زن و رشد شخصیت و تکامل او خوب است

    نه اینکه شما فقط برای یک مورد محدود مثلا حفظ زندگی خانوادگی که ان هم معلوم نیست واقعا ترس در حفظ نظام خانواده موثر باشد مثال بزنید و
    فتوا داده شود این خصلت برای زن خوب است






    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در هر صورت این روایات در پی بیان یک اصل فراگیر وغیر قابل تخصیص نیست بلکه در صدد بیان یک اصل کلی است که نوعا چنین است نه این که همیشه ودر جا چنین باشد .
    اینکه ترس بعضی جاها خوبه و بعضی جاها بد
    یک اصل کلی و قابل فبوله چه برای زن چه مرد

    اما مساله این است که این اصل اساسی در این روایت در مورد زن بیان شده

    بالاخره باید مشخص شود که این سخن اگر از امام علی ع و مورد قبول است
    تا چه حد صحت دارد ؟ ایا صحت دارد یا نه ؟
    ایا علمیست ؟ بزرگوار اینها سخنانیست که به انها استناد می شود
    طبق این سخنان قانون وضع می شود

    چرا نباید صحت و سقم انها به دقت مورد بررسی واقع شود ؟

    موفق باشید

    ویرایش توسط بی نظیر : ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۹:۵۲



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    20 روز 15 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    در صورت صحت چنین احادیثی به نظر میاد که ترس زن فقط در مورد حفظ عفت آورده شده و مطلق نیست

    اگر ترسو باشد، خود را در مسیر تند جریانات عفت شکن قرار نمی دهد

    در نظام تعلیم و تربیت گفته می شود که فرد باید برون گرا باشد و ارتباطات اجتماعی داشته باشد و هم مسلک خود را بیابد و ترسو نباشد. صفات و ویژگیهایی که زن را به خطر می اندازد و به بحران می کشد، مطلق و مقید دارد که این جا حالت مقید آن مطرح است. این صفات بحران آفرین در هیچ یک از زن و مرد به طور مطلق پسندیده نیست، زیرا اسلام می کوشد انسانهایی تربیت شوند که از تکبر، ترس و غرور نجات یافته باشند.


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    حضور
    11 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    خِيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ، الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ؛ فَإِذا كانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِها، وَ إِذا كانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مالَها، وَ مالَ بَعْلِها، وَ إِذا كانَتْ جَبانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَها

    بهترين خصلت‏هاى زنان بدترين خوى و خصلت مردان است؛ مانندِ تكبّر، ترس و بخل. اگر زنى متكبّر باشد، بيگانه‏اى را به حريم خود نمى‏پذيرد و اگر بخيل شد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏كند و چون ترسو باشد از هرچه كه به آبروى او لطمه مى‏زند، فاصله مى‏گيرد

    حكمت 234، ترجمه دشتى ص 678

    *********************************


    «احمد بن محمد بزنطي» نقل مي کند:
    من با سه نفر ديگر خدمت امام (ع) شرفياب شديم. هنگام بازگشت امام (ع) به من فرمود: اي احمد! تو بنشين... چون پاسي از شب گذشت خواستم مرخص شوم. فرمود: مي روي يا مي ماني؟ عرض کردم: بستگي به نظر شما دارد. فرمود: بمان و اين هم رختخواب. آنگاه امام برخاست و به اتاق خود رفت. من از شوق به سجده افتادم و با خود گفتم: سپاس خداي را که حجت او و وارث علوم انبياء از ميان ما چند نفر به من تا اين حد لطف و عنايت فرمود.
    هنوز در سجده بودم که امام (ع) بازگشت، برخاستم. حضرت دست مرا گرفت و فشرد و فرمود: اي احمد! اميرمؤمنان به عيادت «صعصعه بن صوحان» رفت؛ به هنگام بازگشت فرمود: اي صعصعه! از اينکه به عيادت تو آمده ام به برادران خود افتخار مکن؛ از خدا بترس و پرهيزکار باش

    رجال کشي، جزء 6، ص 587 ـ 588 با اختصار.

    *********************************

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ ? إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا
    اي پيغمبر (گرامي) هميشه خدا ترس و پرهيزکار باش و هرگز تابع رأي کافران و منافقان مباش که همانا خدا دانا و حکيم است.

    *********************************

    در این حدیث و آیه ، ترس برای همه کاری پسندیده است و نه مذموم و خاص بانوان بلکه برای مرد نیز پسندیده است

    چرا که در حکمت منقول از امام علی ع ، اگر زن ترسو باشد به هر چه که آبروی او را میریزند ، فاصله میگیرد . اگر دقت کنیم میبینیم این ترس همان ترسی است که در آیه آنا پسندیده عنوان کرده چرا که اگر مرد و زن بترسند ، در قیامت آبروی آنها نزد خداوند و معصومین ع و پیامبر ص حفظ میشود و با افتخار شیعیانشان را معرفی خواهند کرد

    چيزي که مرا نگران مي‌کند اين است که به مردم ياد مي‌‌دهند، به نفهميدن رضايت دهند


    آزار دهنده‎ترین چیز در جهان این است که احمق‎ها کاملاً مطمئنند و هوشمندان پر از شک و تردید


    حتی اگر همه دارای یک عقیده باشند، باز هم می‎تواند آن فکر اشتباه باشد


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود