جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شفاعت مایه كمال یا مجوز گناه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب شفاعت مایه كمال یا مجوز گناه




    سلام و عرض ادب
    امید به شفاعت شفیعان، سبب می‌شود كه افراد عصیانگر به تعدی و گناه خود ادامه دهند، و روز به روز بر حجم جرایم خویش بیافزایند، زیرا با خود چنین می‌اندیشند كه در روز سزا، شفیعانی دارند كه در حق آنان شفاعت می‌نمایند، و در نتیجه خداوند گناه آنان را می‌بخشد.
    پاسخ: دقت در این اشكال حاكی است كه برداشت انتقاد كننده از شفاعت، همان است كه در ذهن یك فرد عامی دور از بحث‌های دینی، نقش می‌بندد، او تصور كرده است كه نتیجه عقیده به شفاعت این است كه گروهی به اتكاء شفاعت اولیاء خدا، خود را آلوده سازند، از این جهت نتیجه گرفته است كه اعتقاد به آن مایه تجری و تصمیم بر ادامه گناه می‌گردد، در صورتی كه حقیقت غیر این است.
    این پرسش و یا انتقاد را می‌توان به چند بیان پاسخ گفت:
    1 ـ هرگاه امید به مغفرت و آمرزش كه نتیجه اعتقاد به شفاعت است، مایه جرأت افراد می‌گردد، پس چرا خداوند بندگان خود را از گسترش رحمت خود خبر داده و می‌گوید:
    خداوند همه گناهان، جز شرك را می‌بخشد چنانكه می‌فرماید:
    «انُّ اللَّهُ لا یُغْفِرْ اَنً یْشْركُ بِهِ وُ یُغْفِرْ ما دْونُ ذلِكُ لمن یُشاءُ...».[1]
    «خداوند بجز شرك باقی گناهان را می‌بخشد».
    این كه می‌فرماید: خداوند همه گناهان را می‌بخشد، مقصود بخشیدن بدون توبه است زیرا اگر مقصود آمرزش همراه با توبه باشد، استثناء شرك صحیح نخواهد بود، زیرا شرك در پرتو توبه كه همان بازگشت به توحید است نیز بخشیده می‌گردد.
    2 ـ هرگاه امید به مغفرت مایه جرأت است چرا خداوند نوید می‌دهد كه اگر از گناهان بزرگ اجتناب كنید ما گناهان كوچك شما را می‌بخشیم.[2] آیا ما حق داریم به خدا بگوئیم كه او با چنین وعده نوید، سبب تجری افراد را به ارتكاب گناهان كوچك فراهم ساخته است؟ یا این كه باید چنین نویدی را، مایه بازگشت بسیاری از افراد ادامه گناه تلقی كنیم.
    3 ـ هرگاه اعتقاد به شفاعت، مایه جرأت گردد، پس اعتقاد به پذیرفته شدن «توبه» افراد گنهكار، و نوید به آن كه خداوند توبه گنهكاران را می‌پذیرد، باید مایه جرأت گناهكاران گردد، در حالی كه همگی می‌دانیم در میان تمام ملل جهان، مسئله‌ای بنام توبه و پشیمانی گروه عاصی وجود دارد، كه در شرایط خاصی ندامت آنان پذیرفته می‌شود، و از مجازات و كیفرهائی كه برای آنها تعیین شده است، بخشوده می‌شوند، اكنون باید گفت كه تمام ملل جهان با تصویب این قانون بر تمرد عصیان دامن زده و آنها را بر ادامه طغیان تشویق می‌نمایند.
    مسئله توبه و اینكه ندامت و پشیمانی گنهكاران از كرده‌های خود، در شرایط خاصی مؤثر می‌افتد، یكی از معارف درخشان اسلام است، كه قرآن در آیات متعددی، مردم را به آن دعوت كرده است، آنجا كه همه جامعه با ایمان را كه گاهی بر اثر طغیان غرائز، دچار گناه می‌شوند، با آیه زیر، به توبه دعوت می‌كند و می‌فرماید:
    «یا ایًّهُا الَّذینُ آمُنُوا تُوبْوا الَیُ اللَّه تَوبُه نَصُوحاً».[3]
    «ای گروه با ایمان بسوی خدا باز گردید و راه توبه‌ای كه در آن، بازگشتی بسوی گنا ه نباشد پیش گیرید».
    آیا وجدان شما اجازه می‌دهد كه نظر خردمندان جهان و قرآن مجید را كه مسئله توبه را در لابلای قوانین كیفری و جزائی خود قرار داده‌اند، تخطئه كرده و تصور كنیم كه چنین نویدهایی مایه جرأت گنهكاران می‌گردد؟!
    البته شفاعت به آن معنای غلط، كه در ذهن گروهی از دور افتادگان از حقایق اسلامی نقش بسته و معتقدند كه تحت پوشش شفاعت می‌توان هر نوع كار زشت و ناروا را انجام داد، مایه جرأت و بد بختی افراد گنهكار می‌باشد، ولی شفاعت به معنی صحیح و این كه گروهی از گنهكاران كه از نظر گناه و كیفر در شرایط خاصی قرار دارند به خاطر پیوندهای معنوی كه با خدا و به خاطر ارتباط ایمانی كه با اولیاء او دارند، مورد شفاعت شفیعان روز رستاخیز قرار می‌گیرند، هرگز موجب تشویق گناه و دعوت به تجری نمی‌شود. بلكه وسیله تربیت و مایه بازگشت افراد گنهكار، از نیمه راه بشمار می‌رود. هرگز نباید از نتایج درخشان و سودمند مسأله رجاء و امید، غفلت ورزید، زیرا هرگاه كسی تصور كند كه هیچ روزنه امیدی به روی او باز نیست، هرگز از آن راهی كه در پیش گرفته باز نمی‌گردد، امام اگر بداند كه هنوز عواملی در كار است كه در شرایط خاصی می‌توانند به داد او برسند، و او را نجات دهند، در این صورت برنامه تجری و گناه را متوقف ساخته و به فكر بازگشت بسوی خدا می‌افتد. یكی از آن عوامل كه نور امید را دل پدید می‌آورد اعتقاد به شفاعت اولیاء خدا است آن هم در شرایط خاصی یعنی در صورتی كه رشته ارتباط خود را با خدا قطع نكند، و ارتباط معنوی خویش را با اولیاء او از میان نبرد، و در این موقع فرد گنهكار در همه زندگی به فكر حفظ پیوندهای خود با خدا و اولیاء گرامی می‌باشد، و از روز نخست می‌كوشد كه پل‌های پشت سر خود را ویران نكند.
    یكی از روانكاوان درباره اهمیت امید و ضررهای سنگین بار نومیدی چنین می‌نویسد: بسیاری از مردم ناآگاه به محتوای انسانی و مهرآمیز مذهب توجه نمی‌كنند، تعصب را به جائی می‌رسانند كه از مذهب تنها به جنبه‌های آمرانه آن، و وعده‌های مجازاتی كه داده شده است توجه می‌كنند، اینان در واقع فراموش می‌كنند كه خداوند اگر دوزخی دارد، بهشتی هم دارد، اینان عدالت خداوند و عفو و بخشایش الهی را عمداً یا ناآگاهانه، فراموش می‌سازند، و در حقیقت چهره‌های نادرست از پروردگار تصویر می‌كنند، چهره‌ای كه گویا تنها كارش مجازات آدمیان بخاطر هر گناه و خطای كوچك است، چنین تصور نادرستی از خداوند بزرگ و فرامین مذهبی او، باعث می‌شود كه آدمی هر لحظه خود را به دست خویش به دوزخی تبدیل سازد، و دچار عقده‌های آزار دهنده شود، از این جهت در آموزش فرزندمان باید نخست بكوشیم كه جنبه بهشتی مذهب را در ذهن آنان تزریق كنیم، و آنان را بیهوده از مذهب و خداوند نترسانیم.
    حقیقت مطلب این است كه همه بندگان خداوند به بهشت می‌روند مگر كسانی كه مرتكب گناهان بزرگی بشوند و فرصت توبه و پشیمانی و جبران مافات را نیز گرامی نشمارند. اگر مجازات هست عفو و بخشش نیز هست، اگر به فرزندمان، به جوانان و نوجوانان چنین تلقین كنیم كه با هر خطا و گناه كوچكی، در بهشت بروی آنان بسته می شود، در این صورت هیچ بعید نیست كه فرزند ما بدین نتیجه نادرست برسد كه در اثر خطائی كه از او سرزده، دیگر به درد هیچ كاری نمی‌خورد و هر كاری هم بكند در داوری نهائی خداوند تأثیری نخواهد داشت، یك چنین فرد مأیوس هر گونه احساس مسؤلیتی را از دست می‌دهد و هیچ بعید نیست كه از روی نومیدی به هر جنایتی دست بزند، كسانی كه با دگرگون ساختن چهره واقعی مذهب، در توبه و پشیمانی و اصلاح خویشتن را به روی جوانان می‌بندند در حقیقت به بارگاه الهی توهین می‌كنند، چرا كه در مذهب راستین درهای بهشت همیشه به روی توبه كاران باز است.
    پاسخی به گونه دیگر
    وعده شفاعت و تبلیغ آن در صورتی موجب جرأت بر معصیت می‌گردد كه به صورت منّجز و بدون هیچ نوع ابهام و تردیدی نوید داده شود در صورتی كه قرآن شفاعت را به صورت مشروط همراه با یك رشته ابهام‌هایی القاء نموده است. اینك بیان شروط و ابهام‌هایی كه به شكل هاله‌ای دور شفاعت را فراگرفته است.
    الف) اگر وعده شفاعت به صورت منّجز و بدون قید و شرطی انجام گیرد، در این موقع جا دارد كه چنین اندیشه‌ای به آن راه یابد اما اگر انجام آن نوید، مشروط به شرطی گردد كه وجود دارد مبهم و مشكوك باشد در این صورت نوید به آن، چنین جرأتی را به دنبال نخواهد داشت. زیرا همانطور كه در آیات شفاعت بیان گردید انجام شفاعت مشروط به اذن خدا است و شفاعت شونده باید مورد رضایت خدا باشد چنانكه می‌فرماید:
    «مُنً ذَا الَّذی یُشْفَعْ عِنْدُهْ اِلاّ بِإِذنهِ...».[4]
    «كیست كه شفاعت كند جز به اذن او».
    و باز می‌فرماید:
    «وُ لا یُشْفَعْونُ اِلاّ لِمُنِ ارًتَضی».[5]
    « درباره افرادی شفاعت می‌كنند كه مورد رضایت و پسند خدا باشد».
    چرا كه به طور مسلم هیچ گنهكاری نمی‌تواند مطمئن باشد كه خدا به عزیزان درگاه خود اجازه خواهد داد كه در حق او شفاعت كنند تا در پرتو این اطمینان، وسیله جرأت و تمرد او فراهم گردد.
    خلاصه مشروط كردن شفاعت به اذن و رضایت خدا، به تحقق شفاعت درباره افراد، ابهام خاصی بخشیده است به طوری كه هیچ فردی نمی‌تواند به اعتقاد شفاعت دست به گناه بزند.
    ب) شفاعت نه تنها از نظر شرط ( اذن و رضایت ) ابهام دارد، بلكه از جهات دیگری نیز مبهم است و همین ابهام سبب می‌گردد كه انسانی به امید شفاعت نتواند خود را آلوده به گناه سازد و ابهام‌های دیگر شفاعت به قرار زیر است:
    1ـ ابهام از نظر مجرم و جرم
    هرگاه انگشت روی مجرم بگذارند بگویند: همه مردم و یا گروهی خاص و معین مشمول شفاعت الهی خواهند شد و یا انگشت روی جرم گذارده شود و بگویند: فلان گناه مطلقاً و درباره تمام افراد عقوبتی نخواهد داشت، در این صورت چنین نویدی مایه جرأت و وسیله تمرد افراد خواهد بود، و او امر و نواهی الهی را بی اثر خواهد ساخت، ولی اگر این دو قسمت مبهم گذارده شود، و روشن نگردد كه شفاعت درباره چه اشخاصی و یا درباره چه گناهانی موثر واقع خواهد شد دیگر كسی جرأت بر انجام گناه و ارتكاب معصیت پیدا نخواهد كرد.
    2ـ ابهام از نظر وقت و انجام عقوبت
    اگر فرض شود كه مجرم و یا نوع جرم تعیین شود. اما نسبت به وقت پذیرفته شدن شفاعت و یا انواع عذاب و عقوبت‌ها، ابهامی باقی بماند دیگر چنین وعده‌ای مایه جرأت و تمرد نمی‌گردد.
    اتفاقاً نه تنها مجرم و جرم، در قرآن به طور مبهم بیان شده است و توضیحاتی در این باره داده نشده است بلكه انواع كیفر، و این كه چه نوع كیفری مشمول شفاعت خواهد شد نیز به طور مجمل وارد گردیده است و نیز وقت شفاعت و این كه آغاز پذیرفته شدن شفاعت چه لحظه‌ای است، به طور مبهم آمده است.
    روز محشر، روز بس دراز و یك روز آن معادل هزار سال دنیا و یا پنجاه هزار سال آن است.[6] و برای انسان در چنین روزی مواقف مختلفی است كه هول و هراس برخی كمتر از درهای عذاب نیست، هیچ گنهكاری نمی‌داند كه اگر مشمول شفاعت گردید از چه لحظه‌ای مشمول چنین فیضی خواهد بود، آیا از نخستین لحظات حشر، مورد شفاعت قرار خواهد گرفت یا پس از گذشتن پاسی از آن، و یا پس از چشیدن قسمتی از دردها و عذاب های الهی.
    این ابهام‌های چهارگانه، شفاعت را به صورت یك روزنه رجاء و امید در آورده و اندیشه تمرد و عصیان را به اعتماد شفاعت شافعان از اذهان بیرون رانده است.
    _______________
    [1] . سوره نساء آیه‌ی 48 و 116.
    [2] . اِن تَجًتَنِبْوا كَبائِرُ ما تُنهونُ عُنهْ نُكَفِر عُنْكُمً سُیئاتِكُمً... (نساء/31).
    [3] . سوره تحریم، آیه 8.
    [4] . سوره بقره، آیه 255.
    [5] . سوره انبیاء، آیه 28.
    [6] . «وُ اِنُّ یُومُا عِنْدُ رُبُّكُ كَألْفِ سُنَه مِما تَعْدْونُ». (حج/47).
    فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ
    یك روز نزد پروردگار تو، معادل با هزار سال شما است.»

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود