جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اجازه نامه آقای یاسر الحبیب؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980

    اجازه نامه آقای یاسر الحبیب؟




    سلام علیکم و عرض ادب خدمت همه دوستان.
    همانطور که می دانید اقای یاسر الحبیب همه ازش بد می گند و برخی از مراجع به بعضی از کاراشون عیب گرفتند و توبیخ کردند خوب حالا ولی در سایت خود این شخص دو تا اجازه نامه هست از ایت الله العظمی سید صادق شیرازی و ایت الله العظمی فقیه امامی که ثابت می کند این شخص اجازه نامه داشته و مراجع الکی به ایشون که اجازه نامه نداده اند خوب حالا این شخص ما چی کار کنیم در مورد شخصیتش دقیقا این شخص که اجازه نامه دارد چگونه برخی مراجع با ایشون برخورد کردند ؟؟چون شاید از دید این شخص بعضی مطالب درست باشد
    اینم عکس :

    اجازه نامه آقای یاسر الحبیب؟

    اگ این ها جعلی است بفرمایید جعلی است و اگر راست است توضیح دهید
    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست




    اجازه نامه آقای یاسر الحبیب؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط ammarshia نمایش پست ها
    سلام علیکم و عرض ادب خدمت همه دوستان.
    همانطور که می دانید اقای یاسر الحبیب همه ازش بد می گند و برخی از مراجع به بعضی از کاراشون عیب گرفتند و توبیخ کردند خوب حالا ولی در سایت خود این شخص دو تا اجازه نامه هست از ایت الله العظمی سید صادق شیرازی و ایت الله العظمی فقیه امامی که ثابت می کند این شخص اجازه نامه داشته و مراجع الکی به ایشون که اجازه نامه نداده اند خوب حالا این شخص ما چی کار کنیم در مورد شخصیتش دقیقا این شخص که اجازه نامه دارد چگونه برخی مراجع با ایشون برخورد کردند ؟؟چون شاید از دید این شخص بعضی مطالب درست باشد

    با سلام و عرض ادب

    1) باید توجه داشت که اجازه اجتهاد امری است و اجازه نقل روایت امر دیگری است. در اجازه ی اجتهاد استاد بیان می دارد که شاگرد به مرتبه ی اجتهاد نائل گردیده و تقلید بر وی جایز نمی باشد؛ اما در اجازه روایت تنها این امر موجود است که شاگرد اجازه می یابد روایات استاد و یا سایر آثار استاد را نقل نماید؛ بنابراین اجازه ی نقل روایت ارزش علمی نخواهد داشت و صرفا امری تشریفاتی است.

    2) برای سلامت و محفوظ ماندن روایات پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ هر راوی از طُرق و راه‌های خاصّی حدیث معصوم ـ علیه السّلام ـ را فرا می‌گرفته كه به آن‌ها «طُرق تحمّل حدیث:راههای دریافت و تلقی حدیث» می‌گویند و این روش تا قبل از تدوین جوامع حدیثی و گسترش نسخه‌های آن، رایج بوده ولی اكنون رواج كم‌تری دارد.

    تحمّل حدیث(دریافت و تلقی حدیث) به شیوههای گوناگونی؛ همچون شنیدن، قرائت ، اجازه و... انجام میگرفته است. گرچه این مبحث در شرایط كنونی كه كار تحمّل عملاً پایان یافته و شیوهای، همچون اجازه صرفاً جنبه تشریقاتی دارد، اما دانستن آن از دو جهت مفید فایده است:

    1. ما را با شیوهها وكوشش پیشینیان در انتقال میراث روایی و دقت آنان آشنا میسازد.

    2. با توجه به این كه میان این طرق از نظر ارزش و اعتبار تفاوت است، با آشنا شدن شیوهها در مییابیم كه به عنوان مثال اگر روایتی از طرق سماع نقل شده باشد، از درجه اعتبار بیشتری نسبت به شیوههای دیگر، همچون اجازه، یا وجاده، برخوردار است، عموماً برای تحمل حدیث هشت طریق را برشمردهاند كه عبارتند از: سماع، قرائت، اجازه ، مناوله، كتابت، اعلام، وصیت و وجاده.[1]

    در این میان اجازه آنچنان ارزش خاصی نخواهد داشت؛ مثلا در شیوه ی :«سماع:شنیدن»، حامل حدیث روایت را از دهان شیخ خود می شنود، و در قرائت، شاگرد قرائت خود را بر استاد عرضه می دارد، وبا این شکل شاگرد در نقل روایت از استاد می گوید سمعت عن شیخی . و این در حالی است که در اجازه، شیخ به شاگرد اجازه می دهد تا شنیده ها و تالیفاتش را روایت نماید، هر چند که شاگرد آن روایات را از شیخ و استاد نشنیده، یا بر شیخ نخوانده باشد.

    بعضی از موارد اجازه عبارت است از اجازه ی کتاب یا کتاب معین، برای شخص یا اشخاص معین؛ مانند اینکه شیخ بگوید: به تو یا به فلان شخص –با ذکر اسم و مشخصات- اجازه ی روایت کردن از کتاب صحیح مسلم یا سنن ابی داود یا صحاح سته، یا آنچه در تالیفات من آمده است را می دهم.

    در اجازه برخی فراتر از این عمل می نمایند و اجازه ی شخص یا اشخاص معین، به چیزهای مبهم و غیر معین را قبول می کنند؛ مثل اینکه شیخ بگوید:به تو یا به فلانی اجازه ی نقل تمام شنیده هایم، یا روایتهایم، یا چیزهایی شبیه آنرا می دهم.[2]

    بنابراین در بحث اجازه شاگرد اجازه می یابد نقلیات و یا نوشته های استاد و یا روایات وی که از استادانش شنیده را نقل نماید و از آنجا که عصر تدوین کتب جوامع حدیثی، تمامی روایات در آن کتب جمع آوری شده اند، چنین اجازه هایی صرفا برای اتصال به مؤلفین این کتب خواهد بود؛ لذا چنین عملی در روزگار ما عملی تشریفاتی است که دارای ارزش چندانی نیز نمی باشد؛ خصوصا اینکه ممکن است شاگرد هرگز استاد اجازه را ندیده باشد.


    به عنوان مثال استاد ما خود اجازه نقل روایت اهل سنت را از حفاظی همچون عبدالله بن صدیق غماری مغربی را دارا می باشد؛ در حالی که چنین عملی تنها به واسطه ی مکاتبه صورت پذیرفته است، و یا اینکه همین حفاظ(احمد و عبدالله غماری) اجازه نقل روایت، روایات شیعه را از مرحوم شرف الدین دریافت نموده بودند.

    3) در بحث جناب یاسر الحبیب نیز امر به همین منوال است؛ از آنجا که عموم مردم با این اصطلاحات آشنا نمی باشند، تصور ابتدائی آنان این است که چنین اجازاتی، اجازه ی اجتهاد است؛ در حالی که چنین نیست و چنین امری تنها اجازه نقل روایت است به صورتی که شیخ اجازه داده است.

    موفق باشید.


    [1]. حدیث شناسی، علی نصیری، ج2،ص77.
    [2]. ر.ک:علوم حدیث و اصطلاحات آن، صبحی صالح.

    اجازه نامه آقای یاسر الحبیب؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود