صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا دیه چهار انگشت زن کمتر از دیه سه انگشت اوست ؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099

    چرا دیه چهار انگشت زن کمتر از دیه سه انگشت اوست ؟!!!




    سلام
    در فقه مطلبی مطرح است چنانچه شیخ مفید نیز در کتاب مقنعه ضمن بیان همین مطلب که زن در دیه اعضا و جوارح با مرد مساوی است تا به ثلث دیه برسد و وقتی به ثلث رسید به نصف دیه مرد برمی گردد به قطع انگشتان مثال می زند که تا قطع سه انگشت دیه زن با مرد برابری می کند و وقتی چهار انگشت قطع شد دیه زن نصف می شود و می گوید بعد از رسیدن به ثلث، میزان دیه برمی گردد به اصل دیه زن که نصف دیه مرد است و می گوید سنت پیامبر(ص) بر این حکم قرار گرفته و اخبار و روایات از ائمه(ع) بر این امر متواتر است.

    الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ قَطَعَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِ الْمَرْأَةِ كَمْ فِيهَا قَالَ عَشْرٌ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ اثْنَتَيْنِ قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ ثَلَاثاً قَالَ ثَلَاثُونَ مِنَ الْإِبِلِ قَالَ قُلْتُ أَرْبَعاً قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ سُبْحَانَ اللَّهِ يَقْطَعُ ثَلَاثاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ وَ يَقْطَعُ أَرْبَعاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ عِشْرُونَ إِنَّ هَذَا كَانَ يَبْلُغُنَا وَ نَحْنُ بِالْعِرَاقِ فَنَبْرَأُ مِمَّنْ قَالَهُ وَ نَقُولُ الَّذِي جَاءَ بِهِ شَيْطَانٌ فَقَالَ مَهْلًا يَا أَبَانُ إِنَّ هَذَا حُكْمُ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ الرَّجُلَ‏ إِلَى ثُلُثِ الدِّيَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ الثُّلُثَ رَجَعَتْ إِلَى النِّصْفِ يَا أَبَانُ إِنَّكَ أَخَذْتَنِي بِالْقِيَاسِ وَ السُّنَّةُ إِذَا قِيسَتِ انْمَحَقَ الدِّينُ.

    و اما روایت مشهور در این زمینه از طریق شیعه، روایت ابان بن تغلب از امام صادق(ع) است که می گوید:
    از امام پرسیدم: مردی یکی از انگشتان زنی را قطع می کند دیه آن چقدر است؟ فرمود: ده شتر، گفتم دو انگشت قطع کرده دیه اش چقدر است؟ فرمود: بیست شتر پرسیدم سه انگشت قطع می کند فرمود: سی شتر، گفتم اگر چهار انگشت زن را قطع کند دیه اش چقدر است فرمود: بیست شتر، گفتم: سبحان الله سه انگشت قطع می کند و دیه آن سی شتر است وقتی چهار انگشت را قطع می کند دیه اش بیست شتر می شود؟وقتی ما در عراق بودیم این مطلب را می شنیدم و از گوینده آن بیزاری می جستیم و می گفتیم آورنده چنین حکمی شیطان است، امام(ع) فرمود: ابان صبر کن، این حکم پیامبر خدا است. همانا دیه زن با مرد برابر است تا وقتی به ثلث برسد و هنگامی که به ثلث رسد، دیه زن به نصف برمی گردد، ای ابان تو دست به قیاس زده ای و اگر در سنت قیاس شود، دین از بین می رود.


  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    در فقه مطلبی مطرح است چنانچه شیخ مفید نیز در کتاب مقنعه ضمن بیان همین مطلب که زن در دیه اعضا و جوارح با مرد مساوی است تا به ثلث دیه برسد و وقتی به ثلث رسید به نصف دیه مرد برمی گردد به قطع انگشتان مثال می زند که تا قطع سه انگشت دیه زن با مرد برابری می کند و وقتی چهار انگشت قطع شد دیه زن نصف می شود و می گوید بعد از رسیدن به ثلث، میزان دیه برمی گردد به اصل دیه زن که نصف دیه مرد است و می گوید سنت پیامبر(ص) بر این حکم قرار گرفته و اخبار و روایات از ائمه(ع) بر این امر متواتر است.

    الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ قَطَعَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِ الْمَرْأَةِ كَمْ فِيهَا قَالَ عَشْرٌ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ اثْنَتَيْنِ قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ ثَلَاثاً قَالَ ثَلَاثُونَ مِنَ الْإِبِلِ قَالَ قُلْتُ أَرْبَعاً قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ سُبْحَانَ اللَّهِ يَقْطَعُ ثَلَاثاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ وَ يَقْطَعُ أَرْبَعاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ عِشْرُونَ إِنَّ هَذَا كَانَ يَبْلُغُنَا وَ نَحْنُ بِالْعِرَاقِ فَنَبْرَأُ مِمَّنْ قَالَهُ وَ نَقُولُ الَّذِي جَاءَ بِهِ شَيْطَانٌ فَقَالَ مَهْلًا يَا أَبَانُ إِنَّ هَذَا حُكْمُ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ الرَّجُلَ‏ إِلَى ثُلُثِ الدِّيَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ الثُّلُثَ رَجَعَتْ إِلَى النِّصْفِ يَا أَبَانُ إِنَّكَ أَخَذْتَنِي بِالْقِيَاسِ وَ السُّنَّةُ إِذَا قِيسَتِ انْمَحَقَ الدِّينُ.

    و اما روایت مشهور در این زمینه از طریق شیعه، روایت ابان بن تغلب از امام صادق(ع) است که می گوید:
    از امام پرسیدم: مردی یکی از انگشتان زنی را قطع می کند دیه آن چقدر است؟ فرمود: ده شتر، گفتم دو انگشت قطع کرده دیه اش چقدر است؟ فرمود: بیست شتر پرسیدم سه انگشت قطع می کند فرمود: سی شتر، گفتم اگر چهار انگشت زن را قطع کند دیه اش چقدر است فرمود: بیست شتر، گفتم: سبحان الله سه انگشت قطع می کند و دیه آن سی شتر است وقتی چهار انگشت را قطع می کند دیه اش بیست شتر می شود؟وقتی ما در عراق بودیم این مطلب را می شنیدم و از گوینده آن بیزاری می جستیم و می گفتیم آورنده چنین حکمی شیطان است، امام(ع) فرمود: ابان صبر کن، این حکم پیامبر خدا است. همانا دیه زن با مرد برابر است تا وقتی به ثلث برسد و هنگامی که به ثلث رسد، دیه زن به نصف برمی گردد، ای ابان تو دست به قیاس زده ای و اگر در سنت قیاس شود، دین از بین می رود.
    باسلام
    احکام دین اسلام که ازجانب خداوند متعال به نبی مکرم اسلام ص نازل شده است، بر اساس مصالح و مفاسدی است که در متعلق آن احکام یا خود آن احکام است.
    اما اینکه این مصلحت و مفسده که حکمت و فلسفه احکام است، چیست، مسئله ای است که عقل انسان توان رسیدن به آن را ندارد و هیچ عقلی توان درک انرا ندارد.
    به همین جهت ائمه معصومین سلام الله علیه فرموده اند که دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست.
    در روایتی مرحوم صدوق از امام سجاد علیه السلام نقل میکند که دین خدا با عقول ناقص بشری و آراء باطل و قیاس قابل درک و فهم نیست و تنها با تسلیم در برابر فرامین الهی است که میتوان دین خدا را درک کرد:
    الصَّدُوقُ فِي كَمَالِ الدِّينِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع:

    «إِنَّ دِينَ‏ اللَّهِ‏ لَا يُصَابُ‏ بِالْعُقُولِ‏ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اهْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ دَانَ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ »(1)

    بنابراین، نمیتوان از علت و حکمت احکام سوال پرسید.

    ــــــــــــ
    1. کمال الدین، ج1، ص 324


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    حضور
    11 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    مابقی متن هم ای کاش جناب ملاصدرا ذکر میکردند :

    شگفتی فقیهان فریقین از این حکم

    کسی از فقهای شیعه یا اهل سنت در مقام توجیه و بیان حکمت این حکم عجیب برنیامده است; ولی همه در شگفتی فرو رفته اند. برخی آن را نپذیرفتند و برخی با ملاحظه آنچه در خود روایت آمده است که نباید گرد قیاس رفت و باید تعبدا این حکم را پذیرفت و در مقام فهم حکمت و فلسفه آن برنیامد آن را قبول کردند; ولی به هر حال توضیح ندادند که چه معمایی در این حکم ساده اجتماعی که باید بر مردم اجرا شود نهفته است که در طول قرون و اعصار قابل کشف نبوده است. هم ابان بن تغلب شیعه را در چهارده قرن پیش شگفت زده کرده و هم ربیعه سنی مذهب را به حیرت فرو برده و هم امام شیعیان و هم بزرگ سنیان در این مقام برنیامدند که با توضیحی قانع کننده پیروان خود را از حیرت و ناباوری وجود چنین حکمی در شرع انور درآورند و صرفا با تاکید بر اینکه سنت پیامبر(ص) همین است و باید آن را پذیرفت آنان را مجاب کردند و هم اکنون نیز پس از گذشت قرنها و بالا رفتن سطح توان فقهی فقیهان کسی به راز این حکم پی نبرده است.


    تحلیل و نظر مقدس اردبیلی

    مقدس اردبیلی، از فقیهان شیعه، پس از نقل این حکم می گوید: این حکم مشهور است ولی هم برخلاف قواعدی که در باب دیه از روایات نقل شده می باشد و هم برخلاف عقل; است زیرا عقل اقتضا می کند که دیه چهار انگشت بیش از دیه سه انگشت باشد یا لااقل از آن کمتر نباشد در حالی که اینجا کمتر شده است: دیه سه انگشت سی شتر است، دیه چهار نگشت بیست شتر. آنگاه می گوید: البته دیه چهار انگشت بیست شتر بودن، موافق قاعده است، زیرا با فرض نصف بودن دیه زن نسبت به مرد طبیعی است که دیه چهار انگشت که در مرد چهل شتر است در زن بیست شتر باشد. آنچه باید روشن شود این است که چه حکمتی در زیادتر قرار دادن دیه دو انگشت و سه انگشت از نصف و مساوی قرار دادن آن با مرد بوده است؟
    البته محقق اردبیلی به پاسخی نرسیده است; ولی با توجه به روایت ابان بن تغلب و آنچه در ذیل آن روایت در مورد تعرض به ابان به خاطر روی آوردن به قیاس از امام(ع) نقل شده می گوید:
    در این روایت به بطلان قیاس اشاره رفته است در حالی که در واقع در اینجا مفهوم موافق یا مفهوم اولویت مطرح است و معلوم می شود استناد به مفهوم موافقت و عمل کردن بر طبق آن نیز مشکل است، زیرا عقل بحسب ظاهر چنین حکم می کند که اگر دیه قطع سه انگشت، سی شتر بود به طریق اولی در قطع چهار انگشت حداقل باید همان سی شتر باشد و نمی تواند کمتر باشد. در حالی که نص این روایت خلاف آن را می گوید. پس معلوم می شود که نمی توان در توسل به مفهوم موافقت و اولویت نیز جرات کرد; زیرا ای بسا حکمت خفیه ای وجود دارد که ما بر آن دست نیافته ایم.

    به هر حال مقدس اردبیلی با همه ایراد و تردیدی که نسبت به این حکم بدیع داشته وحتی در اعتبار سند آن هم به خاطر وجود عبدالرحمان بن حجاج در سلسله روات تشکیک نموده به نظر می رسد آن را پذیرفته و تعبدا قبول کرده است.

    در حالی که قبول تعبدی احکام فرعی آن هم در زمینه مسائلی اجتماعی بدون اینکه بتوان برای آن توجیه عقلی و منطقی داشت صحیح به نظر نمی رسد و با روح بیان احکام اسلامی که مبتنی بر مصالح مردم و جامعه است و آن مصلحت نمی تواند یک امر دست نیافتنی و نامکشوف باشد، سازگاری ندارد.
    در خصوص روایت ابان بن تغلب به نظر می رسد با توجه به تردیدی که حداقل در یکی از روات سلسله سند آن یعنی عبدالرحمان بن حجاج بنا به گفته محقق اردبیلی، به شرحی که قبلا ذکر شد، وجود دارد و مغایرت آن با قواعد نقلی و فهم عقلی، نمی تواند روایت مزبور مستند و مورد عمل قرار گیرد به خصوص که نحوه بیان روایت هم به گونه ای است که صحت صدور آن را زیر سؤال می برد.

    اینکه ابان بن تغلب با آن همه احترام و ارادتی که به امام صادق(ع) دارد در مقابل بیان حکم از سوی امام بگوید ما قبلا فکر می کردیم گوینده و آورنده چنین حکمی شیطان است و یا امام(ع) در مقابل حیرت و ناباوری ابان تا آن حد که این حکم را یک حکم شیطانی بداند به جای اینکه پاسخ توجیهی بدهد صرفا به بیان اینکه، این حکم از سوی رسول خدا(ص) صادر شده اکتفا کند و ابان را از توسل به قیاس و لوازم فاسد آن برحذر دارد در حالی که وی متوسل به قیاس نشده و بیان اقتضای مسلم فهم و درک عقل را بیان کرده همه نشان دهنده این است که این روایت نمی تواند صحیح باشد و مستند حکم و مبنای وضع قانون قرار گیرد این امر به این می ماند که کسی بشنود سیلی زدن به گوش پدر و مادر ایرادی ندارد و برآشفته از شنیدن چنین حکمی بگوید در حالی که در قرآن کریم، آیه 23 سوره اسرا، آمده است: «و لا تقل لهما اف و لا تنهرهما» یعنی از اف گفتن به پدر و مادر اجتناب کنید چگونه سیلی زدن می تواند مجاز باشد. بگوییم هشدار که قیاس در دین جایز نیست و از حرمت اف گفتن به پدر و مادر نمی توان ممنوعیت ایراد ضرب و جرح به آنها را استنباط کرد.
    به هر حال به نظر می رسد، قرائن حالیه و مقالیه و عقلیه بر نامعتبر بودن و صحیح نبودن این روایت دلالت دارد و بحق نمی توان چنین حکم ناسازگار با عقل و منطق را که هیچ کس نمی تواند حکمتی برای آن دریابد بر مبنای آن برقرار کرد.
    طبعا تصویب قانون بر مبنای چنین منبعی با همه تردیدهایی که در صحت آن وجود دارد از سوی قانونگذار عملی دور از احتیاط بوده و در عین حال موجب عدم مقبولیت این نوع قوانین موضوعه در جامعه می باشد.


    و باز بحث حکمت شد ؟ همانطور که قبلا هم گفتم : حکمت خدا برای من جواب صحیحی نیست . نمیدانم چطور است تا الان هر چه من در باره حقوق زن در دین سوال پرسیدم ، غیر قابل جواب بود و حکمت خدا بود ! مانده ام مگر خدا میخواسته دین راز باقی بماند که همه چیز شد سیکرت در دین ؟ پس ما چه چیزی را قبول کنیم ؟ فقط حکمت خدا را ؟ این حرف را اگر یک دین الکی من در آوردی زده بود میگفتند این حرف را برای این میگوید که جواب سوالات پیروانش را ندهد و چون جواب ندارد همه چیزش شد حکمت تا کسی چیزی نپرسد چون کسی جواب را نمیداند جز خدا !و در این مورد حتی شاگرد امامان ع که برای حقانیت دین مناظره میکردند و تبلیغ میکردند و امام این کار را به آنها واگذار کرده بود ، مانده اند . پس نباید توضیحی در میان باشد تا اینکه این مبلغان آنرا سخن شیطان ندانند ؟ حرف خدا در کجا شباهت دارد به حرف شیطان ؟ که یک تربیت شده مکتب معصومین ع این حرف را بزند و سخن شیطان بدانش؟ و بخواهد همان چیزی که از معصوم ع میشنود تبلیغ کند ولی معصوم از جواب دادن به شاگردش که حقانیت شیعه را در مناظرات با مخالفین ثابت میکند ، طفره میرود . مگر بخل دارند در علم که به دیگران بعضی چیزها را نگویند ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بنابراین، نمیتوان از علت و حکمت احکام سوال پرسید.
    یعنی خداوند عقل همه انسان ها را طوری آفریده که با احکام و حکمتش متضاد باشد ؟ و همه در شگفتی فرو روند و بخل داشته باشد که جواب را هم بدهد ؟

    چيزي که مرا نگران مي‌کند اين است که به مردم ياد مي‌‌دهند، به نفهميدن رضايت دهند


    آزار دهنده‎ترین چیز در جهان این است که احمق‎ها کاملاً مطمئنند و هوشمندان پر از شک و تردید


    حتی اگر همه دارای یک عقیده باشند، باز هم می‎تواند آن فکر اشتباه باشد


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    42
    حضور
    2 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    119



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    باسلام
    احکام دین اسلام که ازجانب خداوند متعال به نبی مکرم اسلام ص نازل شده است، بر اساس مصالح و مفاسدی است که در متعلق آن احکام یا خود آن احکام است.
    اما اینکه این مصلحت و مفسده که حکمت و فلسفه احکام است، چیست، مسئله ای است که عقل انسان توان رسیدن به آن را ندارد و هیچ عقلی توان درک انرا ندارد.
    به همین جهت ائمه معصومین سلام الله علیه فرموده اند که دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست.
    در روایتی مرحوم صدوق از امام سجاد علیه السلام نقل میکند که دین خدا با عقول ناقص بشری و آراء باطل و قیاس قابل درک و فهم نیست و تنها با تسلیم در برابر فرامین الهی است که میتوان دین خدا را درک کرد:
    الصَّدُوقُ فِي كَمَالِ الدِّينِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع:

    «إِنَّ دِينَ‏ اللَّهِ‏ لَا يُصَابُ‏ بِالْعُقُولِ‏ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اهْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ دَانَ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ »(1)

    بنابراین، نمیتوان از علت و حکمت احکام سوال پرسید.

    ــــــــــــ
    1. کمال الدین، ج1، ص 324
    اگر نظر شما رو درست بدونیم پس دعوت انسان ها به تدبر و تفکر در آیات چه معنی داره..یعنی می فرمایید قرآن ملت رو " سرکار " گذاشته.یعنی در عین حال که به قول شما " دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست. " از مسلمونا خواسته که در قرآن تدبر کنند...فک نمی کنید مفهوم آیاتی از این دست با نظر شما متفاوته..
    ویرایش توسط REZA2 : ۱۳۹۲/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۰:۴۶

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    سلام ...
    این که نیاز به دلیل و برهان نداره ...
    به هر حال این اتفاق میوفتاد ... اگر اصل بر این است که تا یک عدد ویژه ای دیه زن و مرد برابر هست ... از عددی به خصوص وقتی بیشتر میشود دیه زن نصف میشود ...
    پس مطمینا باید این اتفاق میوفتاد ...
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۱:۰۳

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    همانا دیه زن با مرد برابر است تا وقتی به ثلث برسد و هنگامی که به ثلث رسد، دیه زن به نصف برمی گردد،
    این جمله رو کارشناس عزیز شرح میدن؟ تشکر

  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط ᕘᕚRaiNᕘᕚ نمایش پست ها
    و باز بحث حکمت شد ؟ همانطور که قبلا هم گفتم : حکمت خدا برای من جواب صحیحی نیست . نمیدانم چطور است تا الان هر چه من در باره حقوق زن در دین سوال پرسیدم ، غیر قابل جواب بود و حکمت خدا بود ! مانده ام مگر خدا میخواسته دین راز باقی بماند که همه چیز شد سیکرت در دین ؟ پس ما چه چیزی را قبول کنیم ؟ فقط حکمت خدا را ؟ این حرف را اگر یک دین الکی من در آوردی زده بود میگفتند این حرف را برای این میگوید که جواب سوالات پیروانش را ندهد و چون جواب ندارد همه چیزش شد حکمت تا کسی چیزی نپرسد چون کسی جواب را نمیداند جز خدا !و در این مورد حتی شاگرد امامان ع که برای حقانیت دین مناظره میکردند و تبلیغ میکردند و امام این کار را به آنها واگذار کرده بود ، مانده اند . پس نباید توضیحی در میان باشد تا اینکه این مبلغان آنرا سخن شیطان ندانند ؟ حرف خدا در کجا شباهت دارد به حرف شیطان ؟ که یک تربیت شده مکتب معصومین ع این حرف را بزند و سخن شیطان بدانش؟ و بخواهد همان چیزی که از معصوم ع میشنود تبلیغ کند ولی معصوم از جواب دادن به شاگردش که حقانیت شیعه را در مناظرات با مخالفین ثابت میکند ، طفره میرود . مگر بخل دارند در علم که به دیگران بعضی چیزها را نگویند ؟
    من هم مثل شما خانم هستم و مثل شما شبهاتی برایم پیش آمد .....خدا رو شکر جواب سئوال هایم بعد از بسیار تحقیق و تفحص رسیدم البته و بی نهایت البته از خود خداوند کمک خواستم که خدا رو شکر کمکم کرد....کسی که بدنبال جواب باشه میرسه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ᕘᕚRaiNᕘᕚ نمایش پست ها
    یعنی خداوند عقل همه انسان ها را طوری آفریده که با احکام و حکمتش متضاد باشد ؟ و همه در شگفتی فرو روند و بخل داشته باشد که جواب را هم بدهد ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط REZA2 نمایش پست ها
    اگر نظر شما رو درست بدونیم پس دعوت انسان ها به تدبر و تفکر در آیات چه معنی داره..یعنی می فرمایید قرآن ملت رو " سرکار " گذاشته.یعنی در عین حال که به قول شما " دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست. " از مسلمونا خواسته که در قرآن تدبر کنند...فک نمی کنید مفهوم آیاتی از این دست با نظر شما متفاوته..
    خیر بستگی به ظرفیت وجودی اون آدم داره ! که قسمت بالا اشاره ای کردم بعنوان نمونه کسی که بدنبال جواب باشه میرسه و خداوند ظریفیت رو بهش میده.
    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۲/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۱
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    199
    حضور
    2 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    512



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    تنها با تسلیم در برابر فرامین الهی است که میتوان دین خدا را درک کرد:
    حالا اگه یکی تسلیم بشه و نتونه درک کنه تکلیف چیه؟


    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.



  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    199
    حضور
    2 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    512



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست.
    جناب کارشناس گرامی.
    امام معصوم(ع) فرمود با عقل جزء نگر بندگان قابل درک نیست.
    اما ما کل نگری هم کردیم متوجه نشدیم.


    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.



  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    42
    حضور
    2 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    119



    نقل قول نوشته اصلی توسط REZA2 نمایش پست ها
    اگر نظر شما رو درست بدونیم پس دعوت انسان ها به تدبر و تفکر در آیات چه معنی داره..یعنی می فرمایید قرآن ملت رو " سرکار " گذاشته.یعنی در عین حال که به قول شما " دین خداوند با عقل های جزء نگر بندگان قابل درک نیست. " از مسلمونا خواسته که در قرآن تدبر کنند...فک نمی کنید مفهوم آیاتی از این دست با نظر شما متفاوته..


    نقل قول نوشته اصلی توسط همره نمایش پست ها
    خیر بستگی به ظرفیت وجودی اون آدم داره ! که قسمت بالا اشاره ای کردم بعنوان نمونه کسی که بدنبال جواب باشه میرسه و خداوند ظریفیت رو بهش میده.

    سلام

    من متوجه نشدم چه بخشی از نظر من مد نظر شما بوده...اگه توضیح بدین خوشحال می شم

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۹, ۰۳:۵۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود