صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آدینه ای دیگر ....اللهم عجل.... (فلش)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054

    آدینه ای دیگر ....اللهم عجل.... (فلش)


  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    پس زمینه این آهنگ که دل رو هوایی می کنه شما منتظر آقا بنویس...

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    یک inbox پر از گل نرگس

    دوست دارم سری به inbox دلم بزنم و از میان یک دنیا sms های بزرگ و کوچک smsهای تورا جدا کنم و بخوانم تا دلم گرم و قلبم روشن شود که مرا از یاد نبری

    بعضی وقتها هم sms هایی میخوانم که مرا به یاد تو می اندازد دوست دارم انها را برایت send کنم تا بگویم من هم اگر نه همیشه اما به یادت هستم.

    draft قلبم پر است از حرف های ریز و درشتی که دوست دارم به تو بگویم و می دانم که همه ی smsهایم را می خوانی و می دانی.

    دلم برایت تنگ شده...

    کاش همیشه دلتنگ تو باشم!

    این sms را هزار بار برایت خواهم فرستاد. باید انرا در قلبم save کنم.

    باید سری به دلم بزنم و سراغت را از او بگیرم...

    دوستت دارم امام خوب و مهربانو دوست داشتنی ام! مهدی جان...!
    .

    .

    برگرفته از وب:آشتی با مهربان ترین پدر

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    748



    عزیز حاضرترینم!

    یابن الحسن!

    دیریست که آدمیان چشم به راه تواند؛

    دیریست که باور آمدنت خیال دلهاست؛

    دیریست که قنوت نماز ما، طلب فرج توست؛

    دیریست که ظلم غالب است و حق مظلوم؛

    دیریست که شب سر رفتن ندارد و صبح هوای آمدن نمی کند.

    دیریست که روزگار تو با روزگار من یکی شده و تو خود،

    تداوم ستودنی همه آرمان خداییِ من گشته ای

    یابن الحسن!

    قصه من و تو قصه عصمت و عدالت است

    حکایت دیر و زود تمنای حق است

    پیامبر که رفت، من ماندم و انتظاری سخت

    من ماندم و زخم زخم امامت.

    من ماندم و میراث از دست رفته نبوت

    و تو امروز وارث این همه ای!

    آن روز شانه های خسته ام تاب ستم را نداشت و

    دل غمدیده ام نیز، خاموشی علی را تاب نمی آورد

    پس به طلب فدک برخاستم

    و به خدا قسم فدک برای من فدک نبود، پیامبر بود، علی بود،

    حسن بود، پدرت حسین بود...

    و تو بودی!

    و من حق همه را می خواستم، آنچنان که تو

    و بر تمامت ظلم فریاد کرده بودم، آنچنان که تو

    و می دانستم که تو روزی خواهی آمد

    روزی که دیر نیست، روزی که همین فرداست

    و می دانستم آن روز، ملکوت پرده عشق را به نام تو می زند

    و زمین و آسمان به پابوس تو می آیند

    روزی که دیر نیست، روزی که همین فرداست

    یابن الحسن بیا!

    بیا و زمین را میزبان عدالت «علی» کن

    بیا و تعبیر صبوری «حسن» باش

    بیا و فریاد عزیز دلم «حسین» را از غصه واماندگان برهان

    یابن الحسن بیا!

    بیا که «سجاد» بی تاب آمدن توست

    «محمد» برایت لحظه شماری می کند

    و «جعفر» با هر نمازش تو را می خواند

    یابن الحسن بیا!

    بیا که «موسی» چشم انتظار توست

    «رضا »با همه غریبی اش نذرها برای آمدنت کرده

    و «جواد»بی هیچ بهانه ای، یکسره تو را می خواند

    یابن الحسن بیا!

    بیا که «هادی» بی قرار توست و «حسن» خدا می داند چگونه دلداری نرگس می دهد!

    یابن الحسن بیا!

    بیا و دل شکسته مرا از پس قرنها به شادی بخوان!

    بیا و چشم مادرت «فاطمه» را روشن کن.
    ویرایش توسط nasim : ۱۳۸۸/۱۲/۲۱ در ساعت ۱۳:۰۲

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    بیا و چشم مادرت «فاطمه» را روشن کن.
    صبر کن یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته

    مهدیت با شیشه دارو ودرمان خواهد آمد


    ممنون از متنتون عالی بود


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    985
    حضور
    1 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8589



    از فراقت به جواني همگي پير شديم
    بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم
    بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست
    عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم

    از روزگار آموختم بغض هایم را نگویم گاهی سبک نشوم سنگین ترم.

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    پس زمینه این آهنگ که دل رو هوایی می کنه شما منتظر آقا بنویس...


    سلام

    نگفتين كه تكراري ننويس..............فرمودين بنويس:


    آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان


    قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران

    آقا اجازه ! پشت به من كرده قلبتان

    بار ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان

    قصدم گلايه نيست ، اجازه ! نه به خدا

    اصلا به اين نوشته بگوييد داستان

    من خسته ام از آتش و از خاك ، از زمين

    از احتمال فاجعه ، از آخرالزمان

    آقا اجازه ! سنگ شدم مانده در كوير

    باران بيار و باز بباران از آسمان

    اهل بهشت يا كه جهنم ؟ خودت بگو

    آقا اجازه ! ما نه در اين و نه در آن

    يك پاي در جهنم و يك پاي در بهشت

    يا زير دستهاي نجيب تو در امان

    ........................................

    ......................آقااجازه!

    ...........................................

    باشد ! صبور مي شوم امّا تو لااقل

    ....... دستي براي من بده از دورها تكان......


    اللهم ...عجل...لولیک....الفرج....



  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    985
    حضور
    1 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8589



    عشق هم در دل ما سر در گم .....
    از روزگار آموختم بغض هایم را نگویم گاهی سبک نشوم سنگین ترم.

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1154



    دلم از سبزه ها سیر است آقا
    تمام باغ دلگیر است آقا
    یکی پهلوی زهرا(س)را شکسته
    نمیایی مگر؟دیر است آقا
    با دل تنگت بگو دلدار می آید ز راه ..... این حقیقت را من از گل های نرگس خوانده ام
    .............
    "ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش".


    "اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1154



    راستی! چرا هیچ از حج برگشته ای، پیام تو را برای ما نمی آورد؟ چرا روزنامه ها خبری از تو نمی نویسند؟ چرا دیگر ندبه ها، حال و هوای ظهور ندارند؟ چرا حس نمی کنیم که در چند قدمی ما ایستاده ای و نگاهمان می کنی؟
    بامداد آدینه که با جاری اشک، هم رکاب با ندبه و از خود بی خود، در افق های انتظار گم می شوی، گمان می کنی همین امروز، خورشید ظهور، طلوع می کند.
    رویای سبز ظهور را که پیش چشم می بینی، دل نگران تر می شوی. هرچه از روز می گذرد، آفتاب روزمره کم رنگ تر می شود و خیال آمدن آفتاب عدالت هم کم رنگ تر.
    تا جایی که آسمان در کشاکش ماندن و رفتن آفتاب، به خون می نشیند، و این یعنی غروب. غروب های جمعه هم که سال هاست رنگ دلتنگی دارند. رنگی به نشان غربت؛ و تو در این غروب های همیشه، سراغ سمات می روی؛ دامن یاسین را می گیری و وقتی به آفتاب سلام می کنی، گرم می شوی و تازه در این حال و هواست که فریاد امان از جدایی سر می دهی؛ دوبیتی های درد می خوانی و غزل غزل می گریی.
    از کدام درد بگویم و از کدام زخم بنالم؛ وقتی تمام گستره آسمان را ماهواره های گناه پر کرده است. وقتی چشمه ها به مرداب می مانند و هیچ زلالی ندارند، باورم به ظهور بیشتر می شود. گمانم به این که تو می آیی، دلم را به شوق وا می دارد؛ هرچند نه دستی به پای آمدنت بلند می شود و نه اشکی برای ظهورت جاری...
    اگر هنوز رمقی جان، در تن فرسوده زمین باقی است، تنها به امید صبح ظهور است. اگر هنوز دست هایی چند، به نشانه تسلیم در پیشگاه شیطان، بالا نرفته است، به پشت گرمی این باور است که:
    روزی سوار بر سپیده می آیی.
    نویسنده:علی خیری

    آدینه ای دیگر ....اللهم عجل.... (فلش)

    با دل تنگت بگو دلدار می آید ز راه ..... این حقیقت را من از گل های نرگس خوانده ام
    .............
    "ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش".


    "اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود