صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ظلم به حضرت زهرا (س) چگونه می تواند دلیلی بر علیه خلافت ابوبکر و عمر باشد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    اشاره ظلم به حضرت زهرا (س) چگونه می تواند دلیلی بر علیه خلافت ابوبکر و عمر باشد؟




    با سلام. یکی از استدلالات، شیعه علیه اهل سنت و در واقع علیه خلافت ابوبکر و عمر، استدلال به مظلومیت حضرت زهراست. در پرسشهای ذیل که به ترتیب ذکر می گردند، بنده سؤالات خودم پیرامون این استدلالات را مطرح می کنم:

    اولین سؤال:

    .اهل سنت، خلفا را مثل ائمه در تشيع، معصوم نمي دانند. اگر بالفرض هم بپذيرند كه خلفا چنين كاري كردند، آيا چيزي عليه آنها ثابت مي شود؟ خب آنها هم انسان هستند و ممكن است اشتباه كنند، هر چند ان اشتباه بزرگ باشد. همچنين همانطور كه سكوت حضرت علي را مي توان حفظ وحدت اسلامي و تلاش براي حفظ اسلام تفسير كرد، اقدام تند عمر را نيز مي توان همينگونه تلاشي براي وحدت بين مسلمين و تفرقه تفسير كرد، که به دلیل عدم عصمت دچار اشتباه شده است. پس آيا به خاطر ماجراي هجوم بايد نتيجه بگيريم كه آندو فاقد صلاحيت خلافت بودند؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۶:۲۳

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست




    ظلم به حضرت زهرا (س) چگونه می تواند دلیلی بر علیه خلافت ابوبکر و عمر باشد؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با سلام. یکی از استدلالات، شیعه علیه اهل سنت و در واقع علیه خلافت ابوبکر و عمر، استدلال به مظلومیت حضرت زهراست. در پرسشهای ذیل که به ترتیب ذکر می گردند، بنده سؤالات خودم پیرامون این استدلالات را مطرح می کنم:

    اولین سؤال:

    .اهل سنت، خلفا را مثل ائمه در تشيع، معصوم نمي دانند. اگر بالفرض هم بپذيرند كه خلفا چنين كاري كردند، آيا چيزي عليه آنها ثابت مي شود؟ خب آنها هم انسان هستند و ممكن است اشتباه كنند، هر چند ان اشتباه بزرگ باشد. همچنين همانطور كه سكوت حضرت علي را مي توان حفظ وحدت اسلامي و تلاش براي حفظ اسلام تفسير كرد، اقدام تند عمر را نيز مي توان همينگونه تلاشي براي وحدت بين مسلمين و تفرقه تفسير كرد، که به دلیل عدم عصمت دچار اشتباه شده است. پس آيا به خاطر ماجراي هجوم بايد نتيجه بگيريم كه آندو فاقد صلاحيت خلافت بودند؟
    با سلام و عرض ادب

    1) ابتدا باید توجه داشت که اهل سنت در ابعاد عصمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، دارای یک نظر و یک عقیده نمی باشند و اینگونه نیست که جمیع فرق کلامی اهل سنت آنحضرت را در جمیع حالات وافعال معصوم دانسته باشند؛ همچنان که قوشجی در کلامی به هنگام توجیه کار خلیفه ی دوم در منع از نکاح متعه بیان می دارد که مخالفت مجتهدی با مجتهد دیگر در مباحث اجتهادی امری جدید و نو خواسته نمی باشد.[1]

    2) اهل سنت هر چند در مقام تبیین دیدگاه خود معتقد به عصمت شیخین نشده اند؛ اما در مقام عمل باب وسیعی با عنوان اجتهاد و عدالت صحابی را گشوده اند که با این کار شخصیت آنان در هاله ای از تقدیس قرار گرفته به گونه ای که نقد افعال آنان را غیر قابل قبول می دانند؛ زیرا که معتقدند آنان پرورش یافته ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بودند که کارهایشان را بر محور عدالت و اجتهاد انجام داده اند؛ لذا در مواردی که نصی در مورد آن وجود ندارد و تنها قول صحابی واحدی وجود دارد؛ قول صحابی را حجت دانسته اند.

    اهل سنت در مرتبه ای بالاتر شیخین را در صدر خلائق بعد از انبیاء و مرسلین قرار داده و معتقد به برتری مطلق این دو بر سایر افراد بشر شده اند.[2] لذا براساس فتوای گروهی از اهل سنت کسانی که شیخین را لعن و یا سب نموده اند را کافر دانسته و حکم فقهی چنین عملی را قتل دانسته اند؛ زیرا که برگشت چنین سبی را به نفی شهادت قرآن و سنت؟! در مورد بهشتی بودن آنان دانسته اند.

    لذا با این اوصاف نمی توان گفت که جایگاه صحابه چه رسد به شیخین در نزد اهل سنت جایگاهی بسان دیگر افراد مسلمان بوده باشد؛ بلکه شخصیت این افراد خود در پرتویی از عصمت نسبی قرار داده شده و افعالشان نیز در نزد عامه ی اهل سنت مورد اقتدا می باشد؛ همچنان که در این باره به حدیث:«فعليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين عضوا عليها بالنواجذ و إياكم و محدثات الأمور فإن كل بدعة ضلالة »؛[3]استناد نموده اند.

    3) از آنجا که یکی از شروط اساسی امامت و خلافت در نزد عامه، عدالت امام می باشد؛ لذا انجام کاری که با عدالت همخوانی نداشته باشد منافی با مشروعیت خلافت و امامت خواهد بود و اگر چنین عملی در اصل تحقق حکومت صورت پذیرفته باشد؛ همچنان که شیعه معتقد است، قبح و منافرت آن با اساس مشروعیتشان بیشتر خواهد بود.

    4) اشتباه گاهی در امور شخصی افراد است به گونه ای که به واسطه ی انجام آن ظلمی متوجه غیر نمی گردد، و گاهی اشتباه در اموری است که مربوط به حقوق سایر مردم است. اشتباه در نوع اول آن امری شایع است؛ اما در نوع دوم آن به میزان تاثیرات منفی آن افراد مورد مؤاخذه قرار می گیرند. به عنوان مثال اشتباه در برخی از تصمیمات حکومتی گاه ممکن است منجر به از بین رفتن حیات انسانی و اجتماعی و فرهنگی یک مملکت شود.

    آیا می توان پذیرفت در صورت غفلت و یا عدم مشورت حاکم در این مساله گفت: حاکم که معصوم نبوده، اشتباهی بوده که صورت پذیرفته؟!
    چنین امری مخالف سیره ی عقلا می باشد؛ بلکه عقلا حکم می نمایند که کسی که در راس حکومت است باید در جمیع تصمیمات بر اساس مشورت و منطبق بر مصلحت عامه ی مردم عمل نماید، که در فرهنگ دینی ما قید عدم مخالفت با تعالیم شرع نیز معتبر می باشد.

    بنابراین اگر با دیدی خوشبینانه(و در فضای دید اهل سنت) نیز بخواهیم در مورد برخورد خلیفه اول و دوم با اهل بیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به قضاوت بنشینیم، هیچ گاه نمی توان پذیرفت به واسطه ی عدم بیعت امام علی علیه السلام و بنی هاشم، دستگاه حاکمه حق داشته خاندان عترت را مورد فشار سیاسی خود قرار داده و آنان را از حقوق خود منع نماید؛ چه رسد به ورود بدون اذن به بیت آنان و تهدید و یا هجوم و اعلان جنگ با آنان؛ زیرا سخن بر سر آن است که آنان چه مجوزی در راستای برخورد با اهل بیت علیهم السلام داشته اند؟ و چگونه می توان پذیرفت که آنان مصلحت اسلام را بیشتر از خاندان وحی می شناخته اند؟


    [1]. شرح التجرید، القوشجی، ص484، طبعة الحجریة:«فإنّ مخالفة المجتهد لغيره في المسائل الاجتهادية ليس ببدع».

    [2]. ر.ک، شرح المقاصد، ج5،ص291:«ما طلعت الشمس و لا غربت بعد النبيين و المرسلين على أحد أفضل‏ من أبي بكر»؛اصول السنةف للامام احمد بن حنبل، ص26:«خیر هذه الامة(بعد نبیها)ابوبکر الصدیق، ثم عمربن الخطاب ثم عثمان، نقدم هولاء الثلاثة، کما قدمهم اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله ، لم یختلفوا فی ذلک».

    [3]. مستدرک حاکم نیشابوری، ح329؛ سنن ابن ماجة، ح42.تعليق الذهبي قي التلخيص : صحيح ليس له علة.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۱:۱۸
    ظلم به حضرت زهرا (س) چگونه می تواند دلیلی بر علیه خلافت ابوبکر و عمر باشد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    5) اینکه بیان شود این افراد در کار خود اشتباه نمودند از منظری دیگر باز غیر قابل قبول است؛ زیرا مقام عترت علیهم السلام و جایگاه آنان امری نبوده که مسلمانان از آن بی خبر بوده باشد؛ چه رسد به این افراد؟

    سيوطى در تفسیر آيه ی شریفه ی فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال »؛[1]به سند خود روایت می کند: وقتى اين آيه نازل شد و پيامبر اکرم صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم آن را در مسجد تلاوت كرد، فردى برخاست و از رسول خدا پرسيد: اين بيوت با عظمت از آن كيست؟ پيامبر صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم فرمود: «بيوت انبيا و پيامبران است».

    در اين هنگام ابوبكر برخاست و در حالى كه به خانه فاطمه و على عليهما السَّلام اشاره می كرد،عرض نمود: یا رسول الله آيا اين خانه نيز از آن خانه هاست؟ پيامبر صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم فرمودند: «نعم من أفاضلها ؛ آرى! از برترين آنهاست».[2]


    خانه ی علی و فاطمه علیهما السلام همان خانه ای بود که هر روز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم در آستانه ی باب آن می ایستاد و به اهل آن درود و سلام می دادند.

    «عن ابن عباس قال شهدنا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم تسعة اشهر يأتى كل يوم باب على بن ابيطالب رضى اللَّه عنه عند وقت كل صلوة فيقول السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته اهل البيت، انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيراً، الصلوة رحمكم اللَّه‏»؛[3]


    ابن عباس روایت می کند شاهد بودیم به مدت نه ماه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هر روز به هنگام وقت نمازها ی یومیه به کنار خانه ی علی بن ابی طالب علیه السلام می آمدند و می فرمودند سلام و رحمت و برکات خدا بر اهل این خانه باد، همانا خداوند مى ‏خواهد از شما خاندان پيامبر، پليدى را ببرد و شما را پاك كند، پاكى كامل، هنگام نماز است رحمت خدا برشما باد.
    بنابراین نمی توان پذیرفت که آنان در عمل خود ادراک کافی نداشته اند؛ بلکه کار آنان بر اساس علم و آگاهیشان نسبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله بوده است.

    6) اینکه عمل آنان در اعمال خشونت و ظلم به اهل بیت علیهم السلام را امری در راستای وحدت بدانیم سخنی خلاف واقع است؛ زیرا که وحدت همواره با گذشتن از حق خویش و مدارا با مخالف خویش محقق می گردد، نه در دشمنی و تجاوز به حق مخالف خود.

    موفق باشید.


    [1]. النور/36اين چراغ پرفروغ) در خانه ‏هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد) خانه ‏هايى كه نام خدا در آنها برده مى ‏شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مى ‏گويند ...

    [2]. الدرالمنثور، ج5،ص50:« و أخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك و بريدة قال قرأ رسول الله صلى الله عليه و سلم هذه الآية فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ فقام اليه رجل فقال اى بيوت هذه يا رسول الله قال بيوت الأنبياء فقام اليه أبو بكر فقال يا رسول الله هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة قال نعم من أفاضلها».


    [3]. الدر المنثور، ج5،ص199؛ شواهد التنزیل، ج2،ص48؛تاریخ مدینة دمشق،ج42،ص137.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۰:۵۵
    ظلم به حضرت زهرا (س) چگونه می تواند دلیلی بر علیه خلافت ابوبکر و عمر باشد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    اهل سنت، خلفا را مثل ائمه در تشيع، معصوم نمي دانند.
    سلام
    باتشكر
    دوست گرامي

    چه كسي گفته است اهل سنت خلفا را معصوم نمي دانند؟

    وقتي كه مي گويند انها بهشتي هستند خود مويد عصمت انها هست يعني انها مبرا از هرگونه خطا و اشتباه هستند

    وقتي مي گويند روايات عشره مبشره و بسياري از ايات و روايات در منزلت و مدح انان مترتب شده و انها بهشتي هستند خود بينه اي براي عصمت انها هست

    وقتي مي گويند پيغمبر فرموده اقتدوا بالذين من بعدي ابابكر و عمر يعني انها مبرا از گناه و خطا هستند وگرنه اقتدا به كسي كه معصوم از گناه نباشد كه جامعه را به انحطاط مي برد حالا رسول خدا ما را به منحرفات فرا مي خواند؟


    ضمن اينكه علما به صراحت قائل بر عصمت انها هستند

    ابوبکر و عمر معصوم بودند+تصویر

    ابوبکر خلال در کتاب « السنه » چنین میگوید :

    ...حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَانِئٍ , قَالَ : سَمِعْتُ بِشْرَ بْنَ الْحَارِثَ , یَقُولُ : رُفِعَ الْخَطَأُ عَنْ أَبِی بَکْرٍ , وَعُمَرَ

    بشر بن حارث می گوید : هرگونه خطا از ابی بکر و عمر برداشته شده است.

    السنة ، ج 2 ص 307 رقم 378 دار الرایة - الریاض

    محقق کتاب در مورد این روایت میگوید : اسناده صحیح -سند این روایت صحیح است.

    تصاوير كتاب هم در لينك بالا موجود هست البته اين عصمات انحصار در اين روايت نيست بلكه بسياري از بزرگان مانند تفتازاي كه عسقلاني از او به عنوان امام و علامه ياد مي كند قائل بر عصمت شيخين نيز هست


    انها نتنها خلفا بلكه كل صحابي را هم معصوم مي دانند وقتي مي گويند كلهم عدول يعني اعمال انها بر وضع رسول الله هست و مبرا هستند صمن اينكه يك مقام بالاتري از عصمت براي انها نيز قائل هستند و مي گويند فاجتهد ثم اخطئا فله اجرا واحد، گناه هم كنند تازه يك ثواب هم مي برند اين مقام بالاتر و مافوق عصمت مي باشد


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    اگر بالفرض هم بپذيرند كه خلفا چنين كاري كردند، آيا چيزي عليه آنها ثابت مي شود؟
    صد در صد عليه انها ثابت مي شود

    به دو دليل

    1. پيغمبر با سند صحيح فرمودند رضايت حضرت صديقه طاهره زهرا س ، رضايت خدا هست وقتي كه حضرت زهرا س بر كسي غضب كند يعني خداوند بر او غضب نموده است حال انكه ما در طول نماز روزانه خود مي گويد صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولاضالين
    حال انكه شيخين در صراط گمراهي بوده اند و مورد غضب خدا هستند و علت اين هم تزلزلات هم غضب حضرت زهرا س بر انها هست

    2. خداوند در قران مي فرمايد يا ايها الذين امنوا كونوا مع الصادقين ما بايد با خوبان و راست گويا باشيم حال انكه شيخين مورد غضب خدا هستند و در انحطاط و انحراف حالا ما چگونه مي توانيم پيرو منحرفين باشيم؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    خب آنها هم انسان هستند و ممكن است اشتباه كنند، هر چند ان اشتباه بزرگ باشد.

    يك روز به روم مناج السنه عربيه پالتاك رفتم و يكي بهم گفت عايشه كه معصوم نبود من هم گفتم مگر شيطان معصوم بود؟ مگر ابوجهل معصوم بود؟ مگر ابولهب كه خدا او را لعن كرده معصوم بود؟

    ما يك بار مي گويم يكي خطا مي كند و بعد توبه مي كند يك بار مي گويم كسي گناه مي كند و بر گناه خود اصرار مي ورزد، اگر خليفه اول از اشتباه خود نادم بوده چرا حقوق اهل بيت از فدك تا خلافت را به صاحبان اصليش برگشت نداد؟ اينها بر جهل خود پايدار بودند همان گونه كه ابوجهل، ابولهب و غيره بودند و اگر قرار باشد چون كه معصوم نيست ما او را مبري كنيم خداوند اصلا جهنم را خلق نمي كرد عزيز دلم



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    همچنين همانطور كه سكوت حضرت علي را مي توان حفظ وحدت اسلامي و تلاش براي حفظ اسلام تفسير كرد،
    دوست عزيزم يادتان باشد مولا علي ع سكوت نكردند بلكه ايشان فقط قيام به سيف نكردند اما قيام لساني نمودند ضمن اينكه در ماجراي كوچه نيز هيچ با غيرتي نمي تواند بپذيريد كه مولا سكوت كرده اند ليكن خود تاريخ نيز شاهد اين بوده مولا گريبان عمر را گرفت و او را به زمين كوباند و به بيني او زد، يادتان باشد مولا فقط قيام به سيف نكردند ان هم به خاطر دستور رسول خدا كه در مصادر اهل سنت نيز با اسناد صحيح امده اگر خواستيم بگويد براسيتان ارسال كنم با تصوير كتاب
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    پس آيا به خاطر ماجراي هجوم بايد نتيجه بگيريم كه آندو فاقد صلاحيت خلافت بودند؟

    اولا كه اجماعي شكل نگرفته تا بخواهند خليفه مشروع شوند

    دوما خلافت الهي هست و نه مردمي

    سوما انها خودشان را هم لايق خلافت نمي دانستند

    چهارما اين سخن بسيار تند هست كه ما بگويم غضب خدا را در طول عمر به جان خود بخريم و به همراه ان هادي مسلمين هم باشيم حال انكه خلاف قران هست

    أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى

    آن کسي که به حق و کمالات رسيده است، بايد انتخاب شود براي هدايت و پيروي يا کسي که هنوز دنبال هدايت است.

    كسي كه ظالم هست، كسي كه عالم نيست، كسي كه عادل نيست كسي كه شجاع نيست چگونه مي تواند خليفه هم باشد؟

    كساني كه بار غضب الهي را بر دوش خود حمل مي كنند چگونه مي توانند خليفه باشند؟


    كسي كه خودش به طبقه و مرتبه كمال و منش الهي نرسيده چگونه مي تواند خلافت را بر گردن گيرد؟

    اگر اينگونه باشد پس ما بايد حقي براي شيطان پرستان هم قائل شويم،


    برادر عزيز ما در قران دو نوع امام داريم يك نوع امام نور و يك نوع امام نار، كساني كه مورد مغبوض الله و رسول الله هستند امامتشان بر نوع دوم هست

    وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿41/قصص﴾

    و آنان را پيشوايانى كه به سوى آتش مى‏خوانند گردانيديم و روز رستاخيز يارى نخواهند شد

    والسلام علي من اتبع الهدي

    ویرایش توسط kheymegahabalfazl : ۱۳۹۲/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۰:۴۶

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    106
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    378



    نقل قول نوشته اصلی توسط kheymegahabalfazl نمایش پست ها
    ان هم به خاطر دستور رسول خدا كه در مصادر اهل سنت نيز با اسناد صحيح امده
    سلام علیکم
    اگر لطف بفرمایید این اسناد رو ارسال یا رو همین تاپیک پست کنید ممنون میشم
    أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّ‌اءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّ‌سُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ‌ اللَّـهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ‌ اللَّـهِ قَرِ‌يبٌ

  13. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط A.Afshin نمایش پست ها
    سلام علیکم
    اگر لطف بفرمایید این اسناد رو ارسال یا رو همین تاپیک پست کنید ممنون میشم
    عليكم سلام برادر عزيزم
    باتشكر
    دوست گرامي
    مصادر موجود به شرح ذيل مي باشد

    آيا امير المومنين علي ع از همسرش دفاع كردند؟

    پيش گويي از حق استبداد شده امير المومنين علي ع

    علت سكوت مولا علي ع در ماجراي كوچه!!!

    چرا مولا علی ع برای گرفتن حق خود اقدام نکرد+تصاویر

    چرا امير المومنين علی (ع) چند سال سکوت کردند و خانه نشین شدند؟


    اوج تقوا و ايمان و تبعيت از رسول الله را بايد در سيماي مولا علي ع ديد كه در جايي پيغمبر مي فرمايند اگر حقت را ضايع كردند سكوت كن و ايشان سكوت اختيار مي كند و در جايي هم از ايشان پيمن جنگ با سه سپاه نظامي مي گيريد و باز هم مولا اينجا هم از پيغمبر تبعيت مي كند و يقينان سكوت مولا به دستور رسول الله بوده است در غير اين صورت همه گان از دم تيغ مي گذشتند

    آيا امير المومنين سيدنا علی ع برادر کشی راه انداخت؟!


  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدا حضرت زهرا(س)، و پدرش و شوهرش و فرزندانش

    ابتدا از جناب صدرا، بابت پاسخ خوبشان متشکرم.

    باری اگر قرار باشد که ما بخواهیم به طرف اثبات لزوم عصمت امام برویم، که خب سر از دلیل دیگری در خواهیم آورد. اگر این را اثبات کنیم، دیگر بحثی با اهل سنت نداریم! آنها امام را معصوم نمی دانند، پس از حق منحرف هستند، و دیگر حتی نیازی نیست که ثابت کنیم که ابوبکر یا عمر ظلم کردند. همین که خودشان اعتراف کنند که آنها معصوم نبودند، به معنای عدم لیاقت آنها برای امامت امت نیز خواهد بود.

    بدون شک، منظور اهل سنت از عدالت و اجتهاد اصحاب، نمی تواند عصمت ولی امر باشد، و به قول خودتان آنها نیز نگرش ثابتی در این مورد ندارند، ولی آشکار است که آنها امام و ولی امر را بعد از پیامبر، معصوم نمی دانند، همین نشانگر این است که این است که نمی توان مدعی شد که هیچ خطا و گناهی نمی کنند، که اگر اینرا بگویند آنگاه عدالت به معنای عصمت است. در واقع اگر بخواهیم در حال و هوای شیعه مثالی بزنیم، می توان گفت شیخ مفید هم مجتهد بود و هم عادل، ولی این به معنای آن نیست که در اجتهاد به راه باطل نمی رفت و ممکن نبود که فتوای غلطی بدهد. هر چند اهل سنت به طور دقیق چنین نگرشی بر عدالت و اجتهاد شیخین نداشته بوده باشند، باز هم به معنای عصمت نیست. حال اگر "بشر بن حارث" در روایتی که دکتر زهرانی آنرا صحیح می انگارد، مدعی می شود که خطا از آندو نفر برداشته شده است، باید پرسید خود این دو نفر چه وضعیتی دارند؟ آیا از خود این دو نفر نیز خطا برداشته شده است؟

    بر همین اساس، ممکن است امام عادل باشد، ولی در دادگاهی بنا به کمبود شهود یا اجتهادی که نسبت به حدیثی دارد، حق را به صاحب ندهد و یا گمان ببرد که برای حفظ اتحاد مسلمین و جلوگیری از دودستگی، باید حتی به زبان ارعاب و تهدید(که حداکثر چیزی است که از منابع سنی با سند صحیح کشف می شود) این کار را بکند. چنین اجتهادی را در روایتی نیز از حضرت علی دارند که نظر به اینکه بحث ارعاب در جای خودش مطرح می شود، اینجا فقط از حیث مثال بودن به قضیه می پردازم و در جای خودش، روایت را نیز مطرح می کنم.

    باز بعد از انبیاء و مرسلین قرار گرفتن کسی نشانگر عصمت و بی خطایی نیست. توجه کنید که اهل سنت تمام معصومین را انبیاء و مرسلین می دانند. مثل اینستکه ما بالفرض بگوییم: حضرت عباس یا حضرت زینب بعد از انبیاء و چهارده معصوم، برتر از تمامی ابناء بشر بوده اند.

    اما در مورد عصمت نسبی که شما در حدیث "فعلیکم بسنتی و سنة الخلفاء..." می بینید، قدری سختگیرانه به قضیه نگاه می کنید. این مثل اینستکه ما با توجه به اینکه طبق احادیثی، فقها امینان پیامبران خوانده می شوند، بگوییم فقیه در تشیع عصمت نسبی دارد.

    در مورد اشتباه فردی و اشتباهات فراگیر، نیز ببینید آنچه اهل سنت می پذیرند، آنقدرها اشتباه فراگیری نیست. نهایت قضیه هجوم تنها تهدید است، از دید آنها نه خونی از دماغ کسی آمده و نه طفلی سقط شده و نه پهلویی شکسته است. احادیث صحیح فقط تهدید را نشان می دهم.(البته باز نمی خواهم وارد بحث ارعاب شویم ولی می خواهم بگویم آنچه آنها از اسناد خودشان می توانند بپذیرند همین است) از سوی دیگر، ناگزیر این بحث نیز به بحث عصمت بازگشت داده خواهد شد. بالأخره اگر قرار بر عدم عصمت امام باشد، ممکن است امام با یک اجتهاد اشتباه یا یک خطا و حتی یک گناه، کاری کند که منجر به آسیب به بسیاری بشود. در واقع انتظار به اینکه امام معصوم باشد ولی اشتباه فراگیر و بزرگ نکند، قدری غیرقابل قبول است. اما اگر لزوم عصمت ثابت باشد، دیگر جایی برای این مباحث نبوده و بحث منتفی و تشیع نیز ثابت است.

    نگرش شما در فراز نهایی بند چهارم، باز هم مسئله با توجه به نگاه انکار عصمتی اهل سنت قابل بررسی است. ابتدا اینکه اهل سنت تهدید را در حدیث صحیح دارد، بماند که همین احادیث صحیح را نیز به چالش می کشد، اما اینکه آنها بیشتر مصلحت اسلام را می فهمیدند یا خلفاء، باید توجه داشت که از دیدگاه اهل سنت، خاندان وحی پاک و مطهرند، ولی باز هم معصوم نیستند. حال ابوبکر یا عمر، اجتهادی می کند مبنی بر اینکه باید به این شکل بیعت کرد، در حالی که حضرت علی اجتهاد کرده است که بیعت نکند،(بماند که در یکی از همین احادیث صحیح تهدید، حضرت علی چه می کند). اینجا از دید اهل سنت، خاندان وحی نیز مقامی اجتهادی و غیرمعصوم دارند، پس نمی شود ما بنشینیم و بگوییم چه کسی بهتر مصالح را می فهمد. همانقدر که ممکن است که ابوبکر اشتباه کند، ممکن است خاندان وحی هم اشتباه کند. بحث در واقع بر سر اینکه چه کسی بهتر می شناسد نیست. آنها با اجتهاد غیرمعصوم خود، این مسئله را لازم دانستند.

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    در مورد فراز پنجم، گذشته از مورد مناقشه بودن موارد نقلی که مطرح فرمودید، به فرض عدم مناقشه، این روایتهای حاوی فضیلت، مثل سایر روایتهای عجیب و غریب اهل سنت در فضیلت اصحاب که تا پای رشک بردن پیامبر به فلان صحابی هم پیش می روند، اثباتگر عصمت نیستند. پس خلیفه نمی توانست اگر اجتهاد کرده است که اهل بیت بیعت کنند، به این دلیل که حضرت علی یا حضرت صدیقه طاهره فضایلی دارند، بگوید حتماً چیزی می دانند که بیعت نمی کنند.

    در مورد فراز ششم، این سخن را پیشتر نیز شنیده بودم، خب فکر می کنم پاسخی منطقی به این شبهه نیست. نخست اینکه این قاعده را از کجا آورده اید؟ فرض کنید یک روز قوم فارس بخواهد کشوری مستقل در دل ایران تشکیل بدهد، خب آیا با حفظ وحدت سازگار است که سایر مردمان ایران از حق خود بگذرند؟ این گذشت که خود ضدوحدت ملی است! دوم اینکه حفظ وحدت همیشه با گذشتن از حق خویش نیست(مثل مثال قبل)، بلکه گاهی نیز با توسل به زور به دست می آید. موارد آن نیز در تاریخ بسیارند. به خصوص که شبهه به صورت معکوس دامان خودمان را نیز خواهد گرفت: آیا حضرت زهرا(س) مثل حضرت علی(س) معتقد به حفظ وحدت بودند؟

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    .اهل سنت، خلفا را مثل ائمه در تشيع، معصوم نمي دانند. اگر بالفرض هم بپذيرند كه خلفا چنين كاري كردند، آيا چيزي عليه آنها ثابت مي شود؟
    اهل خلاف(صفتی که ائمه معصومین علیهم السلام برای مخالفین بکار می بردند. ر.ک. کتاب شریف اصول کافی ج 4)، برای خلفای خود قائل به عصمت اند اما نوعی شدید تر، آنها رد نص قرآن و حدیث رسول الله توسط عمر را حجت میدانند.

    همچنین منزلتی بالاتر از عصمت سراغ دارند:


    ابوبکر خلال در کتاب « السنه » چنین میگوید :

    أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ مُكْرَمٍ , قَالَ : حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَانِئٍ , قَالَ : سَمِعْتُ بِشْرَ بْنَ الْحَارِثَ , يَقُولُ : رُفِعَ الْخَطَأُ عَنْ أَبِي بَكْرٍ , وَعُمَرَ

    بشر بن حارث میگوید : هرگونه خطا از ابی بکر و عمر برداشته شده است.

    السنة ، ج 2 ص 307 رقم 378 ، اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن محمد بن هارون بن يزيد الخلال الوفاة: 311 هـ ، دار النشر : دار الراية - الرياض - 1410هـ - 1989م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د.عطية الزهراني

    محقق کتاب در مورد این روایت میگوید : اسناده صحیح ( سند این روایت صحیح است )

    وَقَدْ يَكُونُ نَفْسُ اَلْإِمَامِ - فِيمَا وَافَقَ مَذْهَبَهُ, أَوْ فِي حَالِ شَيْخِهِ - أَلْطَفَ مِنْهُ فِيمَا كَانَ بِخِلَافِ ذَلِكَ, وَالْعِصْمَةُ لِلْأَنْبِيَاءِ وَالصِّدِّيقِينَ وَحُكَّامِ اَلْقِسْطِ

    گاهی امام (حدیث و رجال ) در مواردی که موافق مذهبش و یا در مورد احوالات شیخ و استادش می باشد ، نرم تر و آرامتر از موارد دیگری است که بر خلاف او می باشد . و ( البته ) عصمت برای انبیاء و صدیقین و حاکمان عادل می باشد.

    المُوْقِظَةُ في علم مصطلح الحديث، ص 84 ، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي الوفاة: 748 ، دار النشر : مکتب المطبوعات الاسلامیه – حلب ، الطبعه : الاولی 1405 ، تحقیق : عبدالفتاح ابوغدّه
    این سخن ذهبی بسیار قابل توجه می باشد زیرا وی بحث عصمت را از حیطه پیامبران جلوتر برده و به صدیقین و حکام عادل نیز تسری داده است


    برخی دیگر از علمای اهل تسنن نیز بحث عصمت ابی بکر و عمر را به استناد معصوم دانستن اهل بدر بیان کرده اند :

    وَفِيهِ تَقْوِيَة لِأَحَدِ الِاحْتِمَالَيْنِ فِي قَوْله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ أَهْل بَدْر : " أَنَّ اللَّه قَالَ لَهُمْ : اِعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْت لَكُمْ " ، وَأَنَّ الرَّاجِح أَنَّ الْمُرَاد بِذَلِكَ أَنَّ الذُّنُوب تَقَع مِنْهُمْ لَكِنَّهَا مَقْرُونَة بِالْمَغْفِرَةِ تَفْضِيلًا لَهُمْ عَلَى غَيْرهمْ بِسَبَبِ ذَلِكَ الْمَشْهَد الْعَظِيم وَمَرْجُوحِيَّة الْقَوْل الْآخَر أَنَّ الْمُرَاد أَنَّ اللَّه تَعَالَى عَصَمَهُمْ فَلَا يَقَع مِنْهُمْ ذَنْب ، نَبَّهَ عَلَى ذَلِكَ الشَّيْخ أَبُو مُحَمَّد بْن أَبِي جَمْرَة نَفَعَ اللَّه بِهِ

    و در این مطلب تقویت دو احتمال در این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که در مورد اهل بدر فرمودند : خداوند به ایشان گفته است که هر چه می خواهید انجام دهید که من همه آنها را بخشیده ام ، وجود دارد .
    و قول راجح این است گناهی که از ایشان سر میزند ولیکن بخشیده میشود فضیلتی است برای ایشان نسبت به دیگران به دلیل شرکت در آن جنگ بزرگ .
    و همچنین قول نامناسبی وجود دارد مبنی بر اینکه مراد از این سخن این است که خداوند متعال آنها را معصوم از گناه قرار داده و لذا گناهی از ایشان سر نمیزند . این سخن را شیخ ابومحمد بن ابی جمره بیان کرده است.

    فتح الباري شرح صحيح البخاري ، ج 8 ص 480 ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب


    برخی دیگر نیز عصمت عمر را با الفاظی مشابه عصمت نبوی بیان کرده اند . یعنی همچنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ما ینطق عن الهوی ( از روی هوا و هوس سخن نمیگوید ) می باشد ، ابی عمر نیز چنین ویژگی داشته و فرشته ای بر زبان وی سخن میگفته است :

    حدثنا عبد الله قال حدثني أبي قثنا محمد بن جعفر قثنا شعبة عن قيس بن مسلم عن طارق بن شهاب قال كنا نتحدث أن عمر بن الخطاب ينطق على لسانه ملك

    طارق بن شهاب صحابی میگوید : ما چنین میگفتیم که فرشته ای بر زبان عمر سخن میگفت.

    فضائل الصحابة ، ج 1 ص 263 رقم 341 ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس محقق کتاب در مورد این روایت میگوید : اسناده صحیح ( سند این روایت صحیح است ) .


    این تیمیه نیز این روایت را ثابت می داند و بدان احتجاج می کند :

    وثبت عن قيس عن طارق بن شهاب قال كنا نتحدث أن عمر يتحدث على لسانه ملك

    این روایت از قیس از طارق بن شهاب که گفت : ما چنین میگفتیم که فرشته ای بر زبان عمر سخن میگوید ، ثابت است .

    منهاج السنة النبوية ، ج 6 ص 65 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم




    روایتی دیگر است که در باب فضایل عمر بیان شده و این تیمیه آن را بیان میدارد :

    وروى الترمذى وغيره عن النبى انه قال ( لو لم أبعث فيكم لبعث فيكم عمر ) وفى حديث آخر ( ان الله ضرب الحق على لسان عمر وقلبه ) وفيه ( لو كان نبى بعدى لكان عمر)

    و ترمذی و غیره از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت کرده اند که اگر من در میان شما (بعنوان نبی ) مبعوث نمی شدم ، قطعا عمر مبعوث میشد و در روایتی دیگر آمده که خداوند ، درستی و حق را بر زبان و قلب عمر نهاده است . و آمده : اگر بعد از من پیامبری می بود، قطعا (آن پیامبر ) عمر بود .

    كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ، ج 11 ص 204 ، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي



    آن دسته از روایاتی که بیان میدارد عمر بن خطاب بعنوان پیامبر می توانسته بر مردم مبعوث گردد ، از آنجایی که عصمت متعلق به پیامبران است و قبلا نیز این مطلب را از قول ذهبی بیان کردیم ، پس لاجرم باید قبول کنیم که عمر بن خطاب نیز دارای مقام عصمت – در حد عصمت انبیاء الله – بوده است !


    عمصتی که حتی شیطان رجیم نیز از او هراسان بوده و از صاحبش فرار می کند ! و این مطلب دقیقا فحوای روایتی است که اهل تسنن از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیان کرده و تصریح به ظاهر آن کرده اند:

    قَوْله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ( وَاَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا لَقِيَك الشَّيْطَان قَطُّ سَالِكًا فَجًّا إِلَّا سَلَكَ فَجًّا غَيْر فَجّك )
    ...وَهَذَا الْحَدِيث مَحْمُول عَلَى ظَاهِره أَنَّ الشَّيْطَان مَتَى رَأَى عُمَر سَالِكًا فَجًّا هَرَبَ هَيْبَة مِنْ عُمَر ، وَفَارَقَ ذَلِكَ الْفَجّ ، وَذَهَبَ فِي فَجّ آخَر لِشِدَّةِ خَوْفه مِنْ بَأْس عُمَر أَنْ يَفْعَلَ فِيهِ شَيْئًا . قَالَ الْقَاضِي : وَيَحْتَمِلُ أَنَّهُ ضَرَبَ مَثَلًا لِبُعْدِ الشَّيْطَان وَإِغْوَائِهِ مِنْهُ ، وَأَنَّ عُمَرَ فِي جَمِيع أُمُوره سَالِك طَرِيق السَّدَاد خِلَاف مَا يَأْمُرُ بِهِ الشَّيْطَان ، وَالصَّحِيح الْأَوَّل .

    سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: قسم به کسی که جان من در قبضه اوست هرگز شیطان تو را دیدار نکرد که رهنمود راهى باشى مگر آن كه راهى به جز راه تو در پيش گرفت‏.
    این حدیث بر ظاهرش حمل میشود ( مبنی بر اینکه ) شیطان هر وقت عمر را در راهی می بیند ، بخاطر هیبت او فرار می کند و آن راه را ترک می کند و از ترس بلایی که عمر بر سر او بیاورد به راهی دیگر میرود .
    قاضی عیاض گفت : احتمال دارد این سخن بعنوان ضرب المثلی باشد که نشان از دوری شیطان و اعوان او از عمر دارد و اینکه عمر در تمامی کارهایش در راه راست و درست و برخلاف آنچه شیطان بدان امر می کند می باشد.
    و صحیح همان سخن اول است .

    صحيح مسلم بشرح النووي ، ج 15 ص 165 ، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية

    این سخن نووی نشان میدهد که قاضی عیاض دقیقا برداشت معصوم بودن عمر از وساوس شیطانی را از متن روایت کرده است .
    و البته باید از نووی سوال کرد که این دو سخن چه فرقی با یکدیگر دارند ؟ آیا فرار شیطان از عمر بخاطر هیبت عمر نشان از عدم تاثیرگذاری او بر شیطان نیست ؟


    زمان پرداختن به اين امور گذشته و زمان آن سپري شده است . آنها گروهى بودند كه درگذشتند، هر كار نيك و بدي كردند براى خود كردند و شما هم هر چه كرديد براى خود خواهيد كرد و مسئول كار آنها نخواهيد بود.
    بيعت يزيد بن معاويه، بيعتي شرعي است كه در زمان پدرش معاويه از مردم گرفته شد و مردم هم بيعت كرده و به اين بيعت گردن نهادند. امّا هنگامي‌ كه معاويه از دنيا رفت حسن و حسين بن علي و ابن زبير از بيعت با او خودداري كردند.
    حسين و ابن زبير در تصميمشان مبني بر بيعت نكردن به خطا رفتند. چون بيعت با يزيد بيعتي شرعي بود و اين بيعت در زمان زندگي پدرش معاويه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولي خداوند در آنچه مقدر مي فرمايد حكيم و عليم است، آن امت‌ها هم بنا به تقدير خداوند در گذشتند و از دنيا رفتند.
    شما را به خدا قسم! من دوست ندارم اين مطالب را از من نقل كنيد. اين‌ها مسائلي است كه گذشته است. تاريخ هم در باره اين مطالب به شكل‌هاي مختلف حكايت نموده است. ولي به هر شكل اين‌ قضايا گذشته و تمام شده ... يزيد و حسين بيش از هزار و اندي سال است كه از دنيا رفته‌اند ...
    ولي به عقيده من بيعت يزيد بن معاويه بيعتي شرعي بوده! و حسين را نصيحت كرد‌ند كه از مدينه به طرف عراق نرود، او را نصيحت كردند كه بيعت كند ولي او نپذيرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسياري از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند كه: رفتن به عراق به مصلحت او نيست. ولي حسين اين نصيحت‌ها را نپذيرفت... و خدا هم هر ‌آن‌چه مقدر فرموده بود انجام شدو...
    ولي با اين وجود ما براي حسين از خداوند درخواست رضايت كرده و براي او عفو و بخشش را خواستاريم. و مقدرات الهي حكمت‌هايي دارد كه ما از آن آگاه نيستيم ...
    اصلاً فائده نقل اين مطالب چيست؟ حسين هر اشتباهي كرده براي خود كرده...
    عقيده اهل سنت و جماعت اين است كه واجب است تا به فرامين كسي كه مورد بيعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شده‌اند گوش فرا داده شده و از او پيروي گردد!!! و قيام و سركشي عليه او نيز حرام مي‌باشد. و از همين‌رو خروج و قيام حسين عليه يزيد حرام بود...
    ما مي‌گوييم: حسين در قيامش عليه يزيد اشتباه كرد و براي او بهتر بود كه اين كار را نمي‌كرد. و باقي ماندن در مدينه و بر آن‌چه مردم بر آن اجتماع كرده بودند بهتر و سزاوار‌تر بود. و هر چه به او گفته شد كه عراق طرفدار و همراه تو نيست گوش نداد و توجهي ننمود...
    و حقيقت اين است كه مردم عراق و شام و مصر و حجاز و يمن با يزيد بن معاويه در زمان زندگي و حيات پدرش بيعت كرده و امامت و رهبري وي را پذيرفته بودند، به همين جهت هم قيام عليه او و تجاوز به حريم خلافت او جايز نبود. اين تمام مطلب است بيش از اين هم سخني نمي گوئيم و معتقد به بيش از اين هم نيستيم
    ویرایش توسط dfffd : ۱۳۹۲/۱۰/۰۸ در ساعت ۲۱:۵۹

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود