صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احساس دوستی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    302
    حضور
    6 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    875

    غمگین احساس دوستی




    سلام به همه ی اسک دینی ها. من دوستی صمیمی دارم. از سال اول راهنمایی با هم همکلاس بودیم تا الآن که اول دبیرستانیم. البته فقط یک سال بین ما جدایی افتاد که همین جدایی منشأ این مشکل شد. البته اون سال هم رابطه ی گرم و صمیمی با هم داشتیم مثلا تقریبا هر زنگ تفریح سراغ هم دیگه رومیگرفتیم یا مثلا هر هفته با هم جلسه قرآن می رفتیم. اما همون سال بود که با افراد دیگری هم کلاس شد. یکی از معلمان از بعضی از بچه ها خواست که سه هم گروهی برای خود انتخاب کنن، این رفیق ما هم جزء اون افراد بود. اون معلم به کار گروهی خیلی اهمیت می داد و تقریبا نصف وقت کلاس بچه ها یا باهم بحث می کردن یا در حال آزمایش بودن. تقریبا اواسط سال بود که این رفیق ما از اخلاق یکی از همکلاسی هاش خوشش اومد. البته بماند که اون بنده خدا که رفیق ما ازش خوشش اومده بود صورت زیبایی داشت و بیشتر بچه ها دوست داشتن باهاش رفیق شن. ولی خوب این رفیق ما از قیافه ی بنده خدا خوشش نیومده بود بلکه از اخلاق و رفتارش خوشش اومده بود و دوست داشت باهاش دوست شه اما نمی دونست چه طوری. به خاطر همین هم تا چند روز دپرس بود. همین شد که تو امتحانات بعضی جاها نتونست خوب عمل کنه. حالا دوباره چند روزیه که به این حال افتاده. استارت دوستی رو هم زده البته با واسطه. با هم قرار می ذارن مسجد ولی خب اون بیشتر مواقع نمیاد. حالا دوباره ایام امتحاناته و رفیق ما این جوری شده. خیلی حسرت می خورم که چرا نمی تونم بهش کمک کنم. لطفا یه راه حلی پیشنهاد بدید. خواهش می کنم.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست




    احساس دوستی








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط Motahar57 نمایش پست ها
    سلام به همه ی اسک دینی ها. من دوستی صمیمی دارم. از سال اول راهنمایی با هم همکلاس بودیم تا الآن که اول دبیرستانیم. البته فقط یک سال بین ما جدایی افتاد که همین جدایی منشأ این مشکل شد. البته اون سال هم رابطه ی گرم و صمیمی با هم داشتیم مثلا تقریبا هر زنگ تفریح سراغ هم دیگه رومیگرفتیم یا مثلا هر هفته با هم جلسه قرآن می رفتیم. اما همون سال بود که با افراد دیگری هم کلاس شد. یکی از معلمان از بعضی از بچه ها خواست که سه هم گروهی برای خود انتخاب کنن، این رفیق ما هم جزء اون افراد بود. اون معلم به کار گروهی خیلی اهمیت می داد و تقریبا نصف وقت کلاس بچه ها یا باهم بحث می کردن یا در حال آزمایش بودن. تقریبا اواسط سال بود که این رفیق ما از اخلاق یکی از همکلاسی هاش خوشش اومد. البته بماند که اون بنده خدا که رفیق ما ازش خوشش اومده بود صورت زیبایی داشت و بیشتر بچه ها دوست داشتن باهاش رفیق شن. ولی خوب این رفیق ما از قیافه ی بنده خدا خوشش نیومده بود بلکه از اخلاق و رفتارش خوشش اومده بود و دوست داشت باهاش دوست شه اما نمی دونست چه طوری. به خاطر همین هم تا چند روز دپرس بود. همین شد که تو امتحانات بعضی جاها نتونست خوب عمل کنه. حالا دوباره چند روزیه که به این حال افتاده. استارت دوستی رو هم زده البته با واسطه. با هم قرار می ذارن مسجد ولی خب اون بیشتر مواقع نمیاد. حالا دوباره ایام امتحاناته و رفیق ما این جوری شده. خیلی حسرت می خورم که چرا نمی تونم بهش کمک کنم. لطفا یه راه حلی پیشنهاد بدید. خواهش می کنم.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر جنابعالی
    با توجه به توصیفات حضرتعالی اینگونه به نظر می رسد که مسئله اصلی دوست شما، ایجاد ارتباط با فرد مورد نظر نیست، بلکه ضعف اعتماد به نفس، سختگیری در زندگی و احیانا زمینه قبلی افسردگی است.
    بنابراین در قدم اول توصیه می شود ایشان مهارتهای افزایش سطح اعتماد به نفس را فرا بگیرند و در ادامه از کمال گرایی و سخت گیری و همچنین نگاه بدبینانه به زندگی و امور مختلف اجتناب کنند.
    در راستای دوست یابی و ارتباط با فرد مورد نظر نیز لازم است موضوع را پیچیده و بغرنج جلوه ندهند، این ارتباط نیز مانند هر ارتباط دیگری بر پایه مشترکات شکل می گیرد. در صورتیکه اشتراکات لازم میان این دو باشد، دوستی و رفاقت خودبخود مستحکم تر خواهد شد.

    اما قطع نظر از این قاعده کلی توجه داشته باشید که رعایت امور زیر ( عوامل جاذبه میان فردی) زمینه تحکیم ارتباط و جاذبه را فراهم می کند؛

    _ همجواری و ارتباط رو در روی بیشتر
    _ سلام و احوالپرسی
    _ ابراز عواطف مثبت، مانند تبسم، خوشرویی، فشردن دستان یکدیگر و...
    _ هدیه دادن
    _ آراستگی
    _ پرهیز از مجادله
    _ انصاف
    _ قدردانی و سپاسگزاری
    و...

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    احساس دوستی
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    سلام ...
    از صحبت هایی که شما میکنین من برداشتم اینه که دوستتون عاشق شده ... دوست دارن با کسی باشن ... همش به اون فکر میکنن ... میخوان با اون شخص دوست بشن ... بگن و بخندن و ...
    هیچ کاریش هم نمیشه کرد ... منم تجربه این جور دوستی ها رو داشتم ... فامیلیش جیلاوی بود ... یادش بخیر ... حسابی به هم میزنه آدم رو ... و البته اینجور دوستی ها خطرناکن و ممکنه که ....

    به نظره من بهترین کار اینه که باهاش صحبت کنین ..... مثلا اینجوری ...

    مرد باید معرفت داشته باشه ... با کسی باشه که بتونهه روش حیساب کنه ... وگرنه چیزی که زیاده جوجه خشگل بی معرفت .....
    ریفیق هم ریفیق های قدیم .... جون میدادیم براشون ... حالا همون ریفیق ها رفتن دارن فنچ بازی میکنن و ما رو بی خیال شدن ....

    جدایه از شوخی ...
    به نظره من باید معنی دوستی رو برای دوستت دوباره تعریف کنی ...

    1- همش بهش بگو " بی معرفت " ... کولاک میکنه ...
    2- برو التماسش کن که دوستت داشته باشه ... گریه کن براش ... اینقدر لذت بخش هست که کسی برای آدم این کار رو بکنه ... هی بهش بگو ... " بی معرفت "

    در ضمن همیشه کنارش باش و بهش کمک کن ... اینجور لحظات هستند که بهترین دوستی ها ساخته میشن .
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۹:۱۹

  9. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    20
    حضور
    1 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86



    ای بابا این ft_mohammadi ما هم همش نظرای نجومی میده!!!
    خوب خواهر من شما که تخصص نداری چرا اینطور نظرا میدی!
    می خوای بچه مردم رو بدبخت کنی!
    خواهر من شما خانوم هستی و اخلاقیات خانوم ها کلهم با ما مردا فرق داره
    اینو جدی می گم
    هر دارویی واسه هر مریضی خوب نیست .....چه بسا اون مریض رو بکشه
    ویرایش توسط mriman : ۱۳۹۲/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۱:۰۸

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    302
    حضور
    6 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    875



    نقل قول نوشته اصلی توسط FT_Mohammadi نمایش پست ها
    از صحبت هایی که شما میکنین من برداشتم اینه که دوستتون عاشق شده ... دوست دارن با کسی باشن ... همش به اون فکر میکنن ... میخوان با اون شخص دوست بشن ... بگن و بخندن و ...
    تمام حرفاتون درست اما گفتم یارو پارسال هم کلاسیش بوده. الآن هم تو یه مدرسه ایم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FT_Mohammadi نمایش پست ها
    هیچ کاریش هم نمیشه کرد ...
    مشکل منم همینه. هیچ کاریش نمیشه کرد. بابا ایام امتحاناته. هرکاری هم بهش میگم بکن یا میگه نمیشه یا میگه امتحان کردم نشده یا بهونه های دیگه میاره. با چند نفر مشورت کرده که یکیشون از سادات بوده. این رفیق منم سید هستش ولی افسوس که من سید نیستم. نمی تونم بهش کمک کنم. این اواخر اومد جمله ای قریب به این مضمون گفت:« اشتباه کردم که به تو و امام جماعت مدرسه گفتم.دیروز داداشم یه روایت برام تعریف کرد که میگفت سید نباید به غیر سید مراجعه کنه.» خیلی حسرت خوردم. از سادات می خوام کمکم کنن.
    ویرایش توسط الحیاة : ۱۳۹۲/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۹:۰۷
    پروردگارا اگر بین من و او مرگ فاصله انداخته پس مرا از قبر بیرون آور در حالی که کفنم را دور کمر بسته ام
    شمشیرم را از قلاف کشیده ام
    و لبیک گویان دعوت دعوت کننده را اجابت می کنم


    (بخشی از دعای عهد)

  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    ثقلین
    نوشته
    990
    حضور
    22 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2214



    نقل قول نوشته اصلی توسط Motahar57 نمایش پست ها
    دیروز داداشم یه روایت برام تعریف کرد که میگفت سید نباید به غیر سید مراجعه کنه
    سلام. من خودم سیّدم ولی همچین روایتی هم فکر نکنم صحّت داشته باشه.احساس دوستی

    در مورد این دوست شما هم به نظر من هر چه زودتر ذهنش رو از اون یارو پاک کنه وگرنه کار به جاهای باریک‌تر میکشه.احساس دوستی

    هر چه زودتر یه مشغولیّت ذهنی دیگه پیدا کنه و اون طرف رو کلاً فراموش بکنه. هر چه زودتر بهتر.

    میتونه با یه روان‌شناس هم مشاوره بکنه.


  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    سلام ...

    باور کن این یه جور عشق هست ... نمیدونم دستگاه فیزیولوژیک بدن چجوری ساخته شده ... شاید تو همچین سنی غده عشق تو بدن میخواد بوجود بیاد و چنین هورمون هایی رو میریزه تو خون ... اینجوری میشه که آدما یکی رو گیر میارن تا عاشقش بشن ... برایه منم همچین اتفاقی افتاد ... وقتی 2 راهنمایی بودم دقیقا عاشق یه دختره شدم و همش دوست داشتم کنارش باشم و ...

    راستش هیچ نوع پیشنهادی نمیتونم بکنم ... اون نوع دوست داشتن شاید لطیف ترین دوستی بود که تجربه اش کردم ...

    واقعا دارم بهت میگم ... اینجور دوستی ها آخرش خطرناک میشه ... بهترین راه اینه که ازش فاصله بگیرو برایه همیشه فراموشش کنه ... و گرنه این جور روابط به جاهایه باریک کشیده میشه ....
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۰:۱۹

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    302
    حضور
    6 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    875



    از همه ی دوستان برای راهنمایی هاشون ممنونم اما بگید من براش چی کار می تونم بکنم؟ ترجیحا راهکارهاتون مستقیم و رو در رو نباشه. این رفیقم آدمی نیست که با سخنرانی و مشاوره و این حرفا بشه چیزی بهش فهموند. هرچی بگی یه بهونه ای میاره. خواهشا راهی پیشنهاد کنید که نتونه نه بیاره. ممنون میشم.
    ویرایش توسط الحیاة : ۱۳۹۲/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۸:۴۳
    پروردگارا اگر بین من و او مرگ فاصله انداخته پس مرا از قبر بیرون آور در حالی که کفنم را دور کمر بسته ام
    شمشیرم را از قلاف کشیده ام
    و لبیک گویان دعوت دعوت کننده را اجابت می کنم


    (بخشی از دعای عهد)

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام
    من حدس می زنم ایشون در خانواده خودشون کمبودی دارند که میخوان این کمبود رو در خارج از خونه و با دوستان دیگر جبران کنند.
    ماجرا رو با والدین شون در میون بگذارید، احتمالاً خود اونها به کم کاریشون پی خواهند برد و در صدد حل مشکل بر خواهند آمد.

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود