صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد فقه قرآنی گویا؛

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116

    سوال در مورد فقه قرآنی گویا؛




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت کارشناسان محترم

    با مساله ای پیچیده روبرو شده ام که ذهن بعضی دیگر از دوستانم را به شدت درگیر کرده و دچار سردرگمی عجیبی شده ایم.
    اگر ممکن است درباره ی مبانی فقهی آیت الله صادق تهرانی توضیحاتی بفرمایید و تفاوتش را با فقه متداولی که مراجع ما اتخاذ کرده اند را بیان کرده و با دلایلی محکم و حجت آور برای مقلدان و غیر مجتهدان بفرمایید که دلیل عقلانی بر ترجیح مراجع تقلید متداول و حاضر بر مراجع قرآنی مانند آیت الله صادق تهرانی چیست؟

    توضیح آنکه حقیر در تحقیقاتی تقریباً گسترده،بسیاری از نقد های ایشان را به فقه سنتی شنیده و خوانده ام که به منظور عدم سردرگمی خوانندگان از نقل آن معذورم،و از نظر حقیر بسیاری از این نقد ها جای مطرح شدن دارد.این درحالیست که با سکوتی از طرف مراجع و علما در مقابل این انتقاد ها روبرو شده ام و حداقل بنده با تحقیقاتم در هیچ مقاله و سایتی به جوابی درست و قانع کننده برای مقلدان و مکلفان نرسیده ام.اما از طرفی خیل عظیمی از علمای معاصر که اعتماد عمومی به آنها تا حدود زیادی جمع است(همچون امام(ره) و آیت الله بهجت و جوادی و...) همچنان بر سَبْک گذشته ی علما اجتهاد میکنند.لطفاً توضیحی جامع بفرمایید تا شاید اولین مطلب و جوابیه به نقد های عمیق و عقل پسند ایشان باشد.
    یاحق

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346





    با نام و یاد دوست




    سوال در مورد فقه قرآنی گویا؛








    کارشناس بحث: استاد صادق



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضاهو نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت کارشناسان محترم

    با مساله ای پیچیده روبرو شده ام که ذهن بعضی دیگر از دوستانم را به شدت درگیر کرده و دچار سردرگمی عجیبی شده ایم.
    اگر ممکن است درباره ی مبانی فقهی آیت الله صادق تهرانی توضیحاتی بفرمایید و تفاوتش را با فقه متداولی که مراجع ما اتخاذ کرده اند را بیان کرده و با دلایلی محکم و حجت آور برای مقلدان و غیر مجتهدان بفرمایید که دلیل عقلانی بر ترجیح مراجع تقلید متداول و حاضر بر مراجع قرآنی مانند آیت الله صادق تهرانی چیست؟

    توضیح آنکه حقیر در تحقیقاتی تقریباً گسترده،بسیاری از نقد های ایشان را به فقه سنتی شنیده و خوانده ام که به منظور عدم سردرگمی خوانندگان از نقل آن معذورم،و از نظر حقیر بسیاری از این نقد ها جای مطرح شدن دارد.این درحالیست که با سکوتی از طرف مراجع و علما در مقابل این انتقاد ها روبرو شده ام و حداقل بنده با تحقیقاتم در هیچ مقاله و سایتی به جوابی درست و قانع کننده برای مقلدان و مکلفان نرسیده ام.اما از طرفی خیل عظیمی از علمای معاصر که اعتماد عمومی به آنها تا حدود زیادی جمع است(همچون امام(ره) و آیت الله بهجت و جوادی و...) همچنان بر سَبْک گذشته ی علما اجتهاد میکنند.لطفاً توضیحی جامع بفرمایید تا شاید اولین مطلب و جوابیه به نقد های عمیق و عقل پسند ایشان باشد.
    یاحق
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضاهو نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت کارشناسان محترم

    با مساله ای پیچیده روبرو شده ام که ذهن بعضی دیگر از دوستانم را به شدت درگیر کرده و دچار سردرگمی عجیبی شده ایم.
    اگر ممکن است درباره ی مبانی فقهی آیت الله صادق تهرانی توضیحاتی بفرمایید و تفاوتش را با فقه متداولی که مراجع ما اتخاذ کرده اند را بیان کرده و با دلایلی محکم و حجت آور برای مقلدان و غیر مجتهدان بفرمایید که دلیل عقلانی بر ترجیح مراجع تقلید متداول و حاضر بر مراجع قرآنی مانند آیت الله صادق تهرانی چیست؟
    توضیح آنکه حقیر در تحقیقاتی تقریباً گسترده،بسیاری از نقد های ایشان را به فقه سنتی شنیده و خوانده ام که به منظور عدم سردرگمی خوانندگان از نقل آن معذورم،و از نظر حقیر بسیاری از این نقد ها جای مطرح شدن دارد.این درحالیست که با سکوتی از طرف مراجع و علما در مقابل این انتقاد ها روبرو شده ام و حداقل بنده با تحقیقاتم در هیچ مقاله و سایتی به جوابی درست و قانع کننده برای مقلدان و مکلفان نرسیده ام.اما از طرفی خیل عظیمی از علمای معاصر که اعتماد عمومی به آنها تا حدود زیادی جمع است(همچون امام(ره) و آیت الله بهجت و جوادی و...) همچنان بر سَبْک گذشته ی علما اجتهاد میکنند.لطفاً توضیحی جامع بفرمایید تا شاید اولین مطلب و جوابیه به نقد های عمیق و عقل پسند ایشان باشد.
    یاحق
    پاسخ :
    با سلام . وتقدیر از شما که نسبت به مسایل دینی ومعرفتی خود توجه دارید .
    اما در باره مسایل مطرح در پرسش شما باید گفت :
    اولا _معلوم نیست چرا این مسله این همه برای شما مهم جلوه نموده وذهن شما عزیزان را در گیر نموده وبه گفته خودت همه را سر در گم نموده است ؟؟؟
    ثانیا_به عنوان مثال اگر همه متخصصان در فلان مسله پزشکی ویا مهندسی ومانند آن تقریبا راه کار ونظر متفق داشته باشند ولی تنها یک متخصص در آن مسله نظر متفاو ت با دیگر ان داشته باشد وبرای شما هم ثابت نشده باشد که نظر آن یک نفر از سایر متخصصان مربوطه برتر است عقل شما چه حکم می کند ؟ آیا به گفته ونظر اکثر متختصصان بشتر اطمنان پیدا می کنید وعمل می نماید و یا طبق نظر آن یک فرد ؟؟؟
    به طور یقین عقل حکم می کند که نظر متخصصان حد اکثری بشتر برای انسان اطمنان آور است تا آن یک فرد ( که معلوم نیست نظراو از آنهمه متخصیص بهتر باشد ) در مسله مورد سوال هم همین اصل عقلی جاری است . بنا بر این دلیلی ندارد که شما ودوستان تان این همه متختصصان دینی را همه نادیده گرفته فقط به نظر یک نفر علاقه مند ودیدگاه اورا بر همه ترجیح دهید .
    مرحوم صادقی تهرانی به عنوان یک کار شناس دینی ممکن است در برخی امور نظرکاملا مخالف با دیدگاه اکثر مراجع داشته باشد واسم کار خود هم قرانی گذاشته وتنها به قران استدلال کرده باشد این دلیل برتری ایشان بر همه مراجع شیعه نمی شود .
    ثالثا _ قرآن اگر چه منبع اصلی احکام و معارف دینی است، اما باید پرسید : ایشان نماز هایش را چگونه می خواند و روزه اش را چگونه به جا می آورد و نیز واجبات و تکالیف دیگر را؟ آیا همه آنها با تمام جزئیات و شرایط و اجزا و مبطلات در قرآن آمده است؟ مطمئناً این گونه نیست؛ بنابراین باید متوجه باشد که به غیر از آیات قرآن طبق منابع دیگر نیز عمل می کند که مهم­ترین آنها سنت و روایات پیامبر است و آنها نیز از طریق اجتهاد باید کشف شود.
    رابعا_ فقه و آگاهی از احکام دین و قدرت اجتهاد و استنباط، یک تخصص علمی است و همانند همه تخصص‌ها و علوم دیگر، کارشناسان در آن اختلاف نظر پیدا می‌کنند و این از دیدگاه علمی، امری طبیعی است. این موضوع به یکی بودن دین، یا حتی یکی بودن منبع استنباط احکام، یا جامعیت اسلام مربوط نمی‌شود، همان گونه که اختلاف نظر دو پزشک متخصص در یک موضوع پزشکی، به نحوه استنباط و استدلال آن دو از منایع پزشکی برمی‌گردد.
    از طرف دیگر اختلاف مراجع در احکام دینی غالبا در جزئیات است. کمتر فقیهی وجود دارد که در یکی از احکام اساسی با نظر مراجع دیگر مخالف بوده و نظر متفاوتی داشته باشد. مانند اصل وجوب نماز و اجزا و شرائط آن.
    اما در بررسی از علل اختلاف فتوای مراجع چند عامل اساسی است.
    1ـ درجه و رتبة علمی افراد متفاوت است.
    2ـ نحوة ورود و خروج آنان به بحث‌های علمی و تخصصی باعث اختلاف نظر و برداشت می‌شود.
    3ـ اختلافات مبنایی در اصول و فقه باعث اختلاف فتوا می‌شود.
    اختلاف نظر فقها در حقیقت به نحوة استنباط آنان بر می‌گردد. فقیه باید حکم شرعی را از آیات و روایات معصومین استخراج کند و بر اساس آن‌ها حکم به حلیت یا حرمت نماید. در این راستا با استفاده از مبانی اصولی خود به جرح و تعدیل روایات می‌پردازد و به یک جمع بندی نهایی می‌رسد. چه بسا روایتی که دلیل حرمت یا حلیت است، به نظر فقیهی از نظر سند یا دلالت تمام باشد، ولی فقیه دیگر آن را مخدوش می‌داند، و این بدان خاطر است که گاهی از ائمه اطهار(ع) حکمی بر خلاف نظر خودشان به عنوان تقیه صادر می‏شد، نیز جاعلان حدیث برای تشویش اذهان و تخریب و تحریف دین و احکام الهی، احادیثی به نام امامان جعل می‏کردند. و احادیث تقیه‏ ای و جعلی در لابه لای اخبار و احادیث ما موجود است. از این جا دانش‌های مختلف مانند علم الحدیث و درایه الحدیث و... برای فهم احادیث و روایات صحیح از غیر صحیح به وجود آمده است.
    همین مسئله کافی است که اختلاف نظر ایجاد شود و این مسئله طبیعی است. همان طوری که در رشته‌های دیگر علمی نیز بین کارشناسان، اختلاف نظر وجود دارد، مثلاً یک جراح نظر می‌دهد غده­ای را باید با عمل جراحی از بین
    برد، ولی جراح دیگر به این نظریه اعتقادی ندارد و معتقد است با دارو قابل معالجه است.
    از طرف دیگر، در مواردی موضوع حکم با تحولات زمانی تغییر می‌کند و به تبع تغییر موضوع، حکم نیز عوض می‌شود، مثلاً در روایات از بازی با شطرنج منع شده و حتی در روایاتی وارد شده که به شطرنج باز سلام نکنید، ولی حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به استفتایی دربارة‌بازی با شطرنج در فرض خروج از قمار و داخل شدن در مقوله ورزش ذهنی و فکری، فرموده­اند:
    بر فرض مذکور اگر برد و باخت در بین نباشد، اشکال ندارد(2) ولی بعضی از فقها برای خود شطرنج موضوعیت قائل اند و معتقدند در بستر زمان این حکم تغییر نمی‌کند، چون تا شطرنج، شطرنج است، موضوع محفوظ است و حکم بر آن بار می‌شود. این اختلاف بر اساس تفاوت برداشت از موضوع است و این که آیا شطرنج موضوعیت دارد یا آلت قمار بودن، دخیل در حکم است؟
    در مواردی اختلاف نظر فقها بر اساس دو گانگی در فهم قرآن و حدیث است، ‌مثلاً قرآن مجید می‌فرماید:وَالْمُطَلَّقَا تُ یتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ؛ یعنی زن‌های مطلقه بایستی سه قرء به انتظار بمانند(3)
    کلمة قرء که در این آیه به کار برده شده، در زبان عرب به طور اشتراک لفظی برای دو معنای متضاد آمده:
    یکی به معنای پاکی و دیگری به معنای عادت ماهیانة زنان. از این جهت فقها در مفهوم این آیه با هم اختلاف دارند.
    برخی معتقدند: زن مطلقه باید بعد از طلاق، دو مرتبه عادت ماهیانه ببیند و پاک شود. مرتبة سوم به محض این که عادت ماهیانه دید گرچه از آن عادت بیرون نیامده و پاک نشده باشد، می‌تواند با مرد دیگر ازدواج کند. گروهی دیگر عقیده دارند تا زن مطلقه از عادت ماهیانه‌مرتبة سوم بیرون نیاید و به کلی پاک نشود، حق شوهر کردن ندارد، یعنی پس از اتمام مرتبة سوم می‌تواند شوهر کند.
    با این که حکم واقعی خدا در بارة زنان مطلقه­ای که باید مدتی را به عنوان عده، از شوهر کردن خودداری کنند، یکی است. در عین حال یکی می‌گوید: مدت عده سه عادت ماهیانه تمام است و دیگری می‌گوید: سه مرتبه پاک بودن از عادت شرط است و این اختلاف هم از فهم خود آیه سرچشمه می‌گیرد.(4)

    پی‌نوشت‌ها:
    1.بحار الانوار، ج 2، ص 88
    2. صحیفة نور، ج 21، ص 15.
    3. بقره (2) آیة 228.
    4. زین العابدین قربانی، ‌درسایة قلم، ص 201 ـ202.

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    سلام علیکم خدمت استاد بزرگوار
    قبل از هر چیز دوست دارم موضع خودم رو خدمت استاد و همچنین دوستان گرامی اعلام کنم.
    بنده سالهاست مقلّد آیت الله مکارم بوده ام و هستم و همچنین دارای سابقه ی استفتائی زیادی در قسمت فقه دارم،
    از این رو در پی اثبات چیزی و مطلبی منتسب به آیت الله صادقی تهرانی نیستم.
    اما اینکه چرا این مطلب ذهن بنده و بعضی مومنین و طلاب را به خود مشغول کرد رو خدمتتون عرض میکنم،هروقت که احساس شد از قوانین سایت خارج هست،خصوصی و یا عمومی تذکر بفرمایید(گرچه با سابقه ی اجرایی که در سایت داشتم،به یقین چنین اتفاقی نخواهد افتاد)
    ان شاالله در پست بعد مطلب اصلی را خدمت شما عرض میکنم

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    امّا مطلب اصلی:
    آنچه حقیر با مطالعات و مباحثات دستگیرم شده این است که فقه اسلامی ادوار مختلفی را طی کرده است،که بعضی بسیار متفاوت از دیگری بوده اند.علمایی که به جدّ و به حقّ بر پارسایی و زهد ایشان میتوان قسم خورد،هر یک را بر مشی و مرام خاصی در طول این تاریخ میبینیم.بعضی بنابر مشی فقهی خود،فتوا به حرمت و بعضی دیگر فتوا به حلیت چیزی داده اند و طبق فرمایش شما و تصدیق حقیر و هر عاقل و مفکّری این رخداد،رخدادی است عادی و معقول.و همه ی ایشان هم نزد خداوند مأجور خواهند بود،ان شاالله.

    امّا از شما میپرسم،چرا ایشان مأجور خواهند بود؟
    جوابی که بنده یافته ام و هر صاحب خردی تصدیق میکند این است که حقیقت محض در دوران غیبت بر علما نیز پوشیده است.پس هر
    فقیه و عالمی بسته به روحیات و شرایط دیگر،میتواند به دور از نفسانیت،خویش را در رویارویی با احادیث و قرآن کریم و سنت قرار دهد
    و به آنچیزی که آن را مطابق با واقع و یا مطابق تر با واقعیت میپندارد انتخاب کند.
    کاری که علمای بزرگ اسلام و تشیع انجام داده اند همین بوده است که هر یک به فراخور استعداد و معلومات و شرایط خود به مطلبی رسیده اند که برایشان
    حجت است.و این،عمل به حجت است که ایشان را معذور و بلکه مأجور کرده است.

    آیا مشی و فتاوای شیخ طوسی با فتاوا و مشی آیت الله بروجردی یکی بوده است؟ قطعا اینطور نیست.اما آیا میتوان هیچ یک را مقصر و یا گنهکار دانست؟ تصدیق میفرمایید که این اختلافات عادی بوده و ان شاالله هردو در نزد پروردگار رستگارند که بنده اینچنین میپندارم.
    و این حال مجتهدان و علماست که با اجتهاد خویش به این نظرات و آرا رسیده اند و نه حال مقلدین و عامه ی مردم
    تصدیق میفرمایید؟

    ادامه دارد،ان شاالله


    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    ادامه مطلب قبل:

    حال اینکه مشی و روش فقهی آیت الله بروجردی،شیخ طوسی،شیخ انصاری و یا خود شخص آیت الله صادقی،در نگاه اوّل برای هیچ
    مقلد و مکلّف عادی
    حجت نیست.چرا که این تقلید به صورت ابتدایی و بدون ترجیح عقلانی از مشی و روش هریک از این بزرگان،خود
    تقلیدی کورکورانه و یهودی مشرب است.آیا تصدیق میفرمایید؟

    پس منِ مکلّف،وظیفه دارم به دنبال حجتی برای خویش باشم.آری،پس از آنکه حجت بر من تمام شد که تقلید از فلان شخص مورد رضایت
    حق سبحانه و تعالی است،فتاوای آن شخص نیز قطعاً برای من حجت آور خواهد بود.همچنان که اوامر رسول اکرم،برای بسیاری از ما،به پشتوانه ی امر خدای متعال و حجّیت فرمایش خدای متعالْ حجّت است.آیا تصدیق میفرمایید؟

    پس بازمیگردیم به فرمایش شما برای کشف حجّت و حجّیّت برای غیر صاحب نظران،که فرمودید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    به عنوان مثال اگر همه متخصصان در فلان مسله پزشکی ویا مهندسی ومانند آن تقریبا راه کار ونظر متفق داشته باشند ولی تنها یک متخصص در آن مسله نظر متفاو ت با دیگر ان داشته باشد وبرای شما هم ثابت نشده باشد که نظر آن یک نفر از سایر متخصصان مربوطه برتر است عقل شما چه حکم می کند ؟ آیا به گفته ونظر اکثر متختصصان بشتر اطمنان پیدا می کنید وعمل می نماید و یا طبق نظر آن یک فرد ؟؟؟

    پاسخ این است که در اعصار گوناگون،عموماً شخص نابغه معدود است.بر فرض که در عصری باشیم که تمامی علمای طبّ،طبق روش های سنتی خویش که سینه به سینه به آنها رسیده و احیاناً خویش نیز در تکمیل آن کوشیده اند،دستوری خاص و مشابه برای درمان بیماری ای مرگبار دهند.
    امّا در این میان ابن سینایی پیدا شود که بر خلاف همه ی آنها و مستدل تر سخن خویش و دستورالعمل خویش را به شما تجویز کند.آیا این به معنای خطای تمام علمای طب گذشته است؟ آیا این دلیل بر آن است که علمای دیگری که دستورشان اشتباه و خلاف ابن سینا بوده است،در قیامت معذّب خواهند بود؟ به هیچ وجه،چرا که ایشان استعداد ابن سینا و نبوغ وی را نداشته اند.پس حرفشان برای خودشان و مقلدین و بیمارانی که ایشان را با دلیل و برهان پذیرفته اند حجت است.اما برای من و شمایی که در طول تاریخ،مشابه این امر را بسیار دیده ایم که اقلیت کمی بر حق،ولی اکثریّت چه قصوراً و چه تقصیراً بر باطل بوده اند،تقلید کورکورانه از اکثریت
    حجت آور است؟

    حال در عقل من مکلف این مطلب خطور میکند که شاید و شاید و شاید آیت الله صادق تهرانی،ابن سینای عصر،بلکه خواجه طوسی و شیخ انصاری باشد که همچون عللامه طباطبایی ها در دوران خویش محجور ماند و پس از وی گرامی داشته خواهد شد و قرن ها بعد به عنوان انقلاب گر در فقه نامیده شد.آیا این مطلب خلاف ضرورت عقل است و احتمالی برایش قایل نمیشویم؟

    سوال من و دیگر مکلفان از شما کارشناسان محترم به عنوان برادران و راهنمایان ما این است که ما به چه حدّی باید تلاش و کوشش کنیم تا به حجتی دست پیدا کنیم که تقلید از علمای مشهور باعث بری الذمه شدنمان خواهد بود؟با این که بعضی از ما طلاب مبتدی و بعضی غیر طلبه هستیم و علم کافی برای این تحقیقات نداریم.و آنچه ما به آن معتقدیم آن است که تبعیّت از اکثریت،به طور مطلق رای صحیحی نخواهد بود.و این مانند آن است که شخصی مسیحی مسلمان شود و به تبعیّت از اکثریت سنّی شود! آیا این امر موافق عقل است؟
    نمیدانم شاید هم باشد(یعنی بگویید کار منطقی در ابتدای امر متابعت از اکثریت است و سپس پس از درآمدن از بلاتکلیفی،تحقیق بیشتر پیرامون نذرات دیگران میباشد).لطفاً دراین باره راهنمایی بفرمایید
    یاحقّ

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    پژوهش
    نوشته
    220
    حضور
    20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    326



    نكته خيلي مهم كه آدم با خوندن آراء ایشان به دست می آورد این است که ؛ از لحاظ علمی ضعیف است و از آن ضعیفتر مبانی علمی ایشون است .

    که متاسفانه با القابی چون علامه مجاهد ,, فقیهی قرآنی و غیره بعضا ازش تعبیر می کنند .

    این طور نیست که فقهای ما هیچ عکس العملی نشان نداده اند یکی از اساتید اشکالات متعدد بر خیلی از نظریات او چه در زمینه عقاید و چه فقه - وارد کرد و فرستاد و جوابی از او یافت نشد و بارها و بارها تاکید کردند که جواب بدهد که هیچ جوابی از او نیامد فقط در رابطه با عقیده انحرافی او در زمینه عدم عصمت ( یا نفی علم غیب از ائمه علیهم السلام یادم رفته موضوع عصمت بود یا علم غیب چون اشکالا زیاد بود ) جوابیه از طرف ایشون اومد که اوهن من نسج العنکبوت بود.

    جناب رضا هو شما که این هم دقدقه دارید ( و قطعا از این جهت است که بر دین خود حریص هستید ) فکر می کنم جواب کلی حرف شما دردی را دواء نمی کند .

    آن چرا که فکر شما را مشغول به خود کرده از نظریات ایشان چه در زمینه فقهی چه عقایدی مطرح فرمایید تا متوجه ضعف علمی او شوید و این که واقعا خبری نیست.

    مثلا یکی از آراء شاذ او که مقابل کل اسلام چه اجماع شیعه چه سنت البته تا جایی که حضور ذهن دارم در تسنن هم اختلاف نداریم در این جهت - هست نماز مسافر است که ادعاء دارد نماز در تحت هیچ شرائطی شکسته نمی شود و شاگرد او ندائی به طرفداری از این نظریه برخواسته می خواهید مثل این مساله مطرح کنید تا ببینیم واقعا فهم او چگونه است و تا چه حد از قرآن و سنت به دور است .

    مسائل فقهی , عقیدتی بر سه جور هستند :

    یه سری مسائلی هستند که استعداد اختلاف در آنها زیاده یعنی ادله آنها به گونه ایست که بر اساس فهم فقهاء اختلاف در آنها نسبتا زیاد می شود مثلا ادله ولایت فقیه ؛ یکی از آن مطلقه را تلقی می کند یکی حسبیه یکی عامه یکی امور عام و الی آخر... ادله استعداد این اختلاف را دارند.

    یه سری مسائلی هستند که ادله آنها طوری است اختلاف به حداقله یعنی ادله طوری نیست فهمای گوناگون داشته باشه و آراء گوناگون بشه استنباط کرد. مثل همین قضیه شطرنج تقریبا قریب به اتفاق امامیه ( نزدیک به اجماع ) قائل به حرمت آن هستند چه قمار باشه چه نباشه ولی خب چند فقیه هم هست که در صورت عدم قمار اشکال نمی دانند یا مثلا مساله اختلافی خون در تخم مرغ .ولی این مساله با مساله اول فرق زیاد دارد.

    مسائل سومی هستند که قابلیت اختلاف ندارند و اجماعی هستند نه قرآن نه سنت و نه ادله استنباطی اجازه فهمای متعدد به کسی نمی دهند . یکی از آن مسائل در عقاید عصمت است که آقای تهرانی معتقد به عدم عصمت است مثل اهل تسنن یا در احکام مثلا همین نماز مسافر است و البته آراء او در فقه این قدر شاذ است که آدم متحیر می ماند.

    ( البته بعضیها می گویند که او غرضی نداشته خب زحمت کشیده به اصطلاح به یه سری آراء رسیده مطرح کرده اما خیلیا با این حرف مخالف هستند و مشی او را به اصطلاح مشی قرآنیان می دانند. )
    ویرایش توسط یونس بن عبد الرحمن : ۱۳۹۲/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۴:۴۲
    لطفا به این سایت حتما سر بزنید واقعا جالبه .

    http://h-varjani.blogfa.com/cat-3.aspx

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    سلام و تشکر
    یکی از مواردی که شک برانگیز هست همین سکوت علماست که خود ایشان در یکی از کتبشان نوشته اند که جزوه ای درباب سفرهای امروزی با وسایل امروزی را برای حدود ١٣٠ نفر از علمای اسلام فرستاده و هیچ جوابی دریافت نکرده اند
    نقل قول نوشته اصلی توسط یونس بن عبد الرحمن نمایش پست ها
    این طور نیست که فقهای ما هیچ عکس العملی نشان نداده اند
    اگر ممکن است آدرسی از این جوابیه به بنده بدهید تا حتما دنبال کنم

    مثلا این که شما میفرمایید نظر شاذ و یا خلاف اجماع همه ی علما که یکی از مصادیقش روزه مسافر خواهد بود،ایشان دراین باب یک کتاب به نام "مسافران" نوشته اند که آن را مطالعه کردم.اینکه چرا دغدغه ی من و امثال من این مطالب است این است که:
    ایشان اول از هرچیز،نظری را که واقعا و در نگاه اول به قرآن کریم برای هر مسلمان عدالت پیشه ای ایجاد میشود- و آن عدم توجه به رأی اکثریت است- با عقل و قرآن از ریشه تخریب میکنند و سپس نظرات شاذ و خلاف اجماع و مشهور خود را بیان میکنند.از این رو برای مکلّف هیچ استبعادی ندارد که رأی فقیه،خلاف اجماع،مشهور و هرچیز دیگری غیر از قرآن باشد.

    البته معترفم که شما و کارشناسان نیاز به بحث های اصولی و فقهی سنگین دارید تا بعضی از نظرات ایشان را پاسخ دهید،اما به دلیل دور بودن بعضی از ما از دورس حوزوی،راهی به این مهم نیست.پس سوال من و دوستانم،اعم از طلاب مبتدی که خود یکی از آنها هستم و غیر طلاب
    در یک سوال خلاصه میشود:
    در این اوضاع که شخصی واحد،مطابق با ظواهر قرآن که هر فرد عامی آن را تصدیق میکند سخنی خلاف مشهور میگود و عده ی کثیری که اصلا دلایلشان برای ما قابل فهم نبوده و بعضاً غیر موافق با ظاهر قرآن میباشد،سخنی دیگر میگویند
    و هیچ جواب قانع کننده ای از این گروه کثیر،جز تمسک به جمعیّت به دست ما نرسیده است(مقصود مکلفین عامی است
    و نه طلاب درس خارج که پاسخشان را تفصیلاً در دروس و کتب میگیرند) ، و این درحالی است که چه از طریق سنّت و چه
    از طریق قرآن،تمسک محض و بدون دلیل به کثرت و جمعیت باطل دانسته شده،
    تکلیف ما چیست و چگونه باید حجّت را
    بر خودمان تمام کنیم؟
    فقط همین یک سوال:چگونه باید حجّت را بر خودمان تمام کنیم؟

    یاحقّ

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    حقیقت، قرآن کریم و شریعت، فطرت
    نوشته
    91
    حضور
    1 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    سلام علیکم
    عزیز من چرا کمی مطالعه نمی کنید و همین طور سر به هوا جواب می دهید؟ از عذاب آخرت نمی ترسید که نخوانده حرفی را به کسی نسبت می دهید؟

    عزیز من آیت الله صادقی تهرانی فقط در خود مکه 110 خانوار را شیعه کرده چطور به عصمت تمسک نکرده؟ برادر عزیز چطور است که همین گونه سادگی کسی را از لحاظ علمی ضعیف می دانی؟ سراسر کتب ایشان علم و است و کتاب و سنت، بله... به نظر شما اگر کسی خلاف اجماع صحبت کرد! بی ساد است و باید سیاه نویسی های علم اصول را برای هزارمین بار بگوید تا بگویند باسواد است!

    شما این دو تراک را که فقط جوابیه به اقای صالحی نجف آبادی در مورد اثبات عصمت و صدق آیه ی تطهیر بر ائمه است گوش کن ببین کسی بهتر از آیت الله صادقی تهرانی با قرآن این عصمت را ثابت کرده؟ بنده با همین شیوه با یک وهابی درس خوانده در عربستان که در فیس بوک بود بحث کردم در عرض دو روز کار به جایی رسید که مهملات بافت و گفت جوابت را ندارم! بیا مباهله کنیم! و این شیوه به جای شیوه مناظره و اثبات شیعه بصورت مرسوم است که صد سال می گذرد و شیعه شیعه می ماند و سنی سنی! و همه اش سند و روایت و غیره... البته روایت عالی است ولی قرآن عالی تر و متففقِ همه ی مذاهب اسلامی:

    تراک 1
    http://bayanbox.ir/id/1611369884886530199?info
    تراک 2 (ادامه تراک قبل)
    http://bayanbox.ir/id/1164096869826534561?info

    این مقاله ی اختصاصی در مورد اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم):

    http://www.albalaq.com/publicfiles/pages/Manshur.htm

    و این کتاب علی و زمامداران را بخوانید که هزاران نفر را شیعه کرده و علامه مغنیة عالم لبنانی به اقای صادقی تهرانی می گوید: «من کتاب علی و شیعه را نوشتم و شما کتاب علی و حاکمون، کتاب شما امام کتاب من (در بیان و محتوی) است»:

    http://bayanbox.ir/id/1204630676331064710?info
    البته این فایل تازه برگردان از عربی شده لذا دارای اغلاط چاپی است

    عزیزم توبه کن که چرا حتی انقدر مطالعه ندارید که نظرات ایشان را در مورد اصول عقائد بدانید نظر می دهید! نمی دانم چرا باید بقیه به نظر شخصی مثل شما دیگر اصالت صحت بدهد! نظر بنده توهین نیست بلکه آشکار کردن اشتباهاتست

    نمی دانم کی آیت الله صادقی در بحثی ماند که ما ندیدیم!
    حتی در اواخر عمرشان اتفاقی افتاد که در ذیل از زبان خود آیت الله صادقی می خوانیم، از نقل اولین پاسخنامه رسمی فقیه مظلوم قرآنی به بخشی از افترائات منتشره پس از انقلاب می کنم:

    ..........البته اين مسأله تنها براي آقاي جعفريان ايجاد نشده كه «از سكوت علما در برابر استدلالات قرآني و عدم محكوميت اينجانب در هيچيك از بحثها با علماي بزرگ» به اعجاب آمده باشد تا تهمت خودستايي بر آن بزند بلكه برخي از حوزويان هم نمونه­اي از بحث هاي منقول اينجانب با بسياري از فقها را ـ كه در زندگينامه ام درج شده است ـ دروغ مي پنداشتند كه با لطف خاصّ الهي، عملاً قضية «سكوت علما و عدم محكوميت اينجانب در بحثهاي فقهي قرآني» به اثبات رسيد.
    به اين صورت كه با ابتكار روحاني متعهّد و قاري بزرگوار جهان تشيّع حضرت حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ مجيد جعفري تبار «دامت توفيقاته القرآنیة» در اوايل زمستان 1383 هـ . ش اقدام به دعوت از برخي مراجع و صاحبنظران حوزوي براي شركت در جلسات بحث ديني گرديد و طي هشت جلسة برگزار شده تا تاريخ 20/12/1383 كه در محضر افراد حاضر در جلسه، اينجانب نيز حضور داشتم مباحثي از تفقّه قرآني، مفصّلاً مطرح شد ولي عمدة مدعوّين از مراجع و فقها، هر يك حضور خود را موكول به بعد نمودند!! «فَبُهِتَ الّذي بَهَّتَني»[1]..........


    [1] . جمله از اينجانب (آیت الله صادقی تهرانی) است با اقتباس از قرآن: «پس مبهوت شد كسي كه به من بسيار بهتان زد».
    ویرایش توسط tassniim : ۱۳۹۲/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۲۲

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    حقیقت، قرآن کریم و شریعت، فطرت
    نوشته
    91
    حضور
    1 روز 10 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    این پیام بالا را به اقای یونس بن عبد الرحمن دادم که توبه نمایند!

    از دوست عزیز اقای رضا هو هم و بقیه دوستان هم می خواهم که این دو مقاله را حتما و حتما مطالعه کنند:

    اولین پاسخنامه رسمی فقیه مظلوم قرآنی به بخشی از افترائات منتشره پس از انقلاب:
    http://bayanbox.ir/id/1615974025367939268?info

    جزوه و بیانیه قرآن و حوزه نوشته ایت الله صادقی تهرانی که قبلا توسط دفتر تبلیغات اسلامی -حدود 20 سال پیش- منتشر شده بود:
    http://bayanbox.ir/id/3172341327915261307?info

    به من نشان دهید کجا ایت الله صادقی تهرانی گفت که ما نیاز به سنت نداریم! الله اکبر از این حرف های شما! حتی در این مقاله حوزه هم اشاره کرده که چه چیزهایی مورد قبول است

    موفق باشید

    ویرایش توسط tassniim : ۱۳۹۲/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۲۰

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود