جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نماز نمی خوانیم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اهل بيت عليهم السلام
    نوشته
    19
    حضور
    4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132

    پرسش چرا نماز نمی خوانیم؟




    سلام.چرا بعضی از ما، از جمله خودم
    در خواندن نماز کاهل شدیم؟چرا دیگه اون شور و شوق نماز خوندن رو نداریم؟ با اینکه میدونیم نماز خوندن خوبه و اثراتش رو هم میدونیم ولی
    دیگه نماز نمیخونیم؟
    علت چیه؟
    لطفا پاسخ بدید.
    یا علی


  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط 14saba14 نمایش پست ها
    سلام.چرا بعضی از ما، از جمله خودم
    در خواندن نماز کاهل شدیم؟چرا دیگه اون شور و شوق نماز خوندن رو نداریم؟ با اینکه میدونیم نماز خوندن خوبه و اثراتش رو هم میدونیم ولی
    دیگه نماز نمیخونیم؟
    علت چیه؟
    لطفا پاسخ بدید.
    یا علی
    بسمه تعالی

    پاسخ تان را در قالب چند نکته بیان می کنم :
    اول : آگاهی و معرفت درمان هر دردی است.
    یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن عدم آشنایى با فلسفه نماز است همانطور که شما نیز به این بی اطلاعی تان اقرار کردید و گفتید(فکر می کنم اگر نماز بخونم بدبختی سراغم می اید). اگر انسان بداند نماز یعنی چه؟ چرا نماز می خواند؟ پایبندی و تقید به نماز اول وقت چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و سبک شمردن نماز و عدم پایبندی به نماز اول وقت یا ترک آن چه عواقب و نتایجی خواهد داشت،قطعا با میل تمام بلکه عاشقانه به سوی نماز خواهد رفت، زیرا کسی که نسبت به نماز و به فلسفه و علت اقامه آن معرفت پیدا می کند، از درون وجود خویش معنای با خدا حرف زدن و راز دل با او گفتن را درک می کند. حالش پیش از فرا رسیدن موقع نماز و بلند شدن صدای روح نواز اذان ، همانند آن عاشق شیدایی و فدایی می شود که نه همچون مجنون منتظر لیلی و نه همچون زلیخا اسیر زلف یوسف و یک تبسم او ، بلکه هزاران بار جنونش از مجنون فزون تر و چشم به انتظار نماز ماندنش از زلیخا جانسوز تر می گردد.
    از این رو هنگام نماز برای او، هنگامه به پایان رسیدن هجران و چشم انتظاری است.هنگام فرا رسیدن لحظات وصال و عشقبازی عاشق و معشوق حقیقی است. قطعا هیچ لذتی برای او لذت بخش تر از نماز خواندن و مناجات و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقی اش یعنی خدا نیست.مرحوم آیة الله بهجت شبی بعد از نماز فرمود: اگر سلاطین عالم
    می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال مسایل مادی نبودند. (1)
    دوم: آگاهی از عواقب ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن
    اگر انسان از بی خبری و حال و هوای بچگی در آید و به عواقب زیان بار گناهان از جمله سستی و کاهلی در اقامه نماز یا ترک نماز آگاهی پیدا کند، گناه نمی کند . هرگز جرات نمی کند در نماز یا هر عبادت دیگری سستی کند. زیرا آن را با هلاکت و نیستی خویش برابر می بیند .
    می گویند حضرت موسی (ع) در ایام کودکی که در دربار فرعون بود ،روزی چنگ انداخت و ریش بلند فرعون را محکم کشید، به گونه ای که فرعون عصبانی شد و گفت : این بچه همان فردی است که تاج و تخت مرا بر باد خواهد داد، باید او را بکشم . به او گفتند ، او بچه است. خوب و بد را تشخیص نمی دهد . الان ظرفی از آتش و ظرفی از طلا را جلوی او می گذاریم. اگر دستش را به سوی آتش دراز کرد، حرف ما درست است و کشیدن ریش تو از روی عمد نبوده و اگر به سوی طلا دستش دراز شد، حق با تو است .
    ما انسان ها و به اصطلاح آدم های بزرگ گاهی همانند بچه ها هستیم . دست به سوی آتش دراز می کنیم تا آن را بر داریم و بخوریم ، چون از عواقب و اثر سوزندگی آتش بی خبریم . اگر آثار و عواقب ترک نماز و روزه و ارتباط با خدا، خوردن مال حرام و مال یتیم، غیبت و تهمت و سایر گناهان را می دانستیم و آن را در وجود خود حس می کردیم،
    هرگز گناه نمی کردیم. زیرا بچه به خاطر نادانی دست به سوی آتش یا لجن دراز می کند، ولی ما بزرگ ترها با ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن و یا انجام هر گناه دیگر، همه هستی خود را به آتش می کشیم، بلکه خود را هیزم جهنم می کنیم :
    پس از آتشی که هیزم آن مردم بد کردار و سنگ خارا است بپرهیزید. (2) آن ها جز آتش جهنم در شکم های خود فرو نمی برند. (3) نه تنها دست به سوی لجن دراز می کنیم، بلکه آن را سر می کشیم. چنان که قرآن باطن کارهای ما را این گونه گزارش می دهد :
    لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُن ؛(4) غذایی جز چرک و خون نصیب شان نمی شود. این طعامی است که آن را جز خطاکاران و گنه کاران نمی خورند.
    در این جا فقط به دو روایت معروف در مورد عواقب سبک شمردن نماز که جامعیّت دارد، اشاره مى کنیم:
    حضرت رسول (ص) مى فرماید: «هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى شود: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا هنگامى که از قبر بیرون مى آید. آن چه در دنیا به آن دچار مى شود:
    1. خداوند برکت را از عمر او بر مى دارد.
    2. خداوند برکت را از روزى اش بر مى دارد.
    3. چهره خوبان از او گرفته مى شود.
    4. کار نیک وى پاداش نخواهد داشت.
    5. دعایش به اجابت نمى رسد.
    6. از دعاى خوبان بهره‏اى نخواهد برد.
    امّا آن چه هنگام مرگ به آن دچار مى شود:
    1. با ذلت و خوارى مى میرد.
    2. گرسنه از دنیا مى رود.
    3. تشنه مى میرد.
    امّا آن چه در قبر گریبانش را مى گیرد:
    1. خداوند ملکى را در قبر وى مى گمارد تا او را شکنجه دهد.
    2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
    3. درون قبر وى تاریک خواهد بود.
    آن چه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى شود:
    1. خداوند فرشته‏اى بر او مى گمارد تا وى را با صورت بر زمین بکشد.
    2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
    3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى افکند». (5)
    ب- امام صادق (ع ) فرمود: رسول الله (ص ) فرمود: «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ (6) به خدا قسم ! از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود».
    نماز زمینه ساز توفیق های مختلف و یاری کننده انسان در عرصه های متفاوت زندگی مادی و معنوی است .خداوند در قرآن می‌فرماید: «از شکیبایی و نماز یاری جویید. به راستی این ( کار ) گران است مگر بر افراد فروتن و متواضع ».(7)
    ارتباط با خداوند و چنگ زدن به ریسمان الهی و پیوند دائمی با خداوند، انسان را بسیار یاری می کند تا بتواند ناهمواری ها را هموار و سختی ها را پشت سر بگذارد.

    تذکر :
    هیچ کس با خواندن یک یا چند کتاب و رساله یا پای منبر نشستن و موعظه شنیدن، به معرفت لازم و محرک و شوق آور در مورد خدا و نماز نخواهد رسید. این ها تماماً ابزارهایی هستند که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند، درست مثل همین پاسخی که برای شما نوشته ام. آن چه که آگاهی ها را به « نور » و « هدایت » تبدیل می کند و به معرفت محرّک و مشوّق مبدّل می سازد، « اراده و تصمیم جدی، عمل آگاهانه و خالصانه» شما است.از خدای متعال کمک بگیرید و توسل به اهل بیت (ع) داشته باشید .


    پی نوشت ها :
    1. مؤسسه البهجه، بهجه القلوب ( زندگی نامه آیة الله بهجت )، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت بهجت ، ص 16 .
    2.بقره ( 2) ، آیه 24 .
    3.همان ، آیه 174.
    4.الحاقه ( 69 ) آیه 35 و 36 .
    5.المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق . ج 1، ص 172 و 171.
    6.حاج شيخ عباس قمي، سفينه البحار، دار الاسوه الطباعه و النشر، 1422 ه.ق ، واژه صلاه.
    7.بقره، آیه 45.

    چرا نماز نمی خوانیم؟
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    سلام....بنظر من عمده دلیل نخواندن نماز و یا خواندن ولی حواس پرتی اصلا یک هزارمش شیطانه وگرنه عامل اصلی از نظر خودم اینه که ما عرب نیستیم و هر چقدر هم تمرکز کنیم بیش از حد حواس پرت میشه...به معنیشم فکر کنیم هم نمیشه بازم عامل همین زبون عربیه...من بارها فکر کردم شیطان مگه میشه انقدر تسلط داشته باشه که خیلی از ماها وقتی نماز می خونیم بیشتر وقت نماز یه هو ذهن می پره جای دیگه...بعد ها یقین پیدا کردم شیطان بدبخت زیاد کاره ای نیست........نظر شخصی من اینه....من عرب نیستم....بیش از حد حواسم پرت میشه....جالب اینجاست من خودم هیچ نماز قضایی ندارم ولی هنوز هم وقتی نماز می خونم احساس می کنم دارم با یک غریبه حرف می زنم یا اصلا دارم ورد می خونم تا عبادت...من نماز فارسی خوندم اینو فهمیدم.......

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام
    دوست عزیز برای داشتن حضور قلب در نماز، همین که ما خودمون رو در برابر آفریدگار و صاحب و مولای خودمون تصور کنیم کافیه. یعنی کف و کمترین مقدار حضور قلب و توجه در نماز همینه که آدم بدونه داره چیکار میکنه. بقیه ی این راه هم همه ش تعالیه و انسان روز به روز میتونه بیشتر با خدای خودش در هنگام نماز عشق بازی بکنه. تسلط داشتن به عربی قرار نیست مشکل خاصی از ما رفع کنه. اگه تمام و کمال به عربی واقف باشیم، ولی روح بندگی در نماز ما متجلی نشه این نماز فایده چندانی نخواهد داشت.
    شما هم که میگید فارسی خوندید و شرایط فرق کرده به خاطر این بوده که دفعه اولتون بوده، وقتی قرار شد حداقل 5 مرتبه در روز این کار رو تکرار کنید دوباره میشه مثل همون شرایط نداشتن حضور قلب و تسلط به زبان!
    در ضمن، لغات و معانی عربی نماز چندان سخت نیستن که نتونین حداقل همین ها رو یاد بگیرید. کمی تمرین کنید ان شاء الله معانی رو هم یاد خواهید گرفت.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اهل بيت عليهم السلام
    نوشته
    19
    حضور
    4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    سلام.یعنی همش رو فارسی میخونید؟
    فکر کنم نماز فارسی رو خدا از لحاظ قانونی قبول نمیکنه،خودت میدونی و خدا.
    در تحیرم از حرکتت........

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اهل بيت عليهم السلام
    نوشته
    19
    حضور
    4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    [quote=استاد;451045]بسمه تعالی

    پاسخ تان را در قالب چند نکته بیان می کنم :
    اول : آگاهی و معرفت درمان هر دردی است.
    یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن عدم آشنایى با فلسفه نماز است همانطور که شما نیز به این بی اطلاعی تان اقرار کردید و گفتید(فکر می کنم اگر نماز بخونم بدبختی سراغم می اید). اگر انسان بداند نماز یعنی چه؟ چرا نماز می خواند؟ پایبندی و تقید به نماز اول وقت چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و سبک شمردن نماز و عدم پایبندی به نماز اول وقت یا ترک آن چه عواقب و نتایجی خواهد داشت،قطعا با میل تمام بلکه عاشقانه به سوی نماز خواهد رفت، زیرا کسی که نسبت به نماز و به فلسفه و علت اقامه آن معرفت پیدا می کند، از درون وجود خویش معنای با خدا حرف زدن و راز دل با او گفتن را درک می کند. حالش پیش از فرا رسیدن موقع نماز و بلند شدن صدای روح نواز اذان ، همانند آن عاشق شیدایی و فدایی می شود که نه همچون مجنون منتظر لیلی و نه همچون زلیخا اسیر زلف یوسف و یک تبسم او ، بلکه هزاران بار جنونش از مجنون فزون تر و چشم به انتظار نماز ماندنش از زلیخا جانسوز تر می گردد.
    از این رو هنگام نماز برای او، هنگامه به پایان رسیدن هجران و چشم انتظاری است.هنگام فرا رسیدن لحظات وصال و عشقبازی عاشق و معشوق حقیقی است. قطعا هیچ لذتی برای او لذت بخش تر از نماز خواندن و مناجات و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقی اش یعنی خدا نیست.مرحوم آیة الله بهجت شبی بعد از نماز فرمود: اگر سلاطین عالم
    می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال مسایل مادی نبودند. (1)
    دوم: آگاهی از عواقب ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن
    اگر انسان از بی خبری و حال و هوای بچگی در آید و به عواقب زیان بار گناهان از جمله سستی و کاهلی در اقامه نماز یا ترک نماز آگاهی پیدا کند، گناه نمی کند . هرگز جرات نمی کند در نماز یا هر عبادت دیگری سستی کند. زیرا آن را با هلاکت و نیستی خویش برابر می بیند .
    می گویند حضرت موسی (ع) در ایام کودکی که در دربار فرعون بود ،روزی چنگ انداخت و ریش بلند فرعون را محکم کشید، به گونه ای که فرعون عصبانی شد و گفت : این بچه همان فردی است که تاج و تخت مرا بر باد خواهد داد، باید او را بکشم . به او گفتند ، او بچه است. خوب و بد را تشخیص نمی دهد . الان ظرفی از آتش و ظرفی از طلا را جلوی او می گذاریم. اگر دستش را به سوی آتش دراز کرد، حرف ما درست است و کشیدن ریش تو از روی عمد نبوده و اگر به سوی طلا دستش دراز شد، حق با تو است .
    ما انسان ها و به اصطلاح آدم های بزرگ گاهی همانند بچه ها هستیم . دست به سوی آتش دراز می کنیم تا آن را بر داریم و بخوریم ، چون از عواقب و اثر سوزندگی آتش بی خبریم . اگر آثار و عواقب ترک نماز و روزه و ارتباط با خدا، خوردن مال حرام و مال یتیم، غیبت و تهمت و سایر گناهان را می دانستیم و آن را در وجود خود حس می کردیم،
    هرگز گناه نمی کردیم. زیرا بچه به خاطر نادانی دست به سوی آتش یا لجن دراز می کند، ولی ما بزرگ ترها با ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن و یا انجام هر گناه دیگر، همه هستی خود را به آتش می کشیم، بلکه خود را هیزم جهنم می کنیم :
    پس از آتشی که هیزم آن مردم بد کردار و سنگ خارا است بپرهیزید. (2) آن ها جز آتش جهنم در شکم های خود فرو نمی برند. (3) نه تنها دست به سوی لجن دراز می کنیم، بلکه آن را سر می کشیم. چنان که قرآن باطن کارهای ما را این گونه گزارش می دهد :
    لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُن ؛(4) غذایی جز چرک و خون نصیب شان نمی شود. این طعامی است که آن را جز خطاکاران و گنه کاران نمی خورند.
    در این جا فقط به دو روایت معروف در مورد عواقب سبک شمردن نماز که جامعیّت دارد، اشاره مى کنیم:
    حضرت رسول (ص) مى فرماید: «هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى شود: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا هنگامى که از قبر بیرون مى آید. آن چه در دنیا به آن دچار مى شود:
    1. خداوند برکت را از عمر او بر مى دارد.
    2. خداوند برکت را از روزى اش بر مى دارد.
    3. چهره خوبان از او گرفته مى شود.
    4. کار نیک وى پاداش نخواهد داشت.
    5. دعایش به اجابت نمى رسد.
    6. از دعاى خوبان بهره‏اى نخواهد برد.
    امّا آن چه هنگام مرگ به آن دچار مى شود:
    1. با ذلت و خوارى مى میرد.
    2. گرسنه از دنیا مى رود.
    3. تشنه مى میرد.
    امّا آن چه در قبر گریبانش را مى گیرد:
    1. خداوند ملکى را در قبر وى مى گمارد تا او را شکنجه دهد.
    2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
    3. درون قبر وى تاریک خواهد بود.
    آن چه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى شود:
    1. خداوند فرشته‏اى بر او مى گمارد تا وى را با صورت بر زمین بکشد.
    2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
    3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى افکند». (5)
    ب- امام صادق (ع ) فرمود: رسول الله (ص ) فرمود: «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ (6) به خدا قسم ! از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود».
    نماز زمینه ساز توفیق های مختلف و یاری کننده انسان در عرصه های متفاوت زندگی مادی و معنوی است .خداوند در قرآن می‌فرماید: «از شکیبایی و نماز یاری جویید. به راستی این ( کار ) گران است مگر بر افراد فروتن و متواضع ».(7)
    ارتباط با خداوند و چنگ زدن به ریسمان الهی و پیوند دائمی با خداوند، انسان را بسیار یاری می کند تا بتواند ناهمواری ها را هموار و سختی ها را پشت سر بگذارد.

    تذکر :
    هیچ کس با خواندن یک یا چند کتاب و رساله یا پای منبر نشستن و موعظه شنیدن، به معرفت لازم و محرک و شوق آور در مورد خدا و نماز نخواهد رسید. این ها تماماً ابزارهایی هستند که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند، درست مثل همین پاسخی که برای شما نوشته ام. آن چه که آگاهی ها را به « نور » و « هدایت » تبدیل می کند و به معرفت محرّک و مشوّق مبدّل می سازد، « اراده و تصمیم جدی، عمل آگاهانه و خالصانه» شما است.از خدای متعال کمک بگیرید و توسل به اهل بیت (ع) داشته باشید .

    =================
    سلام.از پاسخ کاملتون ممنون. حاجی ادامه داستان حضرت موسی چیشد؟
    سیستم پیام رسانی ایمیل من کار نمیکنه،لذا خبر نداشتم کسی به پستم جواب داده؟ببخشید!



  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط 14saba14 نمایش پست ها
    سلام.یعنی همش رو فارسی میخونید؟
    فکر کنم نماز فارسی رو خدا از لحاظ قانونی قبول نمیکنه،خودت میدونی و خدا.
    در تحیرم از حرکتت........
    سلام...نه فارسی نمی خونم...هرآنچه خدا گفته رو مو به مو اعتقاد دارم هرچند حکمتشو نفهمم...گفتم که یک بار فارسی خوندم ببینم چه حالی داره....دیدم باحال بود ولی کلا عربی می خونم مگه خولم دستور خدا رو به دستور خودم ترجیح بدم

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اهل بيت عليهم السلام
    نوشته
    19
    حضور
    4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    132



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    سلام...نه فارسی نمی خونم...هرآنچه خدا گفته رو مو به مو اعتقاد دارم هرچند حکمتشو نفهمم...گفتم که یک بار فارسی خوندم ببینم چه حالی داره....دیدم باحال بود ولی کلا عربی می خونم مگه خولم دستور خدا رو به دستور خودم ترجیح بدم
    عذر میخوام فکر کردم داری فارسی میخونی!!!!!ایشالله همه حکمت نماز رو متوجه بشی.
    کتاب آیت الله دستغیب درباره نماز هست اسمش صلاه الخاشعین هست اگه اشتباه نکنم. برای شماییکه که نماز رو میخونید و میخواید حکمتش رو بدونید عالیه.
    ما وضعمون خوب نیست.یکم برامون زوده........


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    باسمه تعالی

    پست جمع بندی




    پرسش: چرا بعضی از ما،در خواندن نماز کاهل شدیم؟چرا دیگه اون شور و شوق نماز خوندن رو نداریم؟ با اینکه میدونیم نماز خوندن خوبه و اثراتش رو هم میدونیم ولی دیگه نماز نمیخونیم؟



    پاسخ:
    پاسخ تان را در قالب چند نکته بیان می کنم :
    اول
    : آگاهی و معرفت درمان هر دردی است.
    یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن عدم آشنایى با فلسفه نماز است همانطور که شما نیز به این بی اطلاعی تان اقرار کردید و گفتید(فکر می کنم اگر نماز بخونم بدبختی سراغم می اید). اگر انسان بداند نماز یعنی چه؟ چرا نماز می خواند؟ پایبندی و تقید به نماز اول وقت چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و سبک شمردن نماز و عدم پایبندی به نماز اول وقت یا ترک آن چه عواقب و نتایجی خواهد داشت،قطعا با میل تمام بلکه عاشقانه به سوی نماز خواهد رفت، زیرا کسی که نسبت به نماز و به فلسفه و علت اقامه آن معرفت پیدا می کند، از درون وجود خویش معنای با خدا حرف زدن و راز دل با او گفتن را درک می کند. حالش پیش از فرا رسیدن موقع نماز و بلند شدن صدای روح نواز اذان ، همانند آن عاشق شیدایی و فدایی می شود که نه همچون مجنون منتظر لیلی و نه همچون زلیخا اسیر زلف یوسف و یک تبسم او ، بلکه هزاران بار جنونش از مجنون فزون تر و چشم به انتظار نماز ماندنش از زلیخا جانسوز تر می گردد.
    از این رو هنگام نماز برای او، هنگامه به پایان رسیدن هجران و چشم انتظاری است.هنگام فرا رسیدن لحظات وصال و عشقبازی عاشق و معشوق حقیقی است. قطعا هیچ لذتی برای او لذت بخش تر از نماز خواندن و مناجات و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقی اش یعنی خدا نیست.مرحوم آیة الله بهجت شبی بعد از نماز فرمود: اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال مسایل مادی نبودند. (1)

    دوم: آگاهی از عواقب ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن
    اگر انسان از بی خبری و حال و هوای بچگی در آید و به عواقب زیان بار گناهان از جمله سستی و کاهلی در اقامه نماز یا ترک نماز آگاهی پیدا کند، گناه نمی کند . هرگز جرات نمی کند در نماز یا هر عبادت دیگری سستی کند. زیرا آن را با هلاکت و نیستی خویش برابر می بیند .
    می گویند حضرت موسی (ع) در ایام کودکی که در دربار فرعون بود ،روزی چنگ انداخت و ریش بلند فرعون را محکم کشید، به گونه ای که فرعون عصبانی شد و گفت : این بچه همان فردی است که تاج و تخت مرا بر باد خواهد داد، باید او را بکشم . به او گفتند ، او بچه است. خوب و بد را تشخیص نمی دهد . الان ظرفی از آتش و ظرفی از طلا را جلوی او می گذاریم. اگر دستش را به سوی آتش دراز کرد، حرف ما درست است و کشیدن ریش تو از روی عمد نبوده و اگر به سوی طلا دستش دراز شد، حق با تو است .
    ما انسان ها و به اصطلاح آدم های بزرگ گاهی همانند بچه ها هستیم . دست به سوی آتش دراز می کنیم تا آن را بر داریم و بخوریم ، چون از عواقب و اثر سوزندگی آتش بی خبریم . اگر آثار و عواقب ترک نماز و روزه و ارتباط با خدا، خوردن مال حرام و مال یتیم، غیبت و تهمت و سایر گناهان را می دانستیم و آن را در وجود خود حس می کردیم،هرگز گناه نمی کردیم. زیرا بچه به خاطر نادانی دست به سوی آتش یا لجن دراز می کند، ولی ما بزرگ ترها با ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن و یا انجام هر گناه دیگر، همه هستی خود را به آتش می کشیم، بلکه خود را هیزم جهنم می کنیم :
    پس از آتشی که هیزم آن مردم بد کردار و سنگ خارا است بپرهیزید. (2) آن ها جز آتش جهنم در شکم های خود فرو نمی برند. (3) نه تنها دست به سوی لجن دراز می کنیم، بلکه آن را سر می کشیم. چنان که قرآن باطن کارهای ما را این گونه گزارش می دهد :
    لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُن ؛(4) غذایی جز چرک و خون نصیب شان نمی شود. این طعامی است که آن را جز خطاکاران و گنه کاران نمی خورند.
    در این جا فقط به دو روایت معروف در مورد عواقب سبک شمردن نماز که جامعیّت دارد، اشاره مى کنیم:
    حضرت رسول (ص) مى فرماید: «هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى شود: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا هنگامى که از قبر بیرون مى آید. آن چه در دنیا به آن دچار مى شود:
    1. خداوند برکت را از عمر او بر مى دارد.
    2. خداوند برکت را از روزى اش بر مى دارد.
    3. چهره خوبان از او گرفته مى شود.
    4. کار نیک وى پاداش نخواهد داشت.
    5. دعایش به اجابت نمى رسد.
    6. از دعاى خوبان بهره ‏اى نخواهد برد.

    امّا آن چه هنگام مرگ به آن دچار مى شود:
    1. با ذلت و خوارى مى میرد.
    2. گرسنه از دنیا مى رود.
    3. تشنه مى میرد.

    امّا آن چه در قبر گریبانش را مى گیرد:
    1. خداوند ملکى را در قبر وى مى گمارد تا او را شکنجه دهد.
    2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
    3. درون قبر وى تاریک خواهد بود.

    آن چه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى شود:
    1. خداوند فرشته‏ اى بر او مى گمارد تا وى را با صورت بر زمین بکشد.
    2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
    3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى افکند». (5)

    ب- امام صادق (ع ) فرمودند: رسول الله (ص ) فرمودند: «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ (6) به خدا قسم ! از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود».
    نماز زمینه ساز توفیق های مختلف و یاری کننده انسان در عرصه های متفاوت زندگی مادی و معنوی است .خداوند در قرآن می‌فرماید: «از شکیبایی و نماز یاری جویید. به راستی این ( کار ) گران است مگر بر افراد فروتن و متواضع ».(7)
    ارتباط با خداوند و چنگ زدن به ریسمان الهی و پیوند دائمی با خداوند، انسان را بسیار یاری می کند تا بتواند ناهمواری ها را هموار و سختی ها را پشت سر بگذارد.

    تذکر :
    هیچ کس با خواندن یک یا چند کتاب و رساله یا پای منبر نشستن و موعظه شنیدن، به معرفت لازم و محرک و شوق آور در مورد خدا و نماز نخواهد رسید. این ها تماماً ابزارهایی هستند که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند، درست مثل همین پاسخی که برای شما نوشته ام. آن چه که آگاهی ها را به « نور » و « هدایت » تبدیل می کند و به معرفت محرّک و مشوّق مبدّل می سازد، « اراده و تصمیم جدی، عمل آگاهانه و خالصانه» شما است.از خدای متعال کمک بگیرید و توسل به اهل بیت (ع) داشته باشید .


    پی نوشت ها :
    1. مؤسسه البهجه، بهجه القلوب ( زندگی نامه آیة الله بهجت )، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت بهجت ، ص 16 .
    2.بقره ( 2) ، آیه 24 .
    3.همان ، آیه 174.
    4.الحاقه ( 69 ) آیه 35 و 36 .
    5.المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق . ج 1، ص 172 و 171.
    6.حاج شيخ عباس قمي، سفينه البحار، دار الاسوه الطباعه و النشر، 1422 ه.ق ، واژه صلاه.
    7.بقره، آیه 45.

    چرا نماز نمی خوانیم؟
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  19. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۰۶:۱۳ : 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود