|
|
3
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست گرامی جناب هیوا می توانید در این مورد به این آدرس مراجعه نمایید: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...maghalat&id=93 اما چند حدیثی از کتب اهل سنت فقط به خاطر تاکید میارم که هیچ شکی باقی نمونه : اولا خود جناب عمر اعتراف میکنه که متعه در زمان پیامبر بوده و من از آن نهی کردم!!! سرخسي در دو کتاب خود اين روايت را از جمله رواياتي مي داند که با سند صحيح از عمر نقل شده است : وقد صحّ أنّ عمر رضى اللّه عنه نهى الناس عن المتعة فقال: متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم وأنا أنهى الناس عنهما ؛متعة النساء، ومتعة الحج . با روايت صحيح ا ز عمر نقل شده است که وي مردم را از متعه نهي کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع المبسوط للسرخسي ج4 ص27 - أصول السرخسي ج2 ص6 همين روايت در کتب ذيل نيز نقل شده است : مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519 - المغني ج7 ص136چاپ دار الفکر 1405- أحكام القرآن للجصاص ج1 ص347 چاپ دار احياء التراث العربي - تفسير القرطبي ج2 ص392 - تذكرة الحفاظ ج1 ص366 - التفسير الكبير ج5 ص130 چاپ اول دار الکتب العلميه بيروت - بداية المجتهد ج1 ص244 چاپ دار الفکر بيروت - وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص150 دار الثقافة لبنان اما حدیث بعدی : اين مطلب را ابن جرير طبري و سيوطي در تفسيرشان از امير مومنان علي عليه السلام نقل مي کنند که فرمود: لولا أنّ عمر رضي اللّه عنه نهى عن المتعة ما زنى إلاّ شقي. اگر عمر از متعه نهي نمي کرد جز افراد بد بخت زنا نمي کردند ( بلکه به متعه رو مي آوردند) تفسير الطبري ج5 ص13 چاپ دار الفکر بيروت - الدر المنثور ج2 ص486 دار الفکر بيروت عبد الرزاق نيز شبيه همين مطلب را از امير مومنان در المصنف (ج7 ص500 شماره14029) نقل مي کند قرطبي نيز در تفسيرش ج 5 ص 130 (چاپ دار الشعب قاهره) شبيه همين مطلب را از ابن عباس نيز نقل مي کند . و پیشنهاد می کنم که کل لینک داده شده را مطالعه بکنید. باتشکر - یاعلی |
||||||||||||
|
|
|
|
4
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
آقای هیوا اول باید می پر سیدید که آیا آیه ای به نام متعه داریم یا خیر؟
(شيعهي) اماميه ميگويند: همانا فرمودهي خداوند متعال: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» (نساء 24) دليلي بر مشروعيت ازدواج موقت است!، زيرا او فرموده است: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُم» و فرموده است « فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» و نفرموده است: «مهورهن: يعني مهريه آنها». و اين درست نيست و به عنوان دليلي براي آنها محسوب نميگردد؛ آن نيز به دليل مهم، بزرگ و اساسياي که اين نص به صورت متشابه بر ازدواج موقت دلالت مينمايد و به طور محکم و قوي بر آن دلالت نمينمايد. اين در حالي است كه ازدواج از امور بزرگ و حساس در زندگي، دين و دانش انسان مسلمان است؛ زيرا آن از بارزترين ويژگيهاي انسان مسلمان محسوب ميشود: آبرو و نسل او. همانا اين امر (ازدواج) به عورت و ناموس زنان مؤمن (باکره) تعلق دارد، نه به بازيچه و کالايي كه در بازار تجارت عرضه شده باشد.( از محمد صدر درباره ازدواج موقت سؤال شد؟ پس پاسخ داد: مسأله (173) اين از ضروريات مذهب است و کسي که آن را انکار کند، از مذهب تشيع به مذهب تسنن يا به ملت (مذهب) ديگري خارج شده است و به چيزي غير از آنچه که خدا در کتاب ارجمندش آورده است، گراييده است. (مسائل و ردود / جزوء چهارم ص 41). پس در حکم بين ازدواج موقت و شيعه اماميه تساوي برقرار است. ) خداوند متعال ما را از دنبالهي متشابه در چنين مواردي نهي کرده است. پس فرمود: « فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ» يعني همانا ما نياز داريم به اينكه کلمهي (استمتعتم) را فقط بر ازدواج موقت اطلاق نماييم و همچنين نياز داريم به اينكه اطلاق لفظ «اجور» به جاي مهريه صحيح نباشد؛ پس با توجه به اينكه اثري از اين دو امر وجود ندارد، استدلال به اين آيه بيهوده ميباشد. مناقشه به پايان رسيد و همهي آنچه که به صورت مفصل و اضافه ذکر مينمايم، براي روشن کردن توضيح و افادهي بيشتر (معني) است. اجور همان مهريه است: اما فرمودهي پروردگارتان « فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» به معناي مهريهي آنان است، چنانچه خداوند متعال در خطاب به پيامبرش صلي الله عليه وسلم ميفرمايد: « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ» (احزاب / 50) (منظور همان مهريه است) و ممکن نيست که غير از اين گفته شده باشد، زيرا پيامبر صلي الله عليه وسلم به اين ازدواج (يعني به ازدواج موقت) اقدام نکرده است. و قرآن کلمهي «اجور» را به کار برده است و هرگز کلمهي مهور (مهريه) را به کار نبرده است؛ چنانچه خداوند سبحان فرمود: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ »(ممتحنه / 10) « اي مؤمنان! هنگامي كه زنان مؤمن به سوي شما مهاجرت كردند، ايشان را بيازمائيد - خداوند از ايمان آنان آگاهتر است (تا شما) - هرگاه ايشان را مؤمن يافتيد، آنان را به سوي كافران برنگردانيد. اين زنان براي آن مردان، و آن مردان براي اين زنان حلال نيستند. آنچه را كه همسران ايشان (به عنوان مهريه) خرج كردهاند، بدانان مسترد داريد. گناهي بر شما نخواهد بود اگر چنين زناني را به ازدواج خود درآوريد و مهريه ايشان را بپردازيد». و گفته است: « وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ » (مائده / 5) «و (ازدواج با) زنان پاكدامن مؤمن، و زنان پاكدامن اهل كتاب پيش از شما، حلال است، هرگاه كه مهريّه آنان را بپردازيد و قصد ازدواج داشته باشيد و منظورتان زناكاري يا انتخاب دوست نباشد». و گفته است: « فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ »(نساء / 25) «لذا با اجازه صاحبان آنان با ايشان ازدواج كرده و مهريّه ايشان را زيبا و پسنديده و برابر عرف و عادت (به تمام و كمال) بپردازيد. كنيزاني را برگزينيد كه با عفّت و پاكدامن باشند و براي خود دوستاني (نامشروع) برنگزينند». چه چيزي کلمهي (اجور) در آيهي مذکور را به ازدواج (صيغه) تخصيص داده و به عنوان دليلي بر آن قرار داده است، با وجود اينكه لفظ از مختصات آن نيست، و اين به سبب ذکر آن در آياتي است که آنها را بيان کرديم، كه به ازدواج صيغه مربوط نميشود، بلکه يا به ازدواج دائمي و يا به ازدواج با کنيزان (مربوط ميشود)؟! استمتاع در لغت : همانا کلمهي «الاستمتاع»، «التمتع» و «المتاع» از کلمات مشترکي هستند که براي بيش از يک معني آمده است و ريشهي آن از انتفاع و تلذذ (به معني لذت بردن و بهره بردن) گرفته شده است. و آن گاهي با طعام ميباشد، چنانچه در فرمودهي خداوند متعال آمده: « أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ» (مائده / 96) « نخجير (آبزي، يعني حيواني كه در رودخانه يا در آبگير زندگي ميكند و يا در) دريا، و خوردن از (گوشت) آن، براي شما (مقيمان مؤمن كه آن را تازه به تازه ميخوريد) و براي (شما) مسافران (مؤمن كه آن را خشكيده يا يخزده و يا به صورت كنسرو ميخوريد) حلال است». و فرمودهاست:« وَفَاكِهَةً وَأَبًّا*مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» (عبس / 31-32) « و ميوه و چَراگاه را. براي استفاده و بهرهمندي شما و چهارپايان شما». و فرموده: « فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا »(مرسلات / 46) « (در اين چند روز كوتاه دنيا) كمي بخوريد و چندي لذّت ببريد (ولي بدانيد كه عذاب الهي در انتظار شما است، چرا كه) شما گناهكاريد». كه در اينجا به معني ازدواج صيغه نميباشد. و گاهي با مال آمده است، چنان که در فرمودهي خداوند متعال است: « لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ» (بقره / 236) « اگر زنان را قبل از آميزش جنسي و تعيين مَهر (به عللي) طلاق دهيد، گناهي بر شما نيست (و در اين موقع) آنان را (با هديّهاي مناسب حال خود) بهرهمند سازيد. آن كس كه توانائي (مالي) دارد، و آن كس كه توانائي (مالي) ندارد، به اندازه خودش، هديّهاي شايسته (و مناسب حال دهنده و گيرنده) ميپردازد». كه منظور از تمتع در اينجا تمتع مالي است که به (زن) مطلقه داده ميشود و منظور ازدواج (موقت) نيست. و فرموده: « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا» (احزاب / 28) « اي پيغمبر! به همسران خود بگو: اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را ميخواهيد، بيائيد تا به شما هديّهاي مناسب بدهم و شما را به طرز نيكوئي رها سازم». و (تمتع) گاهي براي لباس و مسکن آمده است، چنان که فرموده: « وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ »(نحل / 80) «و از پشم و كرك و موي چهارپايان وسائل منزل و موجبات رفاه و آسايش شما را فراهم كرده است كه تا مدّتي (كه زندهايد) از آنها استفاده ميكنيد (و پس از پايان اين جهان، نه شما ميمانيد و نه نعمتهاي آن)». منظور از «متاع»، نيازهاي انسان به صورت مطلق است، همچنان که خداوند متعال فرموده است: « وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ» (احزاب / 53) «هنگامي كه از زنان پيغمبر چيزي از وسائل منزل به امانت خواستيد، از پس پرده از ايشان بخواهيد». و همچنين فرموده است: « إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا» (يوسف / 17) «ما رفتيم و سرگرم مسابقه (دو و تيراندازي) گشتيم و يوسف را نزد اثاثيّه خود گذارديم». همان طور که ديديم اين آيه به نکاح موقت ارتباطي ندارد. اين لفظ با مشتقاتش در60 جاي قرآن به صورت تکرار آمده، ولي هيچ يک از اين الفاظ به نکاح موقت ارتباط ندارد. از جمله: « وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا» (انعام / 128) «پيروان ايشان از ميان انسانها (فرياد برميآورند و) ميگويند: پروردگارا! برخي از ما از برخي ديگر سود برديم. (جنّيان با وسوسه شيطاني بر ما رياست كردند و از ما بهره گرفتند، و ما انسانها به وسوسه ايشان دچار شهوات و لذّات زودگذر شديم، تا آن گاه كه مدّت معلوم زندگي را سپري كرديم) و به مرگي گرفتار آمديم كه براي ما معيّن و مقدّر فرموده بودي. (هماينك با كولهبار كفر و ضلال در پيشگاه ذوالجلال ايستادهايم. واي بر ما! خداوند بديشان) ميگويد: آتش (دوزخ) جايگاه شما است و هميشه در آن ماندگاريد مگر مدّت زماني كه خدا بخواهد. بيگمان پروردگار تو حكيم (است و كارهايش از روي حكمت انجام ميگيرد و) آگاه است (و ميداند چه كساني را از دست دوزخ رها كند)». چرا بايد لفظ استمتاع در اين آيه « فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ» به نكاح متعه تفسير شود، اما در آيه سابق (128) به اين معني تفسير نگردد، در حالي كه لفظ واحد و يکي هستند. «كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (توبه / 69) « (شما اي منافقان!) همانند كساني هستيد كه قبل از شما ميزيستند (و در نفاق و كفر بر همديگر سبقت ميگرفتند و جز راه فسق و فجور نميپوئيدند). آنان از شما نيرومندتر و از اموال و فرزندان بيشتري برخوردار بودند و از قسمت خود (در اين جهان گذران، از لذائذ نامشروع و گناهان) بسي استفاده كردند و (عاقبت مردند و دنيا را به ديگران سپردند و شرمندگي بردند. هماينك شما نيز همچون ايشان از تقوا و ياد خدا دوري گزيدهايد و به راه هواها و هوسها رفتهايد و به گرداب شهوات افتادهايد و از محرّمات) شما هم بهره خود را بردهايد همان گونه كه افراد پيش از شما بهره خود را بردند، و به همان چيزي (از پلشتيها و زشتيها) فرو رفتهايد كه آنان بدان فرو رفتند. ايشان كردارشان در دنيا و آخرت پوچ و بيسود گشت و زيانبار (هر دو جهان) شدند. (هان اگر به راه آنان رويد، همچون ايشان شويد)». «أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا» (احقاف / 20) «شما لذائذ و خوشيهاي خود را در زندگي دنياي خويش بردهايد و كام برگرفتهايد». «وَجَعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ» (ابراهيم / 30) «بگو: (از اين چند روزه زندگي) بهره و لذّت ببريد، چرا كه بازگشت شما به سوي آتش دوزخ است (و در آنجا جز كباب شدن و عذاب ديدن نميبينيد)». اگر قرار باشد كه تفسير بدون هيچ ضوابطي و بر مبناي هوي و هوس صحيح باشد، ميگوييم: اين آيه و امثال آن به تحريم نکاح متعه تصريح داشتهاند، زيرا هرکس تمتع جويد، آتش به عنوان سرانجام او قلمداد ميشود، و مراد از تمتع همان نکاح متعه است، بنابر اين نکاح متعه حرام ميباشد. اين همان چيزي است که فقهاء اماميه در تفسيرشان با آيات داراي الفاظ مشترک به کار ميبرند! زيرا الفاظي را كه در اصل بيش از يک معني دارند، بدون هيچ ضوابط لغوي و قرائن لفظي، بر معنايي که مد نظرشان است، حمل ميکنند. و با آيهي زير نيز همين عمل را انجام دادهاندو آنجا كه خداوند ميفرمايد: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» آنان از تشابه لفظي ميان الفاظ «استمتاع» و «ازدواج متعه» بهرهبرداري نمودهاند و ازدواج موقت را به معناي نکاح تعبير کردهاند، بدون اينكه به عظمت اين موضوع نگاه کنند و همچنين بدون اينكه قرائن لفظياي را در نظر گيرند که بر معناي مورد نظرشان ميچربد. موضوع ازدواج موضوعي است بزرگ و ارزشمند، زيرا به آبرو و نسل مربوط ميباشد، پس به ناچار بايد دليل آن صريح و آشکار باشد و لفظ (استمتاع) لفظ صريح يا قطعياي نيست که دلالت بر ازدواج موقت نمايد و اين فقط يک شبهه است که اعتماد به آن درست نيست و لفظ احتمال معني ديگري ميدهد که همان بهرهبرداري از همسر و کاميابي به جماع و متعلقات آن ميباشد، از اينرو لفظ به عنوان کنايهاي براي جماع قلمداد ميشود، چنانکه اين روش هميشگي قرآن است که در چنين مواردي مسأله را به صورت کنايه ذکر مينمايد و از ذکر نام صريح آنرا خودداري ميکند. بنابراين آنچه را که به آن اعتماد کردهاند دليل متشابهي است که بيش از يک معني دارد. و ادلههاي متشابه، ظني و داراي احتمال صلاحيت آنرا ندارند که در اين امر خطير به آنها استناد شود. اگر خداوند متعال در اين آيه، (ازدواج موقت) مد نظرش بود با لفظ صريح آنرا بيان ميداشت تا هرگونه تأويل و احتمالي از آن بزدايد همچنان که شأن خداوند بلند مرتبه در کارهاي مهم و با ارزش با قطعيت است. و آبروي انسان مسلمان و مباح داشتن عفت زنان محصنه از عظيمترين و با ارزشترين کارهاست. قرائني که باعث ترجيح يکي از معاني لفظ مشترک ميشوند: در موضوع (ازدواج با کنيزان) بيان کرديم که حمل لفظ مشترک (لفظي که بيش از يک معنا دارند) بر يکي از اين معاني بدون در نظر گرفتن قرائن آشکار، صحيح نميباشد. همچنان که قبلاً نيز ذکر کرديم دلايل کارهاي مهم و اساسي از جنس متشابه نيستند يعني الفاظ اين کارها صريح و محکم هستند و الفاظ مشترکي نميباشند که براي ترجيح دادن يکي از آن معاني بر ديگري به قرائن نياز داشته باشيم. همچنان که ادله مشروعيت نماز، زکات، روزه، جهاد، ازدواج دائمي و ازدواج با کنيزان چه رسد به قضاياي يکتاپرستي، نبوت و معاد صريح و محکم است. دلايل اين امور مهم، صريح است به گونهاي که الفاظشان مستلزم آوردن قراين و دلايل آشکار نيست، و در باب راجح و مرجوح قرار نميگيرند و به خاطر اينكه داراي دلايلي قطعي هستند به ثابت بودن آنها يقين پيدا ميکنيم. و اين بدان معنا است که نبايد دلايل تمامي امورات خطير از جنس مشترک باشد به گونهاي که فقط با قرائن بتوان آن دليل را مشخص نمود و در غير اين صورت (اگر دليل مشخص نباشد) آنرا باطل قلمداد مينماييم. يعني هر امر عظيمي که در باب راجح و مرجوح قرار ميگيرد، لازم است كه در مورد آن بگوييم اين امر باطل است. اين آيه قرآني که براي ازدواج موقت به آن استناد نمودهاند، محکم و قطعي الدلاله نيست، بلکه لفظ مشترکي است که احتمال چندين معنا را دارد؛ پس براي ترجيح يکي از اين معاني مستلزم قرينه ميباشد. تفسير کلمهي «استمتعتم» به نکاح متعه و خالي کردن آن از ساير معاني، به وسيلهي متن و لفظ کلمه اثبات نميگردد، بلکه به قراين آشکاري نياز دارد، و اين بيانگر بطلان ادعاي آنان ميباشد. پس چگونه همهي قرائن نفي ميشوند و ميتوانيم بگوييم مقصود اين آيه (ازدواج موقت) بوده است؟ از جملهي اين قرائن: 1- آيه: « وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» (نساء / 24) لفظ استمتاع در اين آيه نوع خاصي از ازدواج و يا نوعي از زنان را در بر نميگيرد، بلکه لفظي است عام و شامل تمامي كساني ميآيد كه خداوند به نوعي ازدواج با او را حلال اعلام داشته است؛ زيرا ضمير (هن) در کلمه (منهن) كه متعلق به استمتاع ميباشد به موارد ذکر شده در اين آيه « وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ». ارجاع داده ميشود. بنابراين استمتاع لفظ عامي است که هر نوع ازدواج شرعي دائمي و ازدواج با کنيزان را که خداوند حلال گردانيده است در بر ميگيرد و به نوع خاصي از ازدواج که ازدواج موقت باشد، مرتبط نيست؛ زيرا آنچه را که خداوند متعال در کتابش حلال گردانيده است – بر عکس آنچه را که حرام گردانيده است – به بيشتر از اين دو نوع نکاح، سخنش را طولاني نميکند؛ زيرا غير از اين دو نوع ازدواج، هر نوع ازدواج ديگري - با نص قرآني- حرام است. طبق اين آيه: « وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ» (مؤمنون و معارج / 5-7 و 29-31) پس کلمه (استمتعتم) آمده تا اينكه معناي لغوي و يا کنايه از آن افاده شود براساس روش قرآني که در کنايه از ذکر کارهاي جنسي با کلمات صريح و آشکار پرهيز ميکند. و معني اصطلاحي به نوعي از انواع ازدواج منجر نميشود. 2- فرمودهي خداوند متعال بعد از آن: « وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ» (نساء / 25) دلالت بر اين دارد که منظور از ازدواجي که قبلاً ذکر شد، همان ازدواج شرعي و دائمي است؛ زيرا سخن از دشوار به سوي آسان منتقل ميشود پس هر کس که به اين نوع ازدواج دائمي قادر نبود و انجام اين کار بر او دشوار باشد و اسباب و لوازم ازدواج برايش مهيا نبود، بايد با آنچه از کنيزان مؤمن در اختيار دارد، ازدواج کند. و هيچ شکي در اين نيست که ازدواج موقت بسيار آسانتر از ازدواج با کنيزان تحت مالکيت است. پس اگر مقصود بيان همان نوع اول بود، واجب ميشود که ترتيب سخن برعکس شود (يعني از آسان به دشوار و با ازدواج با کنيزان شروع ميشد، سپس (ازدواج) آسانتري را ذکر ميکند که همان صيغه است، پس انتقال از دشوار به سوي آسان صورت ميگرفت. پس همانا عبارت « وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ »مستلزم اين است كه مورد ذكر شده دشوارتر از مورد بعدي باشد. زيرا در غير اين صورت تناقض، پريشاني و آشفتگي روي ميداد، و اين با صحت کلام خداوند منافات دارد. 3- همانا خداوند بلند مرتبه ازدواج حلال را به تحقق يافتن شرط پاکدامني مشروط کرده است و مقصود از آن کساني که آبروريزي ميکنند و به شهوتراني مشغولاند، نميباشد. پس فرموده است: « وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ» (نساء / 24) و فرموده است: « مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ» (نساء / 25) «زنان پاکدامني که زناکار نباشند و براي خود دوستاني (نامشروع) برنگزينند.» و فرموده است: « وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آَتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» (مائده / 5) «(و ازدواج با) زنان پاکدامن مؤمن، و زنان پاکدامن اهل کتاب بيش از شما، حلال است، هر گاه که مهريهي آنان را بپردازيد، قصد ازدواج داشته باشيد و منظورتان زناکاري و يا انتخاب درست نباشد.» تحقق نيافتن اين شرط در ازدواج موقت غير ممكن است، پس اگر قصد خداوند بلند مرتبه از لفظ: «استمتعتم» متعه ميبود، هرگز آنرا براي اين (ازدواج) شرط قرار نميداد. وصلي الله وسلم علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه أجمعين. وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العاليمن. مصدر: سایت نوار اسلام IslamTape.Com |
||||||||||||
|
|
|
|
5
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست گرامی جناب عقیل راستش را بخواهید کل متنتان را نخواندم. ( فکر می کنم خودتان هم فقط اولش را خوانده اید شاید هم نه !!! ) علتش هم طولانی بودن آن بود. ولی از ابتدای آن چنین نتیجه گرفتم که شما آیه مذکور را اصلا در مورد متعه نمی دانید!!! و این برای من خیلی جای تعجب دارد!!! البته وقتی منبعتان را دیدم متوجه شدم که زیاد هم نباید توجه کرد. نوار اسلام اصولا خیلی از اصول آشکار اسلام را هم گاها رد می کند!!! درست است که مطلب شما آنچنان سبک و خنده دار است که اصلا نیازی به جواب ندارد ولی با این حال فقط برای اینکه بدانید هیچ یک مطالبی که حضرتعالی کپی می کنید بدون جواب نیست مطالبی عرض می کنم. اما جواب این مطلب : مفسرين شيعه و سني در اين نکته که نزول اين آيه در مورد متعه بوده است ، تقريبا اتفاق نظر دارند . و با اثبات اين مطلب حليت متعه ثابت شده و اثبات حرمت و يا نسخ آن به دليل نياز دارد : 1- وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام جمهور علما( مشهور علما) گفته اند که مراد از اين آيه متعه است که در صدر اسلام بوده است . تفسير القرطبي ج 5 ص 130 2- وإلى ذلك ذهبت الإمامية والآية أحد أدلتهم على جواز المتعة وأيدوا استدلالهم بها بأنها في حرف أبي فما استمعتم به منهن إلى أجل مسمى وكذلك قرأ ابن عباس وابن مسعود رضي الله تعالى عنهم والكلام في ذلك شهير ولا نزاع عندنا في أنها أحلت ثم حرمت و شيعه به همين نظر ميل دارند و اين آيه يکي از ادله ايشان بر جواز متعه است ؛ و استدلال خود را با اين مطلب که اين آيه در قرائت أبيّ و ابن عباس "إلي أجل مسمي" بوده است تاييد مي کنند ؛ و کلام در اين مطلب مشهور است . ما نيز در اين مطلبي بحثي نداريم که متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد . روح المعاني ج5/ص5 3- وقد استدل بعموم هذه الآية على نكاح المتعة ولا شك أنه كان مشروعا في ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلك وقد ذهب الشافعي وطائفة من العلماء إلى أنه أبيح ثم نسخ ثم أبيح ثم نسخ مرتين وقال آخرون أكثر من ذلك وقال آخرون إنما أبيح مرة ثم نسخ ولم يبح بعد ذلك وقد روى عن بن عباس وطائفة من الصحابة القول بإباحتها للضرورة وهو رواية عن الإمام أحمد وكان بن عباس وأبي بن كعب وسعيد بن جبير والسدي يقرؤون فما استمتعتم به منهن إلي أجل مسمي فآتوهن أجورهن فريضة وقال مجاهد نزلت في نكاح المتعة و به اين آيه براي اثبات نکاح متعه استدلال شده است ؛ وشکي نيست که متعه در ابتدا جايز بوده است و سپس نسخ شده است ؛ و شافعي همين نظر را دارد و عده اي چنين مي گويند که در ابتدا جايز شد و سپس نسخ شد و دوباره مباح شد و دوباره نسخ شد ؛ و عدهاي ديگر بيشتر از اين نيز گفته اند . و عده اي نيز مي گويند تنها يک بار جايز شده و بعد از آن حرام شده و ديگر جايز نشد . و مباح بودن آن به خاطر ضرورت ، از ابن عباس و عده اي از صحابه نقل شده است. و اين روايت از امام احمد است . و ابن عباس و أبي بن کعب و سعيد بن جبير و سدي آيه را چنين مي خواندند: " إلي أجل مسمي ..." و مجاهى نيز گفته است که در نکاح متعه نازل شده است . تفسير ابن كثير ج1/ص475 در کتب ذيل همين مطلب به بيان هاي مختلف آمده است : فتح القدير ج 1 ص499 - جامع البيان ج 5 ص18 بتحقيق صدقي جميل العطار چاپ دار الفكر بيروت - تفسير أبي حيّان ج 3 ص 218- در المنثور ج2 ص140، چاپ مطبعة الفتح جدّة - نواسخ القرآن ابن الجوزي ص 124- تفسير الثعالبي ج 2 ص215 - تفسير الرازي ج3 ص200 دوست عزیز یا شما چشم خود را به روی حقایق بسته اید و تمام شبهات و مطالبی که سایتهایی مانند نوار اسلام می نویسند بدون چون و چرا قبول می کنید و یا هم جمهور علمایتان در اشتباه بوده اند!!!!! اما جالب تر اینکه طبق روايات اهل سنت ، بسياري از بزرگان صحابه و تابعين مانند ابن عباس و ابي بن کعب و مجاهد و سعيد بن جبير و ابن مسعود و سدي و ديگران اين آيه را چنين قرائت مي کرده اند: "فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إليَ أجَلٍ مُسَمًّي فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ" 1- أخبرنا أبو زكريا العنبري حدثنا محمد بن عبد السلام حدثنا إسحاق بن إبراهيم أنبأ النضر بن شميل أنبأ شعبة حدثنا أبو سلمة قال سمعت أبا نضرة يقول قرأت على بن عباس رضي الله عنهما فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة قال بن عباس فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى قال أبو نضرة فقلت ما نقرأها كذلك فقال بن عباس والله لأنزلها الله كذلك هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه شنيدم ابانضره را که مي گويد بر ابن عباس اين آيه را خواندم که زناني را که ايشان ايشان را متعه کرده ايد پس اجر ايشان را به عنوان واجب وفريضه به ايشان بدهيد . ابن عباس گفت زناني را که ايشان را متعه کرده ايد تا زمان معين ابو نضره گفت: ما آن را چنين نمي خوانيم .ابن عباس گفت قسم به خداوند که خدا آن را چنين نازل کرد . اين حديث بنا بر نظر مسلم (در شروط صحت حديث) صحيح است ولي بخاري و مسلم آن را در کتب خودشان نياورده اند . المستدرك على الصحيحين ج2 ص334 شماره 3192 البته مقصود ابن عباس نزول به عنوان قرآن نبوده است . چون تحريف قرآن به اجماع مسلمانان باطل است . ( که اگر هم بوده باشد اشکال کتب اهل سنت است !!! ) بلکه مقصود نزول به عنوان تفسير اين آيه از جانب خداوند است . يعني خداوند متعال بعد از نزول آيه يا همزمان با آن مصداق وتفسير آيه را به همراه ذکر متن آيه ، به رسول خدا وحي مي نمود . پس مقصود اين آيه همان ازدواج تا زمان معين ومتعه است . جدا از لفظ استمتاع که در نص آيه آمده و مي تواند دليل ديگري بر اراده متعه باشد . قرائت ايشان در کتابهاي ذيل نيز نقل شده است : جامع البيان ج 5 ص19 - المصنف لعبد الرزاق الصنعاني ج 7 ص 497 و 498- شرح النووي على صحيح مسلم ج 9 ص 179- الكشاف للزمخشري ج 1 ص519- أحكام القرآن للجصاص ج 2 ص 185- تفسير القرطبي ج5 ص130- تفسير ابن كثير ج1 ص486 - الدر المنثور ج 2 ص 139و 140 و... این هم اثبات صحیح بودن این حدیث برای شما !!! اما اینکه شما می فرمایید اصلا چنین مطلبی وجود نداشته آیا شما به خلیفه خودتان هم رحم نکرده و او را دروغگو می پندارید؟؟؟!!! چرا که جناب عمر می گوید : دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود . من از آن دو نهي مي کنم و بر (انجام دادن) آن دو عقاب مي نمايم . البته اگر در زمينه متعه نسخي از جانب رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم موجود بود ، قطعا عمر به آن استهشاد مي کرد ، اما چنين نکرده است .بنابراين، روايت صراحت دارد در اينکه متعه در زمان رسول خدا حلال بوده است و تحريم آن نظر شخصي عمر است . مدارک این روایت در کتب اهل سنت : سرخسي در دو کتاب خود اين روايت را از جمله رواياتي مي داند که با سند صحيح از عمر نقل شده است : وقد صحّ أنّ عمر رضى اللّه عنه نهى الناس عن المتعة فقال: متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم وأنا أنهى الناس عنهما ؛متعة النساء، ومتعة الحج . با روايت صحيح ا ز عمر نقل شده است که وي مردم را از متعه نهي کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع المبسوط للسرخسي ج4 ص27 - أصول السرخسي ج2 ص6 همين روايت در کتب ذيل نيز نقل شده است : مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519 - المغني ج7 ص136چاپ دار الفکر 1405- أحكام القرآن للجصاص ج1 ص347 چاپ دار احياء التراث العربي - تفسير القرطبي ج2 ص392 - تذكرة الحفاظ ج1 ص366 - التفسير الكبير ج5 ص130 چاپ اول دار الکتب العلميه بيروت - بداية المجتهد ج1 ص244 چاپ دار الفکر بيروت - وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص150 دار الثقافة لبنان اما بد نیست نظر ( توجیه خنده دار و متعصبانه !!! ) جناب فخر رازی را در این مورد هم بدانید : حتي او – از علماي متعصب اهل سنت - هم اين مطلب را پذيرفته است ؛ اما مي گويد که ما مجبوريم که اين روايت را از ظاهرش بر گردانده و بگوييم که نسخ متعه و نهي رسول خدا تنها به عمر رسيده بود و به باقي صحابه کرام مانند علي بن أبي طالب ، ابن عباس ،ابن مسعود ،ابي بن کعب ، جابر سعد بن أبي وقاص و... نرسيده است !!! زيرا اگر چنين نکنيم لازمه اش اعتقاد به دخل و تصرف عمر در احکام دين و تکفير وي است !!! تفسير كبير ، ج10 ص53 اما در صحیح ترین کتاب شما بعد از قرآن اینچنین آمده است : 4246 حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِي بَكْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَال أُنْزِلَتْ آيَةُ الْمُتْعَةِ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ يُنْزَلْ قُرْآنٌ يُحَرِّمُهُ وَلَمْ يَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْيِهِ مَا شَاءَ آيه متعه در کتاب خدا نازل شد . پس ما آن را در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم انجام داديم و قرآني (آيه اي) نازل نشد تا آن را حرام کند و رسول خدا هم از آن نهي نفرمودند . در اين هنگام شخصي طبق نظر خودش هرچه خواست گفت ( متعه را حرام کرد) صحيح بخاري ج4 ص1642 كتاب التفسير، باب قوله تعالى«يا أيّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما أحل اللّه لكم» (المائدة 87) در ذيل اين روايت بسياري از شارحين گفته اند که مقصود از "رجل" عمر بن خطاب است که با نظر خودش متعه را حرام کرد : غوامض الأسماء المبهمة ج2 ص792 - الجمع بين الصحيحين ج1 ص349 - شرح النووي على صحيح مسلم ج8 ص205- فتح الباري ج3 ص433 و ج8 ص186چاپ دار المعرفة بيروت و ... جالب است شما می گویید آیه ای در مورد متعه نیامده اما این حدیث در صحیح بخاری می گوید آیه متعه !!! و بعد هم می گوید نه آیه ای در نسخ آن آمده و نه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی فرموده اند!!! اما جناب عمر به رای خودش مردم را از آن نهی و آن را حرام کرده است!!! چون دیگر نمی خواهم طولانی شود ادامه نمی دهم. ولی اگر واقعا دنبال حق و حقیقت باشید و چشمان خود را به روی حقایق نبندید حتما حق را می یابید. باتشکر - یاعلی |
||||||||||||
|
|
|
|
6
|
||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
آقای حمیدی و عقیل عزیز از مطلب هر دوی شما لذت بردم .
به نظرم آمد اگر چه این بحث بیشتر قرآنی است تا تاریخی ،به مطالبی هم اشاره کنم . آيه متعه منسوخ نيست مصلحت انديشي، سبب شده است که خلیفه ،بعد از رسول اکرم ،مردم را از عمل به اين ازدواج باز دارد.دلایل عدم نسخ آن در کلام بزرگان دینی اینهاست : 1. احمد بن حنبل با سندي که کليه راويان آن ثقه و عادل هستند از عمران بن حصين چنين نقل مي کند: «نزلتْ آيةُ المتعةِ في کتابِ اللّه وعَمِلْنا بها مَع رسولِ اللّه صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم فلم تَنزل آية تنسخها ولم ينه عنها النبي صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم حتي مات»[1]. «عمران بن حصين مي گويد: آيه متعه در کتاب خدا آمده است و ما به آن در عصر رسول خدا صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم عمل کرديم و تا رسول خدا صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم زنده بود، آيه اي نازل نشد که آن را نسخ کند و پيامبرصلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم نيز از آن نهي نکرد». 2. ابن أبي نضرة نقل مي کند: به جابر بن عبداللّه انصاري گفتم: عبداللّه بن زبير از ازدواج موقت نهي مي کند، ولي ابن عباس آن را جايز مي داند. جابر گفت: ما در زمان رسول خدا صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم و زمان ابي بکر به اين آيه عمل کرديم، آنگاه که عمر به قدرت رسيد، به مردم گفت: «انّهُما کانَتا مُتْعَتَانِ عَلي عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ صلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم، أَنَا أَنْهي عَنْهُما وَأُعاقِب عَلَيْهِما؛ إِحْداهُما مُتْعَةُ النِّساء وَالأُخري مُتْعَةُ الحَجِّ»[2]. «دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود، ومن از آن نهي مي کنم، يکي ازدواج موقت و يکي تمتع در حج». شگفت آن که خليفه هر دو را در يک زمان ممنوع کرد، ولي نهي نخست، بعد از وي به شدّت اجرا شد و نهي دوم ناديده گرفته شد و هم اکنون زائران خانه خدا را مي بينيم که از مذاهب مختلف اسلامي غالباً حج تمتع انجام مي دهند. البته بحث درباره ازدواج موقت و شبهات پيرامون آن فراوان است، علاقه مندان به کتاب «الانصاف في مسائل دام فيها الخلاف»، از صفحه 508 تا 551 مراجعه فرمايند. [1] - مسند احمد ،ج 4 ص 446 [2] - سنن بیهقی ،ج 7 ص 206 ،با تلخیص |
||||||||||||
|
|
|
|
7
|
||||||||||||
|
عضو كوشا
|
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید: اين نكاح يعنى نكاح متعه و يا بگو نكاح موقت، در آن برهه از زمان در بين مسلمانان معمول بوده، و در آن نيز هيچ شكى نيست- اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد-، حال چه اينكه اسلام آن را تشريع كرده باشد و چه از تاسيسات شارع اسلام نباشد،- بلكه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد- پس أصل وجود چنين نكاحى در زمان رسول خدا (ص) و در پيش چشم و گوش آن جناب جاى ترديد نيست، و نيز جاى شك نيست كه در آن ايام نام اين نوع ازدواج همين نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبير نمىكردند، پس چارهاى جز اين نيست كه جمله: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ) را حمل بر همين نوع نكاح نموده و از آن جمله اين قسم نكاح را بفهميم، هم چنان كه ساير رسوم و سنتهايى كه در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته مىشده آيات قرآن بر آن معناى معهود حمل مىشده، |
||||||||||||
|
|
|
|
8
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سرور گرامی جناب کاوه
مصلحت اندیشی؟؟؟!!! به این کار جناب عمر نمی گویند مصلحت اندیشی می گویند بدعت !!! چون نه آیه ای از قرآن و نه قرمایشی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در نسخ آن وجود ندارد و خود عمر می گوید این کار در زمان پیامبر بوده و من از آن نهی کردم. و این همان بدعت است. اما بزرگان دینی که نوشته اید کاش اشاره می نمودید که بزرگان اهل سنت نه بزرگان دینی !!! باتشکر - یاعلی |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
| تشكر |
|
|
9
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
ای کاش اول به نوشته های من پاسخ می دادید بعد سوال می کردید
من این حدیثی را گفتید چون مشهور ترین احادیثی است که بیان کردید دنبال کردم و در این آدرسی که فروده بودید پیدا نکردم اما همین حدیث در باب فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ یافتم و تعجب کردم و ای کاش شما هم نگاهی به این حدیث بفرمایید کاملا معلوم است که در اینجا منظور حج تمتع است موضوع ازدواج موقت موضوع مهمی است وباید در قرآن ذکر می شد و شما هم باید به جای تمسک به روایات و احادیث اول به کتاب خدا مراجعه کنید و اجازه دهید ادامه گفتگو کاملا قرآنی باشد چون با این شیوه ی شما به هیچ نتیجه ای نمی رسیم دلایلی از قرآن 1- خداوند متعال مي فرمايد: ﴿فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ﴾. [النساء / 3]. «و اگر بهراسيد كه چون بيش از يك همسر برگزينيد) راه عدالت و انصاف نپيماييد، بايستي به يك همسر يا به كنيزان بسنده كنيد. در اين آيه خداوند متعال كسانيكه در صورت داشتن چند همسر از رعايت و انصاف بين آنها عاجز و ناتوان خواهند بود را ارشاد فرموده است كه به يك همسر بسنده كنند و يا اينكه بجاي زنان آزاده براي خود كنيز بر گزينند. اين فرمايش الهي نيز دلالت بر تحريم صيغه دارد. چون اگر صيغه جائز و روا مي بود خداوند متعال در اين آيه آنرا به عنوان راه حل سوم پيش روي مسلمانان قرار مي دادند. 2- خداوند متعال مي فرمايد: ﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ﴾. [النساء / 25]. «و هر كدام از شما كه توانايي و استطاعت ازدواج با زنان آزاده و پاكدامن را ندارد مي تواند كنيزهاي مؤمنه را برگزيند». 3- و در همين آيه كريمه خداوند متعال مي فرمايند: ﴿ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾. «اين حكم (يعني روا بودن انتخاب و برگزيدن كنيز بجاي زن آزاده) ويژه آن عده از شما است كه از وقوع در دام زنا بر خود هراسانند. و اگر شما (تا آن زمان كه استطاعت و توانايي مادي ازدواج با زنان آزاده را پيدا كنيد) صبر و شكيبايي پيشه سازيد، برايتان بهتر (از برگزيدن كنيز) مي باشد». در اين آيه خداوند متعال پيش روي آن عده از مرداني كه احتياج به ازدواج كردن دارند اما فاقد استطاعت مادي ازدواج با زنان آزاده هستند و اين مسأله آنها را از احتمال وقوع در حرام بيمناك ساخته، تنها يك راه حل قرار داده اند كه همانا برگزيدن كنيز مي باشد. 4- خداوند مي فرمايد: ﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾مومنون/ 5. «آنان كه شرمگاه خود را حفظ مي كنند مگر بر زنان خود و يا كنيزي كه مالك آنانند اين افراد ملامت نيستند اما هر كس علاوه از آن طلب كند, آنان تجاوز كارند». در اين آيه بيان شده كه همخوابي تنها با همسر و يا كنيز مملوكه جايز است و غير از اين هر چه باشد حرام است و زن متعه شده (صيغه اي) اجاره است و همسر نيست نه طلاقي دارد و نه ميراثي. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
10
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو كوشا
![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست گرامی جناب عقیل ( سنی کرد ) اتفاقا اصلا به نظر من نیازی به جواب دادن به آن مطالب نیست!!! چون اصلا ادعایی نموده اید که هم با نظر علمایتان مخالف است و هم با نظر خود جناب عمر!!!
خب دوست گرامی شما انتظار داشتید علمایتان در چه بابی می آوردند مگر سخنان فخر رازی را نخواندید؟؟؟!!! این دیگر توجیه است به متن احادیث خوب دقت کنید. یعنی شما می فرمایید تمام علمایتان دروغ گفته اند؟؟؟!!! خوب مطالب بالا را مطالعه کنید. به این حدیث دقت کنید : 347 - حَدَّثَنَا بَهْزٌ قَالَ وَحَدَّثَنَا عَفَّانُ قَالَا حَدَّثَنَا هَمَّامٌ حَدَّثَنَا قَتَادَةُ عَنْ أَبِي نَضْرَةَ قَالَ قُلْتُ لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ ابْنَ الزُّبَيْرِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَنْهَى عَنْ الْمُتْعَةِ وَإِنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ يَأْمُرُ بِهَا قَالَ فَقَالَ لِي عَلَى يَدِي جَرَى الْحَدِيثُ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ عَفَّانُ وَمَعَ أَبِي بَكْرٍ فَلَمَّا وَلِيَ عُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ إِنَّ الْقُرْآنَ هُوَ الْقُرْآنُ وَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هُوَ الرَّسُولُ وَإِنَّهُمَا كَانَتَا مُتْعَتَانِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِحْدَاهُمَا مُتْعَةُ الْحَجِّ وَالْأُخْرَى مُتْعَةُ النِّسَاءِ مسند احمد 1/351 حالا جالب این است که این حدیث در همین معنی در منبع زیر آمده : معرفه السنن و الاثار للبیهقی - باب نکاح المتعه!!! در ضمن این اسم بابی است در صحیح مسلم : 3 - باب نكاح المتعة وبيان أنه أبيح ثم نسخ ثم أبيح ثم نسخ واستقر تحريمه إلى يوم القيامة دقت کنید که این برای حلال و حرام نیست برای این است که بدانید نکاح متعه ای در زمان صدر اسلام بوده !!! [ ش ( نكاح المتعة ) قال الإمام النووي الصواب المختار أن التحريم والإباحة كانا مرتين فكانت حلالا قبل خيبر ثم حرمت يوم خيبر ثم أبيحت يوم فتح مكة وهو يوم أوطاس لاتصالهما ثم حرمت يومئذ بعد ثلاثة أيام تحريما مؤبدا إلى يوم القيامة واستمر التحريم قال القاضي واتفق العلماء على أن هذه المتعة كانت نكاحا إلى أجل لا ميراث فيها وفراقها يحصل بانقضاء الأجل من غير طلاق ووقع الإجماع بعد ذلك على تحريمها من جميع العلماء إلا الروافض ] صحیح بخاری همان باب 15 - ( 1405 ) وحدثنا الحسن الحلواني حدثنا عبدالرزاق أخبرنا ابن جريج قال قال عطاء قدم جابر بن عبدالله معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا المتعة فقال نعم استمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه و سلم وأبي بكر وعمر همان فکر کنم همین قدر کافی باشد برای اینکه بدانید که شما فقط به دنبال این هستید که به نوعی دروغ خود را به ما بباورانید!!! پس منظور تنها تمتع حج نبوده بلکه هر دو بوده.
درست است که مجبور هستید که بگویید فقط قرآن ولی باید این را بدانید که شما فقط از قرآن حتی نمی توانید تعداد رکعات نمازهای یومیه تان را در آورید!!! فکر نمی کنم این امر از نماز مهم تر باشد ولی در قرآن ذکر نشده پس سخن شما که می گویید باید در قرآن ذکر می شد باطل است. شما نمی توانید برای خداوند تبارک و تعالی دستور دهید و تعیین تکلیف کنید!!! چرا اگر چشمانتان را باز کنید به نتیجه رسیده ایم و شما فقط در همان سخن خود دست و پا می زنید!!! احادیث محکم ترین کتبتان است بخوانید متوجه می شوید.
نیازی به جواب نیست. اول شما مطالعه کنید و جواب دهید بعد. ببینید دوست من البینه علی المدعی. تمام علمایتان بر این تصریح دارند که آیه در مورد نکاح متعه بوده ( باور ندارید مطالعه کنید ) حالا شما که ادعا می کنید نیست باید ثابت کنید و آن هم با دلایل از کتب معتبر!!! اگر هم می گویید فقط از قرآن اول تعداد رکعات را فقط از قرآن نشان دهید بعد من هم فقط از قرآن برایتان جواب می دهم. راستی ما در جاهای دیگری هم با هم در حال صحبت هستیم. یادتان که هست!!! باتشکر - یاعلی |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط hamedi : ۱۳۸۸/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۰:۳۴ بعد از ظهر |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | نوشته |
| مناظره عالم شيعه با يك عالم سني(نخونيد از دست داديد) | محمد | آشنایی با فرق و مذاهب | 12 | ۱۳۸۹/۰۲/۹ ۱۰:۵۹ بعد از ظهر |
| آيا تجويز ازدواج موقت، ترويج هوسرانى و مخالف حفظ نظام خانواده نيست؟ | گمنام | حیات دنیوی انسان | 15 | ۱۳۸۸/۱۲/۶ ۰۹:۰۶ بعد از ظهر |
| سوال تحریم صیغه و اجازه ان در مواردی توسط پیغمبر | گمنام | راشدین | 1 | ۱۳۸۸/۰۸/۲۸ ۰۸:۱۴ بعد از ظهر |
| چرا اهل سنت ازدواج موقت را حرام مىدانند؟ | محمد | حقوق زن در اسلام | 2 | ۱۳۸۸/۰۸/۱۱ ۰۶:۲۴ بعد از ظهر |
| متعه در نزد صحابه | عماد | مذاهب اسلامي | 0 | ۱۳۸۸/۰۸/۷ ۰۲:۴۵ بعد از ظهر |