صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همرنگ جماعت شدن تا کی؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    24
    حضور
    2 روز 16 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    137

    همرنگ جماعت شدن تا کی؟




    به نام خدا

    سلام خدمت همه ی دوستان

    من یه دختر 19 ساله هستم،ترم اول دانشگاهم،بااون چیزایی که قبلا از محیط دانشگاها شنیده بودم سال کنکور خیلی تلاش کردم تا تویه دانشکاه دخترونه قبول بشم مثه الزهرا و امام صادق(ع)و...اما نشد و الان تو یکیاز دانشگاهای آزاد تهران دارم درس میخونم.

    همیشه سر نمازهام از خدا خواستم که نمونه یه دخترچادری کامل باشم،دختری که با رفتارش با منشش حتی یه نفر رو هم نسبت به بقیه خانمهایی که پوششون چادر هستش بدبین نکنه که هیچ تازه به چادر و امنیت و آرامشی که این چادر به همراه خودش میاره علاقهمند کنم.

    از وقتی که وارد دانشگاه شدم و جو دانشگاه رودیدم این خواسته یه جورایی تبدیل شد به یه هدف،هدفی که برای رسیدن بهش دارم تلاشمیکنم.که خداروشکر تونستم یه دوست همپای خودم هم پیدا کنم.برای رسیدن به این هدفمسعی کردم علاوه بر توجه به درس با همه بچه های کلاس رفتار خوب و دوستانه ای داشتهباشم اما سعی کردم با آقایون کلاس ارتباط محدودیداشته باشیم.که اینکار باعث شد تویخیلی از جمع ها والان تقریبا توی تمام جمع ها من و دوستم جدای از بقیه باشیم.چونهمه دخترها چه محجبه(با پوشش چادر که به جز من و دوستم کلا به پنج نفر هم نمیرسن)وچه با ظاهر وتیپی متفاوت رابطه خیلی راحتی با آقایون دارن و میشه گفت اکثریتشونهیچ خط قرمز و محدودیتی برای این روابط ندارن و فقط این من و دوستم هستیم که بهخاطر عقایدمون سعی کردیم روابط کاملا محدودی با آقایون داشته باشیم.

    الان حدودا 2-3هفته ای هستش که متوجه شدم بچههای کلاس برای من و دوستم اسم گذاشتن وهمونایی که در ظاهر با ما دوست هستن پشت سرتویه جمع هاشون مارو مسخره میکنن.آقایون کلاس یه جوری رفتار میکنن و یه حرف هاییپشت سر ما میزنن که اگه ما تو جمع ها ی خنده و شوخی و مهمونی های اونها شرکت نمیکنیماین اشکال و ایراد از ماست.و جالب اینجاست که تمام خانم ها هم پشت سر و طرفدار اینآقایون هستن.

    من طبق چیزهایی که بهش عتقاد دارم و به درستیشون ایمان،حتی اگه شرایط از اینهم سخت تر بشه از عقاید و حدودی که خدا برام معین کرده دست بر نمیدارم.

    اما از شما دوستان و همینطور مشاورین مذهبیمیخوام کمکم کنید تا بتونم راحتر با این مسائل کنار بیام.چندتا از دوستان گفتن کهاین مشکل از منه،گفتن تو همه چیز رو سخت میگیری!آیا این که دوست ندارم موقع حرفزدن توی جمعی که نامحرم هست با ناز و عشوه حرف بزنم یا اینکه سعی میکنم نگاهامکنترل شده باشه و برای روابطم حد و مرز دارم سختگیری؟آیا این حق منه که از جمعدوستان ترد بشم هر روز شاهد این باشم که از طرف یه عده آدمی که از زنده بودن و زندگیکردن،از بزرگ شدن و وارد اجتماع شدن فقط اینو فهمیدن که راهای بیشتری هم برای لذتبردن هست،مسخره بشم؟


    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۲/۰۹/۱۸ در ساعت ۲۱:۰۰

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 11 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست




    همرنگ جماعت شدن تا کی؟







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


    قابل توجه:

    موضوع جهت بحث و تبادل نظر میان کاربران باز گذاشته می شود.

    خواهشمندم فقط در موضوع اصلی تاپیک نسبت به ارسال مطلب اقدام نمایید

    و از هرگونه بحثهای حاشیه ای و نیز بحثهای دونفره خودداری نمایید.

    با تشکر



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۰:۵۷

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر,مطالعه
    نوشته
    832
    حضور
    33 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    225
    صلوات
    5729



    به نام خدا

    سلام عليكم



    نقل قول نوشته اصلی توسط نرجس94 نمایش پست ها
    اما از شما دوستان و همینطور مشاورین مذهبیمیخوام کمکم کنید تا بتونم راحتر با این مسائل کنار بیام.چندتا از دوستان گفتن کهاین مشکل از منه،گفتن تو همه چیز رو سخت میگیری!آیا این که دوست ندارم موقع حرفزدن توی جمعی که نامحرم هست با ناز و عشوه حرف بزنم یا اینکه سعی میکنم نگاهامکنترل شده باشه و برای روابطم حد و مرز دارم سختگیری؟آیا این حق منه که از جمعدوستان ترد بشم هر روز شاهد این باشم که از طرف یه عده آدمی که از زنده بودن و زندگیکردن،از بزرگ شدن و وارد اجتماع شدن فقط اینو فهمیدن که راهای بیشتری هم برای لذتبردن هست،مسخره بشم؟
    به اسك دين خوش آمديد
    جا داره به خاطر اين دغدغه ي زيباتون بهتون تبريك بگم .

    ببينيد دوست من ، من سعي ميكنم يك سري از مطالب رو بگم انشاءالله بقيه دوستان هم مواردي رو خدمتتون ميگن تا كارشناس بحث تشريف بيارن و نظر كارشناسانه بدن .

    خب خيلي كساني هستند كه معتقدند ذهن افراد جامعه شکل گرفته و سخت و استخوانی شده و ديگه تغییر شکل نمیده و یا آنقدر کند و آهسته اين تغيير اتفاق مي افته كه خسته كننده است طوري كه ممكنه بي فايده به نظر بياد ، براي همين از ادامه راه منصرف ميشن .
    اما چيزي كه هست اينه كه اگر بخواهیم به طور منطقی با این واقعیت مواجه شویم ، ارتباط گرفتن با مردم يا مفيد هست يا غير مفيد ، اگر به هر شکل مفید باشد که خوب و پسنديده است و اگر هم بی فایده باشد باز هم ياد گرفتيم كه كوشش بهتر از اينه كه بشينيم و هيچ كاري نكنيم ، اينطوري حداقل در برابر وجدان خودمون آسوده ايم .

    اصلا لفظ همرنگ جماعت شدن براي چي به كار ميره ؟ وقتي من همرنگ جماعت بشم اعتماد به نفس بيشتري دارم يا اين اعتماد به نفس واقعي نيست و كاذبه ؟
    جماعت چه رنگي هستن ؟
    اگر رنگ جماعت رنگ خدايي نباشه چرا بايد من رنگ خدايي خودم رو با رنگ اونها عوض كنم ؟ خب انقدر روي رنگ خودم پافشاري ميكنم تا كم كم اونها رو جذب كنم .

    مسخره كردن هم درسته خيلي روح ادم رو اذيت ميكنه ولي اين شيوه ايه كه هميشه ي تاريخ استفاده مي شد تا افراد رو از مسير درست خودشون منحرف كنن .
    مسخره شدن ، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردن ... اما دوست من در مقابل هم خا وعده دادن تا شر مسخره كنندگان رو از سر افراد كم كنن .
    شما نبايد به خاطر اين موضوع هدف خودت رو فراموش كني ،
    الگوي شما حضرت زهرا ( س) هستن كه در برابر فرد نابينا حجاب خودشون رو حفظ كردن .
    با
    توكل بر خدا حجابت رو حفظ كن و ادامه بده انشاءالله وعده خدا براي اين افراد هم محقق ميشه .






    اينهمه فاصله داريم
    آن كه نيست و هست ، منم
    آن كه هست و نيست ، تويي ...

    هراس بي تو ماندنم ادامه دارد ...



  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41218



    نقل قول نوشته اصلی توسط نرجس94 نمایش پست ها
    به نام خدا

    سلام خدمت همه ی دوستان

    من یه دختر 19 ساله هستم،ترم اول دانشگاهم،بااون چیزایی که قبلا از محیط دانشگاها شنیده بودم سال کنکور خیلی تلاش کردم تا تویه دانشکاه دخترونه قبول بشم مثه الزهرا و امام صادق(ع)و...اما نشد و الان تو یکیاز دانشگاهای آزاد تهران دارم درس میخونم.

    همیشه سر نمازهام از خدا خواستم که نمونه یه دخترچادری کامل باشم،دختری که با رفتارش با منشش حتی یه نفر رو هم نسبت به بقیه خانمهایی که پوششون چادر هستش بدبین نکنه که هیچ تازه به چادر و امنیت و آرامشی که این چادر به همراه خودش میاره علاقهمند کنم.

    از وقتی که وارد دانشگاه شدم و جو دانشگاه رودیدم این خواسته یه جورایی تبدیل شد به یه هدف،هدفی که برای رسیدن بهش دارم تلاشمیکنم.که خداروشکر تونستم یه دوست همپای خودم هم پیدا کنم.برای رسیدن به این هدفمسعی کردم علاوه بر توجه به درس با همه بچه های کلاس رفتار خوب و دوستانه ای داشتهباشم اما سعی کردم با آقایون کلاس ارتباط محدودیداشته باشیم.که اینکار باعث شد تویخیلی از جمع ها والان تقریبا توی تمام جمع ها من و دوستم جدای از بقیه باشیم.چونهمه دخترها چه محجبه(با پوشش چادر که به جز من و دوستم کلا به پنج نفر هم نمیرسن)وچه با ظاهر وتیپی متفاوت رابطه خیلی راحتی با آقایون دارن و میشه گفت اکثریتشونهیچ خط قرمز و محدودیتی برای این روابط ندارن و فقط این من و دوستم هستیم که بهخاطر عقایدمون سعی کردیم روابط کاملا محدودی با آقایون داشته باشیم.

    الان حدودا 2-3هفته ای هستش که متوجه شدم بچههای کلاس برای من و دوستم اسم گذاشتن وهمونایی که در ظاهر با ما دوست هستن پشت سرتویه جمع هاشون مارو مسخره میکنن.آقایون کلاس یه جوری رفتار میکنن و یه حرف هاییپشت سر ما میزنن که اگه ما تو جمع ها ی خنده و شوخی و مهمونی های اونها شرکت نمیکنیماین اشکال و ایراد از ماست.و جالب اینجاست که تمام خانم ها هم پشت سر و طرفدار اینآقایون هستن.

    من طبق چیزهایی که بهش عتقاد دارم و به درستیشون ایمان،حتی اگه شرایط از اینهم سخت تر بشه از عقاید و حدودی که خدا برام معین کرده دست بر نمیدارم.

    اما از شما دوستان و همینطور مشاورین مذهبیمیخوام کمکم کنید تا بتونم راحتر با این مسائل کنار بیام.چندتا از دوستان گفتن کهاین مشکل از منه،گفتن تو همه چیز رو سخت میگیری!آیا این که دوست ندارم موقع حرفزدن توی جمعی که نامحرم هست با ناز و عشوه حرف بزنم یا اینکه سعی میکنم نگاهامکنترل شده باشه و برای روابطم حد و مرز دارم سختگیری؟آیا این حق منه که از جمعدوستان ترد بشم هر روز شاهد این باشم که از طرف یه عده آدمی که از زنده بودن و زندگیکردن،از بزرگ شدن و وارد اجتماع شدن فقط اینو فهمیدن که راهای بیشتری هم برای لذتبردن هست،مسخره بشم؟

    همه دنیا اگر از حق دست کشیدن وظیقه من و من هاست که اینکار را نکنیم

    که مولایمان حسین (ع) با عده قلیل در برابر تباهی قیام نمود

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41218



    این عکس ها رو برای روحیه دادن به شما قرار دادم

    اون موقعی که کروه کروه بعضی ها فرار می کردند می رفتند غرب
    بعضی ها اینجوری مقاومت می کردند

    همرنگ جماعت شدن تا کی؟
    همرنگ جماعت شدن تا کی؟


  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام
    خداوند به حق زینب کبری (س) به شما جزای خیر بدهد.
    من هم میگم زیاد سخت نگیرید! اما نه در این مسائل. در اینکه روزهای دانشگاه خیلی خیلی موقتی و گذرا هست و اصلاً ارزشش رو نداره که خودتون رو به خاطرش نگران بکنید. نهایت مدتی که شما با همکلاسی های پسر و دخترتون با هم باشید همین چند ترم کلاس و درس و اینهاست و بعدش هر کسی میره پی کار خودش.
    اینها رو از این جهت گفتم که فکر نکنید طرد شدن ظاهری شما از بین جماعتی که دغدغه دینی ندارند خیلی اتفاق مهمیه و شکستی براتون محسوب میشه. این روزها میگذره و بعداً میفهمید که اصلاً اهمیتی نداشته. فقط چون الان زیاد دانشگاه میرید و همه هم چون ترم های اول هست گرم و پرانرژی هستند این وضعیت پیش اومده. ترم های بالاتر که رفتید و از حرارت بچه ها کم شد خیلی چیزها عوض میشه.
    موفق باشید.

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    473
    حضور
    1 روز 14 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    57
    صلوات
    3962



    نقل قول نوشته اصلی توسط نرجس94 نمایش پست ها
    اما از شما دوستان و همینطور مشاورین مذهبیمیخوام کمکم کنید تا بتونم راحتر با این مسائل کنار بیام.چندتا از دوستان گفتن کهاین مشکل از منه،گفتن تو همه چیز رو سخت میگیری!آیا این که دوست ندارم موقع حرفزدن توی جمعی که نامحرم هست با ناز و عشوه حرف بزنم یا اینکه سعی میکنم نگاهامکنترل شده باشه و برای روابطم حد و مرز دارم سختگیری؟آیا این حق منه که از جمعدوستان ترد بشم هر روز شاهد این باشم که از طرف یه عده آدمی که از زنده بودن و زندگیکردن،از بزرگ شدن و وارد اجتماع شدن فقط اینو فهمیدن که راهای بیشتری هم برای لذتبردن هست،مسخره بشم؟
    مرسی بابت تلاشت عزیزم
    خودتو نگران نکن، همیشه هرجور هم که باشی یه عده ازت خوششون نمیاد پس برای خودت و اون کسی که بهش اعتقاد داری زندگی کن
    بنظرم دیگه هدفت این نباشه که حتما یکی رو بخوای به راه بیاری، همینکه رفتار درست و خوب شما رو ببینن کفایت میکنه
    جماعت ما یه رنگ نیست که بخوای همرنگ جماعت بشی، از دانشگاه که بیای بیرون میبینی جماعتهای زیادی هستن که شاید با رنگ تو نخونن، تو میخوای هی رنگ عوض کنی؟؟؟
    خودت باش، خود خودت و اصلا این نگرانی ها رو از خودت دور کن

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    علاقه
    هیئت-راهیان نور-بسیج
    نوشته
    115
    حضور
    2 روز 2 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    424



    کی گفته با ناز و عشوه حرف بزنی؟؟؟؟؟وااااااااااااااا اا....حرفایی میزنیدا....اینجوری که شما گفتید دوستاتون این برداشت رو میکنن که شما متحجر هستید...اما اگر شما میخواید الگو باشید سعی کنید اخلاقه خوب داشته باشید وبا آقایون هم ارتباط داشته باشید...مثلا سعی کنید با پسرایی که مذهبی تر هستن برخورد داشته باشید...اما بازم به طور جدی وسر سنگین برخورد کنید.(حدو مرز بزارید)..اما ازشون فرار نکنید...
    اگر خدای من آنست که من میدانم...

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط نرجس94 نمایش پست ها
    آیا این حق منه که از جمعدوستان ترد بشم هر روز شاهد این باشم که از طرف یه عده آدمی که از زنده بودن و زندگیکردن،از بزرگ شدن و وارد اجتماع شدن فقط اینو فهمیدن که راهای بیشتری هم برای لذتبردن هست،مسخره بشم؟
    اللهم عجل لولیک الفرج

    سلام
    راه و رسم درست رو اساتید گفتند و بیان هم خواهند کرد

    اما خواهر گرامی

    بدانید الان در عصر اخر الزمان هستیم

    عصری که داشتن ایمان مثل گرفتن ذغال گداخته در دست است

    برای همین تمامی افکار نا مناسب رو دور کنید و به درستی راهی که اساتید و مشاوران مجرب و متدین و دین شناس بیان می کنند گوش کنید

    اگر بر طریق درست هستید محکم بایستید و از تنه افراد نترسید

    توکل به خدا کنید

    و از خدا بخواهید که اگر بر راه خطا هستید به راه هدایتتان کند

    و فقط خدا را در قلب خودتان جای دهید

    امیدوارم راه درست را بیابید و ان را محکم نگهدارید و اگر لازم شد برایش از راه درستش بجنگید و بر راه استوار اللهی پایدار باشید
    یا علی

    ویرایش توسط رستگاران : ۱۳۹۲/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۲:۰۵
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    چشم و دلی مجاب و کمی پنجره!
    نوشته
    1,219
    حضور
    12 روز 11 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    464
    صلوات
    12347



    سلام
    با کسب اجازه از محضر کارشناسان ؛
    اولا واقعا بهتون تبریک میگم! و این دغدغه و روحیه شما رو تحسین میکنم. خیلی دلم میخواست پیش هم بودیم تا با هم دوست می شدیم.
    اما توصیه های بنده که امیدوارم مفید باشه...

    1. با افراد سطح بالا و تحصیل کرده ی محجب و مذهبی رابطه برقرار کنید.

    2. سعی کنید شیک بپوشید و در هر زمینه ای به روز باشید اما محجب ، با وقار و با حفظ موازین

    3. ویژگی های زمانه ی خودتون رو بشناسید. مثلا در ویژگی های آخرالزمان آمده که افراد با ایمان حقیر شمرده میشوند. ارزش ها وارونه میشه ، خوبی ها بد به نظر میاد و بدی ها خوب جلوه میکنه...
    وقتی شما بدونید در چنین شرایطی هستید ، اگر این موارد براتون پیش اومد ، تعجب نمی کنید و ناراحت نمیشید و دست از اعتقاداتتون برنمی دارید. تازه مطمئن تر میشید که جزء آدم های خوب هستید.
    نگه داشتن ایمان در آخرالزمان مثل نگه داشتن آتش در کف دسته. اونی که آتش توی دستش نداره ، احساس ناراحتی هم نمیکنه. یادتون باشه در آخرالزمان ، این مومنین هستند که خیلی سختشون میشه. بقیه که راحت اند!
    و شما تنها نیستید...

    4. با خدا معامله کنید. سختی این کار رو تحمل کنید و به خدا بگید خدایا من به خاطر تو صبر میکنم ، تو هم دست منو بگیر و کمکم کن ...

    5. سعی کنيد با اماکن مذهبی مانند مسجد، کانون فرهنگی مسجد و از اين قبيل مراکز سالم، ارتباط بيشتری داشته باشيد. اين کار برای شما فوايد زيادی داره. مثلا شما را با دوستان خوب و مذهبی آشنا میکنه.
    ویرایش توسط مشکاة : ۱۳۹۲/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۵:۱۴

    اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛

    به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لق لقه زبان آنهاست
    تا جایى گرد دین می گردند که معاش آنها تامین باشد
    و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‏ شوند


    حسین ابن علی علیه السلام
    تحف العقول، ص 245





  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی هویت اسلامی؟ایرانی؟ غربی؟ نسبت این ها با هم چه می تواند باشد؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 60
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۲, ۰۷:۱۵
  2. سیر به سوی کمال و سوالی در مورد آن
    توسط ملاصدرا در انجمن تفاوت زن و مرد
    پاسخ: 61
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۲۲, ۰۸:۲۷
  3. جمع بندی حد رعایت حلال و طیب بودن غذاها در دوران بارداری؟
    توسط ترنـم در انجمن احکام خوردنیها و آشامیدنیها
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۴, ۱۰:۳۴
  4. آزادی یعنی چی؟!
    توسط hoorshid در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 62
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۰۳, ۲۱:۱۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود