جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مردم چه می گویند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    مذهب ، هنر، ورزش مخصوصا شنا(نه بلدم نه شهر ما استخر داره)
    نوشته
    82
    حضور
    2 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    240

    مردم چه می گویند؟




    در برنامه گلبرگ شبکه سه سیما بحثی درباره گره خوردن زندگی ما با حرف مردم آمده بود که بنده از سایت این شبکه عینا نقل میکنم.
    سوال- زندگی با حرف مردم زندگی را سخت تر می کند یا راحت تر؟
    پاسخ- هشتاد درصد مردم گفته اند که زندگی با حرف مردم ،سخت تراست و سه درصد گفته اند که اگر به حرف مردم توجه کنیم زندگی مان راحت ترمی گذرد. و بقیه هم نظر منفی و مثبت نداشتند.
    با اینکه هشتاد درصد مردم معتقد هستند که محور قرار دادن حرف مردم زندگی را سخت تر می کند، چرا قابل توجهی از ما، به حرف مردم توجه می کنیم؟؟؟
    داریم :می خواستم به دنیا بیایم در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت :چرا؟ پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم به مدرسه سر کوچه مان بروم، پدرم گفت: فقط مدرسه ی غیرانتفاعی. مادرم گفت :چرا؟ پدرم گفت : مردم چه می گویند ؟من به رشته ی انسانی علاقه داشتم. مادر گفت: فقط رشته ی ریاضی. گفتم چرا؟ گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم با دختر روستایی ازدواج کنم. خواهرم گفت:مگر من بمیرم. گفتم :چرا ؟گفت :مردم چه می گویند ؟می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم، پدر و مادرم گفتند: از روی نعش ما بگذر ولی این کار را نکن. گفتم چرا؟ گفتند: مردم چه می گویند؟ می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت :وای بر من. گفتم :چرا ؟مادرم گفت: مردم چه می گویند؟ اولین میهمانی بعد از ازدواجم را می خواستم ساده بگیرم ولی زنم گفت :شکست در اول زندگی ! گفتم : چرا؟ زنم گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم تا عصای دستم باشد ولی زنم گفت: خدا مرگم بدهد. گفتم : چرا؟ گفت: مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به دنیا بیاید در زایشگاه عمومی، پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم :چرا ؟ گفت : مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را انتخاب کند، ازدواج کند ... می خواستم بمیرم بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان . زنم جیغ کشد و گفت :مردم چه می گویند؟ برادرم می خواست مسجد ساده ای را برای ترحیم در نظر بگیرد خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟ از طرف قبرستان سنگ ساده ای روی مزار من گذاشتند اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟ خودش برایم سنگ قبری سفارش داد که عکس مرا روی آن حک کرده بودند .حالا من در حفره ی تنگی خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی تا ابد یک جمله بیش نیست: مردم چه می گویند ؟ مردمی هم که عمری نگران حرف هایشان بودم لحظه ای نگران من نیستند.

    http://ch3.ir/index.php?option=com_c...92&catid=76:92
    حال ما چکار کنیم تا بتوانیم از شر این تفکر (حرف مردم) رها شویم.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست




    مردم چه می گویند؟







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


    قابل توجه:

    موضوع جهت بحث و تبادل نظر میان کاربران باز گذاشته می شود.

    خواهشمندم فقط در موضوع اصلی تاپیک نسبت به ارسال مطلب اقدام نمایید

    و از هرگونه بحثهای حاشیه ای و نیز بحثهای دونفره خودداری نمایید.

    با تشکر



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۹/۰۸ در ساعت ۱۰:۴۶ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط شفیق نمایش پست ها
    در برنامه گلبرگ شبکه سه سیما بحثی درباره گره خوردن زندگی ما با حرف مردم آمده بود که بنده از سایت این شبکه عینا نقل میکنم.
    سوال- زندگی با حرف مردم زندگی را سخت تر می کند یا راحت تر؟
    پاسخ- هشتاد درصد مردم گفته اند که زندگی با حرف مردم ،سخت تراست و سه درصد گفته اند که اگر به حرف مردم توجه کنیم زندگی مان راحت ترمی گذرد. و بقیه هم نظر منفی و مثبت نداشتند.
    با اینکه هشتاد درصد مردم معتقد هستند که محور قرار دادن حرف مردم زندگی را سخت تر می کند، چرا قابل توجهی از ما، به حرف مردم توجه می کنیم؟؟؟
    داریم :می خواستم به دنیا بیایم در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت :چرا؟ پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم به مدرسه سر کوچه مان بروم، پدرم گفت: فقط مدرسه ی غیرانتفاعی. مادرم گفت :چرا؟ پدرم گفت : مردم چه می گویند ؟من به رشته ی انسانی علاقه داشتم. مادر گفت: فقط رشته ی ریاضی. گفتم چرا؟ گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم با دختر روستایی ازدواج کنم. خواهرم گفت:مگر من بمیرم. گفتم :چرا ؟گفت :مردم چه می گویند ؟می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم، پدر و مادرم گفتند: از روی نعش ما بگذر ولی این کار را نکن. گفتم چرا؟ گفتند: مردم چه می گویند؟ می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت :وای بر من. گفتم :چرا ؟مادرم گفت: مردم چه می گویند؟ اولین میهمانی بعد از ازدواجم را می خواستم ساده بگیرم ولی زنم گفت :شکست در اول زندگی ! گفتم : چرا؟ زنم گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم تا عصای دستم باشد ولی زنم گفت: خدا مرگم بدهد. گفتم : چرا؟ گفت: مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به دنیا بیاید در زایشگاه عمومی، پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم :چرا ؟ گفت : مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را انتخاب کند، ازدواج کند ... می خواستم بمیرم بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان . زنم جیغ کشد و گفت :مردم چه می گویند؟ برادرم می خواست مسجد ساده ای را برای ترحیم در نظر بگیرد خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟ از طرف قبرستان سنگ ساده ای روی مزار من گذاشتند اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟ خودش برایم سنگ قبری سفارش داد که عکس مرا روی آن حک کرده بودند .حالا من در حفره ی تنگی خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی تا ابد یک جمله بیش نیست: مردم چه می گویند ؟ مردمی هم که عمری نگران حرف هایشان بودم لحظه ای نگران من نیستند.

    http://ch3.ir/index.php?option=com_c...92&catid=76:92
    حال ما چکار کنیم تا بتوانیم از شر این تفکر (حرف مردم) رها شویم.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت
    همه ما شنیدیم؛انسان موجودی است اجتماعی.
    اقتضا این امر این است که، افراد نتوانند فارغ از تعامل با دیگران زندگی مطلوبی داشته باشند، و طبعا در صورتی که نیاز و وابستگی به دیگران از حد تعادل خارج شود، منجر به بروز مشکلاتی خواهد شد.
    یکی از مواردی که می تواند، به این مشکلات دامن بزند توجه افراطی و نامتعادل به حرف مردم است!
    اهمیت بی جا و بی مورد، به این مقوله می تواند معلول عواملی باشد، از جمله؛
    _ رقابت با دیگران
    _ ترس از دست دادن یک موقعیت و یا یک شخص
    _ نیاز به تایید دیگران
    _ نیاز به جلب توجه
    _ترس از قضاوت دیگران
    و...
    در این بین آنچه که مورد توجه است این است که به نظر می رسد، اساس همه این موارد را ترس از طرد و در نهایت ضعف اعتماد به نفس تشکیل می دهد، که زمینه محیطی آن در سبک تربیتی و از جمله تجارب دوره کودکی است. بع عنوان مثال کودکانی که دائم در رفتار خود با این جمله والدین " زشته! مردم بهت میخندن " و جملات مشابه مواجه می شوند، و یا شاهد رفتار استرس وار بزرگترها در مواجه با دیگران در زمینه هایی مانند، پوشش و نوع لباس، مهمان داری و همه مواردی که دوستمان در پست بالا اشاره کردند، هستند در آینده از این الگوی غلط تبعیت خواهند کرد.
    در هر صورت، برای برون رفت از چنین وضعیتی لازم است، که با
    تمرین
    افزایش اعتماد به نفس
    باور به توانمدیها و باورهای شخصی
    از گره دادن زندگی خود به قضاوت دیگران اجتناب کنیم.
    به یاد داشته باشیم که تعادل را در منابع شناخت یعنی؛ تجارب و احساسات شخصی، مقایسه اجتماعی و قضاوت دیگران رعایت کنیم چرا که متورم شدن هریک از این ابعاد، پیامدهای خاص خود را دارد.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    مردم چه می گویند؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود