جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلبستگی ناشی از خواستگاری و تلاش برای رهایی از آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307

    دلبستگی ناشی از خواستگاری و تلاش برای رهایی از آن





    با نام و یاد دوست


    سلام

    سوال یکی از کاربران که تمایل نداشتند با مشخصات و آیدی خودشون مطرح بشه

    با حفظ امانت در این تاپیک طرح می شود و جهت پاسخگویی به کارشناس محترم ارجاع داده می شود.

    سوال ایشون:




    سلام... مدتهاست که مطالب فوق العاده این انجمن پر خیر و برکت رو میخونم و استفاده میکنم...
    اکنون، نیازمند راهنمایی هستم:
    دو ماه اخیر، درگیر بررسی یکی از خواستگارانم بودم و داشتیم مراحل شناخت رو طی میکردیم...ایشان بسیار شوخ بودند و یکی از دلایل جذابیت ایشون هم برای من همین بود.
    کلا همه چیز خیلی مناسب بود و من هم جواب ضمنی ام مثبت بود... تا اینکه حرفهایی از طرف ایشان زده شد که من را نسبت به صداقت ایشان مشکوک کرد... حرفهایی که میزدنند با حرفهایی که در ابتدا زده بودند منطبق نبود... شاید چون فکر میکردنند من جوابم مثبت است داشتند زیر قولهایشان میزدنند(مثلا درباره تحصیل من و...) از طرف دیگر رفتارهایشان شبیه قیمتگذاری روی من و چانه زدن بود... از طرفی احساس توهین و رنجش میکردم و از طرف دیگر نگران آینده بودم
    ...
    به هر حال الان موضوع کات شده است و من خیلی اوقات سختی را میگذارنم...
    از طرفی دائما به تشخیص درستم شک میکنم و فکر میکنم نکند اشتباه کرده باشم...
    از طرف دیگر وابستگی ام خیلی زیاد شده بود... نمیتوانم دست از دوره وقایع و فکر کردن بردارم... احساس گناه میکنم... داشتم تاپیک درباره شوخی را میخواندم و از احساس گناه (این فکر که چون با ایشان خندیده ام، گناه کرده ام و الان دارم تاوان میدهم) دست از سرم بر نمیدارد...
    همین هفته خواستگار دیگری داشتم ولی حتی فکر کردن به آن باعث احساس چندشم شد... احساسات متناقضی دارم... از طرف حوصله و انرژی روانی مواجه شدن با مرد دیگر را ندارم و از طرف دیگر احساس درونی تعهد نسبت به فرد قبلی را هنوز دارم!...
    یکی از دیگر از مشکلاتم نگرانی از دیر شدن ازدواجم است...
    دائما مینشینم به گناهانم فکر میکنم و این فکر که اگر پاکتر و باتقواتر بودم این بلاها سرم نمی آمد و همسر با ایمان و باتقوایی پیدا میکردم، رهایم نمیکند...
    سعی میکنم با دعا و نماز و... خودم را آرامتر کنم و تا حدودی هم موثر است، اما...

    دو سوال اصلی دارم:
    1- آیا فکر کردن من به این آقا گناه است؟... چطور خودم را از این گناه رها کنم؟
    2- آیا خندیدن و شوخی با خواستگار(در صورتی که من یا طرف مقابل آدم شوخی هستیم و در غیر اینصورت نمی توانیم شخصیت واقعی مان را به طرف مقابل بشناسانیم،) حرام است؟ محدوده آن چیست؟

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید




  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست




    دلبستگی ناشی از خواستگاری و تلاش برای رهایی از آن







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    سلام... مدتهاست که مطالب فوق العاده این انجمن پر خیر و برکت رو میخونم و استفاده میکنم...
    اکنون، نیازمند راهنمایی هستم:
    دو ماه اخیر، درگیر بررسی یکی از خواستگارانم بودم و داشتیم مراحل شناخت رو طی میکردیم...ایشان بسیار شوخ بودند و یکی از دلایل جذابیت ایشون هم برای من همین بود.
    کلا همه چیز خیلی مناسب بود و من هم جواب ضمنی ام مثبت بود... تا اینکه حرفهایی از طرف ایشان زده شد که من را نسبت به صداقت ایشان مشکوک کرد... حرفهایی که میزدنند با حرفهایی که در ابتدا زده بودند منطبق نبود... شاید چون فکر میکردنند من جوابم مثبت است داشتند زیر قولهایشان میزدنند(مثلا درباره تحصیل من و...) از طرف دیگر رفتارهایشان شبیه قیمتگذاری روی من و چانه زدن بود... از طرفی احساس توهین و رنجش میکردم و از طرف دیگر نگران آینده بودم
    ...
    به هر حال الان موضوع کات شده است و من خیلی اوقات سختی را میگذارنم...
    از طرفی دائما به تشخیص درستم شک میکنم و فکر میکنم نکند اشتباه کرده باشم...
    از طرف دیگر وابستگی ام خیلی زیاد شده بود... نمیتوانم دست از دوره وقایع و فکر کردن بردارم... احساس گناه میکنم... داشتم تاپیک درباره شوخی را میخواندم و از احساس گناه (این فکر که چون با ایشان خندیده ام، گناه کرده ام و الان دارم تاوان میدهم) دست از سرم بر نمیدارد...
    همین هفته خواستگار دیگری داشتم ولی حتی فکر کردن به آن باعث احساس چندشم شد... احساسات متناقضی دارم... از طرف حوصله و انرژی روانی مواجه شدن با مرد دیگر را ندارم و از طرف دیگر احساس درونی تعهد نسبت به فرد قبلی را هنوز دارم!...
    یکی از دیگر از مشکلاتم نگرانی از دیر شدن ازدواجم است...
    دائما مینشینم به گناهانم فکر میکنم و این فکر که اگر پاکتر و باتقواتر بودم این بلاها سرم نمی آمد و همسر با ایمان و باتقوایی پیدا میکردم، رهایم نمیکند...
    سعی میکنم با دعا و نماز و... خودم را آرامتر کنم و تا حدودی هم موثر است، اما...

    دو سوال اصلی دارم:
    1- آیا فکر کردن من به این آقا گناه است؟... چطور خودم را از این گناه رها کنم؟
    2- آیا خندیدن و شوخی با خواستگار(در صورتی که من یا طرف مقابل آدم شوخی هستیم و در غیر اینصورت نمی توانیم شخصیت واقعی مان را به طرف مقابل بشناسانیم،) حرام است؟ محدوده آن چیست؟
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر شما خواهر گرامی
    هرچند مرقوم نفرموده اید که این ارتباط از طرف کدامیک از شما قطع شده است ولی توجه داشته باشید که شما برای تصمیم گیری برای ازدواج نیاز به آرامش دارید چرا که در موقعیتهای هیجانی و فاقد آرامش، انتخاب و تصمیم گیری یک ریسک است. بر این مبنا تردید شما نسبت به تصمیمی که گرفته اید در عین حالیکه طبیعی است، قابل اعتنا نمی باشد.
    طبعا یک ازدواج موفق، مبتنی بر انتخابی آگاهانه است، آگاهی نسبت به معیارهای و شاخصهای لازم و همچنین انطباق این شاخصها با فرد مورد نظر. در صورتیکه فردی با معیارهای (مهم و درجه اول) مورد نظر انطباق نداشته باشد، در صورتیکه این معیارها قابل تجدید نظر باشند،آنها را بازسازی می کنیم و در غیر اینصورت ازدواج با فردی که فاقد این معیارهاست، کار معقولی به نظر نمی رسد.
    به تعبیری ازدواج همراه با تردید (منظور تردید جدی است، وگرنه سطحی از تردید طبیعی است)، کار خطایی است که می تواند مسیر زندگی افراد را تغییر دهد. بر این مبنا اگر شما نسبت به صلاحیتهای ایشان تردید داشته اید، وضعیت پیش امده را به فال نیک بگیرید.

    به هر حال لازم است حضرتعالی از این موضوع عبور کنید و از اندیشه و تامل نسبت به آن خودداری کنید. فعالیتهای روزمره خود را با انرژی بیشتر و با نشاطی فراگیرتر ادامه دهید و در این مسیر از خدای بزرگ استعانت بجویید.

    لازم است برای رسیدن به شکوفایی و انتخاب منطقی از خودسرزنشگری اجتناب کنید و وسواس به خرج ندهید.

    و اگر خدای ناخواسته معصیتی رخ دهد راه آن توبه و استغفار است و در دین مبین هیچ بن بستی وجود ندارد.

    بنابراین ذهن خود را با خواستگاری این آقا درگیر نکنید و آرامش خود را به هم نزنید. لازم است برای خواستگاریهای بعد فرصت را از دست ندهید و البته این موضوع مستلزم این است که از شخص قبلی ذهن خود را خالی کنید و به وی نیندیشید، چرا که در غیر اینصورت خدای ناخواسته در ازدواج با خواستگاری دیگر ممکن است دچار مشکل و چالش شوید.

    به تصمیمی که گرفته اید باور داشته باشید و تردید را از خود دور کنید. تردید صوحانی است که خاصیتی جز خراشیدن روح و جان افراد ندارد.

    و اما از آنجایی که سوالات جنابعالی مربوط به بخش احکام است لازم است پاسخ دقیقتر را از کارشناس محترم احکام جویا شوید، اما چون سوال اول حضرتعالی مرتبط با بحث مشاوره ای است، این مطلب را متذکر می شوم که صرف اندیشه و علاقه به فردی نامحرم مادامیکه ظهور همراه با معصیت نداشته باشد ایرادی ندارد، اما این نکته را فراموش نکنید که هر چند این علاقه فاقد اشکال شرعی باشد اما از لحاظ روانشناختی ضرر جدی شما را به دنبال دارد زیرا هم آرامش شما را مختل می کند و هم، فرصتهای بعدی را از شما سلب می کند.
    پس همانطور که گفته شد تردید را بکشید و از این مرحله عبور کنید.

    برای شما سعادت و خوشبختی را از درگاه خدای متعال مسئلت دارم.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۰:۴۸
    دلبستگی ناشی از خواستگاری و تلاش برای رهایی از آن
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی/سفر/حقوق
    نوشته
    1,370
    حضور
    27 روز 2 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    5753



    خنده شوخی که مستلزم مفسده نباشه که گناه نیست...
    کافیه از مرجعتون بپرسید
    امام سجاد (ع):
    خدایا
    اگر مرابه بهشت ببری پیامبرت شاد میشود واگر به جهنم ببری دشمنت(شیطان)شاد میشود و من بخدا قسم میدانم که تو شادی پیامبرت را بیش از شادی دشمنت دوست داری
    دعای ابو حمزه ثمالی

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تصفیه آنچه به عنوان دین و مذهب به ما معرفی شده است.
    نوشته
    309
    حضور
    14 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    شما برای تصمیم گیری برای ازدواج نیاز به آرامش دارید چرا که در موقعیتهای هیجانی و فاقد آرامش، انتخاب و تصمیم گیری یک ریسک است. بر این مبنا تردید شما نسبت به تصمیمی که گرفته اید در عین حالیکه طبیعی است، قابل اعتنا نمی باشد.
    سلام جناب امیدوار
    مطلب مهمی فرموده‌اید؛ اما آیا هیچ ازدواجی بی‌هیجان و در کمال آرامش و عقلانیت و تصمیم‌گیری سر فرصت می‌شود؟
    اصلاً اصل مسئله به خاطر اهمیتش برای یک عمر زندگی و نیز به خاطر نوعش که ارتباط با فردی ناهمجنس است طوری است که با هیجان و اضطراب و تردید و گاهی وسواس همراه است.
    البته سفارش‌های مشاوران بر اهمیت انتخاب (که گاهی با وقوف بعد از وقوع، می‌خواهند گناه هر وضعیت غیرقابل پیش‌بینی در زندگی زناشویی را به گردن انتخاب نادرست بیندازند) هم بر نگرانی و اضطراب این شرائط می‌افزاید.


    البته پوزش می‌خواهم شاید مطلب من به این تاپیک ارتباط چندانی نداشت.

    ویرایش توسط فرهنگ : ۱۳۹۲/۰۹/۰۱ در ساعت ۲۰:۴۶

    مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.
    الروم: ۳۱ و ۳۲

    به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد: از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آن‌هاست دلخوش شدند.

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ نمایش پست ها

    سلام جناب امیدوار
    مطلب مهمی فرموده‌اید؛ اما آیا هیچ ازدواجی بی‌هیجان و در کمال آرامش و عقلانیت و تصمیم‌گیری سر فرصت می‌شود؟
    اصلاً اصل مسئله به خاطر اهمیتش برای یک عمر زندگی و نیز به خاطر نوعش که ارتباط با فردی ناهمجنس است طوری است که با هیجان و اضطراب و تردید و گاهی وسواس همراه است.
    البته سفارش‌های مشاوران بر اهمیت انتخاب (که گاهی با وقوف بعد از وقوع، می‌خواهند گناه هر وضعیت غیرقابل پیش‌بینی در زندگی زناشویی را به گردن انتخاب نادرست بیندازند) هم بر نگرانی و اضطراب این شرائط می‌افزاید.


    البته پوزش می‌خواهم شاید مطلب من به این تاپیک ارتباط چندانی نداشت.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت و تشکر از جنابعالی
    بنده با شما موافقم که اهمیت ازدواج، مستلزم اضطراب است اما عرض بنده ناظر به مواردی است که اضطراب فراگیر و غیر معمول باشد به نحویکه قدرت تشخیص درست را از فرد سلب کند
    دلبستگی ناشی از خواستگاری و تلاش برای رهایی از آن
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام علیکم
    متأسفانه یا خوشبختانه، این از خصوصیات روحی خانم هاست.
    به نظرم یکی از عللی که فرمودند: "زن گل است." همین باشه.

    توسل و توکل رو فراموش نکنید.
    ان شاء الله به حق حضرت زینب (س) مشکلتون برطرف خواهد شد.

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    راهیان نور،مسجد،هیئت،شهدا،زیارت
    نوشته
    221
    حضور
    4 روز 8 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1100



    آقا ما یه داستان بگیم؟

    من فی نفسه دختر شوخ و خنده رویی أم ... شرّ و شیطونم . . . هر جا هستم بساط خنده به پاست !


    تو فصل اخیر 3 تا خواستگار داشتم . . . 3 تا شونم از من فرار کردن (فـــــــــرار کردنا) . . . دلیلشونم این بود که "بابا دختره با خودشم دعوا داره" ! ! !
    اصلاً خندیدن بلد نیست... زن هم انقدر بداخلاق؟ ؟ ؟



    (کلاً به نظر من از اونجا که معلوم نیست بعد از دوران نامزدی و مراحل اولیه آشنایی نتیجه نهایی چی می شه ... خوبه که خیلی وارد خنده و حرفای عاشقانه و احساسات و اینا نشه... (دلبستگی میاره) چه پسر چه دختر ، هر دو آسیب می بینن!

    شاید واسه همینه که من انقدر تو برخورد با خواستگارام تلخم البته نتیجه خوبی أم نگرفتما )


  17. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود