صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عالم ذر کجاست؟ و آیا اعتقاد به آن واجب است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    162
    حضور
    2 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    853

    اشاره عالم ذر کجاست؟ و آیا اعتقاد به آن واجب است؟




    با سلام خدمت کارشناسان محترم.
    عالم ذر کجاست؟چگونه جایی است؟
    آیا اعتقاد به آن برای مسلمان واجب است یا خیر؟

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۱۴ در ساعت ۲۱:۰۹
    من زنده ام به عشق تو یا صاحب الزمان

    کل یومٍ عاشورا / کل ارضٍ کربَ بلا

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست




    عالم ذر کجاست؟ و آیا اعتقاد به آن واجب است؟







    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    در این که عالمی به نام عالم ذر هست شکی نیست و چون قرآن بدان به صراحت اشاره کرده است از ضروریات دین است اما درباره کیفیت آن اختلافاتی هست که در زیر اشاره ای بدان می شود :
    آياتي[1] وجود دارد كه مفادش آن است كه از فرزندان آدم پيمان بر ربوبيت خدا گرفته شده، اما اين پيمان چگونه و در چه زمان بوده است، توضيحي نمي‏دهد. از اين جهت مفسران درباره اين پيمان اختلاف كرده ‏اند.
    در ذيل به برخي از اين نظريه ‏ها اشاره مي‏كنيم:
    أ) نظريه محدّثان اسلامي‏
    محدثان اسلامي براساس فهم برخي از روايات، بر اين باورند كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز درآورد و به آنان گفت: "ألست بربّكم" آنان گفتند "بلي" سپس همگي را به صلب و پشت آدم بازگردانيد. آنان هنگام خطاب الهي داراي عقل و شعور كافي بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ او را گفتند.
    اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه راه‏هاي عذر در روز رستاخيز را روي آنان ببندد.
    [2]
    اشكالاتي بر اين نظر وارد شده است كه محققان به آن اشاره كرده ‏اند.
    [3]
    ب) نظريه برخي مفسران‏
    گروهي از مفسران معتقدند بايد آيه را بر توحيد فطري حمل نمود. در توضيح نظريه خود گفته‏ اند: انسان با رشته غرائز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواست‏هاي طبيعي و فطري به جهان گام مي ‏نهد. آدمي هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادر و در وقت انعقاد نطفه، ذره‏اي بيش نيست، ولي در اين ذره استعدادهاي فراوان و لياقت‏هاي قابل توجهي است، از آن جمله استعداد و فطرت خداشناسي. با تكامل اين ذره در بيرون رحم، تمام استعدادها شكفته شده و به مرحله كمال و فعليت مي‏رسد.
    به عبارت ديگر: خدا انسان‏ها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد و آفرينش آن‏ها را با خصوصياتي تركيب داد كه پيوسته پروردگار خود را بشناسند و نياز خود را به او احساس كنند.
    هنگامي كه انسان‏ها به نياز خود به خدا توجه پيدا كردند و خود را غرق در نياز ديدند، گويي به آنان گفته مي‏شود:
    من خداي شما نيستم؟ آنان مي‏گويند: چرا گواهي مي‏دهيم كه خداي ما هستي.
    [4]
    ج) نظريه علامه طباطبايي‏
    علامه طباطبايي معتقدند اين آيه ناظر به وجود و حضور جمعي انسان‏ها در حضور خدا است؛ حضوري كه غيبت در آن متصور نيست، گويي همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‏اند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انساني خود را حضورا مي‏يابد و يافته‏اش گواهي روشن بر وجود خدا و خداوندگاري او است، ولي قرار گرفتن انسان‏ها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمي را چنان مشغول و از خود بي خود مي‏كند كه از آن علم حضوري كه به آفريدگار خود داشت، غافل مي‏گردد.[5]
    آن چه تا اين جا آورديم، ديدگاه‏هاي برخي از محدثان، متكلمان و مفسران راجع به تفسير آيه ذر بود.

    پس از بيان نظريات مختلف مي‏گوييم:
    ظاهراً آيه شريفه گفت و گويي بين خدا و انسان مي‏باشد. در اين گفت و گو خداوند از انسان‏ها اقرار مي‏گيرد كه پروردگار آنان است. اقرار گرفتن براي اتمام حجت بر انسان مي‏باشد كه درآينده ادعاي غفلت نكند.
    آيا گفت و گو به همين صورت كه در آيه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمي كه اين ميثاق گرفته شده، كجا است؟ دنيا يا غير آن؟ آيا اين ميثاق قبل از تولد انسان گرفته شده يا بعد از آن؟
    در پاسخ به اين سئوالات نظريات مختلفي ارائه شده است.

    آيت الله جوادي آملي بعد از بررسي نظريات مفسران در آيه، دو احتمال را موجه دانسته‏ اند.
    أ) بيان تمثيلي: هر چند ظاهر آيه حاكي از گفت و گويي بين خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولي اين آيه در مقام بيان واقع نيست، بلكه مقصود صرفاً تمثيل است.
    خداوند در واقع از فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلكه مراد آن است كه گويا خداوند از همه انسان‏ها اقرار گرفته است. مسئله ربوبيت خدا و عبوديت انسان به قدري روشن است كه گويا همه انسان‏ها گفتند "بلي". شيوه بيان اين آيه بيان تمثيلي است مانند آيه يازدهم سوره فصلت كه فرمود: "سپس آهنگ آفرينش آسمان كرد و آن بخاري بود، پس از آن به زمين فرمود:
    خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمان‏پذير آمديم"
    [6] آن دو گفتند با رغبت مي‏آييم، در حالي كه در واقع گفت و گويي بين خدا و آسمان و زمين واقع نشده است.
    پس در آيه ميثاق (عالم ذر) امر و نهي لفظي نيست، بلكه در حقيقت تمثيل است.
    قرآن بيان نموده كه درصدد تمثيل است.
    "اگر قرآن را بركوهي فرو مي‏فرستاديم، يقيناً آن كوه را از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده مي‏ديدي و اين مثل‏ها را براي مردم مي‏زنيم؛ باشد كه آنان بينديشند".
    [7]
    در اين آيه خداوند مي‏فرمايد كه انزال قرآن بر كوه مثلي است كه براي به تفكر واداشتن انسان به كار رفته است، بنابراين احتمال گفت و گوي ذكر شده در آيه ميثاق، صرفاً تمثيلي است براي بيان وضوح ربوبيت خدا و عبوديت انسان.
    [8]
    ب)بيان واقعي: معناي دوم كه بيش تر مورد نظر است، اين مي‏باشد كه آيه صرفاً تمثيل نيست، بلكه به لسان گفت و گو از واقعيتي سخن مي‏گويد كه در خارج رخ داده و واقعيت اين است كه خداوند با زبان دو حجت خود با انسان سخن گفته است: يكي زبان عقل (پيامبر دروني انسان) و ديگري زبان وحي از طريق انبيا (پيامبران بيروني). اين دو حجت، خدا را به انسان مي‏نمايانند و ربوبيت او را بيان مي‏كنند. اين دو از هيچ انساني دريغ نشده است.
    با وجود اين دو حجت، ديگر انسان نمي‏تواند ادعاي فراموشي و غفلت كند.
    نكته‏ اي كه از آيه به دست مي‏آيد، نوعي تقدم اين ميثاق بر زندگي انسان مي‏باشد. از اين رو حجت باطني (عقل) و ظاهري(وحي) هر چند تقدم زماني بر انسان و اعمال ارادي او ندارد، ولي بر مكلف شدن انسان حداقل تقدم رتبي دارد؛ يعني ابتدا حجت بر عبد تمام مي‏شود، سپس مكلف به تكاليف الهي مي‏گردد. بنابراين مقصود آيه، گفت و گوي لفظي بين خدا و انسان نيست، بلكه اعطاي دو حجت محكم الهي به انسان است.
    با توجه به معناي فوق موطن و عالمي كه اين ميثاق الهي در آن رخ داده، دنيا مي‏باشد و براي هر انساني بعد از تولد او چنين چيزي رخ مي‏دهد.
    بنابراين آيه ميثاق هيچ دلالتي بر ازلي بودن انسان يا حتي هرگونه وجودي قبل از تولد براي آدمي ندارد، بلكه آيه يا صرفاً يك تمثيل است، نه بيان واقع و يا از واقعيت اعطاي حجت باطني و ظاهري سخن مي‏گويد كه مربوط به بعد از تولد انسان مي‏باشد.
    [9]

    براي آگاهي بيش تر ر.ك: فطرت در قرآن، تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت‏الله جوادي آملي، نشر اسراء قم، فصل سوم. اين كتاب به اقوال مختلف درباره آيه ميثاق پرداخته و بعد از نقل اقوال مختلف، دو نظر فوق را پذيرفته است.

    [1] . اعراف(7) آيه 172 - 174.
    [2] . مجمع‏البيان، ج‏5، ص 390، بيروت، مؤسسه اعلمي؛ تفسير فخررازي، ج‏15، ص 47 - 46، چ داراحياءالتراث، بيروت.
    [3] . تفسير تبيان، ج‏5، ص 28؛ مجمع‏البيان، ج 4، ص 390.
    [4] . مجمع‏البيان، ج‏4، ص 391؛ تفسير ظلال القرآن، ج‏9، ص 59 - 58؛ تفسير رازي، ج‏15، ص 53.
    [5] . تفسير الميزان،ج‏8،ص 455.
    [6] . فصلت(41) آيه 11.
    [7] . حشر(59) آيه‏21.
    [8] . جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص 123 - 126 و 135.
    [9]. همان، ص 123 - 126 و 135.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط کنیز حضرت نرجس (س) نمایش پست ها
    با سلام خدمت کارشناسان محترم.
    عالم ذر کجاست؟چگونه جایی است؟
    آیا اعتقاد به آن برای مسلمان واجب است یا خیر؟
    سلام
    بنده دو احتمال دیگر را هم اینجا اضافه میکنم
    1- گفتگوی عالم ذر بر مبنای واقعیت عالم تکوین است که در آن انسانها بلکه تمام موجودات به ربوبیت حق تعالی معترفند هرچند در فهم این معنا به یک اندازه آگاهی ندارند
    2- گفتگوی عالم ذر یک بیان تمثیلی از ارتباط انسان با خدا در بدو خلقت مادی شان است چه اینکه بنابر حدیث کل مولود یولد علی الفطره انسان پیش از آلوده شدن به افکار و اندیشه های پدر و مادر از پاکی فطری که در آن ربوبیت حق تعالی مورد پذیرش قرار گرفته برخوردار است این احتمال اخص از احتمال قبلی است
    والله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۸/۲۸ در ساعت ۱۰:۱۰
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    162
    حضور
    2 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    853

    تشکر و قدر دانی




    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    در این که عالمی به نام عالم ذر هست شکی نیست و چون قرآن بدان به صراحت اشاره کرده است از ضروریات دین است اما درباره کیفیت آن اختلافاتی هست که در زیر اشاره ای بدان می شود :
    آياتي[1] وجود دارد كه مفادش آن است كه از فرزندان آدم پيمان بر ربوبيت خدا گرفته شده، اما اين پيمان چگونه و در چه زمان بوده است، توضيحي نمي‏دهد. از اين جهت مفسران درباره اين پيمان اختلاف كرده ‏اند.
    در ذيل به برخي از اين نظريه ‏ها اشاره مي‏كنيم:
    أ) نظريه محدّثان اسلامي‏
    محدثان اسلامي براساس فهم برخي از روايات، بر اين باورند كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز درآورد و به آنان گفت: "ألست بربّكم" آنان گفتند "بلي" سپس همگي را به صلب و پشت آدم بازگردانيد. آنان هنگام خطاب الهي داراي عقل و شعور كافي بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ او را گفتند.
    اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه راه‏هاي عذر در روز رستاخيز را روي آنان ببندد.
    [2]
    اشكالاتي بر اين نظر وارد شده است كه محققان به آن اشاره كرده ‏اند.
    [3]
    ب) نظريه برخي مفسران‏
    گروهي از مفسران معتقدند بايد آيه را بر توحيد فطري حمل نمود. در توضيح نظريه خود گفته‏ اند: انسان با رشته غرائز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواست‏هاي طبيعي و فطري به جهان گام مي ‏نهد. آدمي هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادر و در وقت انعقاد نطفه، ذره‏اي بيش نيست، ولي در اين ذره استعدادهاي فراوان و لياقت‏هاي قابل توجهي است، از آن جمله استعداد و فطرت خداشناسي. با تكامل اين ذره در بيرون رحم، تمام استعدادها شكفته شده و به مرحله كمال و فعليت مي‏رسد.
    به عبارت ديگر: خدا انسان‏ها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد و آفرينش آن‏ها را با خصوصياتي تركيب داد كه پيوسته پروردگار خود را بشناسند و نياز خود را به او احساس كنند.
    هنگامي كه انسان‏ها به نياز خود به خدا توجه پيدا كردند و خود را غرق در نياز ديدند، گويي به آنان گفته مي‏شود:
    من خداي شما نيستم؟ آنان مي‏گويند: چرا گواهي مي‏دهيم كه خداي ما هستي.
    [4]
    ج) نظريه علامه طباطبايي‏
    علامه طباطبايي معتقدند اين آيه ناظر به وجود و حضور جمعي انسان‏ها در حضور خدا است؛ حضوري كه غيبت در آن متصور نيست، گويي همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‏اند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انساني خود را حضورا مي‏يابد و يافته‏اش گواهي روشن بر وجود خدا و خداوندگاري او است، ولي قرار گرفتن انسان‏ها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمي را چنان مشغول و از خود بي خود مي‏كند كه از آن علم حضوري كه به آفريدگار خود داشت، غافل مي‏گردد.[5]
    آن چه تا اين جا آورديم، ديدگاه‏هاي برخي از محدثان، متكلمان و مفسران راجع به تفسير آيه ذر بود.

    پس از بيان نظريات مختلف مي‏گوييم:
    ظاهراً آيه شريفه گفت و گويي بين خدا و انسان مي‏باشد. در اين گفت و گو خداوند از انسان‏ها اقرار مي‏گيرد كه پروردگار آنان است. اقرار گرفتن براي اتمام حجت بر انسان مي‏باشد كه درآينده ادعاي غفلت نكند.
    آيا گفت و گو به همين صورت كه در آيه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمي كه اين ميثاق گرفته شده، كجا است؟ دنيا يا غير آن؟ آيا اين ميثاق قبل از تولد انسان گرفته شده يا بعد از آن؟
    در پاسخ به اين سئوالات نظريات مختلفي ارائه شده است.

    آيت الله جوادي آملي بعد از بررسي نظريات مفسران در آيه، دو احتمال را موجه دانسته‏ اند.
    أ) بيان تمثيلي: هر چند ظاهر آيه حاكي از گفت و گويي بين خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولي اين آيه در مقام بيان واقع نيست، بلكه مقصود صرفاً تمثيل است.
    خداوند در واقع از فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلكه مراد آن است كه گويا خداوند از همه انسان‏ها اقرار گرفته است. مسئله ربوبيت خدا و عبوديت انسان به قدري روشن است كه گويا همه انسان‏ها گفتند "بلي". شيوه بيان اين آيه بيان تمثيلي است مانند آيه يازدهم سوره فصلت كه فرمود: "سپس آهنگ آفرينش آسمان كرد و آن بخاري بود، پس از آن به زمين فرمود:
    خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمان‏پذير آمديم"
    [6] آن دو گفتند با رغبت مي‏آييم، در حالي كه در واقع گفت و گويي بين خدا و آسمان و زمين واقع نشده است.
    پس در آيه ميثاق (عالم ذر) امر و نهي لفظي نيست، بلكه در حقيقت تمثيل است.
    قرآن بيان نموده كه درصدد تمثيل است.
    "اگر قرآن را بركوهي فرو مي‏فرستاديم، يقيناً آن كوه را از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده مي‏ديدي و اين مثل‏ها را براي مردم مي‏زنيم؛ باشد كه آنان بينديشند".
    [7]
    در اين آيه خداوند مي‏فرمايد كه انزال قرآن بر كوه مثلي است كه براي به تفكر واداشتن انسان به كار رفته است، بنابراين احتمال گفت و گوي ذكر شده در آيه ميثاق، صرفاً تمثيلي است براي بيان وضوح ربوبيت خدا و عبوديت انسان.
    [8]
    ب)بيان واقعي: معناي دوم كه بيش تر مورد نظر است، اين مي‏باشد كه آيه صرفاً تمثيل نيست، بلكه به لسان گفت و گو از واقعيتي سخن مي‏گويد كه در خارج رخ داده و واقعيت اين است كه خداوند با زبان دو حجت خود با انسان سخن گفته است: يكي زبان عقل (پيامبر دروني انسان) و ديگري زبان وحي از طريق انبيا (پيامبران بيروني). اين دو حجت، خدا را به انسان مي‏نمايانند و ربوبيت او را بيان مي‏كنند. اين دو از هيچ انساني دريغ نشده است.
    با وجود اين دو حجت، ديگر انسان نمي‏تواند ادعاي فراموشي و غفلت كند.
    نكته‏ اي كه از آيه به دست مي‏آيد، نوعي تقدم اين ميثاق بر زندگي انسان مي‏باشد. از اين رو حجت باطني (عقل) و ظاهري(وحي) هر چند تقدم زماني بر انسان و اعمال ارادي او ندارد، ولي بر مكلف شدن انسان حداقل تقدم رتبي دارد؛ يعني ابتدا حجت بر عبد تمام مي‏شود، سپس مكلف به تكاليف الهي مي‏گردد. بنابراين مقصود آيه، گفت و گوي لفظي بين خدا و انسان نيست، بلكه اعطاي دو حجت محكم الهي به انسان است.
    با توجه به معناي فوق موطن و عالمي كه اين ميثاق الهي در آن رخ داده، دنيا مي‏باشد و براي هر انساني بعد از تولد او چنين چيزي رخ مي‏دهد.
    بنابراين آيه ميثاق هيچ دلالتي بر ازلي بودن انسان يا حتي هرگونه وجودي قبل از تولد براي آدمي ندارد، بلكه آيه يا صرفاً يك تمثيل است، نه بيان واقع و يا از واقعيت اعطاي حجت باطني و ظاهري سخن مي‏گويد كه مربوط به بعد از تولد انسان مي‏باشد.
    [9]

    براي آگاهي بيش تر ر.ك: فطرت در قرآن، تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت‏الله جوادي آملي، نشر اسراء قم، فصل سوم. اين كتاب به اقوال مختلف درباره آيه ميثاق پرداخته و بعد از نقل اقوال مختلف، دو نظر فوق را پذيرفته است.

    [1] . اعراف(7) آيه 172 - 174.
    [2] . مجمع‏البيان، ج‏5، ص 390، بيروت، مؤسسه اعلمي؛ تفسير فخررازي، ج‏15، ص 47 - 46، چ داراحياءالتراث، بيروت.
    [3] . تفسير تبيان، ج‏5، ص 28؛ مجمع‏البيان، ج 4، ص 390.
    [4] . مجمع‏البيان، ج‏4، ص 391؛ تفسير ظلال القرآن، ج‏9، ص 59 - 58؛ تفسير رازي، ج‏15، ص 53.
    [5] . تفسير الميزان،ج‏8،ص 455.
    [6] . فصلت(41) آيه 11.
    [7] . حشر(59) آيه‏21.
    [8] . جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص 123 - 126 و 135.
    [9]. همان، ص 123 - 126 و 135.
    با سلام از شما استاد گرامی کمال تشکر را دارم .

    من زنده ام به عشق تو یا صاحب الزمان

    کل یومٍ عاشورا / کل ارضٍ کربَ بلا

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    در این که عالمی به نام عالم ذر هست شکی نیست و چون قرآن بدان به صراحت اشاره کرده است از ضروریات دین است اما درباره کیفیت آن اختلافاتی هست که در زیر اشاره ای بدان می شود :
    آياتي[1] وجود دارد كه مفادش آن است كه از فرزندان آدم پيمان بر ربوبيت خدا گرفته شده، اما اين پيمان چگونه و در چه زمان بوده است، توضيحي نمي‏دهد. از اين جهت مفسران درباره اين پيمان اختلاف كرده ‏اند.
    در ذيل به برخي از اين نظريه ‏ها اشاره مي‏كنيم:
    أ) نظريه محدّثان اسلامي‏
    محدثان اسلامي براساس فهم برخي از روايات، بر اين باورند كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز درآورد و به آنان گفت: "ألست بربّكم" آنان گفتند "بلي" سپس همگي را به صلب و پشت آدم بازگردانيد. آنان هنگام خطاب الهي داراي عقل و شعور كافي بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ او را گفتند.
    اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه راه‏هاي عذر در روز رستاخيز را روي آنان ببندد.[2]
    اشكالاتي بر اين نظر وارد شده است كه محققان به آن اشاره كرده ‏اند. [3]
    ب) نظريه برخي مفسران‏
    گروهي از مفسران معتقدند بايد آيه را بر توحيد فطري حمل نمود. در توضيح نظريه خود گفته‏ اند: انسان با رشته غرائز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواست‏هاي طبيعي و فطري به جهان گام مي ‏نهد. آدمي هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادر و در وقت انعقاد نطفه، ذره‏اي بيش نيست، ولي در اين ذره استعدادهاي فراوان و لياقت‏هاي قابل توجهي است، از آن جمله استعداد و فطرت خداشناسي. با تكامل اين ذره در بيرون رحم، تمام استعدادها شكفته شده و به مرحله كمال و فعليت مي‏رسد.
    به عبارت ديگر: خدا انسان‏ها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد و آفرينش آن‏ها را با خصوصياتي تركيب داد كه پيوسته پروردگار خود را بشناسند و نياز خود را به او احساس كنند.
    هنگامي كه انسان‏ها به نياز خود به خدا توجه پيدا كردند و خود را غرق در نياز ديدند، گويي به آنان گفته مي‏شود:
    من خداي شما نيستم؟ آنان مي‏گويند: چرا گواهي مي‏دهيم كه خداي ما هستي.[4]
    ج) نظريه علامه طباطبايي‏
    علامه طباطبايي معتقدند اين آيه ناظر به وجود و حضور جمعي انسان‏ها در حضور خدا است؛ حضوري كه غيبت در آن متصور نيست، گويي همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‏اند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انساني خود را حضورا مي‏يابد و يافته‏اش گواهي روشن بر وجود خدا و خداوندگاري او است، ولي قرار گرفتن انسان‏ها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمي را چنان مشغول و از خود بي خود مي‏كند كه از آن علم حضوري كه به آفريدگار خود داشت، غافل مي‏گردد.[5]
    آن چه تا اين جا آورديم، ديدگاه‏هاي برخي از محدثان، متكلمان و مفسران راجع به تفسير آيه ذر بود.

    پس از بيان نظريات مختلف مي‏گوييم:
    ظاهراً آيه شريفه گفت و گويي بين خدا و انسان مي‏باشد. در اين گفت و گو خداوند از انسان‏ها اقرار مي‏گيرد كه پروردگار آنان است. اقرار گرفتن براي اتمام حجت بر انسان مي‏باشد كه درآينده ادعاي غفلت نكند.
    آيا گفت و گو به همين صورت كه در آيه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمي كه اين ميثاق گرفته شده، كجا است؟ دنيا يا غير آن؟ آيا اين ميثاق قبل از تولد انسان گرفته شده يا بعد از آن؟
    در پاسخ به اين سئوالات نظريات مختلفي ارائه شده است.

    آيت الله جوادي آملي بعد از بررسي نظريات مفسران در آيه، دو احتمال را موجه دانسته‏ اند.
    أ) بيان تمثيلي: هر چند ظاهر آيه حاكي از گفت و گويي بين خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولي اين آيه در مقام بيان واقع نيست، بلكه مقصود صرفاً تمثيل است.
    خداوند در واقع از فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلكه مراد آن است كه گويا خداوند از همه انسان‏ها اقرار گرفته است. مسئله ربوبيت خدا و عبوديت انسان به قدري روشن است كه گويا همه انسان‏ها گفتند "بلي". شيوه بيان اين آيه بيان تمثيلي است مانند آيه يازدهم سوره فصلت كه فرمود: "سپس آهنگ آفرينش آسمان كرد و آن بخاري بود، پس از آن به زمين فرمود:
    خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمان‏پذير آمديم"[6] آن دو گفتند با رغبت مي‏آييم، در حالي كه در واقع گفت و گويي بين خدا و آسمان و زمين واقع نشده است.
    پس در آيه ميثاق (عالم ذر) امر و نهي لفظي نيست، بلكه در حقيقت تمثيل است.
    قرآن بيان نموده كه درصدد تمثيل است.
    "اگر قرآن را بركوهي فرو مي‏فرستاديم، يقيناً آن كوه را از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده مي‏ديدي و اين مثل‏ها را براي مردم مي‏زنيم؛ باشد كه آنان بينديشند".[7]
    در اين آيه خداوند مي‏فرمايد كه انزال قرآن بر كوه مثلي است كه براي به تفكر واداشتن انسان به كار رفته است، بنابراين احتمال گفت و گوي ذكر شده در آيه ميثاق، صرفاً تمثيلي است براي بيان وضوح ربوبيت خدا و عبوديت انسان.[8]
    ب)بيان واقعي: معناي دوم كه بيش تر مورد نظر است، اين مي‏باشد كه آيه صرفاً تمثيل نيست، بلكه به لسان گفت و گو از واقعيتي سخن مي‏گويد كه در خارج رخ داده و واقعيت اين است كه خداوند با زبان دو حجت خود با انسان سخن گفته است: يكي زبان عقل (پيامبر دروني انسان) و ديگري زبان وحي از طريق انبيا (پيامبران بيروني). اين دو حجت، خدا را به انسان مي‏نمايانند و ربوبيت او را بيان مي‏كنند. اين دو از هيچ انساني دريغ نشده است.
    با وجود اين دو حجت، ديگر انسان نمي‏تواند ادعاي فراموشي و غفلت كند.
    نكته‏ اي كه از آيه به دست مي‏آيد، نوعي تقدم اين ميثاق بر زندگي انسان مي‏باشد. از اين رو حجت باطني (عقل) و ظاهري(وحي) هر چند تقدم زماني بر انسان و اعمال ارادي او ندارد، ولي بر مكلف شدن انسان حداقل تقدم رتبي دارد؛ يعني ابتدا حجت بر عبد تمام مي‏شود، سپس مكلف به تكاليف الهي مي‏گردد. بنابراين مقصود آيه، گفت و گوي لفظي بين خدا و انسان نيست، بلكه اعطاي دو حجت محكم الهي به انسان است.
    با توجه به معناي فوق موطن و عالمي كه اين ميثاق الهي در آن رخ داده، دنيا مي‏باشد و براي هر انساني بعد از تولد او چنين چيزي رخ مي‏دهد.
    بنابراين آيه ميثاق هيچ دلالتي بر ازلي بودن انسان يا حتي هرگونه وجودي قبل از تولد براي آدمي ندارد، بلكه آيه يا صرفاً يك تمثيل است، نه بيان واقع و يا از واقعيت اعطاي حجت باطني و ظاهري سخن مي‏گويد كه مربوط به بعد از تولد انسان مي‏باشد.[9]

    براي آگاهي بيش تر ر.ك: فطرت در قرآن، تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت‏الله جوادي آملي، نشر اسراء قم، فصل سوم. اين كتاب به اقوال مختلف درباره آيه ميثاق پرداخته و بعد از نقل اقوال مختلف، دو نظر فوق را پذيرفته است.
    سلام خدمت شما

    از نظر حقیر عالمی به اسم ذر باید حتما باشد و پیمان هم حتما گرفته شده
    و نشانه ان همین فطرت خداجویی انسان است
    اصلا فطرت یعنی چه ؟
    از نظر حقیر فطرت همان بازمانده پیمان الهیست که در انسان وجود داره
    و انسان از ان اگاه هست یا به عبارتی در یاد انسان ها مانده است

    موفق باشید



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    به نظر حقیر ، روال زیر منطقی نیست:

    اینکه در عالمی قبل از دنیا، از شما پیمان گرفته شود مبنی بر ربوبیت خدا و عدم پرستش شیطان، آنگاه شما در دنیا آنرا بخاطر نیاورید، و سپس در قیامت بابت عهدشکنی بازخواست شوید!

    غیر منطقی بودن روال فوق، بیانگر اینست که این پیمان و آن گفتگو، تکوینی بوده.

    فطرت خداجوئی انسان، احتمالاً ناشی از شعور و اطلاعات ذخیره شده در تک تک سلولهای بدن است، که با تبلور خودآگاهی و اراده پس از نفخه روح، همان حجت درونی انسانی را تشکیل میدهد.
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    از نظر حقیر عالمی به اسم ذر باید حتما باشد و پیمان هم حتما گرفته شده
    و نشانه ان همین فطرت خداجویی انسان است
    اصلا فطرت یعنی چه ؟
    از نظر حقیر فطرت همان بازمانده پیمان الهیست که در انسان وجود داره
    و انسان از ان اگاه هست یا به عبارتی در یاد انسان ها مانده است
    به نظر حقیر، از منظر عقل نمیتوان فطرت خداجوئی انسان را نشانه و یا بازمانده یک پیمان دانست.
    تعاریف ایندو با هم متفاوت است.
    فطرت به نوعی باید توسط خداوند در نهاد انسان جاسازی و تعبیه شده باشد تا به عنوان یک راهنما و اِشِل، باعث تعالی وی شود.
    و این با معنی پیمان، خیلی فرق دارد. و آنهم پیمانی که هیچکدام به یاد نمی‌آوریم.
    اگر پیمانی غیر تکوینی در کار بوده (که به نظرم نبوده) ، لازمه پاسخ انسان به آن پرسش پروردگار، باز هم فطرت است.
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    فطرت خداجوئی انسان، احتمالاً ناشی از شعور و اطلاعات ذخیره شده در تک تک سلولهای بدن است، که با تبلور خودآگاهی و اراده پس از نفخه روح، همان حجت درونی انسانی را تشکیل میدهد.
    با سلام خدمت دوست عزیز و دانشمند.
    حقیقتش این مسئله خیلی برای بنده جای سوال است. منظورم همین فطرت خداجویی انسان است. به نظر شما در تمام انسان این فطرت خداجویی وجود دارد؟ این شعور وجود دارد؟ اگر هست پس چرا بسیاری از انسان ها که از همان کودکی جوری تربیت و آموزش داده می شوند که تمام عالم هستی و علی الخصوص وجود خودشان را کاملا مادی و فیزیکی و بر اثر یک انفجار و به دنبال آن تکامل شکل گرفته است قانع می شوند و دنبال خدا نیستند؟ این شعور خداجویی از چه سنی آغاز می شود؟ اگر سن و سال مشخصی دارد و اگر ممکن است که قبل از آن با تعلیمات و آموزش هایی بی اثر شود خوب چرا خداوند آن را تکوینا در ما قرار داد؟ نمی توانست آن را به قدری قدرتمند کند که خود بشر نتواند بر آن غلبه کند؟ آن وقت انبیا کارشون خیلی راحت تر می شد. این طور نیست؟
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    به نظر شما در تمام انسان این فطرت خداجویی وجود دارد؟ این شعور وجود دارد؟
    بله.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    اگر هست پس چرا بسیاری از انسان ها که از همان کودکی جوری تربیت و آموزش داده می شوند که تمام عالم هستی و علی الخصوص وجود خودشان را کاملا مادی و فیزیکی و بر اثر یک انفجار و به دنبال آن تکامل شکل گرفته است قانع می شوند و دنبال خدا نیستند؟

    شخصی که به دنبال علت غائی و یا خالق خود میگردد، طبیعتاً فطرت خداجوئی دارد. پس لازمه شروع جستجوی خالق، همان فطرت هست.
    حال یا با تحقیق و یا با مواجهه با سخن و یا تعالیم دیگران به یک نتیجه میرسد.
    هیچ دلیلی ندارد که این نتیجه‌گیری وی، منطبق با حقیقت باشد. و قانع شدن و یا نشدن وی از آن نتیجه، ربطی به فطرتش ندارد.
    این قانع شدن یعنی توقف در کنکاش و جستجو.
    شروع کنکاش، به واسطه فطرت بود، اما رسیدن به یک نتیجه غلط و توقف و سکون در آن مرحله، ناشی از کم آگاهی و بی علمیست. و نه بی فطرتی.

    مثالی عرض کنم:
    همه میدانیم که واکنشهای الکتروشیمیائی در مغز انسان رخ میدهد، که نتیجه آن میتواند حالات مختلف روانی را رقم بزند.
    از طرفی تا مدتها، اکثر متخصصین اعصاب و روان و نیز آناتومی مغز، تصور مینمودند که پروسه تفکر نیز کاملا مادی، دیجیتال و نتیجه کنشهای الکتروشیمیائی سلولهای مغز است.
    پس از مدتی، و با ورود فیزیک کوانتوم به بحث روانشناسی، نتایجی دیگر بدست آمد و از جمله اثبات اینکه پروسه تفکر یک فرآیند آنالوگ است.
    از سردمداران این کشف مهم میتوان به راجر پنروز (فیزیکدان و ریاضیدان برجسته انگلیسی) اشاره نمود.
    پس از تشکیل تیم تحقیقاتی مرکب از دو تخصص کوانتوم و نورولوژی، مشخص شد که سرعت پردازش در پروسه تفکر، بسیار بسیار بالاتر از کنشهای الکترو شیمیائی میباشد.
    و این چون به معنای عبور از مرز ماده بود، این معنا را تقویت نمود که در مغز انسان، فقط با فرآیندهای مادی و سرعت محدودشان سر و کار نداریم.

    پس کسی که روح را همان مغز میداند، و به قولی مادیگراست، به علت بی علمی، در جائی متوقف شده و فراتر از ماده را باور ندارد.
    در حالی که در مغز خودش، فرآیندهای کوانتیکی در حال رخ دادن هستند، که میتواند اعتقادات مادی وی را دگرگون کنند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    این شعور خداجویی از چه سنی آغاز می شود؟ اگر سن و سال مشخصی دارد و اگر ممکن است که قبل از آن با تعلیمات و آموزش هایی بی اثر شود خوب چرا خداوند آن را تکوینا در ما قرار داد؟ نمی توانست آن را به قدری قدرتمند کند که خود بشر نتواند بر آن غلبه کند؟ آن وقت انبیا کارشون خیلی راحت تر می شد. این طور نیست؟
    سن و سال مشخصی ندارد.
    شخصی مانند بوعلی سینا، ممکن است در 5 سالگی به این مسائل بیندیشد، و شخصی دیگر در 20 سالگی.
    آن فطرت عاملیست برای پرسش کردن و کنجکاوی در مورد خالق جهان و موجودات.
    برای رسیدن به پاسخ آن پرسش نیاز به علم و آگاهی و اندیشیدن است.
    یک زندگی دیجیتال و جبری. بنظرم اصلاً صفائی ندارد.
    کار پیامبر دیکته کردن اصول اعتقادی نیست. تلنگری‌ست و تذکری‌ست برای ادامه راه کسب آگاهی و سپس اندیشیدن و استنتاج.
    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۲/۰۹/۰۴ در ساعت ۰۹:۳۴
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود