صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا در اهداف قوانین اسلامی ، با نتیجهء عملی آنها تفاوت وجود دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217

    آیا در اهداف قوانین اسلامی ، با نتیجهء عملی آنها تفاوت وجود دارد؟




    سلام و خسته نباشید و ممنون از زحمات زیادتون در این سایت
    از طرفِ منِ مسلمان اینگونه پذیرفته شده ، که قوانین و احکام اسلامی ، برای سعادت و خوشبختی ما وضع شده ، و پیروی از آنها هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر این را هم یاد گرفته ایم که این قوانین ، بر اساس فطرت انسان بوده و لذا با خواست درونی ما سازگاری کامل دارد

    حال با توجه به این دو موضوع ، دو سؤال از کارشناسان محترم دارم

    سؤال اول:
    اگر بپذیریم که موضوع بالا درست است ، پس چرا برخی از اختلافات ، مشکلات و درگیری ها ، بین افراد خانواده و یا در اجتماع ، دقیقاً از همین قوانین سرچشمه میگیرد؟

    چند نمونه رو عرض میکنم:

    حق طلاق (که با مرد است) - اگر مردی ثروتمند باشد ، به راحتی میتواند مهر زنش را هرچقدر هم که باشد بپردازد و او را طلاق دهد. آن هم بدون داشتن هیچ دلیلی!!! این موضوع ، هم با هدف حفاظت از کانون خانواده در تضاد است و هم با این حرف که اسلام تبعیض قائل نمیشود. چون این امر یعنی امتیازی برای مردان ثروتمند

    چند همسری - حکمی که هنوز هم نفهمیدم جایز است یا جایز نیست. هر طرف را هم بگیریم مشکل ساز میشود. اگر آن را بپذیریم ، دلخوری زنان را در پی خواهد داشت و اگر آن را رد کنیم ، نتیجه این میشود که خداوند (زبان من لال) حکم بیهوده و غیرقابل اجرایی قرار داده است

    مهریه - هزاران مثال میشود گفت که باعث جدایی دو همسر یا عدم وصلت دو جوان شده است. در حالی که من یک مثال هم ندیدم که دلالت بر این کند که مهریه باعث استحکام خانواده شده باشد

    نمونه های دیگری هم هست که اگر نیاز بود مطرح میکنم. شاید اولین پاسخِ کارشناسان محترم این باشد که اصل حکم مشکلی ندارد و ایراد از نحوهء اجراست. این حرف تا حدودی قابل پذیرش است اما دلیل کافی نیست (درصورت مطرح شدن ، علت عدم کفایت آن را بیان خواهم کرد)

    سؤال دوم:
    اگر احکام بر اساس فطرت من هستند پس باید از آنها خوشم بیاید. البته گاهی ما به دلایلی از مسیر طبیعی و فطری خود خارج میشویم و تمایلات نادرستی پیدا میکنیم (مثل تمایل به همجنسگرایی). اگر در مواردی این تضاد پیش می آمد میپذیرفتم که بخاطر کج فهمی ما و در نتیجه پیدا شدن علائق ناصحیح در دل ماست. اما وقتی میبینم این تضاد بعضاًً زیاد میشود و از طرفی افرادی که خلاف این احکام و طبق خواست خودشان (چیزی که دوست داشتند) عمل کرده اند ، موفق تر بوده اند ، آن وقت این سؤال برایم مطرح میشود که بر چه اساسی باید بپذیریم ، تمام تضادها بین خواست ما و حکم دینی ، بخاطر انحراف ما از فطرت است؟ و چرا گاهی افرادی که به میل شخصی عمل کرده اند موفق تر بوده اند؟
    درست مثل اینکه کسی بگوید بخدا من مرغ کبابی دوست دارم ، اما حکم دینی بگوید خیر ، تو کباب بره دوست داری ولی خودت نمیفهمی!!!!

    باتشکر

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله




    آیا در اهداف قوانین اسلامی ، با نتیجهء عملی آنها تفاوت وجود دارد؟







    کارشناس بحث: استاد رئوف



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    دقت در سوال




    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید و ممنون از زحمات زیادتون در این سایت
    از طرفِ منِ مسلمان اینگونه پذیرفته شده ، که قوانین و احکام اسلامی ، برای سعادت و خوشبختی ما وضع شده ، و پیروی از آنها هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر این را هم یاد گرفته ایم که این قوانین ، بر اساس فطرت انسان بوده و لذا با خواست درونی ما سازگاری کامل دارد

    حال با توجه به این دو موضوع ، دو سؤال از کارشناسان محترم دارم

    سؤال اول:
    اگر بپذیریم که موضوع بالا درست است ، پس چرا برخی از اختلافات ، مشکلات و درگیری ها ، بین افراد خانواده و یا در اجتماع ، دقیقاً از همین قوانین سرچشمه میگیرد؟

    چند نمونه رو عرض میکنم:

    حق طلاق (که با مرد است) - اگر مردی ثروتمند باشد ، به راحتی میتواند مهر زنش را هرچقدر هم که باشد بپردازد و او را طلاق دهد. آن هم بدون داشتن هیچ دلیلی!!! این موضوع ، هم با هدف حفاظت از کانون خانواده در تضاد است و هم با این حرف که اسلام تبعیض قائل نمیشود. چون این امر یعنی امتیازی برای مردان ثروتمند

    چند همسری - حکمی که هنوز هم نفهمیدم جایز است یا جایز نیست. هر طرف را هم بگیریم مشکل ساز میشود. اگر آن را بپذیریم ، دلخوری زنان را در پی خواهد داشت و اگر آن را رد کنیم ، نتیجه این میشود که خداوند (زبان من لال) حکم بیهوده و غیرقابل اجرایی قرار داده است

    مهریه - هزاران مثال میشود گفت که باعث جدایی دو همسر یا عدم وصلت دو جوان شده است. در حالی که من یک مثال هم ندیدم که دلالت بر این کند که مهریه باعث استحکام خانواده شده باشد

    نمونه های دیگری هم هست که اگر نیاز بود مطرح میکنم. شاید اولین پاسخِ کارشناسان محترم این باشد که اصل حکم مشکلی ندارد و ایراد از نحوهء اجراست. این حرف تا حدودی قابل پذیرش است اما دلیل کافی نیست (درصورت مطرح شدن ، علت عدم کفایت آن را بیان خواهم کرد)

    سؤال دوم:
    اگر احکام بر اساس فطرت من هستند پس باید از آنها خوشم بیاید. البته گاهی ما به دلایلی از مسیر طبیعی و فطری خود خارج میشویم و تمایلات نادرستی پیدا میکنیم (مثل تمایل به همجنسگرایی). اگر در مواردی این تضاد پیش می آمد میپذیرفتم که بخاطر کج فهمی ما و در نتیجه پیدا شدن علائق ناصحیح در دل ماست. اما وقتی میبینم این تضاد بعضاًً زیاد میشود و از طرفی افرادی که خلاف این احکام و طبق خواست خودشان (چیزی که دوست داشتند) عمل کرده اند ، موفق تر بوده اند ، آن وقت این سؤال برایم مطرح میشود که بر چه اساسی باید بپذیریم ، تمام تضادها بین خواست ما و حکم دینی ، بخاطر انحراف ما از فطرت است؟ و چرا گاهی افرادی که به میل شخصی عمل کرده اند موفق تر بوده اند؟
    درست مثل اینکه کسی بگوید بخدا من مرغ کبابی دوست دارم ، اما حکم دینی بگوید خیر ، تو کباب بره دوست داری ولی خودت نمیفهمی!!!!

    باتشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دو سوال مطرح کردید، در حالی که طبق قوانین سایت، باید در هر تاپیک تنها به یه سوال اصلی بپردازیم تا بتوانیم با تمرکز بر آن، به نتیجه برسیم و بحث از شاخه ای به شاخه ای دیگر، منتقل نشود.

    لطفا یکی از سوالات خود را انتخاب کنید تا بدان بپردازیم و سوال دیگر را نیز به صورت مجزا مطرح کنید تا به نحو اختصاصی و دقیق تر ، مورد بررسی قرار بگیرد.

    موفق باشید


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    سلام خدمت شما. البته من حس کردم که این دو سؤال به نوعی با هم ارتباط دارن ، برای همین با هم مطرح کردم
    با این حال چشم ، سؤال دوم رو بعداً در تاپیک جداگانه مطرح میکنم
    لطفاً درمورد سؤال اول توضیح بفرمایید
    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۲/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۷:۵۶

  9. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    احکام




    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید و ممنون از زحمات زیادتون در این سایت
    از طرفِ منِ مسلمان اینگونه پذیرفته شده ، که قوانین و احکام اسلامی ، برای سعادت و خوشبختی ما وضع شده ، و پیروی از آنها هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر این را هم یاد گرفته ایم که این قوانین ، بر اساس فطرت انسان بوده و لذا با خواست درونی ما سازگاری کامل دارد

    حال با توجه به این دو موضوع ، دو سؤال از کارشناسان محترم دارم

    سؤال اول:
    اگر بپذیریم که موضوع بالا درست است ، پس چرا برخی از اختلافات ، مشکلات و درگیری ها ، بین افراد خانواده و یا در اجتماع ، دقیقاً از همین قوانین سرچشمه میگیرد؟

    چند نمونه رو عرض میکنم:

    حق طلاق (که با مرد است) - اگر مردی ثروتمند باشد ، به راحتی میتواند مهر زنش را هرچقدر هم که باشد بپردازد و او را طلاق دهد. آن هم بدون داشتن هیچ دلیلی!!! این موضوع ، هم با هدف حفاظت از کانون خانواده در تضاد است و هم با این حرف که اسلام تبعیض قائل نمیشود. چون این امر یعنی امتیازی برای مردان ثروتمند

    چند همسری - حکمی که هنوز هم نفهمیدم جایز است یا جایز نیست. هر طرف را هم بگیریم مشکل ساز میشود. اگر آن را بپذیریم ، دلخوری زنان را در پی خواهد داشت و اگر آن را رد کنیم ، نتیجه این میشود که خداوند (زبان من لال) حکم بیهوده و غیرقابل اجرایی قرار داده است

    مهریه - هزاران مثال میشود گفت که باعث جدایی دو همسر یا عدم وصلت دو جوان شده است. در حالی که من یک مثال هم ندیدم که دلالت بر این کند که مهریه باعث استحکام خانواده شده باشد

    نمونه های دیگری هم هست که اگر نیاز بود مطرح میکنم. شاید اولین پاسخِ کارشناسان محترم این باشد که اصل حکم مشکلی ندارد و ایراد از نحوهء اجراست. این حرف تا حدودی قابل پذیرش است اما دلیل کافی نیست (درصورت مطرح شدن ، علت عدم کفایت آن را بیان خواهم کرد)

    باتشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    چند مطلب قابل توجه است:

    - اول اینکه همچنان که در حالت اولیه عقد نکاح، طلاق در اختیار مرد گذاشته شده است (بنا به شرایطی که در صدر اسلام بوده است) ولی این امکان نیز وجود دارد که این حق برای زنان نیز وجود داشته باشد و این مسئله می تواند جزء قیدی از قیود عقد، در نظر گرفته شود. بنابراین حکم اسلام این انعطاف را داراست که در شرایط مختلف کارایی داشته باشد.
    مضافا که آموزه های اسلامی طلاق را بسیار مبغوض می داند تا جایی که از آن به "ابغض الحلال عند الله"، "مبغوض ترین امر مجاز در نزد خداوند" یاد می کند. برای بررسی آموزه های اسلامی باید به مجموع آنها نظر کنیم و اخذ یک مورد به تنهایی کافی نیست.

    - اینکه حکم چند همسری را به هر نحوی قرار دهیم، عده ای ناراحت خواهند بود، ما را به این نکته رهنمون می شود که هر قانونی برای عده ای منافع دارد و برای عده ای مضار به این معنا که عده ای آن را به نفع خود می دانند و عده ای نیز به ضرر خود. این نفع و ضررهای شخصی و صنفی ملاک عمل نیست بلکه ملاک عمل سعادت انسان و نیز انسجام جامعه است و احکام بر اساس آنها تعیین می شوند نه اینکه برای خوش آیند یا تنفر عده ای تغییر کند.

    - اینکه یک زوج تصمیم به طلاق می گیرند، دلایل بسیاری می تواند داشته باشد و نمی توان گفت که تنها به جهت مهریه بوده است. مهریه به معنای نشانه ای از عشق و محبت مرد نسبت به زن است. و سفارش دین نیز این است که آن را سبک تعیین کنند تا نه مانع وصل شود و نه دلیل جدایی. اگر عده ای به آموزه های اسلامی، چنانکه بیان شده است، عمل نمی کنند، مشکل از آموزه ها نیست بلکه مشکل از عملکرد پیروان است.

    موفق باشید


  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    تشکر. در کل پاسخ های شما مناسب بود
    اما:
    بدون تردید همیشه افراد سوء استفاده گر وجود داشته اند ، دارند و خواهند داشت
    بنابراین ، آیا قانونگذار نباید این را در نظر بگیرد که قوانین به شکلی نباشد که مورد سوء استفاده قرار گیرد؟ یا حداقل کمتر این امکان وجود داشته باشد؟
    بهتر است اینطور بیان کنم که ، آیا عذاب و ثواب ، مختص قوانین هستند یا شامل عدم رعایت اخلاق هم میشود که به این ترتیب همان حالت بازدارندگی یا الزام وجود داشته باشد؟
    در این مورد هم توضیحی بفرمایید ممنون میشم. فقط لطفاً این مورد رو کمی عمیق تر توضیح بدید
    تشکر
    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۲/۰۸/۳۰ در ساعت ۲۰:۴۱

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    اخلاق




    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    تشکر. در کل پاسخ های شما مناسب بود
    اما:
    بدون تردید همیشه افراد سوء استفاده گر وجود داشته اند ، دارند و خواهند داشت
    بنابراین ، آیا قانونگذار نباید این را در نظر بگیرد که قوانین به شکلی نباشد که مورد سوء استفاده قرار گیرد؟ یا حداقل کمتر این امکان وجود داشته باشد؟
    بهتر است اینطور بیان کنم که ، آیا عذاب و ثواب ، مختص قوانین هستند یا شامل عدم رعایت اخلاق هم میشود که به این ترتیب همان حالت بازدارندگی یا الزام وجود داشته باشد؟
    در این مورد هم توضیحی بفرمایید ممنون میشم. فقط لطفاً این مورد رو کمی عمیق تر توضیح بدید
    تشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سه مطلب:

    - قوانین اسلام در هر زمان قابلیت انعطاف دارد و از این مسائل تحت عنوان احکام ثانویه، یاد می شود. این دسته احکام اجازه می دهد تا قوانین اسلامی متناسب با شرایط دوران باشد. با توجه به این مسئله، اگر از حکمی سوء استفاده شده و یا زمینه سوء استفاده از آن پیش آمد، مجتهد جامع الشرایط می تواند فتوای خود را تغییر دهد و متناسب با شرایط جدید آن را اعلام کند، در این حالت، از سوء استفاده ها پیشگیری می شود.

    - در مورد بحث اخلاق و فقه نیز باید به این مسئله توجه کرد که فقه بیانگر حداقل هاست، اموری که باید توسط تمام افراد در جامعه رعایت شود. البته اسلام به اخلاقیات بهای بسیاری داده است و اساسا پیامبر، بعثت خود را در راستای تکمیل و تتمیم اخلاقیات بیان فرموده اند. اما ملاک عمل در جامعه قانون اسلامی است، هرچند در کنار این قانون به مسائل اخلاقی نیز توصیه بسیاری شده است.

    - در مورد ثواب می توان گفت که شامل رعایت قوانین اسلامی و نیز اخلاقیات می شود اما در مورد عقاب باید گفت که تنها شامل نقض قوانین می شود. البته باید به این مسئله توجه کرد که رعایت نکردن اخلاقیات معمولا منجر به نقض قوانین نیز می شود و اگر فردی در پی آن است که از عذاب ایمن باشد باید سعی کند تا به اخلاقیات ملتزم باشد.

    موفق باشید


  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    اول اینکه مرا ببخشید که بر روی حرفهای خودم پافشاری میکنم و همچنان سؤال میپرسم. دلیلش این است که میخواهم در هر مورد دقیق و کامل توجیح شوم ، نه اینکه فهمی سطحی حاصل کنم ، بدون اینکه درک عمیق از موضوع داشته باشم. از طرفی میخواهم بدانم پیرو چگونه آیینی و چه موازینی هستم. إن شاء الله بعد از این هم ، با شور و اشتیاق به دانستنِ بیشتر و البته تا زمان قانع شدن کامل ، از کارشناسان محترم سؤال خواهم پرسید و دست از سر شما دوستان خوبم برنخواهم داشت

    بخشی از فرمایش شما درست. اما هنوز پاسخ سؤالم را نگرفتم. شاید هم من خوب بیان نکردم

    مگر اینطور نیست که پیامبر(ص) ، طبق فرمایش خودشان ، برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شده اند؟

    پس:

    1 - چطور قبول کنیم که برای مثال ، زنی که بیمار شده ، شوهرش(اگر نخواهد ثواب ببرد) ، میتواند حق و حقوقش را داده و او را طلاق دهد و با این کار هیچ گناهی هم مرتکب نشده است و خدا این بی اخلاقی و نامردی را بی پاسخ خواهد گذاشت و دل شکستهء زن هم نادیده گرفته میشود؟! و چرا باید قانون بر اخلاق(که هدف پیامبر ص است) ارجحیت داشته باشد؟!

    2 - با توجه به فرمایش پیامبر(ص) ، قوانین اسلامی هم باید در راستای رسیدن به جامعهء اخلاق مدار وضع شده باشد. در حالیکه طبق فرمایش شما ، این دو مقوله ، به گونه ای جدا از یکدیگر تعریف میشوند. برای مثال این جمله که گاهاً از مطلعین امور اسلامی میشنویم که: فلان کار غیر اخلاقی هست ، اما غیر قانونی نیست نشان از این غیرهمسویی ندارد؟

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    آموزه های اسلامی




    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    اول اینکه مرا ببخشید که بر روی حرفهای خودم پافشاری میکنم و همچنان سؤال میپرسم. دلیلش این است که میخواهم در هر مورد دقیق و کامل توجیح شوم ، نه اینکه فهمی سطحی حاصل کنم ، بدون اینکه درک عمیق از موضوع داشته باشم. از طرفی میخواهم بدانم پیرو چگونه آیینی و چه موازینی هستم. إن شاء الله بعد از این هم ، با شور و اشتیاق به دانستنِ بیشتر و البته تا زمان قانع شدن کامل ، از کارشناسان محترم سؤال خواهم پرسید و دست از سر شما دوستان خوبم برنخواهم داشت

    بخشی از فرمایش شما درست. اما هنوز پاسخ سؤالم را نگرفتم. شاید هم من خوب بیان نکردم

    مگر اینطور نیست که پیامبر(ص) ، طبق فرمایش خودشان ، برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شده اند؟

    پس:

    1 - چطور قبول کنیم که برای مثال ، زنی که بیمار شده ، شوهرش(اگر نخواهد ثواب ببرد) ، میتواند حق و حقوقش را داده و او را طلاق دهد و با این کار هیچ گناهی هم مرتکب نشده است و خدا این بی اخلاقی و نامردی را بی پاسخ خواهد گذاشت و دل شکستهء زن هم نادیده گرفته میشود؟! و چرا باید قانون بر اخلاق(که هدف پیامبر ص است) ارجحیت داشته باشد؟!

    2 - با توجه به فرمایش پیامبر(ص) ، قوانین اسلامی هم باید در راستای رسیدن به جامعهء اخلاق مدار وضع شده باشد. در حالیکه طبق فرمایش شما ، این دو مقوله ، به گونه ای جدا از یکدیگر تعریف میشوند. برای مثال این جمله که گاهاً از مطلعین امور اسلامی میشنویم که: فلان کار غیر اخلاقی هست ، اما غیر قانونی نیست نشان از این غیرهمسویی ندارد؟

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سوال خوبی مطرح کردید و بنده هم علاقه مند هستم تا بحث را به خوبی ادامه بدهیم.

    - هدف نهایی رسالت پیامبر، اخلاقی کردن مردم است اما باید به این مسئله توجه کرد که اخلاقی بودن، با اجبار سازگار نیست به طور مثال اگر شما مجبور باشید که به فردی که فقیر است، کمک مالی کنید در این حالت این عمل برای شما فضلی محسوب نمی شود زیرا از روی جبر این کار را انجام داده اید. حالت دیگر این است که به شما گفته شود که کمک به فقیر خوب است و دین بدان بسیار تاکید کرده است ولی واجب و الزامی نیست. در این حال عمل شما، موجب ارتقای معنوی شما می شود.

    - واجبات و محرمات، اموری حداقلی هستند که دارای دو جهت اند: 1 اینکه فرمان الهی هستند و از همین رو باید پیروی شوند (که به جهت همین پیروی اجر و ثواب نیز دارند) 2 حیات و استمرار جامعه نیازمند پیروی از این قوانین حداقلی است.

    - بنابراین در قوانین اسلامی که بحث حداقل هاست، مسائل حقوقی در نظر گرفته شده است اما در همین آموزه های اسلامی، تاکیدات بسیار زیادی در مورد اخلاقیات بیان شده است. تا جایی که در مورد هر عمل واجبی، مسائل مستحبی / اخلاقی بسیاری مطرح شده است. بنابراین رویکرد کلی آموزه های اسلامی، اخلاقی است و این در تقسیم بندی های علمی است که برخی از آموزه ها را حقوقی و فقهی دسته بندی می کنند و برخی را اخلاقی. ولی در مجموع کلی گزاره ها باید گفت که آموزه های اسلامی بسیار اخلاقی هستند.

    موفق باشید


  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    سؤال اول:
    اگر بپذیریم که موضوع بالا درست است ، پس چرا برخی از اختلافات ، مشکلات و درگیری ها ، بین افراد خانواده و یا در اجتماع ، دقیقاً از همین قوانین سرچشمه میگیرد؟

    چند نمونه رو عرض میکنم:

    حق طلاق (که با مرد است) - اگر مردی ثروتمند باشد ، به راحتی میتواند مهر زنش را هرچقدر هم که باشد بپردازد و او را طلاق دهد. آن هم بدون داشتن هیچ دلیلی!!! این موضوع ، هم با هدف حفاظت از کانون خانواده در تضاد است و هم با این حرف که اسلام تبعیض قائل نمیشود. چون این امر یعنی امتیازی برای مردان ثروتمند

    چند همسری - حکمی که هنوز هم نفهمیدم جایز است یا جایز نیست. هر طرف را هم بگیریم مشکل ساز میشود. اگر آن را بپذیریم ، دلخوری زنان را در پی خواهد داشت و اگر آن را رد کنیم ، نتیجه این میشود که خداوند (زبان من لال) حکم بیهوده و غیرقابل اجرایی قرار داده است

    مهریه - هزاران مثال میشود گفت که باعث جدایی دو همسر یا عدم وصلت دو جوان شده است. در حالی که من یک مثال هم ندیدم که دلالت بر این کند که مهریه باعث استحکام خانواده شده باشد

    نمونه های دیگری هم هست که اگر نیاز بود مطرح میکنم. شاید اولین پاسخِ کارشناسان محترم این باشد که اصل حکم مشکلی ندارد و ایراد از نحوهء اجراست. این حرف تا حدودی قابل پذیرش است اما دلیل کافی نیست (درصورت مطرح شدن ، علت عدم کفایت آن را بیان خواهم کرد)
    سلام بر شما
    به نظر من ما باید فلسفه احکام رو بدونیم تا دچار اشتباه نشیم مثلا بدونیم که مهریه ربطی به استحکام خانواده نداره
    دیگه اینکه از تعالیم دین اطلاع کاملتری داشته باشیم مثلا بدونیم که اگر دین طلاق رو مجاز کرد از اون طرف گفت منفورترین حلالهاست لذا باید معیارهای چندجانبه رو دید
    دیگر اینکه در دین اسلام بر عقلانیت تاکید بسیاری شده است
    در بکارگیری تعالیم دین باید عقل حاکم باشد و نه هوی و هوس مثلا اگر دین طلاق را برای شرایط خاص مجاز کرد مرد به هوی و هوس نباید همسرشو طلاق بده
    این یعنی اینکه در بکارگیری احکام در موضوعات که خود ما دخیل هستیم باید عقل حاکم باشه نه هوس لذا خداوند برای اختلافات همسران کمک عقلی فرستاد و گفت حکم از دو طرف تعیین بشه
    تا اونا رو در بررسی مساله کمک کنند
    نتیجه اینکه هم باید تعالیم رو شناخت هم باید در تعیین موضوع و اجرای حکم عقلانیت رو فراموش نکرد


    نقل قول نوشته اصلی توسط RezaDodangeh نمایش پست ها
    سؤال دوم:
    اگر احکام بر اساس فطرت من هستند پس باید از آنها خوشم بیاید. البته گاهی ما به دلایلی از مسیر طبیعی و فطری خود خارج میشویم و تمایلات نادرستی پیدا میکنیم (مثل تمایل به همجنسگرایی). اگر در مواردی این تضاد پیش می آمد میپذیرفتم که بخاطر کج فهمی ما و در نتیجه پیدا شدن علائق ناصحیح در دل ماست. اما وقتی میبینم این تضاد بعضاًً زیاد میشود و از طرفی افرادی که خلاف این احکام و طبق خواست خودشان (چیزی که دوست داشتند) عمل کرده اند ، موفق تر بوده اند ، آن وقت این سؤال برایم مطرح میشود که بر چه اساسی باید بپذیریم ، تمام تضادها بین خواست ما و حکم دینی ، بخاطر انحراف ما از فطرت است؟ و چرا گاهی افرادی که به میل شخصی عمل کرده اند موفق تر بوده اند؟
    درست مثل اینکه کسی بگوید بخدا من مرغ کبابی دوست دارم ، اما حکم دینی بگوید خیر ، تو کباب بره دوست داری ولی خودت نمیفهمی!!!!
    همونطور که خودتون اشاره کردید ما گاهی از مسیر فطرت خارج میشیم اما این خروج یک فاصله از تمامی تعالیم دین ایجاد میکنه و هرچه انحرافات بیشتر باشه فاصله و تضاد بیشتر میشه تا جایی که ممکنه یک نفر بخاطر یک انحراف از تمامی تعالیم دین زده بشه مثلا کسی که در تبعیت از شهوت به حرام مبتلاست نسبت به مجموع تعالیم دین حس خوبی نداره چون فضای روح و روان او آلوده شده
    اینکه می فرمایی بعضی ها در خودسری شون موفقتر هستند اولا بستگی داره موفقیت رو چطور تعریف بکنیم دیگه اینکه ممکنه عامل موفقیت فرد چیزی غیر از جنبه انحرافش باشه مثل پیشرفت غرب در فناوریها که نتیجه تلاش و کوشش هست اما بعضی فکر میکنن نتیجه فاصله گرفتن از دینه در حالیکه دین مشوق کار و تلاشه
    یا علی
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود