صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا قلب مرکز تفکر است؟ایا منی از پشت و سینه میاید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697

    اشاره ایا قلب مرکز تفکر است؟ایا منی از پشت و سینه میاید؟




    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    شخصی از من خواستند که این سوال را برایشان ارسال کنم.هر چند احساس میکنم که قبلاً به این سوالات پاسخ داده شده چون قبلاً نمونه این سوالات را در همین سایت دیده بودم. و ایشان دوست دارند در این تاپیک با کارشناسان در مورد این آیات بحث کنند.

    مطلب ایشان:
    ایا قلب مرکز تفکر است؟؟؟!!!

    سوره حج (22) - آيه 46 ، افلم يسيروا في الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها اوء اذان يسمعون بها فانها لا تعمي الا بصرو لكن تعمي القلوب التي في الصدور
    آيا در زمين سير نكردند تا آنان را قلبهايي باشد كه با آن تعقل كنند يا گوشهايي كه با آن بشنوند چرا كه چشمهاي آنان كور نمي شود بلكه قلبهايي كه در سينه هاست كور مي شود.
    سوره اعراف (7) ، آيه 179 ، بيقين گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم آنها قلبهايي دارند كه با آن نمي فهمند و چشمهايي كه با آن نمي بينند و گوشهايي كه با آن نمي شنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر اينان همان غافلانند.

    ایا منی از پشت و سینه بیرون میاید؟؟؟!!!

    ایات 5 تا 7 سوره طارق
    فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ5خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ6يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ7
    5) انسان باید نگاه کند که از چه چیز آفریده شده است . 6) از آبی جهنده آفریده شده . 7) که از ما بین استخوانهای پشت و استخوانهای سینه بیرون می آید .

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله




    ایا قلب مرکز تفکر است؟ایا منی از پشت و سینه میاید؟







    کارشناس بحث: استاد عمار



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6204



    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    ایا قلب مرکز تفکر است؟؟؟!!!
    با سلام این لینک جواب داده شده خونده شود:
    http://www.pasokhgoo.ir/node/75374

    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    ایا منی از پشت و سینه بیرون میاید؟؟؟!!!
    این موضوع رو هم قبلا خودتون بحث کردید.
    http://www.askdin.com/thread20587-20.html
    اما جواب دقیق را در این لینک ببینید:
    http://www.pasokhgoo.ir/node/89208

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۲/۰۸/۲۹ در ساعت ۰۹:۴۲
    ایا قلب مرکز تفکر است؟ایا منی از پشت و سینه میاید؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    علم منطق راستی
    نوشته
    34
    حضور
    19 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    45



    درود
    بنده این مطلب رو از ایشان خواستم
    دلیل اون هم اینکه ایشون فرمودند در سایتهای مذهبی میشود هرچیزی گفت و هر مطلبی انتشار داد و هر سوالی کرد بدون اینکه حذف شود یا برخوردی صورت گیرد در حالی که در سایتهای علمی و غیرمذهبی مطالب ایشون همیشه حذف میشود
    بهمین دلیل من خواستم این تاپیک رو ایجاد کنند و بنده هم بیام اینجا ازادانه نظرم رو بگم به عنوان یک بیخدا و کسی که فقط علم و منطق رو باور داره و لاغیر

    بررسی جواب که برای پرسش اول قرار دادید
    آيه مورد بحث (1) از شواهدى است كه دلالت مى‏كند بر اينكه مراد از قلب خود آدمى يعنى خويشتن او و نفس و روح او است، براى اينكه هر چند طبق اعتقاد بسيارى از عوام ممكن است تعقل و تفكر و حب و بغض و خوف و امثال اينها را به قلب نسبت داد،
    کدام شواهد؟
    یعنی قران فقط برای عوام هست نه افراد متخصص و کسانی که دنبال علم هستند؟
    پس نتیجه میگیریم این کتاب بهیچ وجه نمیشه به عنون یک کتاب علمی بهش مراجعه کرد و فقط برای عوام نگاشته شده

    به اين پندار كه در خلقت آدمى، اين عضو است كه مسئول درك است، هم چنان كه طبق همين پندار، شنيدن را به گوش، و ديدن را به چشم، و چشيدن را به زبان، نسبت مي دهيم،
    علم به اثبات رسانده گوش مسئول شنیدن و چشم مسئول دیدن است
    و بهمین ترتیب کاملا به اثبات رسونده قلب تنها و تنها مسئول پمپاژ خون است و نه مسئول درک کردن و این مغز است که مسئول ادراکات ماست
    پس این مطلب دلیل که نیست بلکه باز هم خطا و غلط است چون قلب مسئول درک نیست

    ظاهرا منشا آن، اين بوده كه انسان وقتى وضع خود و ساير انواع حيوانات را بررسى كرده و مشاهده نموده كه بسيار اتفاق مى‏افتد كه يك حيوان در اثر بيهوشى و غش و امثال آن شعور و ادراكش از كار مى‏افتد، ولى ضربان قلب و نبضش هنوز زنده است، در صورتى كه اگر قلبش از كار بيفتد ديگر حياتى برايش باقى نمى‏ماند.
    مگر قران نوشته انسان است که انسان در وضع خود بررسی کرده و نتیجه گرفته قلب محل ادراک است؟
    شما میگویید این گفتار از یک عالم مطلق است نه یک انسان پس این حرف با مطالب خودتون هم تناقض داره
    وقتی عالم مطلقی صحبتی میکند باید بر اساس واقعیتی که هست صحبت کنه نه بر اساس بررسی غلط انسانهایی که علم کافی ندارند

    و چه بسا كه تجربه‏هاى مكرر علمى هم اين نظريه را تاييد كند، چون بارها اين آزمايش را در مرغان انجام داده‏اند كه در يك عمل جراحى دماغ (مغز سر) مرغ را بيرون آورده‏اند، و ديده‏اند كه حيوان هم چنان زنده است ليكن، هيچ گونه درك و شعور و تشخيصى ندارد،
    منبع این مطلب؟
    هرگز موجودی با خارج کردن کامل مغز قادر به حیاط نیست
    بلکه فقط قسمتی از مغز که مسئول مواردی که اشاره کردید بوده را خارج کردند و این حالات نمایان شده وگرنه اگر کل مغز خارج شود تمام ارگانها حتی همان قلب هم دیگر فعالیتی نخواهد داشت که حیوان زنده بماند

    مورد دیگر اینکه اینجا شما فرمودید قسمتی از مغز موجود خارج شده و حیوان زنده مانده ولی هیچ درک و شعوری نداشته
    پس قبول کردید که قسمتی از مغز مسئول درک و شعور است و نه قلب یا مورد مابعدالطبیعه دیگر

    همچنين چه بسا بتوان اين نظريه را از اين راه تاييد كرد كه تا كنون بحثهاى علمى طبيعى نتوانسته و موفق نشده مركزى را در بدن كشف كند كه تمامى دستوراتى كه در بدن به وسيله اعضا انجام مى‏شود از آن مركز صادر بشود، و اعضاى مختلف بدن همه مطيع فرمان آن باشند،
    مغلطه توصل به جهل
    اینکه علم تا به امروز نتوانسته چیزی راکشف کند دلیل نمیشود که هر مطلب بدون مدرک و شواهد رو ما چشم بسته بپذیریم
    چون کسی کشف نکرده بود زمین گرد است ما باید حتما میپزیرفتیم زمین مسطح است و ستارگان ستون که اسمان نیفتد؟

    هرچند علم امروز برای مطالبی که گفتید جوابهای کاملا اثبات شده بدست اورده ولی هنوز هم سوالات بیجواب بسیاری وجود داره

    و ظاهرا همين مسئله باعث شد كه ادراك و شعور و هر چه كه بويى از شعور در آن باشد، از قبيل: حب و بغض و رجاء و خوف و قصد و حسد و عفت و شجاعت و جرأت و امثال آن را به قلب نسبت دهند، و منظورشان از قلب، همان روحى است كه به بدن وابسته است،
    باز هم باید تذکر بدم اینجا ما درباره انسانهای گذشته صحبت نمیکنیم بلکه درباره چیزی صحبت میکنیم که شما ان را عالم مطلق میدانید
    پس اینکه انسانهای هزاران سال پیش چه مقدار علم داشتند اصلا دلیل نمیشود موجودی که عالم مطلق است هم همان میزان علم داشته باشد و اشتباه انسانهای با علم ناقص ان زمان را تکرار کند

    شيخ ابو على ابن سينا، در اين مسئله كه" مركز ادراكات و صفات نفسانى در ساختمان بدن انسانى چيست؟" اين احتمال را ترجيح داده است كه همان قلب باشد، به اين معنا كه قلب مركز همه ادراكات و شعور باشد و دماغ تنها جنبه ابزار را داشته باشد، (همانطور كه چشم آلت بينايى و گوش آلت شنوايى است. ولى آن عضوى كه مى‏بيند و مى‏شنود قلب است)، پس همه ادراكات از قلب است و دماغ واسطه درك است.
    با اینکه ابوعلی سینا دانشمند بسیار بزرگی بودند شکی نیست ولی نظریه ایشان در علم امروز کاملا مردود هست و کاملا به اثبات رسیده وظیفه قلب تنها پمپاژ خون است و هیچ وطیفه و عمل دیگری انجام نمیدهد
    که اگر اینطور بود با تعویض قلب که در علم امروز انجام میشود باید درک و شعور و منیت انسانها هم تعویض میشد
    پس مراجعه به یک تئوری ارائه شده از از دانمشند در صدها سال پیش هیچ ارزشی ندارد جز مغلطه توسل به مرجعیت

    پس نتیجه میگیریم
    1-اینکه انسانهای با علم محدود ان زمان چه فکر میکردند دلیل این نمیشود خالق مطلق بر اساس علم ناقض انها نظریه بدهند
    2-قلب تنها و تنها وظیفه پمپاژ خون را دارد
    3-حب و بغض و رجاء و خوف و قصد و حسد و عفت و شجاعت و جرأت و امثال آن در علم امروز کاملا به اثبات رسیده که در مغز شکل میگیرین و منشاه کاملا مادی دارن از جمله هرمونها و فعالیتهای مغزی
    4-مرکز درک و ادراک و شعور در مغز قرار دارد


    مورد دوم یعنی منشا "منی مرد" هم بعدا بهش خواهم پرداخت.
    ویرایش توسط havzhin : ۱۳۹۲/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۷:۵۴

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط havzhin نمایش پست ها
    درود
    بنده این مطلب رو از ایشان خواستم
    دلیل اون هم اینکه ایشون فرمودند در سایتهای مذهبی میشود هرچیزی گفت و هر مطلبی انتشار داد و هر سوالی کرد بدون اینکه حذف شود یا برخوردی صورت گیرد در حالی که در سایتهای علمی و غیرمذهبی مطالب ایشون همیشه حذف میشود
    بهمین دلیل من خواستم این تاپیک رو ایجاد کنند و بنده هم بیام اینجا ازادانه نظرم رو بگم به عنوان یک بیخدا و کسی که فقط علم و منطق رو باور داره و لاغیر

    بررسی جواب که برای پرسش اول قرار دادید
    آيه مورد بحث (1) از شواهدى است كه دلالت مى‏كند بر اينكه مراد از قلب خود آدمى يعنى خويشتن او و نفس و روح او است، براى اينكه هر چند طبق اعتقاد بسيارى از عوام ممكن است تعقل و تفكر و حب و بغض و خوف و امثال اينها را به قلب نسبت داد،
    کدام شواهد؟
    یعنی قران فقط برای عوام هست نه افراد متخصص و کسانی که دنبال علم هستند؟
    پس نتیجه میگیریم این کتاب بهیچ وجه نمیشه به عنون یک کتاب علمی بهش مراجعه کرد و فقط برای عوام نگاشته شده

    به اين پندار كه در خلقت آدمى، اين عضو است كه مسئول درك است، هم چنان كه طبق همين پندار، شنيدن را به گوش، و ديدن را به چشم، و چشيدن را به زبان، نسبت مي دهيم،
    علم به اثبات رسانده گوش مسئول شنیدن و چشم مسئول دیدن است
    و بهمین ترتیب کاملا به اثبات رسونده قلب تنها و تنها مسئول پمپاژ خون است و نه مسئول درک کردن و این مغز است که مسئول ادراکات ماست
    پس این مطلب دلیل که نیست بلکه باز هم خطا و غلط است چون قلب مسئول درک نیست

    ظاهرا منشا آن، اين بوده كه انسان وقتى وضع خود و ساير انواع حيوانات را بررسى كرده و مشاهده نموده كه بسيار اتفاق مى‏افتد كه يك حيوان در اثر بيهوشى و غش و امثال آن شعور و ادراكش از كار مى‏افتد، ولى ضربان قلب و نبضش هنوز زنده است، در صورتى كه اگر قلبش از كار بيفتد ديگر حياتى برايش باقى نمى‏ماند.
    مگر قران نوشته انسان است که انسان در وضع خود بررسی کرده و نتیجه گرفته قلب محل ادراک است؟
    شما میگویید این گفتار از یک عالم مطلق است نه یک انسان پس این حرف با مطالب خودتون هم تناقض داره
    وقتی عالم مطلقی صحبتی میکند باید بر اساس واقعیتی که هست صحبت کنه نه بر اساس بررسی غلط انسانهایی که علم کافی ندارند

    و چه بسا كه تجربه‏هاى مكرر علمى هم اين نظريه را تاييد كند، چون بارها اين آزمايش را در مرغان انجام داده‏اند كه در يك عمل جراحى دماغ (مغز سر) مرغ را بيرون آورده‏اند، و ديده‏اند كه حيوان هم چنان زنده است ليكن، هيچ گونه درك و شعور و تشخيصى ندارد،
    منبع این مطلب؟
    هرگز موجودی با خارج کردن کامل مغز قادر به حیاط نیست
    بلکه فقط قسمتی از مغز که مسئول مواردی که اشاره کردید بوده را خارج کردند و این حالات نمایان شده وگرنه اگر کل مغز خارج شود تمام ارگانها حتی همان قلب هم دیگر فعالیتی نخواهد داشت که حیوان زنده بماند

    مورد دیگر اینکه اینجا شما فرمودید قسمتی از مغز موجود خارج شده و حیوان زنده مانده ولی هیچ درک و شعوری نداشته
    پس قبول کردید که قسمتی از مغز مسئول درک و شعور است و نه قلب یا مورد مابعدالطبیعه دیگر

    همچنين چه بسا بتوان اين نظريه را از اين راه تاييد كرد كه تا كنون بحثهاى علمى طبيعى نتوانسته و موفق نشده مركزى را در بدن كشف كند كه تمامى دستوراتى كه در بدن به وسيله اعضا انجام مى‏شود از آن مركز صادر بشود، و اعضاى مختلف بدن همه مطيع فرمان آن باشند،
    مغلطه توصل به جهل
    اینکه علم تا به امروز نتوانسته چیزی راکشف کند دلیل نمیشود که هر مطلب بدون مدرک و شواهد رو ما چشم بسته بپذیریم
    چون کسی کشف نکرده بود زمین گرد است ما باید حتما میپزیرفتیم زمین مسطح است و ستارگان ستون که اسمان نیفتد؟

    هرچند علم امروز برای مطالبی که گفتید جوابهای کاملا اثبات شده بدست اورده ولی هنوز هم سوالات بیجواب بسیاری وجود داره

    و ظاهرا همين مسئله باعث شد كه ادراك و شعور و هر چه كه بويى از شعور در آن باشد، از قبيل: حب و بغض و رجاء و خوف و قصد و حسد و عفت و شجاعت و جرأت و امثال آن را به قلب نسبت دهند، و منظورشان از قلب، همان روحى است كه به بدن وابسته است،
    باز هم باید تذکر بدم اینجا ما درباره انسانهای گذشته صحبت نمیکنیم بلکه درباره چیزی صحبت میکنیم که شما ان را عالم مطلق میدانید
    پس اینکه انسانهای هزاران سال پیش چه مقدار علم داشتند اصلا دلیل نمیشود موجودی که عالم مطلق است هم همان میزان علم داشته باشد و اشتباه انسانهای با علم ناقص ان زمان را تکرار کند

    شيخ ابو على ابن سينا، در اين مسئله كه" مركز ادراكات و صفات نفسانى در ساختمان بدن انسانى چيست؟" اين احتمال را ترجيح داده است كه همان قلب باشد، به اين معنا كه قلب مركز همه ادراكات و شعور باشد و دماغ تنها جنبه ابزار را داشته باشد، (همانطور كه چشم آلت بينايى و گوش آلت شنوايى است. ولى آن عضوى كه مى‏بيند و مى‏شنود قلب است)، پس همه ادراكات از قلب است و دماغ واسطه درك است.
    با اینکه ابوعلی سینا دانشمند بسیار بزرگی بودند شکی نیست ولی نظریه ایشان در علم امروز کاملا مردود هست و کاملا به اثبات رسیده وظیفه قلب تنها پمپاژ خون است و هیچ وطیفه و عمل دیگری انجام نمیدهد
    که اگر اینطور بود با تعویض قلب که در علم امروز انجام میشود باید درک و شعور و منیت انسانها هم تعویض میشد
    پس مراجعه به یک تئوری ارائه شده از از دانمشند در صدها سال پیش هیچ ارزشی ندارد جز مغلطه توسل به مرجعیت

    پس نتیجه میگیریم
    1-اینکه انسانهای با علم محدود ان زمان چه فکر میکردند دلیل این نمیشود خالق مطلق بر اساس علم ناقض انها نظریه بدهند
    2-قلب تنها و تنها وظیفه پمپاژ خون را دارد
    3-حب و بغض و رجاء و خوف و قصد و حسد و عفت و شجاعت و جرأت و امثال آن در علم امروز کاملا به اثبات رسیده که در مغز شکل میگیرین و منشاه کاملا مادی دارن از جمله هرمونها و فعالیتهای مغزی
    4-مرکز درک و ادراک و شعور در مغز قرار دارد
    با سلام خدمت دوست تازه وارد. خوش آمدید.
    هر چه سعی کردم نتوانستم درست اسم شما را بخوانم. اگر امکان دارد به فارسی بنویسید که ما راحت تر شما را خطاب کنیم.
    همان طور که در ابتدا اشاره کردید بله در این سایت اگر بی احترامی و توهین و فحاشی نشود می توان حتی نظر شخصی خود مبنی بر عدم وجود خدا را هم بگویید و آزادید.
    و اما در مورد قلب :
    ببینید دوست عزیز انسان بسیار موجود پیچیده ای است. حقیقتا کشف تمام ابعاد وجودی اش بسیار سخت است و باید منتظر اکتشافات علمی در مورد ساختار بدن انسان در آینده بود.
    در مورد اینکه مغر مرکز فرمان تمام اعضای بدن است با علم امروز شکی نیست. حتی در مغر مرکزی هم مربوط به احساسات و عواطف وجود دارد که فهم عامیانه مرکز آن را قلب می داند. مثلا مردم می گویند فلانی قلب رئوفی دارد. ولی ظاهرا بر اساس علم امروز مرکز حافظه و فرمان مغز است.
    ولی یک نکته :
    ما نباید به کشفیات علمی روز اعتماد کامل داشته باشیم. چرا که هر روز کشفیات جدید در مورد ساختار بدن انسان بدست می آید که شگفت آور است.
    چندی پیش شخصی را در یکی از رسانه ها آورده بودند و با او مصاحبه کرده بودند. همسرش می گفت او نیاز به پیوند قلب داشت. یک قلبی از یک بیمار مرگ مغزی به او پیوند زدند و او حیات طبیعی خود را بدست آورد. منتها یک مسئله شگفت اور اتفاق افتاده بود. برخی از خصوصیات اخلاقی بیمار مرگ مغزی شده به بدن مردی که قلب را دریافت کرده بود انتقال پیدا کرده است. خصوصیات اخلاقی اش تغییر کرده بود و با تحقیقی که انجام داده بودند فهمیدند که این خصوصیات اخلاقی جدید مربوط به همان فرد مرگ مغزی شده است.
    به خاطر همین هم هست که می گویم در این دنیا اتفاق بسیار عجیبی اتفاق می افتد که هیچ ادله علمی نمی تواند آن را توجیه کند. البته من نمی گویم که این اتفاقات بی علت است. بلکه تمام امور عالم علت دارد. ولی معلوم نیست تمام این علت ها همان هایی باشد که علم امروز کشف کرده است.
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    علم منطق راستی
    نوشته
    34
    حضور
    19 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    45



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها


    و اما در مورد قلب :
    ببینید دوست عزیز انسان بسیار موجود پیچیده ای است. حقیقتا کشف تمام ابعاد وجودی اش بسیار سخت است و باید منتظر اکتشافات علمی در مورد ساختار بدن انسان در آینده بود.
    در مورد اینکه مغر مرکز فرمان تمام اعضای بدن است با علم امروز شکی نیست. حتی در مغر مرکزی هم مربوط به احساسات و عواطف وجود دارد که فهم عامیانه مرکز آن را قلب می داند. مثلا مردم می گویند فلانی قلب رئوفی دارد. ولی ظاهرا بر اساس علم امروز مرکز حافظه و فرمان مغز است.
    دوست عزیز اگر مطالب من رو کامل خونده باشید که به این مورد هم اشاره کردم
    ما داریم درباره کتابی به اسم قران حرف میزنیم درسته؟
    شما ایا میگویید گفتار در این کتاب متعلق به به یک انسان هست یا یک موجود کامل و مطلق از لحاظ علم؟
    اگر میگویید متعلق به یک انسان با علم ناقص هست که بله حرف شما رو من قبول میکنم که در گذشته به دلیل علم ناقص قلب رو نسبتهایی مثل احساسات میدادند
    ولی اگر میگویید این گفتار از یک موجود عالم مطلق هست من چطور بپذیرم یک عالم مطلق گفتار و نظراتش رو بیاد بر اساس علم ناقص انسانها بیان کنه که هزارسال بعد غلط بودن اون نظریه به اثبات برسه؟
    پس این حرف شما با منطق سازگار نیست که در گذشته انسانها قلب رو مرکز تفکر دونستن پس خالق عالم مطلق هم بیاد بگه قلب مرکز ادراک و تفکر هست

    اینکه بدن موجودات بسیار پیچیده ایت هم با شما موافقم ولی در حال حاظر هم بسیاری مسائل به روشی کشف شدند
    به روشی در علم امروز به اثبات رسیدست قلب فقط و فقط و فقط مسئول پمپاژ خون است و بهیچ وجه هیچ ارتباطی به تفکر و ادراک ندارد
    پس اینده چه مواردی کشف شود هیچ ارتباطی به این ندارد ما بپذریم این گفتار که قلب مرکز تفکر است در اینده به درستی نزدیک بشه چون امروز علم به طور 100% غلط بودن این مطلب رو اثبات کرده
    ولی یک نکته :
    ما نباید به کشفیات علمی روز اعتماد کامل داشته باشیم. چرا که هر روز کشفیات جدید در مورد ساختار بدن انسان بدست می آید که شگفت آور است.
    چندی پیش شخصی را در یکی از رسانه ها آورده بودند و با او مصاحبه کرده بودند. همسرش می گفت او نیاز به پیوند قلب داشت. یک قلبی از یک بیمار مرگ مغزی به او پیوند زدند و او حیات طبیعی خود را بدست آورد. منتها یک مسئله شگفت اور اتفاق افتاده بود. برخی از خصوصیات اخلاقی بیمار مرگ مغزی شده به بدن مردی که قلب را دریافت کرده بود انتقال پیدا کرده است. خصوصیات اخلاقی اش تغییر کرده بود و با تحقیقی که انجام داده بودند فهمیدند که این خصوصیات اخلاقی جدید مربوط به همان فرد مرگ مغزی شده است.
    به خاطر همین هم هست که می گویم در این دنیا اتفاق بسیار عجیبی اتفاق می افتد که هیچ ادله علمی نمی تواند آن را توجیه کند. البته من نمی گویم که این اتفاقات بی علت است. بلکه تمام امور عالم علت دارد. ولی معلوم نیست تمام این علت ها همان هایی باشد که علم امروز کشف کرده است.
    منبع این مطلب رو قرار بدید
    من اینجا بحث علمی و منطقی با دلایل علمی دارم نه صحبتهای رسانه ها و فیمهای سینمایی
    وگرنه گفتن اینکه فلان رسانه چی گفته هیچ ارزشی نداره بلکه رفرنس های علمی و تحقیقاتی فقط معتبر هستند
    بله من هم بسیار فیلمها در این موارد دیدم ولی اینها در حوضه فیلمهای تخیلی فقط قرار دارند و کاملا بی ارزش
    هرگز و هرگز همچین موردی در هیچ عمل قلبی وجود نداشته که اخلاقیات و احساسات فردی با پیوند قلب تغییر کنه
    اگر منبع معتبر علمی در این مورد دارید قرار بدید

    علمی که مبتنی بر ازمایش و شواهد و تحقیقات و ادله هست کاملا قابل اطمینان هست اگر فقط فرق اثتبات علمی رو با تئوری و فرضیه و نظریه قاطی نکنید
    اثبات علمی کاملا قابل اطمینان است ولی تئوری و فرضیه و نظریه جای شک دارد

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    ما نباید به کشفیات علمی روز اعتماد کامل داشته باشیم. چرا که هر روز کشفیات جدید در مورد ساختار بدن انسان بدست می آید که شگفت آور است.
    چندی پیش شخصی را در یکی از رسانه ها آورده بودند و با او مصاحبه کرده بودند. همسرش می گفت او نیاز به پیوند قلب داشت. یک قلبی از یک بیمار مرگ مغزی به او پیوند زدند و او حیات طبیعی خود را بدست آورد. منتها یک مسئله شگفت اور اتفاق افتاده بود. برخی از خصوصیات اخلاقی بیمار مرگ مغزی شده به بدن مردی که قلب را دریافت کرده بود انتقال پیدا کرده است. خصوصیات اخلاقی اش تغییر کرده بود و با تحقیقی که انجام داده بودند فهمیدند که این خصوصیات اخلاقی جدید مربوط به همان فرد مرگ مغزی شده است.
    به خاطر همین هم هست که می گویم در این دنیا اتفاق بسیار عجیبی اتفاق می افتد که هیچ ادله علمی نمی تواند آن را توجیه کند. البته من نمی گویم که این اتفاقات بی علت است. بلکه تمام امور عالم علت دارد. ولی معلوم نیست تمام این علت ها همان هایی باشد که علم امروز کشف کرده است.
    جناب شریعت عقلانی، منظور شما را کامل متوجه نشدم.
    آیا ممکن است در آینده علم ثابت کند که پروسه تفکر در قلب صورت میگیرد؟
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط havzhin نمایش پست ها
    درود
    بنده این مطلب رو از ایشان خواستم
    دلیل اون هم اینکه ایشون فرمودند در سایتهای مذهبی میشود هرچیزی گفت و هر مطلبی انتشار داد و هر سوالی کرد بدون اینکه حذف شود یا برخوردی صورت گیرد در حالی که در سایتهای علمی و غیرمذهبی مطالب ایشون همیشه حذف میشود
    بهمین دلیل من خواستم این تاپیک رو ایجاد کنند و بنده هم بیام اینجا ازادانه نظرم رو بگم به عنوان یک بیخدا و کسی که فقط علم و منطق رو باور داره و لاغیر

    بررسی جواب که برای پرسش اول قرار دادید

    کدام شواهد؟
    یعنی قران فقط برای عوام هست نه افراد متخصص و کسانی که دنبال علم هستند؟
    پس نتیجه میگیریم این کتاب بهیچ وجه نمیشه به عنون یک کتاب علمی بهش مراجعه کرد و فقط برای عوام نگاشته شده


    علم به اثبات رسانده گوش مسئول شنیدن و چشم مسئول دیدن است
    و بهمین ترتیب کاملا به اثبات رسونده قلب تنها و تنها مسئول پمپاژ خون است و نه مسئول درک کردن و این مغز است که مسئول ادراکات ماست
    پس این مطلب دلیل که نیست بلکه باز هم خطا و غلط است چون قلب مسئول درک نیست


    مگر قران نوشته انسان است که انسان در وضع خود بررسی کرده و نتیجه گرفته قلب محل ادراک است؟
    شما میگویید این گفتار از یک عالم مطلق است نه یک انسان پس این حرف با مطالب خودتون هم تناقض داره
    وقتی عالم مطلقی صحبتی میکند باید بر اساس واقعیتی که هست صحبت کنه نه بر اساس بررسی غلط انسانهایی که علم کافی ندارند
    .
    من پیشنهاد میکنم فعلاً در مورد آیه اول بحث کنیم.سپس به سراغ ایه بعدی برویم.
    من یه سوال هم برام پیش اومده.شما احتمالاً دوست داشتی که ما را آگاه کنی نه اینکه بیایی و ایمان بیاوری.چونکه به خدا ایمان نداری ولی از کتاب خدا سخن میگویی.بهتر نیست اول در مورد اثبات وجود د خدا سخن بگوییم؟

    دقت داشته باشید. لطفاٌ:
    أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (022 | حج - 46)آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دلهايى داشته باشند كه(حقيقت را) با آن درك كنند; يا گوشهايى كه با آن (نداى حق را) بشنوند؟! زيرا (بسيار مى شود كه) چشمهاى ظاهر نابينا نمى شود، بلكه دلهايى كه در سينه هاست كور مى شود.

    جواب سوال شما در آیه روشن است.
    ببینید مردم در آن زمان نمیدانستند که مرکز تفکر مغز است.اما حداقل میدانستند که کور شدن برای چشم است نه قلب.
    نتیجه این میشود که شما باید بپذیرید که مردمی که آن زمان جنگ میرفتند و چشم خود را از دست میدادند.پلک میزدند و چشم هایشان را باز و بسته میکردند متوجه این قضیه نمیشدند که کوری برای چشم است نه برای دل.
    این یک مسئله عقلانی هست که مردم میدانستند که کوری برای چشم است.
    پس چرا قرآن کوری را به دل نسبت داده؟مشخص است آن قلبی که کور میشود آن قلبی نیست که کارش خون رساندن به اعضای بدن است.و آن قبلی هم که تفکر میکند آن قلبی نیست که کارش خون رساندن به اعضای بدن است.
    اینکه چرا به قلب در سینه اشاره شده نه به سر خود قابل بحث است.
    میخواهم بدانم تا اینجا را پذیرفتید یا نه.اگر پذیرفتید بقیه اش را توضیح دهیم.
    موفق باشید.

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    ببینید مردم در آن زمان نمیدانستند که مرکز تفکر مغز است.اما حداقل میدانستند که کور شدن برای چشم است نه قلب.
    نتیجه این میشود که شما باید بپذیرید که مردمی که آن زمان جنگ میرفتند و چشم خود را از دست میدادند.پلک میزدند و چشم هایشان را باز و بسته میکردند متوجه این قضیه نمیشدند که کوری برای چشم است نه برای دل.
    این یک مسئله عقلانی هست که مردم میدانستند که کوری برای چشم است.
    پس چرا قرآن کوری را به دل نسبت داده؟مشخص است آن قلبی که کور میشود آن قلبی نیست که کارش خون رساندن به اعضای بدن است.و آن قبلی هم که تفکر میکند آن قلبی نیست که کارش خون رساندن به اعضای بدن است.
    به نظر میرسد استدلال شما مشکلی داشته باشد.
    قسمت آخر آیه میفرماید: «در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏هاست كور است»

    این جمله صراحتاً بیانگر آنست که انسان ممکن است چیزی را ببیند ولی بواسطه مسائلی مانند چهارچوب ذهنی خاص و یا تعصب و یا نقصی در تفکر و استدلال، نتواند استنتاج صحیح نموده و حقیقت را درک کند.

    با این منظور، استدلال شما به اینکه: «چون فرموده قلب کور میشود، بیانگر آن است که منظورش قلب درون سینه که پمپاژ خون را انجام میدهد، نیست» ، صحیح نیست.

    اتفاقا منظور همون قلب درون سینه است که در اینجا، مباحثی مانند اندیشیدن و استنتاج از اطلاعات دیداری و شنیداری به آن نسبت داده شده.
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط havzhin نمایش پست ها
    منبع این مطلب رو قرار بدید
    من اینجا بحث علمی و منطقی با دلایل علمی دارم نه صحبتهای رسانه ها و فیمهای سینمایی
    وگرنه گفتن اینکه فلان رسانه چی گفته هیچ ارزشی نداره بلکه رفرنس های علمی و تحقیقاتی فقط معتبر هستند
    بله من هم بسیار فیلمها در این موارد دیدم ولی اینها در حوضه فیلمهای تخیلی فقط قرار دارند و کاملا بی ارزش
    هرگز و هرگز همچین موردی در هیچ عمل قلبی وجود نداشته که اخلاقیات و احساسات فردی با پیوند قلب تغییر کنه
    اگر منبع معتبر علمی در این مورد دارید قرار بدید

    علمی که مبتنی بر ازمایش و شواهد و تحقیقات و ادله هست کاملا قابل اطمینان هست اگر فقط فرق اثتبات علمی رو با تئوری و فرضیه و نظریه قاطی نکنید
    اثبات علمی کاملا قابل اطمینان است ولی تئوری و فرضیه و نظریه جای شک دارد
    با سلام خدمت شما دوست عزیز.
    حقیقتش را بخواهید بنده این واقعه را به صورت زنده و تصویری از طریق یک برنامه تلویزیونی و با حضور خود فردی که قلبش پیوند داده شده بود دیدم. برای من که بسیار جای تعجب داشت. چرا که با پیش فرض های ذهنی بنده ناسازگار بود. فکر نمی کنم این واقعه دروغ باشد. قطعا رخ داده. چرا که در آن برنامه نه می خواستند اسلام را ثابت کنند و نه قصد دیگری داشتند. صرفا شرح ما وقع بود. البته خود همین واقعه برخی دیدگاه های رایج دینی را زیر سوال می برد. مثلا در دیدگاه رایج دینی می گویند ملکات نفسانی یا همان خصوصیات اخلاقی متعلق به نفس است و نفس هم مجرد و بسیط است و تجزیه پذیر نیست. ولی دیدیم که این خصوصیات اخلاقی تجزیه شدند و بخشی از یک انسان به انسانی دیگر انتقال یافتند.
    بنده در این جا قصد دفاع از گزاره های دینی و توجیه آن ها در جهت علم را ندارم. منتها باید به یک نکته توجه داشت :
    نقل قول نوشته اصلی توسط havzhin نمایش پست ها
    ولی اگر میگویید این گفتار از یک موجود عالم مطلق هست من چطور بپذیرم یک عالم مطلق گفتار و نظراتش رو بیاد بر اساس علم ناقص انسانها بیان کنه که هزارسال بعد غلط بودن اون نظریه به اثبات برسه؟
    در زمینه وحی و چگونگی نزول آن بحث های زیادی شده است. می توانید به این لینک مراجعه بفرمایید :
    نقد و بررسی مکانیزم نزول وحی از دیدگاه دکتر سروش
    البته شاید خیلی زیاد و مفصل باشد و حوصله نکنید. به هر حال اگر دنبال حقیقت هستید و دنبال پاسخ پرسشهایتان باید کامل بخوانید.
    یا این تاپیک :
    آیا خدا دروغ مصلحتی می گوید؟
    با عرض پوزش که اینقدر سرتان را شلوغ کردم. بنده حقیقتا قصد فرار از پاسخ گویی را ندارم و خیال نکنید دارم شما را پاس کاری می کنم. خیر. حقیقتا اگر بخواهیم در این زمینه بحث کنیم مسیر تاپیک کاملا منحرف می شود.
    منتها یک نکته که قبلا در مباحثه با برخی از کاربران دیگر هم به آن اشاره کردم :
    در قرآن دنبال حقایق علمی نگردید. یک مثالی زدم که قبلا به آن اشاره کرده بودن :
    نمی دانم سنتان چقدر است و آیا فرزند دارید یا خیر. ولی مسلما برخورد بسیاری از والدین را با فرزندشان دیده اید : آنجایی که قاشق غذا را موشک جلوه می دهند یا به عروسک بازی کودکشان برای تشویق به غذا خوردن او غذا می دهند و خیلی از کارهای غیرواقعی دیگر. اینها به خاطر چیست؟ به خاطر یک هدف نیکو. آنها قصد فریب کاری و ذغل بازی که ندارند. می خواهد فایده ای به کودکشان را برسانند که خودش هم از آن بی خبر است.
    با این مثال واقعی خواستم این نکته را خدمت شما عرض کنم که اگر هم قرآن مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شده باشد باز هم اگر گزاره های آن با یافته های علمی نخواند اشکالی برای خدا نیست. بلکه خداوند به زبان قوم سخن گفته است.
    چون سر و کار تو با کودک فتاد ......................... پس زبان کودکی باید گشاد.
    خداوند از بیان این گزاره های به قول شما غلط قصد بیان حقایق علمی را نداشت. بلکه می خواست او را به خیری احسن فرابخواند که خود بشر از آن بی خبر بود. منتها برای اینکار مجبور بود از پیش فرض های ذهنی بشر ( چه غلط و چه درست ) استفاده کند. گریزی از آن نبود. اصلا مهم نبود که گزاره هایی که استفاده می کند با علم چند صد سال آینده بشر بخواند یا نخواند. چون هدف چیز دیگری بود. هدف رساندن انسان به معنویت بود. همانی که در اصطلاح دینی به آن قرب الهی می گویند.
    لذا بنده کاری به توجیهات دینداران در مورد این آیه و تلاش آنها برای انطباق این گزاره ها با علم بشری ندارم. بلکه عرض بنده این است اگر هم چیزی برای شما اثبات نشد و در آخر نتیجه گرفتید که کلام خدا با یافته های علمی نمی خواند اشکالی بر خدا نیست.
    از هم سخنی با شما خرسندم.
    و من الله توفیق

    ویرایش توسط شریعت عقلانی : ۱۳۹۲/۰۹/۰۳ در ساعت ۱۰:۱۸
    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود