جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه بريدن و سرانجام سرهاي مقتولين و شهداي كربلا چه بود و.....

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431

    فلسفه بريدن و سرانجام سرهاي مقتولين و شهداي كربلا چه بود و.....





    با سلام

    چرا سرهاي شهداي كربلا را از تن جدا كردند ؟ سر چند نفر جدا شد و بر سر نيزه رفت ؟

    اصلا فلسفه اين اقدام اجرا حد و حكم اسلامي بود يا به منظور ديگري رئوس را قطع ميكردند ؟

    آيا در عهدين نيز اين حكم سابقه دارد ؟!

    عاقبت سرهاي فرستاده شده به كاخ يزيد چه شد ؟


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    فلسفه بريدن و سرانجام سرهاي مقتولين و شهداي كربلا چه بود و.....







    کارشناس بحث: استاد عماد



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    سلام علیکم
    آنطور که درگزارشهای تاریخی آمده علت بریدن سرهای شهدای کربلا تقرب جستن به یزید و ابن زیاد بود(1) آنان می خواستند با این کار نزد یزید و ابن زیاد گرامی شوند وجایزه دریافت کنند
    در منابع از بریدن سر 72 شهید یاد شده است(2)
    راس مطهر امام حسین علیه السلام را خولی به ابن زیاد رساند(3) وبقیه رئوس مطهر را شمر وقیس به اشعث و عمرو حجاج و عزره بن قیس بردند(4)
    قبیله کنده به سرکردگی قیس بن اشغث 13سر
    هوازن به سرکردگی شمر بیست سر
    بنی تمیم 17سر
    بنی اسد 6سر
    مذحج 7سر
    بقیه سپاه هفت سر(5)

    1.سید ابن طاووس ،لهوف ص190
    2.پیشوایی ، مقتل جامع ، ج 1ص 896
    3. بلاذری ،انساب الاشراف ، ج3ص411
    4. ارشاد ج 2ص 113- لهوف ص 189-بلاذری ، همان ج 3ص 412- طبری ج 5ص456 و
    5. طبری ، ج 5ص ص468


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    با سلام

    درست است كه براي تقرب به يزيد بود اما سابقه گردن زدن برميگردد :

    از عهدين :

    يهوديت ١٣:‏١٠ ثم ضربت مرتين على ‍عنقه فقطعت راسه و نزعت خيمة سريره عن العمد و دحرجت جثته عن السرير


    اهل سنت هم :

    9910 - أيما رجل ارتد عن الإسلام فادْعُه فإن تاب فاقبل منه وإن لم يتب فاضرب عنقه وأيما امرأة ارتدت عن الإسلام فادْعُها فإن تابت فاقبل منها وإن أبت فاستتبها (الطبرانى عن معاذ)

    22115- من خالف دينه دين المسلمين فاضربوا عنقه وإذا شهد أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله فلا سبيل عليه إلا أن يأتى شيئا فيقام عليه حده (الطبرانى ، والحاكم عن ابن عباس)

    22132- من خرج من الجماعة قيد شبر فقد خلع ربقة الإسلام من عنقه حتى يراجعه ومن مات ليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية (الحاكم عن ابن عمر)
    أخرجه الحاكم (1/150 ، رقم 259) وقال : صحيح على شرط الشيخين .
    22133- من خرج من الطاعة وفارق الجماعة فمات مات ميتة جاهلية ومن قاتل تحت راية عمية يغضب لعصبة أو يدعو إلى عصبة أو ينصر عصبة فقتل فقتلة جاهلية ومن خرج على أمتى يضرب برها وفاجرها لا يتحاشى من مؤمنها ولا يفى لذى عهد فليس منى ولست منه (ابن أبى شيبة ، وأحمد ، ومسلم ، والنسائى عن أبى هريرة)

    23049- من فارق الجماعة فاقتلوه (الخطيب عن ابن مسعود)

    33063- عن على قال : الأئمة من قريش ومن فارق الجماعة شبرا فقد نزع ربقة الإسلام من عنقة (ابن أبى شيبه) [كنز العمال 1649]


    وخاصه :

    وبإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن عثمان بن عيسى ـ رفعه ـ قال : كتب عامل (1) أمير المؤمنين ( عليه السلام ) إليه : إني أصبت قوما من المسلمين زنادقة ، وقوما من النصارى زنادقة ، فكتب إليه : أما من كان من المسلمين ولد على الفطرة ، ثم تزندق ، فاضرب عنقه ، ولا تستتبه ، ومن لم يولد منهم على الفطرة ، فاستتبه ، فان تاب ، وإلا : فاضرب عنقه ، وأما النصارى فماهم عليه ، أعظم من الزندقة .
    ورواه الصدوق مرسلا ، إلا أنه قال : ثم ارتد

    اگر در عمق تاريخ كربلا دقت كنيد ميبينيد كه چگونه به امام حسين (ع) فحش وناسزا ميگفتند كه تو خارجي هستي و از اسلام خارج شده اي چون بر امير المومنين يزيد خروج كرده اي ؟! حتي صحابي پيغمبر ابوسعيد خدري هم به امام حسين (ع) ميگويد بر امامت خروج مكن !؟


    وهنگاميكه اسراي كربلا را با آن وضع فجيع به شام آوردند شاميان مثل اينكه بر كفار حربي پيروز شده اند به جشن وخوشحالي و سنگ انداختن و فحش به اهل بيت و آل الله برآمدند اما بعد از سخنراني وروشنگريهاي امام سجاد وحضرت زينب بنت علي عليهم السلام اولين كسي كه متاثر شد زن يزيد بود ؟!

    دو نمونه از تجهيل و تحميق ( ممانعت از رشد فكري مردم كه با منع حديث توسط عمر شروع شده بود) اينجاست كه وقتي امام علي (ع) در مسجد كوفه ضربت خورد بعضي از مردم شام گفتند مگر علي (ع) نماز ميخواند ؟! و نمونه ديگر اينكه معاويه آنقدر روي مغز شاميان كار كرده بود كه مردم فكر ميكردند كه بجز يزيد كسي فاميل رسول الله (ص) نيست ؟ !

    يعني منافقين و يهود با تبليغات و تجهيل مردم كاري كردند كه با استفاده از همين قرآن و سنت ( اسلام عمري واموي ) ، ريشه قرآن و سنت ( اسلام نبوي وعلوي) را زدند و اگر يزيد لعين ميگويد كه امام حسين (ع) با شمشير جدش كشته شد سخني بيراه نگفت !




  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تحصیل
    نوشته
    433
    حضور
    15 روز 7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2052



    سلام ...اخذ جایزه بوده وحال آنکه در آن زمان مذمت شده اینکار وخلاف رسم عربها بوده ظاهرا...

  10. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535

    جمع بندی




    سوال : فلسفه بريدن و سرانجام سرهاي مقتولين و شهداي كربلا چه بود؟

    پاسخ:
    درگزارش های تاریخی علت بریدن سرهای شهدای کربلا تقرب جستن به یزید و ابن زیاد بیان شده است (1) اشقیای کربلا می خواستند با این کار نزد یزید و ابن زیاد گرامی شوند وجایزه دریافت کنند
    در منابع از بریدن سر 72 شهید یاد شده است(2)
    راس مطهر امام حسین (علیه السلام) را خولی به ابن زیاد رساند(3) وبقیه رئوس مطهر را شمر وقیس به اشعث و عمرو حجاج و عزره بن قیس بردند(4)
    قبیله کنده به سرکردگی قیس بن اشغث 13سر
    هوازن به سرکردگی شمر بیست سر
    بنی تمیم 17سر
    بنی اسد 6سر
    مذحج 7سر
    بقیه سپاه هفت سر(5)

    منابع
    __________________________________________________ _________
    1.سید ابن طاووس ،لهوف ص190
    2.پیشوایی ، مقتل جامع ، ج 1ص 896
    3. بلاذری ،انساب الاشراف ، ج3ص411
    4. ارشاد ج 2ص 113- لهوف ص 189-بلاذری ، همان ج 3ص 412- طبری ج 5ص456 و
    5. طبری ، ج 5ص ص468


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۲:۳۷

  11. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۶/۰۱, ۰۰:۳۰ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود