صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** دعوای همیشگی : استحسانات در عرفان ***

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349

    *** دعوای همیشگی : استحسانات در عرفان ***




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام خدمت عزیزان

    برا آشنایی با اصطلاح استحسان در عرفان این قطعه از کتاب عرفان نظری دکتر یثربی رو ملاحظه بفرمایید:

    مستحسنات:عزالدین محمود کاشی در مورد مستحسنات می گوید:

    «مراد از استحسان، استحباب امری [و] اختیار رسمی است که متصوفه آن را به اجتهاد خود، وضع کرده اند، از جهت صلاح حال طالبان بی آنکه دلیلی واضح و برهانی لایح، از سنت بر آن شاهد بود. مانند الباس خرقه و بناءخانقاه و اجتماع از بهر سماع و نشستن در چله و غیر آن. هرچند آن اختیار، از تشبث و تمسک به سنتی، خالی نبود.»

    دربیان فوق،استحسان به خوبی تعریف شده است و غرض و غایت مستحسنات هم روشن شده است. اما علمای دین و متشرعان،اکثر مستحسنات صوفیه را به عنوان «بدعت» مردود شمرده و بر خلاف دیانت اسلام دانسته اند. از قبیل هفت من نمک در چشم کردن شبلی در طی مجاهداتش تا خوابش نبرد،یا هشتاد ختم قرآن ابوسعید ابوالخیر، در وضع سرنگون سار از درخت درآویخته. اما عزالدین محمد کاشانی از طرف عرفا، به پاسخ این ایراد و اعتراض پرداخته و می گوید:

    «مراد از بدعت مذموم،آن است که مزاحم سنتی بود،اما هر بدعت که مزاحم و منافی سنتی نبود و متضمن مصلحتی باشد، مذموم نبود، بلکه محمود باشد.»
    مدتی قبل در حین مطالعه ی دو کتاب رساله ی لقا الله مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و رساله ی لب اللباب مرحوم علامه طباطبایی (البته رساله ی لب اللباب تقریرات مرحوم علامه است که توسط علامه تهرانی مکتوب شده ) به چند مورد برخوردم که ظاهرا جز استحساناته:

    مطلب رساله ی لقاالله با این مضمون بود (متاسفانه من در حال حاضر به رساله ی لقاالله دسترسی ندارم و این مطلب رو از حافظه نقل به مضمون می کنم):
    یکی از اعمالی که مرحوم آقا میرزا جواد که عارفی بسیار متشرع و از بکایین (اهل خشیت و گریه ) زمانش بود ، برای نفی خواطر (به تعبیر خودمونی و با مسامحه آروم شدن و متمرکز شدن ذهن)پیشنهاد می کردن این بود که اوقاتی رو به عدم فکر کن...

    در رساله ی لب اللباب هم با تاکید بر بحث معرفت نفس و نسبت اون با معرفت حق تعالی به نحو تاییدآمیز اومده که :

    " آری رویه ی مرحوم استاد ، آقای قاضی نیز طبق رویه ی استاد بزرگ آخوند ملاحسینقلی همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله ی اول توجه به نفس را دستور می داده اند ؛ بدین طریق که سالک برای نفی خواطر باید مقدار نیم ساعت یا بیشتر را در هر شبانه روز معین نموده و در آن وقت توجه به نفس خود بنماید.در اثر این توجه رفته رفته تقویت پیدا نموده و خواطر از او نفی خواهد شد ، و رفته رفته معرفت نفس برای او حاصل شده و به وطن مقصود خواهد رسید ، انشاالله."(صص 149 و 150)
    در همین رساله ی لب اللباب به نقل از رساله ی سیر و سلوک منسوب به مرحوم بحرالعلوم و در نقد اون ، برای نفی خواطر اومده که :

    "اما طریقه ی محققین راه و واصلین آگاه آنست که در تعلیم مبتدیین و ارشاد ایشان اول امر به نفی خواطر کنند و سپس به ذکر بپردازند.و برای نفی خواطر اول به سالک امر کنند که به یکی از محسوسات چون سنگی یا چوبی توجه کند و مدتی چشم بدان دوزد و مهما امکن چشم بر هم نگذارد و به جمیع قوای ظاهریه و باطنیه بدان متوجه شود..."(ص 143)
    مساله ی استحسانات در عرفان عملی یکی از دعواهای همیشگی عرفا و فقها (یا حداقل بین طیفی از عرفا و فقها)بوده و هست و خواهد بود ، راجع به استحسانات حرف زیاده که فعلا به همین مقدار اکتفا می کنم .مسئله ی استحسانات رو از وجوه مختلفی میشه بررسی کرد ، در این تایپیک دوست دارم بدونم که ، با چشمداشتی به این نمونه ها در عرفان شیعی و از وجوه مختلف ،نظر دوستان راجع به استحسانات چیه؟


    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    دوستانی که سخت به عرفان ناب معتقدن ، تکلیف خودشون رو با استحسانات روشن کردن یا نه؟؟

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349





    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    هدف عمده ی من در طرح این مسئله معرفی تلقی دو سلیقه ی دینی متفاوت راجع به این مسئله و تنبه به اختلاف عمیق بین این دو طیف دیندار واین دو سلیقه ی دینی بود ، اختلافی که همچنانکه از عنوان تاپیک هم بر می یاد هرگز حل نمیشه و ریشه در دو موقعیت وجودی مختلف داره...
    یه دسته ، کسانی هستند که کم و بیش با عرفا همدل نیستند و از جمله هر گونه استحسان عرفانی رو تخطئه می کنن و اونو دوری از مکتب اهل بیت (ع) می دونن ، اونا معتقدن که استحسانات (که بنا به تعریف باید گذشته از مباح بودن به هدف سیر و سلوک هم کمک کنه )، مثل امور مباح کمک کننده ای مثل آب خوردن نیست بلکه جزیی از سیر و سلوکه و بعضی هم حتی کم و بیش یه نقش راهبردی در سیر و سلوک دارن ، این استحسانات دارن بطور تلویحی می گن که شریعت برای سیر و سلوک ناقصه ، اگه هم شما برای فلان استحسان شاهدی از نقل بیارین اونا با ملاک های فقهی به شما جواب میدن و میگن که چنین مطلبی وجاهت فقهی نداره ، از این دسته که خیلی ازمراجع ما هم در این دسته قرار می گیرن حداکثر زهد بر می یاد و نه عرفان ، جالبه بدونید که یکی از مراجع بزرگواری که در این دسته هم قرار می گیره ، در بحث طهارت و نجاست با اینکه اهل کتاب رو طاهر می دونه ، فتوا داده که احتیاط در اجتناب از قائلین به وحدت وجوده(مسئله ای که نور چشم عرفاست و بدون اون اصلا عرفانی درکار نیست)...

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    با سلام خدمت دوستان گرامی



    در فقه امامیه بخصوص فقه جعقری مسئله ی وحدت وجود یا حلول خدا در روح یا جسم عارف سالک با قطعیت رد شده واین عقیده برابر با کفر تلقی میشود .
    و قطعا" شما بزرگوار بر علت ان واقفید وتوضیح ان توضیح واضحات است از جمله عدم وجود امکان قرار ظرف مکان ویا زمان برای خداوند است

    از طرفی در عرفان شیعی یا عرفان امامیه این استحسانات با سیره و روش وسنت پیامبر (ص) و ائمه (ع) تطبیق داده میشود وان چه با موازین واصول فقه وسنت در تضاد نباشد پذیرفته است .

    مثلا" یکی از این موارد خانقاه است که از صفه (مرکزی که در زمان پیامبر وخلفا برای پذیرایی از مستمندان وفقرا در جوار مسجد النبی ساخته شده بود ومورد استفاده قرار میگرفت ) الگو برداری شده یا استفاده از پوشش صوف( بالا پوش پشمینه) که مورد استفاده ی پیامبر (ص)و ائمه (ع) قرار میگرفت ودر حدیثی راوی به نقل از امام جعفرصادق (ع) روایت میکند که ان حضرت جامه ای پشمینه دربر کرده بود راوی گفت:مردم پشمینه را خوش نمیدارند ،حضرت فرمود پدرم وعلی ابن الحسین در نماز؛ لباس خشن می پوشیدندمانیزچنین میکنیم .

    یا چله نشینی که از عبادتهای طولانی پیامبر (ص) درغارحراءالگوگرفته شده

    ...........................................حق یارتان ..................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۰۷ در ساعت ۱۱:۱۲

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    در فقه امامیه بخصوص فقه جعقری مسئله ی وحدت وجود یا حلول خدا در روح یا جسم عارف سالک با قطعیت رد شده واین عقیده برابر با کفر تلقی میشود .
    و قطعا" شما بزرگوار بر علت ان واقفید وتوضیح ان توضیح واضحات است از جمله عدم وجود امکان قرار ظرف مکان ویا زمان برای خداوند است
    اگر چه پاسخ به این قطعه به نسبت موضوع تاپیک کمی استطرادی و حاشیه ایه ، ولی قبل از اینکه به نظر دسته ی دوم و توجیه اونا اشاره کنم بد نیست توضیحی راجع به این مطلب داده بشه ، نکته ی اول اینکه نظریه ی وحدت وجود یه نظریه ی عرفانیه و اگه قرار باشه حوزه ی دیگه ای راجع به اون قضاوت کنه اون فلسفه یا کلامه (اگه اصلا فلسفه و کلام بتونه چنین کاری کنه) و بررسی این نظریه از موضوع فقه بیرونه ، نکته ی دیگه اینکه نظریه ی وحدت وجود غیر از حلوله و عرفای نظریه پردازی مثل ابن عربی که نظریه ی وحدت وجود رو پرورش می دن از جمله برای جلوگیری از در افتادن در وادی حلول چنین کاری می کنن ، برداشت بنده ی حقیر از این دو نظریه بطور فشرده اینه که در حلول خدا به تمامه در تک تک اشیاست و فراتر از اونا نیست ، به تعبیری هوالظاهر ، و در وحدت وجود ذاتی جز ذات حق تعالی نیست ، حق تعالی به عنوان تنها ذات و تنها چیزی که اطلاق عنوان هستی برش رواست به تمامه در تک تک اشیاست (هر چند اطلاق عنوان شی در اینجا هم مجازی و مسامحیه و باید گفت شئون و تجلیات...)و به تمامه فراتر از اوناست و اشیا هم در اونند و اون محیط بر اوناست(گذشته از اطلاق عنوان شی اطلاق لفظ اشاره ی آن هم بر تجلیات مجازی و با مسامجه است و با تجلی بودن تجلی در تعارضه ...) ، به تعبیری هوالظاهر و الباطن ...، همونطور که گفتم وحدت وجود نور چشم عرفاست و بدون اون عرفانی در کار نیست ، مطلبی که راجع به فتوای اون مرجع بزرگوار درباره ی احتیاط در اجتناب از قائلین به وحدت وجود آوردم برای نشون دادن عمق این اختلاف بود ، خود من بعضی سلیقه های اجتماعی و سیاسی اون مرجع رو قبول دارم و با اون همدلم ولی به نظرم باید در خود گفتمان دینی اجازه ی طرح نظرات و سلیقه های دینی مختلف رو داد و این برخورد ایشون با یه سلیقه ی دینی دیگه رو نمی پسندم ، اگه عمری بود و توفیقی شاید تاپیکی راجع به بعضی مباحث عرفان نظری زدم...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۰۹ در ساعت ۰۳:۰۰

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    [QUOTE=seyedziya;15723]
    اگر چه پاسخ به این قطعه به نسبت موضوع تاپیک کمی استطرادی و حاشیه ایه ، ولی قبل از اینکه به نظر دسته ی دوم و توجیه اونا اشاره کنم بد نیست توضیحی راجع به این مطلب داده بشه ، نکته ی اول اینکه نظریه ی وحدت وجود یه نظریه ی عرفانیه و اگه قرار باشه حوزه ی دیگه ای راجع به اون قضاوت کنه اون فلسفه یا کلامه (اگه اصلا فلسفه و کلام بتونه چنین کاری کنه) و بررسی این نظریه از موضوع فقه بیرونه ، نکته ی دیگه اینکه نظریه ی وحدت وجود غیر از حلوله و عرفای نظریه پردازی مثل ابن عربی که نظریه ی وحدت وجود رو پرورش می دن از جمله برای جلوگیری از در افتادن در وادی حلول چنین کاری می کنن ، برداشت بنده ی حقیر از این دو نظریه بطور فشرده اینه که در حلول خدا به تمامه در تک تک اشیاست و فراتر از اونا نیست ، به تعبیری هوالظاهر ، UOTE]

    باسلام

    از نظر بنده اتفاقا" بحث مذکور نه تنها در موضوع استحسانات فرعی نیست بلکه یکی از مباحث اصلی استحسانات و بلکه نتیجه ی استحسانات میباشد . بحث وحدت وجود« به هر شکل » فناء فی الله -لقاءالله و......هدف عارف است . اگر غیر از این مطلب است بفر مایید تا بنده هم متوجه موضوع تاپیک بشوم و ان را منحرف نکنم ودر مسیر مورد نظر پیش برویم .

    در ضمن فقیه در تمام اموردینی عملی وفرعی مکلف موظف به اعلام رای است و برای رسیدن به این مرحله باید در علومی از جمله اصول - منطق - فلسفه و غیره مسلط باشد .

    واصلا" به همین دلیل به فقیهی که بتواند صاحب رای در امور فرعی مکلفین باشد مجتهد میگویند .


    .................................................. ............................... حق یارتان .................................................. .................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۲:۱۳

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    باسلام

    از نظر بنده اتفاقا" بحث مذکور نه تنها در موضوع استحسانات فرعی نیست بلکه یکی از مباحث اصلی استحسانات و بلکه نتیجه ی استحسانات میباشد . بحث وحدت وجود« به هر شکل » فناء فی الله -لقاءالله و......هدف عارف است . اگر غیر از این مطلب است بفر مایید تا بنده هم متوجه موضوع تاپیک بشوم و ان را منحرف نکنم ودر مسیر مورد نظر پیش برویم .

    در ضمن فقیه در تمام اموردینی عملی وفرعی مکلف موظف به اعلام رای است و برای رسیدن به این مرحله باید در علومی از جمله اصول - منطق - فلسفه و غیره مسلط باشد .

    واصلا" به همین دلیل به فقیهی که بتواند صاحب رای در امور فرعی مکلفین باشد مجتهد میگویند .
    با سلام
    سرکار استاد همونطور که گفتم بررسی تفصیلی نظریه ی وحدت وجود مربوط به حوزه ی عرفان نظریه و اگه حوزه ی دیگه ای بخواد راجع به اون قضاوت کنه اون فلسفه یا کلامه ، البته فقیهی که می خواد راجع به کفر و اسلام یه عارف وحدت وجودی نظر بده باید خودش در اون حوزه ها تبحر داشته باشه و به نظرم در اینجا نمیشه از قضاوت اهل فن در این باره به عنوان اصل موضوع استفاده کرد ، اگه توفیقی بود در نظر دارم که تاپیک یا تاپیکایی هم راجع به بعضی مباحث عرفان نظری بزنم ، فعلا بحث تاپیک رو روی استحسانات در عرفان عملی که نمونه هاش در بالا اومد متمرکز کنیم ، یعنی روی اعمال و مناسکی شبیه موارد بالا و نه عقاید عرفا مثل وحدت وجود که همونطور که گذشت بحث تفصیلی اون مربوط به عرفان نظریه ...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ در ساعت ۰۹:۰۲

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    اما دسته ی دوم ؛ دسته ی دوم کسایی هستن که به عرفان پا گرفته در جهان اسلام(و احتمالا فلسفه ی پا گرفته در جهان اسلام) تعلق خاطر دارن ، طبعا در خود این دسته هم اشتراکات و اختلافاتی هست ، مطالب فشرده ای که در ادامه می یاد یه نظر از نظراتیه که در این دسته قرار می گیره . به نظرم بدون تامل در معارف اهل عرفان و حکمت درک ما از حتی خود آیات و روایات هم گاها خام و بعضا کودکانه است . در بحث استحسانات یه بحث مهم اینه که آیا آنچه که ادعا میشه استحسانه واقعا استحسانه یا نه ، استحسان همونطور که در تعریف بالا اومد عملیه که به روش معمول فقهی و با صراحتی که مدنظر فقیهه از متن دینی قابل استباط نیست ، از طرف دیگه در تعارض با شریعت هم نیست و علاوه بر اون به هدف سیر و سلوک هم کمک می کنه ، اکثرا هم شاهدی در متن دینی داره . در یه رویکرد غایت گرا ما یک یا چند هدف غایی تعریف می کنیم و حالا هر چه که به تامین این هدف یا اهداف غایی کمک کنه خوبه .بنا به حکم صریح عقل برای رسیدن به اون هدف غایی باید از تمام امکانات موجود استفاده کرد ، بر همین اساس اگه استحسان بودن چیزی احراز شد بنا به حکم صریح عقل نه تنها استفاده از اون مانعی نداره بلکه توصیه هم میشه...

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    748



    اگر این اعمال در رسیدن به هدف موثرن چرا در بود یا نبودش اختلاف هست؟

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود