جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا نمی توان در معجزات ائمه (ع) شک و تردید به خود راه داد؟ (مبالغه در مقامات ائمه علیهم السلام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6

    پرسش آیا نمی توان در معجزات ائمه (ع) شک و تردید به خود راه داد؟ (مبالغه در مقامات ائمه علیهم السلام)




    سلام
    چند روز پیش یه ماجرا شنیدم که می گفتن زمان نادر شاه یه گدایی در حرم امام رضا گدایی می کرده، یه روز که نادر شاه میاد بره تو حرم اینو می بینه می گه چقدر وقته اینجا گدایی می کنی؟ میگه چند سال. نادر شاه می گه چتد ساله که اینجایی و هنوز بیناییتو از امام رضا نگرفتی؟ اگه تا من میرم زیارت و بر می گردم بیناییتو نگرفته باشی از امام رضا، می کشمت. خلاصه این می شینه عجز و ناله می کنه و بیناییشو میگیره، نادر شاه که بر می گرده میگه تا حالا گدای واقعی نبودی و از این صحبت ها...
    به نظر من این داستان چرته. من به معجزه هایی که با وساطت امام رضا انجام می شه اعتقاد دارم ولی به نظرم هر چیزی توش خیرو صلاحی هست. مثل کار فیزیکی نیست که با زور و فشار پیش بره. نادر شاه هم که پیغمبر نبوده بدونه الان این بنده خدارو تهدید کنه خدا هم بیناییشو میده، عجبا...
    نظر شما چیه؟ این ماجرا واقعیه؟

  2. صلوات ها 2


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    22,373
    حضور
    203 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    61422



    با نام و یاد دوست






    آیا نمی توان در معجزات ائمه (ع) شک و تردید به خود راه داد؟ (مبالغه در مقامات ائمه علیهم السلام)








    کارشناسان بحث: استاد مجید و استاد عماد
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۶/۱۱/۲۱ در ساعت ۱۱:۱۶ دلیل: درج کارشناس پاسخگوی دوم

  4. صلوات ها 4


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,163
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8971



    نقل قول نوشته اصلی توسط alishams119900 نمایش پست ها
    سلام
    چند روز پیش یه ماجرا شنیدم که می گفتن زمان نادر شاه یه گدایی در حرم امام رضا گدایی می کرده، یه روز که نادر شاه میاد بره تو حرم اینو می بینه می گه چقدر وقته اینجا گدایی می کنی؟ میگه چند سال. نادر شاه می گه چتد ساله که اینجایی و هنوز بیناییتو از امام رضا نگرفتی؟ اگه تا من میرم زیارت و بر می گردم بیناییتو نگرفته باشی از امام رضا، می کشمت. خلاصه این می شینه عجز و ناله می کنه و بیناییشو میگیره، نادر شاه که بر می گرده میگه تا حالا گدای واقعی نبودی و از این صحبت ها...
    به نظر من این داستان چرته. من به معجزه هایی که با وساطت امام رضا انجام می شه اعتقاد دارم ولی به نظرم هر چیزی توش خیرو صلاحی هست. مثل کار فیزیکی نیست که با زور و فشار پیش بره. نادر شاه هم که پیغمبر نبوده بدونه الان این بنده خدارو تهدید کنه خدا هم بیناییشو میده، عجبا...
    نظر شما چیه؟ این ماجرا واقعیه؟
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    با سلام وعرض ادب واحترام
    این یک جریان تاریخی است، اگر لطف کنید از بخش تاریخ سوال بفرمایید و یا این که دوستان بخش تاریخ پاسخ بدهند، که آیا در زمان نادر چنین اتفاقی افتاده است یا نه متشکر می شوم؛ امّا از جهت این که امام الرئوف علی بن موسی الرضا (علیه السلام) شفا دهنده امراض جسم وجان هستند شکی به خود راه ندهید ونیاز ی نیست که ما فکر کنیم نادر شاه پیغمبر بوده است، او عاملی شده تا آن شخص نابینا با سوز دل امام را بخواند وامام نیز پاسخ داده اند.


  6. صلوات ها 6


  7. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23552



    نقل قول نوشته اصلی توسط alishams119900 نمایش پست ها
    سلام
    چند روز پیش یه ماجرا شنیدم که می گفتن زمان نادر شاه یه گدایی در حرم امام رضا گدایی می کرده، یه روز که نادر شاه میاد بره تو حرم اینو می بینه می گه چقدر وقته اینجا گدایی می کنی؟ میگه چند سال. نادر شاه می گه چتد ساله که اینجایی و هنوز بیناییتو از امام رضا نگرفتی؟ اگه تا من میرم زیارت و بر می گردم بیناییتو نگرفته باشی از امام رضا، می کشمت. خلاصه این می شینه عجز و ناله می کنه و بیناییشو میگیره، نادر شاه که بر می گرده میگه تا حالا گدای واقعی نبودی و از این صحبت ها...
    به نظر من این داستان چرته. من به معجزه هایی که با وساطت امام رضا انجام می شه اعتقاد دارم ولی به نظرم هر چیزی توش خیرو صلاحی هست. مثل کار فیزیکی نیست که با زور و فشار پیش بره. نادر شاه هم که پیغمبر نبوده بدونه الان این بنده خدارو تهدید کنه خدا هم بیناییشو میده، عجبا...
    نظر شما چیه؟ این ماجرا واقعیه؟
    سلام
    بنده در مورد وقوع یا عدم وقوع این جریان به لحاظ تاریخی نظری ندارم
    ولی بطور کلی برای اجابت دعا شرایطی هست . یکی از این شرایط اضطراره
    یعنی فرد مضطر شود و به شدت احساس نیاز کند
    بر این اساس وقوع چنین مساله ای بعید نیست چون آن فقیر بخاطر تهدید نادرشاه احساس اضطرار کرده بود
    به هر حال پیام داستان اینه که باید مضطر بشوی تا حاجتت را بگیری
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  8. صلوات ها 6


  9. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6



    با تشکر از همه بزرگوارانی که در این بحث شرکت کردند و به اینجانب پاسخ دادند، بله من هم به مسئله شفا و ... کاملا اعتقاد دارم اما اگه اینطور باشه نظر شما اگه یه عده آدم خیر! راه بیفتن هر کسی که تقاضای شفا داشته باشه و دعاش اجابت نشده باشه را پیدا کنند و تهدید کنند که تا فلان موقع باید شفاتو گرفته باشی وگرنه ... به نظرتون اون شخص به خاطر اون شرایط شفا پیدا می کنه؟!! به نظرتون این مسئله مسخره نیست؟ نادر شاه هم یکی از همین آدمای عادی بوده. شفا و معجزه های کوچیک و امدادهای الهی به نظر من تو زندگی ما بسیار اتفاق میفته حتی گاهی خودمون هم متوجهش نمی شیم ولی اتفاقا خیلی هم تو زندگیمون تاثیر میذاره. من اینو بارها تجربه کردم. ولی مسائلی مثل شفای نابینا چیزی هست که بین چندین نفر که همه، سالها نذر و نیاز می کنند یه دفعه یکی اتفاق میفته که اونم خدا صلاح دونسته که اون یک نفر از بین بقیه بینا بشه. خودتون هم که می دونید همینطوره. این طور نیست که هر کس به مرحله ای از دل شکستگی برسه یا تعداد قطرات اشکش از حدی بگذره و ... شفا پیدا کنه. مصلحت دونستن خدا هم مطرحه. منظور من از اینکه نادر شاه پیغمبر نبوده هم این بود که اون ارتباط خاصی با خدا نداشته که بدونه خدا بعد از این همه سال صلاح دونسته که اگه این بنده خدا تو شرایط خاصی از دعا مثل اضطرار قرار بگیره، شفا پیدا می کنه
    کاملا متوجه منظور من شدید، لطفا جواب درخوری به این توضیحات بدید.
    گاهی اوقات به خاطر ارادتی که بعضی ائمه داریم یا می خوایم ماجرایی بگیم که یک نکته را برسونه مثلا تو این ماجرا این که دعا تو شرایط دل شکستگی و ... اجابت می شه، به بقیه ماجرا توجه نمی کنیم یا توش مبالغه می کنیم، یا داستان های تحریف شده را می پذیریم. این ضربه ی بسیار بدتری میزنه. مثلا یک نفر که به علت شرایط خانوادگی و ... پیش زمینه زیادی تو مسائل دینی نداشته میاد یکی از اینا را می شنوه به نظرش مسخره میاد و بدتر از دین بر می گرده. دیگه این فکر را نمی کنه که شاید این داستان غلط باشه ولی موضوع شفا و ... به طور کلی درست باشه. ما هم با غلط دونستن این ماجرا منکر تمام مسائل داخلش مثل شفا و ... نمیشیم. اگه اینجوری باشه هر داستانی که توش یه همچین مسائل درستی باشه ولی صد تا مورد غلطو بگه باید به خاطر اون یه مورد صحیح، بترسیم ردش کنیم.
    ویرایش توسط alishams119900 : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۵

  10. صلوات ها 4


  11. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23552



    نقل قول نوشته اصلی توسط alishams119900 نمایش پست ها
    با تشکر از همه بزرگوارانی که در این بحث شرکت کردند و به اینجانب پاسخ دادند، بله من هم به مسئله شفا و ... کاملا اعتقاد دارم اما اگه اینطور باشه نظر شما اگه یه عده آدم خیر! راه بیفتن هر کسی که تقاضای شفا داشته باشه و دعاش اجابت نشده باشه را پیدا کنند و تهدید کنند که تا فلان موقع باید شفاتو گرفته باشی وگرنه ... به نظرتون اون شخص به خاطر اون شرایط شفا پیدا می کنه؟!! به نظرتون این مسئله مسخره نیست؟ نادر شاه هم یکی از همین آدمای عادی بوده. شفا و معجزه های کوچیک و امدادهای الهی به نظر من تو زندگی ما بسیار اتفاق میفته حتی گاهی خودمون هم متوجهش نمی شیم ولی اتفاقا خیلی هم تو زندگیمون تاثیر میذاره. من اینو بارها تجربه کردم. ولی مسائلی مثل شفای نابینا چیزی هست که بین چندین نفر که همه، سالها نذر و نیاز می کنند یه دفعه یکی اتفاق میفته که اونم خدا صلاح دونسته که اون یک نفر از بین بقیه بینا بشه. خودتون هم که می دونید همینطوره. این طور نیست که هر کس به مرحله ای از دل شکستگی برسه یا تعداد قطرات اشکش از حدی بگذره و ... شفا پیدا کنه. مصلحت دونستن خدا هم مطرحه. منظور من از اینکه نادر شاه پیغمبر نبوده هم این بود که اون ارتباط خاصی با خدا نداشته که بدونه خدا بعد از این همه سال صلاح دونسته که اگه این بنده خدا تو شرایط خاصی از دعا مثل اضطرار قرار بگیره، شفا پیدا می کنه
    کاملا متوجه منظور من شدید، لطفا جواب درخوری به این توضیحات بدید.
    گاهی اوقات به خاطر ارادتی که بعضی ائمه داریم یا می خوایم ماجرایی بگیم که یک نکته را برسونه مثلا تو این ماجرا این که دعا تو شرایط دل شکستگی و ... اجابت می شه، به بقیه ماجرا توجه نمی کنیم یا توش مبالغه می کنیم، یا داستان های تحریف شده را می پذیریم. این ضربه ی بسیار بدتری میزنه. مثلا یک نفر که به علت شرایط خانوادگی و ... پیش زمینه زیادی تو مسائل دینی نداشته میاد یکی از اینا را می شنوه به نظرش مسخره میاد و بدتر از دین بر می گرده. دیگه این فکر را نمی کنه که شاید این داستان غلط باشه ولی موضوع شفا و ... به طور کلی درست باشه. ما هم با غلط دونستن این ماجرا منکر تمام مسائل داخلش مثل شفا و ... نمیشیم. اگه اینجوری باشه هر داستانی که توش یه همچین مسائل درستی باشه ولی صد تا مورد غلطو بگه باید به خاطر اون یه مورد صحیح، بترسیم ردش کنیم.
    سلام
    مغز این داستان اینه که برای اجابت دعا رسیدن به اضطرار لازمه
    بقیش پوسته و اهمیتی نداره
    روش قدمای ما که خدا رحمتشان کند این بود که پیامهای خودشونو در قالب داستان میرسوندن
    لذا نباید به حواشی منطقی یا غیر منطقی این داستان توجه بشه بلکه باید
    به پیام اصلی اون توجه کرد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    460
    حضور
    6 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    در مورد این شاه ها داستان جعلی زیاد ساختن تا وجهه شان در بین مردم بهتر شود تا مردم انقلاب نکنند. درست مثل احادیث جعلی ساخته کارخانه های حدیث سازی معاویه.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,306
    حضور
    50 روز 13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10767



    نقل قول نوشته اصلی توسط alishams119900 نمایش پست ها
    چند روز پیش یه ماجرا شنیدم که می گفتن زمان نادر شاه یه گدایی در حرم امام رضا گدایی می کرده، یه روز که نادر شاه میاد بره تو حرم اینو می بینه می گه چقدر وقته اینجا گدایی می کنی؟ میگه چند سال. نادر شاه می گه چتد ساله که اینجایی و هنوز بیناییتو از امام رضا نگرفتی؟ اگه تا من میرم زیارت و بر می گردم بیناییتو نگرفته باشی از امام رضا، می کشمت. خلاصه این می شینه عجز و ناله می کنه و بیناییشو میگیره، نادر شاه که بر می گرده میگه تا حالا گدای واقعی نبودی و از این صحبت ها...
    به نظر من این داستان چرته. من به معجزه هایی که با وساطت امام رضا انجام می شه اعتقاد دارم ولی به نظرم هر چیزی توش خیرو صلاحی هست. مثل کار فیزیکی نیست که با زور و فشار پیش بره. نادر شاه هم که پیغمبر نبوده بدونه الان این بنده خدارو تهدید کنه خدا هم بیناییشو میده، عجبا...
    نظر شما چیه؟ این ماجرا واقعیه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها
    این یک جریان تاریخی است، اگر لطف کنید از بخش تاریخ سوال بفرمایید و یا این که دوستان بخش تاریخ پاسخ بدهند، که آیا در زمان نادر چنین اتفاقی افتاده است یا نه متشکر می شوم؛
    سلام علیکم
    این گونه مباحث معمولا سند ندارد و سینه به سینه از زمان نادرشاه نقل شده است با توجه به اینکه نادر شاه در تقریبا در حدود 300سال پیش می زیسته احتمال نقل سینه به سینه و صحت آن قوت می گیرد اما به ضرس قاطع نمی توان گفت این جریان اتفاق افتاده است
    به هر حال در منابع و کتب مربوط به نادر شاه چنین جریانی یافت نشد یافت نشدن دلیل بر نبودن نیست

    آیا نمی توان در معجزات ائمه (ع) شک و تردید به خود راه داد؟ (مبالغه در مقامات ائمه علیهم السلام)

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,306
    حضور
    50 روز 13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10767

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا نادر شاه گدای نابینائی (را که چند سال در اطراف حرم امام رضا (علیه السلام) گدائی می کرد) را تهدید کرد تا من از حرم بر می گرددم باید شفای چشمهایت را از امام بگیری و گرنه می کشتم؟ این ماجرا واقعی است؟

    پاسخ:

    در برخی از سایتها به نقل از برخی اهل منبر آمده است که:
    نادرشاه و گدا
    روزي نادر شاه براي زيارت به حرم امام رضا در حرکت بود
    به نزديکي هاي حرم گدايي نابينا با صداي شنيدن نعل اسبان متوجه آمدن انساني مهم شد
    و دوان دوان به سمته او شتافت
    و از نادر شاه طلب کمک و پول کرد
    نادر شاه به او گفت تو چرا نابينايي ؟
    گدا گفت : امام رضا شفايم را نميدهد

    نادر شاه عصباني شد
    به گدا گفت من به زيارت ميروم و مي آيم اگر شفايت را نگرفته بودي سر از تنت جدا ميکنم زيرا لايق زندگي کردن نيستي
    و دو سرباز به کناره گدا گذاشت که مبادا فرار کند
    و گدا ميدانست که نار شاه انساني نيست که حرفش دوتا شود يا زيره حرفش بزند
    حسابي ترسيد
    نادر شاه بازگشت و ديد که گدا بيناييه خود را بدست آورده
    رو به گدا کردو گفت : تا کنون گدا نبودي

    اگر ايمان به اعجاز داري پس معجزه خواهي ديد

    این گونه مباحث معمولا سند ندارد و سینه به سینه از زمان نادرشاه نقل شده است با توجه به اینکه نادر شاه در تقریبا در حدود 300سال پیش می زیسته احتمال نقل سینه به سینه و صحت آن قوت می گیرد اما به ضرس قاطع نمی توان گفت این جریان اتفاق افتاده است
    به هر حال در منابع و کتب مربوط به نادر شاه چنین جریانی یافت نشد یافت نشدن دلیل بر نبودن نیست

    آیا نمی توان در معجزات ائمه (ع) شک و تردید به خود راه داد؟ (مبالغه در مقامات ائمه علیهم السلام)

  18. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 15

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود