صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلا عشق در قران و روایات و عرفان اسلامی !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955

    خلا عشق در قران و روایات و عرفان اسلامی !




    سلام

    می دانیم در عرفانهای جدید به
    عشق توجه ویژه
    شده است
    چرا در عرفان اسلامی به این مقوله کمتر توجه شده است؟

    ایا اصولا کلمه عشق در قران امده ؟
    همچنین چرا هیچ ایه ای درقران به این مساله نپرداخته ؟
    و همچنین در روایات ؟

    با تشکر



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    خلا عشق در قران و روایات و عرفان اسلامی !







    کارشناس بحث: استاد سمیع



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    می دانیم در عرفانهای جدید به
    عشق توجه ویژه
    شده است
    چرا در عرفان اسلامی به این مقوله کمتر توجه شده است؟

    ایا اصولا کلمه عشق در قران امده ؟
    همچنین چرا هیچ ایه ای درقران به این مساله نپرداخته ؟
    و همچنین در روایات ؟

    با تشکر
    باسمه تعالی
    هفت شهر عشق را عطار گشت /ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم(1)

    اتفاقا یکی از موضوعات مهم و قابل توجه که در عرفان اسلامی به طور جدی به آن پرداخته شده است مساله عشق است تا جایی که عرفا سرّ ایجاد این عالم را همان رقیقه عشقی خداوند می دانند عرفا در تبیین سرّ ظهور و بروز می گویند ذات حق تعالی که پر از کمالات است،حب و عشق رحمتی حق تعالی منشاء ظهور و بروز آن کمالات می شود که اهل معرفت از آن به حرکت حبی یاد می کنند.

    در روایتی قدسی ،که عارفان مسلمان بر آن بسیار تاکید می ورزند،آمده است
    :

    (کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف:
    من گنجی پنهان بودم و دوست داشتم شناخته شوم،و از این رو،خلق را آفریدم تا شناخته شوم(2
    و به تعبیر جناب عطار نیشابوری در اسرار نامه خود:

    ز رب العزه اندر خواست داوود /که حکمت چیست کامد خلق موجود
    خطاب آمد که تا این گنج پنهان/که این ماییم بشناسند ایشان
    تو از بهر شناسایی گنجی/به گلخن سر فرو برده به رنجی

    و یا تعبیرهایی ذوقی همچون((پری رو تاب مستوری ندارد))اشاره بدین معنا دارد.

    این حرکت حبی و رقیقه عشقی ،به بروز و ظهور کمالات و شوون ذاتی حق تعالی می انجامد. و در نتیجه،هر آنچه در ذات حق تعالی مخفی بوده است،ظهور می یابد.
    این بحث حرکت حبّی که فقط یکی از مسائل مربوط به عشق است در کتابهای مختلف و مهم عرفانی مانند الفتوحات المکیه ،فصوص الحکم،تمهید القواعد،مصباح الانس ،اعجاز البیان،النفحات الالهیة،مشارق الدراری ، گلشن راز و... به طور گسترده مطرح شده است.
    بعلاوه عرفای اسلامی به خاطر مسئله مهم عشق و تقسیم عشق به حقیقی و مجازی دست به قلم شده اند و کتابهای مستقلی را در این زمینه نوشته اند ،مانند:
    1-عبهر العاشقین فی احوال العشق ،روزبهان بقلی شیرازی.
    2-ترجمان الاشواق، محی الدین عربی
    3رسالة السوانح فی العشق،احمد غزالی
    4-قصیده تائیه ابن فارض که در این قصیده مراتب عشق را بیان می کند
    5-مشارق الدراری ،سعید الدین فرغانی
    6-شرح نظم الدرر ،اثر صائن الدین علی بن محمد ترکه که نظریه عشق الهی و مراحل مختلف سلوک را مطرح می کند
    7- منطف الطیر ،عطار نیشابوری که وقتی از هفت وادی سلوک بحث می کند،وادی دوم را اختصاص به عشق می دهد.
    8-کتاب الحب و المحبة الالهیة من کلام الشیخ الاکبر محیی الدین‌ ابن عربی،تألیف محمود محمود غراب است .در این کتاب‌ نویسنده سخنان ابن عربی دربارهء عشق و محبت و مباحث مربوط به آن را از لا به لای‌ آثار او،به ویژه فصوص الحکم،استخراج کرده و به صورت کتابی در اختیار علاقه‌مندان‌ قرار داده است.
    9-بوعلی سینا به عنوان کسی که در اواخر کتاب اشارات خود مباحث عرفانی را برهانی کرده ،رساله ای در عشق نوشته است .
    10-ابن‌عربی علاوه بر رسالات و كتب مختلف خویش در جلد دوم «فتوحات مكیه»(ص362-319) بحث مفصلی درباره عشق نموده است.
    11-همچنین در آثار شعرای عارف مسلمانی مانند حافظ ،عطار،سنایی،مولوی مخصوصا دیوان شمس او،فخرالدین عراقی،اوحدی مراغه ای،خواجوی کرمانی،صائب تبریزی،جامی،سعدی،خاقانی شروانی،فروغی بسطامی،قاسم انوار،محمد اسیری لاهیجی،ملا محسن فیض کاشانی،وحشی بافقی،.....ابیات عاشقانه در مورد معشوق حقیقی که حق تعالی باشد ،فراوان به چشم می خورد.

    طبق مقررات سایت،سوالات بعدی خود را با کارشناسان قرآن و حدیث ،مطرح بفرمایید.
    موفق باشید
    پی نوشت:
    1-جامی
    2-شرح اصول کافی/صدرا/ج3/ص 119

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۴:۳۲

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    می دانیم در عرفانهای جدید به
    عشق توجه ویژه
    شده است
    چرا در عرفان اسلامی به این مقوله کمتر توجه شده است؟

    ایا اصولا کلمه عشق در قران امده ؟
    همچنین چرا هیچ ایه ای درقران به این مساله نپرداخته ؟
    و همچنین در روایات ؟

    با تشکر
    سلام علیکم

    کلمه ی حب ،ود، مودت ، رحمه ، الفت ، تولی در قرآن کریم آمده و آیات متعددی در اینباره هست که هم از محبت مومنین به خدا و محبت خدا به مومنین و از محبت انسانها به یکدیگر و عشقها و دوستیهای صیحیح و غلط صحبت شده .

    در سوره روم میفرماید: و من آيته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون

    و در روایت آمده «هَلِ الدِّینُ إلَّا الْحُبُّ؛ آیا دین چیزی جز محبت است؟»

    و در قرآن کریم میفرماید: مومنین با یکدیگر برادرند و مومنین و مومنات بعضی دوست و یاور بعضی دیگر هستند که یکدیگر را به کارهای نیک امر و از کارهای بد نهی میکنند همانطور که منافقان را دوست و یاور یکدیگر معرفی میکند

    و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا از فروع دین ماست و در اینباره نیز آیاتی آمده از جمله میفرماید: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَن تجَعَلُواْ لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مومنین نباید کافران را دوست و سرپرست خود بگیرند

    قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ
    وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    اتفاقا یکی از موضوعات مهم و قابل توجه که در عرفان اسلامی به طور جدی به آن پرداخته شده است مساله عشق است تا جایی که عرفا سرّ ایجاد این عالم را همان رقیقه عشقی خداوند می دانند عرفا در تبیین سرّ ظهور و بروز می گویند ذات حق تعالی که پر از کمالات است،حب و عشق رحمتی حق تعالی منشاء ظهور و بروز آن کمالات می شود که اهل معرفت از آن به حرکت حبی یاد می کنند.

    در روایتی قدسی ،که عارفان مسلمان بر آن بسیار تاکید می ورزند،آمده است :

    (کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف:
    من گنجی پنهان بودم و دوست داشتم شناخته شوم،و از این رو،خلق را آفریدم تا شناخته شوم(2
    و به تعبیر جناب عطار نیشابوری در اسرار نامه خود:

    ز رب العزه اندر خواست داوود /که حکمت چیست کامد خلق موجود
    خطاب آمد که تا این گنج پنهان/که این ماییم بشناسند ایشان
    تو از بهر شناسایی گنجی/به گلخن سر فرو برده به رنجی

    و یا تعبیرهایی ذوقی همچون((پری رو تاب مستوری ندارد))اشاره بدین معنا دارد.

    این حرکت حبی و رقیقه عشقی ،به بروز و ظهور کمالات و شوون ذاتی حق تعالی می انجامد. و در نتیجه،هر آنچه در ذات حق تعالی مخفی بوده است،ظهور می یابد.
    این بحث حرکت حبّی که فقط یکی از مسائل مربوط به عشق است در کتابهای مختلف و مهم عرفانی مانند الفتوحات المکیه ،فصوص الحکم،تمهید القواعد،مصباح الانس ،اعجاز البیان،النفحات الالهیة،مشارق الدراری ، گلشن راز و... به طور گسترده مطرح شده است.
    بعلاوه عرفای اسلامی به خاطر مسئله مهم عشق و تقسیم عشق به حقیقی و مجازی دست به قلم شده اند و کتابهای مستقلی را در این زمینه نوشته اند ،مانند:
    1-عبهر العاشقین فی احوال العشق ،روزبهان بقلی شیرازی.
    2-ترجمان الاشواق، محی الدین عربی
    3رسالة السوانح فی العشق،احمد غزالی
    4-قصیده تائیه ابن فارض که در این قصیده مراتب عشق را بیان می کند
    5-مشارق الدراری ،سعید الدین فرغانی
    6-شرح نظم الدرر ،اثر صائن الدین علی بن محمد ترکه که نظریه عشق الهی و مراحل مختلف سلوک را مطرح می کند
    7- منطف الطیر ،عطار نیشابوری که وقتی از هفت وادی سلوک بحث می کند،وادی دوم را اختصاص به عشق می دهد.
    8-کتاب الحب و المحبة الالهیة من کلام الشیخ الاکبر محیی الدین‌ ابن عربی،تألیف محمود محمود غراب است .در این کتاب‌ نویسنده سخنان ابن عربی دربارهء عشق و محبت و مباحث مربوط به آن را از لا به لای‌ آثار او،به ویژه فصوص الحکم،استخراج کرده و به صورت کتابی در اختیار علاقه‌مندان‌ قرار داده است.
    9-بوعلی سینا به عنوان کسی که در اواخر کتاب اشارات خود مباحث عرفانی را برهانی کرده ،رساله ای در عشق نوشته است .
    10-ابن‌عربی علاوه بر رسالات و كتب مختلف خویش در جلد دوم «فتوحات مكیه»(ص362-319) بحث مفصلی درباره عشق نموده است.
    11-همچنین در آثار شعرای عارف مسلمانی مانند حافظ ،عطار،سنایی،مولوی مخصوصا دیوان شمس او،فخرالدین عراقی،اوحدی مراغه ای،خواجوی کرمانی،صائب تبریزی،جامی،سعدی،خاقانی شروانی،فروغی بسطامی،قاسم انوار،محمد اسیری لاهیجی،ملا محسن فیض کاشانی،وحشی بافقی،.....ابیات عاشقانه در مورد معشوق حقیقی که حق تعالی باشد ،فراوان به چشم می خورد.
    سلام خدمت شما
    بسیار خوشحالم که بعد از تاپیک پائلو کوئیلو باز اینجا با حضرت عالی وارد بحث شدم
    ممنون از مطالبی که بیان کردید
    اما بیشتر به معرفی کتاب پرداخته اید تا معرفی دیدگاه عرفان اسلامی در باره عشق
    لطفا در این زمینه بیشتر توضیح دهید
    جایگاه عشق در عرفان اسلامی کجاست ؟

    با تشکر



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    کلمه ی حب ،ود، مودت ، رحمه ، الفت ، تولی در قرآن کریم آمده و آیات متعددی در اینباره هست که هم از محبت مومنین به خدا و محبت خدا به مومنین و از محبت انسانها به یکدیگر و عشقها و دوستیهای صیحیح و غلط صحبت شده .
    سلام

    حتما می دونید که محبت با عشق خیلی فرق داره منظور نظر من
    دقیقا عشق و کلمه عشق است
    که ایا این کلمه در قران امده ؟
    و در چه ایاتی ؟

    موفق باشید



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    می دانیم در عرفانهای جدید به عشق توجه ویژه
    شده است
    چرا در عرفان اسلامی به این مقوله کمتر توجه شده است؟

    ایا اصولا کلمه عشق در قران امده ؟
    همچنین چرا هیچ ایه ای درقران به این مساله نپرداخته ؟
    و همچنین در روایات ؟
    تک تک احادیث قدسی نشان دهنده عشق و علاقه خداوند به انسان هاست.هر چند برخی می گویند نباید واژه عشق را درباره خدا به کار ببریم.ولی مقصود ما از عشق در اینجا واضح است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    تک تک احادیث قدسی نشان دهنده عشق و علاقه خداوند به انسان هاست.هر چند برخی می گویند نباید واژه عشق را درباره خدا به کار ببریم.ولی مقصود ما از عشق در اینجا واضح است.
    سلام و تشکر

    بزرگوار هم شما و هم جناب سمیع و امین جوابتان جایگاه عشق را در عرفان اسلامی و اسلام مشخص نمی کند
    برای مثال دیدگاه اشو در باره عشق چنین است

    حالا به درست و غلط بودنش کاری ندارم ولی دیدگاه او درباره عشق است

    هر پیوندی به تنهایی هدف نیست . عشق هدف غایی است . اگر پیوند به عشق می انجامد ، زیباست و نیكو . اگر ویرانگر عشق است از این پیوند چه حاصل .
    عشق قائم بر دو عامل است : باید ریشه و آزادی داشته باشد . باید هنر اعتماد كردن را آموخته باشد .
    بر علیه كسی بودن ، به معنای پیوند داشتن نیز هست . وقتی بسیار دشمنی می ورزی ، بسیار و بسیار در پیوندی . ماهیت پیوند چنین است ، تو با دشمن خود نیز در پیوندی ، گاه بیش از آن كه با دوست .
    آنكو كه اعتماد می كند .... مهم نیست كه به چه چیزی اعتماد می كند ، همین اعتماد حاكی از معصومیت اوست . حتی اگر بدلیل اعتماد ، فریب بخورد ، مهم نیست . چون ارزش اعتماد بسیار فراتر از چنین فریبی است . می توانی همه چیز را از او بگیری ، ولی اعتماد او را هرگز .
    ار در شور بختی دیگری را جستجو كنی ، پیوند نادرست است . و اگر در خوشبختی دیگری را بجویی پیوند حاصل هرگز نادرست نخواهدبود . آری در خوشبختی دیگری را بجوی .


    عشق با درد همراه است . چون رشد را موجب می شود . عشق با درد همراه است چون عشق چنین می طلبد .
    عشق با درد همراه است . چون عشق دگرگون می كند . عشق با درد همراه است چون در عشق نو زاده می شوی .
    هستند كسانی كه با احساسات خود كنار می آیند و هستند كسانی كه با همین احساسات می جنگند ، ولی هر دو این احساسات خواهند ماند . باید از دایره ی این پیوند رها گردی . باید تماشاگر باشی ، یك ناظر .
    شهامت به معنای زندگی در پیوند با دیگران و در عین حال مستقل باقی ماندن است . انسان نوین ، انسان با شهامت خواهد بود . در گذشته تنها دو نوع ابله در جهان زندگی می كرده اند ، گونه ای این دنیایی و گونه ی آن دنیایی .
    ولی هر دو ابله بودند . انسان بی باك كسی است كه در این جهان زندگی می كند ولی به این دنیا تعلق ندارد .
    عاشقی خلاقانه ، ایده ایست بسیار عظیم . عشق بورز نه به خاطر ایجاد پیوند بین دو شخص ایستا ، عشق بورز همچون گردابی زاینده ، عشق بورز همچون رقصی چنان پر تب و تاب ، با حركاتی چنان سریع كه نتوان دریافت كه كدام عاشق و كدام معشوق است . و رقص ادامه می یابد ژرفتر و ژرفتر ، رقصنده ها محو می گردند و تنها رقص باقی می ماند .
    آنانكه از پیوند می گریزند ، از خود هراسانند ، چون در پیوند است كه آشكار می شوند ، در پیوند است كه بازتاب می یابند .
    عشق به مثابه یك پیوند رخ می نماید اما در خلوت پرف آغاز می گردد ، هنگامی كه به تمامی در تنهایی خود خرسندی ، هنگامی كه مطلقاً به دیگری نیازمند نیستی ، وقتی حضور دیگری یك احتیاج نمی نماید ، آنگاه است كه توانایی دریافت عشق را خواهی داشت . اگر وجود دیگری نیاز تو باشد ، تنها می توانی بهره كشی كنی . تزویر كنی ، مسلط شوی ، اما عشق نمی توانی بورزی .
    اگر ایجاد پیوند آزاد باشد ، با آزادی همراه است (باشد) ، شادی از راه خواهد رسید ، چون آزادی ارزش غایی است ، چیزی از آن بالاتر نیست .اگر عشق تو سوی آزادی رهنمونت كند ، عشق تو عین بركت است ، و اگر سوی بردگی براندت نه بركت بلكه ذلت است



    موفق باشید



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    929
    حضور
    15 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    2409



    هوالعالم

    عشق بدون حب عشق نيست .
    ما بايد ببينيم تعريف دين يا گروه مايل از عشق چيه ؟

    ( اسلام ميگه از احترام شروع كنيد و نياز ها رو بشناسيد و برطرف كنيد .)
    بذر عشق در وجود ما نهاده شده و اگر به خاك نفرت الوده نشه. در فصل يا زمانش شروع به رشد ميكنه ...
    با محبت به اندازه ...

    اما تعريف بهترين مرحله محبت مثاله تعريف اثر انگشت افراد , ممكن نيست
    چون همه مردم از لحاظ اگاهي در يك سطح و طبقه نيستن .

    ..................
    لازمه كه ذهن ما اين مراحل رو به تفكيك سيِر و درك كنه ! وگرنه
    عشق و عشقبازي براي صالح يه چيزه براي الكلي و شيشه اي و دوپينگي يه تعريف ديگه داره و اثر متفاوت .

    يا علی جان در بند دنیا نیستم ** بنده ی هر لبخند دنیا نیستم

    | با اذن خدای رحمان بشکن پیمان با شیط!ن
    برای دوری از زنا نه حمار را! عشق مرغ عشق و نجابت حیوان به ظاهر پست را مثال بزن که به حکم و حکمت خداوند خیانت به جفت نداشته و گاها در غم فراق یار دق می کنند.به حبشی ها بگو ! سحر نزدیک است وبانگ اذان عشق و بام مساجد دنیا برازنده شما!اگر امروز حرکت کنید!

    چشمي كه با طمع به خورشيد مي نگرد عاقبت كار كور مي شودحتي.دربرنورازودورميشود.

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    قطعا معانی لغات قرآنی در هرجایی بی مناسبت با منظور آیه نمیباشد.

    کلمه ود و مودت در قرآن کریم معادل واژه عشق پاک هست

    و من آيته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه


    ان الذین امنوا وعملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا


    و یا در آیه: ومن الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله والذین امنوا اشد حبا لله .

    از کلمه اشد حبا لله تفسیر به عشق شده است

    همچنین در این آیه عشق نامقدس زلیخا را چنین بیان میفرماید:

    وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدينَةِ امْرَأَتُ الْعَزيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ
    شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها في‏ ضَلالٍ مُبينٍ(یوسف آیه 30)

    گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز(زلیخا)، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏ كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏ بينيم

    کلمه " شغف" از ماده" شغاف" به معنى گره بالاى قلب و يا پوسته نازك روى قلب است، كه به منزله غلافى تمام آن را در برگرفته در این صورت معنای" شَغَفَها حُبًّا"این می شود که: آن چنان زلیخا به یوسف علاقمند شده بود كه محبتش به درون قلب او نفوذ كرده، و اعماق آن را در بر گرفته است، و اين اشاره به عشق شديد و آتشين است(خلاصه ای از تفسير نمونه، ج‏9، ص: 393)

    اینها که در دو پست به عرضتان رسید دقیقا جایگاه عشق هست اما شان قرآن کریم این نیست که واژه ای مثل عشق را تفسیر کند و دیدگاهش را در این مورد بصورت ادبی بیان دارد. قرآن کتاب هدایت است و در جایگاهیست که راه درست و بیراهه را مشخص نماید

    بنابراین کافیست بفرماید : قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی یحببکم الله و یغفرلکم ذنوبکم

    بگو اگر خدا را دوست میدارید از من (پیامبر) اطاعت کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد. و بعضی آیات که در پست قبلی اشاره شد که از دوستی با چه کسانی برحذر میفرماید.


    حالا میخواهد عشق و علاقه باشد میخواهد دوستی معمولی باشد. مهم این هست که راه هدایت اینست که به ما نشان داده شده.


    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۰۱:۲۸
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۳, ۲۰:۲۷ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود