صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظر اسلام در مورد نابرابری اجتماعی چیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    نظر اسلام در مورد نابرابری اجتماعی چیست ؟




    سلام
    به نظر می رسد شکاف طبقاتی در کشور ما در حال افزایش است
    این مساله برای جوانان بیش از اقشار دیگر مورد انتقاد قرار می گیرد .
    با توجه به اینکه جامعه ما یک جامعه اسلامی است حساسیت موضوع بیشتر میشود چون این مساله می تواند به اسلام منتسب گردد
    لذا تبیین نظر اسلام در مورد نابرابری های اجتماعی می تواند در نشان دادن ابعاد مختلف این مساله مفید باشد
    برای اینکه این بحث را از محل مناسبی آغاز کرده باشیم
    با این سوال شروع می کنیم :
    اساسا
    اسلام نابرابری اجتماعی را قبول دارد یا خیر ؟
    البته پیش از این بهتر است نابرابری اجتماعی را تعریف کنیم
    والله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۴:۵۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    نظر اسلام در مورد نابرابری اجتماعی چیست ؟







    کارشناس بحث: استاد صادق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    در تعریف نابرابری اجتماعی باید گفت :
    نابرابری اجتماعی: عبارت است از تفاوت های رتبه ای افراد جامعه که مستند به اعتبار اجتماعی است و از مناسبات اجتماعی ناشی می گردد( 1)
    بر اساس این تعریف نابرابری اجتماعی همان اختلاف در اعتبار اجتماعی است که منشا آن مناسبات اجتماعی است .
    ذکر قید ناشی از مناسبات اجتماعی می خواهد اختلافاتی که از تفاوتهای طبیعی را باعث میشود خارج سازد چه اینکه پایه نابرابری اجتماعی همین تفاوت در تواناییهای طبیعی است
    اما پس از مدتی بجای این تفاوتها یکسری مناسبات جایگزین میشوند که الزاما بر تفاوت طبیعی مبتنی نیستند . مثلا ممکن است یک فرد با هوشی با سعی و تلاش ثروتی بدست آورد و به تبع آن به یک اعتبار اجتماعی دست یابد اما فرزندان او همین اعتبار را نه بخاطر هوش و تلاش بلکه بخاطر عنوان فرزندی او به ارث می برند .
    نظر دوستان در مورد این تعریف چیست ؟
    والله الموفق

    1. مقاله قشربندی اجتماعی از دیدگاه امام علی ع ، کریم خان محمدی

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۴:۵۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    شاید معنای قید " ناشی شده از مناسبات اجتماعی " این باشد که اگر تفاوت رتبه های اجتماعی صرفا از تفاوتهای طبیعی افراد ناشی شود یک امر نامطلوبی نیست
    اما در جامعه اغلب چنین نیست و این یک نوع تبعیض شمرده میشود
    والله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۴:۵۷
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    یکی از مباحثی که شاید انگیزه طرح مباحث نابرابری های اجتماعی است بحث سلطه یک طبقه بر طبقات دیگر اجتماع است
    ما وقتی به تاریخ حیات بشر نگاه می کنیم می بینیم همیشه طبقات حاکم و محکوم وجود داشته اند
    و متاسفانه این رابطه هم اغلب ظالمانه بوده است
    لذا برخی مکاتب جامعه شناسی به سمت نفی این طبقات متمایل شده اند و تمام هم و غم خود را بر از بین بردن این طبقات گذاشته تا به زعم خویش ریشه ظلم و ستم را بخشکانند
    اما آیا ریشه این مظالم وجود طبقه حاکم و محکوم است یا بی اخلاقی و نا منزه بودن طبقات حاکم ؟
    آیا می توان یک جامعه بی طبقه داشت ؟
    با نگاهی به آیات شریفه قرآن کریم در می یابیم که خدای متعال اصل حاکمیت برخی طبقات بر برخی دیگر را می پذیرد :
    لیتخذ بعضکم بعضا سخریا
    تا اینکه برخی از شما برخی دیگر را به تسخیر خود در آورد
    از انجا که قرآن کریم عدالت محور و ظلم ستیز است و این ایه شریفه می توان نتیجه گرفت که
    اصل وجود طبقات حاکم و محکوم عامل ظلم و ستم نیست بلکه وجود چنین طبقاتی جزء سنتهای خداوند متعال در اجتماع بشری است لذا باید ریشه ظلم و ستم را در چیزی غیر از طبقات حاکم و محکوم جستجو کرد
    والله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۴:۵۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    اصل وجود طبقات حاکم و محکوم عامل ظلم و ستم نیست
    سلام
    اگر بخواهیم بحث را بصورت چالشی پیش ببریم بهتر است همین جا به این نتیجه ای که گرفته ایم اشکالی وارد کنیم
    خدای متعال در قرآن کریم حس استغنا را عامل طغیانگری می داند : ان الانسان لیطغی ان راه استغنی
    از طرف دیگر طبقات حاکم اغلب این حس را دارند چرا که به جهت برخورداریها و امتیازات اجتماعی نوعی بی نیازی و در نتیجه برتری را حس می کنند
    پس توصیه به وجود طبقات حاکم و محکوم در حقیقت مب تواند به طغیانگری و ظلم منجر شود
    و این با نتیجه ای که قبلا گرفتیم متفاوت است
    اما به نظر میرسد باید اینجا راهکاری اندیشیده شده باشد تا حاکمیت مستلزم حس استغنا و در نتیجه طغیانگری نباشد
    این امر در فرهنگ سیاسی دینی با توصیه موکد به همراهی طبقات حاکم از لحاظ مادی با طبقات نازل اجتماع پیگیری شده است
    در حقیقت دین و
    اسلام برای جلوگیری از طغیانگری که ناشی از استغناء طبقه حاکم است دستور داده است که کارگزاران جامعه اسلامی از لحاظ مادی و مالی خود را تنزل دهند تا روح سرکشی و طغیان در انها بیدار نشود و به جور نینجامد
    لذا با توجه به اهمیت این موضوع شاید بتوان لزوم نازل بودن زندگی مادی حاکمان جامعه اسلامی را نتیجه گرفت
    اما سوال این است که آیا این تنزل در حد زندگی مادی و مالی است ؟
    آیا نباید از سایر استغنائاتی که می تواند منجر به طغیان شود نیز جلو گیری کرد ؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,027
    حضور
    192 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28758



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    به نظر می رسد شکاف طبقاتی در کشور ما در حال افزایش است
    این مساله برای جوانان بیش از اقشار دیگر مورد انتقاد قرار می گیرد .
    با توجه به اینکه جامعه ما یک جامعه اسلامی است حساسیت موضوع بیشتر میشود چون این مساله می تواند به اسلام منتسب گردد
    لذا تبیین نظر اسلام در مورد نابرابری های اجتماعی می تواند در نشان دادن ابعاد مختلف این مساله مفید باشد
    برای اینکه این بحث را از محل مناسبی آغاز کرده باشیم
    با این سوال شروع می کنیم :
    اساسا
    اسلام نابرابری اجتماعی را قبول دارد یا خیر ؟
    البته پیش از این بهتر است نابرابری اجتماعی را تعریف کنیم
    والله الموفق
    پاسخ:

    با سلام و تسلیت ایام غم اسارت اهلبیت ع و تقدیر از سوال خوب شما .جواب در چند محوربیان می شود :
    در ابتدا باید گفت :در دین اسلام مالکیت خصوصی افرادی که از راه مشروع کسب درامد می کنند محترم شمرده می شود . اصولا کسب و کار و تلاش برای پیشرفت شخصی و اجتماعی ، در فرهنگ اسلام یک فضیلت شمرده می شود و افراد جامعه متناسب با سعی و تلاش خود می توانند در بهرمندی مادی متفاوت باشند .

    تفاوت بهره مندی انسان‌ها در برخی موارد معلول کار و تلاش انسان‌ها است .
    قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسی به اندازه سعی و تلاش خود بهره­مند شود. مطمئنا کسی که به تنبلی خو کرده باشد ، به دنبال کسب روزی حلال بر نیاید یا تصمیمات اقتصادی درستی اتخاذ نکرده باشد و مقدمات صحیح موفقیت اقتصادی را فراهم ننموده باشد ، نمی‌تواند مانند دیگران از نعمت‌های دنیوی بر خوردار شود . هر چند کاملا اهل عبادت و بندگی خدا باشد؛

    اما از طرف دیگر ، فضیلت دیگری در اسلام مطرح شده به نام عدالت . از نظر اسلام باید عدالت در تمامی مراحل زندگی فردی و اجتماعی جریان داشته باشد . مبارزه با بی عدالتی و تلاش در جهت رفع تبعیض بین افراد جامعه از خصوصیات بارز ادیان توحیدی بخصوص اسلام است . اسلام طرفدار عدالت اجتماعی و برخورداری متساوی تمام مردم از حقوق شهروندی است و نظام اسلامی موظف به مبارزه و محو تمامی اشکال بی عدالتی در جامعه می باشد. بر این اساس راهکارهای اقدامات مبارزه اصولی با بی عدالتی های موجود درجامعه را می توان در موارد ذیل بصورت مختص بیان نمود :
    الف - توجه جدی به رعایت عدالت اجتماعی در برنامه ریزیهای توسعه و سازندگی کشور : پس از دوران دفاع مقدس مدل برای توسعه اقتصادی و اجتماعی درپیش گرفته شد که این مدل تا حدودی موجب بروز تفاوت اقتصادی و فاصله گرفتن جامعه ازشاخصهای مطلوب گردید .به گونه ای که توسعه، نتایج عکس خود را ظاهر ساخت و فاصله ها را تشدید نمود .
    این عامل در برخی از تحلیلها و تحقیقات به عمل آمده ،عامل اصلی ایجاد نابرابری در جامعه دانسته شده است .
    حضرت آیت الله خامنه ای ضمن انتقاد از این روند، می فرمایند : « در این مرحله از انقلاب ،هدف عمده عبارت است از ساختن کشور نمونه که در آن ، رفاه مادی هم راه باعدالت اجتماعی و توام با روحیه و آرمان انقلابی ، با برخورداری از ارزش های اخلاقی اسلام ، تامین شود .هر یک از این چهار رکن اصلی ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقای انقلاب و عبور از مراحل گوناگون آن ممکن نخواهد شد » (1).
    و در جای دیگر می فرمایند : « در نظام جمهوری اسلامی ایران اساس همه فعالیت ها باید مبتنی بر عدالت باشد زیرا قسط و عدل ازهمه آرمان ها و اهداف نظام اسلامی والاتر و بارزتر است و بر این اساس رونق وشکوفایی اقتصادی هنگامی خوب و ارزشمند است که جهت آن مبتنی بر اقامه قسط و عدل در جامعه باشد .رشد اقتصادی در جامعه ما هدف اصلی هم نیست ،بلکه رشد اقتصادی جزیی از هدف ماست و جز دیگر عبارت از عدالت است ... هربرنامه اقتصادی آن وقتی معتبر است که یا خودش به تنهایی ، یا در مجموع برنامه هاما را به هدف عدالت نزدیک کند، و الا اگر ما را از عدالت اجتماعی دور کند، فرض بر این که به رشد اقتصادی منتهی بشود کافی نیست » ، (2) .

    ب - برخورد فیزیکی ، مصادره و بازپس گیری اموال غاصبان وصاحبان ثروتهای نامشروع و بادآورده : امام علی ( ع ) دو اقدام مهم و انقلابی راسرلوحه اقدامات حکومت عدل خویش قرار دادند :
    1- مصادره و باز پس گیری اموال غاصبان
    2- احیا سنت برابری و مساوات در بهره مندی از بیت المال .
    حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند : « ... با قوانین لازم و تامین امنیت قضایی در کشور بساط تجاوز و تعدی به حقوق مظلومان و دست اندازی به حیطه مشروعزندگی مردم ، جمع شود » ، (3) . و در فرمان مبارزه بافساد که در یازدهم اردیبهشت ماه 1380 خطاب به سران سه قوه صادر فرمودند براین امر مهم تاکید نمودند که خود بیانگر، عزم ، همدلی و همکاری قوای سه گانه بابرنامه ریزی های دقیق و حساب شده برای ریشه کن کردن فساد و تحقق عدالت اجتماعی می باشد .

    ج - پیشگیری از پیدایش ثروتها و ثروتمندان نامشروع جدید : یکی دیگر از راههای مبارزه با وجود بی عدالتی در جامعه ، جلوگیری از روی آوردن و دلباختگی والیان و کاپردازان حکومتی به اندوختن ثروت و افزودن بر حجم دارایی خویش است در این راستا اهم اقدامات پیشگیرانه عبارتند از :
    1- اسوه ونمونه بودن مسوولان حکومت برای دیگر کارگزاران : امام علی ( ع ) می فرمایند : « ان الله تعالی فرض علی ایمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس ، کیلا یتبیغ بالفقیرفقره ؛ خداوند بر امامان عدل فرض و واجب فرموده ، خود را با اقشار ناتوان ومحروم جامعه اندازه گیری کنند و زندگی خود را با آنان برابر نهند .تا تنگدستی فقیر،او را به هیجان نیاورد و موجب هلاکت و نابودی او نگردد » ، (4)
    2- زیر نظر گرفتن رفتار اقتصادی نزدیکان : حضرت علی ( ع ) درفرازی از عهدنامه مالک اشتر، در این زمینه می فرمایند « والی را نزدیکان وخویشاوندانی است که خوی برتری طلبی و گردن فرازی دارند و در داد و ستد، کمترحاضر به رعایت انصافند، وظیفه تو، آن است که ریشه ستم چنین افرادی را قطع نمایی » ، (5) .
    3- بازرسی ، نظارت ، حراست و مراقبت دولتی و نظارت بر دارایی کارگزاران :
    حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند : « باید در گزینش کارمندان دولت دقت لازم صورت گیرد و به دنبال گزینش خوبان ، نظارت بر کار آنان نیز ضروری است ، چون مقام و قدرت ، غالبا"اخلاق و رفتار مسوولان را تغییر می دهد، بنابراین اگر بعد از گزینش حتی افراد پارساو کاردان ، از بالا بر عمل کرد آنان نظارت دقیقی نشود، ممکن است به تدریج تغییررویه داده و به سبب سستی در انجام وظیفه موجب بی اعتمادی ملت نسبت به دستگاه حکومت اسلامی شوند » ، (6) .

    د- بالا بردن میزان آگاهی مردم :
    با بالا رفتن میزان آگاهی مردم ، درک آنها از حقوقشان افزایش می یابد و بی عدالتی را نمی پذیرند و به انحا مختلف برای دستیابی به حقوقشان می کوشند از این طریق قشر متوسط گسترش و نقش آنها درتصمیمگیریهای سیاسی افزایش می یابد.

    ه - توجه جدی به گسترش و تثبیت ارزشهای اسلامی در جامعه :
    زیرا وجود ارزشهای اسلامی مانند ایمان ، تقوا، تعهدو ...موجب ایجاد و اجرای عدالت در سطح جامعه می شود قرآن کریم می فرماید ( ( اعدلوا هو اقرب للتقوی ) ) ، (7)
    امام علی ( ع ) نیز می فرماید : « قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه ؛ هر که می خواهد به حلیه عدل و دادآراسته شود می بایست هوا و هوسهای گوناگون را از خود دور کند » ، (8) .
    لذا برای مبارزه با بی عدالتی در جامعه ، تحقق باوری عمیق ، درونی ریشه دارد، عقلای و مبتنی بر نظام ارزشی اسلام در مدیران جامعه - به معنی کسانی که در دستگاههای رسمی تقنینی ، اجرایی ، قضایی ، نظامی ، و انتظامی ، آموزشی ،فرهنگی و تبلیغی و نیز دستگاهها و نهادهای غیر رسمی ولی موثر جامعه نقش تعیین کننده ، ایفا می کنند، لازم و ضروری می باشد و باید این نظام ارزشی در 1-رفتار حقیقی و حقوقی مدیران ، 2- ساختار کلان کشور 3- برنامه های اجرایی ، تبلورو تجلی یابد .و - فراهم نمودن امکانات و شرایط و فرصتهای مساوی برای همه افراد جامعه از لحاظ تحصیلات ، اشتغال ، مسکن ؛ رفاه و ...که در اصول متعددی ازقانون اساسی ج . ا .ا .متبلور می باشد .

    پی نوشت ها:
    1.حدیث ولایت ، ج 1، ص 286 و 287
    2. روزنامه رسالت ،9/3/1372
    3. حدیث ولایت ، ج 1، ص 287
    4. نهج البلاغه ، خطبه 209، ص 325
    5. نهج البلاغه ، نامه 53، ص 441
    6. فجر انقلاب در بهار قرآن ، ص 203 و 205
    7. مایده / 8
    8. نهج البلاغه ،خطبه 87
    برای آگاهی بیشتر ر.ک : فصلنامه حکومت اسلامی ، شماره 17، ص 48 فصلنامه حکومت اسلامی ، شماره 18، ص 26 و ص 56 محمدنقی نظرپور، ارزشها و توسعه ، ص 196 علی ذو علم ، انقلاب و ارزشها،ص 256 و ص 264 دکتر فرامرز رفیع پور، آناتومی جامعه ، ص 480 ;

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    آیا می توان یک جامعه بی طبقه داشت ؟
    با نگاهی به آیات شریفه قرآن کریم در می یابیم که خدای متعال اصل حاکمیت برخی طبقات بر برخی دیگر را می پذیرد :
    لیتخذ بعضکم بعضا سخریا
    تا اینکه برخی از شما برخی دیگر را به تسخیر خود در آورد
    سلام
    اين آيه نشانگر وجود استعداد هاي مختلف و اجتماعي بودن زندگي انسان است نه توجيح حاكميت يك طبقه بر طبقه ديگر!
    ویرایش توسط معلق : ۱۳۹۲/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۸:۲۳

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    سلام
    اين آيه نشانگر وجود استعداد هاي مختلف و اجتماعي بودن زندگي انسان است نه توجيح حاكميت يك طبقه بر طبقه ديگر!
    سلام

    با شما موافقم که حاکمیت یک طبقه خاص بر دیگران توجیه مذهبی و عقلی نمی تواند داشته باشد
    و خودش باعث ایجاد طبقه گرایی و انحصار طلبی در قدرت و سر منشا فساد خواهد بود

    کلا وقتی قدرت در انحصار گروه و طبقه خاصی باشد و ان طبقه قدرت را منحصر به خودش بداند
    و احساس مالکیت بر ان داشته باشد برای حفظ این تملک و مالکیت
    دست به جنایت و فساد خواهد زد

    چنین گروه و طبقه ای اجازه نظارت بر خودش را به دیگران و مردم نمی دهد و هر حکومتی که از جانب مردم نظارت نشود به فساد خواهد رفت

    تنها نظارت مردم بر حکومت و حاکمان جامعه است که جلوی فساد و هرگونه تجمع ثروت و اجحاف رو خواهد گرفت
    و این نظارت امکان پذیر نیست مگر در یک جامعه دموکراسی
    جامعه ای که این حق را به احاد ملت و مطبوعات و همه ارگانها می دهد که همواره او را تحت نظر
    داشته باشند و همواره او را نقد کنند

    موفق باشید



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    سلام
    اين آيه نشانگر وجود استعداد هاي مختلف و اجتماعي بودن زندگي انسان است نه توجيح حاكميت يك طبقه بر طبقه ديگر!
    سلام
    آیه می فرماید خداوند چنین مقرر فرموده است که بعضی از شما بعضی دیگر را در تسخیر خود درآورند
    یکی از مصادیق روشن رابطه تسخیر کننده و تسخیر شونده حاکم و محکوم در ابعاد سیاسی و اقتصادی است که هرکدام متعلق به طبقه خاص اجتماعی خویش هستند
    مثلا در اقتصاد تسخیر کننده سرمایه دار است و تسخیر شوند مهندس و کارگر
    و چون خدای متعال خود چنین رابطه ای را مقرر فرموده است پس می بایست طبقه بندی طبیعی که از این رهگذر ایجاد میشود نیز مورد پذیرش قرار داده باشد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود