جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    1,015
    حضور
    41 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    712
    صلوات
    5491

    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها




    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    1,015
    حضور
    41 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    712
    صلوات
    5491



    ღفرزندان خمینی در محرم حسینیღ آلبوم تصاویر حال و هوای محرم در جبهه ها


       
    ما حسین (ع) را کجا شناختیم؟ در محرم و صفر. یک مشت بچه‌هایی که با این تیپ و عقیده بودند، جایی مثل دوکوهه را انتخاب کردند. کار ما آمادگی جسمی و روحی بود. حسینیه شهید همت هم محل برگزاری چنین مراسم‌هایی بود. دوکوهه ساختمان‌ها و مکان‌های مختلفی دارد، مثل محله ای که خانه‌های مختلفی دارد؛ 22 ،23 گردان و رده‌های مختلف در دوکوهه مستقر بودند. در ایام محرم هر گردان عزاداری خاص خود را داشت و شعارهای خاصی برای خود انتخاب می‌کرد.
    شعار یکی از گردان‌ها که در ذهنم مانده این بود؛
    باید گذشت از دنیا به آسانی/ باید مهیا شد از بهر قربانی
    با چهره خونین سوی حسین رفتن/ زیبا بود این سان معراج انسانی

    یا شعار دیگری؛

    جوانی من به فدات حسین جان/ کی می‌رسیم به کربلات حسین جان....

    ***

    هر گردان شعار ویژه خودش را داشت، رزمندگان در گردان‌های خودشان شروع به عزاداری می‌کردند و از ساختمان‌ها به سمت پایین می‌آمدند و روبروی ساختمان خودشان به خط می‌شدند. دست بچه‌ها علم و کتل بود و با سبک‌های خیلی قشنگ و سنتی فقط سینه‌زنی می‌کردند. بچه‌های مداح هم بین رزمندگان می‌‌آمدند و می‌خواندند که خیلی‌هایشان شهید شدند. بعد هم در دوکوهه دور می‌زدند که آخر کار به حسینیه حاج همت می‌رسیدند. حسینیه میقات هیئت گردان‌ها بود. آنجا بود که یک کار جمعی بین همه گردان‌ها انجام می‌شد و شروع به خواندن می‌کردند.

    آن زمان آقای سعید حدادیان می‌خواند. آقای محمدرضا طاهری آن موقع در گردان مالک بود که 12، 13 سال بیشتر نداشت و می‌خواند. حاج سعید حدادیان آن زمان فرمانده یک دسته بود، بعضی وقت‌ها هم حاج منصور ارضی می‌‌آمد. آقای پوراحمد و نورایی هم می‌خواندند. شیخ حسین انصاریان سخنرانی می‌کرد و خیلی وقت‌ها هم آقای پروازی برای‌مان صحبت می‌کرد.

    ***

    در روزهایی که ماه محرم در دوکوهه بودیم، برنامه دهه اول محرم را همیشه داشتیم. خب، می‌دانید دیگر ما نظامی بودیم و لباس نظامی به تن داشتیم. البته بعضی مواقع پیراهن مشکی به تن می‌کردیم یا شال سیاه به گردن می‌انداختیم. بچه هایی هم که لباس نظامی به تن داشتند بالای جیب پیراهن که جای اسم بود یک اتیکت سیاه «یا حسین» می‌دوختند.

    معمولاً کل دوکوهه عزادار می‌شد، پرچم‌های رنگی جمع می‌شد و پرچم‌های مشکی «یا حسین» جای آن را می گرفت. داخل گردان‌ها و اتاق‌ها را هم خود بچه‌ها سیاه می‌کردند. داخل حسینیه هم دست تبلیغات لشکر بود که کاملاً سیاه‌پوش می‌شد.

    ***

    در دهه محرم چون یک سخنرانی ثابت در حسینیه شهید همت بود، کمتر سخنرانی در گردان‌ها انجام می‌شد. البته بعضی گردان‌ها هم بودند که در ابتدای جمع شدن بچه‌ها 5 تا 10 دقیقه صحبت می‌کردند و بعد گردان شروع به حرکت می‌کرد، ولی معمولاً در دهه محرم همه در سخنرانی متمرکز دوکوهه شرکت می‌کردند. در جبهه مهمانی رفتن و صبحانه دادن گردان‌ها توسط گردان دیگر وجود داشت که بعضاً در ایام محرم اتفاق می افتاد. بحث صله ارحام بین بچه‌ها مثل یک آداب و سنت درآمده بود که گردان‌ها به هم سرمی‌زدند و از حال هم خبردار می شدند.

    ***

    همان‌طور که در تهران بحث نذری و قربانی وجود داشت، در جبهه هم همین طور بود. گوسفندهای قربانی و نذری از جاهای مختلف زیادی می‌فرستادند خود بچه‌های رزمنده هم بعضاً با هم نذر می‌کردند، بعد هم به طور متمرکز آشپزخانه لشکر غذاهای نذری را تهیه می‌کرد. غذای متعارف هم قیمه بود. بالاخره عزاداری انجام می‌شد و بعد هم به یک غذای مشترک در حسینیه شهید همت ختم می‌شد.
    ***

    بعضی وقت‌ها که نیروها در دوکوهه خیلی زیاد بود، پایین دوکوهه را چادر می‌زدیم و بچه‌ها آنجا مستقر می‌شدند که در این صورت هر گردان و گروهانی برای خود مراسم عزاداری داشت، اما روز عاشورا همه به سمت حسینیه شهید همت راه می‌افتادند و برنامه با مرکزیت آنجا اجرا می‌شد.

    معمولاً 10 صبح دسته عزاداری بچه‌ها راه می‌افتاد و تا ظهر ادامه داشت و شام غریبان را بعد از غروب می‌گرفتند؛ البته هر شب هم در حسینیه شهید همت برنامه بود و بعضی‌ها دسته راه می‌انداختند.

    ***

    بعضی از گردان‌ها قسمتی از پیراهن خود را به نشانه عزا گلی می‌کردند، اما یک کار بین همه مشترک بود و آن سینه‌زنی سنتی بود که حضرت امام (ره) به آن اعتقاد داشتند.

    سبک ساده سینه‌زنی که همراه با سخنرانی باشد یعنی شور همراه شعور.

    این ها برنامه محرم بود، غیر محرم‌ها همیشه برنامه عزاداری را داشتیم، منتها دیگر دسته راه انداختن نبود؛ مجموعه این کارها انرژی مثبتی می‌شد که روحیه مضاعف در ما ایجاد می کرد، به این ترتیب در شب عملیات آن قدر قدرت داشتیم که از دشمن گردن کلفت نهراسیم.


    بخشی از صحبت های سردار مجتبی عسگری، مسئول موسسه حفظ‌ آثار و نشر ارزش‌های دفاع ‌مقدس سپاه محمد رسول‌الله(ص)

    خبرگزاری دانشجو





    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده

  7. صلوات ها 6


  8. #4

  9. صلوات ها 3


  10. #5

  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۰/۲۸, ۱۸:۴۲
  2. پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۲۳, ۱۶:۲۶
  3. به دنبال مزار شهدای شما گشتمღ¸ღ¸روایتی از مقام معظم رهبریღ¸ღ
    توسط افلاکیان در انجمن حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۱/۱۴, ۱۷:۰۹

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود