صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احتمال دارد اشیا مادی ممکن الوجود نباشند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    اشاره احتمال دارد اشیا مادی ممکن الوجود نباشند




    من تازگی که داشتم در مورد مسئله علیت فکر می کردم یک طریق دیگر بر اثبات عدم نیازمندی اشیا مادی به علت به ذهنم رسید که تبیینی عقلانی از بی علت بودن اشیا مادی ارائه می دهد که دیگر به نظرم قبول بی علتی اشیا مادی امری دور از ذهن نیست.
    البته توجه کنید بحث قبلی من بحث روی گزاره هر ممکن(یا حادث)علت دارد. و می گفتم این گزاره کلیت ندارد لکن الان می خواهم بگویم بر فرض قبول کلیت علیت هم ما نیازی به واجب نداریم چون ممکن است اساسا ما ممکن الوجود نباشیم!!!!
    اما چگونه؟
    من می گویم تقسیم موجودات به موجودات واجب و ممکن یک قسم دیگر هم بر می تابد به این شکل که بگوییم
    اشیا یا وجود برایشان مطلقا ضرورت دارد یا وجود برایشان در یک زمان خاص ضرورت دارد و یا اساسا وجود برایشان ضرورت ندارد.
    که من می گویم ممکن است ما موجودات جزو گروه دوم باشیم نه لزوما گروه سوم فلذا چون وجود برایمان ضروری است دیگر نیاز به علت نداریم
    پس واجب در سخن من تقسیم به دو قسم می شود:
    1.واجب مطلق
    2.واجب مقید
    واجب مطلق واجبیست که وجود مطلقا برایش ضرورت دارد و واجب مقید واجبیست که وجود برایش ضرورت دارد لکن وجود مقید به یک زمان خاص نه وجود در همه زمانها!

    البته شاید بگویید در تئوری شما ما موجودات مادی ما فقط مقید به زمان نیستیم و مقیّدات دیگر نیز داریم که در پاسخ می گویم که همه مقیّدات ذاتی انسانها و موجودات مادی هستند که در صورت ذاتی بودن وجود مقید به زمان یا بقیه مقیدات اشیا مادی دیگر اساسا نیازمندی به علت برای چنین وجودی امری پاردوکسیکال خواهد بود.
    اما شاید بپرسید :چگونه اثبات می کنید اشیاء مادی چنین موجوداتی اند یعنی موجوداتی که وجود مقید به زمان و... برایشان ذاتی است!
    در پاسخ می گویم طبق ادعای فیلسوفان و... اساسا ذاتی اشیا قابل دستیابی یقینی نیست فلذا ما فقط مدعی هستیم ممکن است ما چنین موجوداتی باشیم و بی علت و دیگر نیازی به فرض واجب الوجود برای تبیین و توجیه اشیا مادی نخواهد بود.
    و محتمل است ما چنین موجوداتی باشیم.
    خوشحال می شوم نظرات خود را درباره تبیین بنده ارائه دهید!
    گرچه من هنوز هم روی حرف سابق خود و استدلال سابق خود که در این تاپیک به تقریر و بحث مفصل در آن باره پرداختم پایبند می بشم لکن اشکالی ندارد برای یک مقصد دو طریق را ساخت!
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۸/۰۲ در ساعت ۰۶:۳۹
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله




    احتمال دارد اشیا مادی ممکن الوجود نباشند







    کارشناس بحث: استاد هادی



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,890
    حضور
    84 روز 2 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6734



    با سلام و عرض ادب

    قبل از هر مطلبی بهتر است تعریفی از واجب الوجود و ممکن الوجود داشته باشیم:

    موجودات بر حسب حصر عقلی به دو نوع تقسیم می شوند ، یا وجود برایش ضرورت دارد و یا ضرورت ندارد اولی در اصطلاح فلاسفه واجب الوجود و دومی ممکن الوجود نامیده می شود .
    ممکن الوجود موجودی است که نه وجود برایش ضرورت دارد، و نه عدم ؛ و نسبتش به وجود و عدم یکسان است ، اگر علت موجود شد ممکن الوجود نیز موجود می شود و اگر علت موجود نشد ممکن الوجود نیز موجود نخواهد شد . (نهایه الحکمه علامه طباطبایی)

    این تعریف مختصری از ممکن و واجب بود که فلاسفه بیان فرمودند؛ اما نظری که شما مطرح فرمودید به اینکه «وجود در یک زمان خاص ضرورت داشته باشد» چنین چیزی ممکن نیست زیرا :
    بر اساس حصرعقلی موجودات یا موجود هستند یا موجود نیستند ، اگر موجود است که تا ابد موجود خواهند بود چون چیزی که موجود گشت معدوم نمی شود و تا ابد وجود برایش ضرورت دارد ، ولی اگر موجود نیست (نقیض وجود) معدوم می باشد (شهید مرتضی مطهری ، توحید ،جلد 1 صفحه : 180)
    بله به نظر حکمای اسلامی تمامی موجودات واجب الوجود هستند اما نه به صورتی که شما بیان فرمودید ، بلکه ایشان معتقدند تمامی موجودات واجب الوجود بالغیر هستند (استاد محمد تقی مصباح ، آموزش فلسفه ج 2)؛ توضیح اینکه : عرض شد ماهیات «ممکنات» نسبتشان به وجود و عدم مساوی است یعنی ممکن است موجود باشند و ممکن است معدوم باشند ؛ اگر علتی آمد موجود می شوند و گرنه معدوم هستند . حال که موجود شده اند معلوم است علتی آمده و آن ها را موجود کرده لذا بعد از موجود شدن، واجب الوجود (بالغیر) هستند یعنی وجود برای ممکنات ضرورت داد اما نه ضرورت در زمان خاص، بلکه وجود برای آن ها تا ابد ضرورت دارد(ضرورت بالغیر) چون چیزی که موجود شد معدوم نمی شود .

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,890
    حضور
    84 روز 2 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6734



    اساسا اگر مفهوم درست واجب الوجود و ممکن الوجود فهمیده شود ، حتّی فرض وجود ممکن الوجود بدون واجب الوجود نیز محال خواهد بود ؛ چون فرض وجود ممکن الوجود بدون واجب الوجود یعنی فرض وجود معلول بدون علّت ؛ و فرض وجود معلول بدون وجود علّت به دو دلیل محال است :

    1. چون معلول یعنی موجودی که علّت دارد ؛ پس معلول بدون علّت ، یعنی موجود دارای علّتِ بدون علّت ؛ که ذاتا متناقض است .
    2. علّت و معلول دو مفهوم متضایف هستند ، مثل بالا و پایین ، چپ و راست ، قاتل و مقتول و ... و چنین مفاهیمی همواره باهمند ؛ پس تصور ممکن الوجود بدون واجب الوجود ممکن نیست.

    در انتها خدمت شما عرض می کنم ، فلاسفه تنها مدعی نیستند بر این که «موجودات ممکن الجود هستند» فلاسفه این ادعا را با دلایل عقلی به اثبات رسانده اند .
    استدلال سابق شما را بنده ندیده ام اگر ممکن است در همین جا بیان بفرمایید .

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    و فرض وجود معلول بدون وجود علّت به دو دلیل محال است :
    سلام
    فکر میکنم این دلایل محکم تر باشه:
    معلول یعنی ممکن الوجود. ممکن الوجود یعنی چیزی که ممکنه یه زمانی موجود باشه و ممکنه یه زمانی معدوم. موجود بودنش هم بستگی به این داره که یک چیزی بهش اون وجود رو ببخشه که بهش میگیم علت. پس وجودبخشی علت نتیجه ش میشه معلول یا ممکن الوجود. یعنی ممکن الوجود چیزی جز وجودبخشی علت نیست.
    حالا از کجا باید بفهمیم که نیاز به واجب الوجود داریم؟ جوابش اینه که سلسله علت و معلول حتماً باید به واجب الوجود ختم بشه و عدم قرار گیری واجب الوجود بر سر این سلسله محال هست. چرا؟ چون در بالا گفتم که هر ممکن الوجودی قهراً نیاز به علت داره و اگر علت نباشه اصلاً وجود نخواهد داشت. اگر هم توی سلسله همه ممکن الوجود باشند و واجب الوجودی نباشه، اساساً هیچ کدوم از اعضای این سلسله نمی تونند وجود داشته باشند.
    امیدوارم واضح بوده باشه.

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    20
    حضور
    23 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33



    السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
    با عرض سلام خدمت دوستان
    بحث خوب و قابل استفاده ای ارائه شده است. اگر اجازه دهید بنده نیز در تکمیل بحث نکاتی را عرض میکنم:
    1. آیا این تقسیم درست است که: اشیا یا وجود برایشان مطلقا ضرورت دارد یا وجود برایشان در یک زمان خاص ضرورت دارد و یا اساسا وجود برایشان ضرورت ندارد.
    در پاسخ به این سوال باید مفهوم ضرورت را تبیین کنیم زیرا ملاک اصلی این تقسیم را تشکیل میدهد. شاید بتوان گفت ضرورت سه معنای عمده دارد: ضرورت منطقی، ضرورت فلسفی و ضرورت عرفی. ضرورت فلسفی ( البته در بحث تقسیم موجود به واجب و ممکن) در یک معنای ساده، جایی است که چیزی مانند (الف)، از چیز دیگری مانند (ب) انفکاک ناپذیر باشد. اینجا گفته میشود (ب) برای (الف) ضروری است.
    اگر این تعریف از ضرورت را بپذیریم، در بحث ما:

    • واجب الوجود همان موجودی است که انفکاک وجود از آن به هیچ وجه امکانپذیر نیست و از اینرو گفته میشود وجود برای واجب الوجود ضروری است (البته توجه دارید و داریم که ضرورت درباره واجب الوجود ضرورت ازلیه است که فراتر از ضرورت ذاتیه است).
    • ممکن الوجود نیز همان موجودی است که وجود برایش ضروری نیست زیرا میتوان آنرا بدون وجود نیز تصور کرد پس وجود از آن انفکاک پذیر است.
    • وجود واسطه ای میان واجب الوجود و ممکن الوجود ممکن نیست زیرا آنچه وجود برایش در یک زمان خاص ضرورت دارد تحت مفهومی که از ضرورت ارائه دادیم قرار نمیگیرد چون قبل از این زمان فاقد وجود بود پس توانستیم آنرا منفک از وجود تصور کنیم.
    • گرچه میان ضرورت و عدم ضرورت نمیتوان گزینه ای یافت اما مصادیق ضرورت لزوما مصادیق بالذات نیستند. اجازه دهید به مثال بالا بازگردیم. گفتیم، (ب) برای (الف) ضروری است زیرا تصور انفکاک (الف) از (ب) به هیچ وجه مقدور نیست.انفکاک ناپذیری (ب) از (الف) میتواند دو منشأ داشته باشد: 1. ذات خود (الف) - 2. ارتباط (الف) با ذاتی دیگر که در ذات خود منفک از (ب) نیست.

    در فرض اول، مفهوم ضرورت تحقق یافته است و چون منشأ تحقق این ضرورت، ذات است، به آن ضرورت بالذات گفته میشود و در فرض دوم نیز مفهوم ضرورت تحقق یافته اما چون منشأ تحقق این ضرورت، غیر است به آن ضرورت بالغیر میگویند.
    • باید توجه داشت در ضرورت بالغیر، ممکن الوجود (معلول) در ارتباط با واجب الوجود (علت) است و (بالغیر) بودنش نیز اشاره به همین ارتباط ممکن الوجود با واجب الوجود دارد. به نظر میرسد آنچه وجود برایش در یک زمان خاص ضرورت دارد زیرمجموعه ضرورت بالغیر قرار میگیرد و اگر بخواهید میتوانید نامش را واجب مقید نیز بگذارید همانطور که فلاسفه نیز به آن واجب بالغیر میگویند.


    2. آیا آنچه وجود برایش در یک زمان خاص ضرورت دارد بی نیاز از علت است؟
    با تبیینی که از ضرورت بالغیر ارائه شد پاسخ منفی است زیرا این ضرورت، وابسته به علت و از ناحیه علت است پس نه از علت بی نیاز است و نه در نیازش به علت پارادوکسی رخ میدهد.

    امید که نکات ذکر شده مفید بوده باشد. والسلام

    ویرایش توسط سراج : ۱۳۹۲/۰۸/۲۲ در ساعت ۲۱:۳۷

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب

    قبل از هر مطلبی بهتر است تعریفی از واجب الوجود و ممکن الوجود داشته باشیم:

    موجودات بر حسب حصر عقلی به دو نوع تقسیم می شوند ، یا وجود برایش ضرورت دارد و یا ضرورت ندارد اولی در اصطلاح فلاسفه واجب الوجود و دومی ممکن الوجود نامیده می شود .
    ممکن الوجود موجودی است که نه وجود برایش ضرورت دارد، و نه عدم ؛ و نسبتش به وجود و عدم یکسان است ، اگر علت موجود شد ممکن الوجود نیز موجود می شود و اگر علت موجود نشد ممکن الوجود نیز موجود نخواهد شد . (نهایه الحکمه علامه طباطبایی)

    این تعریف مختصری از ممکن و واجب بود که فلاسفه بیان فرمودند؛ اما نظری که شما مطرح فرمودید به اینکه «وجود در یک زمان خاص ضرورت داشته باشد» چنین چیزی ممکن نیست زیرا :
    بر اساس حصرعقلی موجودات یا موجود هستند یا موجود نیستند ، اگر موجود است که تا ابد موجود خواهند بود چون چیزی که موجود گشت معدوم نمی شود و تا ابد وجود برایش ضرورت دارد ، ولی اگر موجود نیست (نقیض وجود) معدوم می باشد (شهید مرتضی مطهری ، توحید ،جلد 1 صفحه : 180)
    بله به نظر حکمای اسلامی تمامی موجودات واجب الوجود هستند اما نه به صورتی که شما بیان فرمودید ، بلکه ایشان معتقدند تمامی موجودات واجب الوجود بالغیر هستند (استاد محمد تقی مصباح ، آموزش فلسفه ج 2)؛ توضیح اینکه : عرض شد ماهیات «ممکنات» نسبتشان به وجود و عدم مساوی است یعنی ممکن است موجود باشند و ممکن است معدوم باشند ؛ اگر علتی آمد موجود می شوند و گرنه معدوم هستند . حال که موجود شده اند معلوم است علتی آمده و آن ها را موجود کرده لذا بعد از موجود شدن، واجب الوجود (بالغیر) هستند یعنی وجود برای ممکنات ضرورت داد اما نه ضرورت در زمان خاص، بلکه وجود برای آن ها تا ابد ضرورت دارد(ضرورت بالغیر) چون چیزی که موجود شد معدوم نمی شود .
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    اساسا اگر مفهوم درست واجب الوجود و ممکن الوجود فهمیده شود ، حتّی فرض وجود ممکن الوجود بدون واجب الوجود نیز محال خواهد بود ؛ چون فرض وجود ممکن الوجود بدون واجب الوجود یعنی فرض وجود معلول بدون علّت ؛ و فرض وجود معلول بدون وجود علّت به دو دلیل محال است :

    1. چون معلول یعنی موجودی که علّت دارد ؛ پس معلول بدون علّت ، یعنی موجود دارای علّتِ بدون علّت ؛ که ذاتا متناقض است .
    2. علّت و معلول دو مفهوم متضایف هستند ، مثل بالا و پایین ، چپ و راست ، قاتل و مقتول و ... و چنین مفاهیمی همواره باهمند ؛ پس تصور ممکن الوجود بدون واجب الوجود ممکن نیست.

    در انتها خدمت شما عرض می کنم ، فلاسفه تنها مدعی نیستند بر این که «موجودات ممکن الجود هستند» فلاسفه این ادعا را با دلایل عقلی به اثبات رسانده اند .
    استدلال سابق شما را بنده ندیده ام اگر ممکن است در همین جا بیان بفرمایید .
    نقل قول نوشته اصلی توسط علی نمایش پست ها
    سلام
    فکر میکنم این دلایل محکم تر باشه:
    معلول یعنی ممکن الوجود. ممکن الوجود یعنی چیزی که ممکنه یه زمانی موجود باشه و ممکنه یه زمانی معدوم. موجود بودنش هم بستگی به این داره که یک چیزی بهش اون وجود رو ببخشه که بهش میگیم علت. پس وجودبخشی علت نتیجه ش میشه معلول یا ممکن الوجود. یعنی ممکن الوجود چیزی جز وجودبخشی علت نیست.
    حالا از کجا باید بفهمیم که نیاز به واجب الوجود داریم؟ جوابش اینه که سلسله علت و معلول حتماً باید به واجب الوجود ختم بشه و عدم قرار گیری واجب الوجود بر سر این سلسله محال هست. چرا؟ چون در بالا گفتم که هر ممکن الوجودی قهراً نیاز به علت داره و اگر علت نباشه اصلاً وجود نخواهد داشت. اگر هم توی سلسله همه ممکن الوجود باشند و واجب الوجودی نباشه، اساساً هیچ کدوم از اعضای این سلسله نمی تونند وجود داشته باشند.
    امیدوارم واضح بوده باشه.
    با سلام خدمت شما گرامیان
    بحث شما دو عزیز مربوط به این تاپیک نیست و مربوط به تاپیک علیت بنده است که خوشحال می شوم در آن جا بحث با شما را ادامه دهم
    و در ضمن به درخواست جناب هادی تمام مباحثم را در آخرین پست آن تاپیک جمع بندی کرده و آورده ام .
    خوشحال می شوم در آن تاپیک این بحث را ادامه دهیم.
    فقط یک نکته به علی آقا بگویم و آن اینکه استدلال شما مصادره به مطلوبه چون مدعا در ذیل دلیل تکرار شده اما آن مدعا در برهان شما:
    موجود بودنش هم بستگی به این داره که یک چیزی بهش اون وجود رو ببخشه که بهش میگیم علت
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط سراج نمایش پست ها
    واجب الوجود همان موجودی است که انفکاک وجود از آن به هیچ وجه امکانپذیر نیست و از اینرو گفته میشود وجود برای واجب الوجود ضروری است
    واجب الوجود مطلق چنین معنایی دارد همان طور که بحثش را گفتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سراج نمایش پست ها
    ممکن الوجود نیز همان موجودی است که وجود برایش ضروری نیست زیرا میتوان آنرا بدون وجود نیز تصور کرد پس وجود از آن انفکاک پذیر است.
    وجود واسطه ای میان واجب الوجود و ممکن الوجود ممکن نیست زیرا آنچه وجود برایش در یک زمان خاص ضرورت دارد تحت مفهومی که از ضرورت ارائه دادیم قرار نمیگیرد چون قبل از این زمان فاقد وجود بود پس توانستیم آنرا منفک از وجود تصور کنیم.
    تعریفتان از ممکن الوجود قابل قبول است اما دلیلتان اعم از مدعایتان است (منظورم جمله بعد از زیرا است)
    چون به نظر من بدون وجود تصور کردن شی با ضرورت وجود برای شی هم سازگار است لکن وجودی مقیّد


    نقل قول نوشته اصلی توسط سراج نمایش پست ها
    باید توجه داشت در ضرورت بالغیر، ممکن الوجود (معلول) در ارتباط با واجب الوجود (علت) است و (بالغیر) بودنش نیز اشاره به همین ارتباط ممکن الوجود با واجب الوجود دارد. به نظر میرسد آنچه وجود برایش در یک زمان خاص ضرورت دارد زیرمجموعه ضرورت بالغیر قرار میگیرد و اگر بخواهید میتوانید نامش را واجب مقید نیز بگذارید همانطور که فلاسفه نیز به آن واجب بالغیر میگویند.
    مسئله را خوب تبیین کردید
    دقیقا مدعای من این است که وجود در یک زمان خاص برای شی ضروری و ذاتی است یعنی همان مورد 1
    خواهشا دقت کنید من می گویم وجود در یک زمان خاص برای شی ضرورت دارد
    با مثال سخنم را بیشتر توضیح می دهم.
    فرض کنیم علی از سال 1380 تا1400 شمسی زنده خواهد بود و موجود
    من می گویم علی وجود برایش در این بازه زمانی خاص ضرورت دارد و ذاتی علیست پس اگر علی مثلا در سال 1390 نابود شود دیگر آن شی علی نبوده!
    یعنی می گویم زمانمندی در یک زمان خاص هم جزءتشخّصات و ذاتیات علیست.
    خواهشا دقت کنید.
    باتشکر از شرکت شما در بحث و پرداختن به بحث اصلی توسط شما عزیز
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  16. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    فقط یک نکته به علی آقا بگویم و آن اینکه استدلال شما مصادره به مطلوبه چون مدعا در ذیل دلیل تکرار شده اما آن مدعا در برهان شما:
    موجود بودنش هم بستگی به این داره که یک چیزی بهش اون وجود رو ببخشه که بهش میگیم علت
    سلام
    لطفاً واضح تر اشکال رو بفرمایید.
    چرا ربطی نداره؟ اگه اشیاء ممکن الوجود نباشند یعنی به علت هم نیازی ندارند.
    ویرایش توسط علی.ا : ۱۳۹۲/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۰:۳۷

  17. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی نمایش پست ها
    سلام
    لطفاً واضح تر اشکال رو بفرمایید.
    چرا ربطی نداره؟ اگه اشیاء ممکن الوجود نباشند یعنی به علت هم نیازی ندارند.
    می دانید من چرا می خواهم اثبات کنم؟می خواهم اثبات کنم این عالم علت ندارد!
    اگر ممکن الوجود باشد قبول می کنم که علت دارد(در این تاپیک)
    اما بحث من سر این است که این عالم واجب مقید است نه ممکن پس علت هم نمی خواهد
    و به مشکل هم بر نمی خوریم یعنی به مشکل فرض واجب مطلق.
    باتشکر
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود