صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خدا روح دارد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    سکوت
    نوشته
    965
    حضور
    11 روز 7 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    142
    آپلود
    43
    گالری
    0
    صلوات
    3947

    اشاره آیا خدا روح دارد ؟




    آیا خدا روح دارد ؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۱۴ در ساعت ۱۷:۱۵

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله



    آیا خدا روح دارد ؟







    کارشناس بحث: استاد شعیب



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام و عرض ادب
    شهید مطهری درباره روح می فرماید:"روح خاصیت و اثر ماده نیست، کمالی است جوهری که از برای ماده پیدا می شود و به نوبه خود منشأ آثاری بیشتر و متنوع تر از آثار ماده می شود… برخی موجودات که ما آنها را موجودات زنده و جاندار می نامیم، به نام نبات و حیوان، یک نوع آثار و فعالیت هایی دارند که آن آثار و فعالیت ها در آن دسته دیگر از موجودات که بی جان هستند دیده نمی شود."
    علامه طباطبایی ذیل آیه"58 اسراء" معنای لغوی روح را این گونه معرفی می کند:

    "كلمه" روح" به طورى كه در لغت معرفى شده به معناى مبدأ حيات است كه جاندار به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادى مى‏شود"

    روح به موجودى اطلاق مى‏شود كه داراى حيات و شعور و اراده و مخلوق است و بر اين اساس بر موجود بى‏شعور و نيز بر خداوند و خالق روح، اطلاق نمى‏گردد. اين مطلب را مى‏توانيم با آنچه از عرف خود نيز مى‏فهميم، تأييد كنيم. همچنين در استعمال خودمان، روح را در موردى به كار مى‏بريم كه منشأ حيات و شعور باشد؛ بنابراين، اگر كسى بگويد معناى روح؛ يعنى، مخلوقات شعورمندى كه از سنخ مادّيات نيستند، گزاف نگفته است.(محمدتقى مصباح يزدى، معارف قرآن (خداشناسى، كيهان‏شناسى، انسان‏شناسى)، ج 1- 3، صص 355 و 356)


    وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء58)

    • تو را از روح می پرسند بگو : روح جزئی از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندک دانشی نداده اند


    علامه طباطبائی در تفسیر سترگ المیزان در ذیل این آیه شریفه (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِى) ضمن بحث از معنای آیه و تفسیر آن چند روایت نیز نقل می كند كه برای روشن شدن بحث ذكر می شود:

    1. در تفسیر عیاشی از محمد بن مسلم از ابی جعفر (امام باقر) ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه گفت: من از حضرت از معنای آیه و نفخت فیه من روحی سؤال كردم فرمود: خداوند روحی را خلق فرموده و از آن در آدم ـ علیه السلام ـ دمید.
    2. در همان كتاب از ابی بصیر از ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه در ذیل آیه شریفه و نفخت فیه من روحی... فرمود: خداوند موجودی را خلق كرد و روحی را هم آفرید، آنگاه به فرشته ای دستور داد آن روح را در كالبد بدمد، نه اینكه بعد از نفخ، چیزی از خدای متعال كم شده باشد و این از قدرت خدا است.
    علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج 12، ص 251

    بنابر این خدا خود خالق روح است و چیزی فرای روح و روحداری.بنابر تعریف علامه مطهری از روح که روح امری جوهری است برای اشیاء دارای ماهیت معنا پیدا کرده و با این وجود خدا ماهیت نداشته پس روح ندارد.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    آیا خدا روح دارد ؟
    سلام
    شاید از این دو کلام نورانی قرآن کریم بتوان نتیجه گرفت که
    روح خدا همان عالم امر است :
    نفخت فیه من روحی
    قل الروح من امر ربی
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    1. در تفسیر عیاشی از محمد بن مسلم از ابی جعفر (امام باقر) ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه گفت: من از حضرت از معنای آیه و نفخت فیه من روحی سؤال كردم فرمود: خداوند روحی را خلق فرموده و از آن در آدم ـ علیه السلام ـ دمید.
    2. در همان كتاب از ابی بصیر از ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه در ذیل آیه شریفه و نفخت فیه من روحی... فرمود: خداوند موجودی را خلق كرد و روحی را هم آفرید، آنگاه به فرشته ای دستور داد آن روح را در كالبد بدمد، نه اینكه بعد از نفخ، چیزی از خدای متعال كم شده باشد و این از قدرت خدا است.
    علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج 12، ص 251
    سلام
    ظاهر ایه می رساند خدا از روح خودش در ان دمیده

    نه انکه روحی خلق کرده و سپس ان روح را دمیده

    اگر چنین باشد باید ان روح مخلوق هم روح خدا باشد تا با ایه مطابق باشد



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام و نشان نمایش پست ها
    سلام
    آیا منظور شما این است که روح همان خداوند است؟
    سلام

    نه روح همان خداوند نیست بلکه باید ان روح از روح خداوند باشد چون فرموده از روح خودم در ان دمیدم



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    آیا خدا روح دارد ؟
    سلام
    اثبات روح برای خدا به این معنا نیست که خدا هم مانند انسان تمام واقعیت و حقیقتش روح است بلکه به حسب آنچه گفتیم روح خدا مرتبه ای از مراتب کلی دار وجود است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    نوشته
    80
    حضور
    1 روز 18 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    202



    1. برای عبارت «نفخت فیه من روحی» شاید این تمثیل برای تقریب به ذهن مفید باشد.

    فرض کنید من استاد دانشگاهم و به دانشجویانم درس می دهم. با درس دادنم از علمی که دارم آنها را بهره مند می‌سازم. بعد می گویم « از علم خویش به آنها علم دادم». این کلام من بدین معنا نیست که چیزی از من کم شد و به آنها اضافه شد. بلکه علم من هست و آنها نیز از آن بهره بردند. در این حالت من علمی را خلق نکردم که بعد به آنها بدهم. علمی که دانشجویانم یافته اند تجلی همان علم من است. نمی دانم این تمثیل می‌تواند مفید باشد یا نه.

    1. سوال این است آیا خدا روح دارد؟ اجازه دهید این سوال را تحلیل کنیم.

    این سوال متضمن این نکته هست که خدا هویتی هست که چیزی اضافه بر آن هویت به نام روح دارد. دقت کنید این دو سوال از هم متمایزند:
    الف) خدا روح هست؟
    ب) خدا روح دارد؟

    سوال الف ناظر بر این است که خدا همان روح است یا چیز دیگری است؟ یعنی روح، هویت خداوندی است یا ماهیت او چیز دیگری است. این سوال فرض را بر این گرفته است که خدا ماهیتی دارد که این ماهیت همان روح است یا می تواند چیز دیگری باشد. اگر فرض بر این باشد که خدا ماهیتی دارد یعنی ماهیت خدا می شود «خدائیت» یعنی آنچه خدا را خدا می سازد «خدائیت» اوست. اگر این نکته را بپذیریم پس باید بپذیریم اضافه بر ان ماهیت باید صفاتی نیز داشته باشد. به عبارت دیگر ماهیت یک چیز است صفات چیز دیگری است که بر ان ماهیت حمل می شود. در این حالت باید بپذیریم که صفات خدا امری عرضی هستتند. در این صورت مفهوم خدا به عنوان قادر مطلق و عالم مطلق زیر سوال می رود چون این مفاهیم وقتی معنادار هستند که عالم مطلق چیزی جز قادر مطلق نباشد نه این که این دو مجزا باشند که در آن ماهیت محقق شده اند. خداوند متعال ماهیتی ندارد که بگوییم ماهیتش روح است یا امر دیگری.

    اما سوال ب ناظر بر این است که خدا هویتی دارد که اضافه بر آن روحی هم دارد.
    تا آنجایی که درباره خداوند قابل تصور است خدا نمی تواند ماهیتی باشد که روحی هم داشته باشد. این در بخش اول یعنی در تحلیل سوال الف رد شد. با این حال اگر این سوال درست باشد، در این صورت سوال این است که آن روح از کجا نشات گرفته است؟ این سوال به شق منطقی دو پاسخ دارد:
    الف) آن روح را خود هویت خدا برای خودش خلق کرده است
    ب) از جای دیگری یا از هویت دیگری در او حلول یافته است.
    اگر از جای دیگری یا هویت دیگری باشد که مفهوم خداوند به صورت خدای قادر مطلق و عالم مطلق زیر سوال می رود. به عبارت دیگر باید هویتی دیگری وجود داشته باشد که آن هویت روحی را در خدا خلق کرده است و این کاملا بی معنی است چون همان هویت اول را خدا فرض می کنیم.
    اگر خدا خودش روحی برای خودش خلق کرده باشد حال سوال این است که این خلق برای چیست؟ چرا باید خدا برای خودش روحی خلق کند؟ آیا در وجودش کاستی ای می دیده است؟ اگر اینگونه باشد که مفهوم خدا به عنوان موجود کامل زیر سوال می رود.به عبارت دیگر هر عملی که قرار بوده است آن روح انجام دهد، خود خالق منطقا می توانسته است انجام دهد و نیازی به خلق چنین روحی نداشته است.
    با تشکر.

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    حقیر هم تعبیرم از اینکه خدا می گوید از روح خودم در او دمیدم
    معنای ظاهری نیست
    بلکه خدا نه روح دارد نه عمل دمیدن را می توان به خدا منتصب کرد
    به عقیده بنده معنای این جمله این است که خدا از کمالات وجودیش یعنی صفاتش
    در انسان قرار داد
    انسانی که می خواهد جانشین خدا در زمین شود باید قدر نازلی از صفات او را داشته باشد تا
    جانشین شود

    و از نظر حقیر ادم اولین انسانی بود که به این حد تکامل رسید یعنی دارای صفات خداوند شد
    و انسانهای ماقبل او دارای این صفات نبودند

    پس ادم اولین انسانی بود که روح خدا در او دمیده شد
    وگرنه اولین انسان روی زمین نبود




    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hamrah نمایش پست ها
    برای عبارت «نفخت فیه من روحی» شاید این تمثیل برای تقریب به ذهن مفید باشد.


    فرض کنید من استاد دانشگاهم و به دانشجویانم درس می دهم. با درس دادنم از علمی که دارم آنها را بهره مند می‌سازم. بعد می گویم « از علم خویش به آنها علم دادم». این کلام من بدین معنا نیست که چیزی از من کم شد و به آنها اضافه شد. بلکه علم من هست و آنها نیز از آن بهره بردند. در این حالت من علمی را خلق نکردم که بعد به آنها بدهم. علمی که دانشجویانم یافته اند تجلی همان علم من است. نمی دانم این تمثیل می‌تواند مفید باشد یا نه.
    سلام
    در این بیان اشکالاتی به نظر می رسد
    1- مباینت خدا از خلق در حالیکه علی ع در نهج می فرماید خدا از خلق جدا نیست
    لذا نمیشود نسبت او با انسان را مانند نسبت استاد و شاگرد کمه دو حقیقت هم عرض و مباین هستند گرفت
    2- استقلال ذات و صفات خلق از خالق
    این هم به اقتضای مثال و در ادامه اشکال اول است
    چون وقتی خلق از خالق جدا باشد از او مستقل است و تنها نوعی تاثیر پذیری از او دارد
    این در حالی است که به حسب بیان حضرت امیر ع در نهج که خلق تجلی خالقند ذات و صفات مخلوقات تجلی و ظهور ذات و صفات حق تعالی است


    نقل قول نوشته اصلی توسط hamrah نمایش پست ها
    به عبارت دیگر ماهیت یک چیز است صفات چیز دیگری است
    دادن عنوان ماهیت به روح که در این فرض خداست از سوی شما صورت گرفته و البته منافاتی با عینیت ذات حق تعالی با صفاتش ندارد چون قبل این بیان ثابت نشده که روح ماهیت محدودی است تا صفات اطلاقی هم قابل انتساب به او تعالی نباشند
    هرچند ما هم قبول نداریم که خدای تعالی روح است و برای اثبات این امر نسبت روح به خدا کافی است این نسبت نشان می دهد ذات الهی با روح او مغایرتی دارند


    نقل قول نوشته اصلی توسط hamrah نمایش پست ها
    ناظر بر این است که خدا هویتی دارد که اضافه بر آن روحی هم دارد.
    تا آنجایی که درباره خداوند قابل تصور است خدا نمی تواند ماهیتی باشد که روحی هم داشته باشد. این در بخش اول یعنی در تحلیل سوال الف رد شد. با این حال اگر این سوال درست باشد، در این صورت سوال این است که آن روح از کجا نشات گرفته است؟ این سوال به شق منطقی دو پاسخ دارد:
    الف) آن روح را خود هویت خدا برای خودش خلق کرده است
    ب) از جای دیگری یا از هویت دیگری در او حلول یافته است.
    اگر از جای دیگری یا هویت دیگری باشد که مفهوم خداوند به صورت خدای قادر مطلق و عالم مطلق زیر سوال می رود. به عبارت دیگر باید هویتی دیگری وجود داشته باشد که آن هویت روحی را در خدا خلق کرده است و این کاملا بی معنی است چون همان هویت اول را خدا فرض می کنیم.
    اگر خدا خودش روحی برای خودش خلق کرده باشد حال سوال این است که این خلق برای چیست؟ چرا باید خدا برای خودش روحی خلق کند؟ آیا در وجودش کاستی ای می دیده است؟ اگر اینگونه باشد که مفهوم خدا به عنوان موجود کامل زیر سوال می رود.به عبارت دیگر هر عملی که قرار بوده است آن روح انجام دهد، خود خالق منطقا می توانسته است انجام دهد و نیازی به خلق چنین روحی نداشته است.
    ما اینجا یک نسبت داریم و آن نسبت روح به خدای تعالی است ( روحی )
    اما نسبت و اضافه معانی مختلفی دارند
    یک وقت معنای نسبت مالکیت است مانند بیتی ( خانه ام ) یعنی من مالک خانه هستم
    اگر این معنا مد نظر باشد پس "روحی" یعنی روحی که خداوند مالک اوست و هیچ اشکالی هم ندارد
    البته باید توجه داشت که مالکیت خداوند اعتباری نیست بلکه حقیقی است
    گاهی اضافه تشریفی است مثل عبارت بیتی برای خانه کعبه
    که نسبت دادن کعبه به خدا برای مشرف و مکرم ساختن خانه است و این هم خالی از اشکال است
    و گاهی اضافه برای توضیح است و معنا طبق این نوع نسبت می تواند این باشد که من آن روح هستم . اما این معنا در این این شکل از انتساب معمولا وجود ندارد . یعنی اضافه توضیحی اینطور نمی آید .
    و اما در پاسخ جناب همراه که گفتند وجود روح بعنوان مخلوقی برای خدا اشکال دارد صحیح به نظر نمی رسد چرا که این اشکال به اصل آفرینش قابل تعمیم است و بطور مجمل عرض میشود که وجود روح بعنوان مرتبه ای از مراتب تجلیات الهی در دار وجود بلا اشکال است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود