صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سختگیری یا دلسوزی مادرانه؟؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21

    سختگیری یا دلسوزی مادرانه؟؟؟؟؟؟




    با سلام
    پسری 13 ساله دارم که در کنار خوبیهایی که داره یه بدیهایی داره که بیشتر به چشم من و باباش میاد.
    زیادی گریه میکنه در هر موردی که اعتراض داشته باشه حدود یکساعت گریه میکنه.
    من خیلی اهل مطالعه هستم و تو کتابها خوندم که بچه ها نباید با گریه به خواسته شون برسن اما پسرم همیشه در حال گریه ست.
    به یاد ندارم روزی رو بدون گریه ش تموم کرده باشیم.
    به خاطر این کارش تنبیه میشه مثلا بهش میگم حق نداری بری مسجد یا مثلا فوتبال نمیتونی بری.
    اون هم با تمام قدرت و صدای بلند تا یکساعت به گریه ش ادامه میده.
    من اگه به خاطر داشته باشید مبتلا به سرطان هستم و تحت درمان. باید در آرامش باشم اما خونه ی ما همیشه
    اطرافیان میگفتن به بچه هات نگو اما چون در جراحی که داشتم یکی از اعضای بدنم رو از دست دادم نمیشد که متوجه نشن.

    پدرش خیلی موافق ممنوع کردن چیزهاییه که دوست داره اما من دلم براش میسوزه ولی به خاطر شوهرم و به خاطر اینکه واقعا میره روی اعصاب، این کارو میکنم.
    اما شب که میخوابه دلم براش کبابه. براش گریه میکنم که چرا باهاش اینجوری کردم تصمیم میگیرم از فردا باهاش ملایمتر باشم اما فرداش همون آش و همون کاسه.

    شاید فکر کنید دارم پیاز داغش رو زیاد میکنم اما باور کنید یکساعت گریه میکنه. دیشب باباش گفت از مسجد زود بیا خونه. گفت: نه تا آخر میمونم. و گریه از ساعت یک ربع به 6 تا هفت ادامه داشت...... فکرشو بکنید گریه با صدای بلند
    پسر کوچیکم 5 سالشه و اصلا اهل گریه نبود حتی وقتی کار بدی میکرد و دعواش میکردم یه گوشه میرفت و قهر میکرد اما چند وقته که اونم یاد گرفته و گریه میکنه نمیدونم از داداشش یاد گرفته یا نه؟؟


    ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید واقعا نمیدونم چیکار کنم با این تنبیه ها و عذاب وجدان ها

    التماس دعا
    یا حق

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,565
    حضور
    175 روز 14 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58351



    با نام و یاد دوست




    سختگیری یا دلسوزی مادرانه؟؟؟؟؟؟







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    با سلام
    پسری 13 ساله دارم که در کنار خوبیهایی که داره یه بدیهایی داره که بیشتر به چشم من و باباش میاد.
    زیادی گریه میکنه در هر موردی که اعتراض داشته باشه حدود یکساعت گریه میکنه.
    من خیلی اهل مطالعه هستم و تو کتابها خوندم که بچه ها نباید با گریه به خواسته شون برسن اما پسرم همیشه در حال گریه ست.
    به یاد ندارم روزی رو بدون گریه ش تموم کرده باشیم.
    به خاطر این کارش تنبیه میشه مثلا بهش میگم حق نداری بری مسجد یا مثلا فوتبال نمیتونی بری.
    اون هم با تمام قدرت و صدای بلند تا یکساعت به گریه ش ادامه میده.
    من اگه به خاطر داشته باشید مبتلا به سرطان هستم و تحت درمان. باید در آرامش باشم اما خونه ی ما همیشه
    اطرافیان میگفتن به بچه هات نگو اما چون در جراحی که داشتم یکی از اعضای بدنم رو از دست دادم نمیشد که متوجه نشن.

    پدرش خیلی موافق ممنوع کردن چیزهاییه که دوست داره اما من دلم براش میسوزه ولی به خاطر شوهرم و به خاطر اینکه واقعا میره روی اعصاب، این کارو میکنم.
    اما شب که میخوابه دلم براش کبابه. براش گریه میکنم که چرا باهاش اینجوری کردم تصمیم میگیرم از فردا باهاش ملایمتر باشم اما فرداش همون آش و همون کاسه.

    شاید فکر کنید دارم پیاز داغش رو زیاد میکنم اما باور کنید یکساعت گریه میکنه. دیشب باباش گفت از مسجد زود بیا خونه. گفت: نه تا آخر میمونم. و گریه از ساعت یک ربع به 6 تا هفت ادامه داشت...... فکرشو بکنید گریه با صدای بلند
    پسر کوچیکم 5 سالشه و اصلا اهل گریه نبود حتی وقتی کار بدی میکرد و دعواش میکردم یه گوشه میرفت و قهر میکرد اما چند وقته که اونم یاد گرفته و گریه میکنه نمیدونم از داداشش یاد گرفته یا نه؟؟


    ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید واقعا نمیدونم چیکار کنم با این تنبیه ها و عذاب وجدان ها

    التماس دعا
    یا حق
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر شما خواهر گرامی
    از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم، به برکت اشک و سوز این شبها هرچه سریعتر لباس عافیت بر شما بپوشاند. الهی آمین.

    در مورد آقاپسر 13 ساله توجه داشته باشید که این رفتار، چندان متناسب با سن ایشان نیست، که البته می تواند معلول عوامل متعددی و از جمله دریافت تقویت از سوی اطرافیان و بویژه والدین باشد.
    در صورتی که فرزند در رسیدن به خواسته های خود، از ابزاری مانند گریه استفاده و کند و در نهایت از این مسیر به خواسته خود دست یابد، این دستیابی به خواسته که از مسیر تسلیم شدن اطرافیان رقم می خورد، مشوقی برای اوست و وی را تقویت می کند تا همواره از این مسیر به خواسته خود برسد. بنابراین لازم است تدبیری اتخاذ شود تا تقویت صورت گرفته قطع شود و این میسر نیست مگر اینکه به گریه های فرزند پاسخ داده نشود.
    البته با توجه به دوره ای که ایشان در آن قرار دارند یعنی نوجوانی لازم است؛
    _ به ایشان شخصیت بیشتری دهید و مانند یک کودک با وی برخورد نکنید. برای یک نوجوان چند چیز از اهمیت بالایی برخوردار است، از جمله استقلال طلبی و به رسمیت شناخته شدن سلائق و افکارش از ناحیه دیگران.
    _ به وی مسولیت واگذار کنید.
    _ در کارها با وی مشورت کنید.
    _ از قبل با وی درباره موضوع گریه و همچنین جریمه آن گفتگو کنید. در وضع جریمه از خود وی نیز نظرخواهی کنید!! و بعد از وضع قانون، از آن تخطی نکنید. یعنی جریمه ای را که وضع کرده اید، عملی کنید.
    _ روش درست بیان احساسات را به وی آموزش دهید و بگویید بجای گریه از گفتگو و درخواست زبانی استفاده کند. والبته لازم است شما به این شیوه تقویت دهید، یعنی اگر در بیان خواسته از گفتگوی منطقی استفاده کرد، حتی المقدور با وی همراهی کنید.

    در پناه خدای متعال موفق باشید

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    سختگیری یا دلسوزی مادرانه؟؟؟؟؟؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام
    همون طور که استاد عزیز گفتند، گریه کردن شیوه درستی برای اظهار خواسته ها نیست. این روالی هم که آقا پسرتون پیش گرفته نتیجه خوبی نداره.
    پیشنهاد می کنم این راهکار رو امتحان کنید:
    هر بار که مسئله ای رخ میده و شما پیش بینی میکنید که بعد از اون ممکنه پسرتون شروع به گریه و رفتارهای غیرمنطقی بکنه، اول بیاید خوب اون موضوع رو بررسی کنید.
    اگر خواسته پسرتون منطقی هست بپذیرید و براش اجرا کنید. اگر بخشیش منطقی هست و بخشیش نیست، سعی کنید طوری رفتار کنید که هم اون به خواسته ش برسه و هم ایراد اون خواسته ش برطرف بشه. اگر هم خواسته غیر منطقی داره ذلیلش رو واضح و به آرومی براش ذکر کنید و اجراش نکنید.
    اگه برخورد اینطور باشه نباید مشکلی پیش بیاد و رفتار غیرعادی از خودش نشون نخواهد داد. ولی اگه دیدید با این برخورد که کاملاً صحیح و عقلانی هست به شیوه غیرمنطقی برخورد میکنه، مثلا وقتی خواسته غیرمنطقیش رو با ذکر دلیل رد می کنید شروع به گریه میکنه، شما سعی کنید واکنشی در مقابل این رفتارش نشون ندید. از طرفی هم بهش تذکر بدید که با صدای بلند گریه نکن چون من رو آزار میدی و گناه داره و... و بذارید گریه ش تموم بشه تا آروم شه. چند بار که این روند تکرار شد و دید که کارش اشتباه هست و با این عمل به هیچ نتیجه ای نمیرسه، اونو ترک خواهد کرد.
    در مورد جریمه ها هم حتماً حتماً دقت داشته باشید که جریمه کردن فرزند ابزاریه که با موندگار کردن زشتی یک عمل، باید زمینه رو فراهم کنه که فرزند دیگه به فکر انجام اون عمل نباشه! رو این مورد خیلی دقت کنید. نشه یه موقع جریمه فوتبال نرفتن رو برای سه هفته مدام تکرار کنید و به هیچ نتیجه ای نرسید! حتماً دقت داشته باشید که جریمه هاتون نتیجه بخش باشه. البته سعی کنید مسجد نرفتن رو جریمه قرار ندید!
    ان شاء الله که مشکلتون برطرف بشه و همچنین به حق زینب کبری (س) هر چه زودتر از بیماری تون شفای کامل بگیرید.
    ویرایش توسط علی.ا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ در ساعت ۰۰:۲۸

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    ورزش
    نوشته
    285
    حضور
    3 روز 9 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1307



    سلام.این مشکل در خانواده ما هم بود.البته اقوام .بهترین راه روانشناس هست و بس... که گاهی با مشاوره گاهی هم با دارو راحت موضوع حل میشه.به نظر بنده حتما این کار رو بکنید در آینده نتیجه خوبی برای فرزندتون خواهد داشت.و در ضمن همه میدونند دل مادر چقد ناز و کوچیک هست .پس خودتون رو ملامت نکنید .الان باید صبر کنید و کمی جدی باشید تا در آینده پسرتون مرد بشه
    بندگی خدا سربازی امام زمان(عج) شیعه حیدر نوکری حسین همه در خودسازی

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21



    با سلام
    ممنون از نکاتی که اشاره فرمودید.
    من همیشه مواظب بودم و هستم که با گریه به خواسته ش نرسه اما بازم تکرار میشه با اینکه خودش هم میدونه که آخرش ناامید میشه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی نمایش پست ها
    بهش تذکر بدید که با صدای بلند گریه نکن چون من رو آزار میدی و گناه داره و... و بذارید گریه ش تموم بشه تا آروم شه.
    در این مورد هم همیشه بهش میگم حتی میبنه که به خاطر سردرد شدیدی که میگیرم قرص مصرف مبکنم اما روش تاثیر نمیزاره.

    در پست اول عرض کردم من خیلی اهل مطالعه هستم و بیشتر این روشها رو امتحان کردم اما جواب ندادن.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21



    نکات مثبت پسرم ایناست:
    دو ساله نماز میخونه.
    حافظ جزء سی قرآنه.
    مکبر مسجده.
    دوستای خوبی داره.
    به هیچ وجه دروغ نمیگه.
    معدل پارسالش 19/95 بوده.
    مسولیت پذیره . هر کاری بهش بسپرم تحت هر شرایطی انجام میده.


    نکات منفی پسرم ایناست:
    گریه همراه با پرخاشگری
    وسواس
    یواش بودنش تو کارها
    شکمو خیلی زیاد





    یه روز توی اوج بیماریم اومد گفت: مامان کی خوب میشی؟؟؟؟
    گفتم : ان شاالله زود خوب میشم برام دعا کن.

    گفت: آخه دلم برای دست پختت تنگ شده.

    من
    ویرایش توسط یاس نرگس : ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۲:۰۰

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    در این مورد هم همیشه بهش میگم حتی میبنه که به خاطر سردرد شدیدی که میگیرم قرص مصرف مبکنم اما روش تاثیر نمیزاره.
    ببینید به هر حال این کار اصلاً درست نیست. شما باید به هر روشی شده اینو بهش بفهمونید که گریه کردن تو جدای از اینکه ذاتاً کار صحیحی نیست، برای من هم ضرر داره.
    می تونید در چنین موقعی پا شید و همه برید یه جایی دور از اون توی یه اتاق دیگه یا حیاط و... یا کلاً از خونه برید بیرون. هر طوریه سعی کنید زشتی کارش و اینکه چقدر براتون مهمه که از این رفتار دست برداره رو بهش بفهمونید.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با اجازه استاد امیدوار

    خانم به طاها من فک کنم به احتمال زیاد پسرتون چون رفتاری داره مطابق با سنش نیست اون هم گریه دلیلش اضطراب و استرس هست نه عادت رفتاری، که باید علت یابی بشه و برطرف. ان شاءالله.
    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۲/۰۸/۲۰ در ساعت ۰۰:۰۷
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19648



    با سلام خدمت جناب امیدوار و
    سلام به سرکار به طاها ..ان شاءالله به همین زودی ها لباس عافیت تنتون کنید


    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    پسری 13 ساله دارم که
    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    زیادی گریه میکنه در هر موردی که اعتراض داشته باشه حدود یکساعت گریه میکنه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    در مورد آقاپسر 13 ساله توجه داشته باشید که این رفتار، چندان متناسب با سن ایشان نیست، که البته می تواند معلول عوامل متعددی و از جمله دریافت تقویت از سوی اطرافیان و بویژه والدین باشد.
    به نظر بنده که خیلی باعث تعجبه که یه پسر بچه تو این سن این حرکات و از خودش بروز بده ....همین طور که استاد فرمودند این یه شگردیه که اقا پسرتون از بچگی پیگیرش بوده ..اتفاقا هم خیلی خوب جواب داده ..برای همین هم هنوز برای اینکه حرفش و به کرسی بنشونه گریه زاری میکنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    پدرش خیلی موافق ممنوع کردن چیزهاییه که دوست داره اما من دلم براش میسوزه ولی به خاطر شوهرم و به خاطر اینکه واقعا میره روی اعصاب، این کارو میکنم.
    اما شب که میخوابه دلم براش کبابه. براش گریه میکنم که چرا باهاش اینجوری کردم تصمیم میگیرم از فردا باهاش ملایمتر باشم اما فرداش همون آش و همون کاسه.
    اخی الهییی ...
    خب مادر ها همین هستن دیگه ..مهربون و دل نازک ...
    اما سعی کنید کم نیارید و در برابر گریه ها مقاومت کنید
    منم بچه بودم برای نشون دادن اعتراضم مثل گاندی اعتصاب غذا میکردم
    الهی بمیرم واسه بابام ..چقدر التماس میکرد که غذام و میل کنم
    اما مامانم هیچ وقت این کار و که نمیکرد هیچ ..تازه میگفت تا سه میشمرم یا میای غذا میخوری یا غذا تموم شده
    تا میومدم تصمیم بگیرم غذا بخورم وقت تموم میشد
    حتی تا اخر شب هم اجازه نمیدادن غذا بخورم ...حتی نون خشک

    اخرش نتونستم طاقت بیارم ..با یه معذرت خواهی قول مردونه دادم که دیگه اعتصاب غذا نکنم


    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    فکرشو بکنید گریه با صدای بلند
    درکت میکنم خیلی سخته
    اما به نظر من اگه میخوای از شر این عذاب روحی و الودگی صوتی راحت بشی با هنسفری به موزیک ملایم گوش بدی
    یا هر چی ...بهتر از صدای گریه اس
    اینجوری کم هم نمیاری

    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    خواهش میکنم راهنماییم کنید واقعا نمیدونم چیکار کنم با این تنبیه ها و عذاب وجدان ها
    مادر ها دنیای مهربونین ...پس این عذاب وجدان ها خیلی طبیعیه ...اما به این فکر کنید که اگه به گریه ها توجه کنید یعنی با این روش میتونه شما رو وادار کنه که حرفاش و قبول کنید
    سخته اما ان ءالله که همه چی درست میشه


    سختگیری یا دلسوزی مادرانه؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. در جامعه ی امروزی ؛ هرچه با حجاب تر ، نگاه ها بیشتر ؟؟؟؟؟؟
    توسط در محضر خدا در انجمن عفاف و حجاب
    پاسخ: 80
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۳۱, ۱۴:۲۰
  2. قتال اهل کتاب این بار تهاجمی !!!!؟؟؟؟؟؟
    توسط under taker در انجمن سؤالات و شبهات تفسیري
    پاسخ: 26
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۴, ۱۹:۰۵
  3. فرق کفاره با فدیه چیست؟؟؟؟؟؟
    توسط شبکه1 در انجمن قضا و کفاره روزه
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۱۵:۳۸
  4. مرتاض یا رمالی زمان مرگم را گفته. چه کنم؟؟؟؟؟؟
    توسط عبدالرحیم در انجمن معاد شناسی
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۲, ۲۲:۲۸
  5. کی گفته آیه 55 سوره مائده در شأن علی بن ابیطالبه ؟؟؟؟؟؟
    توسط حمید در انجمن سؤالات و شبهات تفسیري
    پاسخ: 52
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۷/۱۸, ۰۰:۰۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۰۲:۵۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود