صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عروسی عجیب یک مداح

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    1,015
    حضور
    41 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    712
    صلوات
    5492

    عروسی عجیب یک مداح




    «مهدی نصیرایی» مداح اهل بیت(ع) بود یک پایش جبهه بود و پای دیگرش در شهر.

    به بابل که می‌ر‌سید، خستگی‌اش را فراموش می‌کرد، آرام و قرار نداشت، نمی‌توانست یک جا بنشیند، هر جا کار خیری بود، او هم از دور یا نزدیک، دستی بر آن داشت، این کارهایش برای او شهرت زیادی به همراه آورد اما این که همه فهمیده بودند، او اهل حال است، برایش دردسر ساز شده بود.

    عروسی عجیب یک مداح


    هر جا که برای خواستگاری می‌رفت، با نخستین تحقیق می‌فهمیدند که او چطور آدمی است، گویا همه می‌دانستند که او دیگر ماندنی نیست.
    برای همین خیلی محترمانه دست رد بر سینه‌اش می‌زدند، می‌گفتند:
    «اگر شهید شدی چه؟ بچه‌مان را که از سر راه نیاورده‌ایم، دل‌مان نمی‌خواهد دخترمان زود بیوه شود.»


    عروسی عجیب یک مداح

    مهدی این اواخر کم طاقت شده بود، از این حرف‌ها دلش می‌گرفت، یک بار بغضش گرفت و توسل کرد به حضرت زهرا(س)، بعد هم رفت به خواستگاری خانمی، از تبار همان حضرت، این بار موفق شد تا رضایت خانواده عروس را جلب کند.

    «بله» را که شنید در پوست خود نمی‌گنجید، مهدی و این همه شادی، آن هم به دلیل ازدواج؟ برای همه تعجب‌آور بود، یعنی مهدی عوض شده؟! بالاخره روزها به سرعت گذشت و زمان جشن فرا رسید، مهدی، شب عروسی‌اش مداحی راه انداخت، مجلس، سراسر شده بود از ذکر اهل بیت(ع).


    عروسی عجیب یک مداح

    همان شب چند تا از بچه‌ها به او اصرار کردند که «خودت، چون چشم و چراغ هیئت هستی، باید مداحی کنی» مهدی اولش قبول نکرد اما بعد تسلیم شد، رفت پشت تریبون، قبل از خواندن، مکثی کرد، یک لحظه رنگ چهره‌اش عوض شد، نگاهی به جمعیت انداخت و بعد با دل سوخته‌اش شروع کرد به خواندن:

    از سنگر حق شیر شکاران همه رفتند
    مستان می پیر جماران همه رفتند
    غم نامه بود ناله پرسوز شهیدان
    ما با که نشستیم که یاران همه رفتند
    آن شب او اشک همه را در آورد، خیلی‌ها تعجب کرده بودند، آن شادی‌های غیر عادی و این نجواهای غم‌انگیز!
    سه چهار ماه بعد، شب عملیات والفجر8، مهدی پاسخ همه این ابهامات را داد، او حرف‌هایی زد که برای همه بچه بسیجی‌ها اتمام حجت بود.


    عروسی عجیب یک مداح

    مهدی یکی از دوستانش را کنار کشید و گفت:

    سید! من امتحان سختی رو گذروندم و خودت می‌دونی که روزهای اول زندگی چقدر شیرینه. من می‌تونستم تو سپاه بابل بمونم و همون جا خدمت کنم اما خیلی با خودم کلنجار رفتم، بالاخره حریف نفس‌ام شدم و وسوسه‌ها رو کنار زدم و با خودم گفتم: مهدی! پس امام زمان چی؟ مگه قرار نبود یاورش باشی، یعنی این قدر نامردی که تا زن گرفتی آقا رو فراموش کردی؟ من می‌‌دونستم که شهادت‌ام در گرو ازدواجمه، این طوری باید دین‌ام رو کامل می‌کردم، بقیه‌اش با خدا، حالا خوشحالم که به واسطه‌ این سیده خانم، با حضرت زهرا(س) هم محرم شدم، سلام من رو به بچه‌ها برسون، بگو گول دنیا رو نخورند.»


    راوی: سیدحسین مشهدسری








  2. صلوات ها 38


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2477



    خدا پشت و پناهش باشه...
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام دوستان یک سوال برام همیشه بعد شنیدن این گونه جریانات ایجاد میشه؟ چرا افرادی که میدونن به زودی شهید میشن ازدواج میکنن؟ الان این شهید بزرگوار نمیتونست به نفسش غلبه کنه و ازدواجو کنار بذاره شهید شه؟ یکم خودخواهی نیست که آینده یک زن و شاید بچه رو به خاطر به ذهن خودمون به کمال رسیدن به خطر بندازیم؟ چرا با مجردی کنار نمیومدن؟ سختیشو به جون نمیخریدم؟ با نفس مبارزه نمیکردن؟ یا لاااقل اگه این مبارزه رو از لحاظ شرعی مشکل دار میدونستن چرا صیغه نمیکردن؟ چرا ازدواج دائم میکردن؟ من به شهدا خیلی ارادت دارم اما این سوالات هم تو ذهنم هست!
    تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن...

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام دوستان یک سوال برام همیشه بعد شنیدن این گونه جریانات ایجاد میشه؟ چرا افرادی که میدونن به زودی شهید میشن ازدواج میکنن؟ الان این شهید بزرگوار نمیتونست به نفسش غلبه کنه و ازدواجو کنار بذاره شهید شه؟ یکم خودخواهی نیست که آینده یک زن و شاید بچه رو به خاطر به ذهن خودمون به کمال رسیدن به خطر بندازیم؟ چرا با مجردی کنار نمیومدن؟ سختیشو به جون نمیخریدم؟ با نفس مبارزه نمیکردن؟ یا لاااقل اگه این مبارزه رو از لحاظ شرعی مشکل دار میدونستن چرا صیغه نمیکردن؟ چرا ازدواج دائم میکردن؟ من به شهدا خیلی ارادت دارم اما این سوالات هم تو ذهنم هست!
    سلام
    شما از کجا می دونید که شهدا همه شون خبر داشتن که قراره شهید بشن؟ خیلی از همین جوونهای مخلص و پاک، ازدواج کردن و رفتن به جبهه و صحیح و سالم برگشتند. فکر هم می کردند که قراره شهید بشن، ولی نشدند.
    این تصوری که شما از ازدواج دارید ناقص هست. در اسلام فقط برای مسائل جنسی توصیه به ازدواج نشده. ارضای غریزه جنسی فقط یکی از اهداف ازدواج هست و بسیاری اهداف متعالی دیگه در پس این امر نهفته هست. شهدا هم مثل من و شما بودند و علاوه بر این نیازها، نیازهای روحی هم داشتند که مثل هر پسر مجرد دیگه ای باید اونها رو برطرف می کردند. پس این حرف اشتباهی هست که بگیم باید به نفس خودشون غلبه می کردند و ازدواج نمی کردند! این پا گذاشتن روی نفس نیست بلکه حماقت بی جا هست. هر جوونی که احساس نیاز به ازدواج بکنه براش واجبه که این کارو انجام بده. چه بدونه که شهید میشه، چه ندونه.
    ازدواج موقت هم برای شرایط خاصی توصیه شده و برای کسی که مناسبش نیست نه تنها فایده نداره بلکه ضررهای بسیاری بر اون مترتب هست.
    در مورد زن و بچه هم، فقط یک چیزو میگم. اونها رفتند و زن و بچه شون بدون سرپرست موندند. ولی باز هم بنیاد شهیدی بود که زیر پر و بالشون رو بگیره، جمهوری اسلامی بود که حمایتشون کنه. اما برای زن و بچه امام حسین (ع) رو کی حمایت کرد؟ کی احترامشون کرد؟ امام حسین (ع) می دونست که بعد از شهادتش چه بلاهایی به سر خانواده اش میاد. ولی باز هم تن به شهادت داد.
    دوست عزیز وقتی تکلیف حکم کنه حتی باید زن و بچه رو هم گذاشت و رفت.
    ویرایش توسط علی.ا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۳:۵۵

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584



    با سلام
    خوشا به حال اون دلیر مردانی که راحت به دنیا پشت کردند.
    منو بگو که پابند دنیام.
    خدایا مارو شرمنده ی شهدا نکن.
    التماس دعا
    یا حق
    دلی که نشد خانه یاس نرگس
    خراب است و ویران صفایی ندارد


    (کاربر "به طاها به یاسین" هستم)

    وبلاگ من:
    من یک سرطانی هستم


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3
    حضور
    6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8



    خوشا به سعادتش

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام.شرمنده جناب علی اما قیاستون خیلییییییی مع الفارغ بود!!!!!! امام حسین ع و یاران و خاندانشون با هیچ کس تو دنیا قابل مقایسه نیستند چه برسه به شهدای ما گرچه مقام والایی برای خودشون داشتن اما جایگاه ها خیلیییییییییییییییییییییی ییی متفاوته. چرا برخی جوونا که همش تو جبهه بودنو خیلییی کم به خونواده سر میزدن و حتی سن های کمی داشتن( 19 و 20..) و در جاهای اصلی جبهه خدمت میکردنو احتمال هر بلایی براشون خیلی زیاد بوده میومدن زود ازدواج میکردنو سریع هم بچه دار میشدنو میرفتن جبهه! خوب سواله برام که حالا که واقعا اینقدر نیاز به همسر درشون زیاد بوده که با اینکه زمان آزاد کمی داشتن باز هم میخواستن ازدواج کنن چرا دائم خوب؟ فکنم شما خانواده بی سپرست از نزدیک ندیدن که اینطوری از حمایت های بنیاد شهید حرف میزنین. مشکلاتی که دارن و داشتن با ماهیانه های اندک برطرف نمیشه. دخترا و پسرایی که زیاد از دینشون نمیدونن و بی پدر بزرگ شدن من تو خانواده شهدا کم نیدیدم. بنیاد شهید نمیتونه بچه هارو تربیت کنه یا کمبودهای یک زن تنهارو رفع کنه. در ثانی من اصلا افرادی که زن و بچه داشتنو رفتن جبهه منظورم نبود.اونا وظیفشونو شناختنو بهش عمل کردن. سوال من درباره شهدایی بود که در طول جنگ(اونم افرادی که در قسمت های مهم و خطیر بودن) چرا ازدواج کردن و سریع بچه آوردن؟
    تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن...

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2477



    ببخشید که من هنوزم قیاس مع الفارغ رو درک نمی کنم و نکردم که چرا باید ایمه رو الگوی خودمون قرار ندیم!
    امام محمدتقی و امام علی نقی هم در جوانی شهید شدن ولی بازم ازدواج کردن
    مگه قراره کسی که یتیم شد دیگه بدبخت بشه
    و یا حتی همسر شهدا فقط یک بار ازدواج کنن!!!
    شما از کجا میدونین خانواده شون راضی نیستن؟در صورتی که می دونستند پایان جنگیدن برای خیلی ها شهادته
    آیا کسی در زمان جنگ نباید ازدواج می کرد؟
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    چرا برخی جوونا که همش تو جبهه بودنو خیلییی کم به خونواده سر میزدن و حتی سن های کمی داشتن( 19 و 20..) و در جاهای اصلی جبهه خدمت میکردنو احتمال هر بلایی براشون خیلی زیاد بوده میومدن زود ازدواج میکردنو سریع هم بچه دار میشدنو میرفتن جبهه! خوب سواله برام که حالا که واقعا اینقدر نیاز به همسر درشون زیاد بوده که با اینکه زمان آزاد کمی داشتن باز هم میخواستن ازدواج کنن چرا دائم خوب؟ فکنم شما خانواده بی سپرست از نزدیک ندیدن که اینطوری از حمایت های بنیاد شهید حرف میزنین. مشکلاتی که دارن و داشتن با ماهیانه های اندک برطرف نمیشه. دخترا و پسرایی که زیاد از دینشون نمیدونن و بی پدر بزرگ شدن من تو خانواده شهدا کم نیدیدم. بنیاد شهید نمیتونه بچه هارو تربیت کنه یا کمبودهای یک زن تنهارو رفع کنه. در ثانی من اصلا افرادی که زن و بچه داشتنو رفتن جبهه منظورم نبود.اونا وظیفشونو شناختنو بهش عمل کردن. سوال من درباره شهدایی بود که در طول جنگ(اونم افرادی که در قسمت های مهم و خطیر بودن) چرا ازدواج کردن و سریع بچه آوردن؟
    من نمی دونم چرا شما اصرار دارید که بین ازدواج سریع و به دنبالش بچه دار شدن شهدا و رفتنشون به جبهه ارتباط برقرار کنید.
    شما فکر می کنید اگه اون روزا جنگ نبود دیگه اون جوونها ازدواج نمی کردن و بعد از ازدواج هم سریع بچه دار نمیشدن؟
    هیچ وابستگی بین این دو مقوله ازدواج و بچه دارشدن و جبهه رفتن نیست. هر دو شون تکلیف شرعی هستن و باید انجام بشن.
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    در ثانی من اصلا افرادی که زن و بچه داشتنو رفتن جبهه منظورم نبود.اونا وظیفشونو شناختنو بهش عمل کردن. سوال من درباره شهدایی بود که در طول جنگ(اونم افرادی که در قسمت های مهم و خطیر بودن) چرا ازدواج کردن و سریع بچه آوردن؟
    یعنی شهدا وظیفه شونو نشناختن و بهش عمل نکردن؟ دست شما درد نکنه!

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    929
    حضور
    15 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    2409



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام.شرمنده جناب علی اما قیاستون خیلییییییی مع الفارغ بود!!!!!! امام حسین ع و یاران و خاندانشون با هیچ کس تو دنیا قابل مقایسه نیستند چه برسه به شهدای ما گرچه مقام والایی برای خودشون داشتن اما جایگاه ها خیلیییییییییییییییییییییی ییی متفاوته. چرا برخی جوونا که همش تو جبهه بودنو خیلییی کم به خونواده سر میزدن و حتی سن های کمی داشتن( 19 و 20..) و در جاهای اصلی جبهه خدمت میکردنو احتمال هر بلایی براشون خیلی زیاد بوده میومدن زود ازدواج میکردنو سریع هم بچه دار میشدنو میرفتن جبهه! خوب سواله برام که حالا که واقعا اینقدر نیاز به همسر درشون زیاد بوده که با اینکه زمان آزاد کمی داشتن باز هم میخواستن ازدواج کنن چرا دائم خوب؟ فکنم شما خانواده بی سپرست از نزدیک ندیدن که اینطوری از حمایت های بنیاد شهید حرف میزنین. مشکلاتی که دارن و داشتن با ماهیانه های اندک برطرف نمیشه. دخترا و پسرایی که زیاد از دینشون نمیدونن و بی پدر بزرگ شدن من تو خانواده شهدا کم نیدیدم. بنیاد شهید نمیتونه بچه هارو تربیت کنه یا کمبودهای یک زن تنهارو رفع کنه. در ثانی من اصلا افرادی که زن و بچه داشتنو رفتن جبهه منظورم نبود.اونا وظیفشونو شناختنو بهش عمل کردن. سوال من درباره شهدایی بود که در طول جنگ(اونم افرادی که در قسمت های مهم و خطیر بودن) چرا ازدواج کردن و سریع بچه آوردن؟
    [color="#008000"]با سلام

    بچه آوردن
    چه خوبه كه از خوبيهاي خودمون روي زمين به جا بذاريم ...
    انشاالله كه متوجه منظور بنده شديد !

    مرتبه شهادت خيلي بالاست
    اثر معنوي اون نه فقط به شهيد و خانواده شهيد بلكه حتي به خواهان و دوستدار اون شهيد هم هديه ميشه
    فقط بايد بهتر دركش كنيم تا بيشتر بهره ببريم .


    شهيد به طرف معشوقه اصلي و ازلي و ابدي خود پرواز كرده
    و مخالف با ازدواج مجدد همسر دنيوي نيست ....
    مگر اينكه طرف براي ازدواج مجدد انتخاب غلطي كرده باشه كه به ضرر همسر قبل يا فرزند و ارزشها باشه ...

    بعضا فراموش ميكنند كه خواهان بچه بودن
    تا ياد اور وجود شهيد يا رزمنده باشه و قوت قلب خانواده!

    براي دوري از گناه و فرار از كمينگاه شياطين و گرگهاي انسان نما كه در كمين
    بهترين شكارها نشسته اند و از انسانهاي واقعي و مظلوم ارتزاق ميكنند
    هر قدم درستي كه بر داريد خوبه و حسنه
    و موجب خشنودي خدا و شادي روح شهدا ..
    [/color
    يا علی جان در بند دنیا نیستم ** بنده ی هر لبخند دنیا نیستم

    | با اذن خدای رحمان بشکن پیمان با شیط!ن
    برای دوری از زنا نه حمار را! عشق مرغ عشق و نجابت حیوان به ظاهر پست را مثال بزن که به حکم و حکمت خداوند خیانت به جفت نداشته و گاها در غم فراق یار دق می کنند.به حبشی ها بگو ! سحر نزدیک است وبانگ اذان عشق و بام مساجد دنیا برازنده شما!اگر امروز حرکت کنید!

    چشمي كه با طمع به خورشيد مي نگرد عاقبت كار كور مي شودحتي.دربرنورازودورميشود.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود