صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مباهله پیامبر و ائمه علیهم السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515

    اشاره مباهله پیامبر و ائمه علیهم السلام





    سلام
    پیامبر چگونه با کفار مباهله نمودند؟
    آیا ائمه هم مباهله کردند؟ به چه کیفیتی؟
    تشکر

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ در ساعت ۰۴:۵۲ دلیل: تغییر سایز فونت ، لطفا کمی درشت تر بنویسید!

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    175 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست






    مباهله پیامبر و ائمه علیهم السلام








    کارشناس بحث: استاد سید محسن


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    با سلام
    فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم‏نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين)(آل عمران: 61).
    مباهله بر وزن مفاعله در لغت به معنای این است که دو گروه یکدیگر را لعنت و نفرین نمایند بهل در لغت به معنی «خداوند او را لعنت کرد» است.
    مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آنها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یکدیگر) است؛ این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مساله ای مهم، مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفتگو کرده و به نتیجه ای نرسند، در یک جا جمع می شوند و به عنوان «آخرین حربه»، به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند تا درغگو را رسوا و مجازات کند در نتیجه اگر عذاب بر گروهی واقع شد حق با طرف مقابل است که از عذاب مصون مانده است. این داستان قرآنی به مباهله پیامبر و مسیحیان نجران باز میگردد.
    برخي زمان آن را سال سوم هجري مي­دانند؛ زيرا به اتفاق اكثر مفسران شيعه
    و سني آيه 61 سوره آل­عمران كه برای دعوت به مباهله است، در اين سال نازل شده است و برخي وقوع آن را در سال نهم هجري «عام الوفود» دانسته­اند كه پيامبر(ص) عازم مدينه شدند؛ اما قول اول صحیحتر به نظر میرسد
    نجران» سومين شهر يمن در منطقه مرزي حجاز و يمن می­باشد، كه 73 دهكده داشت و تنها منطقه مسيحي­نشين و مركز صنعت نساجي در حجاز بود و چون نخستين ساكن آن "نجران بن زيد" نام داشت، نجران ناميده شد. ساكنان اين سرزمين را باقي مانده «اصحاب اخدود» دانسته­اند.
    در سال نهم هجري «عام الوفود» پيامبر(ص) نامه­اي براي دعوت مسيحيان نجران به دين اسلام فرستاد.
    كارواني متشكل از شصت ميهمان ناآشنا كه لباس‌هاي بلند مشكي پوشيده‌اند، به گردنشان صليب آويخته‌اند، كلاه‌هاي جواهرنشان بر سر گذاشته‌اند، زنجيرهاي طلا به كمر بسته‌اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس‌هاي خود نصب كرده‌اند.
    وقتي اين شصت نفر براي ديدار با پيامبر، وارد مسجد مي‌شوند، همه با حيرت و تعجب به آنها نگاه مي‌كنند. اما پيامبر بي‌اعتنا از كنار آنان مي‌گذرد و از مسجد بيرون مي‌رود هم هيأت ميهمانان و هم مسلمانان، از اين رفتار پيامبر، غرق در تعجب و شگفتي مي‌شوند. مسلمانان تا كنون نديده‌اند كه پيامبر مهربانشان به ميهمانان بي‌توجهي كند به همين دليل، وقتي سرپرست هيأت مسيحي علت بي‌اعتنايي پيامبر را سؤال مي‌كند، هيچ كدام از مسلمانان پاسخي براي گفتن پيدا نمي‌كنند.


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    تنها راهي كه به نظر مي‌رسد، اين است كه علت اين رفتار پيامبر را از حضرت علي بپرسند، چرا كه او نزديك‌ترين فرد به پيامبر و آگاه‌ترين، نسبت به دين و سيره و سنت اوست. مشكل، مثل هميشه به دست علي حل مي‌شود. پاسخ او اين است كه: «پيامبر با تجملات و تشريفات، ميانه‌اي ندارند؛ اگر مي‌خواهيد مورد توجه و استقبال پيامبر قرار بگيريد، بايد اين طلاجات و جواهرات و تجملات را فروبگذاريد و با هيأتي ساده، به حضور ايشان برسيد.»
    اين رفتار پيامبر، هيأت ميهمان را به ياد پيامبرشان، حضرت مسيحي مي‌اندازد كه خود با نهايت سادگي مي‌زيست و پيروانش را نيز به رعايت سادگي سفارش مي‌كرد.
    آنان از اين كه مي‌بينند، در رفتار و كردار، اين همه از پيامبرشان فاصله گرفته‌اند، احساس شرمساري مي‌كنند. ميهمانان مسيحي وقتي جواهرات و تجملات خود را كنار مي‌گذارند و با هيأتي ساده وارد مسجد مي‌شوند، پيامبر از جاي برمي‌خيزد و به گرمي از آنان استقبال مي‌كند. شصت دانشمند مسيحي، دور تا دور پيامبر مي‌نشينند و پيامبر به يكايك آنها خوشامد مي‌گويد، در ميان اين شصت نفر، كه همه از پيران و بزرگان مسيحي نجران هستند،‌ «ابوحارثه» اسقف بزرگ نجران و «شرحبيل» نيز به چشم مي‌خورند. پيداست كه سرپرستي هيأت را ابوحارثه اسقف بزرگ نجران، بر عهده دارد. او نگاهي به شرحبيل و ديگر همراهان خود مي‌اندازد و با پيامبر شروع به سخن گفتن مي‌كند: «چندي پيش نامه‌اي از شما به دست ما رسيد، آمديم تا از نزديك، حرف‌هاي شما را بشنويم».
    پيامبر مي‌فرمايد:
    «آنچه من از شما خواسته‌ام، پذيرش اسلام و پرستش خداي يگانه است».
    و براي معرفي اسلام، آياتي از قرآن را برايشان مي‌خواند.
    اسقف اعظم پاسخ مي‌دهد: «اگر منظور از پذيرش اسلام، ايمان به خداست، ما قبلاً به خدا ايمان آورده‌ايم و به احكام او عمل مي‌كنيم.»
    پيامبر مي‌فرمايد:
    «پذيرش اسلام، علايمي دارد كه با آنچه شما معتقديد و انجام مي‌دهيد، سازگاري ندارد. شما براي خدا فرزند قائليد و مسيح را خدا مي‌دانيد، در حالي كه اين اعتقاد،‌ با پرستش خداي يگانه متفاوت است.»
    اسقف براي لحظاتي سكوت مي‌كند و در ذهن دنبال پاسخي مناسب مي‌گردد. يكي ديگر از بزرگان مسيحي كه اسقف را درمانده در جواب مي‌بيند، به ياري‌اش مي‌آيد و پاسخ مي‌دهد:
    «مسيح به اين دليل فرزند خداست كه مادر او مريم، بدون اين كه با كسي ازدواج كند، او را به دنيا آورد. اين نشان مي‌دهد كه او بايد خداي جهان باشد.»
    پيامبر لحظه‌اي سكوت مي‌كند.
    ناگهان فرشته وحي نازل مي‌شود و پاسخ اين كلام را از جانب خداوند براي پيامبر مي‌آورد. پيامبر بلافاصله پيام خداوند را براي آنان بازگو مي‌كند: «وضع حضرت عيسي در پيشگاه خداوند، همانند حضرت آدم است كه او را به قدرت خود از خاك آفريد...»
    و توضيح مي‌دهد كه «اگر نداشتن پدر دلالت بر خدايي كند، حضرت آدم كه نه پدر داشت و نه مادر، بيشتر شايسته مقام خدايي است. در حالي كه چنين نيست و هر دو بنده و مخلوق خداوند هستند.»
    لحظات به كندي مي‌گذرد، همه سرها را به زير مي‌اندازند و به فكر فرو مي‌روند. هيچ يك از شصت دانشمند مسيحي، پاسخي براي اين كلام پيدا نمي‌كنند. لحظات به كندي مي‌گذرد؛ دانشمندان يكي يكي سرهايشان را بلند مي‌كنند و در انتظار شنيدن پاسخ به يكديگر نگاه مي‌كنند، به اسقف اعظم، به شرحبيل؛ اما... سكوت محض.
    عاقبت اسقف اعظم به حرف مي‌آيد:
    «ما قانع نشديم. تنها راهي كه براي اثبات حقيقت باقي مي‌ماند، اين است كه با هم مباهله كنيم. يعني ما و شما دست به دعا برداريم و از خداوند بخواهيم كه هر كس خلاف مي‌گويد‌، به عذاب خداوند گرفتار شود.»
    پيامبر لحظه‌اي مي‌ماند. تعجب مي‌كند از اينكه اينان اين استدلال روشن را نمي‌پذيرند و مقاومت مي‌كنند. مسيحيان چشم به دهان پيامبر مي‌دوزند تا پاسخ او را بشنوند.


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    در اين حال، باز فرشته وحي فرود مي‌آيد و پيام خداوند را به پيامبر مي‌رساند. پيام اين است:
    «هر كس پس از روشن شدن حقيقت، با تو به انكار و مجادله برخيزد، [به مباهله دعوتش كن] بگو بياييد، شما فرزندانتان را بياوريد و ما هم فرزندانمان، شما زنانتان را بياوريد و ما هم زنانمان. شما جان‌هايتان را بياوريد و ما هم جان‌هايمان،‌ سپس با تضرع به درگاه خدا رويم و لعنت او را بر دروغگويان طلب كنيم.»
    پيامبر پس از انتقال پيام خداوند به آنان، اعلام مي‌كند كه من براي مباهله آماده‌ام. دانشمندان مسيحي به هم نگاه مي‌كنند، پيداست كه برخي از اين پيشنهاد اسقف رضايتمند نيستند، اما انگار چاره‌اي نيست.
    زمان مراسم مباهله، صبح روز بعد و مكان آن صحراي بيرون مدينه تعيين مي‌شود.
    دانشمندان مسيحي موقتاً با پيامبر خداحافظي مي‌كنند و به اقامت‌گاه خود باز مي‌گردند تا براي مراسم مباهله آماده شوند.
    شصت دانشمند مسيحي در بيرون مدينه ايستاده‌اند و چشم به دروازه مدينه دوخته‌اند تا محمد با لشكري از ياران خود، از شهر خارج شود و در مراسم مباهله حضور پيدا كند.
    تعداد زيادي از مسلمانان نيز در كنار دروازه شهر و در اطراف مسيحيان و در طول مسير صف كشيده‌اند تا بينندة اين مراسم بي‌نظير و بي‌سابقه باشند.
    نفس‌ها در سينه حبس شده و همه چشم‌ها به دروازه مدينه خيره شده است.
    لحظات انتظار سپري مي‌شود و پيامبر در حالي كه حسين را در آغوش دارد و دست حسن را در دست، از دروازه مدينه خارج مي‌شود. پشت سر او تنها يك مرد و زن ديده مي‌شوند. اين مرد علي است و اين زن فاطمه.
    تعجب و حيرت، همراه با نگراني و وحشت بر دل مسيحيان سايه مي‌افكند.
    شرحبيل به اسقف مي‌گويد: نگاه كن. او فقط دختر، داماد و دو نوة خود را به همراه آورده است.
    اسقف كه صدايش از التهاب مي‌لرزد، مي‌گويد:
    «همين نشان حقانيت است. به جاي اين كه لشكري را براي مباهله بياورد، فقط عزيزان و نزديكان خود را آورده است، پيداست به حقانيت دعوت خود مطمئن است كه عزيزترين كسانش را سپر بلا ساخته است.»
    شرحبيل مي‌گويد: «ديروز محمد گفت كه فرزندانمان و زنانمان و جان‌هايمان. پيداست كه علي را به عنوان جان خود همراه آورده است.»
    «آري، علي براي محمد از جان عزيزتر است. در كتاب‌هاي قديمي ما، نام او به عنوان وصي و جانشين او آمده است...»
    در اين حال، چندين نفر از مسيحيان خود را به اسقف مي‌رسانند و با نگراني و اضطراب مي‌گويند:
    «ما به اين مباهله تن نمي‌دهيم. چرا كه عذاب خدا را براي خود حتمي مي‌شماريم.»
    چند نفر ديگر ادامه مي‌دهند: «مباهله مصلحت نيست. چه بسا عذاب، همه مسيحيان را در بر بگيرد.»
    كم‌كم تشويش و ولوله در ميان تمام دانشمندان مسيحي مي‌افتد و همه تلاش مي‌كنند كه به نحوي اسقف را از انجام اين مباهله بازدارند.
    اسقف به بالاي سنگي مي‌رود، به اشاره دست، همه را آرام مي‌كند و در حالي كه چانه و موهاي سپيد ريشش از التهاب مي‌لرزد، مي‌گويد:
    «من معتقدم كه مباهله صلاح نيست. اين پنج چهره نوراني كه من مي‌بينم، اگر دست به دعا بردارند، كوه‌ها را از زمين مي‌كنند، در صورت وقوع مباهله، نابودي ما حتمي است و چه بسا عذاب، همه مسيحيان جهان را در بر بگيرد.»
    اسقف از سنگ پايين مي‌آيد و با دست و پاي لرزان و مرتعش، خود را به پيامبر مي‌رساند. بقيه نيز دنبال او روانه مي‌شوند.
    اسقف در مقابل پيامبر، با خضوع و تواضع، سرش را به زير مي‌افكند و مي‌گويد: «ما را از مباهله معاف كنيد. هر شرطي كه داشته باشيد، قبول مي‌كنيم.»
    پيامبر با بزرگواري و مهرباني، انصراف‌شان را از مباهله مي‌پذيرد و مي‌پذيرد كه به ازاي پرداخت ماليات، از جان و مال آنان و مردم نجران، در مقابل دشمنان، محافظت كند.
    خبر اين واقعه، به سرعت در ميان مسيحيان نجران و ديگر مناطق پخش مي‌شود و مسيحيان حقيقت‌جو را به مدينة پيامبر سوق مي‌دهد.1]
    [1] . ابن اثیر، الکلمل، ج 7 ص 359، بلاذری، فتوح البلدان، ص 95

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    اما این که امامان علیهم السلام با کسی مباهله کردند در منابع نیافتم و به نظر میرسد چنین امر یواقع نشده است.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    892
    حضور
    16 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1567



    سلام علیکم
    آیا کلا مباهله کار صحیحی هست؟ما هم میتونیم انجام بدیم یا فقط مخصوص اولیا الله هست؟
    چرا الان با مسیحیان مباهله نمیشه؟
    اگر اون روز واقعا میامبر مباهله رو انجام میداد واقعا چی میشد؟یعنی خدای عادل ما یه عده مسیحی رو عذاب میداد؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    687
    حضور
    7 روز 15 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1508



    مرگ بر آمریکا
    مرگ بر انگلیس
    مرگ بر ضد ولایت فقیه

    از احترام به عقاید دیگران و بحث بد بودن فحاشی و ... که بگذریم، آیا اینها مباهله حساب میشن؟
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    آیا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    591
    حضور
    35 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3832



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    مرگ بر آمریکا
    مرگ بر انگلیس
    مرگ بر ضد ولایت فقیه

    از احترام به عقاید دیگران و بحث بد بودن فحاشی و ... که بگذریم، آیا اینها مباهله حساب میشن؟
    این یعنی برائت از مشرکین ...

    یعنی نشینید ظلم یه عده رو نگاه کنید! آدم نمیشینه گرگ رو نگاه کنه و به عقیدش احترام بزاره تا گرگ بیاد بخوردش...! آقا به دشمن نزنی، زدنت!

  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    باسلام و تشکر از شمادر مورد سوال عزیزی که گفتند آیا مباهله صحیح است یا خیر؟ باید عرض کنم مباهله را خداوند دستور داده است و این امر از جانب پروردگار است البته پس از این که شخص دلائل محکم خودش را بیان کند و در مناظره حرف حق را بزند اگر آن کس که منکر شود و زیر بار حرف حق نرود دست آخر راضی به مباهله میشوند همانطور که قبلا عرض شد مباهله نفرین کردن دو طرف است تا عذابی بر طرف مقابل نازل شود در قرآن هم میبینیم خداوند در سوره آل عمران آیا 61 میفرماید «هرگاه بعد از دانشي که به تو رسيده، کساني با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو بياييد فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديک و شما خويشان نزديک خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم».یعنی حجت بر طرف مقابل تمام شده اما از روی نادانی یا عناد نمیخواهد حرف تورا بپذیرد او را به مباهله دعوت کن خداوند و پیامبر پس از ارائه دلایل و براهین محکم و قوی که قرآن هم در ایات قبل از 61 به مسیحیان گوشزد میکند در مرحله آخر با رضایت طرف مقابل انان را به مباهله دعوت میکند این که مسیحیان نجران حاضر به مباهله شدند معلوم است خودشان ازاین موضوع مطلع بودند بنابراین مباهله کار صحیحی است زیرا خداوند برای روشن شدن حق به آن دستور داده است زیرا از این دو طرف فقط یک طرف حق است و برای روشن شدن حق بهترین روش مباهله است.
    کیفیت انجام مباهله به این صورت است که هر یک از طرفینی که قصد انجام مباهله را دارند، انگشتان دستشان را در بین انگشتان طرف مقابل قرار می دهند و این جملات را می گویند: «اللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینَ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأَنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْبانا مِنَ السَّماءِ وَ عَذابا الیما»ای خدایی که پروردگار آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستی! اگر فلانی (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر می ورزد، پس نازل گردان بر او آتشی از آسمان و عذابی دردناک. مناسب ترین وقت برای انجام مباهله نیز، بین الطلوعین است؛ یعنی از زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید.اما سوال دیگر ایشان این بود که مباهله را ما هم میتوانیم انجام دهیم یا فقط مخصوص خداست؟آنچه مسلم است این که هیچ یک از علمای علم کلام و نیز مفسرانی که متعرض این موضوع شده اند، مباهله را از منصب های خاص پیامبر ندانسته اند و از طرفی همان طور که قبلاً بیان شد مباهله یک نحوه دعاست و درِ دعا به روی همه باز است. بنابراین هیچ دلیلی بر اختصاص داشتن مباهله به پیامبر نداریم. البته مطلب نیاز به تحقیق بیشتر دارد که فعلاً از حوصله بحث ما خارج است. حتی در حدیثی امام صادق(علیه السلام) فرمودند میتوانید مباهله کنید پس دیگران هم میتوانند.سوال دیگر این بود که چرا الان با مسیحیان مباهله نمیشود؟آیا در حال حاضر و قرن 21 باز میتوان با مسیحیان مباهله کرد؟ انچه مسلم است این که مسیحیان نجران حاضر نشدند دین پیامبر را قبول کنند و حاضر به مباهله شدند اما در عمل عاجز مانده و حاضر شدند بر مذهب و عقائد نادرست مسیحیت خود بمانند و فقط به پرداخت جزیه ملزم شدند پس هنوز همان حرف باطل خودرا که عیسی پسر خداست دنبال میکنند الان هم این گونه است و در حال حاضر هم مسیحیان چنین اعتقادی دارند پس اگر کسی بخواهد با آنان مباهله کند درب مباهله باز است زیرا گفتیم مخصوص پیامبر نیست و امام صادق هم فرمود میتوانید مباهله نمایید. در عصر کنونی برخی از علما اندیشمندان شیعه حاضر شدند با مسیحیان مباهله کنند از جمله حضرت آیة الله محمد جعفر سبحانی (زید عزه) که از مراجع بزرگ شیعه محسوب میشوند ایشان با استناد به بیان مرحوم علامه طباطبایی دررساله ای با عنوان معجزه که مباهله را معجزه میداند میگوید الان هم مباهله میتواند واقع شود و نفوس طیب و طاهر میتوانند حق را باز گو کنند. پس الان هم میشود با مسیحیان مباهله کرد.سوال دیگر این بود که اگر مباهله در ان روز اتفاق میفتاد چه میشد و آیا خداوند مسیحیان را عذاب میکرد؟این نکته قابل توجه است که مسیحیان خود حاضر به مباهله شدند و پس از شور و مشورت بنا شد فردای آن روز بیرون مدینه برای مباهله حاضر گردند نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه اي روان شناسانه سرچشمه مي گرفت اين بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کرديد محمد با سر و صدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنيد و نترسيد؛ زيرا در آن صورت حقيقتي در کار او نيست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسيار محدودي از نزديکان و فرزندان خردسالش به ميعادگاه آمد، بدانيد که او پيامبر خداست و از مباهله با او بپرهيزيد که خطرناک است. طبق توافق قبلي، پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و نمايندگان نجران براي مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمايندگان نجران ديدند که پيامبر فرزندش حسين عليه السلام را در آغوش دارد، دست حسن عليه السلام را در دست گرفته و علي و زهرا عليهماالسلام همراه اويند و به آنها سفارش مي کند هرگاه من دعا کردم شما آمين بگوييد. مسيحيان، هنگامي که اين صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از اين که پيامبر، عزيزترين و نزديک ترين کسانِ خود را به ميدان مباهله آورده بود، دريافتند که او نسبت به ادعاي خود ايمان راسخ دارد؛ زيرا در غير اين صورت، عزيزان خود را در معرض خطر آسماني و الهي قرار نمي داد. بنابراين از اقدام به مباهله خودداري کردند و حاضر به مصالحه شدند.هنگامي که هيئت نجراني پيامبر را در اجراي مباهله مصمّم ديدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترين و داناترين آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمي بود چنين بر مباهله جرئت نمي کرد. اگر با ما مباهله کند، پيش از آن که سال بر ما بگذرد يک نصراني بر روي زمين باقي نخواهد ماند». و به روايت ديگر گفت: «من چهره هايي را مي بينم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جاي خود بکند، هر آينه خواهد کَند. پس مباهله نکنيد که در آن صورت هلاک مي شويد و يک نصراني بر روي زمين نخواهد ماند». ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «اي ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چيزي که قدرت بر اداي آن داشته باشيم». پس حضرت با ايشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قيمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگي روي دهد، سي زره و سي نيزه و سي اسب به عاريه بدهند. در نتیجه میتوان گفت که مسیحیان نجران بر عذابی که خودشان طی مباهله خواستار آن شدند واقف بودند ازاین رو کوتاه امدند چه بسا بر اثر عذاب الهی از بین میرفتند و عذاب حتمی بود زیرا خودشان به ان تن دادند.


  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود