صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا پیامبران و امامان علیهم السلام، همواره از معجزه خود استفاده نمی کردند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515

    چرا پیامبران و امامان علیهم السلام، همواره از معجزه خود استفاده نمی کردند؟




    سلام. چرا پیامبران و امامان علیهم السلام، همواره از معجزه خود برای جذب مردم استفاده نمیکردند؟ مثلا در زمان سقیفه، معجزه ای، حضرت امیر المومنین، نشان مردم میداد که اثبات کامل حقانیت کند؟ تشکر. خواهشا با دقت جواب بدید، ان شا الله. یا علی مدد

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست




    چرا پیامبران و امامان علیهم السلام، همواره از معجزه خود استفاده نمی کردند؟







    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط dfffd نمایش پست ها
    سلام. چرا پیامبران و امامان علیهم السلام، همواره از معجزه خود برای جذب مردم استفاده نمیکردند؟ مثلا در زمان سقیفه، معجزه ای، حضرت امیر المومنین، نشان مردم میداد که اثبات کامل حقانیت کند؟ تشکر. خواهشا با دقت جواب بدید، ان شا الله. یا علی مدد
    باسلام
    معجزه،امری خارق العاده است که با اراده خدای متعال از شخص مدعی نبوت ظاهر میشود نشانه صدق اوست.[1]هدف پيامبران (ع) از معجزه، اثبات ادّعاى نبوّت خويش است و از اين گذر در پى آن‏اند كه مردم بدانان ايمان آورند و از تعاليمشان پيروى كنند و به سعادت دست يابند.[2]
    این عمل دارای چهار شرط است:
    عاجز بودن مردم از انجام کاری مشابه ان، از ناحیه خداوند باشد، در زمان تکلیف بندگان باشد نه بعد ان و به دنبال ادعای نبوت باشد.[3]
    بنابراین، معجزه ابزاری برای اثبات صدق ادعای نبوت یک پیامبر است که از رهگذر آن، به مردم میفماند که این شخص که ادعای ارتباط با خداوند را دارد با خداوند در ارتباط است و از سوی او امده است.
    البته چنین نیست که هر گاه این شخص خواست یاهر موقع که مردم خواستند، معجزه ای به دست او تحقق بیابد. بلکه معجزه مربوط به خواست خداوند است و تنها زمانی محقق میشود که خداوند بخواهد یعنی زمانی که او ببیند محقق شدن معجزه در این زمان نیاز است و فایده دارد وگرنه اگر معجزه از حد خود بگذرد، دیگر کارکرد خود رااز دست میدهد و فایده چندانی نخواهد داشت.
    پس بااین بیان روشن میشود که معجزه اوردن با خصوصیاتی که بیان شد، مختص به پیامبران است و سایر انسانها توان اوردن معجزه را ندارند و خداوند چنین قدرتی به آنها نداده است. اما برخی انسانها برگزیده خداوند هستند که خداوند به انها توان انجام برخی کارهای خارق العاده میدهد. این کارهای خارق العاده کرامت نامیده میشود و با معجزه تفاوت دارد. کارهایی که از سویی خیلی زیاد روی نمیدهد و همانند معجزه ها به حدی نیست که کارکرد خود را از دست بدهد. بلکه تنها به دست برخی بندگان شایسته خداوند این کار انجام میشود و ان هم تنها در برخی مواقع. از سوی دیگر و هم چون به دنبال ادعای نبوت نیست، موجب بی اعتمادی به معجزه پیامبران نمیشود.[4] اجازه این قبیل کارها و هدف از قرار دادن چنین توانایی در اختیار برخی اولیای الهی نیز تکریم وتعظیم آنان در پیش سایر بندگان است.
    حالا که تاحدودی تفاوت معجزه و کرامت مشخص شد، به سوال شما میپردازیم.
    دو بخش باید جدا شود،
    اولا چرا پیامبران همیشه معجزه نمی آوردند؟
    ثانیا چرا اولیای خدا همیشه از انجام کارهای خارق العاده( که کرامت نامیده میشود نه معجزه) خودداری میکردند.
    پاسخ بخش اول به صورت خلاصه این است که
    م1. معجزه، امری استثنایی در نظام حاکم بر این جهان است.
    م2. هدف از اوردن معجزه، شناساندن پیامبران خدا و اتمام حجت بر مردم است نه الزام بر پذیرفتن دعوت انبیای الهی و تسلیم اجباری آنها و نه فراهم کردن وسیله ای برای سرگرمی و بر هم زدن نظام اسباب و مسبات عادی.
    م3. اتمام حجت خدا بر بندگان و اثبات نبوت یک پیامبر، از راه قرائن صدق، بشارت پیامبران پیشین و ارائه معجزه اثبات میشود.
    بنابراین، چنین هدفی، اقتضای پاسخ مثبت به هر درخواستی را ندارد، بلکه اجابت برخی از آنها خلاف حکمت و نقض غرض است، مانند درخواستهایی که اجابت آنها، مردم رامجبور میکردیا از سر عناد بود. مثلا این معجزه که هر کسی با یک پیامبر مخالفت کرد، سریعا تبدیل به سنگ شود یا سنگی بر سر او بیاید، خلاف حکمت خداوند از فرستادن پیامبران است و راه تکلیف را بر آنها می بندد و هیچ گاه هیچ پیامبری این کار را انجام نمیدهد.[5]
    اما پاسخ سوال دوم نیز این است که انجام این کارهای خارق العاده برای اثبات کرامت و عظمت روح این افراد و جایگاه ایشان نزد خداوند است و ربطی به اثبات حقانیت ایشان ندارد. اثبات حقانیت ایشان از راه های دیگری ممکن است که محقق نیز شده بود. موارد متعددی که پیامبر اکرم ص، حضرت علی ع را به عنوان جانشین و خلیفه خویش به مردم معرفی نمود، همگی گواه این است که حقانیت ایشان نزد تمام مسلمانان مسلم بوده است ولی به هر دلیل که فعلا محل بحث ما نیست، حق ایشان پایمال شد.
    البته این به این معنا نیست که خداوند نمیتواند برای اثبات حقانیت ایشان، کرامتی را به دست ایشان محقق کند. ولی سوال اینجاست که اگر چنین کرامتی در ان فضا وجو صورت میگرفت، چه فایده ای داشت و ایا هدفی که ایشان مد نظر داشته محقق میشد؟ یا ان را نیز به نوعی حمل بر سحر و جادوگری ایشان یا حتی ادعای نبوت وی می کردند؟
    حکمت خداوند متعال بر این تعلق گرفته است که بندگان اختیار داشته باشند و با اختیار خود از راهی که به کمک عقل و وحی( دو حجت خداوند) در اختیارشان قرار میگیرد بهره بگیرند. ولی هیچ اجباری در این راه قرار نداده است و بیراهه شیطان نیز باز است و افراد میتوانند با اختیار خود از ان نیز استفاده کنند.


    [1] . کشف المراد، ص 350؛ اموزش عقائد، استاد مصباح، ص 220

    [2] . شرح اشارات، ج3 ص 417

    [3] . کشف المراد، ص 350

    [4] . کشف المراد، ص 353

    [5] . اموزش عقائد، ص 229





  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    تشکر میشه شفافتر جواب بدین؟

    ببینید پیامبر وقتی با مشرکان قریش روبرو شد چرا همه را جمع نکرد و یه معجزه بیاورد؟ یا چرا امامان ما علیهم السلام، معجزه ای فراگیر نیاوردند برای اثبات خودشان؟

    سوالمو بهتر بپرسم:

    من الان پیامبر رو میبینم، و معجزه برای اثبات نبوت ایشان است، من از او معجزه میخواهم. آیا او بمن نشان میدهد؟
    آیا حق من این نیست که معجزه__که اثبات کننده حقانیت اوست__را ببینم و سپس ایمان بیاورم؟؟
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ در ساعت ۰۹:۲۸

  9. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط dfffd نمایش پست ها
    تشکر میشه شفافتر جواب بدین؟ ببینید پیامبر وقتی با مشرکان قریش روبرو شد چرا همه را جمع نکرد و یه معجزه بیاورد؟ یا چرا امامان ما علیهم السلام، معجزه ای فراگیر نیاوردند برای اثبات خودشان؟
    برادرم، معجزه از اين بالاتر كه خود عمر بن خطاب با سند صحيح تصريح دارد، اگر مويي كه بر سر ما مي رويد به خاطر وجود اهل بيت هست؟

    حدثنا أبو مسلم حدثني أبي أحمد حدثنا سليمان بن حرب ثنا حماد بن زيد عن يحيى بن سعيد عن عبيد بن حنين عن حسين بن على قال صعدت إلى عمر رضي الله عنه وهو على المنبر فقلت إنزل عن منبر أبي واذهب إلى منبر أبيك قال من علمك هذا قلت ما علمني أحد قال منبر أبيك والله منبر أبيك والله منبر أبيك والله وهل أنبت الشعر على رؤوسنا إلا أنتم جعلت تأتينا جعلت تغشانا.
    از حسين بن علي (عليهما السلام) نقل شد است كه: بر منبر بالا رفتم در حالي كه عمر بر منبر نشسته بود، به او گفتم: از منبر پدر من بيا پايين و برو بر منبر پدر خودت بنشين. عمر گفت: چه كسي اين سخن را به تو ياد داده است؟ گفتم: كسي به من ياد نداده است؟ عمر گفت: منبر پدر تو است، سوگند به خدا كه منبر پدر تو است، آيا جز شما كس ديگري بر سر ما مو رويانده است؟ چه قدر شايسته است كه روزي پيش ما بياي و به ما سر بزني.
    العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاي 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج 1، ص 301، رقم: 310، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.
    جالب اين است كه عمر اعتراف مي‌كند: « وهل أنبت الشعر على رؤوسنا إلا أنتم ؛ آيا جز شما كس ديگري بر سر ما مو رويانده است؟».
    و در روايتي كه ذهبي و ديگران نقل كرده‌اند آمده است:
    وهل أنبت على رؤوسنا الشعر إلا الله ثم أنتم.
    آيا جز اين است كه مو را بر سرما خداوند و سپس شما رويانده‌ايد؟
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 3، ص 285، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

    شمس الدين ذهبي در سير أعلام النبلاء و تاريخ الإسلام همين روايت را نقل و گفته است:
    إسناده صحيح.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 3، ص 285، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 5، ص 100، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    ابن حجر عسقلاني نيز بعد از نقل اين روايت مي‌گويد:
    سنده صحيح.
    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 2، ص 78، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.
    جلال الدين سيوطي نيز همين روايت را با سند ديگر از ابن عساكر نقل و مي‌گويد:
    إسناده صحيح.
    السيوطي الشافعي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، تاريخ الخلفاء، ج 1، ص 143، تحقيق: محمد محي الدين عبد الحميد، ناشر: مطبعة السعادة - مصر، الطبعة: الأولى، 1371هـ - 1952م.


    برادر همان گونه كه امام غزالي فرمودند علت خروج عمر از ولايت و حكومت بلافصل مولا علي ع فقط هوا و هوس دنيوي و حب رياست بود

    واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.
    از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به على (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت:
    «تبريك، تبريك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى ديگرى هستي.»
    اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبرى على (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب على (عليه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به رياست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلى تغيير داد و با لشكر كشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصاديق اين سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.


    الغزالي، أبو حامد محمد بن محمد، مجموعة رسائل الإما الغزالي. ص483.

    خود انها اعتقاد به اين مقام داشتند همان گونه كه خود عمر تصريح بر ولايت تكويني اهل بيت داشتند و معتقد بود علت رويش مو هم وجود اهل بيت هست، حال چنين شخصي چگونه پيرو اهل بيت نيست؟ ايا خلاف اين هست كه عشق و حب دنيا انها را منحرف كرد؟ همانگونه كه امام غزالي هم به ان تصريح داشته است حتي تا جايي كه عمر نفرت نسبت به مولا علي ع داشته با توجه به اينكه يقين نسبت به مقام بي نظير مولا داشته است

    چرا عمر بن خطاب مولا علي ع را خليفه خود انتخاب نكرد؟

    تنفر عمر بن خطاب نسبت به مولا علي ع

    شما دقت كنيد، پيغمبر ماه را در جلوي ابوجهل به دو نيم كرد اما همچان او بر كفر خود پايدار بود تا اينكه با كفرش هم از دنيا رفت

    اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿قمر/1﴾
    نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه
    وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿قمر/2﴾
    و هر گاه نشانه‏اى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است

    پيغمبر معجزه اورد و در نهايت هم به او عنگ سحر و جادو زدند، فلذا علت رسيدن به حقيقت معجزه و غير نيست بلكه اين خود ادمي هست كه بايد بدنبال حقيقت باشد، اگر كسي اهل حقيقت باشد با همان حديث غدير هم ايمان مي اورد اما مناقشات خنده داري مي كنند كه خودشان هم به حال خودشان مي خندند و بعد مي گويد اگر علي اما شد و امامت را غصب كردند چرا خروج نكرد، اگر مولا علي ع خروج مي كردند به او عنگ هوا پرستي وعشق دنيا و متاع دنيوي مي زدند همان گونه كه ابن تيميه بزرگك نواصب عالم اين تهمت بسيار سخيف را به مولا علي زده است، اگر خروج نكند مي گويد ايشان اعتقادي به مشروعيت خلافت الهي خود نداشته، ببنيد برادرم، مولا هر گونه عمل كند، و يا پيغمبر هرگونه عمل كند و اگر كسي نخواهيد حقيقت را بيابد يك دليل بني اسرائيلي مي اورد فلذا يك فرد حقيقت جو هم مي تواند با علامت سوال من هو امام فاطمه س ها مي تواند به حقيقت برسد، ولله قسم خودم با همين علامت سوال به حقيقت رسيدم


  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    تشکر برادر بسیار زیبا و متین بود پستتون. تشکر. اما سوال حقیر نسبتا کلامی هست. که قستمی از جوابمو بواسطه پست شما گرفتم و سپاسگذارم

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    748
    حضور
    16 روز 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2733



    سلام
    معجزه یکی از ابزارهایی بود که پیامبران برای اثبات حقانیت خود از آن استفاده می کردند.
    اما بعد از وفات پیامبر اسلام (ص) به دلیل اینکه ایشان پیامبر خاتم بودند و دین کامل الهی را به مردم عرضه کردند و پیامبری هم بعد از ایشان نمی آمد، لذا ائمه اطهار نیازی به اثبات خویش و به کار گیری معجزه نداشتند. چون به واسطه شناخت پیامبر و گواهی به حقانیت ایشان، حقانیت ائمه نیز اثبات می شود. بنابراین ائمه نیازی نداشتند که حقانیت خودشون رو برای مردم اثبات کنند.
    با این وجود کرامات بسیار زیادی از ائمه اطهار در تاریخ به ثبت رسیده است. اما هیچ کدام در ذیل هدفی که عرض کردم نبودند.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط dfffd نمایش پست ها
    تشکر برادر بسیار زیبا و متین بود پستتون. تشکر. اما سوال حقیر نسبتا کلامی هست. که قستمی از جوابمو بواسطه پست شما گرفتم و سپاسگذارم
    سلامت باشيد
    از اينكه اينگونه حقير را مورد لطف قرار مي دهيد ممنونم
    اما بحث كلام شاخه اي از شاخه هاي از علوم حديث هست كه حقير به واسطه مطالب نقلي پاسخ داده ام، البته اگر منظر دقيق شما را بدانم چيست، اگر بضاعت علميش كششي داشته باشد حتما حقير پاسخ گو خواهم بود


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    377
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    515



    اتفاقا حرف شما کاملا درست است زیرا حقیر نسبتا از پست شما جوابم را گرفتم. درهر صورت کارشناس گرامی قائلند برین که ائمه معجزه ندارند، کرامات دارند.

  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    با سلام

    سنت خىاي متعال بر اينست كه تا حجت ر ا بر شما تمام نكند عذاب و ثوابی بشما نرساند . البته هرکس به طریقی و اگر معجزه یا کرامتی ببینید دیگر هرگز فرصت به شما ندهند !

    وبعکس چه بسیار کسانی که بزرگترین معجزات را دیدند مانند فرعون که اژدهای موسی و نمرود که آتش ابراهیم ویهود که مائده و ... اما تا خدای متعال نخواهد ایمان درکار نیست :

    (و جحدوا بها، و استيقنتها انفسهم ، ظلما و علوا)، (دين خدا را انكار كردند، با اينكه در دل بحقانيت آن يقين داشتند، ولى چون ظالم ، و سركش بودند، زير بار آن نرفتند)



  19. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود