صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا می توان گفت حضرت محمد خالق آسمان ها و زمین و تمام موجودات است؟!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099

    اشاره آیا می توان گفت حضرت محمد خالق آسمان ها و زمین و تمام موجودات است؟!!




    سلام
    اگر کسی بگوید طبق قاعده الواحد از ذات واحد خداوند فقط یک معلول به طور مستقیم ایجاد می شود
    پس سایر مخلوقات از صادر اول یا همان عقل اول یا پیامبر صادر شده اند پس حضرت محمد خالق ما سوی الله است
    اشکالی به سخن او وارد است؟!!

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۶:۰۸

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    آیا می توان گفت حضرت محمد خالق آسمان ها و زمین و تمام موجودات است؟!!







    کارشناس بحث: استاد کریم



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    اگر کسی بگوید طبق قاعده الواحد از ذات واحد خداوند فقط یک معلول به طور مستقیم ایجاد می شود
    پس سایر مخلوقات از صادر اول یا همان عقل اول یا پیامبر صادر شده اند پس حضرت محمد خالق ما سوی الله است
    اشکالی به سخن او وارد است؟!!
    با سلام
    این قاعده ومحور قرار دادن آن یک مشرب عرفانی است وچه بسا فهم ودرک آن برای همه میسر نباشد وبحث بر سر آن خود شبهه زا وگیج کننده باشد.
    آنچه اعتقاد ماست این است که فاعل وخالق مستقل که برای خلق کردن محتاج کسی نیست وهمه چیز را از خود دارد خداوند متعال است وما سوای او محتاج به او وفضل وعنایتش می باشندٰ واگر خالق بودن به کسی نسبت داده شود مستقل نیست بلکه آنچه دارد از خداوند است وبا قدرت وعلمی خلق می کند که همه از خدا دارد. وحضرت محمد (ص)نیز از این قاعده مستثنی نیست.
    پس باید گفت: خالق بی واسطه ومستقل که وابسته به کسی وچیزی نیست خداوند متعال است وبقیه هر چه دارند از او دارند ولذا هر کاری هم که انجام دهند در واقع فاعل وانجام دهنده اصلی آن خداوند است.
    آیا می توان گفت حضرت محمد خالق آسمان ها و زمین و تمام موجودات است؟!!
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    با سلام
    این قاعده ومحور قرار دادن آن یک مشرب عرفانی است وچه بسا فهم ودرک آن برای همه میسر نباشد وبحث بر سر آن خود شبهه زا وگیج کننده باشد.
    آنچه اعتقاد ماست این است که فاعل وخالق مستقل که برای خلق کردن محتاج کسی نیست وهمه چیز را از خود دارد خداوند متعال است وما سوای او محتاج به او وفضل وعنایتش می باشندٰ واگر خالق بودن به کسی نسبت داده شود مستقل نیست بلکه آنچه دارد از خداوند است وبا قدرت وعلمی خلق می کند که همه از خدا دارد. وحضرت محمد (ص)نیز از این قاعده مستثنی نیست.
    پس باید گفت: خالق بی واسطه ومستقل که وابسته به کسی وچیزی نیست خداوند متعال است وبقیه هر چه دارند از او دارند ولذا هر کاری هم که انجام دهند در واقع فاعل وانجام دهنده اصلی آن خداوند است.
    سلام
    آنچه که من از سخنان شما نتیجه گرفتم به این صورت است (اگر غلط است اصلاح بفرمایید)
    1-هر خالقی به جز خدا در خلقت مستقل نیست یعنی آنچه خلق می کند در واقع خالق آن خداست قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ اما خالقیت آن شی را هم می توان به او نسبت داد مثلا انسانی کامپیوتری را می سازد در واقع خالق آن خداست اما با واسطه
    2-حضرت محمد هم می تواند خالق سایر اشیاء باشد اما این فعل خالقیت را هم میتوان به خدا نسبت داد چون در طول اراده خداست وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
    3-می توان طبق قاعده الواحد گفت که خداوند خالق مستقیم و بدون واسطه سایر موجودات جز صادر اول نیست بلکه خالق بالواسطه است و واسطه آن حضرت محمد است یعنی حضرت محمد خالق ما سوی الله است اما در واقع خداست که این خلق را انجام داده اما با واسطه أَبَى‏ اللَّهُ‏ أَنْ‏ يُجْرِيَ‏ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب‏

    ویرایش توسط ملاصدرا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۹:۰۷

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تصفیه آنچه به عنوان دین و مذهب به ما معرفی شده است.
    نوشته
    309
    حضور
    14 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    اگر کسی بگوید طبق قاعده الواحد از ذات واحد خداوند فقط یک معلول به طور مستقیم ایجاد می شود
    پس سایر مخلوقات از صادر اول یا همان عقل اول یا پیامبر صادر شده اند پس حضرت محمد خالق ما سوی الله است
    اشکالی به سخن او وارد است؟!!
    سلام
    به نظر من قاعدهٔ الواحد ــ حتی به فرض درستی ــ به هیچ رو نمی‌تواند چنین ادعای گزافی را اثبات یا توجیه کند؛ زیرا پیامبر که به فرض این استدلال اولین مخلوق است خود یا واحد است یا کثیر؛ بنابر این قاعده کثیر نمی‌تواند باشد، چه مستلزم نقض این قاعده است. اما اگر واحد باشد آنگاه از واحد جز واحد درنمی‌آید و لذا معلول (یا به قول شما) مخلوق آن هم باید واحد باشد، نه همه چیز، آسمان و زمین و .....


    مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.
    الروم: ۳۱ و ۳۲

    به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد: از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آن‌هاست دلخوش شدند.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ نمایش پست ها
    سلام
    به نظر من قاعدهٔ الواحد ــ حتی به فرض درستی ــ به هیچ رو نمی‌تواند چنین ادعای گزافی را اثبات یا توجیه کند؛ زیرا پیامبر که به فرض این استدلال اولین مخلوق است خود یا واحد است یا کثیر؛ بنابر این قاعده کثیر نمی‌تواند باشد، چه مستلزم نقض این قاعده است. اما اگر واحد باشد آنگاه از واحد جز واحد درنمی‌آید و لذا معلول (یا به قول شما) مخلوق آن هم باید واحد باشد، نه همه چیز، آسمان و زمین و .....
    سلام
    میرزا مهدى آشتیانى که شاید بهترین دقت فلسفى در مورد این قاعده را به خود اختصاص داده است, مى گوید: مراد از واحد در طرف علت واحد به وحدت حقیقیه و مراد از واحد در طرف معلول, واحد به وحدت غیر حقه است. مراد از صدور در قاعده, اخراج معلول از حد لیس مطلق و عدم ذاتى به سرحد وجود است بنابراین, معناى قاعده چنین است که از علت واحد حقیقى, از آن حیث که واحد است, تنها یک معلول واحد صادر مى شود و نه بیشتر.
    پس معنای ای قاعده این است که از واحد حقه حقیقیه که همان ذات خداوند است فقط یک واحد که آن واحد به وحدت غیر حقه است می باشد پس قاعده الواحد فقط در مورد خداوند صادق می باشد و در مورد صادر اول صادق نمی باشد.


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تصفیه آنچه به عنوان دین و مذهب به ما معرفی شده است.
    نوشته
    309
    حضور
    14 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    فکر می‌کنم اثبات چنین قاعده‌ای ــ اگر شدنی باشد ــ کاری بسیار دشوار خواهد بود.
    افزون بر این اگر آن معلول قرار است واحد به وحدت غیرحقه باشد، چرا کل کائنات و مخلوقات را واحد فرض نکنیم؟
    ضمناً ممنون می‌شوم نام کتاب میرزا مهدی آشتیانی را بفرمایید.


    مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.
    الروم: ۳۱ و ۳۲

    به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد: از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آن‌هاست دلخوش شدند.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ نمایش پست ها
    فکر می‌کنم اثبات چنین قاعده‌ای ــ اگر شدنی باشد ــ کاری بسیار دشوار خواهد بود.
    سلام
    مفاد قاعده الواحد این است كه از علت واحد تنها یك معلول صادر می‌شود. این قاعده مورد قبول همه فلاسفه اسلامی (مشائین، اشراقیین، حكمت متعالیه) می‌باشد و اثبات آن هم با استفاده از سنخیت علت و معلول و مطالب دیگر به راحتی انجام می شود فقط نیاز به مطالعه فلسفی دارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ نمایش پست ها
    افزون بر این اگر آن معلول قرار است واحد به وحدت غیرحقه باشد، چرا کل کائنات و مخلوقات را واحد فرض نکنیم؟
       
    کیفیت پیدایش عالم و نحوه صدور کثرت

    یکی از مسائل مهمّ و اولیّه همه مکاتب فلسفی به ویژه آنهایی که قائل به مبدئی ماوراء طبیعت و ماده هستند، یعنی قائل به ذاتی واحد احدی هستند که وجودی محض و مجرد از هر ترکیب و کثرتی است، کیفیت پیدایش عالم و نحوه صادر شدن کثرتی که در عالم وجود دارد از علتی واحد است.


    دو اصل مسلم فراروی فلاسفه


    در زمینه مراتب آفرینش، فلاسفه در مقابل خود، دو اصل مسلم می دیدند که تبیین آفرینش در عالم را با مشکل روبرو می کرد. آنان از سویی با اصل توحید میان علت و معلول و لزوم سنخیت میان آن دو و قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» که مفاد آن این است که امر واحد از جمیع جهات نمی‏تواند منشأ معلولات متکثره مختلفه گردد را پیش رو داشتند
    و از سوی دیگر می‌دیدند که حوادث و کائنات متکثر از ذات واحدی که از همة جهات واحد است، پدید آمده است و با توجه به اصل اول که لزوم سنخیت میان علت و معلول باشد متوجه شده‏اند که چگونه ممکن است حوادث متغیر که دستخوش تحولات و تغییرات‌ می‌باشد، از ذات ثابت ازلی و ابدی پدید آیند.


    مراتب آفرینش و دو مشکل فلاسفه


    بنابراین دو اشکال اساسی پیش آمد: کیفیت ارتباط حوادث به ثابت ازلی و کیفیت صدور امور متکثر از ذات واحد. هر یک از آنان به منظور دفع اشکال اول نظریات خاصی ابراز کردند و برای دفع اشکال دوم نظم و ترتیب خاصی برای جهان آفرینش قائل شده‏اند.


    ← نظر شیخ الرئیس و دفع اشکال
    از نظر شیخ الرئیس، فیض در عالم مستند به سه اصل یا مبدأ است:
    یکی تقسیم موجودات به واجب و ممکن، دوم این که از واحد جز واحد چیزی بوجود نمی‏آید و سوم این که تعقل خداوند علت ایجاد است. از تطبیق و تلفیق این سه اصل است که می توان به نحوه صدور موجودات از مصدر و منشأ اول پی برد؛ بدین وجه که خداوند واجب بالذات است و وجود او از ذات خود اوست، یعنی «وجود او از دیگری به دست نیامده است بلکه وجود وی در ذات خویش به نحوی است که نمی تواند که نباشد.»
    ولی وجود سایر موجودات واجب بالغیر است؛ یعنی «نه ذاتی است، بلکه مستعار و مستفاد از حق است و نه واجب است؛ یعنی که بودن و نبودنش ممکن است». [۱]
    و وقتی که واجب الوجود در ذات خود می نگرد، موجودی صادر می شود که آن صادر اول است که خود آن موجود نیز مصدر و مبدأ است. اکثر مکاتب فلسفی و کلامی به استثنای اشاعره [۲] ، صرف نظر از پاره‏ای اختلافها، در این اصل کلی با هم اشتراک نظر دارند که: «از علتی که که حقیقتش واحد به نحو وحدت شخصی است، جز یک معلول صادر نمی‏شود» [۳] و آنرا یک امر بدیهی و از فطریات عقلی میدانند [۴] ؛ زیرا غالب این مکتبها و مخصوصا آنهایی که متأثر از فلسفه مشّاء هستند، به اصل تناسب تامّ بین علت و معلول معتقدند و صدور بیش از یک موجود از ذات واحد حق را مستلزم وجود کثرت جهات در ذات او می‏دانند و این هم محال است. [۵]
    پس باید صادر اوّل، «واحد» باشد. بنابراین می‏توان ادّعا کرد که اصل قاعده‌الواحد مورد اتّفاق همه دانشمندان، اعم از عرفا، حکما و متکلمان می‏باشد [۶] این «واحد» باید موجودی باشد، مجرد از ماده و نیز علاقه‌ای با ماده نداشته باشد [۷] و هیچ جهت امکانی در آن وجود نداشته باشد. [۸]
    ملاصدرا این قاعده را مخصوص ذات الهی دانسته است که حتی مرکب از وجود و ماهیت نیز نیست و معلول بی واسطه او تنها یک موجود است و سایر مخلوقات با یک یا چند واسطه از معلول اول او صادر می شوند. ولی سایر فلاسفه، این قاعده را کمابیش در موارد دیگری نیز جاری دانسته‌اند. [۹]


    اقوال در صادر اول


    بر خلاف اتفاق نظر اندیشمندان در این مسئله که صادر اول، باید اشرف مخلوقات باشد و اشرف موجود، موجودی است که وجودی صرف و بسیط دارد [۱۰] و هیچ نقصان و عدمی در آن نباشد اما در اینکه اوّل مخلوق یا اوّل چیزی که از ذات حق صادر شده است چیست؟ نظرهای مختلفی ارائه شده است. فلاسفه، عرفا، دهریون، ثنویها، هر کدام نظر خاص خود را دارند.


    ← قول فلاسفه
    فلاسفه معتقدند که این موجود نفس نمیتواند باشد؛ زیرا نفس مخلوط به دو نوع عدم است؛ یکی عدم تحلیلی ذهنی از جهت آنکه موجود ممکن است «و هر ممکنی مرکب از وجود و ماهیت است» و دیگر عدم واقعی عینی که عبارتست از قوت و فعل؛ زیرا نفس هم بنا بر عقیده فلاسفه‌ای که قائل به حدوث جسمانی نفس میباشند، مانند سایر موجودات مادی متصف به قوت و فعل است و بنابراین مرکب از قوت و فعل است و در طبایع نیز سه جهت عدمی موجود است که علاوه بر دو جهت عدمی فوق، جهت سوم مختص به آن مادی بودن آنها است
    و بنابراین طبایع هم نمیتوانند که اول صادر باشند و صور مقداری هم ممکن نیست که اولین مخلوق باشند زیرا که آنها دارای جهات متعدد عدمی هستند. [۱۱] بنابراین فقط عقل میماند. [۱۲] آنان معتقدند که: حق تعالی اوّل چیزی که آفرید، ملکی بود که آنرا «عقل اوّل» [۱۳] مینامند، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‏فرماید: «اوّل ما خلق اللّه العقل». این ملک دارای سه جهت است که آن را "سه پر" خوانند: یکی به معرفت خداوند متعال تعلّق دارد و یکی به معرفت خود و یکی به امکان خود. [۱۴]


    ← قول افلاطون
    می‌توان گفت که این عقل اول، به منزله همان نفس عالم است که افلاطون در"کتاب طیماوس" بدان اشاره نموده است؛ زیرا هم عقل ابن سینا و هم نفس عالم افلاطون در عین اینکه مخلوق ذات خداوند هستند، منشأ مخلوقات و مبدأ حرکات می­باشند و چون خداوند واحد است، موجود اول، یعنی عقل نیز واحد است. [۱۵]


    ← اقوال دیگر
    اقوال دیگری نیز در این زمینه وجود دارد، وجود عام و تجلی ساری، [۱۶] هیولی و صورت، جوهر و عرض، خیر و شر، اثبات و نفی، ایجاب و، لوح و قلم، فیض و محبت و غلبه از جمله این اقوال است. [۱۷]


    اسامی صادر اول:


    این موجود به نامهای گوناگونی نیز نامیده میشود؛ عقل اوّل، نور اقرب، عنصر اوّل، قلم، حضرت احدیّت، [۱۸] نور محمّدی، بهمن و تعدادی از این نامها است. [۱۹]
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------
    ۱. ↑ شیخ الرئیس، حسین بن عبدالله؛ رساله در حقیقت و کیفیت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات، همدان، دانشگاه بوعلی سینا، ۱۳۸۲ه.ش، چاپ دوم، ص۶.
    ۲. ↑ فخر الدین رازی، محمد بن عمر؛ مباحث مشرقیه، قم، نشر بیدار، ۱۴۱۱ه.ق، چاپ دوم، ج۱، ص۴۶۷.
    ۳. ↑ صدر المتألهین، صدر الدین محمد؛ الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة،بیروت‏، دار احیاء التراث،‏ ۱۹۸۱ م‏، چاپ سوم، ج۲، ص۲۰۴.
    ۴. ↑ میرداماد، محمد باقر، قبسات، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۷ه.ش، چاپ دوم، ص۳۵۱.
    ۵. ↑ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، قم،نشر اسلامی، ۱۴۲۲ه.ق، چاپ شانزدهم، ص۲۱۵.
    ۶. ↑ فخر رازی، محمد بن عمر؛ شرح الاشارات و التنبیهات، قم، مکتبه آیت الله نجفی مرعشی، ۱۴۰۴ه.ق، مقدمه‏مصحح(ج‏۲)، ص۷۶.
    ۷. ↑ شیخ اشراق؛ مجموعه مصنّفات، تهران، نشر موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ه. ش، چاپ دوم، ج‏۳، ص۵۳.
    ۸. ↑ اسفار اربعه، ج۱، ص۱۹۲.
    ۹. ↑ مصباح یزدی، محمد تقی؛ آموزش فلسفه، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۲ه.ش، چاپ سوم، ج۲، ص۷۱.
    ۱۰. ↑ ملاصدا، صدر الدین محمد؛ مشاعر، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۶۳ه.ش، چاپ دوم، ص۵۶.
    ۱۱. ↑ سجادی، سید جعفر؛ فرهنگ معارف اسلامی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ ه ش‏،چاپ سوم، ج‏۲، ص۱۲۸۶.
    ۱۲. ↑ مجموعه مصنّفات، ج۳؛ یزدان شناخت، ص۴۱۸.
    ۱۳. ↑ میرداماد، محمد باقر؛ جذوات و مواقیت، تهران، نشر میراث مکتوب، ۱۳۸۰ه.ش، چاپ اول، ص۱۲.
    ۱۴. ↑ مجموعه مصنّفات، ج۳؛ بستان القلوب، ص۳۸۱- ۳۸۲.
    ۱۵. ↑ رساله در حقیقت و کیفیت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات، مقدمه، ص۹.
    ۱۶. ↑ فرهنگ معارف اسلامی، ج‏۱، ص۳۳۹.
    ۱۷. ↑ اخوان الصفا؛رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، الدار الاسلامیة، بیروت، ‏۱۴۱۲ ه ق، چاپ اول، ج۳، ص۲۰۱.
    ۱۸. ↑ فرهنگ معارف اسلامی، ج‏۱، ص۳۳۹.
    ۱۹. ↑ فرهنگ اصطلاحات اثار شیخ اشراق، ص۲۱۶.


    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ نمایش پست ها
    ضمناً ممنون می‌شوم نام کتاب میرزا مهدی آشتیانی را بفرمایید.
    آشتیانى, میرزا مهدى, اساس التوحید, ص65

    ویرایش توسط ملاصدرا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۶:۵۱

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099

    سوال فقهی...




    سلام
    سوالی از کارشناس پاسخگوی احکام دارم و آن اینکه اگر کسی این اعتقاد را داشته باشد آیا او از لحاظ فقهی جز کفار و مشرکین است؟!
    مرجع:مقام معظم رهبری

    ویرایش توسط ملاصدرا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۸

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تصفیه آنچه به عنوان دین و مذهب به ما معرفی شده است.
    نوشته
    309
    حضور
    14 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    سلام بزرگوار، از نوشته‌تان استفاده کردم. اندکی با این قاعده آشنا هستم آنچه می‌گویم اثباتش سخت است با آن دو شرط متفاوتی است که از آشتیانی نقل کردید که در یکی وحدت حقیقی است و در دیگری وحدت غیرحقه. در نوشتهٔ شما دلیلی که با لحاظ این دو قید قاعده را اثبات کند ندیدم (یا به قدر کافی دقت نکردم). گمان نمی‌کنم این قاعده با این دو قید متفاوت ــ که علت و معلول را از سنخیت خارج می‌کند ــ امری بدیهی و فطری باشد.
    بیفزایم که دلیل روشنی برای اینکه چرا نتوان کل کائنات را یک کل اعتباری دانست نیز ندیدم.

    ویرایش توسط فرهنگ : ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۲:۲۶

    مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.
    الروم: ۳۱ و ۳۲

    به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد: از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آن‌هاست دلخوش شدند.

  21. صلوات


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۴, ۰۳:۳۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود