صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی




    با سلام

    برخی در گفتار و نوشتارهای خود جامعه ولايي را انحصارگرا و مستبد معرفی می کنند در این مجال قصد داریم که این شبهه و دیدگاه قائلین به آن را نقد و بررسی کنیم:

    ابتدا ريشه‌هاي استبداد را بررسي مي كنيم، سپس مقايسه‌اي داشته باشيم با جامعه ولايي، آن‌گاه قضاوت را برعهده مخاطب يا مخاطبين عزيز مي‌گذاريم كه آيا جامعه‌اي كه ولي فقيه در رأس آن قرار گرفته مترادف با جامعه‌اي كه يك حاكم مستبد بر آن حكومت مي‌كند، خواهد بود يا خير.

    از مهم‌ترين عوامل انگيزش استبداد، بي‌تقوايي و تبعيت از هوي و هوس، فقدان مشروعيت و وابستگي قدرت‌هاي خارجي و ثروت‌اندوزي مي‌باشد و اساساً واژه مستبد به كسي اطلاق مي‌شود كه كارها را به اراده و رأي خويش و بدون مشورت با ديگران انجام دهد.[1] در مقابل ولي فقيه در آيات و روايات به كسي اطلاق مي‌شود كه علم و تقوي و دوري از هوي و هوس، از ويژگي‌هاي خاص او می باشد، ولي فقيه در انجام هر عملي بايد خواست الهي و مصلحت عموم را در نظر بگيرد و آن را بر رأي و نظر شخصي مقدم بداند.

    ولي فقیه باید در چارچوب قوانين و مقررات الهي عمل ‌كند و نمي‌تواند همانند يك حاكم مستبد به هر كاري كه دلش خواست اقدام كند. اساساً بواسطۀ دارا بودن ویژگی های خاص و ملکات نفسانی و کمالی که برای ولی فقیه برشمردیم رفتار او برخلاف فرد مستبد، دل بخواهانه و مطلق نيست بلكه در واقع حكومت ولي فقيه حكومت قانون است در حالي كه فرد مستبد، قانوني جز رأي خود نمي‌شناسد.

    امّا براي اين‌كه حكومت ولي‌فقيه، تبديل به حكومت استبدادي نشود در قانون تمهيداتي انديشيده شده است و حداقل 4 نوع كنترل براي منتفي شدن چنين فرضي در قانون اساسيِ‌ها پيش‌بيني شده است:

    1. كنترل صفاتي رهبر: در اين بخش، قانون شرائط و صفات ممتاز و خاصي را براي ولي فقيه حاكم در نظر گرفته تا به اصطلاح، يك فرد ظالم و مستبد بر جامعه اسلامی حاكم نشود.[2]
    2. كنترل قانوني رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبين مردم هستند انجام مي‌شود.[3] البته این کنترل در حد کنترل استطلاعی است.
    3. كنترل ماليِ رهبر: توسط قوه قضائيه.[4]
    4. كنترل رهبر به وسيله مشورت:[5] در قانون اساسي پيش‌بيني شده كه رهبر جامعه اسلامی، ناگزير از مشورت با متخصصين و كارشناسان مختلف مي‌باشد تا تصميمات او دقيقاً در راستاي تأمين منافع و مصالح عموم باشد در حالي كه حاكم مستبد جز به مصلحت شخصي به چيز ديگري نمي‌انديشد و هرگز چنين كنترل‌ها و اعمال نظرهايي بر وي وجود ندارد او آزاد است تا هر طور ميل اوست عمل كند و كسي هم حق اعتراض ندارد.

    بعلاوه ولي فقيه در جامعه هيچ امتيازي بر سايرين ندارد و در برابر قانون با ديگران يكسان شمرده مي‌شود.[6] حكم و دستور ولي فقيه برخلاف حاكم مستبد،‌ هرگز حالت استبدادي و ظالمانه ندارد به اين دليل كه اگر فقيه، حكم و فتوائي صادر كرد خودش هم مشمول آن حكم خواهد بود زيرا حاكم اصلي خداست نه او تا هر آنچه بخواهد انجام دهد.[7]

    با مطالبي كه بيان شد به وضوح روشن مي‌شود كه اساساً حكومت و زمامداري در اسلام، يك تكليف و وظيفه سنگين الهي محسوب مي‌شود نه يك فخر و بزرگي نسبت به ديگران. لذا وليِّ فقيه و حاكم مسلمين تا زماني كه ولايت داشته باشد هرگز احساس نمي‌كند ديگران زيرسلطه او قرار دارند چه كه در غير اين صورت ولايت او ساقط مي‌شود و بيان شد كه قانون اساسي هم به اهرم دروني نظارت تأكيد بسيار كرده و بر لزوم تقوايِ رهبر و دنياگريزي او تاكيد نموده است بطوري كه قبول اوصاف لازم رهبري يا كشف خلاف بعدي را موجب عزل رهبري توسط خبرگان مي‌داند و بر همين اساس هم كميسيون تحقيق در مجلس خبرگان شكل گرفته است. [8]

    شما در خصوص این شبهه و در تکمیل بحث، چه نظری دارید؟

    موفق باشید ...


    پاورقی_________________________________
    [1] . فرهنگ معين.
    [2] . قانون اساسي، اصول 5 و 109.
    [3] . همان، اصل 111.
    [4] . همان، اصل 142.
    [5] . همان، اصل 112.
    [6] . همان، اصل 107.
    [7] . آيت‌الله جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه، مركز فرهنگي رجاء، 1367.
    [7] . بنقل از سایت اندیشه قم، با کمی تغییر
    بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    185
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    668





    به نام خدا


    پاره ای از ابهامات موجود در این زمینه ، تعارضاتی را به ذهن متبادر می کند :

    الف - كنترل ماليِ رهبر ( توسط قوه قضائيه )

    رئیس قوه ی قضائیه توسط رهبر انتخاب می شود . این از نظر منطقی یک دور باطل را ایجاد می کند . یعنی ما فرد a را برای کنترل فرد b گماشته ایم در حالی که a توسط b منصوب و کنترل می شود !!


    ب - كنترل صفاتي رهبر ( در اين بخش، قانون شرائط و صفات ممتاز و خاصي را براي ولي فقيه حاكم در نظر گرفته تا به اصطلاح، يك فرد ظالم و مستبد بر جامعه اسلامی حاكم نشود.)

    " ملاک ، حال فعلی افراد است " ( امام خمینی ره ) . این جمله نمونه ی آشکاری از ضرورت بازبینی افراد و احوال ایشان است . باز هم به حکم منطق ، وجود صفاتی در یک زمان معین در یک شخص ، الزامی برای " بقای " آن صفات در او نیست .

    ج - صفات رهبر ( ولي فقيه در آيات و روايات به كسي اطلاق مي‌شود كه علم و تقوي و دوري از هوي و هوس، از ويژگي‌هاي خاص او می باشد )


    کنترل و اداره ی کشور ، امری در حوزه ی علم مدیریت است . در علم مدیریت ، تعاریف ، اهداف و ویژگی ها باید " کمی " باشد نه کیفی . به بیان ساده تر ، باید بتوان آن را با مقدار مشخص کرد . پس رجوع به صفات کیفی که در حوزه ی سنجش قرار نمی گیرد ، با ارزیابی های مدیریتی در تعارض است . اصلا چه استانداردی برای تقوا می توان بیان کرد ؟ از کجا بدانیم امروز فرد a نسبت به یک سال پیش تقوایش کم شده یا زیاد ؟

    برای پرهیز از گسترش زیاد بحث ، فعلا تا همین جا کافی است . منتظر نظرات دوستان دیگر هستم .





  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    نظارت بر ولی فقیه




    از طرح بحث سپاسگذارم . درباره کنترل مالی رهبر ،به عرض می رسانم ،این کنترل بوسیله سازوکارهای قانونی اجرا می شود . یعنی درست است که رهبر ،رئیس قوه قضائیه را انتخاب می کند اما رئیس قوه قضائیه ،می تواند با عمل به قانون تخلفات مالی رهبری را گزارش کند . در واقع همانگونه که قانون اساسی ما حق انتخاب او را به رهبر تفویض کرده ،همانگونه هم حق نظارت بر رهبری را به او داده است .او می تواند با عمل به قانون ،هرگونه خطایی را گزارش ، پی گیری و با آن برخورد قانونی نماید . پس فقط انتخاب بوسیله رهبر است اما دستور عمل او را رهبر نمی نویسد بلکه قانون به او دستور کار می دهد .اما اگر بگوئیم رهبری شخصی موافق خود را بر کرسی می نشاند و او این بین تخلفاتی صورت می گیرد .علاوه بر اینکه این اشکال را می توان بر تمامی دولتها و حکومتها گرفت . پاسخ این است که خبرگان ملت که انتخاب مردمند . می توانند به عنوان یک سازوکار قانونی عمل کرده و با تخلف برخورد نمایند .اما درقمست حالات و صفات نفسانی ، خبرگان مردم با توجه به اینکه خود در چنین فضایی رشد پیدا کرده اند ،در صورت هرگونه مساله ای و وجود صفاتی که مناسب شان رهبری نباشد ،می توانند با قدرت قانونی که دارند برخورد کنند .اما در قسمت سوم که کنترل و اداره کشور باشد . چنین می توان گفت : با توجه به بحث مشاوره و مشورت ،اگر صفات کیفی صرف هم باشد ،با توجه به مشاوران زبده می تواند کمی هم بشود . یعنی اگر از مشورت با افراد کاردان بهره بگیرند ،کمی نبودن تصمیمات اداری برطرف می شود . اما درباره ملاک تقوی هم لازم است این توضیح که : تقوی از صفات مومنان است و مومنان هم درروایات و هم درآیات قرآن صفاتشان مشخص است .می توان با مراجعه به روایات و قرآن ،تقوی از لحاظ معنا و مصداق را در جامعه معنی کرد . علاوه بر آنکه در انتخاب افراد شایسته برای خبرگان باید مردم به ملاکهای شخصیتی و رفتاری که برایند شخصیت و تقوای درونی فرد است دقت نمایند و از سوی دیگر کسانی که در مسند شورای نگهبان هستند نیز باید با این ملکه فاضله به خوبی آشنا باشند تا مبادا افرادی را به مردم معرفی کنند که بعدا مشکل ساز شود . البته همانور که گفتم در صورتی که مردم دقت نمایند می توانند به راحتی افراد پرهیزگار را از دیگران ،تشخیص دهند . مثلا برای نمونه : یکی از ملاکهای اخلاقی این است که زمانی که فردی نامزد خبرگان می شود ،هوی و هوس نداشته باشد .اگر داشته باشد از رفتار و گفته هایش به خوبی آشکار می شود . یک مثال ظریف می زنم برای افرادی که شاید این را نشنیده باشند . اگر شخصی بخواهد در خبرگان شرکت کند و بسیار خوشحال باشد که شرکت کرده ودر اظهار نظرهایش این شادی را بتوان دید . و امیدوار باشد که رای بیاورد و اصطلاحا به در و دیوار بزند تا رای بیاورد .مشخص می شود او برای رضای خدا نامزد نشده است . والا هرگز خوشحالی و شادی نمی کرد . چرا که او با این انتخاب ،مسئولیتی بر عهد هاش نهاده شده که باید در قیامت پاسخگوی آن باشد و تمام تلاشش را برای درست انجام دادن وظیفه اش انجام دهد . پس در واقع او متکفل زحمتی بزرگ شده ،و فردی که زحمت و سختی را عهده دار می شود ،خنده و شادی و خوشحالی دیگر برایش معنی ندارد .بلکه او تمام فکر و ذکرش این خواهد بود که چگونه مشکلات مردم را حل کند .امام خمینی موقعی که برای رهبری ایران ،از او ،داخل هواپیما مصاحبه می کنند که چه حسی داری؟[ خوشحالی ؟] می فرماید : هیچ حسی .چرا که او برای رضای خدا کار می کرد نه برای رضای نفس . همانگونه که حضرت علی در انتخابش برای خلافت ،بوسیله مردم هرگز خوشحالی و شادی نکرد و فقط فرمود آمده ام تا همانند حضرت رسول عمل کنم .

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۰:۲۷
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    از مهم‌ترين عوامل انگيزش استبداد، بي‌تقوايي و تبعيت از هوي و هوس، فقدان مشروعيت و وابستگي قدرت‌هاي خارجي و ثروت‌اندوزي مي‌باشد و اساساً واژه مستبد به كسي اطلاق مي‌شود كه كارها را به اراده و رأي خويش و بدون مشورت با ديگران انجام دهد.
    درود
    شاید عوامل استبداد این موارد باشد. اما دلیل اصلی ان نیست. یعنی ممکن است کسی که مستبد است این رفتارها را بکند. اما انجام این رفتارها دلیل اصلی استبداد نیست.
    دلیل اصلی استبداد در نگرش فردی حاکم است.
    استبداد زمانی بوجود می اید که فردی خودش را عاقل ترین افراد فرض بکند. ( یعنی به جهل مرکب بیافتد ) این فرد چون دیگران را جاهل می داند و تصور می کند هر انچه که خود فکر می کند درست است. ان را انجام می دهد. و گوش به توصیه هیچ فرد دیگری نمی کند. اما این اتفاق چون زیاد دوام ندارد و افراد عالم با استدلالها و افشاگریهای خودشان جهالت حاکم را رو می کنند. و سعی دارند به وی بقبولانند که اشتباه می کند. حاکم به سانسور و حذف عالمان می پردازد. و جامعه را در جهالت قرار می دهد. و به استبداد و خودکامگی اش ادامه می دهد. و این روند به استبداد می انجامد.
    بنابراین به زبان ساده تر می توان گفت : استبداد ریشه اش در جهل مرکب حاکم است. نه بدست آوردن ثروت و هوی و هوس و بی تقوایی و ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در مقابل ولي فقيه در آيات و روايات به كسي اطلاق مي‌شود كه علم و تقوي و دوري از هوي و هوس، از ويژگي‌هاي خاص او می باشد، ولي فقيه در انجام هر عملي بايد خواست الهي و مصلحت عموم را در نظر بگيرد و آن را بر رأي و نظر شخصي مقدم بداند.
    اولا که این تعریف یک تعریف نسبی است. یعنی علم و تقوی و دوری از هوی و هوس نسبت به افراد دیگر مطرح می شود. و بطور مطلق نیست.
    یعنی شما به طور صد در صد نمی توانید بگویید ولی فقیه دارای هوی و هوس نیست! عالم است! و تقوی دارد!!
    ممکن است فردی که ولی فقیه می شود از یک یا دو یا چند جنبه از افراد جامعه خود بالاتر باشد ( و نه همه جوانب ) ( یعنی ممکن است کسی عالم تر از وی باشد اما از لحاظ تقوی کمتر از وی باشد )
    ( بطور مثال به عقیده بسیاری تقوی و دوری از هوی و هوس آیت الله بهجت تا چند سال گذشته بیش از همه عالمان دیگر دینی در ایران بود)
    که بازهم در طول زمان دارای تغییر است. یعنی شما نمی توانید صد در صد تضمین بدهید فرد ولی فقیه تا آخر عمر دچار هوی و هوس نمی شود! ( مانند طلحه و زبیر ) یا عالم ترین می ماند. و ممکن است افرادی بعد از وی بیایند که در از نظر علم و تقوی از وی پیشی بگیرند.

    پس وقتی ما با یک سری شرایط نسبی در یک امر برخورد می کنیم. و تضمینی صد در صدی بر ان نداریم. نمی توانیم این شرایط را مصادیقی بر عدم استبدادی بودن ولی فقیه بکنیم.
    درواقع اگر ما بخواهیم تضمینی بر استبدادی نبودن داشته باشیم. نباید خود را به شرایطی نسبی و بدون ضمانت اجرایی محصور بکنیم. و باید سیستم حکومتی بگونه ای باشد که استبدادی نباشد!
    وگرنه نظامی که قوانینی در جلوگیری از عدم استبدادی بودن حاکم نداشته باشد. و قوانینی جلوگیری کننده از ان نباشد. مطمئنا به سمت استبدادی خواهد رفت.
    بنابراین استبدادی بودن بیش از انکه به شخص حاکم مربوط باشد به سیستم و نظام سیاسی مربوط است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ولي فقیه باید در چارچوب قوانين و مقررات الهي عمل ‌كند و نمي‌تواند همانند يك حاكم مستبد به هر كاري كه دلش خواست اقدام كند. اساساً بواسطۀ دارا بودن ویژگی های خاص و ملکات نفسانی و کمالی که برای ولی فقیه برشمردیم رفتار او برخلاف فرد مستبد، دل بخواهانه و مطلق نيست بلكه در واقع حكومت ولي فقيه حكومت قانون است در حالي كه فرد مستبد، قانوني جز رأي خود نمي‌شناسد.
    ویژگیهای اخلاقی و ملکات نفسانی که شما ممکن است برای ولی فقیه برشمارید. ممکن است در یک فرد ریاکار یا منافق هم جلوه بکند. و پس از زمانیکه حکومت را بدست اورد و اختیار تام گرفت حکومت را با ریاکاری یا با زورگویی و ستم ادامه بدهد.
    مثال عینی ان حکومت معاویه است. معاویه فردی بود که ریاکار بود و توانست مردم عوام را با ریاکاری و خواص را با تطمیع همراه خود سازد.و حکومتی بظاهر دینی تشکیل بدهد و استبداد خود را حاکم نماید.
    بنابراین بازهم نه از مصادیق تاریخی و نه منطق شما نمی توانید تضمینی صد در صدی بر این موضوع بدهید که حکومت ولایت فقیه به استبداد کشییده نمی شود.
    از سویی حکومتی که تک رای باشد و یک نفر حاکم داشته باشد . مستعد استبدادی شدن است. چراکه حاکم از حکومتش مطمئن است و می داند که هیچ اتفاقی نمی تواند او را تغییر بدهد. پس به سمت استبدادی پیش می رود.
    خواه این فرد یک فرد کاملا مذهبی باشد. اصطلاح جالی در این زمینه است که می گوید : قدرت فساد می اورد!
    مخصوصا اگر قدرت مطلقه باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    امّا براي اين‌كه حكومت ولي‌فقيه، تبديل به حكومت استبدادي نشود در قانون تمهيداتي انديشيده شده است و حداقل 4 نوع كنترل براي منتفي شدن چنين فرضي در قانون اساسيِ‌ها پيش‌بيني شده است:
    این تمهیدات بیشتر یک دستگاه فرمالیته است و عملا قدرت اجرایی ندارد. که به ترتیب اشاره می شود
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    1. كنترل صفاتي رهبر: در اين بخش، قانون شرائط و صفات ممتاز و خاصي را براي ولي فقيه حاكم در نظر گرفته تا به اصطلاح، يك فرد ظالم و مستبد بر جامعه اسلامی حاكم نشود.[2]
    اولا چنین کنترلی همانگونه که بیان شد ضمانت اجرایی ندارد. یعنی وقتی صفاتی که بیان می شود نسبی است پس قدرت اجرایی لازم وجود ندارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    2. كنترل قانوني رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبين مردم هستند انجام مي‌شود.[3] البته این کنترل در حد کنترل استطلاعی است.
    صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان خود توسط شورای نگهبانی تعیین می شود که اختیارش دست رهبری است. و می توان گفت پس از یک دوره نمایندگانی را در خود جای خواهد دارد که فقط مطیع رهبری باشند.
    جالب انکه در تایید نمایندگان شرط قبولا داشتن ولی فقیه حاضر شرط اساسی است.
    یعنی اگر کسی قبل از اینکه کاندید مجلس خبرگان شده باشد. از رهبری انتقادی کرده باشد صد در صد رد صلاحیت خواهد شد!!
    چنین تناقضاتی را شما چگونه می توانید حل بکنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    3. كنترل ماليِ رهبر: توسط قوه قضائيه.[4]
    قوه قضاییه ای که رئیسش مستقیما (!) توسط خود رهبر تعیین می شود.
    یعنی شما یک فرد زیر دست را ناظر بر رهبر می دانید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    4. كنترل رهبر به وسيله مشورت:[5] در قانون اساسي پيش‌بيني شده كه رهبر جامعه اسلامی، ناگزير از مشورت با متخصصين و كارشناسان مختلف مي‌باشد تا تصميمات او دقيقاً در راستاي تأمين منافع و مصالح عموم باشد در حالي كه حاكم مستبد جز به مصلحت شخصي به چيز ديگري نمي‌انديشد و هرگز چنين كنترل‌ها و اعمال نظرهايي بر وي وجود ندارد او آزاد است تا هر طور ميل اوست عمل كند و كسي هم حق اعتراض ندارد.
    در قانون و اصلی که بیان شد چنین ناگزیری وجود ندارد. و فقط بیان شده است : در صورتیکه رهبر مواردی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع بدهد ( یعنی در صورت خواست رهبر ) مجمع تشخیص مصلحت نظام موظف است اینکار را بکند.
    بنابراین قانون وی را ناگزیر به انجام چنین کاری نکرده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بعلاوه ولي فقيه در جامعه هيچ امتيازي بر سايرين ندارد و در برابر قانون با ديگران يكسان شمرده مي‌شود.[6] حكم و دستور ولي فقيه برخلاف حاكم مستبد،‌ هرگز حالت استبدادي و ظالمانه ندارد به اين دليل كه اگر فقيه، حكم و فتوائي صادر كرد خودش هم مشمول آن حكم خواهد بود زيرا حاكم اصلي خداست نه او تا هر آنچه بخواهد انجام دهد.[7]
    این یک سفسطه خیلی بزرگ است که ما بیان بکنیم حکومتهای مستبد حکومتهایی هستند که حاکمشان خود را از قانون مبرا می دانند و قانونی که برای دیگران وضع می کنند را خود اجرا نمی کنند.
    بلکه حکومتهای مستبد حکومتهایی هستند که حاکم قوانینی را به نفع خود وضع می کند. و اگر قانونی را بخواهد وضع بکند که مردم دیگر انجام بدهند و خود انجام ندهد با تبصره و ماده خود را ازز ان مبرا می کند.
    که در حکومت جمهوری اسلامی تمام این تبصره ها و ماده ها با عنوانی به نام " حکم حکومتی " خلاصه می شود. و ولی فقیه می تواند هر حکم و قانونی را دوست نداشت با حکم حکومتی جلوی تصویب ان را بگییرد. یا آن را در مرحله اجرا رد بکند.
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما توضیحاتی در باره ولایت فقیه




    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    درود
    شاید عوامل استبداد این موارد باشد. اما دلیل اصلی ان نیست. یعنی ممکن است کسی که مستبد است این رفتارها را بکند. اما انجام این رفتارها دلیل اصلی استبداد نیست.
    دلیل اصلی استبداد در نگرش فردی حاکم است.
    استبداد زمانی بوجود می اید که فردی خودش را عاقل ترین افراد فرض بکند. ( یعنی به جهل مرکب بیافتد ) این فرد چون دیگران را جاهل می داند و تصور می کند هر انچه که خود فکر می کند درست است. ان را انجام می دهد. و گوش به توصیه هیچ فرد دیگری نمی کند. اما این اتفاق چون زیاد دوام ندارد و افراد عالم با استدلالها و افشاگریهای خودشان جهالت حاکم را رو می کنند. و سعی دارند به وی بقبولانند که اشتباه می کند. حاکم به سانسور و حذف عالمان می پردازد. و جامعه را در جهالت قرار می دهد. و به استبداد و خودکامگی اش ادامه می دهد. و این روند به استبداد می انجامد.
    بنابراین به زبان ساده تر می توان گفت : استبداد ریشه اش در جهل مرکب حاکم است. نه بدست آوردن ثروت و هوی و هوس و بی تقوایی و ...
    سلام

    آقای فریاد

    این که فردی خودش را عاقل ترین فرد بداند خود عین بی تقوایی است و این همان حجاب اکبری است که انسان های غیر متقی گرفتارش می شوند، این نوع نگاه شما گویای عدم شناخت شما از مفاهیم دینی نظیر تقوا و خودشناسی و خداشناسی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    اولا که این تعریف یک تعریف نسبی است. یعنی علم و تقوی و دوری از هوی و هوس نسبت به افراد دیگر مطرح می شود. و بطور مطلق نیست.
    یعنی شما به طور صد در صد نمی توانید بگویید ولی فقیه دارای هوی و هوس نیست! عالم است! و تقوی دارد!!
    ممکن است فردی که ولی فقیه می شود از یک یا دو یا چند جنبه از افراد جامعه خود بالاتر باشد ( و نه همه جوانب ) ( یعنی ممکن است کسی عالم تر از وی باشد اما از لحاظ تقوی کمتر از وی باشد )
    ( بطور مثال به عقیده بسیاری تقوی و دوری از هوی و هوس آیت الله بهجت تا چند سال گذشته بیش از همه عالمان دیگر دینی در ایران بود)
    در خصوص ولایت فقیه تنها عامل تقوا مطرح نیست بلکه باید واجد شرایط بسیاری باشد تا بتواند جایگاه ولایت فقیه را احراز کند. ضمن آنکه تقوا در ولایت فقیه باید به مرحله ملکه بودن رسیده باشد، مقصود تقوای متداول و معروف نیست که همه مؤمنان به آن توصیه شده اند بلکه بدلیل ملکه شدن تقوا، مرحله قریب به عصمت مورد نظر است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    که بازهم در طول زمان دارای تغییر است. یعنی شما نمی توانید صد در صد تضمین بدهید فرد ولی فقیه تا آخر عمر دچار هوی و هوس نمی شود! ( مانند طلحه و زبیر ) یا عالم ترین می ماند. و ممکن است افرادی بعد از وی بیایند که در از نظر علم و تقوی از وی پیشی بگیرند.

    از جمله وظایف و رسالت های مجلس خبرگان، شناسائی و کشف ولی فقیه صالح و واجد شرایط در هر زمان است، و اگر ولی فقیه مرتکب معصیت و یا خطا شود خود بخود از صلاحیت ولی فقیه بودن منعزل می شود و تشخیص این مطلب نیز بر عهدۀ مجلس خبرگان است.

    مجلس خبرگان موظف است اگر فردی را دارای شرایط کامل تر برای احراز جایگاه ولایت فقیه تشخیص داد، کشف و به مردم معرفی کند.


    موفق ...
    بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    سلام آقای فریاد این که فردی خودش را عاقل ترین فرد بداند خود عین بی تقوایی است و این همان حجاب اکبری است که انسان های غیر متقی گرفتارش می شوند، این نوع نگاه شما گویای عدم شناخت شما از مفاهیم دینی نظیر تقوا و خودشناسی و خداشناسی است.
    قبول که خودخواهی و .. عواملی برای بی تقوایی هستند
    اما هر بی تقوایی حتما خودخواه نیست! قضیه گرد و گردوست!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در خصوص ولایت فقیه تنها عامل تقوا مطرح نیست بلکه باید واجد شرایط بسیاری باشد تا بتواند جایگاه ولایت فقیه را احراز کند. ضمن آنکه تقوا در ولایت فقیه باید به مرحله ملکه بودن رسیده باشد، مقصود تقوای متداول و معروف نیست که همه مؤمنان به آن توصیه شده اند بلکه بدلیل ملکه شدن تقوا، مرحله قریب به عصمت مورد نظر است.
    همانگونه که بیان شد. این شرایط همگی نسبی است. یعنی ضمانت اجرایی ندارد. و در سیستم سیاسی تعاریفش نمی گنجد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    از جمله وظایف و رسالت های مجلس خبرگان، شناسائی و کشف ولی فقیه صالح و واجد شرایط در هر زمان است، و اگر ولی فقیه مرتکب معصیت و یا خطا شود خود بخود از صلاحیت ولی فقیه بودن منعزل می شود و تشخیص این مطلب نیز بر عهدۀ مجلس خبرگان است. مجلس خبرگان موظف است اگر فردی را دارای شرایط کامل تر برای احراز جایگاه ولایت فقیه تشخیص داد، کشف و به مردم معرفی کند. موفق ...
    همانگونه که گفته شد. مجلس خبرگان اگرچه ظاهرا باید این وظیفه را داشته باشد. اما چون خود از فیلتر رهبر رد می شوند عملا قدرت اجرایی را در دست ندارند.
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما بررسی مسأله تقوا و شرایط ولی فقیه




    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    قبول که خودخواهی و .. عواملی برای بی تقوایی هستند
    اما هر بی تقوایی حتما خودخواه نیست! قضیه گرد و گردوست!!

    سلام

    ببینید دوست عزیز

    بدون شک، بی تقوایی چیزی جز پیروی از هوی و هوس و اطاعت از خواسته های نفسانی و قرار گرفتن در برابر اوامر و نواهی خداوند نیست و این مسأله عین خودخواهی و خودپرستی است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    همانگونه که بیان شد. این شرایط همگی نسبی است. یعنی ضمانت اجرایی ندارد. و در سیستم سیاسی تعاریفش نمی گنجد.


    بیان ما هم گویای این نبود که این شرایط در غیر معصوم مطلق است ما هم معتقدیم این شرایط در فقیه جامع الشرایط نسبی است اما در کدام مرتبه و درجه از نسبت، در بالاترین مرحله ی نسبت، عالی ترین درجه تقوا، یعنی مرحله والای بندگی و اطاعت، قریب به عصمت.

    علم و تقوای فقیه جامع الشرایط که به مرحله ملکه بودن رسیده در این مسیر، نوعی ضمانت اجرائی مستقل محسوب می شود از یکسو کسی که مسلح و مجهز به علم و تقواست بطور ناخواسته برخوردار از آثار ذاتی علم و تقوا می شود و از طرفی هم وعده الهی مبنی بر هدایت خاص و رهنمائی ویژه و قدرت فرقان، که به اهل تقوا و اولیاءش داده نیز ضمانت معنوی و ویژه ای در این راه و صراط پر پیچ و خم است.

    چنانکه در جای جای آیات نورانی اش فرموده است: "ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً" و "و من یتقل الله یجعل له مخرجا..." و "یهدی من یشاء" و "و من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا" و ...


    در پرتو انوار قرآن، نورانی و موفق باشید ...

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۹:۰۵ دلیل: فونت
    بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما پاسخ به شبهه دور در انتخاب رهبر




    [FONT=Tahoma]
    نقل قول نوشته اصلی توسط [/FONT
    فریاد;130121]همانگونه که گفته شد. مجلس خبرگان اگرچه ظاهرا باید این وظیفه را داشته باشد. اما چون خود از فیلتر رهبر رد می شوند عملا قدرت اجرایی را در دست ندارند
    نقل قول نوشته اصلی توسط [/FONT
    .
    سلام مجدد

    شما در این مرحله می خواهید با استفاده از این گزاره شبهه آلود، به صورت تلویحی وجود یک دور را در انتخاب رهبر ثابت کنید به این صورت که موضوع را اینگونه القاء کنید که رهبری اعضاء شورای نگهبان را (بعنوان فیلتر) انتخاب می کند، اعضای شورای نگهبان هم اعضاء مجلس خبرگان را برمی گزینند در نتیجه دور باطل حاصل است؟؟؟

    اگر چه خود شما به مسأله ی "دور" که اصطلاحی فلسفی است واقفید. "دور" هنگامی تصور می شود که الف معلول ب و ب معلول ج و ج معلول الف باشد. در اين حال تحقق "الف" مشروط به خودش خواهد شد و چنين چيزى محال است. با اين وصف، هرگز "دور" تحقق خارجى ندارد و اگر واقعاً در اينجا دورى باشد، نمى‏تواند چنين چيزى در عالم واقع محقّق شود و وجود پيدا كند.


    اما آنچه پاسخ به اين شبهه را واضح و مغالطه‏ى موجود در آن را آشكار مى كند، توجه به تفاوتى است كه بين روابط عناصر موجود در اين مورد وجود دارد. زيرا رهبر تمام اعضاى شوراى نگهبان را تعيين نمى كند، بلكه بر اساس اصل‏نودويكم قانون اساسى از دوازده عضو اين شورا، شش فقيه توسط رهبر انتخاب مى شوند و شش حقوق‏دان به وسيله‏ى رييس قوه قضائيه به مجلس شوراى اسلامى معرفى و با رأى مجلس انتخاب مى گردند. پس تمام اعضاى شوراى نگهبان منصوب مستقيم رهبر نيستند.

    از سوى ديگر اعضاى شوراى نگهبان اعضاى مجلس خبرگان، را تعيين نمى كنند، بلكه فقط وجود شرايط معتبر در قانون را در نامزدهاى انتخابات مجلس خبرگان مورد تأييد قرار مى دهند و اعضاى مجلس خبرگان با رأى مستقيم مردم برگزيده مى شوند.

    پس اعضاى مجلس خبرگان، رهبر را تعيين مى نمايند، ولى خود آنها توسط اعضاى شوراى نگهبان تعيين نمى شوند و از سوى ديگر تمامى اعضاى شوراى نگهبان از سوى رهبر تعيين نمى گردند. به ديگر بيان نسبت بين عناصر موجود يعنى: رهبر، شوراى نگهبان و مجلس خبرگان، از يك سنخ نيست تا شبهه‏اى در صحّت فلسفى يا حقوقى آن وجود داشته باشد.(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ولایت و دیانت، مهدی هادوی تهرانی، صص 108- 110)

    از اینرو برداشت شما (شبهه ی شما) مبنی بر عبور اعضاء مجلس خبرگان از فیلتر رهبری (شورای نگهبان)، شبهه ای بی ریشه، باطل و ناکارامد است.

    موفق باشید ...

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۵/۰۳ در ساعت ۲۰:۰۶ دلیل: فونت و رنگ
    بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اگر چه خود شما به مسأله ی "دور" که اصطلاحی فلسفی است واقفید. "دور" هنگامی تصور می شود که الف معلول ب و ب معلول ج و ج معلول الف باشد. در اين حال تحقق "الف" مشروط به خودش خواهد شد و چنين چيزى محال است. با اين وصف، هرگز "دور" تحقق خارجى ندارد و اگر واقعاً در اينجا دورى باشد، نمى‏تواند چنين چيزى در عالم واقع محقّق شود و وجود پيدا كند.
    دقیقا اشاره خوبی کردید. اما چه چیز محقق نمی شود؟
    ما در این دور که بیان کردیم انچه که محقق نمی شود شرط اصلی ولایت فقیه ( عدالت و تدین و علم و ... ) است. که با توجه به اینکه اینجا دور انجام گرفته این شرایط در دنیای حقیقی محقق نمی شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما آنچه پاسخ به اين شبهه را واضح و مغالطه‏ى موجود در آن را آشكار مى كند، توجه به تفاوتى است كه بين روابط عناصر موجود در اين مورد وجود دارد. زيرا رهبر تمام اعضاى شوراى نگهبان را تعيين نمى كند، بلكه بر اساس اصل‏نودويكم قانون اساسى از دوازده عضو اين شورا، شش فقيه توسط رهبر انتخاب مى شوند و شش حقوق‏دان به وسيله‏ى رييس قوه قضائيه به مجلس شوراى اسلامى معرفى و با رأى مجلس انتخاب مى گردند. پس تمام اعضاى شوراى نگهبان منصوب مستقيم رهبر نيستند.
    خوب بگذارید این صحبت که شما می گویید مغالطه است را دوباره بررسی بکنیم. و بر اساس قانون نگاه بکنیم و ببینیم بواقع کدام مغالطه است سخن من یا شما
    بر اساس قانون 6 نفر فقیه مستقیما از سوی رهبر انتخاب می شوند.

    6 نفر هم توسط قوه قضائیه به مجلس معرفی می شوند.
    قوه قضائیه مستقیم از سوی رهبر انتخاب می شود
    مجلس شورای اسلامی هم باز از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند.

    پس به نوعی می توان گفت 6 نفر مستقیم و 6 نفر باقی هم غیر مستقیم از سوی رهبر انتخاب می شوند.
    اما حال از 6 نفر باقیمانده که بگذریم و اصلا فرض کنیم رهبر در انتخاب ان هیچ دخالتی ندارد! بازهم قانونی هست که مشکل ساز است.
    یعنی اگر بین شورای نگهبان رای گیری شود و آراء 6 به 6 بشود . رای به نفع گروهی است که بیشترین فقیه را دارد. یعنی همان کسانیکه رهبر مستقیم انتخاب کرده است.
    پس می بینید شورای نگهبان سیستمی است که بیش از 50 درصد همسو با رهبری است. و چون در انجا رای گیری است و در رای گیری هم مهم نیست که 51 درصد موافق باشند یا 100 درصد! بنابراین می توان گفت شورای نگهبان عملا زیر دست رهبر است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    از سوى ديگر اعضاى شوراى نگهبان اعضاى مجلس خبرگان، را تعيين نمى كنند، بلكه فقط وجود شرايط معتبر در قانون را در نامزدهاى انتخابات مجلس خبرگان مورد تأييد قرار مى دهند و اعضاى مجلس خبرگان با رأى مستقيم مردم برگزيده مى شوند.
    خوب سوال اینجاست کدام شرایط قانونی ؟
    آیا ما قانون مدونی در این زمینه داریم؟ یا سلیقه شخصی هم در آن دخیل است.
    تجربه نشان داده است که سلیقه شخصی هم در ان دخیل است. و مثلا اعتراض به رهبری و بازیهای سیاسی یکی از بزرگترین علتهای رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ( در تمام انتخابات ) بوده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    پس اعضاى مجلس خبرگان، رهبر را تعيين مى نمايند، ولى خود آنها توسط اعضاى شوراى نگهبان تعيين نمى شوند و از سوى ديگر تمامى اعضاى شوراى نگهبان از سوى رهبر تعيين نمى گردند. به ديگر بيان نسبت بين عناصر موجود يعنى: رهبر، شوراى نگهبان و مجلس خبرگان، از يك سنخ نيست تا شبهه‏اى در صحّت فلسفى يا حقوقى آن وجود داشته باشد.
    اگرچه می توان گفت از یک سنخ نیست. اما بی سنخیت به هم نیستند.
    یعنی اگر نگوییم صد در صدی است ولی بیش از 80 درصد در یک رده قرار می گیرند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    از اینرو برداشت شما (شبهه ی شما) مبنی بر عبور اعضاء مجلس خبرگان از فیلتر رهبری (شورای نگهبان)، شبهه ای بی ریشه، باطل و ناکارامد است.
    مطمئنا با توضیحات بالا می بینید که اینگونه نیست.
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما توضیح بیشتر در باره شبهه دور انتخاب رهبری




    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    دقیقا اشاره خوبی کردید. اما چه چیز محقق نمی شود؟
    ما در این دور که بیان کردیم انچه که محقق نمی شود شرط اصلی ولایت فقیه ( عدالت و تدین و علم و ... ) است. که با توجه به اینکه اینجا دور انجام گرفته این شرایط در دنیای حقیقی محقق نمی شود.
    سلام

    جناب فریاد، یکبار دیگر مطلب تان را بخوانید، هر دم از این باغ بری می رسد، اگر با شناسائی ولی فقیه بعنوان فقیه جامع الشرایط توسط مجلس خبرگان که متشکل از فقیهان و مجتهدان متعهد است، شروط اصلی مذکور در ولی فقیه، محقق نمی شود انتظار دارید این کشف و شناسائی را به جامعۀ پزشکان و یا اصحاب بازاریان بسپاریم؟؟؟ (کمی دقت و انصاف داشته باشید)

    فقیهان و عالمان، بهترین گزینه برای دخالت غیرمستقیم مردم در تعیین رهبری هستند چون ایشان برای کشف و شناسائی فقیه جامع الشرایط از بین ده ها فقیه موجود، صلاحیت دارند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    خوب بگذارید این صحبت که شما می گویید مغالطه است را دوباره بررسی بکنیم. و بر اساس قانون نگاه بکنیم و ببینیم بواقع کدام مغالطه است سخن من یا شما
    بر اساس قانون 6 نفر فقیه مستقیما از سوی رهبر انتخاب می شوند.

    6 نفر هم توسط قوه قضائیه به مجلس معرفی می شوند.
    قوه قضائیه مستقیم از سوی رهبر انتخاب می شود
    مجلس شورای اسلامی هم باز از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند.

    پس به نوعی می توان گفت 6 نفر مستقیم و 6 نفر باقی هم غیر مستقیم از سوی رهبر انتخاب می شوند.
    اما حال از 6 نفر باقیمانده که بگذریم و اصلا فرض کنیم رهبر در انتخاب ان هیچ دخالتی ندارد! بازهم قانونی هست که مشکل ساز است.
    یعنی اگر بین شورای نگهبان رای گیری شود و آراء 6 به 6 بشود . رای به نفع گروهی است که بیشترین فقیه را دارد. یعنی همان کسانیکه رهبر مستقیم انتخاب کرده است.
    پس می بینید شورای نگهبان سیستمی است که بیش از 50 درصد همسو با رهبری است. و چون در انجا رای گیری است و در رای گیری هم مهم نیست که 51 درصد موافق باشند یا 100 درصد! بنابراین می توان گفت شورای نگهبان عملا زیر دست رهبر است.
    آقای فریاد

    شما همه تلاشتان اینست که سازکارهای قانونی انتخاب اعضاء شورای نگهبان اعم از فقها و حقوقدانان را امری شخصی و غیر اصولی جلوه دهید، در حالیکه این سازکارها همه قانونی، حساب شده، منطقی و منتسب به جایگاه های تعریف شده در قانون است که هر یک، با توجه به شرایطی که دارند، افرادی می توانند آن سمتها را احراز کنند.

    اگر اینگونه باشد که می گویید باید در تمام جایگاه های قانونی نظام اداری و انتخاب های قانونی تردید و تشکیک نمود.

    چنانکه گفتیم: اعضای شورای نگهبان، خبرگان رهبری را انتخاب نمی کنند که در ادامه انتخاب رهبری توسط مجلس خبرگان، منجر به شبهه دور شود، بلکه کاندیدای مجلس خبرگان باید شرایطی را احراز کند که از ان جمله است: اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی ج.ا.ا و پیروی از اصل مترقی ولایت فقیه که البته آن هم جزو اصول قانون اساسی است.

    کار بررسی صلاحیت کاندیداهای خبرگان رهبری بر عهدۀ شورای نگهبان است، آیا گزینش و تأیید فرد یا افرادی که با اصول قانون اساسی و از آن جمله اصل مترقی ولایت فقیه مخالفند بعنوان کاندیدای مجلس خبرگان رهبری، نقض غرض اصول انقلاب نیست.

    یعنی کسانی را برای شناسائی و انتخاب رهبر و دفاع و حمایت از جایگاه ولایت فقیه برگزینیم که با اصل ولایت فقیه مخالفند. (آیا کمی نمی اندیشید؟؟؟).

    موفق در شناخت ...


    بررسی شبهه انحصارگرائی و استبداد جامعه ولائی

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود