صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگي دنيا و قطع تعلق

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579

    زندگي دنيا و قطع تعلق




    سلام
    زندگي كردن در دنيا و تعلق نداشتن به آن چگونه ممكن است؟
    وقتي قراره همين تعلقات به دنيا و وابستگي به اطرافيان در مرگ و بعد از آن مايه عذاب باشد چرا اصلا زندگي كنيم؟


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست




    زندگي دنيا و قطع تعلق







    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28760



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    سلام
    زندگي كردن در دنيا و تعلق نداشتن به آن چگونه ممكن است؟
    وقتي قراره همين تعلقات به دنيا و وابستگي به اطرافيان در مرگ و بعد از آن مايه عذاب باشد چرا اصلا زندگي كنيم؟
    در ابتدا باید گفت ، دنیا مذموم نیست؛ آنچه مذموم است، دنیازدگی و سرگرم شدن به دنیا به گونه ی است که از خدا غافل شود.
    نکته دیگر این که زندگی در دنیاو لذت و نعمت،های دنیای ذاتا عیب نیست؛ ولی اگر باعث غفلت از خدا و آخرت شود، مشکل ساز می شود. در مجموع باید گفت:
    دنیا برای کسی که استفاده مثبت و سازنده از آن داشته باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار سودمند و ارزشمند است. امیر مؤمنان(ع) فرمود:
    «إنّ الدنیا دار صدق لمن صدقها و دار عافیة لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن اتّعظ بها، مسجد أحبّاء الله و مصلّى ملائکة الله و مهبط وحی الله و متجر اولیاء الله، اکتسبوا فیها الرحمه و ربحوا فیها الجنة»؛ (1) «دنیا، خانه صدق است برای کسی که آن را خوب درک نماید.خانه بی‌نیازی است برای کسی ره ‌توشه در آن تهیه نماید. خانه موعظه است برای کسی که از آن پند گیرد. مسجد محبان خدا و مصلای ملائکة الله، مهبط وحی الله و تجارتگاه اولیای الهی است. در آن، رحمت را کسب و بهشت را به دست می‌آورند».
    بنابراین، عالم دنیا که آفریده خدا و محل کارهای نیک انسان باشد، خوب و ارزشمند است. آنچه مذموم و تلخ است، دنیاطلبی انسان است و محبت امور زودگذر دنیا و دل‌بستگی به آن. (2)
    در این باره مولوی سخنی زیبای دارد و می گوید:
    چیست دنیا ا ز خدا غافل شدن نه قماش و نقره وفرزند و زن
    مال را گر بهر حق باشی حمول نعم مالٌ صالحٌ خواندش رسول
    چون که مال و ملک را ا ز دل براند زان سلیمان خویش جز مسکن نخواند (3)

    پس در دنیا بودن ودرآن زندگی کردن دو گونه است اگر موجب وابستگی و غفلت از خدا گردد مذ موم است وگرنه مذمتی ندارد .
    پی‌نوشت‌ها:
    1. نهج البلاغه، حکمت 131، ص200، نشر مؤسسه امیر المؤمنین، قم، 1375 ش.
    2. امام خمینی، چهل حدیث، ص 120 ـ 121، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1376ش.
    3. مولوی، جلال الدین بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 47، نشر اقبال، تهران، 1377 ش.

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در ابتدا باید گفت ، دنیا مذموم نیست؛ آنچه مذموم است، دنیازدگی و سرگرم شدن به دنیا به گونه ی است که از خدا غافل شود.
    سلام

    چرا خدا انسان را طوری خلق کرد که به دنیا وابسته شود ؟ در حالی که وابستگی خوب نیست
    چرا کارهای خدا بر عکسه



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,195
    حضور
    144 روز 14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44202



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    چرا خدا انسان را طوری خلق کرد که به دنیا وابسته شود ؟ در حالی که وابستگی خوب نیست
    چرا کارهای خدا بر عکسه
    لازم است که به مسائل دید چندبعدی داشته باشیم و تک بعدی به قضایا نگاه نکنیم
    در انسان گرایش به دنیا وجود داره.
    و گرایش به بدی بیشتر از خوبی هست. یعنی انسان ها بیشتر دوس دارن که بد باشن تا خوب
    یه چیزی این وسط داریم به اسم هنر
    هنر یعنی دل کندن از دنیا با اختیار خود
    هنر یعنی رفتن به سوی خوبی
    اینجاست که اون انسان خالص که با اختیار خود خالص شده مشخص می شود.

    ( اگر خداوند می خواست تمام انسان هارو خوب میکرد در حالی که اینجوری اصلا خوبی و هنر معنا پیدا نمیکرد)

    ویرایش توسط ابوالفضل : ۱۳۹۲/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۵:۴۱
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    و گرایش به بدی بیشتر از خوبی هست. یعنی انسان ها بیشتر دوس دارن که بد باشن تا خوب
    خوب چرا اینطوری ؟ خدا خودش طوری انسان و خلق کرده که گرایشش به بدی بیشتر باشه و بعد
    بخاطر اون عذابش کنه ؟ اگر این طور باشه ما در روز قیامت می تونیم از خدا شکایت کنیم و بگیم
    خودت مارو اینجوری خلق کردی
    چرا پس مارو عذاب می کنی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    یه چیزی این وسط داریم به اسم هنر
    هنر یعنی دل کندن از دنیا با اختیار خود
    هنر یعنی رفتن به سوی خوبی
    اینجاست که اون انسان خالص که با اختیار خود خالص شده مشخص می شود.

    ( اگر خداوند می خواست تمام انسان هارو خوب میکرد در حالی که اینجوری اصلا خوبی و هنر معنا پیدا نمیکرد)
    خدا می تونست این گرایش به بدی و خوبی رو میانه خلق کنه تا عدالت هم رعایت بشه



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,195
    حضور
    144 روز 14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44202



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    خوب چرا اینطوری ؟ خدا خودش طوری انسان و خلق کرده که گرایشش به بدی بیشتر باشه و بعد
    بخاطر اون عذابش کنه ؟ اگر این طور باشه ما در روز قیامت می تونیم از خدا شکایت کنیم و بگیم
    خودت مارو اینجوری خلق کردی
    چرا پس مارو عذاب می کنی ؟
    یه نوزاد که متولد میشه روحش کاملا پاکه. و میتونه راه خوب رو انتخاب کنه یا بد. پس اختیار داره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    خدا می تونست این گرایش به بدی و خوبی رو میانه خلق کنه تا عدالت هم رعایت بشه
    روحی که وارد نوزاد میشه یه روح متعالی و پاک هست. و این گرایش به بدی و خوبی در اثر زندگی دنیوی ایجاد میشه
    و کاملا به اختیار انسان ربط داره.چون دنیا و لذات دنیوی فوق العاده کششون زیاده با یه لحظه غفلت انسان جذب خواهد شد.
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پس در دنیا بودن ودرآن زندگی کردن دو گونه است اگر موجب وابستگی و غفلت از خدا گردد مذ موم است وگرنه مذمتی ندارد
    با سلام و تشكر
    صحبت سر مذموم بودن يا نبودن دنيا نيست
    صحبت اينجاست كه وابسته نشدن به همسر و اعضاي خانواده چگونه ممكن است؟
    چگونه خداوند طلاق و جدايي را منفورترين حلال ها معرفي ميكند در حالي كه پديده مرگ جبرا همان آثار بد را دارد
    مرگ واميد به زندگي و ميل به همنشيني هميشگي با خانواده و دوستان چگونه باهم قابل جمع اند؟


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    279
    حضور
    23 روز 20 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    1741



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها

    صحبت اينجاست كه وابسته نشدن به همسر و اعضاي خانواده چگونه ممكن است؟
    سلام

    چرا باید وابسته نبود؟!
    اگر وابسته نشدن به خانواده و همسر،ملاک بود،پس پیامبر ص و امامان ع و حضرت فاطمه س و ... هم نباید به همدیگه وابسته بودند!!

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    زندگي كردن در دنيا و تعلق نداشتن به آن چگونه ممكن است؟
    وقتي قراره همين تعلقات به دنيا و وابستگي به اطرافيان در مرگ و بعد از آن مايه عذاب باشد چرا اصلا زندگي كنيم؟
    باسلام خدمت دوست گرامی،
    منظورتان را از چرا اصلا زندگی کنیم درست متوجه نشدم! منظورتان این است که چرا خودکشی نکنیم؟ چرا که زندگی در این دنیا اختیاری نبوده و نیست. بلکه ما جبرا به این دنیا پا گذاشته ایم و فطرتا چیزهایی در وجودمان قرار داده شده به صورت ژنتیکی که وابسته به خیلی چیزها می شویم. مانند وابستگی به سینه مادر که از همان بدو تولد فطرتا در وجودمان قرار می گیرد و نیز وابستگی های دیگری که با توجه به شرایط خانوادگی و اجتماعی که در آن می زییم در وجود مادی ما قرار می گیرد که تا حدود زیادی تحت اختیار و تسط ما نیست تا زمانی که ما به سن بلوغ فکری برسیم و جهان پیرامون خود را بشناسیم و بفهمیم که واقعا وابستگی یعنی چه؟ از آن جا به بعد است که می بایست تا آنجا که می توانیم این تعلقات را از بین ببریم. البته درست است که از بین بردن این تعلقات با مرگ امکان پذیر خواهد شد ولی باید توجه داشت که این دنیا علاوه بر اینکه فضایی است که ما را دچار وابستگی های مادی می کند ولی در عین حال فضایی هم هست برای از بین بردن این تعلقات. و لذا مرگ این امکان را از ما برای سبک کردن وجود مادی مان از مادیات و افزایش بعد روحانی مان را می گیرد. فلذا همیشه مرگ بهترین راه حل نیست.
    نکته دیگر اینکه از بین بردن تمام تعلقات انسان به عالم ماده محال است. چرا که تعلقاتی هستند که وجودشان برای زندگی در این دنیا الزامی است. مانند خوردن و آشامیدن. ولی تعلقاتی هم هستند که وجود آنها برای زندگی در این دنیا الزامی نیست.
    به اعتقاد بنده تمام دستورات دین در راستای کاستن از تعلقات دنیوی و کاستن از بعد مادی و سبک کردن وجود انسان و به تبع آن آماده کردن او برای بالا رفتن و رسیدن به معناست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    صحبت اينجاست كه وابسته نشدن به همسر و اعضاي خانواده چگونه ممكن است؟
    این مسئله براحتی امکان پذیر است. البته این را نباید تعبیر به بی اعتنایی کرد. چرا که خدای متعال وجود آنها را ابزاری قرار داده برای تعالی روحی مان و البته همان طور که اشاره شد بر عکس آن هم ممکن است که باید از آن برحذر بود. همانطور که در قرآن هم به به این مورد اشاره شده است.
    لذا بی اعتنایی به این نعمات الهی یعنی از دست دادن ابزارهایی برای تعالی روح
    الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا کهف - 46
    دارايی و فرزند پيرايه های اين زندگانی دنياست و کردارهای نيک که ، همواره بر جای می مانند نزد پروردگارت بهتر و اميد بستن به آنها نيکوتر است.
    لذا مهم اعمال نیکی است که ما در رابطه با آنها انجام می دهیم و همین عمل صالح است که می تواند موجبات تعالی روحیمان را فراهم کند.
    اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ انفال 28
    و بدانيد اموال و اولاد شما وسيله آزمايش است و پاداش عظيم (براى آنها كه از عهده امتحان برآيند) نزد خدا است.
    در اینجا خداوند برای آنهایی که در رابطه با این نعمات الهی بهترین راه را انتخاب می کنند و از عهده این امتحان الهی برمی آیند پاداش عظیم در نظر گرفته است. پاداش عظیم همان تعالی روحی انسان است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    چگونه خداوند طلاق و جدايي را منفورترين حلال ها معرفي ميكند در حالي كه پديده مرگ جبرا همان آثار بد را دارد
    همانطور که در بالا اشاره شد در مرگ طبیعی اختیاری نیست و انسان جبرا بر اساس اقتضائات جهان مادی یک زمان مشخصی را در این دنیا زندگی می کند که باید از ابزارهایی که در آن قرار داده در این مدت کوتاه بهره بگیرد تا بتواند در زمان پس از مرگ ( در آن زمان بی زمان ) بهتر و بیشتر به فنای الهی برسد و از منزلگاه ها بهتر و با عذابی کمتر گذر کند. ولی طلاق یعنی از بین بردن ابزارهای لازم برای تعالی روحی دو نفر.
    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    مرگ واميد به زندگي و ميل به همنشيني هميشگي با خانواده و دوستان چگونه باهم قابل جمع اند؟
    البته بنده منکر این نیستم که اکثر انسان ها چنین امیالی را دارند و این حاصل تعلق بیش از حد آنها به عالم ماده است ولی انسان هایی که خود و خدای خود را بهتر شناخته اند در عین پرداختن به دنیا توجهی به آن ندارند و از ابزارهای مادی درون آن صرفا جهت تعالی روحی خود استفاده می کنند.
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۹, ۰۹:۰۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود