صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیـا بــرای رســـیدن بــه خـــدا، مــیـــانـــه‌ای بـایــد بـاشــــد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648

    اشاره آیـا بــرای رســـیدن بــه خـــدا، مــیـــانـــه‌ای بـایــد بـاشــــد؟




    درود بر مدیران گرامی
    می‌دانیم که همانند این گفتار، پیش از این نیز بوده است؛ ولی چون آن‌ گفتارها بسته شده‌اند، چاره‌ای جز ساختن این گفتار نو نبود. امیدواریم که آن‌را هرچه زودتر تأیید کنید و اگر کارشناس‌ به دلیل نداشتن زمان آزاد، پاسخ هم نداد، مشکلی نیست؛ یا اینکه هرگاه وقت آزاد داشتند ما را راهنمایی کنند ولی خواهشمندیم که دیر آنرا تأیید نکنید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    درود بر آقای «عــــلی» گرامی
    بسیار خرسندیم که کسان دانشمندی همچون شما در این تارنما هستند و ما روزانه از آن‌ها چیزهای بسیاری می‌آموزیم.
    «فریاد» شما که برخی از سخنوران مسلمان نیز چنان می‌گویند که تنها از خدا بخواهید و خواستن از غیر خدا، کفر است؛ زیرا تنها اوست و وسیله‌ای نباید باشد نیز برای ما پرسشی را به وجود می‌آورد.
    پرسش این است:
    در (یوسف / 86)، یعقوب می‌گوید: «من نگرانی‌هایم را تنها پیش خدا بازگو می‌کنم»
    اکنون، چرا یک پیامبر که چشمانش نابینا شده است، باید توسط یک «پیراهن» که از سوی یوسف آمده است بهبود یابد؟ او یک پیامبر است و نیازی به چنین وسیله‌هایی ندارد!
    (یوسف / 93): «(یوسف گفت:) این پیراهن من را ببرید و بر چهره‌ی پدر بیافکنید تا بینا شود»
    (یوسف / 96): «پس چون مژده رسان آمد، پیراهن را بر چهره‌ی یعقوب گذاشت و سپس، او بینا شد»
    بدون‌شک، اگر وسیله جستن و از غیر خدا خواستن کفر باشد، پیامبران باید چنین چیزی را به مردم می‌گفتند.
    چرا هنگامی که فرزندان یعقوب از پدر خود می‌خواهند که از خدا برای آن‌ها بخشش بخواهد و برای آن‌ها دعا کنند که خدا آن‌ها را ببخشد، یعقوب به آن‌ها نمی‌گوید که این کار کفر است و باید خودتان انجامش دهید؟
    (یوسف / 98 - 97): «(فرزندان یعقوب) گفتند: ای پدر! (از خدا) برای گناهان ما، درخواست بخشش کن که به راستی ما گناه‌کار بوده‌ایم * (یعقوب) گفت: به زودی از خدایم برای شما، درخواست بخشش می‌کنم که او آمرزنده‌ی مهربان است»

    آیا یعقوب هم کافر است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    مطالبی که مطرح کردید هر کدام بحث مفصل دارد.اما ارتباطی به این تاپیک ندارد.بحث توسل و رابطه شاگردی و استادی را تاپیک جداگانه بزنید در آن بحث خواهیم کرد انشالله.در ضمن پیشنهاد میکنم طبق فرموده قران کمی در ان تدبر کنید تا به پاسخ برسید.مثلاً در بحث استغفار یعقوب برای فرزندانش و ... رابطه حق الناس و حق الله را در نظر بگیرید.
    در ضمن من علم تفسیر نمیدانم که اینهمه از بنده سوال دارید.
    موفق باشید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    مثلاً در بحث استغفار یعقوب برای فرزندانش و ... رابطه حق الناس و حق الله را در نظر بگیرید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست ها
    اگر حق‌الناس می‌بود، باید از خود یعقوب بخشش می‌خواستند نه اینکه از یعقوب بخواهند که از خدا درخواست بخشش برای آن‌ها کند و اگر هم حق‌الله می‌بود، باید (از دید شما) از خود خدا می‌خواستند و نه یعقوب را وسیله قرار دهند؛ زیرا تا خدا هست، وسیله چه کاره است.
    پیراهن یوسف، حق‌الله بود یا حق‌الناس؟
    از آقای «علی» درخواست می‌شود، ما را راهنمایی بفرمایند

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۵

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست




    آیـا بــرای رســـیدن بــه خـــدا، مــیـــانـــه‌ای بـایــد بـاشــــد؟







    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها


    «فریاد» شما که برخی از سخنوران مسلمان نیز چنان می‌گویند که تنها از خدا بخواهید و خواستن از غیر خدا، کفر است؛ زیرا تنها اوست و وسیله‌ای نباید باشد نیز برای ما پرسشی را به وجود می‌آورد.

    با سلام و عرض ادب


    1) بحث توسل و مشروعیت آن امری مسلم در نزد جمیع فرق اسلامی است، که تنها تفکرات خشک سلفی با آن به مبارزه برخواسته اند.

    2) مساله ی توسل به پيامبر صلی الله علیه وآله و اولياى دين علیهم السلام يعنى آنها را وسيله و شفيع در درگاه خدا قرار دادن مطلبى است كه نه با حقيقت توحيد منافات دارد، و نه با آيات قرآن کریم، بلكه تاكيدى است بر توحيد، و اينكه همه چيز از ناحيه خدا است، در آيات قرآن نيز كرارا به مساله شفاعت و همچنين استغفار و طلب آمرزش پيامبر صلی الله علیه وآله براى مؤمنان اشاره شده است.

    با اين حال بعضى از دور افتادگان از تعليمات اسلام و قرآن اصرار دارند كه هر گونه توسل و شفاعتى را منكر شوند، و براى اثبات مقصود خود دستاويزهايى پيدا كرده ‏اند، از جمله این آیه ی شریفه ی:«وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً». این افراد مى ‏گويند: مطابق اين آيه قرآن دستور مى ‏دهد نام احدی را همراه نام خدا نبريد، و جز او را نخوانيد، و شفاعت نطلبيد! در حالی که اين آيه هيچ ارتباطى به مطلب آنها ندارد، بلكه هدف از آن نفى شرك، يعنى چيزى را همرديف خدا در عبادت، يا طلبيدن حاجت، قرار دادن است.

    به تعبير ديگر: اگر كسى به راستى كار خدا را از غير خدا بخواهد و او را صاحب اختيار و مستقل در انجام آن بشمرد مشرك است، همانگونه كه کلمه ی :« مع»، در جمله ی:« فلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ»،به اين معنى گواهى مى ‏دهد كه نبايد كسى را همرديف خدا و مبدأ تاثير مستقل دانست.

    ولى اگر از انبياء الهى شفاعتى بخواهد، يا تقاضاى وساطت در درگاه پروردگار كند نه تنها آن را نفى نمى‏ كند بلكه قرآن گاه خود پيامبر صلی الله علیه وآله را به اين معنى دعوت كرده، و گاه به ديگران دستور داده از پيامبر صلی الله علیه وآله شفاعت بخواهند.

    لذا اینکه قرآن کریم می فرماید
    :«فلاتدعوا مع الله احدا»،[1] و همچنین می فرماید:«ادعونی استجب لکم»،[2]مراد از دعوت در این آیات مطلق درخواست حاجت اعم از دعا و غیره نخواهد بود؛ بلکه مقصود پرستش و عبادت غیر خدا خواهد بود .

    بنابراین اگر شخص متوسل ولی خدا را تنها واسطه ای بداند که به واسطه ی وجاهت و آبروی او شخص متوسل قابلیت دریافت فیض الهی را دارا می گردد، این امر عین توحید است؛ زیرا که نظام عالم هستی از تکوین و تشریع بر اساس جعل وسائط شکل یافته است.


    3) با نگاهی به برخی از آیات کریمه این حقیقت بیشتر آشکار می گردد: قرآن کریم از سویی در مقام جعل مثل می فرماید:

    «
    يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوب»،[3]


    واز سویی دیگر از زبان حضرت عیسی علیه السلام بیان می فرماید:

    «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»؛[4]

    آیه ی اول به عمومینت خویش شامل همه کسانی می گردد که به عنوان معبود خوانده شده اند و ما نیز می دانیم که مشرکین ملائکه و برخی از انبیاء را هم می پرستیده اند؛ بنابراین خواندن آنها در عرض خدا در تحت آیه ی اول قرار دارد؛ زیرا که اولیای الهی به اذن الهی منشا اثر در عالم هستی هستند و بی اذن الهی قادر به خلق پشه ای نیز نخواهند بود.اما همین ولی الهی در آیه ی دوم فرستاده ی وجیهی است که به اذن الله کار خدایی یعنی:«خلقت»، را انجام می دهد.

    بنابراین اولیای الهی هر چه دارند از خدا است و هیچ شانی از خود ندارند؛ لذا به اذن الله خود وسیله ای هستند که در بعد تشریع و تکوین موجب هدایت بشر بوده اند، واین امر نیز تنها مربوط به نشئه ی حیات دنیوی آنان نبوده؛ بلکه در حیات برزخی نیز همین شئون باقی است.

    موفق باشید.


    [1] .سوره جن، آیه 18.

    [2] . سوره غافر، آیه 60.

    [3] .سوره حج، آیه 73: اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مى‏ خوانيد، هرگز نمى توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى ‏توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب‏ كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان).

    [4].سوره آل عمران، آیه 49: و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى ‏گويد:) من نشانه ‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى ‏سازم سپس در آن مى‏ دمم و به فرمان خدا، پرنده‏ اى مى ‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم و از آنچه مى‏ خوريد، و در خانه‏ هاى خود ذخيره مى‏ كنيد، به شما خبر مى ‏دهم مسلماً در اينها، نشانه ‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۱:۴۱
    آیـا بــرای رســـیدن بــه خـــدا، مــیـــانـــه‌ای بـایــد بـاشــــد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    با سلام خدمت کارشناس محترم.
    فرازهایی از دعای ابو حمزه ثمالی
    الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتي وَاَخْلوُ بِهِ حَيثُ شِئْتُ لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُوَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُوغَيرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيرَهُ لاََخْلَفَ رَجآئي
    و ستايش خدايي را كه هرگاه براي حاجتي بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براي راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد. ستايش خدايي را كه جز او كسي را نخوانم و اگر غير او ديگري را مي‌خواندم دعايم را مستجاب نمي‌كرد و ستايش خدايي را كه به‌جز او اميد ندارم و اگر به غير او اميدي داشتم نااميدم مي‌كرد.
    نکته دیگر اینکه :
    اگر می شود وجه عقلانی شفاعت را هم بیان بفرمایید. اینکه چرا شفاعت تبعیض نیست؟ پارتی بازی نیست؟
    بالاخره اگر ما شایسته بخشش حق تعالی هستیم چرا به درخواست خودمان نباشد و به درخواست دیگری باشد؟
    سوال دیگر اینکه آیا درخواست از خدا باید حتما با واسطه باشد یا بدون واسطه هم امکان پذیر است؟ اگر امکان پذیر است کدام ارزش و تاثیر بیشتری دارد؟


    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    اگر می شود وجه عقلانی شفاعت را هم بیان بفرمایید. اینکه چرا شفاعت تبعیض نیست؟ پارتی بازی نیست؟
    بالاخره اگر ما شایسته بخشش حق تعالی هستیم چرا به درخواست خودمان نباشد و به درخواست دیگری باشد؟
    سوال دیگر اینکه آیا درخواست از خدا باید حتما با واسطه باشد یا بدون واسطه هم امکان پذیر است؟ اگر امکان پذیر است کدام ارزش و تاثیر بیشتری دارد؟
    سلام
    کسب کمال در دار وجود به ایجاد ظرفیت است و همان که موجودی ظرفیت لازم را دارا شد فیاض علی الاطلاق فیضش را به او عطا می کند . خدای متعال برای تکامل موجودات مستعد اسبابی قرار داده است که از درون و برون به او منضم میشوند و ظرفیتها را در او ایجاد می کنند .
    مثلا یک دانه با توسل به آب و خاک و هوا رشد میکند و چون از خاک سر برآورد خورشید هم اورا یاری می دهد . فعالیتهای درونی دانه و نهال هم لازم است تا اینکه این مجموعه بتواند نتیجه رشد را حاصل کند
    خدای متعال برای کمال انسانها هم این اسباب درونی و برونی را قرار داد . اسباب درونی ، استعمال دستورالعملهای شرع برای ظرفیت سازی است مانند عبادات و اخلاقیات ووو اما برای انسان سبب بیرونی هم قرار داده شده که در صورت لزوم می تواند از آنها هم بهره ببرد
    پس توسل به اولیاء الهی بهره مندی از یک سبب خارجی برای ظرفیت سازی و تکامل است که خود خدای متعال آنرا قرارداده است و
    چنگ زدن به آن امر دائمی لازم نیست بلکه منوط به خواست خود فرد است .
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    20
    حضور
    23 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33



    با عرض سلام خدمت دوستان
    در این تاپیک موضع خوبی مورد بحث قرار گرفته است که مایلم من نیز سهمی در تکمیل آن داشته باشم. جانب سخن بنده با دوست محترم، شریعت عقلانی، و مطلب اول ایشان است.
    ایشان در ابتدا بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی را بیان کرده اند و ظاهرا سعی دارند با تمسک به فراز: بغَيرِ شَفيـع، ما را متوجه این نکته کنند که امام سجاد در این دعای مفصل و مقدس بر نفی شفاعت نظر داده اند.
    خطاب به دوست گرامی عرض میکنیم اجازه دهید کلمات دیگر امام سجاد در روایات دیگر از ایشان نظیر کتاب ارزشمند و گرانسنگ صحیفه سجادیه را نیز با هم مرور کنیم. همینکه دعای اول از مجموعه ادعیه این کتاب را باز میکنیم و کمی جلو میرویم با این عبارت روبرو میشویم که خطاب به خداوند میفرماید: وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، صَلوةً دآئِمَةً نامِيَةً لَاانْقِطاعَ لاَِبَدِها، وَلامُنْتَهى‏ لاَِمَدِها، وَاجْعَلْ ذلِكَ عَوْناً وَ سَبَباً لِنَجاحِ طَلِبَتى، اِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ، وَ مِنْ حاجَتى يا رَبِّ كَذا وَ كَذا «وَ تَذْكُرُ حاجَتَكَ، ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فى سُجُودِكَ»: فَضْلُكَ انَسَنى، وَ اِحْسانُكَ دَلَّنى، فَاَسْئَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِهِ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ - اَنْ لاتَرُدَّنى خآئِباً.
    این فراز به خوبی نشان از آن دارد که حضرت در عمل به جواز توسل و شفاعت حکم کرده است.
    سوالی که باقی میماند این است که پس چرا امام در دعای ابوحمزه از آن عبارت استفاده نموده اند. پاسخ در خود ترجمه آن فراز از دعای ابوحمزه است که دوست عزیز، شریعت عقلانی، ارائه داده اند: و هر زمان بخواهم براي راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم. اگر منظور از این فراز نفی مطلق شفاعت باشد همچنین باید پذیرفت که رعایت زمانهای خاص عبادت که در نمازهای یومیه لازم است نیز لازم نیست. پس آیا بهتر نیست معنای این فراز را در کنار دیگر احادیث و آیات قرآن جویا شویم. به نظز میرسد معنای کلام امام این است که برای اصل راز و نیاز با خدا و درخواست حاجت از او نیازی به واسطه نیست (آنگونه که در برخی از ادیان دیگر مرسوم است). این مطلب کجا و محتوای آموزه شفاعت کجا؟ آموزه شفاعت از مسلمات اسلام و مذکور در قرآن و روایات است. گزیده ای از آیه الکرسی را با هم میخوانیم: من ذا الّذی یشفع عنده الاّ باذنه. در این فراز خداوند ضمن صحه گذاشتن بر اصل شفاعت، استقلال شفیع در شفاعت را رد کرده میفرماید این شفاعت به اذن خداست. این برداشت در کنار آیه 28 سوره انبیا کامل میشود: و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد مكرمون* لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون* يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون.
    امید است آنچه بیان شد راهگشا بوده باشد.


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا و همسرم و پدر و مادرم
    نوشته
    1,594
    حضور
    6 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8697



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    این داستان اثبات کردن نمی خواهد چون:
    1.وقتی میگویی یا امام زمان ادرکنی قبل اینکه صدایت به گوش امام زمان برسه خداوند شنیده دوم اینکه خدا باعث شده که صدات به گوش امام زمان برسه.
    2.هیچکس بخشنده تر و شنونده تر و مهربون تر از خدا نیست.

    این مساله هم با عقل و ریاضیات جور در میاد هم با فطرت با ریاضیات اینطور میشه که هر چیزی از چیز دیگر به شما نزدیک باشه بیشتر شما رو درک میکنه.
    وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ (040 | غافر - 60)
    پروردگار شماگفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را اجابت كنم. به يقين كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند.»

    أَ لَيْسَ اللهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (039 | زمر - 36)
    آيا خداوند براى (نجات و دفاع از) بنده اش كافى نيست؟! ولى آنها تو را از غير او مى ترسانند. (آنها گمراهند) و هر كس را خداوند گمراه كند، هيچ راهنمايى براى او نخواهد بود!

    سوم اینکه هر روز داریم سر نماز میگیم:
    إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعينُ (001 | الفاتحة - 5)
    (پروردگارا) تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم

    آیا واقعاً اینطور هست؟
    چهارم اینکه کسانی که فکر میکنند مستقیم خدا را بخوانند خداوند اجابتشان نمیکند و ... چرا اصلاً نماز میخوانند؟چرا در نماز مستقیم سخن میگویند با خدایشان؟در نماز هم به شخصی غیر از خدا تکیه کنند.
    نمیدونم بنده های خدا چشون شده!!!!
    خدانگهدار.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    religion
    نوشته
    233
    حضور
    7 روز 8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    648



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    اگر می شود وجه عقلانی شفاعت را هم بیان بفرمایید. اینکه چرا شفاعت تبعیض نیست؟ پارتی بازی نیست؟

    پادشاهی به عبدش فرمود صندوقچه مرا بگشای !
    عبدش عرض کرد هرگز چنین جسارتی نخواهم کرد.
    پادشاه فرمود صندوقچه و امر هر دو مال ماست.

    اینی که شما فرمودی شفاعت از نوع ایرانیش است


    عدل خدا واقعا پیچیده است. چنین عدلی نیازمند اطلاعات نا متناهی است که تنها مخصوص خداست. ظالم کسانی هستند که محمد (ص) و آل او را بشناسند اما در دعایشان از صلوات و توجه به آنها خودداری کنند. بر کسی که نمی شناسند حرجی نیست.

    عقل حکم می کرد که مسلمانان از آل پیامبر (ص) جدا نمی شدند تا به این خواری و تفرقه و عقب ماندگی نمی رسیدند. ائمه به چه زبانی باید بگویند که بر حق هستند !
    این همه معجزه در حرم مطهر آنها اتفاق می افتد. چرا در حیاط خانه ما این معجزات رخ نمی دهد !!



    ویرایش توسط maes : ۱۳۹۲/۰۸/۱۲ در ساعت ۲۲:۰۱
    منم بنده اهل بیت نبی - ستاینده خاک و پای وصی - بر این زادم و هم بر این بگذرم - چنان دان که خاک پی حیدرم - نباشد جز از بی پدر دشمنش - که یزدان به آتش بسوزد تنش *** درود بر فردوسی !

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    مسائل مذهبی
    نوشته
    326
    حضور
    1 روز 22 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1424



    چرا معجزه اگر خدا بخواهد به واسطه معصومین ع در اتاق خانه ما هم اتفاق می افتد یک قلب صاف و یک دلشکسته

    و تنها خدا را داشتن و تنها خدا را خواندن کافی است ................

    البته حرم معصومین ع که جای خود را دارد ............

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    با سلام خدمت کارشناس محترم.
    فرازهایی از دعای ابو حمزه ثمالی
    الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتي وَاَخْلوُ بِهِ حَيثُ شِئْتُ لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُوَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُوغَيرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيرَهُ لاََخْلَفَ رَجآئي
    و ستايش خدايي را كه هرگاه براي حاجتي بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براي راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد. ستايش خدايي را كه جز او كسي را نخوانم و اگر غير او ديگري را مي‌خواندم دعايم را مستجاب نمي‌كرد و ستايش خدايي را كه به‌جز او اميد ندارم و اگر به غير او اميدي داشتم نااميدم مي‌كرد.
    نکته دیگر اینکه :
    اگر می شود وجه عقلانی شفاعت را هم بیان بفرمایید. اینکه چرا شفاعت تبعیض نیست؟ پارتی بازی نیست؟
    بالاخره اگر ما شایسته بخشش حق تعالی هستیم چرا به درخواست خودمان نباشد و به درخواست دیگری باشد؟
    سوال دیگر اینکه آیا درخواست از خدا باید حتما با واسطه باشد یا بدون واسطه هم امکان پذیر است؟ اگر امکان پذیر است کدام ارزش و تاثیر بیشتری دارد؟

    با سلام و عرض ادب

    1) نظیر همین فقره در نامه ی سی و یکم نهج البلاغه موجود است آنجا که حضرت امیر علیه السلام می فرمایند:

    «واعلم ان الذی بیده خزائن السماوات و الارض قد اذن لک فی الدعاء و تکفّل لک بالاجابة،و امرک أن تسأله لیعطیک،و تسترحمه لیرحمک،ولم یجعل بینک وبینه من یحجبک عنه،و لم یلجئک الی من یشفع لک الیه،ولم یمنعک إن أسأت من التوبة...». بدان همان كسى كه گنجهاى آسمانها و زمين در اختيار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است و اجابت آن را نيز تضمين نموده، به تو امر كرده كه از او بخواهى تا به تو عطا كند و از او در خواست رحمت نمائى، تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بين تو و خودش را كسى قرار نداده كه حجاب و فاصله باشد و تو را مجبور نساخته كه بشفيع و واسطه اى پناه ببرى.

    در اینجا نیز امام زین العابدین در دعای عظیم الشان ابوحمزه می فرمایند:
    «وَ الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِى أُنادِيهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِى، وَ أَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفِيعٍ، فَيَقْضِى لِى حاجَتِى.»[1] ستايش خدا را كه هرگاه بخواهم او را براى [برآورده ساختن‏] خواسته ‏ام مى‏ خوانم، و هر كجا كه بخواهم براى [بازگو كردن‏] رازم، بدون واسطه و ميانجى، با او خلوت مى‏ نمايم و او خواسته ‏ام را برآورده مى ‏سازد.

    در فراز اول سخن از نفی اجبار به آوردن شفیع است؛ شفیعی که حقیقت آن حجاب بین مخلوق و خالق است. ودر فراز دوم سخن از آزادی درخواست از خداوند متعال بدون هیچ واسطه ای است. یعنی این دو فقره از بیان معصومین بیان می فرماید که خداوند متعال کمال مطلقی است که منزه از هر عیب و نقصی است؛ او احاطه بر ذات مخلوق و شئون وجودی آنها دارد، سخن بندگانش را می شنود و بدانها پاسخ می دهد؛ لذا نیازی به حاجب و نگهبان و واسطه ندارد، و او مهربانتر از هر مهربانی است. لذا بنده در اصل ارتباط با معبود بی نیاز از واسطه است؛ زیرا که او موجود فقیری است که در جمیع ابعاد وجودی خود محتاج فیض و توجه و ربوبیت پروردگار خویش است و خداوند نیز مخلوق خویش را رها نکرده و تدبیر او را به غیر خویش محول نساخته است. بنابراین اگر فلسفه ی وجودی واسطه و شفیع را اثر گذاری در خالق بدانیم، باید گفت که خداوند متعال منزه از این امور است.

    2) نکته ی دیگر آنکه هر چند در اصل ارتباط با معبود هیچ احتیاجی به وسیله نیست؛ همچنان که ما در هر روز پنج وعده با خدای خویش مناجات می نمائیم؛ اما باید خاطر نشان ساخت که این امر به معنای محبوبیت وجود واسطه ی ماذون نخواهد بود؛ زیرا وجود واسطه ی ماذون چه در تشریع و چه در تکوین باعث ارتقای ظرفیت وجودی انسان و بهره گیری بیشتر از فیوضات رحمانی خواهد بود؛ همچنان که قران کریم در مورد امامان می فرمایدوَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا...».[2] و همچنین می فرماید:«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ، وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»: و هيچ چيزى نيست جز آنكه گنجينه‏هاى آن نزد ماست، و ما جز به اندازه معيّن فرو نمى فرستيم.

    3) شفاعت اخروی بر اساس ملاک است و شفیع امری که اذنی در آن ندارد انجام نمی دهد، و او خواسته ای جز خواسته ی خداوند متعال نخواهد داشت. وخداوند نیز اراده نموده که با جمال و کمال محمدی صلی الله علیه وآله بر مخلوقات خویش تحلی نماید؛ زیرا که آنحضرت تجلی اسماء و صفات حضرت حق می باشد. و توجه به آن حضرت جدای از توجه به خداوند متعال قابل فرض نیست:«قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُون».[3]

    4) آیات شفاعت در قرآن کریم متعدد است از جمله:

    «
    لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْدا».[4]
    «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلا».[5]

    «وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُون».[6]




    [1]. اقبال الاعمال، ص 67.

    [2].انبیاء/73:و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى ‏كردند.

    [3].زمر/44: بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاكميّت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوى او بازمى‏ گردانند

    [4].مریم/87: آنان هرگز مالك شفاعت نيستند مگر كسى كه نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارد.

    [5].طه/109: در آن روز، شفاعت هيچ كس سودى نمى ‏بخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضى است.

    [6].زخرف/86:كسانى را كه غير از او مى ‏خوانند قادر بر شفاعت نيستند مگر آنها كه شهادت به حق داده‏ اند و بخوبى آگاهند!
    آیـا بــرای رســـیدن بــه خـــدا، مــیـــانـــه‌ای بـایــد بـاشــــد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود