صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قصاص و دیه زن در مقابل مرد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    249
    حضور
    1 روز 22 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1367

    قصاص و دیه زن در مقابل مرد




    بنام الله معبود یگانه
    با سلام
    طبق ایه 177 قران کریم که ایه قصاص است قصاص بدین صورت است که ازاد در باربر ازاد برده در مقابل برده و زن در مقابل زن حال این سوال پیش میاد در مورد قتل زن توسط مرد چگونه عمل میشود که فقها میگویند نصف دیه مرد را باید داد تا ان مرد قصاص شود زیرا که مرد محور چرخه اقتصادی برا ی خانواده است حال اگر یک زن محور چرخه اقتصادی بود و توسط یک مرد به قتل رسید چطور باید برخورد شود

    یا فاطمه (س)
    اگر از سرهایمان کوه بسازند نمیگذاریم در تاریخ بنویسند سید علی تنها ماند
    www.montaged.persianblog.ir

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست




    قصاص و دیه زن در مقابل مرد







    کارشناس بحث: استاد صادق

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ در ساعت ۰۹:۱۰

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصاد نمایش پست ها
    بنام الله معبود یگانه

    با سلام
    طبق ایه 177 قران کریم که ایه قصاص است قصاص بدین صورت است که ازاد در باربر ازاد برده در مقابل برده و زن در مقابل زن حال این سوال پیش میاد در مورد قتل زن توسط مرد چگونه عمل میشود که فقها میگویند نصف دیه مرد را باید داد تا ان مرد قصاص شود زیرا که مرد محور چرخه اقتصادی برا ی خانواده است حال اگر یک زن محور چرخه اقتصادی بود و توسط یک مرد به قتل رسید چطور باید برخورد شود



    پاسخ :
    باسلام . در این باره باید به طور جامع تر به مسله نگریست لذا در چند نکته مباحثی طرح می شود :
    حکمت نصف بودن دیه زن این است که ازنظر تامین هزینه زندگی مسئولیت زیادی به عهده مرد است ولی به عهده زن نمی باشد؛ یعنی باید مردان در خانواده هزینه تمام افراد خانواده را تأمین کنند و در این حالت فرقی نمی کند که زن خانواده شاغل باشد یا نباشد؛ در هر دو صورت بر مرد خانه شرعا لازم است که هزینه او و فرزندان را بپردازد. در این حالت در آمد زن اختصاص به خودش خواهد داشت و هیچ تکلیف دینی و شرعی برای تأمین هزینه خانواده بر دوش او نیست، حتی اگر شاغل باشد.
    ضمناً باید توجه داشت که همواره قانون نظر به غالب افراد دارد نه به موارد جزیی. چون غالباً مردها موظفند که نان آور خانه باشند وبا قتل آن ها کمبود اقتصادی درزندگی خانواده بیشتر احساس می شود دیه مرد ها دوبرابر زنان لحاظ شده است. درمواردی که زن نان آور باشد و به قتل برسد کمبود اقتصادی خانواده را حکومت اسلامی باید جبران نماید.
    توضیح بیشتر:
    دیه، نمایان‏گر بها و ارزش انسان نیست، چون ارزش انسان بسیار بالا است و قابل مبادله مالى نبوده و با معیار‌های مالی نمی توان سنجید.
    دیه مربوط به جبران خسارت جانى با توجه به بُعد اقتصادى آن است.
    انسان‏ها ابعادى دارند، از جمله:
    1- بُعد انسانى و الهى: همه (چه زن و چه مرد) از روح ملکوتى الهیّه بهره‏مندند و از این جهت بین زن و مرد هیچ تفاوتى نیست. زن به همان درجه و مرتبه از کمال انسانی می‌تواند دست یابد که مردان می‌توانند دست یابند. هیچ یک از قوانین و احکام اسلامی در این جهت بین زن و مرد تفاوتی قرار نداده است. این مطلب در آیات بسیاری از قرآن که زنان را در رسیدن به کمالات انسانی در کنار مردان قرار داده، به خوبی آشکار می شود.
    2- بعد علمى و دانش‏طلبى: خداوند در هر دو ابزار شناخت قرار داده است و هر دو مى‏توانند به معارف عالى دست پیدا کنند. در این بعد نیز بین زن و مرد تفاوتى نیست.
    3- بعد جسمانى و مادى: در این بعد بین زن و مرد تفاوت هست. این تفاوت باعث مى‏شود که هر یک از دو جنس (مذکر و مونث) به مقتضاى شرایط وجودى خویش مسئولیت‌هایى را پذیرا باشند. اسلام با توجه به همین امر مسئولیت‏هاى اقتصادى خانواده را بر دوش مرد خانواده قرار داده و بر آنها تکلیف نموده است، نه بر زنان. زنان نیز هیچ گاه نمی­گویند که چرا این مسئولیت بر ما تکلیف نشده است.
    مرد از توانمندى جسمى و روحى ویژه‏اى برخوردار است، بر خلاف زن که جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد.
    بر این اساس وظائف سخت‏ترى بر عهده مردان گذاشته شده است، از قبیل کار و تلاش براى تأمین غذا و پوشاک و مسکن و سائر لوازم زندگىِ، ایجاد امنیت و نگهدارى خانه و خانواده و دفاع در برابر تهاجم بیگانگان، حفظ و نگهدارى جامعه و اداره اجتماع، حفظ و ایجاد امنیت اجتماعى، که همه وظائف سختى است که بر اساس توانایى‏هاى مرد بر دوش او سنگینى مى‏کند. زن نیز بر اساس توانایى وجودى خود وظائف متناسب دارد.
    واقعیت این است که مردان در اقتصاد خانواده (با توجه به مسئولیت‌های تعیین شده در اسلام بر آن‌ها )بیشتر نقش دارند، از این رو با فوت آنان ضربه اقتصادى بیشترى به خانواده وارد مى‏گردد.
    بنابر این زن و مرد از جهت توان جسمى متفاوتند. این فرق موجب تفاوت در نقش آن دو در امور اقتصادى مى‏شود و طبق آن مسئولیت‌هایی بر عهده آنها گذاشته و تکلیف می‌شوند.پس تفاوت‏ها بر اساس تناسب است، نه نقص و کمال.

    نتیجه:
    همان گونه که قرار دادن مسئولیت‌هاى اقتصادى همانند: نفقه، مهریه و دیه عاقله که در اسلام بر دوش مردان قرار داده شده است، طبعاً از دست رفتن مرد خانواده، ضربه اقتصادى به افراد خانواده (زن و فرزندان) وارد مى‏شود.
    شریعت اسلام براى جبران این ضربه و کاهش آن، مسئله دو برابر بودن دیه مردان را مطرح کرده است.
    اگر با دقت در این حکم شرعى نگاه کنیم، متوجه مى‏شویم که در این جا، اسلام مراعات حال زنان را نموده است؛ زیرا دو برابر بودن دیه مرد به این معنا است که مبلغ دو برابرى نصیب دیگر افراد خانواده (زن و فرزندان) شود. در طرف دیگر نصف بودن دیه زن به این معنا خواهد بود که در صورت قصاص باید نصف دیه پرداخت شود تا زن و فرزندان مرد (که مورد قصاص قرار خواهد گرفت) از این درآمد بتوانند زندگى کنند؛ بنابراین از هر طرف نگاه کنیم، در این مسئله مراعات حال زن و فرزندان خانواده شده است.
    اصولاً در برخی موارد مرد و زنى که دیه آن‏ها طرح مى‏شود، وجود ندارند تا از آن بهره‏مند شوند؛ بنابراین مسئله دیه در قانون اسلامى، هماهنگ با شرایط مردان و زنان و مسئولیت‏هاى آن‏ها در خانواده تنظیم شده و کاملاً حکیمانه است.
    در مسئله نان آور بودن زن در خانواده، علاوه بر نکاتی که در ابتدا بیان شد، اضافه می کنیم که در برخی از احکام اسلام پیش بینی هایی در این مورد صورت گرفته، از جمله موردی که مرد خانواده از دنیا رفته و زن و فرزندان سرپرستی ندارند که لازم است دولت اسلامی برخی از هزینه های آنها را بر آورده و تأمین کند، ضمن آنکه بعضی از فقهای معاصر، معتقد به تساوی دیه زن و مرد، به خصوص در مورد زنان نان آور هستند.

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۱۰/۰۳ در ساعت ۰۸:۵۴ دلیل: با کسب اجازه از استاد محترم، ویرایش نقل قول

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    70
    حضور
    2 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    298

    ديه




    سلام و خدا قوت
    سوالى برام مطرح شده
    چرا ديه زن نصف مرده؟
    بله ميدونم مرد سرپرست خانواره و درواقع ديه اش ميشه سرمايه براى همسرش
    اما اون وقتى كه دخترى مورد تجاوز مردى واقع شدن و كشته ميشود،جرا خانواده اش بايد خانه و زندگى شان را بفروشند تا نيمى از ديه مرد را بدهند براى قصاصش؟
    اين چه نوع عدالتى است؟!
    اگر مرد اين دختر بى گناه را در ماه حرام بكشد كه ديه اش دو برابر است ايا خانواده دخترك بيچاره هم بايد قدر يك نفر كامل ديه بدهند؟!


    ما غرك بربك الكريم؟!
    ما غرك بربك الكريم؟!

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشكات الزهرا نمایش پست ها
    سلام و خدا قوت
    سوالى برام مطرح شده
    چرا ديه زن نصف مرده؟
    بله ميدونم مرد سرپرست خانواره و درواقع ديه اش ميشه سرمايه براى همسرش
    اما اون وقتى كه دخترى مورد تجاوز مردى واقع شدن و كشته ميشود،جرا خانواده اش بايد خانه و زندگى شان را بفروشند تا نيمى از ديه مرد را بدهند براى قصاصش؟
    اين چه نوع عدالتى است؟!
    اگر مرد اين دختر بى گناه را در ماه حرام بكشد كه ديه اش دو برابر است ايا خانواده دخترك بيچاره هم بايد قدر يك نفر كامل ديه بدهند؟!
    ما غرك بربك الكريم؟!
    پاسخ :
    با سلام و تقدیر از پرسش شما .

    در پاسخ به این سوال توجه به چند نکته ضروری است :
    1- در ابتدا باید گفت :
    احکام اسلامی و بلکه هر قانونی حقوقی و غیر حقوقی که نیاز به وضع دارد و قانونگذار آن ها را وضع می کند ، تابع دلیل و صلاحدید قانون گذار و مصلحت افرادی است که قانون بر آن ها وضع می شود .با برهان و استدلال عقلی نمی توان به دلیل وضع آن ها رسید. به این معنی که اگر ما بخواهیم علت وضع قانونی را بدانیم، باید از قانونگذار ( که در قوانین مدنی قانون گذار انسان ها هستند و در قوانین الهی قانون گذار خدا است ) سوال کنیم که طبق کدام مصلحت و بنابر دوری از کدام مفسده این قانون را وضع کرده ای ؟ نمی توانیم بدون انجام این کار با استدلال عقلی و با سنجش های عقلی شخصی در مورد علت آن قضاوت کنیم.
    به عنوان مثال می خواهیم بدانیم که چرا در ایران ساعت کاری از ساعت هشت شروع می شود و در ساعت چهارده پایان می پذیرد؟ برای فهمیدن این مطلب باید از دولت و مجلس که در این مورد وضع قانون کرده است، دلیل آن پرسیده شود. اگر خود بنشینیم و سال ها فکر کنیم ،شاید به دلیل واقعی این قانون پی نبریم . بلی می توانیم توجیهاتی در این زمینه برای خودمان در تفسیر علت این قانون دست و پا کنیم ، ولی تا وقتی از واضع قانون نپرسیم ، هیچ وقت نخواهیم فهمید که این توجیهات ما درست بوده یا نبوده است.
    در قوانین الهی نیز مساله به همین نحو می باشد. مثلا در اینکه چرا باید نماز صبح را دو رکعت به جا بیاوریم ، ولی نماز ظهر را چهار رکعت با فکر و اندیشه عقلی خودمان به جائی راه پیدا نخواهیم کرد تا زمانی که از واضع قانون یعنی خدای متعال و پیامبرش و کسانی که به علم الهی راه دارند، علمی در این زمینه به ما رسیده باشد.
    با توجه به فوائد آن عمل خاص ، توجیهاتی می توانیم نزد خودمان برای پاسخ به سوال مان دست و پا کنیم ، ولی به هیچ وجه معلوم نخواهد شد که آیا دلائل و توجیهاتی که ما فکر کرده ایم و به نتیجه رسیده ایم ، علت واقعی جعل قانون به این نحو بوده یا علت چیز دیگری بوده است ؟
    مثل اینکه بگوئیم شاید به این دلیل بوده که چون انسان صبح تازه از خواب بیدار شده است و زیاد حال و حوصله عبادت طولانی را ندارد ، خدای متعال آسان گرفته ، نماز کوتاه تری را واجب کرده ، ولی وسط روز چون انسان سرحال است، خدا عبادت نسبتا طولانی تری را واجب کرده است .
    2- همه قوانین در یک سطح نیستند و ما برای برخی کمتر و برای برخی بیش تر می توانیم فائده و توجیه و حکمت پیدا کنیم.
    3- قوانین حقوقی ، اجتماعی اسلام با توجه به این که حقوق اسلامی که همان فقه اسلامی است ، یک مجموعه به هم پیوسته است و هر کدام از احکام و قوانین آن با احکام و قوانین قسمت های دیگر در ارتباط می باشد، باید به صورت منسجم نگاه شود تا در یافتن فوائد آن بیش ترین نتیجه به دست آید.
    اگر به قانون ارث در اسلام به تنهائی و به عنوان یک قانون جدای از قوانین دیگر اسلامی نگاه کنیم ، به نظر ناعادلانه بیاید که چرا بین مرد و زن فرق گذاشته شده ، ولی وقتی به همین قانون با توجه به قوانین دیگر مانند اینکه وظیفه تامین اقتصاد خانواده بر عهده مرد گذاشته شده ، نه زن ، وظیفه گرداندن اقتصاد جامعه بر عهده مردان آن جامعه گذاشته شده ، نه زنان ،‌ وظیفه جهاد و حفظ جامعه اسلامی در برابر خطراتی که ممکن است منجر به از بین رفتن مردان شود و با از بین رفتن آن ها اقتصاد خانواده شان به خطر بیافتد ( که البته این خانواده کسانی جز زن و فرزند او نیستند و در آخر سر هم نفع آن ارث بیش تر به زنان می رسد تا مردان ) بر عهده مردان گذاشته، نه زنان ، به نظر می رسد که اگر حمایت مالی قانون اسلام از مردان نبود ، دچار بی عدالتی می شدیم.
    باز با تمام این فوائد و دلائل ما به دلیل اصلی که خدا از وضع این قانون در نظر داشته ، دست پیدا نکرده ایم و شاید به گوشه هائی از آن پی برده باشیم.
    در مورد مثال مورد سوال شما نیز وضع به همین ترتیب است . آنچه که در باره دلیل این که چرا دیه مردان بیش تر از زنان است ،پاسخ داده می شود به این که چون مردان اقتصاد خانواده را می گردانند ، تنها اشاره به گوشه ای از علت اصلی وضع این قانون از طرف خدای متعال است . نمی توانیم آن را دلیل اصلی و پاسخ اصلی به حساب بیاوریم ، چرا که می توان مانند شما در مقابل این پاسخ گفت : اگر در جامعه ای وضعیت برعکس باشد و زن ها اقتصاد خانواده را به جای مردان تامین کنند ، نباید به این قانون عمل کنیم و یا باید برعکس عمل کنیم ؟ یعنی به زنان بیش تر از مردان بدهیم ؟
    مسلما خیر . نمی شود قانون الهی را تغییر داد ،چرا که با این پاسخ ( با فکر و اندیشه خودمان ) به حقیقت علت وضع این قانون نرسیده بلکه توانسته ایم به گوشه ای از حکمت های آن اشاره کنیم.
    آیا این سخن به معنی این است که نمی توانیم از احکام الهی و فلسفه آنها سوال کنیم و اگر هم سوال کنیم به نتیجه نخواهیم رسید ؟ اگر قانونی با عقلی که خدا دستور استفاده از آن را در قرآن به ما داده و فرموده است که با عقل تان جلو بروید ، جور درنیاید،چگونه باید آن را بپذیریم ؟
    می توان سوال کرد و می توان دنبال پاسخ بود . حتما هم پاسخ دارد ولی باید دقت کرد که چگونه و از چه کسی باید دنبال پاسخ سوال مان باشیم.
    به این گونه سوالات که از علت احکام الهی پرسیده می شود ،تنها خدا و پیامبر او و ائمه که به علم الهی راه دارند می توانند پاسخگو باشند . دیگران یعنی علما و مسلمانان اگر پاسخی از پیامبر و امامان در روایت های رسیده از آن ها ،‌به دست شان رسیده باشد ،می توانند پاسخگوی آن باشند. علت اصلی بی پاسخ است تا زمانی که خدمت امام معصوم که به علم الهی دسترسی دارد برسیم.
    اما آیا تا آن زمان به هیچ وجه نمی توانیم دنبال پاسخ سوال مان باشیم ؟ چرا می توانیم ولی با توجه به این نکته که هر چه که برسیم آمیخته است با اشتباه و امکان این که علت اصلی نباشد ، نباید یک پاسخ را پاسخ اصلی به حساب بیاوریم و بعد با برخورد به موارد نقض دچار مشکل شویم.
    اما چرا ما این قوانین را چشم بسته باید قبول کنیم ؟ یعنی بگوئیم چون خدا گفته و در قرآن آمده ، پس درست و یا چون پیامبر این گونه دستور داده، پس درست است؟ آیا این روش مخالف عقل نیست ؟
    قوانین را چشم بسته قبول نکرده ایم چرا که هر مسلمان قبل از اینکه قبول کند مثلا نماز صبح دو رکعت است و نماز ظهر چهار رکعت و دیه مرد دو برابر دیه زن است ، این مساله را قبول کرده است و ایمان دارد که خدا عالم به همه مصلحت ها و مفسده ها است . غیر از صلاح بندگان که مخلوقات او هستند ،چیز دیگری نمی خواهد . هر آنچه که از قوانین وضع کرده ، به خاطر صلاح فرد و جامعه انسانی بوده است ،چرا که خود نه نفعی در عمل به آن قانون می برد و نه ضرری از عمل نکردن ما به آن قانون به خدا می رسد.
    نیز ایمان داریم در راستی و تعبیت کامل پیامبر از دستورات خدا و اینکه هر آنچه پیامبر و امامان علیهم السلام گفته اند ،همان است که خدا خواسته تا بگویند.
    نیز ایمان داریم به اینکه پیامبر آخرین پیامبر و قرآن آخرین کتاب قانون و هدایت برای بشر است . خدا پیامبر بعد از حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم نخواهد فرستاد . بنابراین کتاب آسمانی و شریعت و قوانین غیر از قرآن و شریعت اسلام نخواهد فرستاد ، بنابراین باید اسلام برای همه زمان ها و شریعت و قوانین اسلامی برای همه زمان ها و جوامع وضع شده باشد.
    البته تمام این ایمان ها بر اساس دلیل و استدلال صحیح و درست می باشد . هیچ شکی در صحت آن ها نیست.
    با توجه به تمام این موارد، اگر به موردی رسیدیم و برخوردیم که با فکر و اندیشه ما که از خیلی چیزها خبر نداریم ، زیاد جور در نمی آید ، نمی توانیم بلافاصله در صدد شک در آن و رد آن برآییم. زیرا به علم و خیر خواهی واضع آن ایمان و یقین داریم. مانند دکتری که می دانیم و یقین داریم که با سواد است . غیر از صلاح ما چیزی نمی خواهد، چرا که بهبودی و یا بدتر شدن وضعیت ما نفعی یا ضرری به او نمی رساند ، ‌اگر در دستوری از نسخه اش دچار ابهام شدیم و علت آن دستور را نفهمیدیم ، به خودمان اجازه نمی دهیم که اولا نسخه را بی اعتبار بدانیم . ثانیا آن را مخالف علم پزشکی بدانیم چرا که اگر هم نفهمیم، می گوئیم من نفهمیدم ، ولی یقینا دلیل صحیح و موجهی داشته که دکتر چنین تجویزی کرده و چنین دستوری داده است.
    4- بعد از تمام این سخنان با توجه به مطالب گذشته می توانیم برای مورد سوال شما حکمت و فائده ای هم در نظر بگیریم مانند اینکه مسوولیت اقتصادی جامعه و خانواده بر عهده مردان است و تامین باقیمانده دیه زن برای قصاص مرد ، برای این است که خانواده او به خاطر عمل او دچار از هم پاشیدگی نشوند. این مساله در مورد مردانی که تشکیل خانواده داده اند، بیش تر صدق می کند تا در مورد مردانی که هنوز خانواده ای تشکیل نداده اند و مثلا در خانه پدر خود زندگی می کنند.
    شاید در وهله اول به نظر بیاید که قصاص او بدون تکمیل دیه از طرف خانواده زن مقتول، چه ضربه ای به صورت مستقیم به خانواده او می زند ، در حالی که هنوز خانواده ای ندارد ؟ ولی با دقت بیش تر می یابیم که در خانواده های قدیمی بیش تر و در خانواده های جدید کم تر پسران بازوی مهمی برای اقتصاد خانواده به حساب می آمده اند و اکنون نیز می آیند.
    با از دست رفتن یک پسر ضربه بیش تری به پدر و مادر و خانواده آن ها به لحاظ اقتصادی می خورد تا با از بین رفتن یک دختر ( دقت داشته باشید که مقایسه صرفا از جهت اقتصادی است، نه از جهت انسانی که هر دو انسانند و هیچ تفاوتی در این جهت نیست ).
    به همین خاطر هم بود که در زمان ها گذشته و حتی در جوامع کنونی نیز پدر و مادرها از به دنیا آمدن یک پسر بیش تر خوشحال می شدند تا از به دنیا آمدن یک دختر( نمی خواهیم بگوئیم که کار آن ها درست بوده و یا درست است بلکه می گوئیم که همین وجه اقتصادی قضیه باعث آن خوشحالی و غم غلط شده بوده است ) .
    بنابراین همان حکمت و فائده تامین بقیه دیه مرد از طرف خانواده زن مقتول در برابر قصاص مرد ،‌ در این جا یعنی ( پسران مجرد ) نیز وجود دارد، البته با شدت کم تر و به صورت غیر مستقیم تر.
    نکته دیگر که از همه مهمتر است این که در منظر دين اسلام و قرآن كريم ارزش و مقام ذاتي زن و مرد تفاوتي ندارد و يكسان مي باشد و تنها ملاك فضيلت و برتري هر كس تقوا و ارزش هاي معنوي او مي باشد (1) و همچنين در زمينه كسب فضائل اخلاقي و معنوي كه ارزش فرد را مشخص مي كند، زنان نه تنها هم رديف مردان قرار گرفته اند؛ بلكه در بسياري از موارد گوي سبقت را هم ربوده اند. لذا در قرآن كريم نيز در مقام معرفي انسان هاي برتر نام زنان نيز در كنار نام پيامبران بزرگ الهي مي درخشد(2) لذا اين نكته قطعي است كه در منظر ديني هيچ تفاوتي از نظر ارزش ذاتي و توانائی های معنوی و کسب فضائل بين زن و مرد نيست.
    و اما در خصوص قوانين جاري و عادي زندگي و تفاوت هائي كه اسلام بين زن و مرد قرار داده لازم به ذكر است كه اتفاقا در بسياري از موارد، قوانین وضع شده خود حاكي از حمایت اسلام از زنها و جلوگيري از وارد شدن سختي هائي ناخواسته بر اين بخش از جامعه مي باشد، قرار دادن بار اقتصادي خانواده بر عهده مرد و موظف نمودن مرد به تامين مالي و اقتصادي همسر خود همه در همين راستا مي باشداگر چه زن را نيز از اين كار منع نمي كند و اگر چه عملا برخي زنان دوشادوش مردان تلاش مي كنند و در عرصه اقتصادي وارد مي شوند. اما اجازه و اختيار دادن به زن يك چيز است ولي واجب نمودن و موظف كردن مرد چيز ديگري است. اسلام با برداشتن چنين وظيفه اي از عهده زن مي خواهد وجود لطیف او را از سختي و مشكلات كار اجباري حفظ نمايد.
    اما در خصوص تفاوتهائي كه در برخي از احكام مانند ديه بين زن ومرد وجود دارد ريشه اي ديگر دارد كه بخش عمده آن به تفاوت هاي فيزيكي زن و مرد و نقش آفريني هر كدام در جامعه و عرصه اجتماع مي باشد لذا دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوى مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است.
    لذا دیه یک انسان بى سواد با دیه یک انسان عالم یک اندازه است. همین طور دیه یک مرد با تقوا، با دیه یک مرد بى تقوا. بنا بر این جهات معنوى از قبیل علم، تقوا و سیادت تأثیرى در مقدار و کم و زیادى دیه ندارد. (3)
    در واقع دیه، بهاى ارزش اقتصادی مقتول یا مجروح است. اگر فرد آسیب دیده و یا مقتول مرد باشد، دیه او بیشتر است، به جهت توانایى‏ها و وظائف سنگینى که بر عهده او بوده و فعلا بر اثر قتل و یا نقص عضو به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، دیه او کمتر است به جهت تفاوت نقش اقتصادی اعضاء بدن او. اما این تفاوت است، نه تبعیض. بین تفاوت و تبعیض بسیار فرق است. کارگرى که از توان کارى بیشترى بهره‏مند است، تفاوت دارد با کارگرى که ضعیف است و توانایى کارهاى سنگین را ندارد. مزد آنان فرق مى‏کند. اگر کارفرما یک کارگر قوى و یک کارگر ناتوان را به طور مساوى مزد بدهد، به حق کارگر قوى ظلم کرده و این کار بى عدالتى فاحش است. اگر خداوند متعال دیه مرد و زن را به طور مساوى قرار مى‏داد، با عدالت سازگار نبود.
    البته اين واقعيت قابل كتمان نيست كه برخي از زنان امروزه در جامعه همپاي مردان تلاش می کنند و نان آور خانواده محسوب می شوند. اما لازم به ذکر است که قانون دیه مانند سایر قوانین ناظر به غالب افراد است و چون غالبا مسئولیت اداره خانواده به عهده مردان است، در دیه زن و مرد، نقش مرد و زن در تامین اقتصاد و معاش خانواده منظور شده و به لحاظ غالب افراد که مردان موظف به تامین هزینه زندگی هستند، دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده است. پس گرچه بعضی از زنان مسئولیت اداره خانواده را دارند. لیکن قانون برمحور افراد دور نمی­زند. بلکه غالب افراد را در نظر دارد.
    البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه در دیه زن و مرد تفاوت در صورتی اعمال می شود که میزان جرم از مقیاس ثلث یک دیه کامل بالاتر برود، اما در جراحت ها و صدمات جسمی که بر زن وارد می آید، اگر صدمه در حد ثلث دیه کامل باشد، دیه این نوع صدمات بین زن و مرد مساوی خواهد بود. (4) لذا در مواردی که دیه مربوط به زن از جهت نقص عضو او می باشد (همانند مثال دختری که در حادثه ای یک عضو خود را از دست می دهد) در غالب موارد تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد.

    پى‌نوشت‏ها:
    1. حجرات (49) آیه 13.
    2. مریم (19) آیه 16.
    3. آیت اللَّه جوادى آملى، زن در آیینه جلال و جمال، ص 355، نشر اسراء، بیتا، با تلخیص و اضافات.
    4. قانون مجازات اسلامی ، ماده 300.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۲/۱۰/۰۴ در ساعت ۱۶:۱۹

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    20
    حضور
    13 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    52



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    البته اين واقعيت قابل كتمان نيست كه برخي از زنان امروزه در جامعه همپاي مردان تلاش می کنند و نان آور خانواده محسوب می شوند. اما لازم به ذکر است که قانون دیه مانند سایر قوانین ناظر به غالب افراد است و چون غالبا مسئولیت اداره خانواده به عهده مردان است، در دیه زن و مرد، نقش مرد و زن در تامین اقتصاد و معاش خانواده منظور شده و به لحاظ غالب افراد که مردان موظف به تامین هزینه زندگی هستند، دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده است. پس گرچه بعضی از زنان مسئولیت اداره خانواده را دارند. لیکن قانون برمحور افراد دور نمی­زند. بلکه غالب افراد را در نظر دارد.
    پس در این صورت اسلام در این زمینه کوتاهی کرده ، زیرا چنین فرمایشی با علم خدا در تضاد هست و آیا خدا اطلاع نداشت که روزی تعداد زنان سرپرست خانوار اینقدر زیاد خواهد شد ؟ که برای این مسئله مهم چاره ای اندیشیده بشه ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    لذا در مواردی که دیه مربوط به زن از جهت نقص عضو او می باشد (همانند مثال دختری که در حادثه ای یک عضو خود را از دست می دهد) در غالب موارد تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد.
    در این مورد توضیح بیشتری رو لطف میکنین ؟ یعنی مثلا دیه موی زن و موی مرد برابره ؟ چون همانطور که میدونیم ، دلیل اینکه دیه زن نصف مرد هست این هست که پول دیه مرد به زن میرسه . ولی برای نقص عضو شدن خود فرد ، پولش به دست خود فرد میرسه نه بازماندگان (طرف هنوز زنده ست ) . چه کسانی معتقد به این تساوی دیه در نقص عضو هستند ؟ در قانون به ثبت رسیده ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    بعد از تمام این سخنان با توجه به مطالب گذشته می توانیم برای مورد سوال شما حکمت و فائده ای هم در نظر بگیریم مانند اینکه مسوولیت اقتصادی جامعه و خانواده بر عهده مردان است و تامین باقیمانده دیه زن برای قصاص مرد ، برای این است که خانواده او به خاطر عمل او دچار از هم پاشیدگی نشوند. این مساله در مورد مردانی که تشکیل خانواده داده اند، بیش تر صدق می کند تا در مورد مردانی که هنوز خانواده ای تشکیل نداده اند و مثلا در خانه پدر خود زندگی می کنند.
    شرمنده ولی این اصلا عقلانی به نظر نمیرسه . چرا که مثلا وقتی کسی دزدی میکنه ، زندان طولانی مدت میره و بود و نبودش برای خانواده ش فرقی نداره. پس باید دولت پول زن و بچه ش رو بده ؟ یا کسی که مال باخته س ؟ من جایی نشنیدم چنین عملی صورت بگیره .

    خانواده مقتول باید اندازه دیه دخترشون پول به قاتل بدن . انگار که میگن مرسی که کشتیش ! بیا دیه ش واسه خودت !

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    70
    حضور
    2 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    298



    سلام
    ممنونم كه با حوصله پاسخ داديد
    ببينيد عدالت كه نميتونه فقط واسه غالب مردم اجرا بشه،خب نبايد استثنااتى براى اوقاتى كه افراد استثنا هستند ايجاد بشه،مخصوصا الان كه وضعيت اقتصادى خيلى متفاوته.اصل قوانين كه ثابته اما جزءيتاش نميتونه تغيير كنه؟اينجورى كه خب افراد خيلى راحت سوءاستفاده ميكنند.من به عنوان يه مرد ميرم يه زن فقير رو ميكشم و ميدونم قصاص هم نميشم....چون ميدونم خانواده اش نميتونن نيمى از هزينه ديه رو بپردازند
    ما غرك بربك الكريم؟!

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    70
    حضور
    2 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    298



    من كه قانع نشدم!


    ما غرك بربك الكريم؟!
    ما غرك بربك الكريم؟!

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط .BaraN. نمایش پست ها
    پس در این صورت اسلام در این زمینه کوتاهی کرده ، زیرا چنین فرمایشی با علم خدا در تضاد هست و آیا خدا اطلاع نداشت که روزی تعداد زنان سرپرست خانوار اینقدر زیاد خواهد شد ؟ که برای این مسئله مهم چاره ای اندیشیده بشه ؟
    پاسخ مجدد:
    با سلام وتقدیر از پرسش مجدد شما .
    اولا _اسلام در این باب راه کار دارد وآن چه مطرح شد حکم اولی است در احکام اسلام چیزی به نام بن بست وجود ندارد . در مسله ی مورید بحث حکم اسلام همان است که در قدم اول آن گونه عمل شود اما در باره راه حل زنان سر پرست خانوار حکومت اسلامی مسولیت های دارد که باید کمبود های مربوطه را جبران کند یعنی اگر ضرری از این ناحیه متوجه خانواده آن زن بشود حاکم اسلامی با در دست داشتن مبانی حکم شرعی حکم به جبران کمبود های آن خانواده می کند که در شرایط زمانی ومکانی راه کار های مسله متفاوت خواهد بود وحاکم متنا سب به آن شرایط راه حل برای مسله دارد .
    ثانیا_خداوند علم به همه نیاز های بندگان در همه زمان ها ومکان دارد واگر حکم یاد شده به همان صورت در آموزه های دینی آمده این به معنای نفی جبران از طریق دیگر نیست بلکه وظیفه حاکم اسلام از سوی خداوند در قبال آن گونه مشخص است واو در عصر غیبت با صلاحیت های که دارد از طریق اجتهاد در مسایل معضلات اجتماعی را حل خواهد نمود .پس چاره اندیشی اسلام در همه این گونه امور همان مسولیت حاکم ومبسوط الید بودن اوست چون او حق دارد راه کار مدریتی برای این مسایل ارایه دهد
    در این مورد توضیح بیشتری رو لطف میکنین ؟ یعنی مثلا دیه موی زن و موی مرد برابره ؟ چون همانطور که میدونیم ، دلیل اینکه دیه زن نصف مرد هست این هست که پول دیه مرد به زن میرسه . ولی برای نقص عضو شدن خود فرد ، پولش به دست خود فرد میرسه نه بازماندگان (طرف هنوز زنده ست ) . چه کسانی معتقد به این تساوی دیه در نقص عضو هستند ؟ در قانون به ثبت رسیده ؟
    پاسخ مجدد :
    چنان که قبلا اشاره شد در دیه اعضا تفاوت بین زن ومرد نیست از جمله مسله مو ویا هر عضو دیگر واختلاف هم در این گونه مسایل بین صاحب نظران وجود ندارد.
    دیگر این که آنچه مربوط دین است وضع حکم دیه است حال این دیه را خود فرد بگیرد ویا بستگان و ورثه او ربطی به دین ندارد .
    شرمنده ولی این اصلا عقلانی به نظر نمیرسه . چرا که مثلا وقتی کسی دزدی میکنه ، زندان طولانی مدت میره و بود و نبودش برای خانواده ش فرقی نداره. پس باید دولت پول زن و بچه ش رو بده ؟ یا کسی که مال باخته س ؟ من جایی نشنیدم چنین عملی صورت بگیره
    خانواده مقتول باید اندازه دیه دخترشون پول به قاتل بدن . انگار که میگن مرسی که کشتیش ! بیا دیه ش واسه خودت !
    پاسخ مجدد :
    مسله دزد وافراد ی که بدلیل جنایتی زندانی میشود ربطی به مسله حکم دین در مسله دیه ندارد .


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    520
    حضور
    8 روز 10 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    این داستانی که عرض میکنم میتواند ساختگی هم باشد ولی حاوی تناقض فوق است، که کارشناس محترم پاسخ بدهند:

    گفته میشه در طبقه چندم از یک ساختمان میان یک زن و آقا دعوا سر میگیرد. خانم موصوف ضربه ای به بیضه آقا میزنند و آقا نیز عصبانی شده و خانم را هل میدهند از طبقه بالا کف خیابان! خانم جان به جان آفرین تسلیم میکنند.
    در ادامه مشخص میشود در اثر ضربه مقتوله بیضه چپ قاتل، معیوب و از بین رفته و بیضه دیگرش سالم است.
    حال ببینیم حکم چگونه میشود:
    دیه نقض عضو یعنی بیضه چپ آقا (قاتل) دیه کامل است که بر دین خانواده مقتول است.
    دیه قتل غیر عمد خانم نصف دیه کامل است.

    برای برقراری عدالت!! بنابراین خانواده مقتول باید نصف دیه یک انسان را بپردازند!!
    و یا اینکه خواهش و التماس آقا (قاتل) بکنند تا بر آنان ببخشاید!!!!!

    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه برنگذرد

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۱:۰۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود