صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست مشاوره و کمک در خصوص ناسازگاری همسر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26

    مطلب درخواست مشاوره و کمک در خصوص ناسازگاری همسر




    با عرض سلام خدمت همه عزیزان
    من 28 ساله آقا هستم
    خانم بنده خیلی ناسازگاری میکنن سر هرچیز کوچکی دعواهای بزرگی راه میندازن پرخواشگری تند خویی خودخواهیبد دهنی و بد اخلاقی ،حرف فقط حرف ایشون باشه لجباز ،بی حوصله کم صبر، غرغر کردن نوع صحبت عادی ایشونه، تحقیر میکنن، تهمت میزنن،کارتو بی ارزش میکنن و و فقط دنباله بهانه تراشی برای سرکوفت زدن بی ارزه جلوه دادن تهمت زدن و غیره.... دقیقا مثل مادرشون و این کار رو جلوی همه هم می کنن.....نمی دانم چیکار کنمایشون همسر دوم بنده هستن ازدواج قبلیم ۱۰ ماه بیشتر عمر نداشتاز زندگی حتی مسائل ابتدایی هم نمی دانننه غذای درست حسابی داریم نه برخورد درستی دارننه اداب معاشرت درست حسابیخلاصه گیر افتادم از چاله در اومدم افتادم تو چاه
    کلا طبع من ارومه اوایل هم با ارومی و نرمی برخورد میکردم سعی میکردم با گفتگو مسائل حل کنیم که ایشون اصلا گفتگو کردن را بلد نیستناما این اواخر دست خودم نیست کمی تند شدم
    دلیل طلاقم:همسر سابقم می خواستن رو من تسلت داشته باشن مادرشون دخالت می کرد و همش طلاق میخواستن اوایل من مقاونت می کردم اما بعدا که موافق کردم دیگه احساس بدی داشتم (تنفر)بعداز طلاق چند بار مراجعه کرد اما من بر نگشتم می گفت اشتباه کردیم خانوادهامون دخالت دادیم صورتی که خانواده من اصلا از و ضع من خبر نداشتنو چیزی نمی دونستن.
    ایشون در خانواده پدری مشکل دارن.دو فرزند دختر هستند.بچه سالاری عدم احترام به پدر و مادر هر چه بچه ها میگن پدر مادر انجام می دهن حتی اگر پدر مخالف باشد مادر با پدر دعوا میکند و میپه حرف بچه رو انجام بده.مرز ارزش و غیر ارزش رو نمی دونن (در خانودشون نبوده).پدر بی ارزش و بی احترامه.پدر بی عرزه و ... به پدر هم مادر هم بچه ها بی ادبی بی احترامی بی ارزشی و ... میکنن مادر دائم در حال خورد کردن پدر
    و ایشان می خواهند مثل پدرشان با من رفتار کنم
    یه مشکل دیگه که منو از اوایل زندگی نسبت به گذشته ام سرکوفت میزنن
    بلایی سرم اوردن که همسر سابقم برام فرشته شده 100 درجه بدتر از همسر قبلیمه
    تاز فهمیدم که ایشون هنوز نتونست کنار بیان که من قبلا ازدواج کردم
    خلاصه حسابی گیر کردم نمی دونم چیکار کنم حس تنفر دارم از یک طرف اگه بخوام طلاق بگیرم طلاق دومم دیگه نمیتونم زندگی کنم
    از یک طرف زندگی مثل زهر مار شده برام هیچ امیدی هیچ دلخوشی... نمی دانم چیکار کنم
    کمک کنید لطفا

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست




    درخواست مشاوره و کمک در خصوص ناسازگاری همسر







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط mdh2385 نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت همه عزیزان
    من 28 ساله آقا هستم
    خانم بنده خیلی ناسازگاری میکنن سر هرچیز کوچکی دعواهای بزرگی راه میندازن پرخواشگری تند خویی خودخواهیبد دهنی و بد اخلاقی ،حرف فقط حرف ایشون باشه لجباز ،بی حوصله کم صبر، غرغر کردن نوع صحبت عادی ایشونه، تحقیر میکنن، تهمت میزنن،کارتو بی ارزش میکنن و و فقط دنباله بهانه تراشی برای سرکوفت زدن بی ارزه جلوه دادن تهمت زدن و غیره.... دقیقا مثل مادرشون و این کار رو جلوی همه هم می کنن.....نمی دانم چیکار کنمایشون همسر دوم بنده هستن ازدواج قبلیم ۱۰ ماه بیشتر عمر نداشتاز زندگی حتی مسائل ابتدایی هم نمی دانننه غذای درست حسابی داریم نه برخورد درستی دارننه اداب معاشرت درست حسابیخلاصه گیر افتادم از چاله در اومدم افتادم تو چاه
    کلا طبع من ارومه اوایل هم با ارومی و نرمی برخورد میکردم سعی میکردم با گفتگو مسائل حل کنیم که ایشون اصلا گفتگو کردن را بلد نیستناما این اواخر دست خودم نیست کمی تند شدم
    دلیل طلاقم:همسر سابقم می خواستن رو من تسلت داشته باشن مادرشون دخالت می کرد و همش طلاق میخواستن اوایل من مقاونت می کردم اما بعدا که موافق کردم دیگه احساس بدی داشتم (تنفر)بعداز طلاق چند بار مراجعه کرد اما من بر نگشتم می گفت اشتباه کردیم خانوادهامون دخالت دادیم صورتی که خانواده من اصلا از و ضع من خبر نداشتنو چیزی نمی دونستن.
    ایشون در خانواده پدری مشکل دارن.دو فرزند دختر هستند.بچه سالاری عدم احترام به پدر و مادر هر چه بچه ها میگن پدر مادر انجام می دهن حتی اگر پدر مخالف باشد مادر با پدر دعوا میکند و میپه حرف بچه رو انجام بده.مرز ارزش و غیر ارزش رو نمی دونن (در خانودشون نبوده).پدر بی ارزش و بی احترامه.پدر بی عرزه و ... به پدر هم مادر هم بچه ها بی ادبی بی احترامی بی ارزشی و ... میکنن مادر دائم در حال خورد کردن پدر
    و ایشان می خواهند مثل پدرشان با من رفتار کنم
    یه مشکل دیگه که منو از اوایل زندگی نسبت به گذشته ام سرکوفت میزنن
    بلایی سرم اوردن که همسر سابقم برام فرشته شده 100 درجه بدتر از همسر قبلیمه
    تاز فهمیدم که ایشون هنوز نتونست کنار بیان که من قبلا ازدواج کردم
    خلاصه حسابی گیر کردم نمی دونم چیکار کنم حس تنفر دارم از یک طرف اگه بخوام طلاق بگیرم طلاق دومم دیگه نمیتونم زندگی کنم
    از یک طرف زندگی مثل زهر مار شده برام هیچ امیدی هیچ دلخوشی... نمی دانم چیکار کنم
    کمک کنید لطفا
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر جنابعالی
    بر حسب فرمایشات شما، به نظر می رسد همسر جنابعالی علاوه بر اینکه استعداد اضطراب یا افسردگی را دارا است متاثر از سبک فرزندپروری غلط و روابط مخدوش والدین نیز هستند، به نحویکه ایشان درصدد اعمال الگوی همسری والدین، در زندگی خویش هستند.
    در کنار این دو عامل عامل سومی نیز وجود دارد که سبب تشدید چنین رویکردی از سوی ایشان شده است که عبارتست از ذهنیت منفی ایشان از طلاق و ازدواج دوم شما. به تعبیری چون ایشان ازدواج مجدد جنابعالی را نوعی ضعف برای شما تلقی می کنند، پندار اینکه باید شما را مدیریت کنند را در وی تقویت می کند. بر پایه این نکات ضمن اینکه مراجعه حضوری شما به اتفاق یکدیگر به یک زوج درمانگر(کاپل تراپیست) یا خانواده درمانگر (فمیلی تراپیست) ضرورت دارد، شایسته است در منظر ایشان، از رفتارهایی که حاکی از خودسرزنشگری و ضعف شما به خاطر تجربه طلاق است خودداری کنید.

    از درگاه خدای متعال نشاط و بالندگی را برای شما و زندگی مشترکتان مسئلت دارم.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    درخواست مشاوره و کمک در خصوص ناسازگاری همسر
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    سلام
    من خیلی وقت بود که این تاپیک و خونده بودم
    خودتون بهتر از هر شخص دیگه ای میدونید که مشکلات زندگی تون چقدر و در چه حالیه
    با سرزنش کردن یا دعوا چیزی حل نمیشه
    همونطور که استاد امیدوار فرموند بهتره به مشاوره برید
    یا حق




    درخواست مشاوره و کمک در خصوص ناسازگاری همسر

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    سلام ...
    به نظره من هم شما حتما باید پیش روانشناس برین ... هزاران علت نهفته ممکن هست وجود داشته باشه ...
    و ممکن هست صحبته من حرفی درست یا اشتباه باشه ...

    به نظره من شما باید این کارها رو بکنین ...

    1- هیچ وقت اجازه ندین مورده تحقیر یا توهین همسرتون قرار بگیرین ... هر وقت داشت شروع به غرغر میکرد محیط رو ترک کنین ... و وقتی که برگشتین انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده ...
    2- همیشه محکم و با صلابت باشین ... کاره ما خانوم ها اینه که هی کرم بریزیم ... کاره شما آقایون هم اینه که محکم و مقتدر باشین ...
    3- من فکر میکنم مشگله خانومتون عدم اعتماد به نفس باشه ... شاید به ظاهر خیلی هم اعتماد به نفسشون بالا باشه ... داد و بیداد میکنن ... غر غر میکنن ... ولی به نظره من این به خاطره این هست که همسرتون یه نوع افسردگی و حالت کمبوده اعتماد به نفس رو داره ...
    4- بهشون ارزش بدین ... نمیدونم ... مثلا ماشینی به اسم خودتون بخرین و در اختیاره ایشون قرار بدین ... یا اگر وضع مالیتون زیاد خوب نیست ... ماشینتون رو شریکی سوار بشین ...
    5- اگر میخوای هر صفتی رو به همسرت بدی ... باید اونقدر همسرت رو در اون جایگاه بشونی ... تا آخر سر همسرت اونجوری بشه ... اینقدر از اخلاق و رفتاره همسرت تعریف کن ... اینقدر از کمالات و آشپزی و هنرمندیش تعریف کن تا آخر سر اونجوری بشه ...
    6- همیشه تو خونه محکم و مقتدر باش ... مشگل شما مربوط به مردهایی هست که تو خونه محکم و مقتدر نیستن ...
    7- خاونم ها نظافت ... بوی بد ندادن ... براشون خیلی مهم هست ... اگر این چیزها رو رعایت نکنی ممکن هست از چشمشون بیوفتی ... و همیشه به دیده تحقیر بهت نگاه کنن ... همیشه منظم و مرتب باش.
    8- تو خونه که هستی از لباس های روشن ... استفاده کن مثله عرق گیر سفید و ...
    9- سعی کن همسرت رو درک کنی و موضوعات رو از جنبه اون ببینی ... همیشه از جمله درکت میکنم استفاده کن ... هی بگو درکت میکنم .
    10- برین تو پارک محلتون ... والیبال بازی کنین ... یا بدبینتون ... درسته که والیبال یه ورزش بدنی هست ... اما همون پاسکاری هایی که انجام میدین ... باعثه یادگیری تعاملات تو زندگیتون میشه ... میفهمین چجوری باید به هم اعتماد کنین و چجوری با هم پاسکاری کنین ...
    11- اگر ایشون به پدرشون احترام نمیزارن ... شما کاره خودتون رو انجام بدین ... اونقدر کتابی حرف بزنین ... اونقدر احترام بزارین ... که همسرتون هم مجبور بشه از اون پورت با شما و پدرش صحبت کنه ..
    12- هر وقت خواست کاره شما رو بی ارزش کن ... محکم و با صلابت ... تنها بگین ... خیر اینجور که شما میگین نیست ... کاره من ارزشمند هست از این جهت که .... و دیگه هم به بحث و گفتگو ادامه ندین .
    13- همیشه و همه جا طوری وانومود کنین که پشتیبانه کامله همسرتون هستین ... هر کس خواست ازش ایراد بگیره ... بگین من بهش گفتم اینجوری رفتار کنه ...
    14- هیچ وقت در مورده همسر قبلیتون حرف نزنین ... حتی بدی هاش رو هم نگین ... طوری رفتار کنین که انگار کاملا فراموشش کردین ...

    البته این چیزایی که من گفتم همه اش از بدیهیات بود ... و فکر میکنم خودتون هم این چیزها رو بدونین ...

    ولی به هر حال بعضی موقع ها آدم ها دوست دارن با هم مشورت کنن و نظره همدیگه رو بدونن ...
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۹:۴۷

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    یک زوج درمانگر(کاپل تراپیست) یا خانواده درمانگر (فمیلی تراپیست) ضرورت دارد، شایسته است در منظر ایشان، از رفتارهایی که حاکی از خودسرزنشگری و ضعف شما به خاطر تجربه طلاق است خودداری کنید.
    سلام
    باتشکر از راهنماییتون منظور از زوج درمانگر چیست؟ به کجا باید مراجعه کنم از لحاظ مذهبی برام مهمه مرکزمشاوره چون من تا حالا نشنیده بودم

    نقل قول نوشته اصلی توسط FT_Mohammadi نمایش پست ها
    سلام ...
    به نظره من هم شما حتما باید پیش روانشناس برین ... هزاران علت نهفته ممکن هست وجود داشته باشه ...
    و ممکن هست صحبته من حرفی درست یا اشتباه باشه ...

    به نظره من شما باید این کارها رو بکنین ...

    1- هیچ وقت اجازه ندین مورده تحقیر یا توهین همسرتون قرار بگیرین ... هر وقت داشت شروع به غرغر میکرد محیط رو ترک کنین ... و وقتی که برگشتین انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده ...
    2- همیشه محکم و با صلابت باشین ... کاره ما خانوم ها اینه که هی کرم بریزیم ... کاره شما آقایون هم اینه که محکم و مقتدر باشین ...
    3- من فکر میکنم مشگله خانومتون عدم اعتماد به نفس باشه ... شاید به ظاهر خیلی هم اعتماد به نفسشون بالا باشه ... داد و بیداد میکنن ... غر غر میکنن ... ولی به نظره من این به خاطره این هست که همسرتون یه نوع افسردگی و حالت کمبوده اعتماد به نفس رو داره ...
    4- بهشون ارزش بدین ... نمیدونم ... مثلا ماشینی به اسم خودتون بخرین و در اختیاره ایشون قرار بدین ... یا اگر وضع مالیتون زیاد خوب نیست ... ماشینتون رو شریکی سوار بشین ...
    5- اگر میخوای هر صفتی رو به همسرت بدی ... باید اونقدر همسرت رو در اون جایگاه بشونی ... تا آخر سر همسرت اونجوری بشه ... اینقدر از اخلاق و رفتاره همسرت تعریف کن ... اینقدر از کمالات و آشپزی و هنرمندیش تعریف کن تا آخر سر اونجوری بشه ...
    6- همیشه تو خونه محکم و مقتدر باش ... مشگل شما مربوط به مردهایی هست که تو خونه محکم و مقتدر نیستن ...
    7- خاونم ها نظافت ... بوی بد ندادن ... براشون خیلی مهم هست ... اگر این چیزها رو رعایت نکنی ممکن هست از چشمشون بیوفتی ... و همیشه به دیده تحقیر بهت نگاه کنن ... همیشه منظم و مرتب باش.
    8- تو خونه که هستی از لباس های روشن ... استفاده کن مثله عرق گیر سفید و ...
    9- سعی کن همسرت رو درک کنی و موضوعات رو از جنبه اون ببینی ... همیشه از جمله درکت میکنم استفاده کن ... هی بگو درکت میکنم .
    10- برین تو پارک محلتون ... والیبال بازی کنین ... یا بدبینتون ... درسته که والیبال یه ورزش بدنی هست ... اما همون پاسکاری هایی که انجام میدین ... باعثه یادگیری تعاملات تو زندگیتون میشه ... میفهمین چجوری باید به هم اعتماد کنین و چجوری با هم پاسکاری کنین ...
    11- اگر ایشون به پدرشون احترام نمیزارن ... شما کاره خودتون رو انجام بدین ... اونقدر کتابی حرف بزنین ... اونقدر احترام بزارین ... که همسرتون هم مجبور بشه از اون پورت با شما و پدرش صحبت کنه ..
    12- هر وقت خواست کاره شما رو بی ارزش کن ... محکم و با صلابت ... تنها بگین ... خیر اینجور که شما میگین نیست ... کاره من ارزشمند هست از این جهت که .... و دیگه هم به بحث و گفتگو ادامه ندین .
    13- همیشه و همه جا طوری وانومود کنین که پشتیبانه کامله همسرتون هستین ... هر کس خواست ازش ایراد بگیره ... بگین من بهش گفتم اینجوری رفتار کنه ...
    14- هیچ وقت در مورده همسر قبلیتون حرف نزنین ... حتی بدی هاش رو هم نگین ... طوری رفتار کنین که انگار کاملا فراموشش کردین ...

    البته این چیزایی که من گفتم همه اش از بدیهیات بود ... و فکر میکنم خودتون هم این چیزها رو بدونین ...

    ولی به هر حال بعضی موقع ها آدم ها دوست دارن با هم مشورت کنن و نظره همدیگه رو بدونن ...
    باسلام و تشکر
    ایشان اجازه نمی دن شما با صلابت باشید ایشون برخورد فیزیکی هم دارن مسائل را با قلدری و خشونت پیش می برن
    هر مسئله که عنوان میکنن اگه شما موافق بودی که خوبه.اما اگر مخالف باشید براشون اهمیت نداره کار خودشونو میکنن در هر مسئله خودشون و نظر خودشون میبینن ولی اگر شما در کوچکترین مسئله باهاشون مشورت نکنید غوغایی بپا میکنن
    چپ راست خواسته دارن دستور میدن یه غذا رو میخوان بذارن شمارو بیست دفعه بلند میکنن مثلا پاشو این نمک بده دوباره پاشو این زردچوبه رو بده و.....البته من کمک کردن رو دوست دارم و اعتقاد دارم اما اگه دوطرفه باشه
    اینکه میفرمایید پشتیبان اتفاقا یکی از مشکلات ما همینه ایشون میگن چرا پشتیبان من نیستی اما مشکل اینه که تعبییر ایشون از پشتیبان چیه؟ که بماند کاملا غیر منطقی (کسی که تا حالا برای کار اشتباهش دعوا یا تنبه نشده یا هر بار کار اشتباه بکنه بهشم جایزه بدن چه نوع دیدی داره)
    ازدواج تو دیدیشون یعنی مرد باید همه خواسته های زن را انجام دهد و دیگر هیچ
    به من بعضی مواقع میگن چرا اینقدر کتابی صحبت میکنی
    ویرایش توسط mdh2385 : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۱:۰۹
    وقتی پایین ترینم خدا امید من است
    وقتی تاریک ترینم خدا روشنایی من است
    وقتی ضعیف ترینم خدا نیروی من است
    وقتی غمگین ترینم خدا آرام جان من است

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    نقل قول نوشته اصلی توسط mdh2385 نمایش پست ها
    باسلام و تشکر
    ایشان اجازه نمی دن شما با صلابت باشید ایشون برخورد فیزیکی هم دارن مسائل را با قلدری و خشونت پیش می برن
    هر مسئله که عنوان میکنن اگه شما موافق بودی که خوبه.اما اگر مخالف باشید براشون اهمیت نداره کار خودشونو میکنن در هر مسئله خودشون و نظر خودشون میبینن ولی اگر شما در کوچکترین مسئله باهاشون مشورت نکنید غوغایی بپا میکنن
    چپ راست خواسته دارن دستور میدن یه غذا رو میخوان بذارن شمارو بیست دفعه بلند میکنن مثلا پاشو این نمک بده دوباره پاشو این زردچوبه رو بده و.....البته من کمک کردن رو دوست دارم و اعتقاد دارم اما اگه دوطرفه باشه
    اینکه میفرمایید پشتیبان اتفاقا یکی از مشکلات ما همینه ایشون میگن چرا پشتیبان من نیستی اما مشکل اینه که تعبییر ایشون از پشتیبان چیه؟ که بماند کاملا غیر منطقی (کسی که تا حالا برای کار اشتباهش دعوا یا تنبه نشده یا هر بار کار اشتباه بکنه بهشم جایزه بدن چه نوع دیدی داره)
    ازدواج تو دیدیشون یعنی مرد باید همه خواسته های زن را انجام دهد و دیگر هیچ
    به من بعضی مواقع میگن چرا اینقدر کتابی صحبت میکنی
    با سلام خدمته شما ...
    اولا این موضوع رو بگم که من کارشناس نیستم و مطمینا پیشنهاد هایی که بتون دادم در حد پیشنهاد هست و هزار علت میتونه داشته باشه ...
    مثلا ممکن هست سطح هورمون مردونه خانومتون رفته باشه بالا و بنده خدا عصبی شده باشه و حالت های مدیریتی به خودش گرفته باشه ...
    پس حتما حتما باید به روانشناس مراجعه کنید ... که یه محک درست و حسابی ازتون به عمل بیاد ....

    1- شما میگین ایشون اجازه نمیدن من با صلابت باشم ... گفتم ... کاره ما خانوما همینه ... ما باید سوسه بیایم ... کرم بریزیم ... اذیت کنیم ... نقشه بکشیم ... تا شما آقایون رو به چالش بکشیم .... ولی شما باید کاره خودتون رو بکنید ... باید محکم و با صلابت باشین ....
    2- فکر میکنم رابطه شما تو یکدوری افتادی و این علایمی که عنوان میکنین نتیجه اون باشه ... اگر شما روزه اولی که چنین حالتهای مدیرانه از ایشون دیدین ... درخواستشون رو بی پاسخ میزاشتین ... پورت رو باز نمیکردین .... الان بهتون نمیگفتن زرد چوبه بده ....
    3- غوغا میکنه که بکنه ... یه چیزی هم بگم ... برخی از آقایون ... اصلا تیتیش هستن ( خواهشا به دل نگیرید ... نه من شما رو میشناسم نه شما منو ... ) دوست دارن خانومشون حکم فرمایی کنه ... وقتی قضیه حاد شد ... ناراحت میشن ...
    4- شاید اصلا خانومتون فکر میکنن ... شما از این نوع رفتار راضی هستی ...
    5- اگر این بار خواست پورته فرمانروایی رو رو شما باز کنه ... مثلا بگه زرد چوبه رو بده ... یه اخمی بکن و برو بیرون شام بخور و بعدش هم بگو شام بیرون خوردم ...
    6- ازدواج تو دیده همه خانوم ها یعنی همین ... خانوم ها دنباله شوهری هستند که در بست در خدمتشون باشه .... مثلا : ( پول براشون بیاره ... یکی باشه که نازشون رو خریدار باشه ... یکی باشه که بهشون مهر ورزی کنه ... یکی باشه که براشون احترام قایل باشه ... مثله مرد پشتشون باشه و ... ) و شما هم باید این کارها رو بکنین و در عین حال بابته انجام دادن این کارها به خودتون حالت مدیرانه و فرمانروا بودن بدین ... وگرنه خبری نیست .
    7- در مورده کتابی صحبت کردن هم ... نهایتا یکی پیروز میشه .... یا شما بهشون یاد میدین که احترام نگه دارن .... یا ایشون یاید یاد بگیرن که حرمت نگه دارن ... درنهایت یکیتون موفق میشین ... اون کسی که تو کارش انرژی بیشتری بزاره ...
    8- و درنهایت پیشنهادم اینه که اقتدارداشته باشین و پورتهایی که ایشون تو اون پورتها حالت مدیرانه به خودشون میگیرن رو کاملا ببندید ...
    9- اگر هم حالات هاتون زیاد مردونه نیست ناراحت نباشین ... پیدا میکنین ... مطمین مطمین باشین ... ممکن هست اقتدارتون رو مسخره کنه ... مثلا بگه متحول شدی .... ولی باز نباید کوتاه بیاین ... میگم ما خانوما ذاتا اینجوری هستیم ...
    10- اگر میتونی برو بدنسازی ... 6 ماهه بدنت توپ میشه ...
    11 - شوهر ... یعنی شوهر ... من حتی مخالفه این هستم که شوهر رو دوست ترجمه کنیم ...

    البته ... تمام اینها حدس و گمان هست ... ومن کارشناس نیستم ... در حد یه مشورت .
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۲:۲۹

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    نقل قول نوشته اصلی توسط FT_Mohammadi نمایش پست ها
    با سلام خدمته شما ...
    اولا این موضوع رو بگم که من کارشناس نیستم و مطمینا پیشنهاد هایی که بتون دادم در حد پیشنهاد هست و هزار علت میتونه داشته باشه ...
    مثلا ممکن هست سطح هورمون مردونه خانومتون رفته باشه بالا و بنده خدا عصبی شده باشه و حالت های مدیریتی به خودش گرفته باشه ...
    پس حتما حتما باید به روانشناس مراجعه کنید ... که یه محک درست و حسابی ازتون به عمل بیاد ....

    1- شما میگین ایشون اجازه نمیدن من با صلابت باشم ... گفتم ... کاره ما خانوما همینه ... ما باید سوسه بیایم ... کرم بریزیم ... اذیت کنیم ... نقشه بکشیم ... تا شما آقایون رو به چالش بکشیم .... ولی شما باید کاره خودتون رو بکنید ... باید محکم و با صلابت باشین ....
    2- فکر میکنم رابطه شما تو یکدوری افتادی و این علایمی که عنوان میکنین نتیجه اون باشه ... اگر شما روزه اولی که چنین حالتهای مدیرانه از ایشون دیدین ... درخواستشون رو بی پاسخ میزاشتین ... پورت رو باز نمیکردین .... الان بهتون نمیگفتن زرد چوبه بده ....
    3- غوغا میکنه که بکنه ... یه چیزی هم بگم ... برخی از آقایون ... اصلا تیتیش هستن ( خواهشا به دل نگیرید ... نه من شما رو میشناسم نه شما منو ... ) دوست دارن خانومشون حکم فرمایی کنه ... وقتی قضیه حاد شد ... ناراحت میشن ...
    4- شاید اصلا خانومتون فکر میکنن ... شما از این نوع رفتار راضی هستی ...
    5- اگر این بار خواست پورته فرمانروایی رو رو شما باز کنه ... مثلا بگه زرد چوبه رو بده ... یه اخمی بکن و برو بیرون شام بخور و بعدش هم بگو شام بیرون خوردم ...
    6- ازدواج تو دیده همه خانوم ها یعنی همین ... خانوم ها دنباله شوهری هستند که در بست در خدمتشون باشه .... مثلا : ( پول براشون بیاره ... یکی باشه که نازشون رو خریدار باشه ... یکی باشه که بهشون مهر ورزی کنه ... یکی باشه که براشون احترام قایل باشه ... مثله مرد پشتشون باشه و ... ) و شما هم باید این کارها رو بکنین و در عین حال بابته انجام دادن این کارها به خودتون حالت مدیرانه و فرمانروا بودن بدین ... وگرنه خبری نیست .
    7- در مورده کتابی صحبت کردن هم ... نهایتا یکی پیروز میشه .... یا شما بهشون یاد میدین که احترام نگه دارن .... یا ایشون یاید یاد بگیرن که حرمت نگه دارن ... درنهایت یکیتون موفق میشین ... اون کسی که تو کارش انرژی بیشتری بزاره ...
    8- و درنهایت پیشنهادم اینه که اقتدارداشته باشین و پورتهایی که ایشون تو اون پورتها حالت مدیرانه به خودشون میگیرن رو کاملا ببندید ...
    9- اگر هم حالات هاتون زیاد مردونه نیست ناراحت نباشین ... پیدا میکنین ... مطمین مطمین باشین ... ممکن هست اقتدارتون رو مسخره کنه ... مثلا بگه متحول شدی .... ولی باز نباید کوتاه بیاین ... میگم ما خانوما ذاتا اینجوری هستیم ...
    10- اگر میتونی برو بدنسازی ... 6 ماهه بدنت توپ میشه ...
    11 - شوهر ... یعنی شوهر ... من حتی مخالفه این هستم که شوهر رو دوست ترجمه کنیم ...

    البته ... تمام اینها حدس و گمان هست ... ومن کارشناس نیستم ... در حد یه مشورت .
    سلام
    تشکر از پیشنهاداتون
    گفتن چند مطلب رو ضرروری میدونم
    1- اینکه حتما بنده اشتباهاتی داشته ام و این اشتباهات بر روی ایشان با توجه به نوع تربیت و فرهنگ خانوادگی ایشان تاثیر را چند برابر بدتر کرده
    2-رابطه ما خیلی پیچیده شده این یک واقعیت که کار را به شدت سخت کرده
    3-من اینطور که میفرمایید نیستم،بنده از غوغا نمی ترسم اما ایشان حدی نمیشناسن و کارهای بدور از عقل انجام میدن(مثال اگر دعوایی پیش بیاد ساعت 2شب ایشان به سرعت چادر سر کرده و بدون توجه به هیچ چیز خانه را ترک می کنن و حتی اگه دنبال ایشان هم برویم توی خیابان ابرو ریزی میکنن ونمیشه دنبالشون رفت، بنظرتون من چیکار باید بکنم برای حفظ حیثیت و امنیت خانواده ام، یا باید جلوی ایشان را بگیرم که به برخورد فیزیکی میکشه (حس مردونشون زیاده) و تا نرن بیرون کوتاه نمیان. حتی میگم من میبرم خطرناکه شبه قبول نمیکنن... یا باید بی خیال بشم و منتظر... که این مسائل اتفاق افتاده که عرض میکنم)سر هر مسئله پای پدر و مادرشون وسط میکشن اونها هم که بچه را تایید می کنن فقط برای اینکه دل بچه نشکنه؟؟!!!!
    4-خیر گفته ام که ناراضی هستم
    5-اگه من اینکارو بکنم همان مسائل و کارهای (3) کمترین کاریه که میکنن
    در پایان اصلا شرایط منو تصور کنید کسی که آموزش های ابتدایی یک زندگی دونفری رو ندیده،و حتی ایدئولوژی های کامل اشتباهی به مسائل داره و نمی دانه که اینها هم اشتباه و از همه بدتر ادعا هم میکنه و بدتر از اینکه شمارو هم زیر سوال میبره
    نمی دانستم امتحان زندگی اینقدر سخته ،فقط اینو میدونم که خودم اشتباه کردم که برنامه زندگیم شده این.
    از دست خودم خیلی ناراحتم خودم بدترم که از یک سوراخ دوبار گزیده شدم
    ویرایش توسط mdh2385 : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۵:۳۴
    وقتی پایین ترینم خدا امید من است
    وقتی تاریک ترینم خدا روشنایی من است
    وقتی ضعیف ترینم خدا نیروی من است
    وقتی غمگین ترینم خدا آرام جان من است

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    20 روز 15 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط mdh2385 نمایش پست ها
    (مثال اگر دعوایی پیش بیاد ساعت 2شب ایشان به سرعت چادر سر کرده و بدون توجه به هیچ چیز خانه را ترک می کنن و حتی اگه دنبال ایشان هم برویم توی خیابان ابرو ریزی میکنن ونمیشه دنبالشون رفت، بنظرتون من چیکار باید بکنم برای حفظ حیثیت و امنیت خانواده ام، یا باید جلوی ایشان را بگیرم که به برخورد فیزیکی میکشه (حس مردونشون زیاده) و تا نرن بیرون کوتاه نمیان.
    خیلی جالبه

    نقل قول نوشته اصلی توسط mdh2385 نمایش پست ها
    حتی مسائل ابتدایی هم نمی دانننه غذای درست حسابی داریم نه برخورد درستی دارننه اداب معاشرت درست حسابیخلاصه گیر افتادم از چاله در اومدم افتادم تو چاه
    فکر کنم شما خیلی روی نکات منفی حساس شدین که خوبی هاشو نمیبیند شاید از دید مثبت نگاه کنید خوبی هاشون بیشتر از بدی هاش باشه


    نقل قول نوشته اصلی توسط mdh2385 نمایش پست ها
    شرایط منو تصور کنید کسی که آموزش های ابتدایی یک زندگی دونفری رو ندیده،و حتی ایدئولوژی های کامل اشتباهی به مسائل داره و نمی دانه که اینها هم اشتباه و از همه بدتر ادعا هم میکنه و بدتر از اینکه شمارو هم زیر سوال میبره
    نمی دانستم امتحان زندگی اینقدر سخته ،فقط اینو میدونم که خودم اشتباه کردم که برنامه زندگیم شده این.
    به نظر من باید خیلی بهش محبت کنید تا تحت تاثیر محبت شما رفتارش عوض بشه ( از محبت خارها گل میشود )

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    در صورته امکان بگین چند درصد این موارد رو دارن ؟؟؟

    1- خود بزرگ بين هستند و حس غلو شده اي از اهميت فردي دارند و خود را بهتر از ديگران مي دانند.
    ۲ - فانتزي قدرت، موفقيت و زيبايي مشغوليت ذهني آن ها است.
    ۳ - در برقراري روابط سالم مشکل دارند.
    ۴ - به تحسين و تعريف و تمجيد نياز دائمي دارند.
    ۵ - به شدت خود را حق به جانب مي دانند.
    ۶ - انتظار دارند ديگران مطابق نظرات و انتظارات آنان عمل کنند.
    ۷ - قادر به تشخيص احساسات و نيازهاي ديگران نيستند.
    ۸ - به سوءاستفاده از ديگران تمايل دارند.
    ۹ - به ديگران حسادت مي ورزند و باور دارند که ديگران نسبت به آنان حسادت دارند.
    ۱۰ - اعتماد به نفس آنان به شدت شکننده است و تحمل کوچک ترين انتقادي را ندارند.
    11- در کامیابی ها و پیروزی ها و توانایی های خود گزافه پردازی کند یا بدون آنکه به موفقیت شایسته یی دست یافته باشد، انتظار داشته باشد او را آدم بزرگ و مهمی بدانند .
    12- مشغولیت ذهنی اش خیالاتی همچون موفقیت، قدرت، استادی، ذکاوت، زیبایی یا محبوب و دوست داشتنی بودن در اندازه یی بی کران (نامحدود) باشد.
    13- باور داشته باشد که «استثنایی» است و تنها دیگر افراد یا موسسه های استثنایی یا رده بالا می توانند او را درک کنند یا با او رابطه داشته باشند.
    14- نیاز داشته باشد به شکلی افراطی و بیش از اندازه مورد ستایش و تحسین قرار گیرد.
    15- احساس بر حق بودن داشته باشد؛ یعنی به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد برخوردی خوشایند و ویژه و منحصر به فرد با او صورت گیرد یا اینکه دیگران خود به خود تسلیم خواسته هایش شوند.
    16- در روابط بین فردی استثمارگر باشد، یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به اهداف و خواست های خود سود جوید.
    17- حس همدلی نداشته باشد، یعنی دلبستگی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.
    18- اغلب به دیگران حسودی کند یا بر این باور باشد که دیگران به او حسودی می کنند.
    19- رفتارها و نگرش هایش پرافاده و تکبرآمیز باشد.
    20 - انتقاد پذیر نیست .
    21- حسه همدردی نداره ... اگر موجودی رو ببینه که داره درد میکشه به راحتی از کنارش رد میشه ...

    و اگر براتون امکان داره بگین ...
    اگر خانومتون همین الان نوشته ها و پستهای شما رو میخوندن ... چه حرف حسابی میزدند ...


    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۶:۵۵

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود