صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولایت فقیه در پرتو آیات قرآن

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143

    ولایت فقیه در پرتو آیات قرآن




    با سلام


    شاید خیلی ها با دیدن تاپیک تعجب کنن ....


    قصد من اینه که تو این تاپیک ( با حضور فعال کارشناسان محترم ) یه مطلبی که میتونه برای هر کسی که قرآن رو می خونه و به اصطلاح در اون تدبیر می کنه پیش بیاد رو مطرح کنم و جواب ( منطقی ) بگیرم . یه جوابی که صریح و البته صحیح باشه !

    قرآن ، سوره مائده ، آیه 55 محکم ترین و برترین دلیل شیعه برای اثبات " ولایت " حضرت علی که تقریبا هر کتابی در مورد ولایت علی نوشته شده به این آیه استناد کرده .

    اول این آیه با کلمه " انما " شروع میشه ، انما در اصطلاح لغت از ادات حصر به شمار میاد و در زبان فارسی معنای " تنها و تنها " یا " فقط و فقط " میده .

    خب این یعنی چی ؟ یعنی تو این آیه ولایت تنها و تنها یا فقط و فقط برای سه گروه ثابت میشه و برای غیر اونها نفی میشه ،

    حالا اون سه دسته کیان؟

    کل مسلمانان در دو تای اول یعنی خدا و پیامبر هیچ اختلافی ندارن ، اما اینکه سومین کسی ( یا کسانی ) که ولایت داره ( یا دارن ) مورد اختلافه . چون بحث ما در حدود اعتقادات شیعه س ، ما هم طبق نقل شیعه میریم جلو .

    در حالت کلی اگه شما از هر روحانی و مرجعی سوال کنین ، میگن این آیه یه مصداق بیشتر نداره ، اون هم کسی نیست جز علی بن ابیطالب . ( ر.ج : تفسیر نمونه )

    حالا اینکه ولایت بقیه ائمه از کجا میاد خودش سواله !!!

    جواب این سوال رو برخی با حدیث جابر میدن ، اما خود اون افراد میدونن که راوی حدیث جابر ، یونس بن ظبیان ملعونه .

    بر فرض این روایت رو هم بپذیریم ،

    پس در نهایت ولایت دیگه خیلی هم ارفاغ بشه فقط برای سه گروه بیشتر ثابت نمیشه : خدا . پیامبر . ائمه اثنی عشر !!!


    حالا سوال : 1 ) وقتی این آیه ولایت رو فقط در سه گروه میدونه که هیچ کدومشون هم شامل فقیه و فقها نمیشن ، پس این فقیهان گرامی از کجا برای خودشون ولایت اونهم از نوع مطلقه رو پذیرفتن ؟


    دو تا خواهش : 1 ) لطفا از کلام فقها برای سخنان خودتون دلیل نیارید ، چون به قول معروف اونا برای نون ( یا نان ) خودشون آتیش ( یا آتش ) جم میکنن !!!

    2 )دلایلتون از قرآن و احادیث باشه . احادیثم از احادیث صحیح باشه ، نه اینکه مثل توقیع و مقبوله افراد مجهول نقلش کرده باشن و مثل ارحم خلفایی مرسل باشه . روات ثقات و متصل به معصوم !!!


    خدا خیرتون بده .

    جزاکم الله خیرا .


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58312



    با نام و یاد دوست




    ولایت فقیه در پرتو آیات قرآن







    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28774



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    با سلام


    شاید خیلی ها با دیدن تاپیک تعجب کنن ....


    قصد من اینه که تو این تاپیک ( با حضور فعال کارشناسان محترم ) یه مطلبی که میتونه برای هر کسی که قرآن رو می خونه و به اصطلاح در اون تدبیر می کنه پیش بیاد رو مطرح کنم و جواب ( منطقی ) بگیرم . یه جوابی که صریح و البته صحیح باشه !

    قرآن ، سوره مائده ، آیه 55 محکم ترین و برترین دلیل شیعه برای اثبات " ولایت " حضرت علی که تقریبا هر کتابی در مورد ولایت علی نوشته شده به این آیه استناد کرده .

    اول این آیه با کلمه " انما " شروع میشه ، انما در اصطلاح لغت از ادات حصر به شمار میاد و در زبان فارسی معنای " تنها و تنها " یا " فقط و فقط " میده .

    خب این یعنی چی ؟ یعنی تو این آیه ولایت تنها و تنها یا فقط و فقط برای سه گروه ثابت میشه و برای غیر اونها نفی میشه ،

    حالا اون سه دسته کیان؟

    کل مسلمانان در دو تای اول یعنی خدا و پیامبر هیچ اختلافی ندارن ، اما اینکه سومین کسی ( یا کسانی ) که ولایت داره ( یا دارن ) مورد اختلافه . چون بحث ما در حدود اعتقادات شیعه س ، ما هم طبق نقل شیعه میریم جلو .

    در حالت کلی اگه شما از هر روحانی و مرجعی سوال کنین ، میگن این آیه یه مصداق بیشتر نداره ، اون هم کسی نیست جز علی بن ابیطالب . ( ر.ج : تفسیر نمونه )

    حالا اینکه ولایت بقیه ائمه از کجا میاد خودش سواله !!!

    جواب این سوال رو برخی با حدیث جابر میدن ، اما خود اون افراد میدونن که راوی حدیث جابر ، یونس بن ظبیان ملعونه .

    بر فرض این روایت رو هم بپذیریم ،

    پس در نهایت ولایت دیگه خیلی هم ارفاغ بشه فقط برای سه گروه بیشتر ثابت نمیشه : خدا . پیامبر . ائمه اثنی عشر !!!


    حالا سوال : 1 ) وقتی این آیه ولایت رو فقط در سه گروه میدونه که هیچ کدومشون هم شامل فقیه و فقها نمیشن ، پس این فقیهان گرامی از کجا برای خودشون ولایت اونهم از نوع مطلقه رو پذیرفتن ؟


    دو تا خواهش : 1 ) لطفا از کلام فقها برای سخنان خودتون دلیل نیارید ، چون به قول معروف اونا برای نون ( یا نان ) خودشون آتیش ( یا آتش ) جم میکنن !!!

    2 )دلایلتون از قرآن و احادیث باشه . احادیثم از احادیث صحیح باشه ، نه اینکه مثل توقیع و مقبوله افراد مجهول نقلش کرده باشن و مثل ارحم خلفایی مرسل باشه . روات ثقات و متصل به معصوم !!!


    خدا خیرتون بده .

    جزاکم الله خیرا .
    پاسخ :
    با سلام . ویاد آوری این نکته که در بحث علمی رعایت انصاف شرط اول برای ادامه بحث است . حال به چند نکته اشاره می شود :
    الف _در باره ترد ید شما در باب امامت ائمه انثا عشر تنها باید اشاره نمود که دلایل آن بسیار فراوان است تنها امامت امام اول از طریق اعلام عمومی انجام گرفته و سایر امامان چنین کاری برای امامت شان نشده ، ممکن است این کار دلایل مختلف داشته باشد
    اولاً: امامت سلسله‌ای به هم پیوسته است. هر گاه کسی امام اول را پذیرفت، بر اساس گفته او امام بعد را مردم مي شناسند ، چون حرف او بر مردم حجت است ،چه اینکه چه بسا خود مردم از طریق اعجاز و کراماتی که از امام می دیده اند ،به امامت او پی می بردند و این راهکار برای یقین به امامت سایر امامان کافی است.
    دوم_ هر کدام از امامان معصوم(ع) غیر از دلایل اصل امامت دلیل خاص خود دارند . در منابع شیعی از جمله کتاب گرانسنگ اصول کافی در این باره برای هر کدام از ائمه(ع) یک باب مستقل اختصاص داده شده که در پاسخ‌های قبلی به مطالبی در این باره اشاره شد. در این نوبت به این نکته اشاره می‌شود که بر اساس روایات شیعی امامت مقامی است که از سوی خداوند برای افراد خاصی قرار داده شده ، اسامی آن ها از سوی پیامبر اعلام شده است، به عنوان نمونه رسول خدا(ص) فرمود:
    «وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب، بعد از او دو نواده‌ام حسن و حسین است که بعد از حسین نُه نفر از صُلب حسین امام هستند که نام آنان عبارت‌اند از :علی، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش جعفر، بعد از او فرزندش موسى، بعد از او فرزندش علی، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش علی، بعد از او فرزندش حسن، بعد از او فرزندش حجت بن الحسن، این دوازده نفر امامان بعدی هستند».(1)
    از این حدیث معلوم می‌شود که سلسله امامت ،حقیقت به هم متصل و پیوسته است که همه حلقات آن دقیقاً با اسم و مشخصات از سوی پیامبر اعلام شده است.
    سوم_ تنها راه اثبات امامت، نص پیامبر اکرم(ص) یا امام قبلی است، زیرا اگر امامت استمرار وظایف نبوت است و اگر امام باید معصوم باشد، باید منصوص نیز باشد،(2) زیرا عصمت امر درونی و باطنی است و تشخیص آن در توان مردم نیست. تنها خداوند است که می تواند معصوم را بشناساند. بر این اساس پیامبر و امام تنها معرفی کننده امام بعد از خود هستند ، نه این که او را انتخاب نمایند. زیرا بر اساس تعالیم دینی ما امامت منصبی است الهی و امامان معصوم همانند پیامبران توسط خداوند تعیین می شوند. در نتیجه ائمه ما نیز از جانب خداوند از قبل تعیین گشته و حتی نام و خصوصیات آن ها برای رسول خدا روشن بود .
    روایات بسیاری در این باره از شیعه و منابع اهل سنت وجود دارد که بیانگر مشخص بودن امامان در زمان و بیان پیامبر است.
    از پیغمبر روایت شده که جانشینان و رهبران امت بعد از حضرت دوازده نفرند. از جمله سند را به جابر بن سمره صحابی معروف می‏رساند که گفت: شنیدم پیغمبر فرمود:
    «یَکُونُ لِهذِهِ الْأَمَّةِ اِثْنا عَشَرَ خَلیفَةً؛ (3)
    برای امت دوازده نفر خلیفه است».گفتنی است که سلسله امامان (ع) هر کدام از سوی خداوند تعیین شده ، به وسیله پیامبر (ص) به مردم معرفی شده‌اند.
    یکی از علمای بزرگ اهل سنت درباره جانشیان پیامبر سخنی شنیدنی دارد:
    احادیثی که دلالت می‌کند جانشیان پیامبر دوازده نفر‌ند، از طریق فراوان نقل شده ، به حد شهرت رسیده ، با گذشت زمان دانسته شد که مقصود رسول خدا از این سخن ، امامان دوازده گانه از اهل بیت و عترت اویند، زیرا نمی‌توان این حدیث را بر جانشینان پس از او از اصحابش حمل کرد، چرا که تعداد آن ها از دوازده نفر کم تر است، هم چنین نمی‌توان آن را بر حکام اموی تطبیق کرد، زیرا آنان از دوازده نفر بیش ترند . غیر از عمر بن عبدالعزیز همه آن ها مرتکب ظلم آشکار بودند . نیز آنان از بنی‌هاشم نیستند ، در حالی که پیامبر فرموده است: آنان همگی از بنی‌هاشم هستند، نمی‌توان آن را بر حکام بنی‌عباس حمل نمود، زیرا تعداد آنان نیز از دوازده نفر بیش تر است، بنابراین راهی جز این نیست که آن حدیث بر ائمه دوازده گانه از اهل بیت پیامبر حمل شود، به خصوص که آن ها داناترین، بزرگوارترین و با تقوا ترین مردم اهل زمان خود بودند . نسب آنان از همه برتر و نزد خدا گرامی‌تر بودند. (4)
    ب_در باره فراز دوم پرسش باید گفت از مجموع آموزه‌های وحیانی به دست می‌آید که ولایت و حکومت همانند ربوبیت و عبودیت اختصاص به خالق و آفریننده انسان دارد . اگر انبیا و ائمه (ع) ولایت و حکومت بر جامعه بشری دارند، ولایت‌ها، ظهوری از ولایت خدا و به اذن و فرمان اوست . اگر در عصر غیبت نیز برای فقیه جامع الشرایط، ولایت و مدیریتی در محدوده تشریع و قانون اسلام بر جامعه وجود دارد، آن نیز باید به اذن و فرمان خداوند باشد وگرنه هیچ انسانی حق ولایت بر دیگری ندارد. (5)
    در قرآن کریم ولایت بالذات تنها از آن خداوند دانسته شده : «فالله هو الولی» (6) تنها ولی خداوند است، اما پیامبر و اهل بیت (ع) ولی بالعرض و مظهر ولایت خدایند . به تعبیر قرآن آیت و نشانه ولایت‌الهی‌اند. (7)
    بنابراین ولایت و حکومت بالذات اختصاصا از آن خداوند است . خداوند ولایت خود را به انبیا و امامان معصوم داده است که برای اجرای احکام او اعمال بفرمایند . در تشریع و تکوین تصرف کنند، ولی به دلایل عقلی و نقلی فقهای جامع الشرایط در عصر غیبت به عنوان نائب عام امام معصوم در محدوده اجرای احکام الهی از ولایت نیابتی برخوردارند. بنابراین ولایت الهی در ساحت تشریع و تکوین به انسان‌های معصوم اختصاص دارد. فقیه در محدوده اجرای احکام شرع به عنوان نائب امام معصوم ولایت دارد. زیرا در عصر غیبت چاره ای جز سپردن امور مسلمانان به فقهای عادل نیست . .

    بنا براين در زمان غيبت امام معصوم در كشورهاي كه زمينه حكومت بر اساس مكتب اهل بيت فراهم است حكومت و اداره سياسي جامعه از آن فقيه عادل و جامع الشرايط است كه به عنوان نايت امام زمان امور زندگي مردم را مديريت كند.
    ولي در كشورهاي كه به دليل شرايط مذهبي و ديني و مانند آن زمينه تشكيل حكومت بر مبناي آموزه هاي اهل بيت فراهم نيست، ناگزير بايد حكومتي باشد چون جامعه بدون حكومت امكان ندارد لذا امير مؤمنان فرمود:
    «لابد للناس من اميرٍ برّاً او فاجرا يعمل في امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلغ الله فيها الاجل و يجمع به الفئ و يقاتل به العدوّه و تأمن به السُبل و يؤخذ به للضعيف من القول،‌حتي يستريح برٌّ و يُستراح من فاجرٍ» (8)
    مردم به زمانداري نيازمندند خواه نيكو باشد،‌يا تباه كار،‌تا مؤمنان در سايه حكومت او به كار خويش مشغول،‌و كافران هم بهره مند شوند، و مردم در دوران حكومت او ، زندگي را طي كنند، و به وسيله او اموال بيت المال جمع آوري شود،‌و به كمك او با دشمنان مبارزه شود، امنيت راه ها تأمين گردد، حق ضعيفان از زورمندان گرفته شود، نيكوكاران در آسايش و از دست تباه كاران در امان باشند. بنابر اين حكومت ناگزير بايد وجود داشته باشد حال اگر حكومت صالحان امكانش نبود،‌به ناچار حكومت از طريق ديگر نظير آنچه در جهان متداول است و در پرسش اشاره شده بايد به وجود آيد.
    و اين سخن مورد تأييد دين و از ضروريات عقلي است. و در جوامع بشري راه كارهاي مختلف براي تشكيل حكومت مطرح است و همين روز و در جهان معاصر برخي كشور از طريق حكومت پادشاهي اداره مي شود نظير كشور عربستان و اردن و برخي ديگر از كشورهاي عربي، و در بعضي كشور گرچه به ظاهر حكومت سلطنتي نيست و رياست جمهور انتخاب مي شوند ولي به دليل سيستم خاص حاكم بر آن جاها نوع جمهوري شان تك حزبي است و يك فرد چندين سال و مادام العمر به عنوان رئيس جمهور بر آن كشورها حكومت مي كند، ولي در برخي ديگر از كشور نظير كشورهاي اروپايي و امريكايي و بعضي كشورهاي اسلامي از طريق انتخابات و آراي اكثريت نوع حكومت و رئيس حكومت براي مدت چند سال محدود انتخاب مي شوند كه در آن نوع حكومت ها با اين از نوع حكومت سلطنتي بهتر است ولي صاحبان زور و زر موفقيت شان براي حكومت بيشتر است و ميليونها دلار براي به دست گرفتن حكومت صرف مي كنند و رأي مردم بيشتر شعاري و نمادين است. ولي در عين حال بهتر از حكومت سلطنتي است چون دست كم مدت عمر حاكميت شان محدود است.
    در مجموع بايد توجه داشت آنچه در حكومت هاي به گفته شما پارلمانتري و انتخاباتي مطرح است رضايت و انتخاب مردم در پي تبليغات و تزريق زرو اعمال زور تأمين مي شود و گرنه حكومت مردم سالاري و دموكراسي به مفهوم صحيح كلمه بسيار اندك و يا وجود ندارد. اما در هر صورت بهتراز نبود حكومت و حاكميت انارشيستي و يا رژيم سلطنتي است.
    گفتني است كه سخن در امكان چنين حكومت ها نيست، بلكه سخن در اين است كه چه نوع حكومت بهتر و ايده ال و عدل محور است و آنچه مهم است تشكيل حكومت عدل گستر است و نه امكان اداره مردم و تشكيل حكومت از طريق هاي مختلف از جمله آنچه امروزه در جهان به نام دموكراسي مطرح است و انتخابات برگزار مي شود نيز چند مدتي مردم را سرگرم نمود و بر آنها حكومت كرد.
    از اين رو بايد توجه كه آنچه در حكومت امام معصوم مطرح است حد متعالی و حكومت عدل محور است چنان كه د رچند سال حكومت امير مؤمنان وجود داشت.
    نكته ي كه نبايد از نظر دور بماند اين كه در بحث امامت و ولايت مسئله حكومت و اداره جامعه تنها بخش اندك از وظايف امام و ضرورت امامت محسوب مي شود و گر نه قلمرو امامت و ولايت در ساحات فراتر از زندگي دنيا در كل نظام آفرينش و حيات معنوي، اخلاقي انسان در دنيا و حيات ابدي آن در آخرت نقش دارد كه تفصيل اين بحث را در منبع ذيل مطالعه بفرمايد.(9)

    پی نوشت ها:
    1. بحار الانوار، ج 36، ص 282.نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق.
    2. محسن خرازی، بدایه المعارف الالهیه فی شرح عقائد الامامیه، ج 2، ص 111ـ 113، نشر جامعه مدرسین قم 1378 ش ؛عبدالرزاق فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص 469، نشر وزارت ارشاد 1375 ش .
    3. منتخب الاثر ،ص 12 انتشارات مرکز فرهنگی معصومه، قم، 1385 ش.
    4. ینابع الموده، باب 77، ص 446 ،نشر المطبعه العلمیه ،قم ،بی تا.
    5. آیت الله جوادی آملی، ولایت فقیه ،ص 134،نشر مرکز اسرا ،قم، 1385 ش.
    6. شورا (42) آیه 9.
    7. جوادی آملی ،همان ،ص 131.
    8. نهج البلاغه،‌خطبه 4، ص21،‌موسسه اميرالمومنين ، قم 1375ش.
    9. ر، ك: سيد محمد حسيني طباطبائي،‌شيعه در اسلام،‌ص109،نشر دارالكتب الاسلاميه،‌تهران 1348 ش.

  7. صلوات ها 5


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    با عرض سلام و تشکر از استاد گرامی :

    متاسفانه حضرتعالی به هر مطلبی پرداختید به جز آنچه من مد نظرم بود :

    آیه ولایت ، ولایت را تنها و تنها در سه گروه منحصر میکند : خدا ، پیامبر ، امام ( البته بر روی همین هم بحث است ، لیکن فرض من در مورد بحث اینست که امام هم ولایت دارد : برای پیشبرد بحث البته )

    حالا " فقیه " که جز هیچ کدام از گروه های خدا و پیغمبر و امام معصوم نیست ، ولایتش مخدوشه ، چرا ؟ چون آیه ولایت ، ولایت رو حصر کرده .


    اما اینکه در مورد ائمه اثنی عشر حدیث و دلیل آوردید ، اولا از یک جهت ولایت فقها را نفی می کند و ثانیا در هیچ یک از آنها از فرد مشخصی اسم برده نشده است .

    و ثالثا : کسی که امام را تعیین می کند خداست ، نه پیغمبر و امام قبلی !

    حالا من روی این مطلب بحثی فعلا ندارم .


    اصل صحبت من اینه که ولایت حصر شده چطور به فقیه رسیده ؟

    اصلا یه نحوه دیگه : پذیرش ولایت برای فقیه خلاف آیات صریح و واضح و محکم قرآنه . این مخالفت آشکار رو حل کنید لطفا .

    اجرکم عندالله.


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,957
    حضور
    95 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5458



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    بر فرض این روایت رو هم بپذیریم ،

    پس در نهایت ولایت دیگه خیلی هم ارفاغ بشه فقط برای سه گروه بیشتر ثابت نمیشه : خدا . پیامبر . ائمه اثنی عشر !!!
    سلام علیکم و رحمه الله

    عبدالرسول گرامی شما که ولایت ائمه اثنی عشر رو ارفاقی فرض میفرمائید و قبول ندارید ( یعنی بخش سوم آیه ولایت ) چگونه میخواهید به جزء آن ( نیابت امامت حال مطلقه یا غیر مطلقه ) برسید ؟

    مشکل از طرح شبهه شماست . ادله امامت اثنی عشر رو استاد توضیح دادند همچنین در مورد ولایت فقیه هم ادله عقلی خوبی را آوردند که لازم است با تمرکز و دقت بیشتری مطالعه بفرمائید :

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    بنا براين در زمان غيبت امام معصوم در كشورهاي كه زمينه حكومت بر اساس مكتب اهل بيت فراهم است حكومت و اداره سياسي جامعه از آن فقيه عادل و جامع الشرايط است كه به عنوان نايت امام زمان امور زندگي مردم را مديريت كند.
    ولي در كشورهاي كه به دليل شرايط مذهبي و ديني و مانند آن زمينه تشكيل حكومت بر مبناي آموزه هاي اهل بيت فراهم نيست، ناگزير بايد حكومتي باشد چون جامعه بدون حكومت امكان ندارد لذا امير مؤمنان فرمود:
    «لابد للناس من اميرٍ برّاً او فاجرا يعمل في امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلغ الله فيها الاجل و يجمع به الفئ و يقاتل به العدوّه و تأمن به السُبل و يؤخذ به للضعيف من القول،‌حتي يستريح برٌّ و يُستراح من فاجرٍ» (8)
    مردم به زمانداري نيازمندند خواه نيكو باشد،‌يا تباه كار،‌تا مؤمنان در سايه حكومت او به كار خويش مشغول،‌و كافران هم بهره مند شوند، و مردم در دوران حكومت او ، زندگي را طي كنند، و به وسيله او اموال بيت المال جمع آوري شود،‌و به كمك او با دشمنان مبارزه شود، امنيت راه ها تأمين گردد، حق ضعيفان از زورمندان گرفته شود، نيكوكاران در آسايش و از دست تباه كاران در امان باشند. بنابر اين حكومت ناگزير بايد وجود داشته باشد حال اگر حكومت صالحان امكانش نبود،‌به ناچار حكومت از طريق ديگر نظير آنچه در جهان متداول است و در پرسش اشاره شده بايد به وجود آيد.
    و اين سخن مورد تأييد دين و از ضروريات عقلي است. و در جوامع بشري راه كارهاي مختلف براي تشكيل حكومت مطرح است و همين روز و در جهان معاصر برخي كشور از طريق حكومت پادشاهي اداره مي شود نظير كشور عربستان و اردن و برخي ديگر از كشورهاي عربي، و در بعضي كشور گرچه به ظاهر حكومت سلطنتي نيست و رياست جمهور انتخاب مي شوند ولي به دليل سيستم خاص حاكم بر آن جاها نوع جمهوري شان تك حزبي است و يك فرد چندين سال و مادام العمر به عنوان رئيس جمهور بر آن كشورها حكومت مي كند، ولي در برخي ديگر از كشور نظير كشورهاي اروپايي و امريكايي و بعضي كشورهاي اسلامي از طريق انتخابات و آراي اكثريت نوع حكومت و رئيس حكومت براي مدت چند سال محدود انتخاب مي شوند كه در آن نوع حكومت ها با اين از نوع حكومت سلطنتي بهتر است ولي صاحبان زور و زر موفقيت شان براي حكومت بيشتر است و ميليونها دلار براي به دست گرفتن حكومت صرف مي كنند و رأي مردم بيشتر شعاري و نمادين است. ولي در عين حال بهتر از حكومت سلطنتي است چون دست كم مدت عمر حاكميت شان محدود است.
    در مجموع بايد توجه داشت آنچه در حكومت هاي به گفته شما پارلمانتري و انتخاباتي مطرح است رضايت و انتخاب مردم در پي تبليغات و تزريق زرو اعمال زور تأمين مي شود و گرنه حكومت مردم سالاري و دموكراسي به مفهوم صحيح كلمه بسيار اندك و يا وجود ندارد. اما در هر صورت بهتراز نبود حكومت و حاكميت انارشيستي و يا رژيم سلطنتي است.
    گفتني است كه سخن در امكان چنين حكومت ها نيست، بلكه سخن در اين است كه چه نوع حكومت بهتر و ايده ال و عدل محور است و آنچه مهم است تشكيل حكومت عدل گستر است و نه امكان اداره مردم و تشكيل حكومت از طريق هاي مختلف از جمله آنچه امروزه در جهان به نام دموكراسي مطرح است و انتخابات برگزار مي شود نيز چند مدتي مردم را سرگرم نمود و بر آنها حكومت كرد.
    از اين رو بايد توجه كه آنچه در حكومت امام معصوم مطرح است حد متعالی و حكومت عدل محور است چنان كه د رچند سال حكومت امير مؤمنان وجود داشت.
    نكته ي كه نبايد از نظر دور بماند اين كه در بحث امامت و ولايت مسئله حكومت و اداره جامعه تنها بخش اندك از وظايف امام و ضرورت امامت محسوب مي شود و گر نه قلمرو امامت و ولايت در ساحات فراتر از زندگي دنيا در كل نظام آفرينش و حيات معنوي، اخلاقي انسان در دنيا و حيات ابدي آن در آخرت نقش دارد كه تفصيل اين بحث را در منبع ذيل مطالعه بفرمايد.(9)
    یاحق
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    244
    حضور
    6 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    925



    البته فکر میکنم یکی از ادله ی قرانی برای مسئله ی تقلید که مد نظر استرتر محترم هست این ایه باشه:

    وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون‏"
    و بايسته نيست كه مؤمنان همگى كوچ كنند، پس چرا از هر گروهى از آنان دسته‏اى كوچ نكنند تا دانش دين را ژرفانه بياموزند و چون به نزد مردمانى از خويش بازگشتند، آنان را هشدار دهند تا شايد پروا پيشه كنند؟

    نه ایه ی اوالامر!یعنی در این ایه این اجازه به مردم داده شده که در مود احکام الهی به دیگران رجوع کنند و یا اینکه میتونند خود احکام رو یاد بگیرند و انذار دهنده باشند.

    ویرایش توسط هورشید : ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ در ساعت ۱۶:۱۸
    هرجائی که مردمان عافیت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه، جائی برای خودباز نمیکنند و خطرپذیری نمیکنند، انسانهای مؤمن و مبارز رابه تندی و افراطیگری متهم میکنند!

    بیانات رهبر انقلاب
    ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

  13. صلوات


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    سلام بر همه عزیزان :

    اول از همه فاتح گرامی :

    برادر عزیز : اینجا قصد بحث کردن در مورد اصول اساسی یک مناظره و گفتگو را ندارم ، اما همین را خدمت شما عرض می کنم که گفتگو معمولا با تعیین یک کف شروع می شود ( در ریاضیات اشتراک برآمد ها نامیده می شود : یعنی آنچه طرفین آنرا قبول دارند و یا بر قبول آن وارد بحث می شوند ) و به یک سقف ( در ریاضیات اجتماع برآمدها نامیده می شود : یعنی توسعه موافقات و کاهش متمم ها ! )

    به نظر شما فقط یک شیعه اثنی عشری باید در مورد ولایت فقیه نظر بدهد ؟

    لذا من برای اینکه کف این ارفاغ پر خاک را تعیین کنم ، لفظ ارفاق را به کار بردم . به هر حال وقتی گفته می شود ولایت ائمه را هم قبول داریم ، دیگر بحث پیرامون آن به حاشیه کشاندن موضوع اصلی تلقی می شود .


    سوال من واضح است :

    آیه ولایت ( 55 مائده ) ، ولایت را فقط مختص خدا ، پیامبر و حالا ارفاقا یا اصلا ائمه اثنی عشر می داند . پس هر عاقلی نتیجه می گیرد که هر آنچه خارج از این دایره باشد ، ولایتی ندارد . لذا اصولا برای هیچ فقیهی ولایت مطرح نبوده و نیست . ( نوبتش شده که دوباره سخن مرحوم خوئی رو مطرح کنم : ولایت فقیه ، بدعت ، عاری ازدلیل نقلی ، و ... ؟ )

    یه تذکر ساده : لطفا بحث رو به این شاخه و اون یکی شاخه نبرید . بفرمایید و نفی ولایت برای هر فقیهی رو حل کنید .

    خیلی متشکر و ممنون .

    اما هورشید گرامی :

    به نظر خودتون اونچه مطرح کردین ربطی به اثبات ولایت برای فقیه داره یا نه ؟

    بازم متشکر .


  15. صلوات

    PAN

  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    244
    حضور
    6 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    925



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    به نظر خودتون اونچه مطرح کردین ربطی به اثبات ولایت برای فقیه داره یا نه ؟
    من تو باقی تاپیک ها دیده بودم کل با مسئله ی تقلید از یک فقیه مشکل دارید خواستم با این مورد کمکی کرده باشم...
    از طرفی شما تیتر زدین ولایت فقیه در پرتو قران.من فکر کردم میخواهید برای این مسئله تاییدی از قران پیدا کنید.نه انکه ایه ی اوالامر رو بررسی کنید...که گویا اشتباه کردم.

    گرچه بزرگوار وقتی اصل تقلید مجوزش با این ایه که عرض کردم داده بشه دیگه حدود اختیارات فقیهی که ازش تقلید میکنیدم خود اون فقیه تعیین میکنه.و میشه یک مسئله ی تقلیدی..حالا یک فقیه مثل امام این رو مطلق میدونه و میگه ولایت مطلقه است و همان ولایت رسول الله ست یا رهبری که در همه ی امور حکومتی و همه ی اموری که مربوط به حکومت و جامعه ی مسلمین میشه اون رو حکم فقیه رو نافذ میدونه یک فقیه هم نه . محدود میداند به امور حسبیه و یا مثل ایت الله سیستانی اختیارات بیشتر رو مشروط میکنه به اقبال عمومی و...

    هرجائی که مردمان عافیت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه، جائی برای خودباز نمیکنند و خطرپذیری نمیکنند، انسانهای مؤمن و مبارز رابه تندی و افراطیگری متهم میکنند!

    بیانات رهبر انقلاب
    ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

  17. صلوات ها 3


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    سلام بر شما هورشید گرامی :

    نمیدانم مشکل از تیتر باشد و یا طرز بیان سوال ، ولی هر چه که هست فکر می کنم منظور بنده دریافت نشده !


    اصولا من از همه عزیزان درخواست دارم یک بار ترجمه آیه 55 سوره مائده را از هر منبعی که نزدشان موثق است بخوانند و بعد با خود فکر کنند که جمع بین این آیه و پذیرش ولایت برای فقیه آیا امکان پذیر هست یا خیر ؟


    ویک نکته دیگه : چرا کارشناسان محترم این بحث ها ( چه بحث روایات ولایت فقیه و چه این بحث ) رو جدی نمی گیرن ؟ واقعا این چه معنا و مفهومی می تونه داشته باشه ؟


    چشم ها را باید شست ....


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    244
    حضور
    6 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    925



    بنده الان متوجه سوال شما شدم.فکر کردم کا می خواهید با قران ین مسئله را بررسی کنید نه انکه در مورد ایه ای خاص بحث کنید.چون در مورد مسئله ی مورد بحث میشود با ایات دیگری بحث کرد.اما اگر منظورتان به طور خاص فقط برسی ایه ی 55مائده است و اینکه ایا ولایت مطرح شده در ایه همان ولایت فقیه است یا خیر.بنده هم با شما موافقم از ایه این طور بر می اید که ولایت مطرح شده در ان نمیتواند به غیر معصوم نسبت داده شود و به نظر من یکی از دلایل اثبات عصمت امیرالمومنین هم همین ایه است...گرچه شاید منظور کسانی که این مسئله را برای شما مطرح کردند نسبت دادن با واسطه ی ایه به ولایت فقیه بوده یعنی وکالت دادن ائمه علیهم السلام به فقها برای اعمال ولایتشان در زمینه ی امور حکومتی در دوره ای که مردم به ایشان دسترسی ندارند چه در زمان غیبت و چه غیر ان(چون وقتی به خاطر وضع حکومتی و مراقبت های شدید خلفای عباسی دسترسی به ایشان بسیار سخت بوده نیز همین روند دوران غیبت تا حدود زیادی جاری بوده).اما! الله اعلم.باز کارشناس محترم ان شا الله توضیح میدن که ایا ممکن است این ایه را به مسئله ی مورد بحث شما نسبت داد یا خیر.
    هرجائی که مردمان عافیت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه، جائی برای خودباز نمیکنند و خطرپذیری نمیکنند، انسانهای مؤمن و مبارز رابه تندی و افراطیگری متهم میکنند!

    بیانات رهبر انقلاب
    ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود