صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صد کلمه در معرفت نفس از علامه حسن زاده آملی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874

    صد کلمه در معرفت نفس از علامه حسن زاده آملی




    بسم الله الرّحمن الرّحيم
    ألحمدلله رب العالمين

    اين صد كلمه كه صد دانه دانه در دانه در يك دانه است براي خاطر عاطر آن عزيزي كه شائق اعتلاي
    به ذرو ة معرفت نفس است، از قلم اين كمترين : حسن حسن زاده آملي، به رش تة نوشته
    درآمده است كه اگر مورد پسند افتد او را بسند است.

    يك: !!!!!!!!

    آن كه خود را نشناخت چگونه ديگري را مي شناسد؟!

    دو: !!!!!!!!

    آن كه از صحيفة نفس خود آگاهي ندارد، از كدام كتاب و رساله طرفي مي بندد؟!

    سه: !!!!!!!!

    آن كه گوهر ذات خود را تباه كرده است، چه بهره اي از زندگي برده است؟!

    چهار: !!!!!!!!

    آن كه خود را فراموش كرده است، از ياد چه چيز خرسند است؟!

    پنج: !!!!!!!!

    آن كه مي پندارد كاري برتر از خودشناسي و خداشناسي است، چيست؟!

    شش: !!!!!!!!

    آنكه در صقع ذات خود با تم ثّلات ملكي همدم و هم سخن نباشد، بايد با چه اشباح وخيالات هم دهن باشد؟!

    هفت: !!!!!!!!

    آن كه خود را براي هميشه درست نساخت، پس به چه كاري پرداخت؟!

    هشت: !!!!!!!!

    آن كه از سير انفسي به سير آفاقي نرسيده است, چه چشيده و چه ديده است؟!

    نه: !!!!!!!!

    آن كه مي انگارد در عوالم امكان، موجودي بزرگتر از انسان است، كدام است؟!

    ده: !!!!!!!!

    آن كه تن آراست و روان آلاست، به چه ارج و بهاست؟!

    يازده: !!!!!!!!

    آن كه معاش مادي را وسيلة مقامات معنوي نگيرد، سخت در خطاست.

    دوازده: !!!!!!!!

    آن كه به هر آرمان است، ارزش او همان است.

    سيزده: !!!!!!!!

    آن كه از مرگ مي ترسد، از خودش مي ترسد.

    چهارده: !!!!!!!!

    آن كه خداي را انكار دارد، منكر وجود خود است.

    پانزده: !!!!!!!!

    آن كه حق معرفت به نفس روزيش شده است، فيلسوف است، چه اينكه فلسفه، معرفت انسان به نفس خود است و معرفت نفس اُم حكمت است.

    شانزده: !!!!!!!

    آن كه در خود فرونرفته است و در بحار ملكوت سير نكرده است و از ديار جبروت سر در نياورده است، ديگر سباحت وسياحت را چه وزني نهاده است؟!

    هفده: !!!!!!!!

    آن كه خود را جدولي از درياي بيكران هستي نيافته است، در تحصيل معارف و ارتقايش چه مي انديشد؟!

    هيجده: !!!!!!!!

    آن كه خود را متسخّر در تحت تدبير متفرّد به جبروت نم ي يابد، در وحدت صنع صورت شگفتش چه مي گويد؟!

    نوزده: !!!!!!!!

    آن كه در وادي مقدس من كيستم؟ قدم ننهاده است، خرواري به خردلي.

    بيست: !!!!!!!!

    آن كه از اعتلاي فهم خطاب محمدي سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.

    بيست و يك: !!!!!!!!

    آن كه طبيعتش را بر عقلش حاكم گردانيده است، در محكمة هر بخردي محكوم است.

    بيست و دو: !!!!!!!!

    آن كه در اطوار خلقتش نمي انديشد، سوداي او سراسر زيان است.

    بيست و سه: !!!!!!!!

    آن كه خود را زرع و زارع و مزرعة خويش نداند، از سعادت جاوداني با زبماند.

    بيست و چهار: !!!!!!!!

    آن كه غذا را مسانخ مغتذي نيابد، هرزه خوار مي گردد، و هرزه خوار هرزه گو و هرزه كار مي شود.

    بيست و پنج: !!!!!!!!

    آن كه كشتزارش را وجين نكند، از گياه هرزه آزار بيند.

    بيست و شش: !!!!!!!!

    آن كه « من عرف نفسه فقد عرف ربه »را درست فهم كند، جميع مسائل اصيل فلسفي و مطالب قويم حكمت متعالي و حقائق متين عرفاني را از آن استنباط تواند كرد، لذا معرفت نفس ر ا مفتاح خزائنملكوت فرموده اند.
    پس برهان شرف اين گوهر يگانه، أعني جوهر نفس، همين مأثور شريف « من عرف » بس است.

    بيست و هفت: !!!!!!!!

    آن كه در كريمه (ولا تُجزَونَ إِلاَّ ما كُنْتُم تَعملُون) و (هلْ ثُوب الْكُفَّار ما كانُوا يفْعلُون ) و ( و كُلَّما رزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمرَةٍ رِزقاً قالُوا هذَا الَّذِي رزِقْنا مِنْ قَبلُ و أُتُوا بِهِ متَشابِها ) و نظائر آنها به خوبي انديشه كند جزا را موافق اعمال و عقائد م ييابد.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    بيست و نه: !!!!!!!!

    آن كه در كسب علم و حرفه و صنعت خود تأم ل كند، درمي يابد كه فعل او را ظاهري و باطني است،
    ظاهر او كه قشر است با زمان متصر م است و ناپايدار، و باطن او كه لُب
    است ملكه او گردد و متحقّق وبرقرار، و بدين ملكه م لك و سلطان و اقتدار بر تصرف در ماده و إعمال أعمال خود كند، پس آنگاه آگاه
    شود كه علم و عمل جوهر و انسان سازند.

    سي: !!!!!!!!

    آن كه در علم و عمل دقيق شود، علم را امام عمل و قائم بر آن مي يابد، چنانكه گوئي:
    علم نر باشد و عمل ماده، و مانند آنكه:
    آسمان مرد و زمين زن در خرد
    .هر چه آن انداخت اين مي پرورد
    و مانند مني رجل كه قو ة مولّده است، و رطوبت مر أة كه متو لّده است، چه آن آسمان است و اين زمين ،
    1، و از اين دقّت آگاه گردد كه علم مشخ ص روح انسان، و عمل مشخ ص « الرِّجالُ قامونَ علَى النِّساء »
    بدن اوست كه نه روح بي بدن است و نه بدن بي روح، اين قائم به آن است و آن قائم بر اين.

    سي و يك: !!!!!!!!

    آن كه به سرّ سور ة قدر كشف تام محمدي برسد، انسان را صاحب مقام فوق تجرّد شناسد، چه اين كه
    قرآن مجيد بيكران در ليل ة مبارك ة بن ية محمديه، از غايت فُسحت قلب و نهايت شرح صدرش به انزال
    دفعي فرود آمده است.

    سي و دو: !!!!!!!!

    آن كه در معرفت انسان وقرآن توغّل كند، قرآن را صورت كت بية انسان كامل شناسد، و نظام هستي را
    صورت عينية او يابد.

    سي و سه: !!!!!!!!

    آن كه در صورت علميه، به درستي تعقل كند هم صورت علميه را و هم واهب و م تّهب آن را عاري از
    ماده و احكام آن م ييابد.
    يعني اذعان مي كند كه صورت ع لميه و وعاء تقرّر آن مطلقاً چه مفيض و چه مستفيض، فوق طبيعت و
    وراي آنند.


    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    سي و چهار: !!!!!!!!

    آن كه در اعتلاي نفس از قوه به فعل بينديشد كه هر چه داناتر م ي شود براي اخذ معارف قو يتر آماده تر
    مي گردد، پي مي برد كه نفس را رتبت فوق تجرّد است.
    يعني علاوه بر مجرّد بودنش حد يقف ندارد، و به سرّ اثر گرامي:
    آگاه مي گردد. « يا من لا تزيده كثرة العطاء الاّ جودا و كرما »

    سي و پنج: !!!!!!!!

    آن كه خطاب محمدي را درست فهم كند كه انسانها براي اغتذاي از اين سفر ة الهي دعوت شد هاند قدر
    و مرتبت خود را شناسد و در راه استكمالش پويا و جويا گردد.

    سي و شش: !!!!!!!!

    آن كه در حقيقت علم، درست تأمل كند كه بصر نفس م ي شود و او را از ظلمت به ضياء م ي كشاند، آگاه
    گردد كه نورِ علم، نفس نفس و عين ذات او م ي گردد، و به سرّ اتحاد علم و عالم و معلوم به حسب
    . 1. نساء/ ۳۵
    وجود، مي رسد.

    سي و هفت: !!!!!!!!

    آن كه در آثار صفات و اخلاق انسانها و در احوال و افعال حيوانها دقيق شود، حيوانها را تمثّلات
    ملكات انسانها مي يابد.

    سي و هشت: !!!!!!!!

    آن كه در كتب مصنّفان و مؤلفان فكر كند، آنها را دليل بر تجرّد وعاي علم اعم از واهب و م تّهب كه
    نفس است مي يابد.

    سي و نه: !!!!!!!!

    آن كه خود را ابدي شناخت، فكر ابد مي كند.

    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۳:۲۸
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    چهل: !!!!!!!!

    آن كه در طلب دقّت كند، بين طالب و مطلوب مناسبتي م ي يابد، و پي مي برد كه نفس بدون توحد و
    تجمع به كمال انساني نرسد، و تعلّق با تعقّل جمع نشود.
    : حضرت وصي امام علي 7 فرموده است:العارف من عرف نفسه فأعتقها و نز هها عن كلّ ما
    يبعدها

    چهل و يك: !!!!!!!!

    آن كه در معرفت نفس غور كند، خود را يك شخص ممتد داراي مراتب بيند كه هر مرتب ة را حكمي
    خاص است، و در عين حال مرتبة بالا حقيقت مرتبه پايين و پايين رقيقت بالاست.
    چنانكه بدن مرتبة نازلة نفس است، و مع ذلك همة افعال مراتب، از يك هوي تاند.

    چهل و دو: !!!!!!!!

    آن كه چند روزي كشيك نفس خود بكشد و صادرات و واردات آن را مواظب باشد به درد خود
    مي رسد و چارة درمانش مي كند.

    چهل و سه: !!!!!!!!

    آن كه انسان كامل است، به تعبير عارف، مبين حقائق اسماء است، فيلسوف گويد:
    فيلسوف كامل امام است، كه فلسفه، علم به حقائق اشياء است و اشياء اسماء عيني اند ، قرآن كريم
    2« وكُلَّ شَي ءٍ أَحصيناه فِي إِمامٍ مبِينٍ » ،1« و علَّم آدم الْأَسماءكُلَّها » : فرمايد
    پس قرآن و عرفان و برهان را از يكديگر جدائي نيست.

    چهل و چهار: !!!!!!!!

    آن كه خود را زرع و زارع و مزرعه و بذر خود شناخت، بيش از هر چيز به كشت و كشتزارش
    پرداخت.

    چهل و پنج: !!!!!!!!

    آن كه نفس را بسيط شناخت، او را ابد ي يافت، ازيرا كه تباهي مر مركّب را است، و جوهر بسيط عقل و
    عاقل و معقول است.


    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    چهل و شش: !!!!!!!!

    آن كه در ادلّه تجرّد نفس _ اعم از تجرّد برزخي، و تجرّد تام عقلي، و تجرّد أتم فوق تجرّد عقلي آن تدبر كند،
    همه را منتج يك نتيجه يابد كه نفس جوهر بسيط ابدي است.

    چهل و هفت: !!!!!!!!

    آن كه در تصرّف انسانهاي كامل در ماده كائنات دقيق شود، معجزات و خوارق عادات را از قوت و
    قدرت نفوس قدسي آنان باذن الله يابد.

    چهل و هشت: !!!!!!!!

    آن كه در معني حقيقي سعادت انسان درست نظر كند، پي برد كه سعادت نفس انساني اين است كه از
    كمال وجودي خود در عداد جواهر مفارق از ماده قرار گيرد تا در صدور افعالش مانند قوام ذاتش از
    ماده طبيعي بی نياز گردد, چنانكه وصي فرمود :
    واللهِ ما قَلَعت باب خيبر و قذفت به أربعينَ ذ راعاً لم تُحِسبه أعضائي بِِقوة جسدية ولا »
    .« حرَكةٍ غذائيةٍ و لكن ايدت بقوةٍ ملكوتيةٍ و نفسٍ بنور ربها مستضيئةٍ
    يعني سوگند به خداوند، من به قوت جسدي و حركت غذائي د ر از خيبر برنكنده ام و آن را به چهل
    ارش به دور نيفكنده ام، چنانكه اعضايم بدان احساس نكرده است، ولكن به قوت ملكوتي و نفسي كه به
    نور رب خود مستضيء است بر آن دست يافتم.
    و به عبارت ديگر : سوگند به خداوند، من به تأييد قوت ملكوتي و نفسي كه به نور رب خود مستضيء
    است، در از خيبر بركنده ام و آن را به چهل ارش به دور افكنده ام، چنانكه اعضا يم بدان احساس نكرده
    است، نه به قوت جسدي و حركت غذائي.



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    چهل و هشت: !!!!!!!!
    آن كه در معني حقيقي سعادت انسان درست نظر كند، پي برد كه سعادت نفس انساني اين است كه از
    كمال وجودي خود در عداد جواهر مفارق از ماده قرار گيرد تا در صدور افعالش مانند قوام ذاتش از
    ماده طبيعي ب ينياز گردد, چنانكه وصي 7 فرمود :
    واللهِ ما قَلَعت باب خيبر و قذفت  به أربعينَ ذ راعاً لم تُحِس به أعضائي بِِِِِِِِِِِِِِِقوة جسدية ولا »
    .« حرَكةٍ غذائيةٍ و لكن ايدت بقوةٍ ملكوتيةٍ و نفسٍٍٍ بنور ربها مستضيئةٍ
    يعني سوگند به خداوند، من به قوت جسدي و حركت غذائي د ر از خيبر برنكنده ام و آن را به چهل
    ارش به دور نيفكنده ام، چنانكه اعضايم بدان احساس نكرده است، ولكن به قوت ملكوتي و نفسي كه به
    نور رب خود مستضيء است بر آن دست يافتم.
    و به عبارت ديگر : سوگند به خداوند، من به تأييد قوت ملكوتي و نفسي كه به نور رب خود مستضيء
    است، در از خيبر بركنده ام و آن را به چهل ارش به دور افكنده ام، چنانكه اعضا يم بدان احساس نكرده
    است، نه به قوت جسدي و حركت غذائي.
    چهل و نه: !!!!!!!!
    آن كه چند روزي خود را از هرزه خواري و هرزه كاري، و از گزاف و ياوه سرائي، بلكه زياده گوئي و
    خلاصه از مشتهيات و تعشّقات حيواني باز بدارد، م ي بيند كه اقتضاي تكويني نفس اين است كه از
    ٨
    ٨
    رياضت، ضياء و صفاء م ي يابد، و آثار او را نور و بهائي است، پس اگر رياضت مطابق دستورالعمل
    1« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يهدِي لِلَّتِي هِي أَقْوم »، انسان ساز، أعني منطق وحي
    بوده باشد، اقتضاي تكويني نفس به كمال غائي و نهائي خود نائل آيد.
    پنجاه: !!!!!!!!
    آن كه در باطن و ظاهر خود تأم ل كند، بدين حقيقت مي رسد كه هيچگاه باطن از ظاهر غافل نمي شود،
    حتي نائم در نوم خود و سكران در سكر خود، لذا به اصابت كمترين أذي و ألم بدانها آگاه م يگردند.
    2 مي يابد، و از اينجا زيادت بصيرت حاصل كند كه باطن « لا تَأْخُذُه سِنَةٌ و لا نَوم » پس نفس را مظهر
    عالم عين حيات و علم و آگاهي است، هيچگاه از ظاهر غافل نمي شود، اما ظاهر بر اثر اشتغال به غيرش
    از باطن غافل مي گردد.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    پنجاه و يك: !!!!!!!!
    آن كه در رشد خود دقّت كند، م يبيند كه او را دو گونه غذا بايد:
    غذائي كه ما ية پرورش تن اوست و غذائي كه ما ية پرورش روان اوست، و هر يك را دهاني خاص
    است.
    دهان آن، دهان است، و دهان اين گوش، نه از غذاي تن روان پرورش مي يابد و فربه مي شود، و نه از
    غذاي روان تن.
    آب مظهر و ظلّ حيات و علم است، و تن مرتبه نازله نفس و ظلّ آن است، تن تشنه آب خواهد كه ظلّ
    حيات است، و روان تشنه علم خواهد كه اصل آن است . امام ملك و ملكوت، صادق آل محمد : در
    .« عِلمه ألَّّذي يأخذه عمن يأخذه »: 3 فرمود « فَلْينْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ » تفسير طعام كريمة
    بنگر كه غذاي جسم و جان تو چگونه است؟
    و بد ان كه غذا با همه اختلاف انواع و ضروب آن، مظهر صفت بقاء و از سدنه اسم قيوم و با مغتذي
    مسانخ است، و تغذّي حب دوام ظهور اسم ظاهر و احكام آن است.
    پنجاه و دو: !!!!!!!!
    آن كه در معرفت نفس دقيق شود، مي بيند كه او را دو قوة نظري و عملي است:
    قوة نظري را قوة علاّمه و نيروي بينش گويند، و عملي را قوة عماله و نيروي كنش گويند.
    اين دو قوه به منزلت دو بال نفس اند كه بدانها به اوج حقائق طيران م ي كند تا به جنة اللقاء و جنت ذات
    . 1. اسراء/ ۱۰
    . 2. بقره/ ۲۵۶
    . 3. عبس/ ۲۵
    ٩
    ٩
    مي رسد. « و ادخلي جنتي »
    رئيس كمالات معتبر در قوه نظري معرفة الله است، و در قوه عملي ط اعة الله . و به حسب مراتب فعليت
    اين دو قوه، انسان را درجات است.
    1« يرْفَع اللَّه الَّذِينَ آمنُوا مِنْكُم و الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْم درجاتٍ »
    2« و لِكُلٍّ درجات مِما عمِلُوا »
    3«  إِلَيهِ يصعد الْكَلِم الطَّيب و الْعملُ الصالِح يرْفَعه »
    كلم طيب ارواح طاهر ة مؤمنان است و عمل صالح كردار نيكو و معارف عقليه است كه رافع روح طيب
    است.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    پنجاه و سه: !!!!!!!!
    آن كه گوهر نفس ناطقه اش به نصاب استكمال و ترقّي خود رسيد، همانطور كه اجداث را قبور اجساد
    4« و ما أَنْت بِمسمِعٍ منْ فِي الْقُبورِ » ، مي بيند، اجساد را نيز اجداث نفوس مي يابد
    چنان كه موت ارادي را كمال جوهر حي ناطق، و موت طبيعي را متمم اين كمال مي يابد،
    .« من مات فقد قامت قيامته »
    پنجاه و چهار: !!!!!!!!
    آن كه در معرفت نفس به مرحل ة يقظه قدم نهاد، بسياري از دانشه ا را بيش از خواب و خيال ارزش
    و آن « العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء » نمي نهد، آن علمي كه نور نفس است ديگر است كه
    فضلي كه عنوان تعيش است ديگر.
    پنجاه و پنج: !!!!!!!!
    آن كه قدر خود را شناخت، بدن و قوايش را شبكه ي اقتناص علوم، و حباله اصطياد معارف خ ود
    ساخت، چه فعليت نفس به معارف الهيه و ملكات علميه و عمليه صالحه است.
    پنجاه و شش: !!!!!!!!
    آن كه معرفت نفس را مرقاب معرفت رب گرفته است نسبت قوي را به نفس مانند نسبت ملائكه به رب
    مي يابد.
    پنجاه و هفت: !!!!!!!!
    . 1. مجادله/ ۱۲
    . 2. احقاف/ ۲۰
    . 3. فاطر/ ۱۱
    . 4. فاطر/ ۲۳
    ١٠
    ١٠
    آن كه در صورت انساني نسبت به نظا م هستي عميق شود، مي بيند كه اگر صورت انساني نبود، نه
    افاضات عقلي بود، و نه استفادات نفسي، و نه سياسات شرعي.
    پنجاه و هشت: !!!!!!!!
    آن كه در كار نفس و بدن درست انديشه كند، آن دو را در ايجاب و اعداد متعاكس يابد، كه از آن سوي
    ايجاب است و از اين سوي اعداد.
    پنجاه و نه: !!!!!!!!
    آن كه به سرشت نفس آگاهي يافت، سرّش را به قدس جبروت بدارد، زيرا كه مي داند نفس ناطقة انساني
    بس كه لطيف است به هر چه روي آورد به صورت آن در مي آيد.
    ابن سينا شيوا و رسا گفته است:
    المنصرف بفكره الي قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحقِّ في سر ه يخص  باسم »
    .« العارف

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    شصت: !!!!!!!!
    آن كه نفس آگاه دارد روي دل را با الله دارد، و فرموده كشّاف حقائق، امام به حق ناطق جعفر صادق 7
    را كه:
    حلقة گوش خود كند. « القلب حرم الله فلا تُسكِن في حرم الله غير الله »
    شصت و يك: !!!!!!!!
    آن كه نفس را بسيط شناخت، مي داند كه:
    لذا معرفت فكري به بسائط را نشايد، اما معرفت شهودي كه « تعريف البسائط لا يكون الاّ بلوازمها »
    فوق معرفت فكري است ميسر است.
    چنانكه در حكمت متعاليه محقّق است كه:
    حقيقةالوجود هي عين الهوية الشّخصية لا يمكن تصورها و لا يمكن العلم بها الاّ بنحو »
    .« الشّهود الحضوري
    شصت و دو: !!!!!!!!
    آن كه صاحب همت باشد و نفس را از اشتغال بدين نشأه انصراف دهد، گاهي تمثلاتي در لوح نفس
    خود مشاهده كند، و گاهي حقائقي بي تمثل دريابد، و از اين حالت آگاهي يابد كه آنچه به آدمي در
    حالات نوم و تنويم و غشوه و خوف و احتضار و نظائر آنها روي مي آورد، هيچيك موضوعيت در روي
    آوردن تمثلات و ادراكات ديگر ندارد، آنچه كه موضوعيت دارد انصراف از نشأه عنصري و اعراض از
    تعلقات اين سوئي است و چون انصراف در بيداري هم روي آورد نتيج ة هزاران خواب و احتضار را
    مي دهد.
    شصت و سه: !!!!!!!!
    آن كه در تمثّلات نفس تأم ل كند، جميع تم ثّلاتش را يك نحو ادراكش مي يابد كه براي شخص او
    1« فَتَمثَّلَ لَها بشَراً سوِيا » حاصل شده است و ديگري بدان آگاه نيست، چنانكه كريمة
    در اين حكم حكيم، معيار عدل و ميزان قسط است، و عمده آ ن است كه سرّ لها درست ادراك شود،
    2« لَيس لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سعى » نظير كريمة
    بايد دقّت كرد. « للانسان » كه در
    ورواياتي كه در احوال و اطوار انسان در عوالم عديده به لفظ تمثل و اشباه آن حقائقي را نام مي برند، به
    همین مثابت اند و با بازگشت همه به لها و له به بیان مذکور است.

    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۳:۴۱
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    شصت و چهار: !!!!!!!!
    آن كه در تن و روان خود بينديشد، خود را يك چيز , دو چيز، بلكه چند چيز يابد :يك چيز به حسب
    شخصيت، دو چيز يا چند چيز به لحاظ تحليل عقلي.
    يك شخصيت ممت  د از فرش تا فوق عرش، كه يك انسان طبيعي و مثالي و عقلي و الهي است:
    طبيعت هميشه سيال است، و صورت او به تجدد امثال محفو ظ است، و در حقيقت روح متجسد است،
    مثال را تجرّد برزخي است، و عقل را تجرد تام، و الهي، اينكه هيچ چيز به انفصال و استقلال نازل نشده
    است بلكه:
    3« بِيدِهِ ملَكُوت كُلِّ شَ يءٍ »
    روان گوهري نوراني منز ه از مشاين طبيعت، و مغتذي به حقائق علميه است . و حقائق علميه صور
    فعليه اند كه به كمال رسيده اند و حركت در آنها راه ندارد وگرنه بايد بالقّوه باشند و لازم آيد كه هيچ
    صورت علميه اي متحقق نباشد و به فعليت نرسيده باشد.
    پس انسان ثابت سيال است، هم براهين تجرد نف س در وي به قوت خود باقي است، و هم ادلّه حركت
    جوهر طبيعت صورت جسمانيه.
    شصت و پنج: !!!!!!!!
    آن كه در آلام و لذّات دنيوي كه از خارج بدو اصابت مي كنند و از انفعالات نف س اند، و نيز در آلام و
    لذّات اخروي كه از تمثلات و ادراكات در حال انصراف از اين نشأه در نوم يا بيداري به انشاء نفس و
    واردات داخلي مي چشد كه از افعال نف س اند، نظر كند بدين حقيقت اذعان كند كه لذّات و آلام نفس در
    اين نشأه از مقوله انفعال، و در آن نشأه از مقوله فع لاند.
    شصت و شش: !!!!!!!!
    آن كه در نحوه تحصيل معارف خود نظر كند، دريابد كه قو اي بدني از حواس ظاهر و باطن، در ابتداي
    امر، معدات نفس براي كسب علوم اند، و نفس كه قوي شده است از آنها مستغني گردد، و چه بسا كه
    اشتغال قوي در اين هنگام به خارجيات و شواغل حسي، نفس را از كارش باز بدارد و رهزن وي شود،
    لاجرم نفس را گوهري نوراني قائم به ذات خود مي يابد، و براي چنين گوهر، ممكن است كه جميع
    مجردات را بدون آلت ادراك كند.
    شصت و هفت: !!!!!!!!
    آن كه در اختلاف امزجه و نفوس آنها تأمل كند، مي بيند انساني غبي است، يعني گول است و او را از
    فكر فائدتي نباشد، و ديگري به قدري ثقافت و حدت ذهن داردكه غني است، يعني از تعلم و تفكر بي
    نياز است، و بين اين دو را مراتب بسيار است.
    اين غني داراي روح قدسي و مؤيد به روح القدس است، و از او تعبير به صاحب نفس مكتفي مي كنند.
    و چون مفيض علي الاطلاق فعليت محضه است و در فاعليت تام، و فيض او علي الدوام فائض است، و
    نفس مكتفي هم در قبول تام است، لذا چنين نفسي مظهر و مصداق تام اسماي تعليمي و تكويني:
    2« و كُلَّ شَي ءٍ أَحصيناه فِي إِمامٍ مبِينٍ » ،1« و علَّم آدم الْأَسماء كُلَّها »
    وواسطه فيض و امام معصوم است.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود