صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا من به آرامش نمی رسم؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    39
    حضور
    7 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    216

    غمگین چرا من به آرامش نمی رسم؟؟؟؟؟




    سلام.من هم نماز میخونم هم روزه میگیرم.متاسفانه دوساله به خاطر بیماری روحی نتونستم روزه بگیرم

    از خودم تعجب می کنم که یهو چرا همه چی بر عکس شد و بهم ریخت

    دیگه مثل سابق گریه برا امام حسین یا اهل بیت آرومم نمی کنه بلکه باعث تشدید بیماریم میشه

    صدای اذان دیگه منو به ملکوت نمیبره بیشتر باعث دلشوره من میشه

    شب ها موقع خواب با ترس و وحشت میخوابم

    احساس می کنم یه سری موجودات قصد آزار منو دارن

    فک کردن به مسائل مذهبی باعث ترس و حملات عصبی در من میشه

    روانپزشک هم میرم.منتها بهم میگه خودت رو دور نگه دار

    اما احساسم میگه که شیطان در من نفوذ کرده و نمیزاره به خدا و مسایل دینی فک کنم

    تو رو خدا اگه کسی می تونه کمکم کنه.من میخوام مثل قبل بشم.نمی گم گناه نکردم . منتظر پاسخ شما هستم.

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه.عرفان.مهدویت
    نوشته
    68
    حضور
    7 روز 1 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    355



    سلام علیکم.بیماری روحی خیلی خطرناکه.به نظر من پیش چند مشاور برید تا نتیجه بگیرید.
    قال رسول الله(ص):مَنْ ماتَ لا يَعرِفُ اِمامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِليَّةً
    رسول خدا(ص)فرمود: «هر کس در حالي که امام خودش را نمي شناسد بميرد، به مرگ جاهليت مرده است».
    الغيبة، ص 129؛ کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 409، ح 9.
    آموزش مجازی مهدویت:Mahdaviat.org

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    سکوت
    نوشته
    965
    حضور
    11 روز 7 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    142
    آپلود
    43
    گالری
    0
    صلوات
    3947



    سلام
    روانپزشک میگه خودت را از چی باید دور نگه داری ؟

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    .
    نوشته
    80
    حضور
    5 روز 22 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    614



    شاید در خصوص مسائل مذهبی دچار افراط یا تفریط شدی.
    با چند مشاور صحبت کنی بهتر از یک مشاور است

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    99
    حضور
    7 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414



    سلام به شما دوست جدید و عزیز

    اما یک تجربه از خودم:فقط و فقط امیدت به خدا باشه نه به بنده خدا،برای حل مشکلت به سمت مردم برو اما روی آنها حسابی باز نکن و تنها امیدت برای حل مشکل به خداوند بزرگ باشه
    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۵:۵۷ دلیل: خلاف قوانین سایت

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست




    چرا من به آرامش نمی رسم؟؟؟؟؟







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوبی31 نمایش پست ها
    سلام.من هم نماز میخونم هم روزه میگیرم.متاسفانه دوساله به خاطر بیماری روحی نتونستم روزه بگیرم

    از خودم تعجب می کنم که یهو چرا همه چی بر عکس شد و بهم ریخت

    دیگه مثل سابق گریه برا امام حسین یا اهل بیت آرومم نمی کنه بلکه باعث تشدید بیماریم میشه

    صدای اذان دیگه منو به ملکوت نمیبره بیشتر باعث دلشوره من میشه

    شب ها موقع خواب با ترس و وحشت میخوابم

    احساس می کنم یه سری موجودات قصد آزار منو دارن

    فک کردن به مسائل مذهبی باعث ترس و حملات عصبی در من میشه

    روانپزشک هم میرم.منتها بهم میگه خودت رو دور نگه دار

    اما احساسم میگه که شیطان در من نفوذ کرده و نمیزاره به خدا و مسایل دینی فک کنم

    تو رو خدا اگه کسی می تونه کمکم کنه.من میخوام مثل قبل بشم.نمی گم گناه نکردم . منتظر پاسخ شما هستم.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر جنابعالی
    ضمن تشکر، به نوبه خود شرایط شما را درک می کنم و به خاطر فشاری که متحمل می شوید متاسفم. از خدای سبحان مسئلت دارم که هرچه سریعتر آرامش کامل نصیب جنابعالی بگرداند.
    اینکه چنین وضعیتی معلول چه عامل و یا عواملی است مستلزم بررسی پیشینه زندگی جنابعالی است لذا پیشنهاد می شود در کنار مراجعه به متخصص اعصاب و روان (روانپزشک) و مصرف دارو، به یک روانشناس بالینی نیز مراجعه نمایید.
    ترس و وحشت شما از موضوعات مختلف بیانگر انباشت اضطراب و استرس در دوره های گذشته است که حالا به این شکل نمود پیدا کرده است. بنابراین با کاهش سطح اضطراب، وحشت و ترس شما نیز انشاءالله کاهش می یابد. با لحاظ این نکته لازم است از خودسرزنشگری فاصله بگیرید و از القائاتی نظیر دور شدن از رحمت الهی، اینکه شیطان در شما نفوذ کرده!!! و...فاصله بگیرید. این القائات مسموم نه تنها مورد تایید شرع نیست و منجر به بهبود وضعیت شما نمی شود بلکه باعث افزایش فشار عصبی و به دنبال آن دور افتادن از معنویت را به دنبال خواهد داشت. درست همان چیزی که شیطان در تدارک آن است. از اینرو شایسته است همچنان به رحمت الهی و اینکه مورد عنایت حضرت رب هستید اعتقاد راسخ داشته باشید.
    در روایات اهل بیت علیهم السلام وارد شده است که حال معنوی افراد در همه شرایط یکسان نیست گاهی در حالت قبض و ادبار هستند و گاهی در حالت اقبال و حال معنوی. لذا قرار نیست در همه احوال وضعیت معنوی افراد یکسان باشد و تغییر در سطح حالات معنوی طبیعی است خصوصا اینکه شما در شرایط فشار عصبی و اضطراب شدید هستید. پس از این بابت نگران نباشید.

    از آنجا که اندیشه پیرامون مسائل مذهبی باعث بهم خوردن آرامش و تشدید ترس و وحشت شما می شود، توصیه پزشک کاملا منطقی است و ضرورت دارد از اندیشه پیرامون موضوعات مذهبی خودداری کنید.

    ضمن اینکه شایسته است؛
    _ هم از خلوت و تنهایی اجتناب کنید و هم از جمعهای شلوغ که آرامش شما را به هم می زند. بهترین گزینه در این مورد حضور در جمعهای چند نفره ای است که با شما قرابت فکری دارند.
    _ سعی کنید از روزمرگی خارج شوید و از کارهای تکراری خودداری کنید. به این منظور سعی کنید مهارتی هنری که منطبق با ذوق و استعدادتان است را فرا بگیرید.
    _ ورزش منظم را دنبال کنید.
    _ از لبخند روزانه و مزاح غفلت نکنید.
    _ به منظور خواب راحتتر در شب، خواب روز رو حذف و یا کاهش دهید، پیش از خواب دوش بگیرید، با مقداری گلاب فضای اتاق خواب را معطر کنید و درباره ترس خود با دیگران صحبت و گفتگو کنید.
    _ با مراجعه به اطباء سنتی به تغذیه سالم و استفاده از عرقیجات و داروهای گیاهی مبادرت کنید.

    مجددا برای شما توفیق روزافزون را مسئلت دارم.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۸/۰۵ در ساعت ۲۳:۱۲
    چرا من به آرامش نمی رسم؟؟؟؟؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  15. صلوات ها 15


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    534
    حضور
    21 روز 11 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    2577



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوبی31 نمایش پست ها
    سلام.من هم نماز میخونم هم روزه میگیرم.متاسفانه دوساله به خاطر بیماری روحی نتونستم روزه بگیرم

    از خودم تعجب می کنم که یهو چرا همه چی بر عکس شد و بهم ریخت

    دیگه مثل سابق گریه برا امام حسین یا اهل بیت آرومم نمی کنه بلکه باعث تشدید بیماریم میشه

    صدای اذان دیگه منو به ملکوت نمیبره بیشتر باعث دلشوره من میشه

    شب ها موقع خواب با ترس و وحشت میخوابم

    احساس می کنم یه سری موجودات قصد آزار منو دارن

    فک کردن به مسائل مذهبی باعث ترس و حملات عصبی در من میشه

    روانپزشک هم میرم.منتها بهم میگه خودت رو دور نگه دار

    اما احساسم میگه که شیطان در من نفوذ کرده و نمیزاره به خدا و مسایل دینی فک کنم

    تو رو خدا اگه کسی می تونه کمکم کنه.من میخوام مثل قبل بشم.نمی گم گناه نکردم . منتظر پاسخ شما هستم.

    سلام ...
    دوست عزیز من فکر میکنم شما دچار وسواس در عبادت شدی ...
    اینی که حتما باید برای امام حسین گریه کنی و حالا که گریه ات نمیاد ناراحت هستی ...
    اینی که منتظر هستی با صدای اذان بری به ملکوت ... و اگر یه دفعه یا چند دفعه نرفتی ناراحت باشی ...
    شب ها وحشت داشته باشی و فکر مرگ و از این جور چیز ها رو بکنی ...
    اینی که به شیطان و یا چیزهایی از این قبیل فکر کنی و بگی میخوان اذیتم کنن ...
    ترس از فکر کردن به مسایل مذهبی و از این جور چیزها ...
    و ...

    تنها راهی که من خودم برای وسواس پیدا کردم 2 تا چیز بوده ...

    1- هر کاری رو که میخوام شروع کنم ... می ببینم نیاز به چه سطحی از دقت و پردازش داره ... به همون اندازه براش ارزش قایل میشم ... همیشه مثالی که تو ذهنم میارم ... ساختمانی هست که بعضی جاهاش رو بساز بفورش ها سمبل میکنن و بعضی جاهاش رو دقت خیلی خیلی زیاد میکنن ... پس ماهیچه های مغزت رو انعطاف پذیر کن ... که بعضی جاها وسواس مطلق داشته باشه و به کوچکترین چیزها گیر بده .... و بعضی زمانها بی خیال بشه و بگه همینه که هست و بی خیال !!! اون زمانها با خودت بگو دنیا 2 روزه ... یه روزش جمعست و یه روزش هم تعطیل رسمی ...

    2- بعد از اینکه سطح دقتی که تو یه کار یا یه پروسس رو سنجیدی و مقدار مناسبی از اون رو برای کارت انتخاب کردی ... سنگ اول ... یا به قول معروف خشت اول رو با همون سطح دقت انجام بده ... نه کمتر نه بیشتر ... مثلا اگر داری جزوه ای رو مینویسی ... صفحه اول و دوم رو با خط خطی کردن شروع کن ... اینجوری ... کارگردانی تو مغزت بوجود میاد که میخوای تا آخر جزوه رو با همون ساختار جلو ببری ... دیگه خودت رو بابته چرک نویس کردن و پاکنویس کردن اذیت نمیکنی ...

    این روش هایی بوده که برای دوری از وسواس من برای خودم انتخاب کردم ... امیدوارم موفق باشی .
    ویرایش توسط FT_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۸/۰۵ در ساعت ۰۰:۵۹

  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2
    حضور
    5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    من هم فکر میکنم ایشون دچار وسواس شدن حالا ممکنه نسبت به مسائل عبادی باشه یا مسئله دیگه که ایشون رو از بقیه چیزها هم منزجر کرده و به دنبالش افکار و خیالات آزار دهنده هم میاد.. در هر صورت راه حلش بی تفاوتی محض هست نسبت به اون مسئله نه کلنجار رفتن باهاش! البته نه اینکه بهش فکر نکنید در حالیکه وجود داره و در ذهن شماست فقط از کنارش رد بشید و اهمیتی ندین به هیچ وجه. امیدوارم حالتون بهبود پیدا کنه.

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    473
    حضور
    1 روز 14 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    57
    صلوات
    3962



    حرفهای دوست عزیز طوبی 31 رو کاملا درک میکنم و ازت میخوام که به راهنمایی های جناب امیدوار کاملا گوش کنی.
    من شرایط به مراتب سختتر از تو رو تازه پشت سر گذاشتم
    به خودت اصلا سخت نگیر، شیطان در تو نفوذ نکرده و نمیخواد بکنه، تو فقط دچار یه بحران روحی شدی که اگه خودت به خودت کمک کنی زود تموم میشه.
    حتما پیش روانپزشک و روانشناس برو.
    فقط بازم به خودت میگم، اصلا از لحاظ معنویات و عبادات به خودت سخت نگیر
    تو همون بنده دوست داشتنی خدایی

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا باید سراغ اخلاق رفت؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن ضرورت فراگیری علم اخلاق
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۰۶, ۲۳:۲۶
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱, ۰۱:۰۴
  3. خواست خدا یا سهل انگاری ما؟؟؟؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن قضا و قدر
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۹, ۲۱:۲۲
  4. فرق علم فلسفه با علم کلام چیست؟؟؟؟؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن کلیات آشنائی با علم کلام
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۱۱, ۱۴:۱۰
  5. در کدام خانواده؟؟؟؟؟
    توسط حرم امن الهی در انجمن جبر و اختیار
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۵:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود