صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




    سلام
    عنوان تایپک و
    ایا من دیوانه امگذاشتم
    که جذاب باشه
    مثل این کتاب هایی که جلد خوشگل دارن اما داستان هاش حتی ارزش یه بار خوندن و هم نداره
    اما شاید این تاپیک جذاب باشه
    البته تضمین نمیکنم
    میگم شاید
    خب بعضی مواقع ما یه تصوراتی داریم ..یا کارهایی رو انجام میدیم که خودمون هم به عقل سالممون شک میکنیم
    البته من که مشکلی ندارم ..فکر میکنم از همه ساالم ترم
    در کل گفتم که گفته باشم
    اما سوال
    1 ایا لذت بردن از درد کشیدن ...نشانه ی بیماری روحی و روانیه ؟
    مثلا یکی میگفت دوست دارم پوست لبم و بکنم تا خون بیاد .. وقتی سر درد دارم دردش و تحمل میکنم چون درد کشیدن و دوست دارم ...دردش لذت بخشه
    از ترس تا صبح خوابم نرفت ..همش فکر میکردم دیوانه اس..تا به حال ندیدم به خودش اسیب برسونه
    ولی حرف هاش بد جور منو به فکر فرو برد
    2 خندیدن یا حرف زدن جلو ی اینه چی؟
    3 تو خواب راه رفتن یا گریه کردن یا خندیدن ؟
    4حس کردن حرکت خون در رگ ها
    این که دیگه در حد المپیاد ریاضی باورش سخت بود
    5وسط خیابون ..بی توجه به ادم های اطراف با صدای بلند شعر خوندن
    میدونم سوالات زیاده ...اگه میشه لطفا مختصری توضیح بدید
    ممنونم
    یا حق



    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  2. صلوات ها 28


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست




    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    سلام
    عنوان تایپک و
    ایا من دیوانه امگذاشتم
    که جذاب باشه
    مثل این کتاب هایی که جلد خوشگل دارن اما داستان هاش حتی ارزش یه بار خوندن و هم نداره
    اما شاید این تاپیک جذاب باشه
    البته تضمین نمیکنم
    میگم شاید
    خب بعضی مواقع ما یه تصوراتی داریم ..یا کارهایی رو انجام میدیم که خودمون هم به عقل سالممون شک میکنیم
    البته من که مشکلی ندارم ..فکر میکنم از همه ساالم ترم
    در کل گفتم که گفته باشم
    اما سوال
    1 ایا لذت بردن از درد کشیدن ...نشانه ی بیماری روحی و روانیه ؟
    مثلا یکی میگفت دوست دارم پوست لبم و بکنم تا خون بیاد .. وقتی سر درد دارم دردش و تحمل میکنم چون درد کشیدن و دوست دارم ...دردش لذت بخشه
    از ترس تا صبح خوابم نرفت ..همش فکر میکردم دیوانه اس..تا به حال ندیدم به خودش اسیب برسونه
    ولی حرف هاش بد جور منو به فکر فرو برد
    2 خندیدن یا حرف زدن جلو ی اینه چی؟
    3 تو خواب راه رفتن یا گریه کردن یا خندیدن ؟
    4حس کردن حرکت خون در رگ ها
    این که دیگه در حد المپیاد ریاضی باورش سخت بود
    5وسط خیابون ..بی توجه به ادم های اطراف با صدای بلند شعر خوندن
    میدونم سوالات زیاده ...اگه میشه لطفا مختصری توضیح بدید
    ممنونم
    یا حق

    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت خدمت شما خواهر گرامی
    در مورد سوالات مطرح شده، توجه شما را به پاسخهای کوتاه زیر جلب می کنم؛
    قبل از پاسخ لازم به ذکر است که رفتارهای مورد اشاره ممکن است کم و بیش در افراد مختلف دیده شود، بنابراین اینگونه رفتارها زمانی جای نگرانی دارد که برای مدتی طولانی (6 ماهه) تکرار شونده باشند.

    پاسخها به ترتیب؛
    1- بر حسب توصیفات شما، اینگونه رفتارها ناشی از خصوصیت مازوخیسم (آزار خواهی) است. افراد مازوخیسم از آزار، آسیب، رنج و...لذت می برند. افراد وسواس معمولا دارای چنین ویژگی هستند. همچنین می توان گفت میان افسردگی و مازوخیسم رابطه وجود دارد.

    2- برای حرف زدن و یا خندیدن جلوی آینه، علتهای متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد، لذا به صرف بروز چنین رفتاری و با قطع نظر از شواهد و قرائن نمی توان گفت فرد فاقد حالت عادی است.

    3- راه رفتن در خواب یکی از اقسام اختلال خواب است که هیچگونه خطری برای آن در نظر گرفته نشده است. این اتفاق معمولا در وهله 3 و 4 خواب رم اتفاق می افتد. تنها خطری که این اختلال دارد آسیب جسمی ناشی از پرت شدن، برخورد کردن با مانع و...است.
    گریه کردن و خندیدن نیز متاثر از رویا و حالت روانی فرد در خواب اتفاق می افتد و امری طبیعی است.

    4- به نظر می رسد چنین موضوعی نیز می تواند بر اثر تمرین و بالا بردن قدرت تمرکز اتفاق بیفتد که البته باید دید که فردی که چنین ادعایی را مطرح می کند دارای چه ویژگیهایی است.

    5- این رفتار نیز لازم است در کنار مجموعه ای دیگر از رفتارهای فرد بررسی شود، چرا که علل متفاوتی مانند اختلال شخصیت نمایشی، نارسیسیم (خود شیفتگی) و اختلال سلوک به ذهن خطور می کند.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۰:۵۲
    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    برای مدتی طولانی (6 ماهه)
    6 ماه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟

    ایشون بالای 5ساله که این رفتار و دارن ......هر موقع دیدمش لبش یا دستاش زخم بود ........سر درد هم که داشته باشه ...قرص نمیخوره .....فقط یه گوشه میشینه و لبخند میزنه ............ترس که چه عرض کنم .........دارم قبض روح میشم

    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بر حسب توصیفات شما، اینگونه رفتارها ناشی از خصوصیت مازوخیسم (آزار خواهی) است. افراد مازوخیسم از آزار، آسیب، رنج و...لذت می برند. افراد وسواس معمولا دارای چنین ویژگی هستند. همچنین می توان گفت میان افسردگی و مازوخیسم رابطه وجود دارد.
    ای خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    برای حرف زدن و یا خندیدن جلوی آینه، علتهای متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد، لذا به صرف چنین بروز چنین رفتاری و با قطع نظر از شواهد و قرائن نمی توان گفت فرد فاقد حالت عادی است.
    یعنی چی؟ یعنی مغزش نیم سوز شده ..........؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    راه رفتن در خواب یکی از اقسام اختلال خواب است که هیچگونه خطری برای آن در نظر گرفته نشده است. این اتفاق معمولا در وهله 3 و 4 خواب رم اتفاق می افتد. تنها خطری که این اختلال دارد آسیب جسمی ناشی از پرت شدن، برخورد کردن با مانع و...است.
    گریه کردن و خندیدن نیز متاثر از رویا و حالت روانی فرد در خواب اتفاق می افتد و امری طبیعی است.
    خب خدا رو شکر ...این یکی زیاد نگران کننده نیست ..فوقش با طناب به تخت میبندیمش

    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    به نظر می رسد چنین موضوعی نیز می تواند بر اثر تمرین و بالا بردن قدرت تمرکز اتفاق بیفتد که البته باید دید که فردی که چنین ادعایی را مطرح می کند دارای چه ویژگیهایی است.
    خاص بودنش که زیادی خاصه .........ساعت ها بدون حرکت می ایسته

    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    این رفتار نیز لازم است در کنار مجموعه ای دیگر از رفتارهای فرد بررسی شود، چرا که علل متفاوتی مانند اختلال شخصیت نمایشی، نارسیسیم (خود شیفتگی) و اختلال سلوک به ذهن خطور می کند.
    ای وایییییییییی....یه ادم طبیعی دور و برمون نداریم
    من چی؟
    منم دیونه ام ؟
    وقتی تصاویر یا خبر ناراحت کننده ای ببینم بلا فاصله اشک تو چشمام جمع میشه .....از ته دل ارزوی مرگ میکنم
    مثلا میگم الهـــــــــــــــــی بمیرم براش
    مردن من به دردش نمیخوره ...
    اما خب میگم دیگه


    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ در ساعت ۰۰:۰۸

    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 16


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    وقتی توی تاپیکی خوندم سرکار به طاها به یاشین بیمار هستن .......گریه ام گرفت. ...بعد از چند روز تو اون تاپیک مطلب گذاشتم
    امروزم وقتی متوجه شدم جناب سمیع.... مادر بزرگ شون به رحمت خدا رفته اشک تو چشمام جمع شد ........خونمون مهمون داشتیم ...
    اگه تنها بودم که مفصل براشون گریه میکردم


    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    2 خندیدن یا حرف زدن جلو ی اینه چی؟
    ای وایییییییییی....یه ادم طبیعی دور و برمون نداریم
    من چی؟
    منم دیونه ام ؟
    منم به لیستت اضاف کن
    البته من حوصله سرپا وایسادن جلو آیینه رو ندارم! روی صندلی می‌شینم و یه آینه کوچیک می‌گیرم دستم و به قیافه‌ی «کج و کولم» می‌خندم (گاهی هم که خیلی سر ذوق باشم، صدام رو ضبط می‌کنم و تقلید صدا می‌کنم یا شعرهای طنز رو با ضرب می‌خونم بعد کلی وامیستم به صدای ضبط شده می‌خندم )
    به نظر من، این بهترین رفتار برای کسی مثل منه! چون:
    • به خودم می‌خندم و کسی رو مسخره نمی‌کنم
    • من تنهام ولی تنهایی رو دوست ندارم؛ یعنی منزوی بودن رو دوست ندارم ولی رفتارها و نوع حرف زدن دیگران برام آزار دهندس و اگر بخوام غم‌باد بگیرم گوشه خونه، هم کچل می‌شم و مهم‌تر از اون، موهام هم می‌ریزه چون دارم برعکس خواسته درونیم رفتار می‌کنم؛ ولی بعضیا تنهایی رو دوست دارن!
    • فکر کنم همون دوتا دلیل بس باشه
    • البته اینم بگم: اگرم بخوام شوخی همچین پدر بیامرز بکنم، هرکسی تاب شوخی کردن با من رو نداره! دونفر تو همین کانون خواستن سر شوخی رو باز کنن با من؛ اما وقتی دیدن با کی طرفن، ترجیح دادن ...


    به نظر کسی که جلوی آیینه به خودش لبخند نزنه و با خودش حرف نزنه، پیشرفت چندانی توی زندگیش نمی‌تونه داشته باشه! همین الان، هم دارم می‌نویسم و هم می‌خندم

    ویرایش توسط آبـرنـگـ : ۱۳۹۲/۰۸/۰۵ در ساعت ۰۱:۳۶

  13. صلوات ها 17


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 13 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    511



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    یعنی چی؟ یعنی مغزش نیم سوز شده ..........؟



    وای خدا چقدر خندیدم
    اینو دیگه از کجا آوردی؟
    جاتون خالی تنهایی هفت هشت دقیقه بلند بلند میخندیدم

    الان دیگه منشیم مطمئن شده که منم دیوونه ام
    اجرکم عندالله
    التماس دعا

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط hamidreza نمایش پست ها
    جاتون خالی تنهایی هفت هشت دقیقه بلند بلند میخندیدم
    الان شما ؟!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    فرد فاقد حالت عادی است.


    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    وقتی توی تاپیکی خوندم سرکار به طاها به یاشین بیمار هستن .......گریه ام گرفت. ...بعد از چند روز تو اون تاپیک مطلب گذاشتم
    سلام عزیزم
    ممنون از تاپیک خوبی که نوشتی کلی خندیدیم.
    اینایی که گفتی از دل مهربونته نه دیوونگی، دور از جونت.
    ولی حالا یه اعتراف، میشه منم به لیست دیوونه هات اضافه کنی آخه من هر وقت کم میارم یا نزدیکه که کم بیارم به شوهرم گیر میدم
    اونم چه گیرای الکی
    میدونم حرفام بیخوده اما هی تکرار میکنم.

    یکی بیاد به داد من برسه چند تا مریضی با هم
    روح و روان درب و داغونه



    دلی که نشد خانه یاس نرگس
    خراب است و ویران صفایی ندارد


    (کاربر "به طاها به یاسین" هستم)

    وبلاگ من:
    من یک سرطانی هستم


  19. صلوات ها 14


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    ممنون از تاپیک خوبی که نوشتی کلی خندیدیم.
    سلام .خواهش میکنم قابل نداشت ..تاپیک خودتونه

    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    اینایی که گفتی از دل مهربونته نه دیوونگی
    ممنون ....ذوق زده شدم ...الان کله قند تو دلم شکلات ایدین با مغز فندوق میشه


    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    میشه منم به لیست دیوونه هات اضافه کنی
    دور از جون
    الان که بیشتر فکر میکنم خیلی احساس ندامت و پشیمانی دارم که چرا عنوان تاپیک و دیوانه های بی ازار نذاشتم
    (مزاح بود )
    خیلی ممنون از استاد امیدوار بابت توضیحاتشون
    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اولش که توضیحات و خوندم خیلی ناراحت شدم
    اما الان که میبینم بغیه هم کار های عجیب غریب انجام میدن حس بهتری دارم
    حس اینکه این رفتار عادیه و نگران کننده نیست
    چون بغیه هم باهاش ..تو خلوت خودشون .......سر و کار دارند
    دروغ چرا ؟
    تازه نوشته های جناب ابرنگ و میخونم به خودم و بغیه دوستام امیدوار میشم



    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۸/۰۵ در ساعت ۱۴:۰۶

    آیا من دیوانه ام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۳۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود