صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    810
    حضور
    33 روز 5 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"




    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    زندگی نامه شهید محمد رضا تورجی زاده


    نام :محمد رضا تورجي زاده

    تولد : ۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳

    فرزند: حسن

    شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶

    محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای ۱۰


    شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان،اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار بوده به گونه ای که در میان همگان ممتاز بود.

    ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود .

    کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت .

    ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند .

    شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد

    شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت .

    در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف ولشكر امام حسين(ع)به خدمت مشغول شد . و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد.

    شهید به حضرت زهرا سلام الله علیه علاقه ی وافری داشتند و در غالب مداحی هایشان از مصائب ایشان می خواندند . همچنین ایشان وصیت نمودند که بروی سنگ قبر ایشان بنویسند : یا زهرا

    ایشان به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می دادند . و قران کریم را بسیار تلاوت می نمودند . همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می پرداختند . صدای گریه های ایشان بعضا موجب بیدار شدن دیگران می شد . این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت .

    ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .

    سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراهتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان .


    علی تورجی (برادر شهید) :

    از مشهد که برگشت حال و روزش تغییر کرد نشاط عجیبی داشت، از بیشتر دوستان و آشنایان خداحافظی کرد و از همه حلالیت طلبید.

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    قرار بود فردا با دوستانش عازم جبهه شود، همان روز رفتیم به گلستان شهدا، سر قبر شهید سید رحمان هاشمی. دیگر گریه نمی‌کرد.

    دو تن دیگر از دوستانش در کنار رحمان آرمیده بودند، به مزار آن‌ها خیره شد؛ گویی چیزهایی می‌دید که ما از آن‌ها بی خبر بودیم.

    رفت سراغ مسئول گلستان شهدا، از او خواست در کنار سید رحمان کسی را دفن نکند.

    ایشان هم گفت : من نمی‌توانم قبر را نگه دارم؛ شاید فردا یک شهید آوردند و گفتند می‌خواهیم اینجا دفن کنیم.

    محمد نگاهی به صورت پیرمرد انداخت و گفت :

    شما فقط یک ماه اینجا را برای من نگهدار.

    همان‌طور هم شد و محمد در کنار سید رحمان دفن شد.

    مصاحبه با شهید :یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    در نوار مصاحبه به عنوان آخرین سوال از محمد پرسیدند :

    اگر پیامی برای مردم دارید بفرمایید.

    محمد گفت:

    آخرین پیام من این است که قدر امام و ولایت فقیه را بدانید.

    خداوند می‌گوید : اگر شکر نعمت کردید نعمت را افزون می‌کنم، اگر هم کفران نعمت کنید از شما می‌گیرم.

    شکرگزاری از خدا فقط دعا به امام نیست بلکه اطاعت از فرمان‌های اوست.

    قدر امام را بدانید، مواظب باشید دل امام به درد نیاید و خدای ناکرده از ما به امام زمان شکایت نکند.

    ما بر اساس نیازی که به اسلام داریم باید تلاش کنیم، اسلام به ما هیچ نیازی ندارد.

    خداوند در قرآن می‌فرماید :

    اگر شما امت، اسلام را یاری نکردید، شما را برمیدارم و امت دیگری را قرار می‌دهم که اسلام را یاری کنند.

    مسئله دیگر حمایت از شخصیت‌های مملکتی است که پشت سر ولایت قرار دارند. مثل آیت الله خامنه‌ای و مشکینی و...

    کلام آیت الله جوادی آملی در خصوص شهید تورجی زاده:

    به نقل از شهید سید محمد حسین نواب (روحانی وارسته‌ای که در سال ۷۳ در منطقه بوسنی به شهادت رسید)

    تعریفش را از برادرم که همرزم او بود زیاد شنیده بودم، یک‌بار یکی از نوارهایش را گوش دادم؛ حالت عجیبی داشت.

    از آنچه فکر می‌کردم زیباتر بود؛ نوایی ملکوتی داشت؛ بعد از آن همیشه در حجره به همراه دیگر طلبه‌ها نوارهایش را گوش می‌کردیم.

    بسیاری از دوستان مجذوب صدای او بودند، دعای کمیل و توسل او مسیر زندگی خیلی از افراد را عوض کرد.

    شب بود که به همراه چند نفر از دوستان دور هم نشسته بودیم، دعای توسل شهید تورجی زاده در حال پخش بود، هر کس در حال خودش بود، صدای در آمد بلند شدم و در را باز کردم، در نهایت تعجب دیدم استاد گرامی ما حضرت آیت الله جوادی آملی پشت در است؛ با خوشحالی گفتم بفرمایید.

    ایشان هم در نهایت ادب قبول کردند و وارد شدند، البته قبلاً هم به حجره‌ها و طلبه‌هایشان سر می‌زدند.

    سریع ضبط را خاموش کردیم، استاد در گوشه‌ای از اتاق نشستند، بعد گفتند :

    اگر مشکلی نیست ضبط را روشن کنید.

    صدای سوزناک و نوای ملکوتی او در حال پخش بود.

    استاد پرسیدند: اسم ایشان چیست؟

    گفتم : محمد رضا تورجی زاده.

    استاد پس از کمی مکث فرمودند :

    ایشان (در عشق خدا) سوخته است.

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    گفتم : ایشان شهید شده. فرمانده گردان یا زهرا (سلام الله علیها) هم بوده.

    استاد ادامه داد:

    ایشان قبل از شهادت سوخته بوده.

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    مصاحبه با شهید محمود اسدی (از فرماندهان گمنام و بی مزار گردان یا زهرا) :

    بعد از شهادت محمد تا چند روز در اردوگاه فقط نوارهای مداحی و مناجات‌های محمد را پخش می‌کردند،

    بیشتر مناجات‌ها و مداحی‌های محمد در مورد امام زمان بود؛ خیلی ناراحت بودم تا اینکه یک شب محمد را در خواب دیدم،

    خوشحال بود و بانشاط، لباس فرم سپاه بر تنش بود، چهره‌اش خیلی نورانی‌تر شده بود؛ یاد مداحی‌های او افتادم. پرسیدم :

    محمد، این همه در دنیا از آقا خواندی، توانستی او را ببینی؟

    محمد در حالی که می‌خندید گفت :

    من حتی آقا امام زمان را در آغوش گرفتم.



    وصیت‌نامه شهید محمد تورجی زاده

    محمد قبل از آخرین سفر وصیت‌نامه‌اش را آماده کرد، محل آن را هم گفت و رفت.

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    الحمدالله رب‌العالمین، شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست و برای رشد انسان‌ها پیامبرانی فرستاده که نبی اکرم محمد ابن عبدالله خاتم آنان است.

    او نیز برای استمرار راه صحیح این امت و عدم انحراف از مبانی عالیه اسلام حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان ولی و وصی بعد از خود معرفی نمود.

    شهادت می‌دهم قیامت حق است و میزانی برای سنجش اعمال وجود دارد. بهشت و دوزخ حق است و اجر و جزایی در پی اعمال است.

    امشب که قلم بر کاغذ می‌رانم، انشا الله هدفی جز رضای دوست و انجام وظیفه ندارم؛ در راه وظایفی که بر عهده‌ام گذاشته شده از ایثار جان و ... هیچ دریغی ندارم.

    زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود، امروز بعد از گذشت این مدت راغب‌تر شده‌ام که این دنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید.

    خدایا شاهدی که لباس مقدس سپاه را به این عشق و نیت به تن کردم که برای من کفنی باشد آغشته به خون.

    خدایا همیشه نگران بودم که عاملی باشم برای ریخته شدن اشک چشم امام عزیز.

    اگر در این مدت بر این نعمت بزرگ شکری درخور نکردم و یا از اوامرش تمردی نمودم بر من ببخش.

    خدایا معیار سنجش اعمال خلوص است. من می‌دانم اخلاصم کم است، اما اگر مخلص نیستم امیدوارم.

    اگر گناه و معصیت کورم کرده، بینای رحمتم. با لطف و کرم خود مرا دریاب که با لیاقت فرسنگ‌ها راه است.

    هم رزمانم، سخنی با شما دارم. همیشه گفته‌ام :

    بسیجی‌ها، سپاهی‌ها ... این لباسی که بر تن کرده‌اید خلعتی است از جانب فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس لیاقت خود را به اثبات برسانید.

    نظم در امور را سرلوحه خود قرار دهید. روز به روز بر معنویت و صفای روح خود بیفزایید، نماز شب را وظیفه خود بدانید، حافظی بر حدود الهی باشید، در اعمال خود دقت کنید که جبهه حرم خداست؛ در این حرم باید از ناپاکی‌ها به دور بود.

    عزیزانم، امام را همچون خورشیدی در بر بگیرید، به دورش بچرخید، از مدارش خارج نشوید که نابودیتان حتمی است.

    پدر و مادرم سخن با شما بسي مشكل است یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"ميدانم اين داغ با توجه به علاقه‌ای كه به من داشته‌اید بسيار سخت است. پدرم مبادا كمر خم كنيد. مادرم مبادا صداي گریه‌ی شما را كسي بشنود.

    پدر و مادرم همان‌طور كه قبلاً مقاوم بوديد در اين فراز از زندگی‌تان نيز صبر كنيد وبا صبرتان دشمن را به ستوه آوريد، دوست دارم جنازه‌ام ملبس به لباس سپاه بوده و به دست شما در قبر گذارده شود؛ مرا از كودكي خود از محبان حسين (ع) و زهرا (س) تربيت كرديد. از طعن دشمنان نهراسيد.

    نهايت و اوج محبت فاني شدن در راه معشوق است و من فاني في الله هستم. همه بايد برويم كه انالله و اناالیه راجعون. فقط نحوه‌ی رفتن مهم است وبا چه توشه‌ای رفتن.

    برادر و خواهرانم :

    در زندگی خود، جز رضای حق را در نظر نگیرید، هرچه می‌کنید و هر چه می‌گویید با رضای او بسنجید؛ به خاطر یک شهید خود را میراث خوار انقلاب ندانید.

    اگر نتوانستم حق فرزندی و برادری را برای شما ادا کنم حلالم کنید. من همه را بخشیدم، اگر غیبت و تهمت و ... بوده بخشیدم؛ امیدوارم شما هم مرا عفو نمایید.

    ببخشیدم تا خدا هم مرا ببخشد.

    اگر جنازه‌ای از من آوردند دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسید :

    یا زهرا (علیها السلام).

    از طرف من از همه فامیل حلالیت بطلبید.

    خدایا سختی جان کندن را بر ما آسان فرما.

    در آخرین لحظات چشمان ما را به جمال یوسف زهرا (علیهاالسلام) منور فرما.

    خدایا کلام آخر ما را یا مهدی و یا زهرا قرار بده.

    خدایا در قبر مونسم باش که چراغ و فرش و مونسی به همراه ندارم.

    خدایا ما را از سلک شهیدان واقعی که در جوار خودت در عرش الهی در کنار مولا حسین (علیه السلام) هستند قرار بده.

    والسلام _ محمد رضا تورجی زاده

    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    شعری از شهید محمد تورجی زاده :یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"

    هیهات، مصیبتی است تنها ماندن

    هنگام رحیل همرهان جا ماندن

    سخت است زمان هجرت هم قفسان

    مبهوت قفس شدن ز ره واماندن

    در چون و چرای حسرت هستی تا چند

    تاچند اسیر خودسری‌ها ماندن

    در حسرت پر کشیدن از دام وجود

    ماندیم و نبود در خور ما ماندن

    مشتاق رحیل و بال و پر سوخته‌ایم

    سخت است در این سرا خدایا ماندن



    سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراحتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان .
    بعد از شهادت نيز افراد بسياري با توسل به وي مشكلشان حل شده است به خصوص در زمينه ازدواج جوانان.


    دانلود فایل صوتی زیارت عاشورا - با صدای شهید تورجی زاده - 3.42 مگابایت

    دانلود فایل صوتی مناجات شهید تورجی زاده - 562 کیلوبایت

    ویرایش توسط اسراء : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۲:۲۴
    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  2. صلوات ها 27


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    نجات
    نوشته
    232
    حضور
    5 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1104



    پس خوبه منم بهشون متوسل بشم انشاءالله مشکل ما رو هم حل کنه.
    ما که از بس گناه کردیم دیگه دعاهامون مستجاب نمیشه.شاید ب واسطه این اولیای الهی بتونیم آدم بشیم و خدا دعامونو مستجاب کنه.

  5. صلوات ها 14


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس و تحصیل
    نوشته
    212
    حضور
    3 روز 18 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1414



    روح همه شهداء شاد و راهشان پر رهرو باد.

    نور است در دو عالم ، از روی ماه مهدی

    گلهای باغ جنت ، شــد فرش راه مهدی

    عشق و صفـا و خوبی ، دارایی دل مــــا

    دلهـــــای عاشق مــــا ، نذر نگاه مهدی


  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    810
    حضور
    33 روز 5 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874

    با توسل به شهيد تورجي زاده ازدواج كنيد






    در گلزار شهداي اصفهان قدم مي زدم.تصاوير نوراني شهدا را نگاه مي كردم.به مقابل كتاب فروشي رسيدم.شلوغي اطراف مزار يك شهيد توجهم را جلب كرد.افراد مختلفي از زن و مرد و پير و جوان مي آمدند.مشغول قرائت فاتحه مي شدند و مي رفتند.كمي ايستادم.كنار قبر كه خلوت شد جلو رفتم.

    يازهرا(عليهاالسلام) اولين جمله اي بود كه بالاي سنگ مزار او حك شده بود.به چهره نوراني او خيره شدم.سيمايي بسيار جذاب و معنوي داشت.با يك نگاه مي شد به نورانيت دروني او پي برد.

    دوباره به سنگ مزار او خيره شدم.فرمانده دلير گردان يازهرا(ع)از لشگر امام حسين(ع)شهيد محمرضا تورجي زاده.



    یا زهرا (سلام الله علیها) "زندگی نامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده"



    نمي دانم چرا ولي جذب چهره نوراني ومعنوي او شده بودم!دست خودم نبود.دقايقي را به همين صورت نشستم.

    چند جوان آمدند وكنار مزار او نشستند.با هم صحبت مي كردند.يك از آنها گفتكاين شهيد تورجي مداح بود.سوز عجيبي هم داشت.كمتر مداحي را مثل او ديده بودم.

    بعد ادامه داد:او عاشق حضرت زهرا بوده.وقتي هم كه شهيد شد تركش به پهلو و بازوي او اصابت كرده بود!!با آنها صحبت كردم.بچه هاي مسجداباالفضل محله نورباران بودند.
    يكي از آنها گفت:شما هروقت بيايي،اينجا شلوغ است.خيلي از مردم در گرفتاريها و مشكلاتشان به سراغ ايشان مي آيند.خدا را به آبروي اين شهيد قسم مي دهندو براي او نذر مي كنند.قرآن مي خوانند.خيرات مي دهند.

    بعد به طرز عجيبي مشكلاتشان حل مي شود!مخصوصا اگر مشكل ازدواج باشد!اين را خيلي از جوانهاي اصفهاني مي دانند.

    شما كافي است يك شب جمعه بيايي اينجا،بسياري از كساني كه با عنايت اين شهيد مشكل آنها حل شده حضور دارند.

    بعد گفت:دوست عزيز اينها نزد خدا خيلي مقام دارند.نشنيدي حضرت امام فرمودند:تربت پاك شهيدان تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.








    منبع:كتاب يازهرا،زندگي نامه شهيد محمدرضا تورجي زاده
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۸/۰۳ در ساعت ۲۱:۵۷
    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  9. صلوات ها 18


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    190
    حضور
    3 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    968



    فقط همین قدر بهتون بگم که این شهید خیلی دمش گرمه، یه وقت چیز کمی ازش نخواید که ضرر می کنید. هر وقت هم خواستید بهش متوسل بشید به حضرت زهرا (س) قسمش بدید.
    یاعلی. التماس دعا

  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    نجات
    نوشته
    232
    حضور
    5 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1104

    پرسش




    سلام دوستان.
    این شهید بزرگوار ، شهید تورجی زاذه خودش منو از وقتی که از توی این سایت باهاش آشنا شدم دعوت کرد سر مزارش.
    من دانشگاه اصفهان درس می خونم.
    خونه مون گلپایگان است. من پنجشنبه از طریق سایت توی گلپایگان با این شهید والامقام آشنا شدم .گفتم ای کاش می تونستم برم سر مزارشون.
    جمعه اومدم اصفهان .با شوهر خاله ام که اصفهانی است ، صحبت گلزار شهدا شد و اینکه کی بریم گلزار شهدا.
    شوهر خاله ام گفت دو تا از دوستای شهید من اونجا خاک اند. من گفتم من دنبال شهید تورجی زاذه هستم که یهو شوهر خاله ام گفت : شهید تورجی زاده یکی از همون دوستای منه که اول دبیرستان با هم بودیم (و انگار جبهه هم با هم بوده اند. ) که با اون یکی دوستم توی عملیات والفجر 10 شهید شدند و عکسای ایشون را ما تو خونه مون داریم.
    منو میگی شاخ در اورده بودم.
    الله اکبر!
    یعنی واقعا شهید تورجی زاده دوست شوهرخاله من بوده و من خبر نداشته ام.؟؟؟
    لا اله الا الله. !

    بعد شوهر خاله ام گفت یه روز بریم سر مزارش.
    من امروز اومدم دانشگاه .
    امروز تا ساعت 4 کلاس داشتیم.
    ساعت 4 گفتم دلم گرفته برم کجا ؟ دیدم بهترین جایی که می تونم برم گلزار شهدا است که به دانشگاه تقریبا نزدیکه.
    با خودم گفتم الان دیره و تا ساعت 5:30 ممکنه به نماز جماعت خوابگاه نرسم و بمونم تو آمپاس.
    ولی دلو زدم به دریا و با اتوبوس 10 دقیقه رفتم گلزار شهدا و قبر شهید را پیدا کردم.
    واقعا حالت روحانی عجیبی داشت ، دو سه نفر سر مزارش بودند که بعد از چند دقیقه رفتند .
    با شهید خیلی درد دل کردم و بهش قول دادم و گفتم از خدا بخواید مشکل منو حل کنه.
    انگار شهید باهام حرف می زد.
    بعد از زیارت اومدم سوار اتوبوس شدم و 10 دقیقه ای برگشتم دانشگاه.
    اصلا هم دیرم نشد.(به لطف این شهید)
    خدا ما رو پیرو اصلیشون قرار بده انشاءالله.

    ویرایش توسط مجاهد تنها : ۱۳۹۲/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۰:۳۰

  13. صلوات ها 17


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,407
    حضور
    108 روز 20 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    753
    صلوات
    7229



    نماز شب


    آمده بود خانه. در کنار خانواده حیلی شاد و سرحال بود. می گفت و می خندید. آخر هفته ها همیشه از پادگان به خانه می آمد.
    آن زمان من در مقطع دبیرستان تحصیل می کردم. یک شب با هم سر سفره بودیم. من خیلی خسته بودم. بعد از شام رفتم و سریع خوابیدم.
    نیمه های شب بود . حدود ساعت سه. با صدایی از خواب پرید! از جا بلند شدم. با تعجب از اتاقم بیرون آمدم. با چشمانی گرد شده به اطراف تگاه می کردم!
    به دنبال علت صدا بودم. یک نفر با حالتی محزون گریه می کرد!
    صدا از داخل اتاق محمد بود. ناله جانسوزی داشت. مرتب گریه می کرد و می گفت: الهی العفو...
    از صدای او خواهرانم هم بیدار شدند. محمد مشغول نماز شب بود. حال عجیبی داشت. حال او تا موقع اذان صبح به این صورت ادامه داشت. بعد هم نماز صبح را خواند.
    بعد از نماز تا طلوع آفتاب مشغول زیارت عاشورا و قرآن شد.
    البته محمد همیشه اینگونه بود اما این اواخر تجهد و عبادت او بیشتر بود. ساعتی بعد وقتی برای صبحانه آمد حالتش متفاوت بود. شاد بود. می گفت و می خندید.
    برای من عجیب بود. گریه نیمه های شب، ناله و ... حالا هم خنده!
    بعدها در کلام بزرگان دین این مطلب را خواندم: نماز شب و گریه از خوف خدا، نشاط در روز را به همراه دارد.
    بعد از صبحانه با هم رفتیم بیرون. در راه با من صحبت کرد. از اهیت یاد پروردگار گفت. از نماز شب. از بیداری در سحر. بعد پرسید: مگه برای نماز شب بیدار نمی شی!؟
    گفتم: چرا، اما بیشتر مواقع با خودم می گم حالا زوده. کمی بخوابم و دوباره بلند شوم. وقتی هم بیدار می شم اذان را گفته اند.
    محمد گفت: مواظب باش! شیطان خیلی تلاش می کنه که انسان نماز شب نخونه. بعد به احادیث پیامبر اشاره کرد که می فرمایند:
    « بر شما باد نماز شب، حتی اگر یک رکعت باشد. زیرا نماز شب انسان را از گناه باز می دارد. خشم پروردگار را خاموش می کند و سوزش آتش جهنم را برطرف می سازد.(کنزالعمال ج 7 ص 791)


    خاطره ای از زندگی
    شهید محمد رضا تورجی زاده
    راوی:علی تورجی زاده ( برادر
    شهید )
    منبع: کتاب یا زهرا (س) ( گروه فرهنگی
    شهید ابراهیم هادی)




  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    484
    حضور
    15 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2018



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوه فاطمه نمایش پست ها
    پس خوبه منم بهشون متوسل بشم انشاءالله مشکل ما رو هم حل کنه.
    ما که از بس گناه کردیم دیگه دعاهامون مستجاب نمیشه.شاید ب واسطه این اولیای الهی بتونیم آدم بشیم و خدا دعامونو مستجاب کنه.
    سلام

    مطمئن باشید که با شهیدان می توانید حاجت خود را از خدا را بگیرید.. ولی به خدا بگویید به حق این شهید حاجتم که برآورده شد فقط آنرا تا آخر عمر از تو می دانم و مشرک نمی شوم!

    شهید همت به شخصی در خواب گفته بود چرا مردم از ما چیزی نمی خواهند!!

    ملتمس دعا
    باسمه تعالی

    هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست
    هیچ ذکرعملی بالاتر از ترک معصیت نیست

    (مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت
    )

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,407
    حضور
    108 روز 20 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    753
    صلوات
    7229



    نماز شب


    وقتی محمد در خانه بود حتما برای نماز شب بیدار می شد. تهجد و شب زنده داری او عجیب بود. آنقدر از خوف خدا اشک می ریخت که دل های ما را به لرزه می انداخت.
    شب هایی که او در خانه بود همه برای نماز شب بیدار می شدیم. مدتی از حضور محمد گذشت. رفتار و نحوه نماز شب محمد برای خواهرم خیلی عجیب بود. برای همین نامه ای برای او نوشت. صبح وقتی می خواست از خانه خارج شود نامه را به محمد داد.
    در نامه نوشته بود: برادر عزیزم، نماز شب های شما خواهرانت را با این عمل مقدس آشنا نمود و با توفیق خدا اهل نماز شب شدیم. اما سوالی برای من ایجاد شده! علت این همه ناله ها و گریه ها چیست!؟ کدام گناه کبیره را مرتکب شده ای؟ کدام معصیت را انجام دادی که اینگونه اشک می ریزی!؟
    محمد در جواب نوشته بود: خواهذم. مگر باید گناه کبیره کرد و بعد به درگاه خدا بازگشت. اینکه انسان به راحتی از نعمت های پروردگار استفاذه می کند و شکر او را به جا نمی آورد بالاترین معصیت است.
    مگر امام سجاد گناهی کرده بود. مگر امام عزیز ما نماز شب طولانی ندارد. انسان وقتی با اشک و ناله به سراغ پروردگار می رود عجز و ناتوانی خود را در محضر حق اثبات می کند. و به خاطر همه خطاهایش از خدا عذر می خواهد...
    بعد هم چند داستان آموزنده از اهمیت شب زنده داری نوشته بود.
    اما مادر می گفت: من نمی توانم ناله ها و گریه های محمد را بشنوم و تحمل کنم. برای همین محمد وسایلش را برداشت و به زیرزمین برد! شب ها برای خواب به انجا می رفت.


    خاطره ای از زندگی
    شهید محمد رضا تورجی زاده
    راوی:علی تورجی زاده( برادر
    شهید)
    منبع: کتای یا زهرا(س) ( گروه فرهنگی
    شهید ابراهیم هادی)


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    810
    حضور
    33 روز 5 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874




    صحبت هاي شيرين شهيد كميل صفري تبار بر مزار شهيدان تورجي زاده و كاظمي



    ویرایش توسط ناگفته هاي ناب : ۱۳۹۲/۱۲/۰۴ در ساعت ۰۶:۵۲
    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۲/۲۱, ۰۷:۴۷ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود