صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قربانی شدن انسان!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    قربانی شدن انسان!




    سلام. آیا برای خدا ایرادی دارد که به قتل یک انسانی کند، هر چند آن انسان بی گناه باشد؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست




    قربانی شدن انسان!







    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    سلام. آیا برای خدا ایرادی دارد که به قتل یک انسانی کند، هر چند آن انسان بی گناه باشد؟
    باسلام
    قبل از پاسخ به این سوال، لازم است که به چند نکته توجه شود.
    نکته 1.خداوند متعال، حکیم است «ان الله عزیز حکیم»(بقره.209)و حکیم کسی است که کار لغو و بیهوده انجام نمیدهد.
    نکته 2. بر اساس حکمتش، دستورهایی که صادر میکند بر اساس مصالح و مفاسدی است که در خود احکام یا متعلق آنهاست. و اگر کاری هیچ نحوه مصلحتی نداشته باشد، به آن امر یا از ان نهی نمیکند.(المیزان، ج5 ص 187؛ تحریر الاصول، ص 176)
    نکته 3. خداوند متعال، عادل است و کارهایی که انجام میدهد، همگی از عدل او نشأت میگیردو هیچ یک ظالمانه نیست.«ان الله لیس بظلام للعبید»(آل عمران. 182)
    نکته 4. دستورهایی که خداوند صادر میکند، تنها براى نظام بخشيدن به جوامع بشرى نيست بلكه براى تكميل خلقت بشر است، او مى‏ خواهد با اين هدايت تشريعى، خلقت و هدايت تكوينى را تقويت نموده، مخلوق را به آن هدفى كه در خلقت او است برساند، و به عبارتى ديگر مى‏خواهد هر نوع از انواع موجودات را به كمال وجود و هدف ذاتش برساند.(المیزان، ج3 ص 298)

    حال با توجه به این مقدمات، اگر دستوری خداوند میدهد، حتما این عمل مصلحتی دارد.
    البته مصلحت آن در این موارد، غالبا به صورت نوعی است و مربوط به اجتماع است. مثلا اگر دستور به قتل کفار و جهاد با آنان میدهد، به خاطر مصالح مسلمانان و مزاحمت کفار با آنان و مقابله با آنان است. یا اگر دستور به قتل کسی که قتل عمد انجام داده میکند، به واسطه این است که این کار به نفع جامعه است و جامعه را از جرم و جنایت بیشتر نجات میدهد.

    در برخی موارد نیز، احتمال دارد که مصلحتی که وجود دارد، مصلحت شخصی باشد و نفع آن به یک شخص خاص برسد و حالت عمومی و اجتماعی نداشته باشد.
    در این موارد باید به دو مسأله توجه کرد
    اولا این نوع دستورات به صورت شخصی به پیامبران وحی میشود و هر کسی مجاز به انجام آن نیست.(مفاتیح الغیب، ج21 ص 491) همانطور که در داستان قتل آن نوجوان توسط خضر نبی بیان شده که به موسی ع گفت این کارها را به دستور خداوند انجام داده است نه اینکه خواسته خودش باشد:«
    «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً... وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری» (کهف.80- 82)
    و ثانیا چنین دستوراتی نیز مصلحت عمومی در نظر گرفته شده که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به جامعه باز میگردد. یا مصلحتی برای آنها را بوجود میآورد و یا مفسده ای را از آنان دفع میکند.

    مثلا در داستان حضرت خضر و موسی ع، زمانی که حضرت خضر علیه السلام، آن جوان را کشت علت آن کار خود را این بیان کرد که والدین این جوان مومن بودند و چون این جوان راه هدایت را بر خود بسته بود و به لجاجت و عناد گرفتار شده بود، پدر و مادرش را از ایمان باز میداشت و خداوند به خضر نبی دستور داد که ان جوان را به قتل برساند.«وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً»(کهف.80)
    در این داستان به نظر میرسد که مصلحتی که در این عمل وجود داشته، تنها به والدین آن جوان میرسیده است اما با توجه به مطالبی که مفسرین بیان کرده اند، معلوم میشود در این مورد نیز مصلحت و مفسده ای که وجود داشته، مصلحت و مفسده نوعی بوده است؛ یعنی به این دلیل که این جوان دزد و راهزن بوده و افعال و اعمال منکر و قبیحی انجام میداده، والدینش را عاصی و اذیت کرده بود و نیاز داشتند که کسی شر او را از مردم دفع کند تا مردم را به فسق و گناه مجبور نکند و انان را به گناه نیندازد.(مفاتیح الغیب، ج21 ص 491)

    بنابراین با توجه به مقدماتی که ذکر شد، خداوند کار لغو و بیهوده و کار ظالمانه انجام نمیدهد. پس اگر دستور به قتل کسی میدهد، حتما او گناهی مرتکب شده و کشتتن او نیز فایده ای برای عموم مردم دارد وگرنه دستور به قتل هر گناهکاری نمیدهد.



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    با عرض سلام و تشکر

    جناب صدیق، پاسخ شما در حقیقت کمی مبهم است. از سویی فرموده اید، «اگر دستور به قتل کسی میدهد، حتما او گناهی مرتکب شده و کشتتن او نیز فایده ای برای عموم مردم دارد» و از سوی دیگر، قتل آن نوجوان را برای گناهی که هنوز مرتکب نشده است، درست می دانید.

    لطفاً به صورت صریح بفرمایید: آیا خدا می تواند، بر اساس مصالح مورد نظر خودش که ممکن است ما از آن غافل هم باشیم، کسی را بدون هیچ گناهی که طبق شریعت، لیاقت مرگ داشته باشد، محکوم به مرگ کند؟


    و بعلاوه بگذارید سؤال دیگری بپرسم:

    اینکه خدا تکوین را به شکلی قرار بدهد، که در مراحل هدایت الهی، لازم باشد فردی بیگناه خودش را فدای همگان کند، و خود آن فرد نیز راضی باشد و تن به قربانی شدن بدهد، این قربانی بر خلاف عدالت یا حکمت خداست؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    سلام. آیا برای خدا ایرادی دارد که به قتل یک انسانی کند، هر چند آن انسان بی گناه باشد؟
    سلام
    در دایره تشریع قتل اقتضای صدور جرم خاصی است لذا خدای متعال به قتل فرد بی گناه در شرع حکم نکرده است
    اما در دایره تکوین قتل الزاما بخاطر گناه نیست چون قتل می تواند یکی از راههای مرگی باشد که خدای متعال از سنتهای زندگی انسان قرار داد لذا اگر کسی منصب اجرای فرمانهای تکوینی خدای متعال را داشته باشد ممکن است فرمان قتل فردی بی گناه را هم اجرا کند مانند حضرت خضر
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    اما در دایره تکوین قتل الزاما بخاطر گناه نیست چون قتل می تواند یکی از راههای مرگی باشد که خدای متعال از سنتهای زندگی انسان قرار داد لذا اگر کسی منصب اجرای فرمانهای تکوینی خدای متعال را داشته باشد ممکن است فرمان قتل فردی بی گناه را هم اجرا کند مانند حضرت خضر
    سلام و عرض ادب و احترام

    در این صورت فرد بی گناه سرنوشتش چه می شود ؟
    ایا این فرد خدا و کشنده خود را در قیامت بازخواست نمی تواند بکند ؟
    در ضمن وقتی فرد بی گناه کشته می شود ایا کشنده او
    قاتل محسوب نمی شود ؟
    و مستحق مجازات نیست ؟

    با تشکر



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب و احترام

    در این صورت فرد بی گناه سرنوشتش چه می شود ؟
    ایا این فرد خدا و کشنده خود را در قیامت بازخواست نمی تواند بکند ؟
    در ضمن وقتی فرد بی گناه کشته می شود ایا کشنده او
    قاتل محسوب نمی شود ؟
    و مستحق مجازات نیست ؟

    با تشکر
    سلام
    در اینمورد فرد به مثابه وسایط تکوینی و مندک در فعل الهی است مانند سنگ و چوب و فعل الهی نه مورد حساب است و نه عقاب
    لایسئل عما یفعل و هم یسئلون : خدا از آنچه انجام می دهد سوال نمیشود در حالیکه ایشان ( افراد عادی) مورد سوالند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    در اینمورد فرد به مثابه وسایط تکوینی و مندک در فعل الهی است مانند سنگ و چوب و فعل الهی نه مورد حساب است و نه عقاب
    سلام

    اگر حساب و عقاب ندارد پس سرانجامش چه می شود ایا بهشتیست ؟
    از طرفی اگه بگین مثل سنگ و چوب است
    نمیشه یک انسان و مثل چوب یا سنگ فرض کرد
    زیرا ساختار وجودی ان انسان کشته شده مشابه بقیه هست پس روح دارد و عقل و احساس
    روحش مثل بقیه پس از کشته شدن به برزخ می رود و چون روح انسانی دارد و روح را مرگی نیست بقیه مسیر را مثل سایر انسانها باید طی کند
    اما سنگ و چوب روح ندارد که به بقا ادامه دهد

    مگر اینکه بگویید روح ندارد ؟یا روح حیوانی یا جمادی دارد ؟





    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    لایسئل عما یفعل و هم یسئلون : خدا از آنچه انجام می دهد سوال نمیشود در حالیکه ایشان ( افراد عادی) مورد سوالند
    فکر کنم منظور این ایه اینست که خدا مورد ارزیابی و سوال و جواب از سوی مقامات بالاتر قرار نمی گیرد
    مثل انسان

    نه اینکه خدا این مجوز را بخودش داده باشد که چون سوال نمی شود ظلم کند

    کلا نظر حقیر این است که هیچ انسان بی گناهی توسط خداوند کشته نمی شود
    چون خدا ظالم نیست

    با تشکر



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    جناب صدیق، پاسخ شما در حقیقت کمی مبهم است. از سویی فرموده اید، «اگر دستور به قتل کسی میدهد، حتما او گناهی مرتکب شده و کشتتن او نیز فایده ای برای عموم مردم دارد» و از سوی دیگر، قتل آن نوجوان را برای گناهی که هنوز مرتکب نشده است، درست می دانید.
    باسلام
    قاعده کلی و عمومی این است که خداوند اگر دستور به عملی میدهد، حتما آن عمل مصلحت دارد.
    اما دستور او به قتل کسی، حتما به خاطر گناهکاری اوست. البته گناهانی که مستحق مجازات مرگ است.
    البته هر قاعده عمومی، حتما استثنثاهایی میتواند داشته باشد و هر عامی، خاصی دارد. این مخصص و استثنا نیز نباید با قواعد کلی در ان موضوع منافات داشته باشد.
    با توجه به این مطالب،دو پاسخ میتوان به این سوال داد.
    اولا: همانطور که برخی تفاسیر گفته اند، این جوان یا نوجوان، کافر بوده است(1) نه اینکه بعدا قرار بوده کافر شود. و قتل او نیز هم به خاطر کفر او بوده و هم به خاطر اینکه قصد داشته پدر و مادرش را بکشد یا آنان را به کفر و طغیان در برابر پروردگار بکشد.
    ثانیا: برفرض او اکنون کافر نبوده باشد، این مورد ویژه بوده است و در موارد ویژه و محدود خداوند به واسطه علم ازلی که دارد میداند که او قرار است کافر شود(2) و در مقابل خداوند ایستادگی کند و پدر و مادر مومنش را به کفر و طغیان بکشاند.(3) البته در مورد همین مورد ویژه نیز، قتل او به خاطر رحمت الهی نسبت به او و والدینش بوده است و با اینکه قرار بوده کافر شود، او را قبل از سن تکلیف از دنیا برده تا کافر از دنیا نرود و نسبت به والدینش نیز لطف بوده زیرا هم آنها را از شری که در آینده گرفتارش میشدند، نجات داد و هم به جای او فرزندی صالح به او عطا نمود.(4)

    ـــــــــــــ
    1.
    تفسير الصراط المستقيم، ج‏2، ص: 285؛ تفسیر صافی، ج3 ص 255
    2. تفسیر جلالین، ص 305
    3. همان
    4. التفسير القرآني للقرآن، ج‏8، ص: 66

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ ارسالی. متأسفانه به بخش دوم متن من پاسخی ندادید، در حالی که هدف از ایجاد تاپیک پرسیدن همان بخش بود.

    امّا در مورد پاسخ ارسالی شما:

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    باسلام
    قاعده کلی و عمومی این است که خداوند اگر دستور به عملی میدهد، حتما آن عمل مصلحت دارد.
    اما دستور او به قتل کسی، حتما به خاطر گناهکاری اوست. البته گناهانی که مستحق مجازات مرگ است.
    البته هر قاعده عمومی، حتما استثنثاهایی میتواند داشته باشد و هر عامی، خاصی دارد. این مخصص و استثنا نیز نباید با قواعد کلی در ان موضوع منافات داشته باشد.
    با توجه به این مطالب،دو پاسخ میتوان به این سوال داد.
    اولا: همانطور که برخی تفاسیر گفته اند، این جوان یا نوجوان، کافر بوده است(1) نه اینکه بعدا قرار بوده کافر شود. و قتل او نیز هم به خاطر کفر او بوده و هم به خاطر اینکه قصد داشته پدر و مادرش را بکشد یا آنان را به کفر و طغیان در برابر پروردگار بکشد.
    ثانیا: برفرض او اکنون کافر نبوده باشد، این مورد ویژه بوده است و در موارد ویژه و محدود خداوند به واسطه علم ازلی که دارد میداند که او قرار است کافر شود(2) و در مقابل خداوند ایستادگی کند و پدر و مادر مومنش را به کفر و طغیان بکشاند.(3) البته در مورد همین مورد ویژه نیز، قتل او به خاطر رحمت الهی نسبت به او و والدینش بوده است و با اینکه قرار بوده کافر شود، او را قبل از سن تکلیف از دنیا برده تا کافر از دنیا نرود و نسبت به والدینش نیز لطف بوده زیرا هم آنها را از شری که در آینده گرفتارش میشدند، نجات داد و هم به جای او فرزندی صالح به او عطا نمود.(4)

    ـــــــــــــ
    1.
    تفسير الصراط المستقيم، ج‏2، ص: 285؛ تفسیر صافی، ج3 ص 255
    2. تفسیر جلالین، ص 305
    3. همان
    4. التفسير القرآني للقرآن، ج‏8، ص: 66


    آیا نمی شود توجیه نمود که خدا به وسیله واسطه هایی جان موجودات ار می گیرد، و هر واسطه ای به تعبیری مأمور است، حال چه ایرادی خواهد داشت که این واسطه که مأمور می شود، یک انسان باشد و این مأموریت در مجرای شریعت به او داده شود؟




    امّا پرسش اصلیتر این بود که منتظر پاسخ هستم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها

    اگر خدا تکوین را به شکلی قرار بدهد، که در مراحل هدایت الهی، لازم باشد فردی بیگناه خودش را فدای همگان کند، و خود آن فرد نیز راضی باشد و تن به قربانی شدن بدهد، آیا این قربانی بر خلاف عدالت یا حکمت خداست؟


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۷, ۱۶:۴۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود