صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فن بیان در قرآن چگونه می باشد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224

    اشاره فن بیان در قرآن چگونه می باشد؟




    فن بیان در قرآن چگونه می باشد؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344





    با نام و یاد دوست




    فن بیان در قرآن چگونه می باشد؟







    کارشناس بحث: استاد عمار



  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام و ادب
    در این لینک کامل جواب داده شده است مطالعه بفرمایید و بعد اگر سوالی پیش اومد در خدمتم.
    http://www.askquran.ir/thread25807.html

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۲/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۸:۳۵
    فن بیان در قرآن چگونه می باشد؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    راهیان نور،مسجد،هیئت،شهدا،زیارت
    نوشته
    221
    حضور
    4 روز 8 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1100



    نیت کردم و کتاب خدا رو باز کردم... کلی دلشکسته و داغون بودم... اومد (ان الله بالغ علی امره)!!!!!!!!!!!!!!!!... زبون خدا رو نفهمیدم

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    رابطه میان گوینده و گفتار(1)

    1. سخن باید واقعى و حقیقى باشد. «بِنَباءٍ یَقین»(2)
    2. گفتار بایستى دل پسند باشد. «الطّیّب مِن القَول»(3)
    3. سخن باید رسا و شفّاف باشد. «قَولاً بَلیغاً»(4)
    4. گفتار باید نرم بیان شود. «قولاً لَینّاً»(5)
    5. سخن باید بزرگوارانه بیان شود. «قَولاً كریماً»(6)
    6. سخنى باشد كه پذیرش و عمل آن آسان باشد. «قَولاً مَیسوراً»(7)
    7. در گفتار هیچ گونه لغو و باطلى نباشد. «اِجتَنِبوا قَول الزّور»(8)، «عن اللَّغو مُعرضون»(9)
    8. گفتار باید همراه با كردار باشد وگرنه قابل سرزنش است. «لِمَ تَقولون مالا تَفعلون»(10)



    1) ذیل آیات 84 - 87 سوره ص.
    2) نمل، 22.
    3) حج، 24.
    4) نساء، 63.
    5) طه، 44.
    6) اسراء، 23.
    7) اسراء، 28.
    8) حج، 30.
    9) مؤمنون، 3.
    10) صف، 2.


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    صدق و راستى در قرآن(1)

    وَالَّذِى جَآءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏
    و كسى كه سخن راست آورد و آن را تصدیق كرد، آنانند همان تقواپیشه‏گان.
    صدق و راستى داراى ابعادى است:
    صدق در گفتار: «جاء بالصدق» (آیه‏ى مورد بحث)
    صدق در وعده: «انه كان صادق الوعد»(2)
    صدق در عهد: «صدقوا ما عاهدوا اللّه علیه»(3)
    صدق در عمل: «اولئك الّذین صدقوا»(4)
    و كسى كه در همه‏ى مراحل، صداقت لازم را داشته باشد «صِدّیق» نامیده مى‏شود.


    1) ذیل آیه 33 سوره زمر.
    2) مریم، 54.
    3) احزاب، 23.
    4) بقره، 177.


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    گفتگو ، مباحثه ، داستان گویی و استدلال ، روش اقناع پیامبر اسلام

    گفتگو ، مباحثه ، داستان گویی و استدلال ، روش اقناع پیامبر اسلام
    روشهای "تفکرمحور" پیامبر(ص)؛ از گفتگو و مباحثه تا داستان گویی و روش استدلالی
    حضرت محمد(ص) به گفتگو و مباحثه با قوم خود بر آمد و ابتدا از خانواده خود شروع کرد، سپس، باب گفتگو و مباحثه را به روی سایر اعراب گشود تا در خلقت و آفرینش خود تفکر کنند، در پرستش بت هایی که از سنگ و چوب ساخته بودند، بیندیشند و به اشتباه خود پی ببرند و به حقیقت نائل آیند.
    پیامبر(ص) از شیوه گفتگو و مباحثه، در آموزش تفکر مسلمانان بهره می جستند. تردیدی وجود ندارد که یکی از هدف های پیامبر(ص) در بهره گیری از این روش، وحدت اذهان بشر بوده است. از این روست که ایشان باب گفتگو را به روی مردمان سایر ادیان الهی می گشایند و فرستادگانی را به سایر ممالک می فرستند و در گفتگوی با آنان می خواهند که در آنچه ایشان می گویند، تفکر و تدبر کنند.

    اعراب در برابر عقاید و ایده های خود بسیار متعصب عمل می کردند و وقتی دارای یک عقیده می شدند، ممکن نبود که عقیده شان را از آنان گرفت؛ مگر به وسیله عقیده ای قوی تر و مؤثرتر. بنابراین، حضرت محمد(ص) به گفتگو و مباحثه با قوم خود بر آمد و ابتدا از خانواده خود شروع کرد. سپس، باب گفتگو و مباحثه را به روی سایر اعراب گشود تا در خلقت و آفرینش خود تفکر کنند، در پرستش بت هایی که از سنگ و چوب ساخته بودند، بیندیشند و به اشتباه خود پی ببرند و به حقیقت نائل آیند.
       


    پیامبر(ص) به این روش اهتمام خاصی داشتند. گفته اند که جوانی از قریش نزد پیامبر آمد و گفت که قصد داشته است مرتکب عمل زنا شود. مردم بر او حمله ور شدند، اما پیامبر اکرم(ص) به آرامی و با دلایل منطقی از جمله گفتگو با وی در آمدند و او را به این نتیجه رساندند که این کار، عمل بسیار زشتی است. آن جوان نیز عمل زنا را به شدت رد کرده و عهد کرد که هیچگاه مرتکب زنا نشود.
    همچنین، ابن شعبه حرانی روایت می کند که پیامبر فرمود (علم بیاموزید؛ زیرا آموختن علم نیکو است و بحث و گفتگو کنید...). هرچه کوشش فراگیران در زمینه آموزش و یادگیری بیشتر شود، ارزش آن نیز افزایش می یابد. چنان که حسنه یا کار نیک خوب است، تسبیح خدا از آن بهتر و جهاد در راه خدا، از آن دو نیز بهتر است.
    امروزه، هدف فلسفه برای کودکان و نوجوانان، بهره گرفتن از تمایلات اجتماعی کودکان و استفاده از گفتگو به عنوان وسیله ای برای پرورش فکری آنان است. بنابراین روش گفتگو و مباحثه موجب تخریک تفکر و توانایی ها و علایق و نیز تقویت قدرت استدلال و سنجش و قضاوت می شود. در نتیجه، معلمان باید در برنامه های آموزشی خود برای پرورش قدرت تفکر و استدلال کودکان، این روش را مد نظر قرار دهند.
    گفتگو و مباحثه با کودکان و نوجوانان نیز آنان را به بلندترین قله تربیت و ساختار فکری می رساند، چون در پرتو چنین تربیتی است که آنان می توانند درباره حقوق خود سخن بگویند و این امکان به آنان داده می شود که درباره مطالب مجهول و مسائل ناشناخته سؤال کنند. سپس، حرکت و تتبع فکری و عقلی در آنان شکل گیرد.
    روش داستان و عبرت آموزی
    در سیره پیامبر(ص)، داستان های فراوانی وجود دارد که حضرت، آن ها را برای اصحاب بزرگ و کوچک که در حضور ایشان بودند بازگو می کردند. آنان نیز با توجه بسیار و با آمادگی و بیداری کامل، به این داستان ها گوش فرا می دادند.
    پیامبر(ص) برای ایشان داستان ها و قصه هایی راجع به حوادث و رویدادهای گذشتگان تعریف می کردند، زیرا هم افراد حاضر در آنجا و هم نسل های بعدی تا روز قیامت را آگاه و بیدار سازند و از داستان ها پند و عبرت بگیرند.
    گفتنی است که داستان های نبوی، بر حقایق مسلمی متکی است که نه تنها در گذشته روی داده و به دور از خرافات و اساطیر است، بلکه اعتماد و اطمینان کامل به تاریخ را در وجود کودک بر می انگیزد. به همین سبب است که برخی علمای سلف گفته اند « قصه های مفید و حکایت های آموزنده، لشکری از لشکریان خداست که به وسیله آنها، قلوب مردان راه خدا ثابت و استوار می شود.» دلیل این علما قرآن کریم است که در آیه 120 سوره هود می فرماید: وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ؛ ما از سرگذشت های هریک از انبیا برای تو باز گو کردیم که به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم و اراده ات قوی شود. در این اخبار و سرگذشت ها، برای تو حق و برای مؤمنان، موعظه و تذکر آمده است.
    پاره ای از قصه هایی که پیامبر(ص) از آنها، برای آموزش و به تفکر و تعقل واداشتن مسلمانان استفاده می کردند، از این قرار است:
    1- داستان اصحاب اخدد. 2- قصه جریح عابد. 3- قصه آن سه نفر محبوس شده در غار. 4- قصه اویس قرنی. 5- قصه حضرت ابراهیم و اسماعیل و مادر اسماعیل(ع). 6- قصه الکفل. 7- قصه سه نفر أقرع و أبرص و أعمی. 8- قصه فرد بدهکار هزار دینار. از این هشت داستان می توان برای برانگیختن کودکان به تفکر بهره جست.
    واضح است که نقل قصه های مفید و بازگویی داستان های آموزنده، در تقویت توجه و دقت نگرش و در بیداری فکری و عقلی کودکان، نقش حائز اهمیتی را ایفا می کند و به دلیل بهره مند شدن و لذت بردن از آنها، سایر اسلوب ها و روش های فکری مؤثر را در عقل و اندیشه کودک، تحت الشعاع خود قرار می دهد و آنها را به تصرف در می آورد. لیپمن در پژوهش های خود به این نتیجه رسید که بهترین روش برای آموزش تفکر به کودکان و نوجوانان، استفاده از داستان است. به همین دلیل، او کتاب داستان کوتاه مخصوص کودکان را نوشت.
    اسپلیتر و شارپ معتقدند که چون کودکان از داستان لذت می برند، می توان آنان را با این داستان ها، به تفکر و سؤال کردن تشویق کرد و انگیزه را در آنان به وجود آورد.
    روش استدلالی
    سیره تربیتی پیامبر(ص) بر استدلال مبتنی است ایشان در مقام مربی، متربیان را به سوی چیزی هدایت می کنند که با فطریات واقع بین و بی آلایش خود درک می کنند، نه آنکه نخست مواد اعتقادی خود را به آنان تحمیل و تلقین کنند و سپس، برای دفاع از آنها دلیل و برهان بیاورند.
    پیامبر(ص) که می خواستند کسی را نصیحت کنند فرمودند:« من تو را سفارش و نصیحت می کنم به اینکه هر زمان تصمیم به انجام دادن کاری گرفتی، در عاقبت آن کار بیندیشی. پس چنانچه عاقبت آن رشد بوده و کار درست و صحیحی بود، انجامش دهی و اگر عاقبت آن کار گمراهی و تباهی بود، از آن دست بکشی و آن را رها کنی».
    این با ارزش ترین نصیحتی است که انسان را به استدلال فکری رهنمون می سازد و موجبات تبیین رشد از« غَی» را برای او فراهم می کند.
    خداوند متعال در آیات 45 و 46 سوره فرقان درباب استدلال و رسیدن به معرفتی از طریق معرفت و شناختی دیگر می فرماید: أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا* ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا؛ آیا ندیدی که لطف خدا چگونه سایه را با آنکه اگر خواستی ساکن کردی، بر سر عالمیان بگستراند؟ آنگاه آفتاب را بر آن دلیل قرار دادیم. سپس ظل آن آفتاب را به سوی خود تدریجاً قبض می کنیم.
    تفکر، اساس و مبنا دارد و بر استدلال استوار است. از طرف دیگر، عقایدی وجود دارد که هیچ مبنای فکری ندارد و مبنایشان عادت، تقلید، تبعیت کور و هوس است.
    هدف دینی که محمد(ص) آورد، این بود که غل و زنجیرهای اسارت را بگشاید وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ( و غل و زنجیرهایی را که بر گردن دارند، بر می دارند). اسلام نیامده است تا مهر تأییدی را بر اندیشه های باطل بزند.
    بنابراین، عقیده ای را که انسان ساخته خود را بپرستد، نفی می کند قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ( آیا چیزی را می پرستید که خود به دست خود می سازید؟).
    همچنین، تقلید و تبعیت کور را سرزنش می کند: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ( و هنگامی که به آنان گفته شود پیروی کنید از آنچه خدا نازل کرده است، می گویند، از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می کنیم. آیا نه این است که پدران آنان چیزی نمی فهمند و هدایت نمی شوند)( بقره 170).
    حضرت محمد(ص) مردم را از قید عبادت خدایان ساختگی رها ساخت و این واسطه های بی معنا را که به غلط، میان مردم و خدای یگانه حائل شده اند، در هم شکست. طبق تعلیمات او، هُبل، لات، عزّی، منات، آتش، خورشید، ستارگان، فرشته و پری هیچ یک میان انسان و خدا واسطه نیست. فقط در پیشگاه خدای متعال از کار بد و خوب انسان پرسش و بازخواست می شود و جز اعمال او شفیع و واسطه ای در کار نیست. وجدان انسان میزان اعمال اوست و روزی که هر کاری را پاداش می دهند، کارهای انسان را بدان می سنجند. استدلالی فکری از این کامل تر و بهتر چیست؟
    http://www.mehrnews.com/detail/News/2107166

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224




    قدرت بيان و سخن گفتن، هديه الهي به انسان است و قرآن براي شيوه بيان دستوراتي داده است، از جمله:
    "قولاً سديداً "مستدل و محكم باشد. (سوره «نساء» آيه ۹)
    "قولاً معروفاً "پسنديده و به اندازه باشد. (سوره «بقره» آيه ۲۳۵ )
    "قولاً ليّناً" نرم و مهربانانه باشد. (سوره «طه» آيه ۴۴)
    "قولاً بليغاً "شيوا و رسا و واضح باشد. (سوره «نساء» آيه ۶۳)
    "قولا كريماً" كريمانه و بزرگوارانه باشد. (سوره «اسراء» آيه ۲۳)
    "قولو للناس حسنا" زيبا، ‌نيكو و مطلوب باشد. (سوره «بقره» آيه۸۳ )
    "يقولوا التي هي احسن""بهترين‌ها گفته شود" (سوره «اسراء» آيه ۵۳)
    "جادلهم بالّتي هي احسن" حتي مجادلات و گفت‌وگوهاي انتقادي، به بهترين وجه باشد (سوره «نحل» آيه ۱۲۵) لب به سخن باز كند، زيرا «هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.»

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    معيارهاي ارزشي گفتار
    قرآن كريم معيارهايي را براي گفتار بيان داشته كه برخي از آنها را يادآور مي شويم:
    1- عقلانيت و انديشيدن: انديشه و خردورزي، مهمترين تكيه گاه اسلام در عقايد، اخلاق، كردار و گفتار است. از نظر اين آيين توحيدي، انسان حق ندارد آنچه را كه عقل نادرست مي داند، باور كند؛ رفتاري را كه عقل ناشايست مي داند انجام دهد و گفتاري را كه خرد بي ارزش و ناهنجار مي داند به زبان جاري كند. در روايتهايي كه از امامان معصوم(ع) به دست ما رسيده است نيز داريم كه ايشان سخني را با ارزش مي دانند كه همراه با انديشيدن باشد. امام علي(ع) مي فرمايد: «انديشه كردن در گفتار، ايمن مي سازد از لغزش.» و نيز مي فرمايد: «كسي كه در كلام خود تجسس و تفحص و تأمل كند، غلط او كم شود.» از مجموع آيات و روايات، اين مطلب به دست مي آيد كه كلامي داراي ارزش و اعتبار است كه خردمندانه و همراه با خردورزي و انديشيدن باشد؛ يعني افزون بر عاقلانه بودن گفتار، گوينده قبل از سخن گفتن در گفتار خويش انديشه نموده و آنگاه سخن بگويد.
    2- علم و آگاهي:قرآن مجيد يكي از معيارهاي ارزشي را در تمامي برنامه هاي بشر و از جمله در گفتار، علم و عمل مي داند. قرآن يكي از علتهاي حقانيت و برتري سخنان نوح(ع) را، علم و آگاهي آن حضرت به پروردگارش دانسته و مي گويد: «رسالتهاي پروردگارم را به شما ابلاغ مي كنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايي مي دانم كه شما نمي دانيد».
    از مجموع آيات، اين مطلب به دست مي آيد كه يكي از معيارهاي ارزشي گفتار، آگاهانه بودن آن است و سخني كه ناآگاهانه به زبان آيد بسيار سست و ناپسند است.
    3- عمل: از معيارهاي ارزشي ديگر سخن، عمل گوينده به كلام خويش است. خداوند متعال در آياتي، از گفتار بدون عمل نهي كرده و آن را نكوهش نموده و مورد خشم و غضب خود دانسته است: «اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا سخني مي گوييد كه عمل نمي كنيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخني بگوييد كه عمل نمي كنيد».
    4- حق و استوار: پروردگار متعال در قرآن مجيد مؤمنان را به گفتار حق و همراه بودن سخن با برهان و استحكام، دعوت و فرموده است: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، تقواي الهي پيشه كنيد و سخن حق و استوار گوييد.»
    5- رعايت ادب: از ديدگاه قرآن كريم، گفتاري با ارزش است كه همراه با فرهنگ و ادب باشد. سخني كه في نفسه باارزش باشد (مانند آيات شريفه قرآن) ولي اگر گوينده با رعايت نكردن ادب، آن را به زبان آورد، سخني بي ارزش و بي اثر خواهد بود. از اين رو، پروردگار عالم آنگاه كه موسي و هارون را مأمور به رفتن پيش فرعون و دعوت او مي نمايد، مي فرمايد: «با او سخني نرم گوييد، شايد كه پند پذيرد يا بترسد».


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    آداب سخن گفتن
    - نيكو سخن گفتن: در آيات مختلف قرآن كريم، خداوند متعال با پيامبران، ملائكه، مؤمنان، عموم مردم و حتي با كفار و مشركان، ادب در كلام را كاملاً رعايت مي كند. به مؤمنان نيز دستور مي دهد با ديگران زيبا سخن گفته و از به زبان آوردن گفتار زشت و بي ادبانه (حتي در مقابل كافران و ابلهان) دوري گزينند: «با مردم (به زبان) خوش سخن بگوييد» و نيز مي فرمايد: «و به بندگانم بگو آنچه را كه بهتر است بگويند، كه شيطان ميانشان را به هم مي زند، زيرا شيطان همواره براي انسان دشمني آشكار است.»
    -آهستگي در كلام: آهسته سخن گفتن از بهترين و زيباترين آداب گفتار و نشانه ادب است. قرآن كريم مسلمانان را به رعايت اين خصلت بزرگ و با ارزش دعوت كرده است «لقمان به فرزند خود گفت: اي پسر من در راه رفتن خود ميانه رو باش، و صدايت را آهسته ساز كه بدترين آوازها بانگ درازگوشان است»
    - پرهيز از بيهوده گويي: ادب اقتضاي آن را دارد كه گوينده در گفتار خود از سخنان لغو و بيهوده دوري نموده و كلمات شيوا و مفيد را به زبان آورد. بيهوده گويي يكي از اخلاق ناپسند است كه ايزد منان دوري از آن را يكي از ويژگيهاي مؤمنان برشمرده است: «مؤمنان رستگار شدند و آنان كه از بيهوده روي گردانند». در قرآن كريم براي هر گفت و شنودي، نوع و شيوه اي خاص از گفتار توصيه شده، مانند قول حسن، قول معروف، قول كريم و استفاده از بعضي شيوه ها مانند مكالمه با صداي بلند مورد نهي قرار گرفته است.
    - استواري كلام: با پايه و اساس سخن گفتن را خداوند متعال به مؤمنان دستور مي دهد و به آنان تأكيد مي كند كه اين گونه با يكديگر سخن بگويند: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا داريد و سخني استوار گوييد».
    - سوژه به دشمن ندادن: بر مؤمنان لازم است علاوه بر استوار سخن گفتن؛ به گونه اي تكلم كنند كه كفار، مشركان و منافقان آنان را به استهزا نگيرند و به عبارت ديگر، مؤمنان بايد با يكديگر به گونه اي سخن بگويند كه سوژه به دشمن ندهند. »


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود