صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ناسخ و منسوخ

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    چالش دینی
    نوشته
    61
    حضور
    2 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    179

    راهنما ناسخ و منسوخ




    باسلام خدمت همه دوستان
    چیزی که مدتی است فکر من ر ومشغول کرده احکام ناسخ و منسوخ در قرآن است

    ناسخ به معنی آیه های اولیه و منسوخ به معنی آیه هایی است که بعدا نازل شده و سندیت آیه اول را نسخ کرده و پایبندی به آیه ناسخ را ملتزم میداند



    چند سوال برا من پیش میاد:

    1-چطوری هستش که خداوند تو مدت 23 سال رسالت پیامبر به کرات آیه های جدیدی به اقتضای موقعیت پیش آمده نازل کرده ولی در این مدت 1400 سال لازم نبوده در قرآن تغییراتی صورت بگیره و مسلمانان باید به همون دستورات عمل کنند؟


    2-اگر خداوند به همه چیز آگاه است چرا در همان ابتدا آیه ناسخ را نازل نکرده که دوباره مجبور به تصحیح و تغییر مضمون ایه قبلی با استفاده از آیه ناسخ نباشد؟


    و3- منسوخ به معنی نسخ شده و باطل شده است اگر این معنی را بپذیریم پس بخشی از قران که شامل آیات منسوخ است عملا بلا استفاده است چون بیانگر یک سری آیات باطل شده است پس لزوم خواندن آن بخشها چیست؟


    پ.ن: لطفا به هم توهین نکنیم و از زیاده گویی و شرح و بسطهای اضافه پرهیز کنیم

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست




    ناسخ و منسوخ







    کارشناس بحث: استاد هدی


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    با سلام خدمت شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط dialectician نمایش پست ها
    باسلام خدمت همه دوستان
    چیزی که مدتی است فکر من ر ومشغول کرده احکام ناسخ و منسوخ در قرآن است
    ناسخ به معنی آیه های اولیه و منسوخ به معنی آیه هایی است که بعدا نازل شده و سندیت آیه اول را نسخ کرده و پایبندی به آیه ناسخ را ملتزم میداند
    چند سوال برا من پیش میاد:

    1-چطوری هستش که خداوند تو مدت 23 سال رسالت پیامبر به کرات آیه های جدیدی به اقتضای موقعیت پیش آمده نازل کرده ولی در این مدت 1400 سال لازم نبوده در قرآن تغییراتی صورت بگیره و مسلمانان باید به همون دستورات عمل کنند؟
    جهت جلوگيري از تداخل موضوعات مختلف و با توجه به عنوان تاپيك شما ، موضوع فوق يعني اولين سوال مطروحه تان هر چند مبحث قابل بحثي است اما خارج از موضوع نسخ است و لذا درخواست مي شود كه در تاپيك ديگري ايجاد و پيگيري نماييد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط dialectician نمایش پست ها
    2-اگر خداوند به همه چیز آگاه است چرا در همان ابتدا آیه ناسخ را نازل نکرده که دوباره مجبور به تصحیح و تغییر مضمون ایه قبلی با استفاده از آیه ناسخ نباشد؟
    و3- منسوخ به معنی نسخ شده و باطل شده است اگر این معنی را بپذیریم پس بخشی از قران که شامل آیات منسوخ است عملا بلا استفاده است چون بیانگر یک سری آیات باطل شده است پس لزوم خواندن آن بخشها چیست؟
    مبحث نسخ در حوزه علوم قرآني ، مبحي نسبتا پر اختلاف است هم در زمينه تعاريف و هم در زمينه مصاديق .
    نسخ دو اصطلاح دارد ، يكي قديم و ديگري جديد .
    نسخ در اصطلاح قديم شامل هر نوع تغييري در حكم سابق مي شود اعم از اينكه آنرا تقييد و تخصيص بزند يا كلا آنرا بردارد .
    اما نسخ در اصطلاح جديد آنست كه حكم سابق با تمام جوانب و بطور كلي برداشته شود و حكم جديد به جاي آن بنشيند و در واقع حكم شرعي سابق با تشريع حكم شرعي جديد كلا برداشته شود .
    مرحوم علامه معرفت در مورد امكان وقوع اين نوع نسخ در قرآن مي فرمايند:" ما اين نوع نسخ را در قرآن قبول نداريم و شاهدی بر وقوع اين نسخ در قرآن نيست؛ زيرا کتاب الله يک کتاب دستور العمل عام و جاویداني است و معنا ندارد که درآن، آيه ي منسوخ المعني يافت شود که به غير از قرائت و ترتيل فايده و اثري ديگر نداشته باشد."(1)

    ادامه ...



    (1)- التفسير الاثري الجامع ،صص 56 و 57
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۶:۰۵

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    با توجه به اينكه در نسخ چهار شرط بايد وجود داشته باشد كه عبارتند از :
    1- هردو حکم شرعي باشند.
    2- حکم سابق برحسب ظاهر، اقتضاي دوام داشته باشد.[يعني محدود بودنش در ظاهر بيان نشده باشد]
    3- حکم سابق به طورکلي، تنها با تشريع حکم لاحق برداشته شود.
    4- ميان حکم سابق و لاحق تضاد و تنافي باشد.
    بر اساس شروط فوق است كه ايشان معتقدند ،نسخ در صورتي است که حکم، از کل افراد موضوع برداشته شود و اگر از بعض افراد موضوع برداشته شود، نسخ اصطلاحي نيست؛ زيرا آن حکم سابق به کلي برداشته نشده است بلکه به ساير افراد اختصاص پيدا کرده است، لذا نام آن را تخصيص در عام يا تقييد در حکم مطلق مي گذاريم. و هم چنين اگر حکم از ابتدا محدود بود و با سر آمدن زمانش برداشته شد اين نسخ اصطلاحي نيست؛ زيرا نسخ رفع حکمي است که به حسب ظاهر بقاء و استمرار داشت، يعني اگر ناسخ نمي آمد او باقي بود. اما موردي که از ابتداء، زمانش محدود بوده است و با آمدن حکم دوم ديگر بقاء و استمرار ندارد؛ اين نسخ گفته نمي شود. در نتيجه ايشان نسخ به اصطلاح جديد را اصلاً قبول ندارند و اگر نسخ به معناي اصطلاح قديم را هم مي پذيرند اعتقادش بر اين است که اين نوع نسخ، نسخ ظاهري است نه نسخ حقيقي و واقعي؛ زيرا نسخ حقيقي آنست که ميان دو حکم سابق و لاحق تنافي کلي وجود داشته باشد و حاکي از اين باشد که تشريع کننده در مورد حکمش تجديد نظر کرده و از حکم سابق به طور کلي صرف نظر کرده است.(1)


    (1)- ر.ك: مقاله "نوآوري هاي آيت الله معرفت(ره) در تفسير و علوم قرآني " ، علي جان محمدي(قره باغي)

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    علامه معرفت معتقدند كه نسخ به اين معنا با دلائلي پذيرفته نيست: اولاً: تنافي ميان آيات احکام وجود ندارد.
    ثانياً: هر گونه تجديد نظر در ساحت مقدس الهي راه ندارد و با علم خدا نمي سازد و تجديد نظر حاکي از ضعف علم وقدرت يک مدبر است که در شأن خداوند نيست. از اين جهت مي گويد: اگر در شريعت قائل به نسخ شويم، نسخ ظاهري است؛ به اين معنا که حکم سابق، برحسب ظاهر اقتضاي تداوم داشته (که مقتضاي کلام بوده) ولي در واقع و حقيقت امر، حکم سابق از همان ابتداء محدود به زمان بوده، که اين محدوديت در آن موقع بنا بر مصالحي بيان نشده و با اعلام حکم جديد پايان حکم قديم اعلام مي گردد و اين در اصطلاح اصوليين تأخير بيان تا وقت حاجت است که هيچ اشکالي ندارد و تازه داراي حکمتي مانند آماده کردن نفس بر تداوم عمل به تکليف مشکل تر است. پس با اين بيان مي توان گفت: در واقع، نسخي در کار نيست بلکه خداوند از همان زمان نخست، حکم سابق را به صورت محدود تشريع نموده ولي حد آن را بيان نکرده که در موقع خود بيان مي کند. (1) و (2)

    (1)- التمهيد في علو م القرآن ، ج2 ، ص277
    (2)- مقاله "نو آوري هاي آيت الله معرفت در تفسير و علوم قرآني " همان


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۹:۱۶

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    يكي از انواع نسخ ، نسخ حكم بدون تلاوت است يعني حكم ، نسخ شده اما آيه تلاوت مي شود - همان كه مورد سوال شماست- آيت الله معرفت نوع ديگري از نسخ به نام نسخ مشروط را بيان مي نمايد كه در آن خود آيه (همانند نسخ حكم بدون تلاوت) باقي و مورد تلاوت است اما حکم آن بکلي و مطلقا نسخ نمي شود؛ بلکه اگر زماني همان شرايط و اوضاع قبل از نسخ آيه برگردد؛ دوباره همان حکم آيه منسوخ، زنده شده و مورد اجراء قرار مي گيرد. پس نسخ حکم آيه منسوخ، مشروط و وابسته به پيش آمد و تغيير احوال و شرايط است. اين گونه نسخ از نوآوري هاي استاد است که با تأمل در بسياري از آياتي که منسوخ شمرده شده اند مي توان دريافت که نسخ آنها، نسخ مطلق نبوده؛ بلکه به شرايط خاص همان دوران بستگي داشته است. به اين معنا که با تغيير آن شرايط خاص و بهبود وضع، حکم سابق منسوخ شده و حکم ديگرِ متناسب با شرايط جديد تشريع گرديده است و اگر احياناً همان شرايط زماني و مکاني پيش آيد، حکم آيات مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجراء است.(1)

    (1)- علوم قرآن ، محمد هادي معرفت ، نسخ مشروط


  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    چالش دینی
    نوشته
    61
    حضور
    2 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    179



    دوست عزیزم ممنونم بابت این که وقت گذاشتید و جوابمو دادید ولی میخام با اجازتون چند تا مسئله رو ذکر کنم
    1- من رشته ام مهندسی هست و زیاد از متن شما چیزی دستگیرم نشد چون غالبا شامل اصطلاحات تخصصی و ثقیل فلسفی و اکثرا به زبان عربی بودند
    از این گذشته و بر مبنای چیزی که من برداشت کردم شما بیشتر ناسخ و منسوخ رو تعریف کردید و انواعشو توضیح دادید و عملا سوال منو پاسخ ندادید
    از طرف دیگه برای پاسخگویی به سوالم به کسی استناد کردید و ازش سند ارائه کردید که من شناختی روی ایشون ندارم در ضمن تو یه قسمتی از متنتون:
    هر گونه تجديد نظر در ساحت مقدس الهي راه ندارد و با علم خدا نمي سازد و تجديد نظر حاکي از ضعف علم وقدرت يک مدبر است که در شأن خداوند نيست
    شما از صورت سوال من فقط ایراد گرفتید

    پ.ن: ممنون از این که وقت گذاشتید ولی من واقعا قانع نشدم اگر لطف کنید بند به بند پاسخمو بدید ممنونم میشم


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    نقل قول نوشته اصلی توسط dialectician نمایش پست ها
    باسلام خدمت همه دوستان
    درود بر «راست‌جوی» گرامی


    ناسخ به معنی آیه های اولیه و منسوخ به معنی آیه هایی است که بعدا نازل شده و سندیت آیه اول را نسخ کرده و پایبندی به آیه ناسخ را ملتزم میداند
    این سخن همه‌گیر نیست و در برخی از قانون‌ها بهتر، همان قانون ابتدایی است.


    چطوری هستش که خداوند تو مدت 23 سال رسالت پیامبر به کرات آیه های جدیدی به اقتضای موقعیت پیش آمده نازل کرده ولی در این مدت 1400 سال لازم نبوده در قرآن تغییراتی صورت بگیره و مسلمانان باید به همون دستورات عمل کنند؟

    در ابتدای اسلام، مردم سال‌ها به زندگی کردن بدون قانون‌های اسلامی خو گرفته بودند؛ بدین‌مایه که آنان از بچگی با آن قانون‌ها پرورش نیافته بودند؛ به همین‌روی نمی‌شده است یکباره همه‌ی قانون‌ها را بر آنان جاری کرد. ولی پس از آن، مردم مسلمانان فرزندان خود را بر پایه‌ی آموزه‌های اسلامی بار می‌آورند و کودکان از همان ابتدا (که البته آن‌هم پله پله است؛ بدین‌مایه که تا سن پختگی نماز و روزه برشان نیست؛ ولی چون به رفتار دیگری خو نگرفته‌اند، آسان‌تر است) با آموزه‌های اسلامی پرورش می‌یابند. ولی برای کسی که بیست - سی‌سال از عمرش را به گونه‌ای گذرانده و به آن «خو» گرفته است، آسان نیست که بخواهد به یکباره رفتار خود را دگرگون کند.
    گفته می‌شود: کودکان بهتر از بزرگان زبان‌های بیگانه را می‌آموزند؛ چون هنوز مغز کودکان به زبان کشورشان آن‌گونه که باید خو نگرفته است و آسان‌تر می‌توانند یک زبان بیگانه را بیاموزند ولی بزرگ‌سالان کار سخت‌تری را دارند.

    پس دلیل اینکه قرآن کم‌کم آمده است این بوده که مردم در آن زمان به رفتار دیگری خود گرفته بودند ولی پس از آن، مردم از کودکی به رفتار اسلامی خو می‌گیرند و می‌توانند همه‌ی قرآن را دریابند.


    منسوخ به معنی نسخ شده و باطل شده است اگر این معنی را بپذیریم پس بخشی از قران که شامل آیات منسوخ است عملا بلا استفاده است چون بیانگر یک سری آیات باطل شده است پس لزوم خواندن آن بخشها چیست؟
    قرآن، برای همه‌ی مردم است: بزرگان!، عارفان، مردم دانشمند و مردم ساده. حتی آن قانون‌های نسخ شده نیز برای برخی از مردمان هنوز واجب است!
    نمونه: در قرآن آمده است: «چون خدا می‌دانست شما نمی‌توانید شکیبایی ورزید، آمیزش کردن در شب‌های رمضان را آزاد گذاشت»
    ولی بسیاری از بزرگان و عارفان در ماه روزه با همسران خود آمیزش نمی‌کنند؛ چون بهتر آن است که اگر کسی «توانایش» را دارد، در این ماه، روزه‌ی همه‌جانبه بگیرد.
    ولی از مردم ساده، چنین انتظاری نیست که بخواهند این سختی را بر خود وارد کنند.

    پس در این نسخ، هر دو قانون هست؛ یک برای عارفان و دومی برای مردمان ساده.



    پ.ن: لطفا به هم توهین نکنیم و از زیاده گویی و شرح و بسطهای اضافه پرهیز کنیم
    خیلی خرسند هستیم که زیبایی سخن و دوری از نیش زدن، برای شما یک ارزش است


  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    با سلام.
    کارشناس محترم سرکار هدی سلام.
    همکار شما یاسین در تاپیک لیست آیات منسوخ لیستی از آیات منسوخ آورده اند که بنده ایراداتی به آن گرفتم. البته سوال دوم دوست گرامی هم در همان راستاست.البته سوال اول ایشان هم سوال مهمی است که باید در جای خودپاسخ داده شود. بنده هم با مطالعه

    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    زيرا نسخ حقيقي آنست که ميان دو حکم سابق و لاحق تنافي کلي وجود داشته باشد و حاکي از اين باشد که تشريع کننده در مورد حکمش تجديد نظر کرده و از حکم سابق به طور کلي صرف نظر کرده است.
    مثلا در آیه نجوا ابتدا حکم کلی داده شد که صدقه بدهید و بعد از اینکه واکنش اعراب را دید گفت صدقه ندهید! آیا این تنافی نیست؟ آیا این تجدید نظر نیست؟
    در مورد قتال هم فرمود ابتدا با یک دهم لشکر به جنگ بروید و بعد فرمود با یک دوم! آیا این تجدید نظر نیست؟ آیا مسلم نیست حکم جدید بواسطه کوتاهی اعراب وضع شده است؟ آیا خداوند از کوتاهی آنان خبر نداشت؟ صدور حکم اول چه سود و فایده ای داشت؟ هدف خداوند از صدور حکم اول چه بود؟
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    نمونه: در قرآن آمده است: «چون خدا می‌دانست شما نمی‌توانید شکیبایی ورزید، آمیزش کردن در شب‌های رمضان را آزاد گذاشت»
    ولی بسیاری از بزرگان و عارفان در ماه روزه با همسران خود آمیزش نمی‌کنند؛ چون بهتر آن است که اگر کسی «توانایش» را دارد، در این ماه، روزه‌ی همه‌جانبه بگیرد.
    ولی از مردم ساده، چنین انتظاری نیست که بخواهند این سختی را بر خود وارد کنند.

    پس در این نسخ، هر دو قانون هست؛ یک برای عارفان و دومی برای مردمان ساده.
    با سلام.
    عارفان و کسانی که در راه خدا جهاد اکبر را روش راه خود کرده اند خیلی کارها و خیلی سخت گیری ها به خود می دهند که اصلا در دین و احکام آن نیست. در واقع می توان گفت واجبات دین برای متوسطین جامعه امده است. ولی سابقون و مخلصین پا را فراتر می نهند و سخت گیری های زیادی را بر خود تحمیل می کنند. مثلا ممکن است که نماز شب را بر خود واجب کنند در حالیکه در شرع اسلام اصولا هیچ جا این حکم واجب شمده نشده است. لذا اگر عارفان آمیزش را بر خود حرام می دارند نه به دلیل آن است که چنین حکمی ابتدا در قرآن بوده و بعد برای رعایت حال اعراب نسخ شده بلکه به دلیل همان سخت گیری های اضافه بر سازمان! است که بر خود روا می دارند. اینها را نباید با هم خلط کرد.
    لذا به نظر بنده هنوز این ایراد هست که مثلا خدا می توانست از همان ابتدا حکم جواز امیزش در شب را صادر کند. اگر این کار را می کرد راه برای عارفان برای حرام کردن امیزش در 30 شبانه روز که بسته نمی شد. می شد؟!
    و من الله توفیق

    ویرایش توسط شریعت عقلانی : ۱۳۹۲/۰۸/۰۱ در ساعت ۲۳:۲۰
    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود