صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تضاد اصل نبوت با عدالت و حکمت خداوند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    توحید
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 22 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    70

    تضاد اصل نبوت با عدالت و حکمت خداوند




    آیا اصل نبوت وجود دارد؟
    هدف این بحث پرداختن به صحت و سقم ادعای پیامبران نیست بلکه می خواهم صرفا بدانم که آیا اصل نبوت ضرورت دارد یا خیر؟
    به بیانی دیگر:
    آیا حتما" باید پیامبری وجود داشته باشد تا مردم سعادتمند شوند یا این که مردم با استفاده از عقلشان می توانند به تکامل برسند؟

    سخنم را از یک خبر آغاز می کنم:
    «محققان در حال گشت‌زنی در جنگل‌های آمازون با یک نمونه جدید برخورد کرده و موفق به کشف قبیله‌ای جدید در جنگل‌های آمازون در منطقه مربوط به کشور برزیل شدند.
    انسان‌های این قبیله با دیدن هواپیما و بالگرد که در حال عکسبرداری از آنها بود، به طرف آنها سنگ و نیزه پرتاب کردند.»
    http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11630
    خوب برویم سر اصل مطلب:
    بحث من در مورد ضرورت یا عدم ضرورت وجود انبیا است. دسته ای می گویند انبیا حتما باید وجود داشته باشند تا انسان ها به تکامل برسند و اگر انبیا نباشند خلقت بی معنا می شود(بسیاری از مسلمانان این عقیده را دارند.)
    پس اگر پیام پیامبران به عده ای نرسد آن ها از تکامل محروم می مانند و این دور از عدالت خداوند است.
    اما آیا پیام انبیا به تمام انسان ها می رسد؟
    با خواندن خبر بالا پی می بریم که هنوز هم(در قرن 21 میلادی بیش از 1400 سال پس از ظهور اسلام) انسان هایی وجود دارند که نمی دانند هواپیما چیست چه برسد به اسلام!
    البته با توجه به این که قرن 21 قرن ارتباطات است می توان درک کرد که چه بسیار انسان هایی در تاریخ وجود داشته اند که بدون آنکه اسم اسلام یا دیگر ادیان الهی را بشنوند متولد شده و مرده اند.
    یکی از پاسخ هایی که در برابر این شبه شنیده ام این است که در جهان پس از مرگ افرادی که پیام پیامبران را درک نمی کنند(مانند کسی که وسط جنگل های آمازون به دور از تمدن زندگی می کند و روزی می میرد.) در برزخ بر اساس اعمالی که در این با استفاده از اختیار و وجدانشان انجام داده اند درجاتشان معیین می گردد.
    مثلا اگر یک آمازونی انسان خوبی بوده و بر اساس وجدان و عقل خودش مثلا به دیگر اعضای قبیله ظلم نکرده بمیرد در برزخ درجه زیارت مشهد و... به او تعلق می گیرد پس از برزخ هم به بهشت می رود و هم درجه ی صالحان قرار می گیرد. حتی خداوند زمانی را که فرد دیر تر به تکامل رسیده است را جبران می کند! پس هیچ فرقی میان یک آمازونی و یک بچه ی آیت الله نیست.
    اما با شنیدن این جواب سوال دیگری به ذهن می آید که اگر فردی که پیام پیامبر به او رسیده سرانجام تفاوتی با کسی که پیام پیامبر به او نرسیده است ندارد و حتی خداوند زمان این دنیا را هم برای او جبران می کند پس اصلا چرا باید پیامبری بیاید؟

    به بیانی دیگر:
    اگر بخواهیم بگوییم نبوت وجود دارد و که یک بچه ی آیت الله می تواند به تکاملی برسد که یک آمازونی نمی تواند برسد(با تلاش های یکسان!) اصل نبوت با عدالت خداوند در تضاد است و اگر بگوییم بچه آیت الله با یک آمازونی که تلاش هایشان یکسان بوده سرانجام به یک نتیجه می رسند اصلا فرستادن نبی یک عمل بی فایده است و(از آنجا که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد) اصل نبوت در اسلام با حکمت خداوند در تضاد می شود.
    پس اصل نبوت در اسلام یا با عدالت خداوند در تضاد است یا با اصل حکمت.
    اما اگر بخواهیم از زاویه عقلانی به این موضوع نگاه کنیم می بینیم که نظام دیگری(به جز نظامی که اسلام معرفی می کند که وجود انبیا الزامی است و افراد محروم از انبیا سیر تکامل را در برزخ می گزرانند.) هم می تواند صحیح باشد:
    نیازی نیست که حتما پیامبری فرستاده شود بلکه خداوند انسان ها را در جهان آخرت بر اساس «استفاده درست از سرمایه هایشان» می سنجد همه را چه شما ادیسون باشی چه یک انسان کر و کور و لال و بر اساس تلاشتان در این جهان در جهان آخرت به شما پاداش می دهد.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362





    با نام و یاد دوست




    تضاد اصل نبوت با عدالت و حکمت خداوند







    کارشناس بحث: استاد صدیق



  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط ma313 نمایش پست ها
    آیا اصل نبوت وجود دارد؟
    هدف این بحث پرداختن به صحت و سقم ادعای پیامبران نیست بلکه می خواهم صرفا بدانم که آیا اصل نبوت ضرورت دارد یا خیر؟
    به بیانی دیگر:
    آیا حتما" باید پیامبری وجود داشته باشد تا مردم سعادتمند شوند یا این که مردم با استفاده از عقلشان می توانند به تکامل برسند؟
    باسلام خدمت تمامی دوستان
    ارسال پیامبران و رابطه ان با حکمت و عدالت خداوند بهتر است به صورت دقیق تر و بنیادی تری بحث شود تا تمام مباحث مرتبط با آن مشخص شود.
    در مرحله اول، وجود خداوند متعال اثبات میشود یا به عنوان یک امر بدیهی یا یک گزاره پایه مورد قبول قرار میگیرد.
    در مرحله بعد، به اثبات برخی صفات ذات و فعل او میپردازیم.
    در این مرحله، عدالت خداوند، حکمت او، صداقت او و برخی صفات او به صورت عقلی مورد بحث و مداقه قرار میگیرد.
    به یک معنا، تمامی صفات خداوند مرتبط با کمال مطلق او میشود. او چون کامل مطلق است و هیچ نقصی ندارد، دارای تمامی صفات جمال و منزه از تمامی اموری است که نقص حساب میشود.
    بعد از اثبات تمامی این مراحل، میبینیم که خداوند متعال به عنوان خالق تمام عالم یا واجب الوجود بالذات یک سری مخلوقات را ایجاد و خلق کرده است.
    آفرینش این مخلوقات، بنابر حکمت خداوند، باید هدفی داشته باشد.
    حکمت خلق این موجودات، رساندن آنان به کمال لایق هر یک است.
    باز، حکمت خداوند و لطف او به این خلائق اقتضای این را دارد که وسائل رسیدن به این کمال که هدف او از خلقتشان بوده را فراهم کند.
    این وسایل گاه در درون این موجودات قرار داده شده است و گاه از بیرون به کمک آنان میآید.امام کاظم علیه السلام در این زمینه میفرماید:«ان لله علی الناس حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه، فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول»(کافی، ج1ص 13)
    وسیله درونی که به رسول باطنی خوانده میشود، عقل است که در برخی امور اساسی به کمک انسان میآید و هم در معاش و هم در معاد آنان کارایی دارد.
    اما در مورد مسائلی که عقل انسان توان راهیابی به آن را ندارد، رسولان بیرونی را میفرستد تا هدف از خلقت او راتأمین کنند.
    مسائلی که عقل انسان به آن راه نمییابد، گاه مسائلی هست که اصلا توان رسیدن به آن را ندارد که همان جزئیات و علل احکام یا به عبارت بهتر مصالح و مفاسد احکام است. همانطور که امام سجاد علیه السلام فرموده: «ان دین الله لایصاب بالعقول»(مستدرک الوسائل، ج17 ص 262)
    گاه نیز مسائلی است که بالاصاله توان رسیدن به آن را دارد، ولی به عللی، خودش را از رسیدن به آن محروم کرده است. مثلاعقل بالاصالة توان رسیدن و پی بردن به اصول عقائد خود را دارد ولی گاه به واسطه امور دنیایی و غوطه ور شدن در مسائل نفسانی و مادی از آن محروم میشود.حضرت امیر علیه السلام، در این مورد فرموده:« فبعث فیهم رسله و اتر الیهم انبیائه لیستأدوهم میقاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبیلغ و یثیروا لهم دفائن العقول»(نهج البلاغه، خطبه 1)
    به کمک این حجتهای درونی و بیرونی، راه خوب و بد به آنان نشان داده شده است.«فالهمها فجورها و تقویها»(شمس،8)
    تا کنون تمام اینها به حکمت الهی و لطف او مرتبط بود.
    بعد از این، نوبت به جنبه عدالت خداوند میرسد که به پاداش و جزای اعمال بندگانش در این دنیا رسیدگی کند.
    اما عدالت او مقتضی این است که تنها زمانی آنان را مجازات کند که بیان این دو حجت به آنان رسیده باشد.«ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا»(اسرا، 15)
    حجت درونی او تعطیل نباشد و عقل او کار بکند و نظر حجت بیرونی و پیامبرش نیز باید به صورت واضح به او رسیده باشد و با این حال، آن بنده از قبول قول حق سرباز زده باشد.
    بنابراین تا اینجا مشخص شد که:
    1. به مقتضای حکمت خداوند، باید دو حجت ظاهری و باطنی برای هدایت بندگانش بفرستد.
    2. به مقتضای عدالت خداوند، تنهازمانی خداوند میتواند بنده ای را عذاب کند که بیان برایش فرستاده باشد و او از قبولش سرباز زده باشد و برخلاف آن عمل کرده باشد.




  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    حال میرسیم به اصل شبهه ای که مطرح شد.
    گفته شد :

    نقل قول نوشته اصلی توسط ma313 نمایش پست ها
    با خواندن خبر بالا پی می بریم که هنوز هم(در قرن 21 میلادی بیش از 1400 سال پس از ظهور اسلام) انسان هایی وجود دارند که نمی دانند هواپیما چیست چه برسد به اسلام!
    در مورد این شبهه، از دو جنبه میتوان پاسخ داد:
    از نظر عقلی گفتیم که یکی از صفات خداوند این است که صادق است و کذب و دروغگویی در مورد خداوند محال است، زیرا با کمال او ناسازگار است( در جای خود اثبات شده است)
    وقتی ما صداقت و صدق گفتاری خداوند را اثبات کردیم، خود قران کریم که گفته پیامبر است میفرماید:«و ان من امة الا خلا فیها نذیر»(فاطر، 24) یا میفرماید:«و اهلکنا من قریه الا لها منذرون»(شعرا، 208)
    بنابراین همانطور که دیده شد، خود خداوند در قران کریم میفرماید که ما برای تمام بندگان و امتها، نذیر و فرستاده ای را قرار دادیم و هیچ آبادی و قریه ای نبود، مگر اینکه پیامبر و نبی ای برایشان فرستاده بودیم.
    حال سوال این است که آیا میتوان از اینکه در قرن 21 ما یک عده ای را دیدیم که بویی از تمدن و پیشرفت نبرده اند و اطلاعی از هیچ تکنولوژی ندارند، نتیجه گرفت که بنابراین در زمان های سابق یا در حال حاضر عده ای هستند که از دین حق خبر ندارند.
    این مسأله، خود به چند مسأله قابل تفکیک است.
    اول اینکه، این افراد آیا تنها از تکنولوژی خبر ندارند یا از هیچ چیزی خبر نداشتند؟
    دوم اینکه، اینکه این افراد از چیزی خبر ندارند، آیا دلیل میشود که بگوییم پس از قبل نیز خبر نداشته اند. یعنی از دوران باستان این قبایل با پیرامون خود هیچ ارتباطی نداشته اند یا اینکه بعدها، رابطه آنها بریده شده است؟
    سوم اینکه، آیا وجود کنونی آنان دلالت بر این دارد که این افراد سابقه شان به زمان پیامبران میرسد یا اینکه بعد از آن در چند قرن اخیر بوجود آمده اند؟
    چهارم اینکه، برفرض این افراد از زمان باستان و دوران پیامبران بوده اند و از قدیم الایام نیز اطلاعی از پیرامون خود نداشته اند( نه پیشرفت علمی و نه اتفاقاتی نظیر ظهور ادیان و ...)، آیا نرسیدن بیان به آنان، منافات با عدالت یا حکمت خداوند در ارسال پیامبران دارد یا ندارد.

    اما مسأله اول:
    مطمئنا به صورت قطع و یقین اطلاعات تکمیلی از آنان وجود ندارد که میزان بی اطلاعی آنان چه مقدار است؟

    اما مسأله دوم:
    این مسأله را با اطمینان نمتیوان جواب داد. به صورت اطمینان نمیتوان گفت که پیشینه این وضعیت برای این افراد به چه میزانی است؟ یعنی نمتیوان گفت که بی اطلاعی آنان به صورت مطلق بوده یا محدود و نیز در هر دو صورت، برفرض آنان از زمان پیامبران وجود داشته اند، آیا در همان زمان نیز اطلاعی از پیرامون خود نداشته اند؟

    اما مسأله سوم:
    این مسأله را نیز نمیتوان به طور یقینی یا اطمینانی پاسخ داد. اطلاعات ما در مورد این افراد بسیار محدود است.

    این سه مسأله و ابهامهای آن به روشنی نشان میدهد که به هیچ وجه نمیتوان ادعا کرد که آنان از زمان پیامبران وجود داشته اند و با این حال، دین حق به آنان نرسیده است. اما از سوی دیگر، آیاتی که بیان شد، نشان میدهد که قطعا اگر قبلا بوده اند، دین حق به آنها رسیده است. زیرا گرچه ایه شریفه 24 سوره فاطر به صورت مطلق میفرماید هیچ امتی نیست مگر اینکه برایشان نذیر و پیامبری را فرستادیم. بنابراین به طور قطع میتوان ادعا کرد که دین حق به آنان رسیده است. گرچه ما از جزئیات آن خبر نداریم.

    اما مسأله آخر:
    برفرض ما از آیات صرف نظر کنیم و فرض کنیم که آنان از زمان پیامبران وجود داشته اند ولی از اوضاع و احوال پیرامون خود و ظهور ادیان جدید بی اطلاع بوده اند، (که البته فرضی است صرفا ذهنی و هیچ شاهد تاریخی ندارد) این چه چیزی را اثبات میکند و با کدام یک از اوصاف خداوند در تعارض است.
    ایا اگر عده ای باشند ولی به آنان دین حق نرسیده باشد، حکمت خداوند در ارسال پیامبران زیر سوال میرود؟
    آیا اگر چنین افرادی باشند، عدالت خداوند خدشه دار میشود؟
    خیر! هیچ کدام از این اشکالها وارد نیست.
    همانطور که گفتیم، حکمت خداوند اقتضا دارد که برای هدایت بندگان رسولان ظاهری و باطنی بفرستد. این مسأله به صورت کلی است یعنی برای هدایت نوع انسان چنین وضعیتی وجود دارد، اما اگر موانع درونی و بیرونی و نیز موانع انسانی یا جغرافیایی وجود داشته باشد، منافاتی با این حکمت ندارد.
    خداوند میخواهد بندگانش هدایت شوند و به کمال برسند، حال اگر عده ای مانع شوند و پیامبر زمان را کشتند یا مانع رسیدن قول او به دیگر بندگان شدند، این ربطی به حکمت خداوند ندارد.
    البته به دو شرط، اولا اینکه این ممانعت به صورت غالبی نباشد و بیشتر افراد به واسطه مانع از رسیدن آن محروم نشده باشند و دوم هم اینکه راه جبرانی برای کمال و هدایت آنان باقی بگذارد. یا از راه حجت درونی یا طریقی دیگر که خودش میداند(مثلا شرایط رسیدن به سعادت و کمال را در آن دنیا به طریقی مهیا کند یا ...)
    این در مورد رابطه وضعیت این افراد با حکمت الهی
    اما رابطه این وضعیت با عدالت خداوند نیز منافاتی ندارد. آنچه با عدالت خداوند در این زمینه منافات دارد این است که این افراد که مستضعف فکری نامیده میشوند، به سعادت نرسند و نیز این افراد عذاب شوند.
    این افراد به سعادت میرسند و این مطلب قبلا بحث شده است.
    اما عذابی نیز برای آنان درکار نیست زیرا بیانی به آنان نرسیده است.




  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    نقل قول نوشته اصلی توسط ma313 نمایش پست ها
    گر بخواهیم بگوییم نبوت وجود دارد و که یک بچه ی آیت الله می تواند به تکاملی برسد که یک آمازونی نمی تواند برسد(با تلاش های یکسان!) اصل نبوت با عدالت خداوند در تضاد است و اگر بگوییم بچه آیت الله با یک آمازونی که تلاش هایشان یکسان بوده سرانجام به یک نتیجه می رسند اصلا فرستادن نبی یک عمل بی فایده است و(از آنجا که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد) اصل نبوت در اسلام با حکمت خداوند در تضاد می شود.
    بنابراین
    برفرض که آنان از هیج چیزی خبر نداشته باشند، مستضعف فکری هستندو وضعیت مستضعف فکری مشخص است.
    آنان وضعیت استثنایی دارند وبه هدایت رسیدن آنان نیز به صورت بیخودی وبی دلیلی نیست بلکه مثلا شرایطی در آن دنیا شبیه وضعیت این دنیا قرار داده میشود و راه خوب و بد به آنان شناسانده میشود. آنگاه از آنان چیزی خواسته میشود که اگر اطاعت کردند، به سعادت میرسند و اگر اطاعت نکردند نمیرسند.
    این وضعیت تنها برای این افراد است و به نوعی جبران از ناحیه خداوند است. نه اینکه وضعیتی کلی و قانونی کلی باشد. و این لطف خداوند است که شرایط رسیدن به هدایت و سعادت را برایشان فراهم میکند. این وضعیت را خود خدا قرار داده است. خداوند خودش، همانطور که اصل ارسال پیامبران را قرار داده است و راه عقل را برای رسیدن به کمال ناکافی قرار داده است( به هر دلیل شاید به این دلیل که عقل را میتوان با شهوت و هوای نفس پوشاند یا موانع دیگر) همین خدا، خواسته است که در برخی موارد راه دیگری را نیز تنها برای کسانی که از آن قاعده عمومی محروم شده اند، قرار بدهد.
    بنابراین هیچ اعتراض و اشکالی وجود ندارد. این کار نه با حکمتش منافات دارد نه با عدالتش.
    بعلاوه
    سعادت و شقاوت، ملازمه ای با زمان انجام یک عمل و تعداد انجام آن ندارد بلکه به واسطه نیت انسان و عزم او بر انجام ان است.
    کسی که یک کار بد را انجام میدهد ، گاه آن کار برایش چنان لذیذ میشود که ترکش برایش تقریبا محال میشود. همین وضعیت در مورد کار خوب نیز برقرار است.
    بنابراین، اینکه چطور یک آیت الله یا بچه او مدتها کار خوب انجام میدهند مساوی با این مستضعف فکری میشود، سوال نادرستی است زیرا نه تساوی رتبه آنان معلوم است و نه مستضعف بودن او در این دنیا ملازمه ای با شقاوت او دارد.


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بنابراین همانطور که دیده شد، خود خداوند در قران کریم میفرماید که ما برای تمام بندگان و امتها، نذیر و فرستاده ای را قرار دادیم و هیچ آبادی و قریه ای نبود، مگر اینکه پیامبر و نبی ای برایشان فرستاده بودیم
    با سلام
    عدالت در ارسال رسل با دوري و نزديكي ِجغرافياي زندگي انسانها با نبي چگونه قابل جمع است؟
    آيا اينكه ما الآن مثلا مسلمانيم دليلش غير از كشور گشايي اسلام و موقعيت جغرافيايي ماست؟
    به خوبي روشن است كه(حتي بافرض با خبر بودن همه از نبي)بعضي نسبت به بعضي ديگر به هدايت نزديكتر بوده اند
    لذا ار اين راه نمي توان عدالت خداوند را اثبات كرد

    و از طرف ديگر با مسئله نجات هم نمي توان به اين تناقضات پاسخ گفت
    چرا كه موضوع رشد و تعالي است نه نجات از جهنم

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    عدالت در ارسال رسل با دوري و نزديكي ِجغرافياي زندگي انسانها با نبي چگونه قابل جمع است؟
    آيا اينكه ما الآن مثلا مسلمانيم دليلش غير از كشور گشايي اسلام و موقعيت جغرافيايي ماست؟
    به خوبي روشن است كه(حتي بافرض با خبر بودن همه از نبي)بعضي نسبت به بعضي ديگر به هدايت نزديكتر بوده اند
    لذا ار اين راه نمي توان عدالت خداوند را اثبات كرد
    باسلام و تبریک
    عدالت به معنای تساوی نیست. بلکه به این معناست که هرچیزی در جای خود قرار داده شود.
    حکمت خداوند اقتضا دارد که شرایط به کمال رسیدن را برای تمام بندگانش اماده کند.
    عدالت او نیز در این مورد، مستلزم این است که در این زمینه به کسی ظلم نشود.
    حال بیاییم ببینیم، ظلم در ارسال رسل به چه صورتی محقق میشود.
    اگر خداوند پیامبرانی را میفرستد، چه کاری باید انجام دهد، تا هم حکمتش در خلقت محقق شود و هم در این زمینه به کسی ظلم نکرده باشد.
    خب یک فرض ان این است که برای تک تک بندگانش پیامبرانی بفرستد. حالا چه پیامبران دارای شریعت و چه پیامبرانی که صرفا تبلیغی بوده اند.
    این راه حل خیلی خوب است.
    ادعای قران نیز این است که برای هر قریه و آبادی و ملتی، پیامبرانی را فرستاده است.
    «و ان من امة الا خلا فیها نذیر»(فاطر، 24)
    پیامبرانی که داستان آنان در قران بیان شده و پیامبرانی که بیان نشده.«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ»(غافر 78)
    ما از وضعیت امتهای پیشین خبر نداریم و صرفا میتوان به خبرهای معتبری که در این زمینه بیان شده است، اعتماد کرد که قران انرا بیان کرده است.
    حال میرسیم به وضعیت امت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله).
    در زمان ایشان،وضعیت به این صورت است که
    اولا: دیگر قرار نیست پیامبر دیگری حضور داشته باشد. نه پیامبر تشریعی و نه پیامبر تبلیغی. بعد از ایشان نیز پیامبر تبلیغی نخواهد بود؛ زیرا ایشان خاتم پیامبران است.
    ثانیا: درست است که بعثت ایشان در مکه بوده است، اما یا خود به مناطق دیگر نیز مسافرت کردند. مانند مسافرت به طائف(تاریخ الامم و الملوک، ص 344)
    یا نمایندگانی را به آن مناطق فرستادند.
    به چند منطقه مهم و حساس آن زمان مانند روم و ایران و حبشه نیز نامه نوشتند و بزرگان آنان را به توحید و دین خدا دعوت کردند.در سال ششم هجری،
    عمرو بن امیه ضمری را به حبشه فرستاد و مردم آنجا را اسلام دعوت کرد.(الطبقات الکبری، ج4 ص 188)
    حاطب بن ابی بلتعه را به مصر فرستاد(انساب الاشراف، ج1 ص 448)
    علاء بن حضرمی را به بحرین فرستاد(الاصابه فی تمییز الصحابه، ج6 ص 170)
    عمرو بن عاص را به سوی عمان فرستاد(المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج4 ص 9)
    دحیه کلبی را سوی قیصر روم فرستاد(الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج2 ص 461)
    عبدالله بن حذافه سهمی را نیز به سوی خسروپرویز پادشاه ایران فرستاد(الطبقات الکبری، ج4 ص 144)
    بنابراین هیچ منطقه مهمی نبوده که ایشان در ان زمان ندای اسلام را به گوش مردمش نرسانده باشد.
    بعد از وفات حضرت نیز، به دو طریق دیگر این وظیفه انجام شد.
    اول از طریق فتح برخی مناطق و همزیستی که مردم مناطق دیگر با مسلمانان پیدا کردند.
    دوم نیز از طریق نصب 12 امام معصوم و معرفی ایشان به عنوان مرجع علمی و شرعی برای حل مشکلات و سوالات مردم. یکی از وظایف این امامان، تبلیغ دین پیامبر بوده و چون خودشان نمیتوانستند به تمام مناطق سربزنند، از طریق نمایندگانشان با آنها در ارتباط بوده اند
    بنابراین می بینید که دین اسلام نیز چه در زمان حیات و چه بعد ازحیات پیامبر، به تمام مناطق صادر شده است. برخی به ندای این رسول الهی پاسخ مثبت داده اند و برخی خود را محروم کرده اند.
    همانطور که سلمان فارسی در همان زمان حیات پیامبر خدمت ایشان رسید و اسلام آورد.
    پس نمیتوان ادعا کرد که خدا پیامبرش را برای یک منطقه فرستاده و دیگران از تبلیغ دین و رسیدن به سعادت محروم بوده اند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    و از طرف ديگر با مسئله نجات هم نمي توان به اين تناقضات پاسخ گفت
    چرا كه موضوع رشد و تعالي است نه نجات از جهنم
    دقیقا ادعای ما نیز همین است. بهشت و جهنم، مطلوبیت ذاتی ندارد. یعنی همانطور در مبحث فلسفه خلقت توضیح داده شد، فلسفه خلقت عالم و انسان توسط خداوند، رساندن انسان به کمال لایقش بوده است. البته با حفظ اختیار انسان.
    در مورد تمام انسانها نیز چنین اتفاقی روی داده است، مگر افرادی که به واسطه موانع مادی و انسانی، خبری از دین حق نداشته اند.
    این افراد نیز تنها نجات نمییابند بلکه به کمال مطلوب خودشان نیز میرسند. زیرا با توجه به اینکه علم خداوند نامحدود است، آنان را با یک عمل آزمایش میکند. آنگاه هیچ بعید نیست که براساس علم لایزال خودش از این افراد و عملکردی که در دنیا داشته اند، میداند که این افراد اگر دین حق در دنیا به آنان میرسید، چقدر مرد میدان بوده و چقدر تابع پیامبر میشدند. به همان اندازه آنان را به کمال برساند.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۸/۰۱ در ساعت ۰۶:۵۴

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط ma313 نمایش پست ها
    به بیانی دیگر:
    اگر بخواهیم بگوییم نبوت وجود دارد و که یک بچه ی آیت الله می تواند به تکاملی برسد که یک آمازونی نمی تواند برسد(با تلاش های یکسان!) اصل نبوت با عدالت خداوند در تضاد است و اگر بگوییم بچه آیت الله با یک آمازونی که تلاش هایشان یکسان بوده سرانجام به یک نتیجه می رسند اصلا فرستادن نبی یک عمل بی فایده است و(از آنجا که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد) اصل نبوت در اسلام با حکمت خداوند در تضاد می شود.
    پس اصل نبوت در اسلام یا با عدالت خداوند در تضاد است یا با اصل حکمت.
    اما اگر بخواهیم از زاویه عقلانی به این موضوع نگاه کنیم می بینیم که نظام دیگری(به جز نظامی که اسلام معرفی می کند که وجود انبیا الزامی است و افراد محروم از انبیا سیر تکامل را در برزخ می گزرانند.) هم می تواند صحیح باشد:
    نیازی نیست که حتما پیامبری فرستاده شود بلکه خداوند انسان ها را در جهان آخرت بر اساس «استفاده درست از سرمایه هایشان» می سنجد همه را چه شما ادیسون باشی چه یک انسان کر و کور و لال و بر اساس تلاشتان در این جهان در جهان آخرت به شما پاداش می دهد.
    سلام
    نبوت یک لطف الهی است که از طریق عادی به انسانها می رسد لذا اگر بر خدای متعال لازم باشد پیامبری بفرستد او فرستاده است اما دلیلی ندارد برای وصول به همگان جریانات عادی جامعه بشری که از سنتهای خود او تبعیت می کند را به هم بزند .
    دیگر اینکه صرف وصول نعمت پیام الهی مستلزم تکامل نیست چه اینکه این تکامل منوط به پذیرش و تبعیت همراه با وجود استعداد است لذاست که می بینیم بسیاری افراد هم این نعمت را رد کردند و هیچ تکامل معنوی که نیافتند هیچ بلکه بخاطر مبارزه با آن سقوط کردند . پس کسی که پیام به او نرسیده اولا بدلایل عادی بوده است ثانیا
    اگر محروم از تکامل احتمالی بوده معاف از سقوط هم شده است ثالثا چه بسا قائل شویم طایفه ای که پیام به آنها نرسیده استعداد لازم برای تعالی معنوی را نداشته اند
    و اما ادعای برابری مقام پیرو دین با غیر ان یک ادعای بی اساس است که هیچ عقل و دینی آنرا نمی پذیرد
    نتیجه گیری نهایی هم قابل قبول نیست چه اینکه کمالات معنوی ناشی از پیروی از دین بسیاربسیار برتر و بالاتر از تکامل مادی ظاهری است که آنرا هم بشر در سایه تمدن آفرینی دین بدست اورده است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    توحید
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 22 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    70



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    حکمت خداوند و لطف او به این خلائق اقتضای این را دارد که وسائل رسیدن به این کمال که هدف او از خلقتشان بوده را فراهم کند.
    این وسایل گاه در درون این موجودات قرار داده شده است و گاه از بیرون به کمک آنان میآید.امام کاظم علیه السلام در این زمینه میفرماید:«ان لله علی الناس حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه، فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول»(کافی، ج1ص 13)
    با تقدیم سلام و تشکر نسبت به پاسخ کارشناس محترم.
    باید بگویم که بنده سه اصل:
    1> توحید
    2> عدل
    3> معاد
    را قبول دارم.

    اما فعلا" نه نبوت را قبول دارم نه قرآن را بنابر این دلیل آوردن شما از احادیث و قرآن برای بنده هیچ سودی ندارد.
    قبلا" هم بحث هایی در لینک زیر در مورد قرآن انجام داده ام که در پایان بحث نتیجه گرفتم که مفهوم سه خطی نوشتار من مفهوم عمیق تری از سه آیه سوره کوثر دارد.
    می توانید مراجعه کنید به:
    http://www.askdin.com/thread28711.html

  19. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    توحید
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 22 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    70



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    از نظر عقلی گفتیم که یکی از صفات خداوند این است که صادق است و کذب و دروغگویی در مورد خداوند محال است، زیرا با کمال او ناسازگار است( در جای خود اثبات شده است)
    وقتی ما صداقت و صدق گفتاری خداوند را اثبات کردیم، خود قران کریم که گفته پیامبر است میفرماید:«و ان من امة الا خلا فیها نذیر»(فاطر، 24) یا میفرماید:«و اهلکنا من قریه الا لها منذرون»(شعرا، 208)
    البته یکی از پاسخ های احتمالی این است که همه ی انسان های کره ی زمین پیامبر الهی خودشان را دارند گرچه آن پیامبر حضرت محمد نباشد.
    اولا کسی که ادعا می کند همه انسان های تاریخ دارای پیامبر الهی هستند باید ادعای خودش را با دلایل تاریخی اثبات کند.
    و آیه «و ان من امة الا خلا فیها نذیر»(فاطر، 24) تنها زمانی کاربرد دارد که ما ابتدا اعجاز قرآن را قبول داشته باشیم (که بنده فعلا قبول ندارم) و گرنه تنها یک حرف بی دلیل است مگر آنکه علما بتوانند برای اثبات این آیه و امثال آن لیستی با اسناد تاریخی از تمام پیامبران و تمام اقوام تاریخ ارائه بدهند!
    دوما حتی اگر همه ی انسان های تاریخ هم پیامبر الهی داشته باشند هم پاسخ این است که پیامبری نسبت به هر پیامبر دیگری هم این شبهه می تواند مطرح شود:
    اگر بخواهیم بگوییم نبوت وجود دارد و که یک بچه ی آیت الله می تواند به تکاملی برسد که یک مسیحی(یا دین الهی آمازونی(فرضا" که وجود داشته باشد) یا هر دین دیگری) نمی تواند به آن درجات برسد(با تلاش های یکسان!) اصل نبوت با عدالت خداوند در تضاد است (چون آن آمازونی مقصر نبوده است) و اگر بگوییم بچه آیت الله با یک مسیحی که تلاش هایشان یکسان بوده سرانجام به یک نتیجه می رسند اصلا فرستادن حضرت محمد یک عمل بی فایده است و(از آنجا که خداوند کار بیهوده انجام نمی دهد) اصل نبوت در اسلام با حکمت خداوند در تضاد می شود.

  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود